پرش به محتوا

اصل دین بودن امامت: تفاوت میان نسخه‌ها

جز
جایگزینی متن - '، ص:' به '، ص'
جز (جایگزینی متن - '{{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن' به '{{عربی|اندازه=100%|﴿{{متن قرآن')
جز (جایگزینی متن - '، ص:' به '، ص')
برچسب‌ها: ویرایش همراه ویرایش از وبگاه همراه
خط ۱۰: خط ۱۰:
#اهداف و اغراضی که با [[نبوت]] حاصل می‌شد، با [[امامت]] حقه نیز به دست می‌آید پس همانطور که [[نبوت]] از اصول دین است، [[امامت]] هم چنین می‌باشد.
#اهداف و اغراضی که با [[نبوت]] حاصل می‌شد، با [[امامت]] حقه نیز به دست می‌آید پس همانطور که [[نبوت]] از اصول دین است، [[امامت]] هم چنین می‌باشد.
#با [[امامت]]، اساس شریعت، حفظ می‌شود و نظام اجتماعی، قوام می‌یابد.
#با [[امامت]]، اساس شریعت، حفظ می‌شود و نظام اجتماعی، قوام می‌یابد.
#زندگی بدون معرفت، در واقع زندگی جاهلانه است و نه حیات طیبه‌ای که ادیان، ارمغان‌آور آن هستند. [[حضرت رسول]]: {{عربی|اندازه=155%|"مَنْ‏ مَاتَ‏ وَ لَمْ‏ يَعْرِفْ‏ إِمَامَ‏ زَمَانِهِ‏ مَاتَ مِيتَةً جَاهِلِيَّةً"}}<ref>[[اسحاق عارفی|عارفی، اسحاق]]، [[امامت‌پژوهی (کتاب)|امامت‌پژوهی]]، ص:۷۷.</ref>.
#زندگی بدون معرفت، در واقع زندگی جاهلانه است و نه حیات طیبه‌ای که ادیان، ارمغان‌آور آن هستند. [[حضرت رسول]]: {{عربی|اندازه=155%|"مَنْ‏ مَاتَ‏ وَ لَمْ‏ يَعْرِفْ‏ إِمَامَ‏ زَمَانِهِ‏ مَاتَ مِيتَةً جَاهِلِيَّةً"}}<ref>[[اسحاق عارفی|عارفی، اسحاق]]، [[امامت‌پژوهی (کتاب)|امامت‌پژوهی]]، ص۷۷.</ref>.
*'''اولین دلیل: [[امام]] و واسطه فیض:'''هدف عالی انسان، نیل به کمالات ماورای طبیعت و اتصال به عالم غیب و تخلق به "اخلاق الله" است. طریق وصول به این کمال، همان "[[صراط مستقیم]]" است. کسی می‌تواند رهبر رهروان طریق مستقیم باشد که خود، این مسیر را پیموده و لازم است همواره در میان انسان‌ها چنین فرد برگزیده‌ای وجود داشته باشد تا واسطه فیض میان عالم ربوبی و نوع انسانی گردد؛ چنین فرد برگزیده‌ای، در اصطلاح شرع، [[امام]] نامیده می‌شود. پس [[امام]]، مجرای فیوض الهی و واسطه بین انسان و [[عالم غیب]] است. فلاسفه بزرگ، همچون [[ابن سینا]]، در الهیات شفا و... خالی نماندن عالم را از وجود [[امام]] که با مضمون احادث و استمرار فیض و قواعد عقلی دیگر، موافق است با صراحت پذیرفته‌اند<ref>[[اسحاق عارفی| عارفی، اسحاق]]، [[امامت‌پژوهی (کتاب)|امامت‌پژوهی]]، ص:۸۵.</ref>.
