حقیقت نبوت: تفاوت میان نسخه‌ها

جز
جایگزینی متن - '﴾' به ' '
جز (جایگزینی متن - '﴿' به ' ')
جز (جایگزینی متن - '﴾' به ' ')
خط ۵۹: خط ۵۹:


==دلیل و معنای برتری [[ولی]] از [[نبی]]==
==دلیل و معنای برتری [[ولی]] از [[نبی]]==
* در برتری ولایت نسبت به [[نبوت]] و به تبع آن برتری ولی نسبت به نبی گاهی ممکن است خلط و اشتباهی صورت بگیرد که چگونه می شود ولی که تابع نبی است نسبت به او برتری و فضیلت داشته باشد؟ در آثار عرفانی، این برتری و فضیلت را در یک شخص فرض کرده‌اند؛ یعنی در شخص [[نبی]] که جنبۀ [[نبوت]] و [[ولایت]] را باهم داراست، مقام ولایتش نسبت به مقام نبوتش برتری و تقدم دارد و ولی چون اسم خدا است: {{عربی| {{متن قرآن|وَهُوَ الْوَلِيُّ الْحَمِيدُ }}}}<ref> و او سرور ستوده است؛ سوره شوری، آیه:۲۸.</ref> همیشه باقی است اما [[نبی]] و [[رسول]] با [[نبوت]] و رسالت در [[پیامبر گرامی اسلام]]{{صل}} ختم گردیده است<ref> ممدالهمم در شرح فصوص الحکم، ص:۳۴۲.</ref>.
* در برتری ولایت نسبت به [[نبوت]] و به تبع آن برتری ولی نسبت به نبی گاهی ممکن است خلط و اشتباهی صورت بگیرد که چگونه می شود ولی که تابع نبی است نسبت به او برتری و فضیلت داشته باشد؟ در آثار عرفانی، این برتری و فضیلت را در یک شخص فرض کرده‌اند؛ یعنی در شخص [[نبی]] که جنبۀ [[نبوت]] و [[ولایت]] را باهم داراست، مقام ولایتش نسبت به مقام نبوتش برتری و تقدم دارد و ولی چون اسم خدا است: {{عربی| {{متن قرآن|وَهُوَ الْوَلِيُّ الْحَمِيدُ }} }}<ref> و او سرور ستوده است؛ سوره شوری، آیه:۲۸.</ref> همیشه باقی است اما [[نبی]] و [[رسول]] با [[نبوت]] و رسالت در [[پیامبر گرامی اسلام]]{{صل}} ختم گردیده است<ref> ممدالهمم در شرح فصوص الحکم، ص:۳۴۲.</ref>.


==ولایت مطلقه یا عامّه و ولایت مقیّده یا خاصّه==
==ولایت مطلقه یا عامّه و ولایت مقیّده یا خاصّه==
خط ۷۲: خط ۷۲:


==گستره وجودی [[پیامبر خاتم|رسول اکرم]] {{صل}} در نگاه [[امام خمینی]]==
==گستره وجودی [[پیامبر خاتم|رسول اکرم]] {{صل}} در نگاه [[امام خمینی]]==
*ایشان در بحث ذو مراتب بودن نفس انسان در قوس صعود و نزول به عظمت [[حضرت رسول اکرم]]{{صل}} می‌پردازد و بحث فلسفی را آمیخته با قرآن این گونه مطرح می نماید:"البته [[حضرت رسول اکرم]]{{صل}} بشر است ولی کیف بشر؟ {{عربی| {{متن قرآن|قُلْ إِنَّمَا أَنَا بَشَرٌ مِّثْلُكُمْ يُوحَى إِلَيَّ}}}}<ref> بگو: جز این نیست که من هم بشری چون شمایم (جز اینکه) به من وحی می‌شود؛ سوره کهف، آیه:۱۱۰.</ref> [[وحی]] وجه تفارق است و بالجمله [[پیامبر]] در حالی که {{عربی| {{متن قرآن|يَأْكُلُ الطَّعَامَ وَيَمْشِي فِي الأَسْوَاقِ }}}}<ref> خوراک می‌خورد و در بازارها راه می‌رود؟!؛ سوره فرقان، آیه:۷.</ref>؛ {{عربی| {{متن قرآن|ثُمَّ دَنَا فَتَدَلَّى}}}}<ref> سپس نزدیک شد و فروتر آمد؛ سوره نجم، آیه:۸.</ref> نیز هست<ref> [[امام خمینی]]، تقریرات فلسفه، ج:۱، ص۲۹۳.</ref>.
