پرش به محتوا

سید حسنی: تفاوت میان نسخه‌ها

۶٬۱۸۳ بایت حذف‌شده ،  ‏۲۷ آوریل ۲۰۱۹
خط ۱۹: خط ۱۹:


این پیشینه دربارۀ احادیث مربوط به حسنی و مهم‌تر از این، ضعف منبع و سند و متن این احادیث، چنین نتیجه می‌دهد که قیام حسنی قبل از ظهور، چیزی نیست که بتوان به شیؤۀ علمی، آن را اثبات کرد. بنابراین، شاید بتوان گفت که مقصود از سید حسنی در تنها روایت معتبری که بدان اشاره شده، همان نفس زکیه است<ref>[http://fa.imamatpedia.com/wiki/%D8%AF%D8%A7%D9%86%D8%B4%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87%D9%94_%D8%A7%D9%85%D8%A7%D9%85_%D9%85%D9%87%D8%AF%DB%8C_%D8%AC%DB%B7_(%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8) دانشنامهٔ امام مهدی: ج۷، ص:۴۴۱.]</ref>.
این پیشینه دربارۀ احادیث مربوط به حسنی و مهم‌تر از این، ضعف منبع و سند و متن این احادیث، چنین نتیجه می‌دهد که قیام حسنی قبل از ظهور، چیزی نیست که بتوان به شیؤۀ علمی، آن را اثبات کرد. بنابراین، شاید بتوان گفت که مقصود از سید حسنی در تنها روایت معتبری که بدان اشاره شده، همان نفس زکیه است<ref>[http://fa.imamatpedia.com/wiki/%D8%AF%D8%A7%D9%86%D8%B4%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87%D9%94_%D8%A7%D9%85%D8%A7%D9%85_%D9%85%D9%87%D8%AF%DB%8C_%D8%AC%DB%B7_(%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8) دانشنامهٔ امام مهدی: ج۷، ص:۴۴۱.]</ref>.
==مقدمه==
*گفته شده است، از نشانه‌‏های ظهور خروج سید حسنی از طرف دیلم است. درباره شخصیت وی، در روایات سخنی نیامده است، ولی روایاتی که سخن از خروج و کشته شدن او دارد تا حدودی به معرفی او پرداخته است. [[امام صادق]]{{ع}} فرمود: حسنی، آن جوانمرد خوشرویی که از طرف دیلم خروج می‏‌کند و با بیان فصیح فریاد می‌‏زند: ای آل احمد! اجابت کنید دردمند پریشان‌‏حال را و آن‏که از پیرامون ضریح "شاید مراد کعبه باشد" ندا می‏کند؛ پس گنجینه‌‏های الهی در طالقان او را اجابت می‌‏کنند. آن‏ها گنج‏‌هایی از طلا و نقره نیستند؛ بلکه مردانی‌‏اند همانند قطعه‌‏های آهن. بر اسب‏‌های چابک سوار شده و حربه‌‏هایی به دست می‌‏گیرند. پیوسته ستمگران را می‌‏کشند، تا این‏که وارد کوفه می‌‏شوند؛ در حالی که بیشتر جاهای زمین از لوث وجود بی‏‌دینان پاک گشته، سید حسنی آن‏جا را محل اقامت خود قرار می‏دهد. آن‏گاه خبر ظهور [[امام مهدی|مهدی]]{{ع}} به سید حسنی و اصحابش می‌‏رسد. اصحاب به او می‌‏گویند: ای فرزند [[پیغمبر]]! این کیست که در قلمرو ما فرود آمده است؟ می‌‏گوید: برویم ببینیم او کیست. در صورتی که به خدا قسم سید حسنی می‌‏داند او [[امام مهدی|مهدی]]{{ع}} است و بدین سبب این سخن را می‏‌گوید که به یارانش آن حضرت را بشناساند. پس سید حسنی بیرون می‌‏آید تا این‏که به [[امام مهدی|مهدی]]{{ع}} می‌‏رسد. آن‏گاه می‏گوید: اگر تو [[امام مهدی|مهدی]]{{ع}} [[آل محمد]]{{صل}} هستی، پس عصای جدّت [[پیامبر]] و انگشتر و جامه و زره آن حضرت کجا است؟ عمامه "سحاب"، اسب، شتر، قاطر، الاغ و اسب اصیل [[رسول خدا]] و مصحف [[امام علی|امیر مؤمنان]] کجا است؟. آن حضرت تمام این‏ها را به او نشان می‏‌دهد. آن‏گاه عصای [[پیامبر]] را می‏‌گیرد و در سنگ سختی می‏‌کارد؛ بی‏‌درنگ برگ می‌‏دهد. منظورش از این کار آن است که بزرگواری و فضیلت [[امام مهدی|حضرت مهدی]]{{ع}}‏ را به اصحاب خود بنمایاند، تا با آن حضرت بیعت کنند. سید حسنی گوید: «اللّه اکبر! ای‏ فرزند [[پیغمبر]]! دستت را بده تا با شما بیعت کنیم. [[امام مهدی|حضرت مهدی]]{{ع}}‏ دستش را دراز می‌‏کند و سید حسنی و اصحابش بیعت می‏‌کنند<ref>  محمد باقر مجلسی، بحار الانوار، ج ۵۳، ص ۱۵</ref>.
*[[امام صادق]]{{ع}} فرجام کار وی را این‏گونه فرموده است: ... و آن‏گاه که سید حسنی خروج خود را آغاز می‏‌کند، اهل مکه بر او هجوم آورده، او را به قتل می‏‌رسانند و سر او را بریده، برای شامی می‏‌فرستند. در این هنگام، صاحب الامر ظهور خواهد کرد<ref> {{عربی|اندازه=120%|" فَيَبْتَدِرُ الْحَسَنِيُ‏ إِلَى‏ الْخُرُوجِ‏ فَيَثِبُ‏ عَلَيْهِ‏ أَهْلُ‏ مَكَّةَ فَيَقْتُلُونَهُ‏ وَ يَبْعَثُونَ‏ بِرَأْسِهِ‏ إِلَى‏ الشَّامِيِ‏ فَيَظْهَرُ عِنْدَ ذَلِكَ‏ صَاحِبُ‏ هَذَا الْأَمْرِ‏‏"}}، محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج ۸، ص ۲۲۴، ح ۲۸۵</ref>.
*[[نعمانی]] نیز می‏‌نویسد: [[یعقوب]] سراج گوید: به [[امام صادق]]{{ع}} عرض کردم: فرج شیعیان شما کی خواهد بود؟ پس فرمود: آن‏گاه که فرزندان عباس به اختلاف پردازند و حکومت ایشان سست شود. راوی‏ حدیث یاد شده را عینا ذکر کرده تا رسیده است به ذکر جنگ ‏افزارها و افزوده است: تا این‏که بر فراز مکه فرود آید و شمشیر را از نیامش بیرون می‏‌کشد، و زره را می‌‏پوشد و پرچم و برد را باز می‏‌کند. عمامه را به سر می‏گذارد و عصا را به دست می‌‏گیرد و از خداوند سبحانه و تعالی درباره ظهورش اجازه می‌‏خواهد. یکی از خادمان آن حضرت از آن موضوع آگاه می‏شود و نزد حسنی آمده او را از خبر آگاه می‏‌کند. حسنی در خروج، بر آن حضرت پیش‏دستی می‌‏کند؛ پس مردم مکه بر او شوریده و او را به قتل می‏‌رسانند و سرش را به نزد شامی می‏‌فرستند. در این هنگام، صاحب این امر ظهور می‏‌کند و مردم با او بیعت کرده، از او پیروی می‏‌کنند<ref>  نعمانی، الغیبة، باب ۱۴، ح ۴۳؛ با اندک تفاوتی، محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج ۸، ص ۲۲۴، ح ۲۸۵</ref>.
*برخی، از این دو روایت استفاده کرده‏‌اند که "سید حسنی" همان [[نفس زکیه]] است<ref>[[خدامراد سلیمیان|سلیمیان، خدامراد]]، [[فرهنگ‌نامه مهدویت (کتاب)|فرهنگ‌نامه مهدویت]]، ص:۲۰۷ - ۲۰۸.</ref>.


==مقدمه==
==مقدمه==
۱۹٬۴۱۸

ویرایش