*'''اولین دلیل: [[امام]] و واسطه فیض:'''هدف عالی انسان، نیل به کمالات ماورای طبیعت و اتصال به عالم غیب و تخلق به "اخلاق الله" است. طریق وصول به این کمال، همان "[[صراط مستقیم]]" است. کسی می‌تواند رهبر رهروان طریق مستقیم باشد که خود، این مسیر را پیموده و لازم است همواره در میان انسان‌ها چنین فرد برگزیده‌ای وجود داشته باشد تا واسطه فیض میان عالم ربوبی و نوع انسانی گردد؛ چنین فرد برگزیده‌ای، در اصطلاح شرع، [[امام]] نامیده می‌شود. پس [[امام]]، مجرای فیوض الهی و واسطه بین انسان و [[عالم غیب]] است. فلاسفه بزرگ، همچون [[ابن سینا]]، در الهیات شفا و... خالی نماندن عالم را از وجود [[امام]] که با مضمون احادث و استمرار فیض و قواعد عقلی دیگر، موافق است با صراحت پذیرفته‌اند<ref>[[اسحاق عارفی| عارفی، اسحاق]]، [[امامت‌پژوهی (کتاب)|امامت‌پژوهی]]، ص۸۵.</ref>.
*'''دومین دلیل: جهان هستی، وابسته به وجود [[امام]]:''' وابستگی هستی و بقای سایر ممکنات به وجود [[امام]] هم از طریق عقل، قابل اثبات است و هم از طریق نقل.
*'''دومین دلیل: جهان هستی، وابسته به وجود [[امام]]:''' وابستگی هستی و بقای سایر ممکنات به وجود [[امام]] هم از طریق عقل، قابل اثبات است و هم از طریق نقل.


خط ۲۳: خط ۲۳:
*'''سومین دلیل: [[امام]]، قطب امت:''' [[امامت]] به عنوان هسته مرکزی خلافت و نگه‌دارنده، نظم‌دهنده و کنترل‌کننده حرکت‌های انحرافی، نقش محوریت را در امت خواهد داشت. [[امام]]، قطب امت و قلب اجتماع است.
*'''سومین دلیل: [[امام]]، قطب امت:''' [[امامت]] به عنوان هسته مرکزی خلافت و نگه‌دارنده، نظم‌دهنده و کنترل‌کننده حرکت‌های انحرافی، نقش محوریت را در امت خواهد داشت. [[امام]]، قطب امت و قلب اجتماع است.
*[[امام علی]]{{ع}} در خطبه ۱۱۸، در پاسخ به بهانه‌گیری‌های عده‌ای که می‌گفتند: "[[امام]] باید شخصاً در جنگ شرکت کند" می‌فرمایند: برای من در موقعیت [[امامت]]، هیچ شایسته نیست، شهر و بیت‌المال و مالیات و دستگاه قضایی را به حال خودش بگذارم و به دشمن حمله برم و رشته کارها را از دست بدهم. موقعیت من، همچون محور آهنین سنگ آسیاب است. من باید در جایگاه خود ثابت باشم که اگر از مرکزیت جامعه بیرون آمدم، حرکت‌ها متوقف و بی‌هدف و دچار اضطراب و آشفتگی می‌گردد".
*[[امام علی]]{{ع}} در خطبه ۱۱۸، در پاسخ به بهانه‌گیری‌های عده‌ای که می‌گفتند: "[[امام]] باید شخصاً در جنگ شرکت کند" می‌فرمایند: برای من در موقعیت [[امامت]]، هیچ شایسته نیست، شهر و بیت‌المال و مالیات و دستگاه قضایی را به حال خودش بگذارم و به دشمن حمله برم و رشته کارها را از دست بدهم. موقعیت من، همچون محور آهنین سنگ آسیاب است. من باید در جایگاه خود ثابت باشم که اگر از مرکزیت جامعه بیرون آمدم، حرکت‌ها متوقف و بی‌هدف و دچار اضطراب و آشفتگی می‌گردد".
*عدم حضور [[امام]] در مسائل جاری و دور بودنش از مجاری امور، موجب می‌شود که زمینه برای رشد حرکت‌های انحرافی و عوامل فرصت‌طلب، آماده و گسیختگی و بی‌نظمی و آشوب‌های جبران‌ناپذیری دامن‌گیر امت می‌گردد<ref>[[اسحاق عارفی| عارفی، اسحاق]]، [[امامت‌پژوهی (کتاب)|امامت‌پژوهی]]، ص:۸۷ - ۹۲.</ref>.
*عدم حضور [[امام]] در مسائل جاری و دور بودنش از مجاری امور، موجب می‌شود که زمینه برای رشد حرکت‌های انحرافی و عوامل فرصت‌طلب، آماده و گسیختگی و بی‌نظمی و آشوب‌های جبران‌ناپذیری دامن‌گیر امت می‌گردد<ref>[[اسحاق عارفی| عارفی، اسحاق]]، [[امامت‌پژوهی (کتاب)|امامت‌پژوهی]]، ص۸۷ - ۹۲.</ref>.