*ایشان در بحث ذو مراتب بودن نفس انسان در قوس صعود و نزول به عظمت [[حضرت رسول اکرم]]{{صل}} می‌پردازد و بحث فلسفی را آمیخته با قرآن این گونه مطرح می نماید:"البته [[حضرت رسول اکرم]]{{صل}} بشر است ولی کیف بشر؟ {{عربی| {{متن قرآن|قُلْ إِنَّمَا أَنَا بَشَرٌ مِّثْلُكُمْ يُوحَى إِلَيَّ}} }}<ref> بگو: جز این نیست که من هم بشری چون شمایم (جز اینکه) به من وحی می‌شود؛ سوره کهف، آیه:۱۱۰.</ref> [[وحی]] وجه تفارق است و بالجمله [[پیامبر]] در حالی که {{عربی| {{متن قرآن|يَأْكُلُ الطَّعَامَ وَيَمْشِي فِي الأَسْوَاقِ }} }}<ref> خوراک می‌خورد و در بازارها راه می‌رود؟!؛ سوره فرقان، آیه:۷.</ref>؛ {{عربی| {{متن قرآن|ثُمَّ دَنَا فَتَدَلَّى}} }}<ref> سپس نزدیک شد و فروتر آمد؛ سوره نجم، آیه:۸.</ref> نیز هست<ref> [[امام خمینی]]، تقریرات فلسفه، ج:۱، ص۲۹۳.</ref>.


==ضرورت و ماهیت پیامبری و [[نبوت]]==
==ضرورت و ماهیت پیامبری و [[نبوت]]==
خط ۹۲: خط ۹۲:
#شارع و قانونگذار باید دارای ویژگی باشد که مردم از قانون وی اطاعت کنند؛ یعنی باید از امتیاز معجزه برخوردار باشد تا معلوم گردد، این قوانین از سوی خداست<ref> الاشارات و التنبیهات، ج ۳ ص ۳۷۱؛ الهیات شفا ص۴۴۱؛ النجاه، ص ۷۰۸.</ref>.
#شارع و قانونگذار باید دارای ویژگی باشد که مردم از قانون وی اطاعت کنند؛ یعنی باید از امتیاز معجزه برخوردار باشد تا معلوم گردد، این قوانین از سوی خداست<ref> الاشارات و التنبیهات، ج ۳ ص ۳۷۱؛ الهیات شفا ص۴۴۱؛ النجاه، ص ۷۰۸.</ref>.
*تکیه این استدلال بر نیازمندی بشر به قانونگذاری است و حیات اجتماعی انسان به قانون و شریعتی نیاز دارد که آورندۀ آن مصون از خطا و برخوردار از نعمت معجزه باشد که همان مسأله پیامبری و [[نبوت]] است.
*تکیه این استدلال بر نیازمندی بشر به قانونگذاری است و حیات اجتماعی انسان به قانون و شریعتی نیاز دارد که آورندۀ آن مصون از خطا و برخوردار از نعمت معجزه باشد که همان مسأله پیامبری و [[نبوت]] است.
*[[ابن سینا]] می‌فرماید:"کسی می تواند به مقام [[نبوت]] برسد که از لحاظ عقل نظری به مرتبه عقل مستفاد برسد و تمام حقایق عالم هستی را با وجود عینی خود دریابد و خود نوعی عالم علمی شبیه عالم عینی شده و از قدرت حدسی برخوردار باشد و یا به تعبیر قرآن کریم: {{عربی| {{متن قرآن|يَكَادُ زَيْتُهَا يُضِيءُ وَلَوْ لَمْ تَمْسَسْهُ نَارٌ نُّورٌ عَلَى نُورٍ }}}}<ref> نزدیک است روغن آن هر چند آتشی بدان نرسیده برفروزد، نوری است فرا نوری؛ سوره نور، آیه:۳۵.</ref> باشد؛ یعنی به گونه‌ای باشد که گویا بدون آموزگار به حقایق علوم دست می‌یابد. این نوعی از [[نبوت]] بلکه بالاترین نیروی [[نبوت]] است و سزاوار است که این نیرو قوۀ قدسی نامیده شود"<ref>الشفاء الطبیعیات، ج ۲، کتاب نفس، مقاله ۵، فصل ۶، ص۲۲۱.</ref>.
