حقوق عمومی: تفاوت میان نسخهها
←مقدمه
(صفحهای تازه حاوی «{{خرد}} {{امامت}} <div style="padding: 0.0em 0em 0.0em;"> : <div style="background-color: rgb(252, 252, 233); text-align:center; fo...» ایجاد کرد) |
(←مقدمه) |
||
| خط ۱۱: | خط ۱۱: | ||
==مقدمه== | ==مقدمه== | ||
*[[حقوق]]، شاخهای از [[علوم]] [[اجتماعی]] و دانشی است که به قاعدهمندسازی روابط بین افراد حقیقی و حقوقی در اجتماع میپردازد. [[دانش]] [[حقوق]] به شاخههای متعددی تقسیم میشود. [[حقوق]] عمومی بخشی از [[علم]] [[حقوق]] است که [[سازماندهی]] روابط [[تشکیلات حکومتی]] و سازمانهای دولتی و روابط افراد با سازمانهای [[حاکم]] را مورد [[مطالعه]] قرار میدهد، یا بهعبارتی، [[حقوق]] عمومی عبارت است از قاعدهمندسازی روابط [[حاکمان]] با [[مردم]]. | *[[حقوق]]، شاخهای از [[علوم]] [[اجتماعی]] و دانشی است که به قاعدهمندسازی روابط بین افراد حقیقی و حقوقی در اجتماع میپردازد. [[دانش]] [[حقوق]] به شاخههای متعددی تقسیم میشود. [[حقوق]] عمومی بخشی از [[علم]] [[حقوق]] است که [[سازماندهی]] روابط [[تشکیلات حکومتی]] و سازمانهای دولتی و روابط افراد با سازمانهای [[حاکم]] را مورد [[مطالعه]] قرار میدهد، یا بهعبارتی، [[حقوق]] عمومی عبارت است از قاعدهمندسازی روابط [[حاکمان]] با [[مردم]]. | ||
[[حقوق]] عمومی خود به زیرشاخههایی چند تقسیم میشود. [[حقوق]] عمومی گرچه در گذشته پیچیدگیهای ساختاری کنونی را نداشت، اما [[مطالعه]] [[تاریخ]] باستان، بهویژه [[تاریخ]] [[مصر]] و [[ایران]] باستان و [[سیره حکومتی پیامبر اکرم]] {{صل}} و [[خلفای راشدین]]، بهویژه ساختار و دغدغههای حکومتی [[امام علی]] {{ع}}، نشان از ایجاد بستر شکلگیری آن دارد. | *[[حقوق]] عمومی خود به زیرشاخههایی چند تقسیم میشود. [[حقوق]] عمومی گرچه در گذشته پیچیدگیهای ساختاری کنونی را نداشت، اما [[مطالعه]] [[تاریخ]] باستان، بهویژه [[تاریخ]] [[مصر]] و [[ایران]] باستان و [[سیره حکومتی پیامبر اکرم]] {{صل}} و [[خلفای راشدین]]، بهویژه ساختار و دغدغههای حکومتی [[امام علی]] {{ع}}، نشان از ایجاد بستر شکلگیری آن دارد. | ||
*اوّلین [[قانون]] اساسی در [[دولت اسلامی]] در زمان [[پیامبر اکرم]] {{صل}} شکل گرفت و بر مبنای آن [[مسلمانان]] امتی یکپارچه شدند و نحوه روابط آنان با دیگر گروههای [[اجتماعی]] و همسایگان و [[پیروان]] دیگر [[ادیان]] تعریف شد. [[پیامبر اکرم]] {{صل}} برای سرزمینهایی که در فتوحات اسلامی تحت [[سلطه]] [[حکومت]] ایشان قرار میگرفت [[والی]] میگماشت و مسئولیتهای مدنی را برای آنان ترسیم میکرد. در زمان [[امام]] [[علی]] {{ع}} تشکیلات اداری شکل جدیتر و دقیقتری به خود گرفت و ایشان در [[فکر]] استقرار [[نظام]] حقوقی خاصّ و مدون بود. اگرچه در سالهای اخیر واژه شهروندی در [[جهان]] امروز مورد توجه سیاستمداران و [[صاحبان قدرت]] قرار گرفته و [[اندیشمندان]] [[علوم]] انسانی را به تکاپو و نظریهپردازی واداشته است، اما این مفهوم قرنها پیش بهدست [[امام علی]] {{ع}} و در [[سیره]] حکومتی ایشان، مورد نظر بوده و به نحو تکاملی به منصه [[ظهور]] رسیده است. | *اوّلین [[قانون]] اساسی در [[دولت اسلامی]] در زمان [[پیامبر اکرم]] {{صل}} شکل گرفت و بر مبنای آن [[مسلمانان]] امتی یکپارچه شدند و نحوه روابط آنان با دیگر گروههای [[اجتماعی]] و همسایگان و [[پیروان]] دیگر [[ادیان]] تعریف شد. [[پیامبر اکرم]] {{صل}} برای سرزمینهایی که در فتوحات اسلامی تحت [[سلطه]] [[حکومت]] ایشان قرار میگرفت [[والی]] میگماشت و مسئولیتهای مدنی را برای آنان ترسیم میکرد. در زمان [[امام]] [[علی]] {{ع}} تشکیلات اداری شکل جدیتر و دقیقتری به خود گرفت و ایشان در [[فکر]] استقرار [[نظام]] حقوقی خاصّ و مدون بود. اگرچه در سالهای اخیر واژه شهروندی در [[جهان]] امروز مورد توجه سیاستمداران و [[صاحبان قدرت]] قرار گرفته و [[اندیشمندان]] [[علوم]] انسانی را به تکاپو و نظریهپردازی واداشته است، اما این مفهوم قرنها پیش بهدست [[امام علی]] {{ع}} و در [[سیره]] حکومتی ایشان، مورد نظر بوده و به نحو تکاملی به منصه [[ظهور]] رسیده است. | ||