*'''چهارمین دلیل: تجلی توحید در نظام [[امامت]]:''' هدف اصلی از انگیختن پیامبران و فرود [[وحی]]، برپا داشتن دادگری در میان مردم سات. دادگری واقعی، وقتی است که حکومت از آن خدا باشد، نه انسان. خداوند، انسان کامل و شایسته را به عنوان [[پیامبر]] انتخاب می‌کند تا [[پیامبر]] حاکمیت خداوند را در زمین جاری سازد و پس از [[پیامبر]]، [[امام]] حاکم است.
*'''چهارمین دلیل: تجلی توحید در نظام [[امامت]]:''' هدف اصلی از انگیختن پیامبران و فرود [[وحی]]، برپا داشتن دادگری در میان مردم سات. دادگری واقعی، وقتی است که حکومت از آن خدا باشد، نه انسان. خداوند، انسان کامل و شایسته را به عنوان [[پیامبر]] انتخاب می‌کند تا [[پیامبر]] حاکمیت خداوند را در زمین جاری سازد و پس از [[پیامبر]]، [[امام]] حاکم است.
*نظام [[امامت]] و [[ولایت]] باید از جانب خدا شود تا حکومت، شرعی و اطاعت از اوامرش، واجب باشد. در این نظام [[امامت]] است که عقیده توحید، و حکومت واحد جهانی و همیشه نو و مترقیِ اسلام، محقق می‌شود.
*نظام [[امامت]] و [[ولایت]] باید از جانب خدا شود تا حکومت، شرعی و اطاعت از اوامرش، واجب باشد. در این نظام [[امامت]] است که عقیده توحید، و حکومت واحد جهانی و همیشه نو و مترقیِ اسلام، محقق می‌شود.
خط ۳۰: خط ۳۰:
*به عبارت دیگر، به اتفاق جمیع فرق اسلامی، دین اسلام، جاودانی و همگانی است و دینی که دارای چنین ویژگی‌ای باشد، نیازمند حافظی قابل اطمینان است تا آن را بی‌کم و کاست به اعصار بعدی منتقل کند.
*به عبارت دیگر، به اتفاق جمیع فرق اسلامی، دین اسلام، جاودانی و همگانی است و دینی که دارای چنین ویژگی‌ای باشد، نیازمند حافظی قابل اطمینان است تا آن را بی‌کم و کاست به اعصار بعدی منتقل کند.
*حافظ شرع، می‌تواند کتاب، سنت مقطوعه، اجماع، قیاس، خبر واحد و یا معصوم باشد.
*حافظ شرع، می‌تواند کتاب، سنت مقطوعه، اجماع، قیاس، خبر واحد و یا معصوم باشد.
*قرآن نیازمند به حافظ از تحریف است و تفاصیل شریعت در آن نیامده، سنت مقطوعه و اجماع هم تا شریعت را پوشش نمی‌دهند، خبر واحد و قیاس هم محل بحث و سوال است پس فقط شخص معصوم باقی می‌ماند<ref>[[عبدالکریم رضایی|رضایی، عبدالکریم]]، [[امامت‌پژوهی (کتاب)|امامت‌پژوهی]]، ص:۱۴۴.</ref>.
*قرآن نیازمند به حافظ از تحریف است و تفاصیل شریعت در آن نیامده، سنت مقطوعه و اجماع هم تا شریعت را پوشش نمی‌دهند، خبر واحد و قیاس هم محل بحث و سوال است پس فقط شخص معصوم باقی می‌ماند<ref>[[عبدالکریم رضایی|رضایی، عبدالکریم]]، [[امامت‌پژوهی (کتاب)|امامت‌پژوهی]]، ص۱۴۴.</ref>.
*با تقسیم عقلی می‌توان مطلب پیشین را به صورت قطعی بیان کرد:
*با تقسیم عقلی می‌توان مطلب پیشین را به صورت قطعی بیان کرد:
*حافظ شرع یا:
*حافظ شرع یا:
خط ۴۲: خط ۴۲:
*یا مثل [[امام معصوم]]{{ع}} در همه جا قابل استفاده است که ثبت المطلوب.