*[[ابن سینا]] می‌فرماید:"کسی می تواند به مقام [[نبوت]] برسد که از لحاظ عقل نظری به مرتبه عقل مستفاد برسد و تمام حقایق عالم هستی را با وجود عینی خود دریابد و خود نوعی عالم علمی شبیه عالم عینی شده و از قدرت حدسی برخوردار باشد و یا به تعبیر قرآن کریم: {{عربی| {{متن قرآن|يَكَادُ زَيْتُهَا يُضِيءُ وَلَوْ لَمْ تَمْسَسْهُ نَارٌ نُّورٌ عَلَى نُورٍ }} }}<ref> نزدیک است روغن آن هر چند آتشی بدان نرسیده برفروزد، نوری است فرا نوری؛ سوره نور، آیه:۳۵.</ref> باشد؛ یعنی به گونه‌ای باشد که گویا بدون آموزگار به حقایق علوم دست می‌یابد. این نوعی از [[نبوت]] بلکه بالاترین نیروی [[نبوت]] است و سزاوار است که این نیرو قوۀ قدسی نامیده شود"<ref>الشفاء الطبیعیات، ج ۲، کتاب نفس، مقاله ۵، فصل ۶، ص۲۲۱.</ref>.
*به لحاظ عقل عملی به کلی معتقدند، انسان کامل یا [[نبی]] و [[پیامبر]] از مقام و منزلتی برخوردار است که عالم هستی به منزله بدن و او به منزله نفس عالم است؛ یعنی همانطور که نفس، بدن را تدبیر می کند، [[پیامبر]] نیز می‌تواند با قدرت قاهرۀ معنوی و روحی خود در عالم تصرف کند و از این راه برای اثبات [[نبوت]] خویش معجزه بیاورد<ref> آموزه‌های عرفانی، ص۱۷۴.</ref> .
*به لحاظ عقل عملی به کلی معتقدند، انسان کامل یا [[نبی]] و [[پیامبر]] از مقام و منزلتی برخوردار است که عالم هستی به منزله بدن و او به منزله نفس عالم است؛ یعنی همانطور که نفس، بدن را تدبیر می کند، [[پیامبر]] نیز می‌تواند با قدرت قاهرۀ معنوی و روحی خود در عالم تصرف کند و از این راه برای اثبات [[نبوت]] خویش معجزه بیاورد<ref> آموزه‌های عرفانی، ص۱۷۴.</ref> .
*لذا معلم ثانی {{فارابی}} در این باره چنین گفته است:"روح [[نبوت]] به قوه‌ای قدسی اختصاص دارد که غریزۀ عالم خلق اکبر در پیشگاه او رام و مطیع است، همچنانکه غریزۀ عالم خلق اصغر "بدن انسان" به مقام روح او تسلیم است، بدین جهت روح [[نبوت]] معجزه هایی را انجام می‌دهد که کاملاً از قدرت دیگران خارج است"<ref> نصوص الحکم بر فصوص الحکم، فصل ۳۳، ص ۱۸۸.</ref>.
*لذا معلم ثانی {{فارابی}} در این باره چنین گفته است:"روح [[نبوت]] به قوه‌ای قدسی اختصاص دارد که غریزۀ عالم خلق اکبر در پیشگاه او رام و مطیع است، همچنانکه غریزۀ عالم خلق اصغر "بدن انسان" به مقام روح او تسلیم است، بدین جهت روح [[نبوت]] معجزه هایی را انجام می‌دهد که کاملاً از قدرت دیگران خارج است"<ref> نصوص الحکم بر فصوص الحکم، فصل ۳۳، ص ۱۸۸.</ref>.