*یا مثل [[امام معصوم]]{{ع}} در همه جا قابل استفاده است که ثبت المطلوب.
*'''ششمین دلیل: [[امامت]]، نظام امت:''' [[امیرالمؤمنین]]{{ع}} می‌فرماید:"خداوند، [[امامت]] را برای نظام اجتماع و امت، واجب کرده و اطاعت [[امام]] را به منظور بزرگداشت مقام [[امامت]]، فریضه قرار داده است". [[امام علی]]{{ع}} دقیقاً معنای نظام را روشن می‌کند و می‌فرماید:"زمامدار، رشته‌ای است که دانه‌های پراکنده یک جامعه را تحت نظام ویژه‌ای در می‌آورد و آنها را به هم پیوند می‌دهد. وقتی که این نخ، پاره شود، دانه‌ها پراکنده می‌شوند و هر یک به سویی می‌روند"
*'''ششمین دلیل: [[امامت]]، نظام امت:''' [[امیرالمؤمنین]]{{ع}} می‌فرماید:"خداوند، [[امامت]] را برای نظام اجتماع و امت، واجب کرده و اطاعت [[امام]] را به منظور بزرگداشت مقام [[امامت]]، فریضه قرار داده است". [[امام علی]]{{ع}} دقیقاً معنای نظام را روشن می‌کند و می‌فرماید:"زمامدار، رشته‌ای است که دانه‌های پراکنده یک جامعه را تحت نظام ویژه‌ای در می‌آورد و آنها را به هم پیوند می‌دهد. وقتی که این نخ، پاره شود، دانه‌ها پراکنده می‌شوند و هر یک به سویی می‌روند"
*'''هفتمین دلیل: [[امام]] تنها عامل تربیت معنوی:''' [[امامت]] از نظر شیعه، مرتبه و شأن دیگری دارد که اوج مفهوم [[امامت]] است. پیشوایان اسلام، پیوسته اساس و ایده خویش را بر تربیت معنوی انسان‌ها قرار می‌دهند. حقیقتِ جوهرِ والای انسانی چنان لطیف و دقیق است که جز به چشم روشن بین، نمی‌آید. در این جهت، رهبری لازم است که مصون از خطا و بر مقام بلند معنوی ایستاده باشد. این رهبری، پس از [[پیامبر اکرم]]{{صل}} از شؤون [[امامت]] و [[ولایت]] است<ref>[[اسحاق عارفی| عارفی، اسحاق]]، [[امامت‌پژوهی (کتاب)|امامت‌پژوهی]]، ص:۹۹.</ref>.
*'''هفتمین دلیل: [[امام]] تنها عامل تربیت معنوی:''' [[امامت]] از نظر شیعه، مرتبه و شأن دیگری دارد که اوج مفهوم [[امامت]] است. پیشوایان اسلام، پیوسته اساس و ایده خویش را بر تربیت معنوی انسان‌ها قرار می‌دهند. حقیقتِ جوهرِ والای انسانی چنان لطیف و دقیق است که جز به چشم روشن بین، نمی‌آید. در این جهت، رهبری لازم است که مصون از خطا و بر مقام بلند معنوی ایستاده باشد. این رهبری، پس از [[پیامبر اکرم]]{{صل}} از شؤون [[امامت]] و [[ولایت]] است<ref>[[اسحاق عارفی| عارفی، اسحاق]]، [[امامت‌پژوهی (کتاب)|امامت‌پژوهی]]، ص۹۹.</ref>.
*'''هشتمین دلیل: قاعده لطف''' حضور [[امام]] منصوب از جانب خدا، زمینه را برای روی آوردن مردمان به اطاعت الهی آماده‌تر می‌سازد و به حکم عقل چنین لطفی بر خداوند لازم است<ref>ر.ک. [[علی رضا امینی| امینی، علی رضا]]؛ [[محسن جوادی| جوادی، محسن]]، [[معارف اسلامی ج۲ (کتاب)|معارف اسلامی]]، ج۲، ص:۱۲۷.</ref>.