===دیدگاه [[امام خمینی]]===
===دیدگاه [[امام خمینی]]===
*ایشان پیرامون مبحث قضا در کتاب الرسائل چنین می‌نویسد:"اشکالی نیست که در این اصل و قاعده نافذ نبودن حکم انسانی در حق دیگری است خواه این حکم در باب قضاوت باشد یا غیر آن، حاکم، [[نبی]] باشد یا وصی نبی یا غیر از آنها و صرف نبوت، رسالت، وصایت و علم در هر مرتبه‌ای که باشد و دیگر فضائل، موجب نفوذ حکم صاحب آن مناصب نمی‌شود و باعث اعتبار قضاوت او نمی‌گردد. آنچه عقل حکم می‌کند این است که حکم خداوند متعال درباره مخلوقش نافذ است، بدلیل اینکه خود، مالک و خالق آنهاست؛ زیرا خداوند، مالک و خالق آنها است، و تصرف خدا در خلقش هر گونه تصرفی باشد، تصرف در ملک و سلطنت خودش می‌باشد"<ref> الرسائل، ج ۲، ص ۱۰۰.</ref> [[امام]]، در ادامه به سلطنت ذاتی الهی پرداخته و سلطنت دیگران را بسته به اذن و جعل الهی می داند و می‌گوید:"اما خداوند [[نبی]] را برای خلافت و حکومت به طور کلی- چه قضاوت و چه غیر آن- نصب کرده است، بنابراین [[پیامبر]]{{صل}} از طرف خدا بر مردم سلطنت دارد و خداوند فرموده: {{عربی| {{متن قرآن|النَّبِيُّ أَوْلَى بِالْمُؤْمِنِينَ مِنْ أَنفُسِهِمْ }}}}<ref> پیامبر بر مؤمنان از خودشان سزاوارتر است؛ سوره احزاب، آیه:۶.</ref> و در ادامه به آیات ۶۲ و ۶۸ سوره نساء اشاره می‌نماید و می‌گوید:"بعد از [[پیامبر]] حکومت و سلطنت به [[ائمه اطهار]]{{عم}} می‌رسد"<ref> الرسائل، ج ۲، ص ۱۰۰.</ref>.
*ایشان پیرامون مبحث قضا در کتاب الرسائل چنین می‌نویسد:"اشکالی نیست که در این اصل و قاعده نافذ نبودن حکم انسانی در حق دیگری است خواه این حکم در باب قضاوت باشد یا غیر آن، حاکم، [[نبی]] باشد یا وصی نبی یا غیر از آنها و صرف نبوت، رسالت، وصایت و علم در هر مرتبه‌ای که باشد و دیگر فضائل، موجب نفوذ حکم صاحب آن مناصب نمی‌شود و باعث اعتبار قضاوت او نمی‌گردد. آنچه عقل حکم می‌کند این است که حکم خداوند متعال درباره مخلوقش نافذ است، بدلیل اینکه خود، مالک و خالق آنهاست؛ زیرا خداوند، مالک و خالق آنها است، و تصرف خدا در خلقش هر گونه تصرفی باشد، تصرف در ملک و سلطنت خودش می‌باشد"<ref> الرسائل، ج ۲، ص ۱۰۰.</ref> [[امام]]، در ادامه به سلطنت ذاتی الهی پرداخته و سلطنت دیگران را بسته به اذن و جعل الهی می داند و می‌گوید:"اما خداوند [[نبی]] را برای خلافت و حکومت به طور کلی- چه قضاوت و چه غیر آن- نصب کرده است، بنابراین [[پیامبر]]{{صل}} از طرف خدا بر مردم سلطنت دارد و خداوند فرموده: {{عربی| {{متن قرآن|النَّبِيُّ أَوْلَى بِالْمُؤْمِنِينَ مِنْ أَنفُسِهِمْ }} }}<ref> پیامبر بر مؤمنان از خودشان سزاوارتر است؛ سوره احزاب، آیه:۶.</ref> و در ادامه به آیات ۶۲ و ۶۸ سوره نساء اشاره می‌نماید و می‌گوید:"بعد از [[پیامبر]] حکومت و سلطنت به [[ائمه اطهار]]{{عم}} می‌رسد"<ref> الرسائل، ج ۲، ص ۱۰۰.</ref>.
*[[امام]]، در جای دیگر نیز حق حاکمیت را برای [[پیامبر]] از جانب خداوند دانسته و شأن تبلیغ احکام و قوانین الهی را برخاسته از جوهره [[نبوت]] می‌داند. بیان ایشان چنین است:"خداوند حق حاکمیت بر انسانها را برای [[پیامبر]]{{صل}} قرار داده است. همچنین این حق حاکمیت برای [[امیرالمؤمنین]]{{ع}} و [[امامان معصوم]]{{عم}}،از جانب خداوند یا از جانب [[پیامبر]]{{صل}} به دستور خداوند قرار داده شده است. اساس حاکمیت و مسئولیت‌های ناشی از آن، غیر از اساس تبلیغ احکام و قوانین الهی است که شأنی برخاسته از جوهره رسالت و [[نبوت]] [[پیامبر]]{{صل}} است"<ref> المکاسب المحرمه، ج ۲ ، ص۱۰۵.</ref>.