*'''هشتمین دلیل: قاعده لطف''' حضور [[امام]] منصوب از جانب خدا، زمینه را برای روی آوردن مردمان به اطاعت الهی آماده‌تر می‌سازد و به حکم عقل چنین لطفی بر خداوند لازم است<ref>ر.ک. [[علی رضا امینی| امینی، علی رضا]]؛ [[محسن جوادی| جوادی، محسن]]، [[معارف اسلامی ج۲ (کتاب)|معارف اسلامی]]، ج۲، ص۱۲۷.</ref>.
*استدلال به قاعده لطف، توسط اشاعره و معتزله مورد مناقشه قرار گرفته است:
*استدلال به قاعده لطف، توسط اشاعره و معتزله مورد مناقشه قرار گرفته است:
*'''اشکال اول؛''' صاحب مواقف: بر فرض که لطف بر خداوند، لازم باشد، لطف، تنها با [[امام]] ظاهر و قاهر، حاصل می‌شود، در حالی که شیعه، نصب چنین امامی را واجب نمی‌دانند.
*'''اشکال اول؛''' صاحب مواقف: بر فرض که لطف بر خداوند، لازم باشد، لطف، تنها با [[امام]] ظاهر و قاهر، حاصل می‌شود، در حالی که شیعه، نصب چنین امامی را واجب نمی‌دانند.
خط ۵۰: خط ۵۰:
*#قبول [[امامت]] و تحمل آن.
*#قبول [[امامت]] و تحمل آن.
*#نصرت [[امام]] و دفاع از حریم [[امامت]] و قبول اوامر و نواهی او.
*#نصرت [[امام]] و دفاع از حریم [[امامت]] و قبول اوامر و نواهی او.
*امر اول، بر خداوند لازم است که انجام شده است. امر دوم، بر [[امام]] واجب است و انجام شده، امر سوم بر امت واجب است که متأسفانه زیر بار مسئولیت آن نرفته‌اند. بنابراین، عدم تمکن [[امام]] از اعمال امامت به خاطر تقصیر امت است<ref>[[عبدالکریم رضایی|رضایی، عبدالکریم]]، [[امامت‌پژوهی (کتاب)|امامت‌پژوهی]]، ص:۱۳۹.</ref>.
*امر اول، بر خداوند لازم است که انجام شده است. امر دوم، بر [[امام]] واجب است و انجام شده، امر سوم بر امت واجب است که متأسفانه زیر بار مسئولیت آن نرفته‌اند. بنابراین، عدم تمکن [[امام]] از اعمال امامت به خاطر تقصیر امت است<ref>[[عبدالکریم رضایی|رضایی، عبدالکریم]]، [[امامت‌پژوهی (کتاب)|امامت‌پژوهی]]، ص۱۳۹.</ref>.
*ثانیاً، غیبت [[امام]]، به معنای محرومیت مردم از همه کمالات [[امام]] نیست<ref>ر.ک. [[عبدالحسین خسروپناه|خسروپناه، عبدالحسین]]، [[کلام نوین اسلامی ج۲ (کتاب)|کلام نوین اسلامی]]، ج۲، ص: ۳۵۶.</ref>.
*ثانیاً، غیبت [[امام]]، به معنای محرومیت مردم از همه کمالات [[امام]] نیست<ref>ر.ک. [[عبدالحسین خسروپناه|خسروپناه، عبدالحسین]]، [[کلام نوین اسلامی ج۲ (کتاب)|کلام نوین اسلامی]]، ج۲، ص ۳۵۶.</ref>.
*'''اشکل دوم؛''' لطف بودن [[امامت]]، مشتمل بر تسلسل، تسلسل محال است، اگر [[امامتهه، لطف باشد، از دو حال بیرون نیست: یا برای همه لطف است و یا برای بعضی. فرض دوم باطل است زیرا اگر [[امامته] برای بعضی لطف باشد، مسلماً آن بعض، غیر معصوم هستند پس اگر برهه‌ای، همه مردم معصوم باشند، دیگر [[امام]] برای آنها لطف نیست پس احتمال دارد که بعضی زمان‌ها از [[امام]] خالی باشد که بر خلاف رأی شیعه است. فرض اول هم صحیح نیست چون مشتمل بر تسلسل است زیرا [[امام]] هم یکی از مکلفان است پس باید [[امام]] داشته باشد و هلّم جرّاً...
*'''اشکل دوم؛''' لطف بودن [[امامت]]، مشتمل بر تسلسل، تسلسل محال است، اگر [[امامتهه، لطف باشد، از دو حال بیرون نیست: یا برای همه لطف است و یا برای بعضی. فرض دوم باطل است زیرا اگر [[امامته] برای بعضی لطف باشد، مسلماً آن بعض، غیر معصوم هستند پس اگر برهه‌ای، همه مردم معصوم باشند، دیگر [[امام]] برای آنها لطف نیست پس احتمال دارد که بعضی زمان‌ها از [[امام]] خالی باشد که بر خلاف رأی شیعه است. فرض اول هم صحیح نیست چون مشتمل بر تسلسل است زیرا [[امام]] هم یکی از مکلفان است پس باید [[امام]] داشته باشد و هلّم جرّاً...
*پاسخ این است که علت احتیاج به [[امام]]، احتمال خطا در مکلفان است، پس اگر [[امام]] مصون از خطا باشد نیاز به [[امام]] دیگر نخواهد داشت تا تسلسل لازم آید.<ref>[[عبدالکریم رضایی|رضایی، عبدالکریم]]، [[امامت‌پژوهی (کتاب)|امامت‌پژوهی]]، ص:۱۴۱ - ۱۴۵.</ref>.
*پاسخ این است که علت احتیاج به [[امام]]، احتمال خطا در مکلفان است، پس اگر [[امام]] مصون از خطا باشد نیاز به [[امام]] دیگر نخواهد داشت تا تسلسل لازم آید.<ref>[[عبدالکریم رضایی|رضایی، عبدالکریم]]، [[امامت‌پژوهی (کتاب)|امامت‌پژوهی]]، ص۱۴۱ - ۱۴۵.</ref>.
*'''اشکال سوم؛''' برخی از امامیه، استدلال به قاعده لطف را کافی نمی‌دانند و می‌گویند: عقول آدمیان از ادراک غوامض الطاف الهی در حق بندگان، قاصر است.
*'''اشکال سوم؛''' برخی از امامیه، استدلال به قاعده لطف را کافی نمی‌دانند و می‌گویند: عقول آدمیان از ادراک غوامض الطاف الهی در حق بندگان، قاصر است.
*'''پاسخ:''' لطفی که در میان متکلمان، مطلح است، به معنای مقرِّب و مبعِّد بودن است و بی‌گمان، لطف به این معنا، هیچ‌گونه سختی در ادراک ندارد.
*'''پاسخ:''' لطفی که در میان متکلمان، مطلح است، به معنای مقرِّب و مبعِّد بودن است و بی‌گمان، لطف به این معنا، هیچ‌گونه سختی در ادراک ندارد.
خط ۶۱: خط ۶۱:
*'''پاسخ:''' عدالت از مهمترین مصالح دنیوی و اخروی و دینی است که بدون وجود [[امام]] معصوم تحقق پذیر نیست.
*'''پاسخ:''' عدالت از مهمترین مصالح دنیوی و اخروی و دینی است که بدون وجود [[امام]] معصوم تحقق پذیر نیست.
*'''اشکال ششم:''' [[امامت]] برای همه افراد بشر لطف نیست و برخی مکلفان از ترس [[امام]] به تکالیف عمل می‌کنند.
*'''اشکال ششم:''' [[امامت]] برای همه افراد بشر لطف نیست و برخی مکلفان از ترس [[امام]] به تکالیف عمل می‌کنند.
*'''جواب:''' اولاً، این گونه اشکال‌ها بر لطف بودن [[نبوت]] وارد می‌باشد. ثانیاً، [[نبوت]] و [[امامت]]، زمینه‌ساز هدایت برای نوع انسان است. ثانیاً، عمل کرد مکلفان از باب ترس از [[امام]]، منافاتی با آخرت‌گرایی ندارد<ref>ر.ک. [[عبدالحسین خسروپناه|خسروپناه، عبدالحسین]]، [[کلام نوین اسلامی ج۲ (کتاب)|کلام نوین اسلامی]]، ج۲، ص: ۳۵۳ - ۳۵۴.</ref>.