*[[امام]]، در جای دیگر نیز حق حاکمیت را برای [[پیامبر]] از جانب خداوند دانسته و شأن تبلیغ احکام و قوانین الهی را برخاسته از جوهره [[نبوت]] می‌داند. بیان ایشان چنین است:"خداوند حق حاکمیت بر انسانها را برای [[پیامبر]]{{صل}} قرار داده است. همچنین این حق حاکمیت برای [[امیرالمؤمنین]]{{ع}} و [[امامان معصوم]]{{عم}}،از جانب خداوند یا از جانب [[پیامبر]]{{صل}} به دستور خداوند قرار داده شده است. اساس حاکمیت و مسئولیت‌های ناشی از آن، غیر از اساس تبلیغ احکام و قوانین الهی است که شأنی برخاسته از جوهره رسالت و [[نبوت]] [[پیامبر]]{{صل}} است"<ref> المکاسب المحرمه، ج ۲ ، ص۱۰۵.</ref>.
*در این بیان نیز به این نکته تصریح شده است که حق حاکمیت و اعمال قدرت بر مردم درباره [[پیامبر]] و [[امامان معصوم]]{{عم}}، از ادلۀ درون دینی استفاده شده است و ملازمه‌ای میان اساس حق حاکمیت و تبلیغ احکام نیست و آن شأنی که برخاسته از شأن [[نبوت]] و رسالت [[پیامبر گرامی اسلام]]{{صل}} است در تبلیغ و پیام‌رسانی است. بنابراین اثبات سایر مناصب برای [[پیامبر]] و [[امام]] و سایرین، نیازمند ادله جداگانه است<ref> جایگاه مبانی کلامی در اجتهاد، ص ۳۷۳.</ref>.
*در این بیان نیز به این نکته تصریح شده است که حق حاکمیت و اعمال قدرت بر مردم درباره [[پیامبر]] و [[امامان معصوم]]{{عم}}، از ادلۀ درون دینی استفاده شده است و ملازمه‌ای میان اساس حق حاکمیت و تبلیغ احکام نیست و آن شأنی که برخاسته از شأن [[نبوت]] و رسالت [[پیامبر گرامی اسلام]]{{صل}} است در تبلیغ و پیام‌رسانی است. بنابراین اثبات سایر مناصب برای [[پیامبر]] و [[امام]] و سایرین، نیازمند ادله جداگانه است<ref> جایگاه مبانی کلامی در اجتهاد، ص ۳۷۳.</ref>.
خط ۱۳۱: خط ۱۳۱:
===رابطه [[ولایت]] با رسالت===
===رابطه [[ولایت]] با رسالت===
===تلازم شرعی ولایت و [[رسالت]]===
===تلازم شرعی ولایت و [[رسالت]]===
*اگر چه رسالت و ولایت تلازم عقلی ندارند و امر ولایت بر عهدۀ عقلا یا عرف نیست که تلازم عقلایی یا عرفی میان آن دو بتوان تعریف کرد؛ اما حق تعالی از تلازم شرعی آن دو منزلت قدسی خبر داده است، چنان که می فرماید: {{عربی| {{متن قرآن|وَمَا أَرْسَلْنَا مِن رَّسُولٍ إِلاَّ لِيُطَاعَ بِإِذْنِ اللَّهِ }}}}<ref> و ما هیچ پیامبری را نفرستادیم مگر برای آنکه به اذن خداوند از او فرمانبرداری کنند؛ سوره نساء، آیه:۶۴.</ref> <ref> ولایت سیاسی پیامبر اعظم(ص)، چاپ شده در مجموعه سیره سیاسی پیامبر اعظم(ص)، ص ۱۸.</ref>. از این آیه بدست می آید:
*اگر چه رسالت و ولایت تلازم عقلی ندارند و امر ولایت بر عهدۀ عقلا یا عرف نیست که تلازم عقلایی یا عرفی میان آن دو بتوان تعریف کرد؛ اما حق تعالی از تلازم شرعی آن دو منزلت قدسی خبر داده است، چنان که می فرماید: {{عربی| {{متن قرآن|وَمَا أَرْسَلْنَا مِن رَّسُولٍ إِلاَّ لِيُطَاعَ بِإِذْنِ اللَّهِ }} }}<ref> و ما هیچ پیامبری را نفرستادیم مگر برای آنکه به اذن خداوند از او فرمانبرداری کنند؛ سوره نساء، آیه:۶۴.</ref> <ref> ولایت سیاسی پیامبر اعظم(ص)، چاپ شده در مجموعه سیره سیاسی پیامبر اعظم(ص)، ص ۱۸.</ref>. از این آیه بدست می آید:
*اولاً: ولایت و حق اطاعت اصالتاً از آن خداوند است؛
*اولاً: ولایت و حق اطاعت اصالتاً از آن خداوند است؛
*ثانیاً: فرستادگان الهی و پیامبران واجب الاطاعه هستند به اذن الهی؛
*ثانیاً: فرستادگان الهی و پیامبران واجب الاطاعه هستند به اذن الهی؛
خط ۱۴۵: خط ۱۴۵:


==[[پیامبر خاتم]] مصدر و مقصد تمام نبوت‌ها==
==[[پیامبر خاتم]] مصدر و مقصد تمام نبوت‌ها==
*برای هر موجودی جهت ربوبیتی است که ظهور حضرت ربوبی در اوست جز اینکه مرائی در ظهور ربوبیت متفاوتند، پس بسیار باشد که مرائی مظهر ربوبیت مقیده محدوده بود بر حسب مرتبه محیطی و محاطی‌اش تا اینکه در نهایت به مرآت اتم احمدی که دارای ربوبیت مطلقه و خلافت کلیه الهی ازلاً و ابداً می‌باشد برسد. پس تمام مراتب خلافت و "[[ولایت]]" از مظاهر خلافت کبرای اوست.{{عربی| {{متن قرآن|هُوَ الأَوَّلُ وَالآخِرُ وَالظَّاهِرُ وَالْبَاطِنُ وَهُوَ بِكُلِّ شَيْءٍ عَلِيمٌ }}}}<ref> او، آغاز و انجام و آشکار و نهان است و به هر چیزی داناست؛ سوره حدید، آیه:۳.</ref> و جمیع دعوات دعوت به اوست که مصدر و مبدأ کل و مرجع و منتهای جلّ است{{عربی| {{متن قرآن|وَاللَّهُ مِن وَرَائِهِم مُّحِيطٌ }}}}<ref> و خداوند از همه سو فراگیر آنان است؛ سوره بروج، آیه:۲۰.</ref><ref> تعلیقات علی شرح فصوص الحکم و مصباح الانس، ص ۳۸ ـ ۳۹.</ref>.
*برای هر موجودی جهت ربوبیتی است که ظهور حضرت ربوبی در اوست جز اینکه مرائی در ظهور ربوبیت متفاوتند، پس بسیار باشد که مرائی مظهر ربوبیت مقیده محدوده بود بر حسب مرتبه محیطی و محاطی‌اش تا اینکه در نهایت به مرآت اتم احمدی که دارای ربوبیت مطلقه و خلافت کلیه الهی ازلاً و ابداً می‌باشد برسد. پس تمام مراتب خلافت و "[[ولایت]]" از مظاهر خلافت کبرای اوست.{{عربی| {{متن قرآن|هُوَ الأَوَّلُ وَالآخِرُ وَالظَّاهِرُ وَالْبَاطِنُ وَهُوَ بِكُلِّ شَيْءٍ عَلِيمٌ }} }}<ref> او، آغاز و انجام و آشکار و نهان است و به هر چیزی داناست؛ سوره حدید، آیه:۳.</ref> و جمیع دعوات دعوت به اوست که مصدر و مبدأ کل و مرجع و منتهای جلّ است{{عربی| {{متن قرآن|وَاللَّهُ مِن وَرَائِهِم مُّحِيطٌ }} }}<ref> و خداوند از همه سو فراگیر آنان است؛ سوره بروج، آیه:۲۰.</ref><ref> تعلیقات علی شرح فصوص الحکم و مصباح الانس، ص ۳۸ ـ ۳۹.</ref>.