*'''جواب:''' اولاً، این گونه اشکال‌ها بر لطف بودن [[نبوت]] وارد می‌باشد. ثانیاً، [[نبوت]] و [[امامت]]، زمینه‌ساز هدایت برای نوع انسان است. ثانیاً، عمل کرد مکلفان از باب ترس از [[امام]]، منافاتی با آخرت‌گرایی ندارد<ref>ر.ک. [[عبدالحسین خسروپناه|خسروپناه، عبدالحسین]]، [[کلام نوین اسلامی ج۲ (کتاب)|کلام نوین اسلامی]]، ج۲، ص ۳۵۳ - ۳۵۴.</ref>.
*'''نهمین دلیل: قاعده امکان اشرف:''' [[ملاصدرا]] در کتاب شرح اصول کافی چنین استدلال می‌آورد:
*'''نهمین دلیل: قاعده امکان اشرف:''' [[ملاصدرا]] در کتاب شرح اصول کافی چنین استدلال می‌آورد:
*در تمام مراتب وجود، لازم است، ممکن اشرف، مقدم بر ممکن اخس باشد. از این رو، هرگاه ممکن اخس، موجود شده باشد، باید مقدم بر آن، ممکن اشرف، وجود یافته باشد.
*در تمام مراتب وجود، لازم است، ممکن اشرف، مقدم بر ممکن اخس باشد. از این رو، هرگاه ممکن اخس، موجود شده باشد، باید مقدم بر آن، ممکن اشرف، وجود یافته باشد.
خط ۶۸: خط ۶۸:
*از نظر منشأ روحانی، انسان‌ها تحت انواع مختلف قرار دارند و آیه شریفه {{عربی|اندازه=100%|﴿{{متن قرآن| إِنَّمَا أَنَا بَشَرٌ مِّثْلُكُمْ }}﴾}}<ref> جز این نیست که من هم بشری چون شمایم؛ سوره کهف، آیه:۱۱۰.</ref> ناظر به نشاة اولی است نه دوم. بنابراین نوع [[نبی]] و [[امام]]، اشرف از سایر انواع انسانی است.
*از نظر منشأ روحانی، انسان‌ها تحت انواع مختلف قرار دارند و آیه شریفه {{عربی|اندازه=100%|﴿{{متن قرآن| إِنَّمَا أَنَا بَشَرٌ مِّثْلُكُمْ }}﴾}}<ref> جز این نیست که من هم بشری چون شمایم؛ سوره کهف، آیه:۱۱۰.</ref> ناظر به نشاة اولی است نه دوم. بنابراین نوع [[نبی]] و [[امام]]، اشرف از سایر انواع انسانی است.
*'''نقد:''' قاعده امکان اشرف، تنها در ابداعیات که وجودشان به ماده قابله و استعداد نیاز ندارد، جاری است، نه در وجودهای زمانی و مادی.
*'''نقد:''' قاعده امکان اشرف، تنها در ابداعیات که وجودشان به ماده قابله و استعداد نیاز ندارد، جاری است، نه در وجودهای زمانی و مادی.
*'''پاسخ:''' حکم انواع و طبایع کلیه، ذاتاً همانند ابداعیات است چرا که نیاز نوع طبیعی به استعداد، ذاتی نیست بلکه عرضی است به دیگر سخن، نوعیت نوع، به ماده نیست هر چند که برای وجود در عالم مادی خارجی، نیاز به ماده دارد<ref>[[عبدالکریم رضایی|رضایی، عبدالکریم]]، [[امامت‌پژوهی (کتاب)|امامت‌پژوهی]]، ص:۱۴۱.</ref>.
*'''پاسخ:''' حکم انواع و طبایع کلیه، ذاتاً همانند ابداعیات است چرا که نیاز نوع طبیعی به استعداد، ذاتی نیست بلکه عرضی است به دیگر سخن، نوعیت نوع، به ماده نیست هر چند که برای وجود در عالم مادی خارجی، نیاز به ماده دارد<ref>[[عبدالکریم رضایی|رضایی، عبدالکریم]]، [[امامت‌پژوهی (کتاب)|امامت‌پژوهی]]، ص۱۴۱.</ref>.
*'''دهمین دلیل: اتمام حجت:''' یکی از اهداف بعثت پیامبران، اتمام حجت است از این رو خداوند با فرستادن پیامبران و کتب آسمانی، اتمام حجت می‌کند، تا مبادا در قیامت و هنگام حساب‌رسی بگویند: ما نمی‌دانستیم. همین اتمام حجت، که فرستادن پیامبران را ایجاب می‌کند، عیناً اقتضاء دارد که پس از گذشت [[پیامبر اکرم]]{{صل}}، کسی که در اوصاف کمال، مانند او باشد، به جای وی گماشته شود تا مردم، به او مراجعه نمایند و از نعمت وجود حجت بی‌بهره نشوند<ref>[[عبدالکریم رضایی|رضایی، عبدالکریم]]، [[امامت‌پژوهی (کتاب)|امامت‌پژوهی]]، ص:۱۴۷.</ref>.
*'''دهمین دلیل: اتمام حجت:''' یکی از اهداف بعثت پیامبران، اتمام حجت است از این رو خداوند با فرستادن پیامبران و کتب آسمانی، اتمام حجت می‌کند، تا مبادا در قیامت و هنگام حساب‌رسی بگویند: ما نمی‌دانستیم. همین اتمام حجت، که فرستادن پیامبران را ایجاب می‌کند، عیناً اقتضاء دارد که پس از گذشت [[پیامبر اکرم]]{{صل}}، کسی که در اوصاف کمال، مانند او باشد، به جای وی گماشته شود تا مردم، به او مراجعه نمایند و از نعمت وجود حجت بی‌بهره نشوند<ref>[[عبدالکریم رضایی|رضایی، عبدالکریم]]، [[امامت‌پژوهی (کتاب)|امامت‌پژوهی]]، ص۱۴۷.</ref>.
*'''یازدهمین دلیل: نیاز شرع به مفسر:''' '''مقدمه اول:''' [[نبی اکرم]]، خاتم پیامبران است و احکام ایشان، برای همیشه باقی است. '''مقدمه دوم:''' قرآن کریم، معجزه جاویدان [[پیامبر اسلام]] است و برای همیشه نشانگر طریق سعادت و کمال خواهد بود. '''مقدمه سوم:''' آیات قرآن کریم، نیازمند تبیین و توضیح است و یکی از وظایف [[رسول اکرم]] نیز همین بود. '''مقدمه چهارم:''' بدون تردید، در حیات [[رسول اکرم]] تبیین احکام و معارف اسلامی و تفسیر و توضیح آیات قرآنی، به گونه‌ای که مردم را بی‌نیاز کند، انجام نشد.
*'''یازدهمین دلیل: نیاز شرع به مفسر:''' '''مقدمه اول:''' [[نبی اکرم]]، خاتم پیامبران است و احکام ایشان، برای همیشه باقی است. '''مقدمه دوم:''' قرآن کریم، معجزه جاویدان [[پیامبر اسلام]] است و برای همیشه نشانگر طریق سعادت و کمال خواهد بود. '''مقدمه سوم:''' آیات قرآن کریم، نیازمند تبیین و توضیح است و یکی از وظایف [[رسول اکرم]] نیز همین بود. '''مقدمه چهارم:''' بدون تردید، در حیات [[رسول اکرم]] تبیین احکام و معارف اسلامی و تفسیر و توضیح آیات قرآنی، به گونه‌ای که مردم را بی‌نیاز کند، انجام نشد.
*حال در اینجا لازم است تا مرجعی باشد که بتواند احکام و دستورات نازل شده توسط خداوند به واسطه [[رسول اکرم]] را برای مردم تبیین کند زیرا تا وقتی که معارف آسمانی، برای مردم، ناشناخته باقی بماند، نمی‌تواند مورد استفاده آنها قرار گیرد و این با حکمت الهی سازگار نیست<ref>[[عبدالکریم رضایی|رضایی، عبدالکریم]]،[[امامت‌پژوهی (کتاب)|امامت‌پژوهی]]، ص:۱۴۷.</ref>.
*حال در اینجا لازم است تا مرجعی باشد که بتواند احکام و دستورات نازل شده توسط خداوند به واسطه [[رسول اکرم]] را برای مردم تبیین کند زیرا تا وقتی که معارف آسمانی، برای مردم، ناشناخته باقی بماند، نمی‌تواند مورد استفاده آنها قرار گیرد و این با حکمت الهی سازگار نیست<ref>[[عبدالکریم رضایی|رضایی، عبدالکریم]]،[[امامت‌پژوهی (کتاب)|امامت‌پژوهی]]، ص۱۴۷.</ref>.


==منابع==
==منابع==
۲۲۷٬۳۷۹

ویرایش