==خاتمه==
==خاتمه==
*خداوند متعال، گنج مخفی بود و دوست داشت در مظاهری تجلّی نماید، لذا در قالب اسماء و صفات جلوه نمود و برای تجلی حق زمین نیاز به خلیفه‌ای بود تا از اسماء و صفات خداوند برای مردم خبر دهند و اینگونه بود که بستر [[نبوت]] فراهم آمد و حقیقت [[پیامبر]]، خاستگاه [[نبوت]] گردید. حقیقت [[نبوت]]، فیض و لطف الهی است برای هدایت انسان، به همین لحاظ در طول تاریخ دانشمندان، عارفان، متکلمان و حکیمان بسیاری نسبت به [[نبوت]] و پیامبری و برخی از شئونات و مسئولیت‌های آن، تحقیقات ارزنده‌ای عرضه نموده‌اند. در این میان حقیقت و عصارۀ [[نبوت]] و وسعت وجودی [[پیامبر خاتم]]{{صل}} خیلی بلند مرتبه‌تر از آن چیزی است که افراد عادی بدان می‌اندیشند. محققان عرصه دین بیشتر جنبه‌ها و شئونات برگرفته از آیاتی نظیر آیه: {{عربی| {{متن قرآن|قُلْ إِنَّمَا أَنَا بَشَرٌ مِّثْلُکُمْ یُوحَی إِلَیَّ }}}}<ref> بگو: جز این نیست که من هم بشری چون شمایم (جز اینکه) به من وحی می‌شود؛ سوره کهف، آیه:۱۱۰.</ref> و مانند آنرا استنباط کرده‌اند و حقایق فراتر از آن که در آیاتی همچون آیه {{عربی| {{متن قرآن|ثُمَّ دَنَا فَتَدَلَّی فَکَانَ قَابَ قَوْسَیْنِ أَوْ أَدْنَی }}}}<ref> سپس نزدیک شد و فروتر آمد.آنگاه (میان او و پیامبر) به اندازه دو کمان یا نزدیک‌تر رسید؛ سوره نجم، آیه: ۸ - ۹.</ref> به ابعاد وجودی [[پیامبر خاتم]]{{صل}} اشاره دارد، کمتر طرح و تبیین شده است. این بدان جهت است که زمینۀ فهم معارف بلند {{عربی| {{متن قرآن|فَکَانَ قَابَ قَوْسَیْنِ أَوْ أَدْنَی }}}} برای هر کس میسر نیست.
*خداوند متعال، گنج مخفی بود و دوست داشت در مظاهری تجلّی نماید، لذا در قالب اسماء و صفات جلوه نمود و برای تجلی حق زمین نیاز به خلیفه‌ای بود تا از اسماء و صفات خداوند برای مردم خبر دهند و اینگونه بود که بستر [[نبوت]] فراهم آمد و حقیقت [[پیامبر]]، خاستگاه [[نبوت]] گردید. حقیقت [[نبوت]]، فیض و لطف الهی است برای هدایت انسان، به همین لحاظ در طول تاریخ دانشمندان، عارفان، متکلمان و حکیمان بسیاری نسبت به [[نبوت]] و پیامبری و برخی از شئونات و مسئولیت‌های آن، تحقیقات ارزنده‌ای عرضه نموده‌اند. در این میان حقیقت و عصارۀ [[نبوت]] و وسعت وجودی [[پیامبر خاتم]]{{صل}} خیلی بلند مرتبه‌تر از آن چیزی است که افراد عادی بدان می‌اندیشند. محققان عرصه دین بیشتر جنبه‌ها و شئونات برگرفته از آیاتی نظیر آیه: {{عربی| {{متن قرآن|قُلْ إِنَّمَا أَنَا بَشَرٌ مِّثْلُکُمْ یُوحَی إِلَیَّ }} }}<ref> بگو: جز این نیست که من هم بشری چون شمایم (جز اینکه) به من وحی می‌شود؛ سوره کهف، آیه:۱۱۰.</ref> و مانند آنرا استنباط کرده‌اند و حقایق فراتر از آن که در آیاتی همچون آیه {{عربی| {{متن قرآن|ثُمَّ دَنَا فَتَدَلَّی فَکَانَ قَابَ قَوْسَیْنِ أَوْ أَدْنَی }} }}<ref> سپس نزدیک شد و فروتر آمد.آنگاه (میان او و پیامبر) به اندازه دو کمان یا نزدیک‌تر رسید؛ سوره نجم، آیه: ۸ - ۹.</ref> به ابعاد وجودی [[پیامبر خاتم]]{{صل}} اشاره دارد، کمتر طرح و تبیین شده است. این بدان جهت است که زمینۀ فهم معارف بلند {{عربی| {{متن قرآن|فَکَانَ قَابَ قَوْسَیْنِ أَوْ أَدْنَی }} }} برای هر کس میسر نیست.


==منابع==
==منابع==