[[امام علی]] {{ع}} با توجه به مفهوم [[حق]] و رابطه دوسویه آن، موضوع [[حقوق]] متقابل را مطرح میکند، یعنی در ازای هر حقی، حقوقی میسر است و تا حقی [[احیا]] نشود، حقوقی بر افراد مترتب نیست. [[امام]] {{ع}} میفرماید: | [[امام علی]] {{ع}} با توجه به مفهوم [[حق]] و رابطه دوسویه آن، موضوع [[حقوق]] متقابل را مطرح میکند، یعنی در ازای هر حقی، حقوقی میسر است و تا حقی [[احیا]] نشود، حقوقی بر افراد مترتب نیست. [[امام]] {{ع}} میفرماید: | ||
| خط ۱۸: | خط ۱۸: | ||
کسی که بر همگان [[حق]] دارد و هیچ کس را بر او حقی نیست، [[خدای تعالی]] است، نه هیچ یک از بندگانش، زیرا اوست که بر آفریدگان خود [[توانایی]] دار و عدلش در هر چه قضایش بر آن جاری شود، نمایان است. او [[حق]] خود را بر [[بندگان]] در آن قرار داد که اطاعتش کنند و جزای طاعتشان را دو چندان بر عهده گرفت<ref>نهج البلاغه، خطبه ۲۰۷</ref>. | کسی که بر همگان [[حق]] دارد و هیچ کس را بر او حقی نیست، [[خدای تعالی]] است، نه هیچ یک از بندگانش، زیرا اوست که بر آفریدگان خود [[توانایی]] دار و عدلش در هر چه قضایش بر آن جاری شود، نمایان است. او [[حق]] خود را بر [[بندگان]] در آن قرار داد که اطاعتش کنند و جزای طاعتشان را دو چندان بر عهده گرفت<ref>نهج البلاغه، خطبه ۲۰۷</ref>. | ||
*در منطق [[امام]]، [[حقوق]] [[انسانها]] متعلق به آنهاست و هیچ قدرتی نمیتواند این [[حقوق]] را از [[آدمی]] سلب کند و در صورت سلب [[حقوق]] [[انسانها]]، عنصر [[عدالت]]، که لازمه اجرای [[حقوق]] است، خدشهدار میشود. از اینرو بین [[حقوق]] و [[عدالت]] ملازمت و [[همبستگی]] وجود دارد و چون [[حقوق]] افراد رعایت نشود و [[شایستگیها]] در [[جایگاه]] خود بروز نیابد، [[بیعدالتی]] صورت پذیرفته است. از اینرو [[امام علی]] {{ع}} بر پاسداشت [[حقوق]] افراد تأکید داشت و در عمل و گفتار میکوشید تا هر چیز را مطابق با تعریفی که از [[عدل]] ارائه میدهد در جای خویش نهد. بههمین [[دلیل]] هنگامیکه به خواست [[مردم]] بر [[خلیفه]] سوم وارد شد او را به مفهوم [[عدالت]] [[راهنمایی]] کرد و فرمود: بدان که فاضلترین [[بندگان خدا]] [[امامی]] است [[دادگر]]، هدایتشده و راهبر که سنّت شناختهشده را بر پای دارد و بدعتی را که ناشناخته است، بمیراند...<ref>نهج البلاغه، خطبه ۱۶۴</ref>. اگر [[رفتار]] عادلانه در [[جامعه]] تسرّی یابد و دو طرف، [[حق]] و [[حقوق]] دیگری را بیکم و کاست بهپا دارند و به آن عمل کنند، [[عدالت]] برپا داشته و [[حقوق]] افراد رعایت میشود. [[امام علی]] {{ع}} در مورد [[حقوق مردم]] و [[والی]] [[معتقد]] است چون هر دو [[حقوق]] یکدیگر را رعایت کنند، [[حق]] در میانشان بزرگمقدار میشود و راههای [[دین]] برپا و نشانههای [[عدالت]] در [[جامعه]] [[استوار]] خوهد شد<ref>نهج البلاغه، خطبه ۲۱۶</ref>. سخن و [[سیره امام علی]] {{ع}} مفهومی عمیق از [[حقوق]] را در برمیگیرد که با توجه به آن [[مکتب]] حقوقی [[اسلام]] را [[تبیین]] میکند. البته باید توجه داشت بیش از هرچیز بهدلیل شرایط ویژهای که [[امام]] در آن قرار گرفته و اتفاقاتی که در حکومتهای پیشین رخ داده بود، [[حقوق]] عمومی یا شهروندی نقش بارزتری در [[حکومت]] ایشان مییابد و بیشتر از مصادیق دیگر [[حقوق]]، به آن توجه شده است. [[امام علی]] {{ع}} در آن هنگام که از ادای [[حق]] بهعنوان تکلیفی الهی سخن بهمیان میآورد، بزرگترین [[حقوق]] را [[حقوق]] متقابل شهروند و [[والی]] برمیشمرد و آنرا فریضهای میداند که [[خداوند]] بر عهده طرفین قرار داده است و در سایه آن قوام [[جامعه]]، سرافرازی و نیرومندی در [[دین]] حاصل میشود. اگر چنین نباشد و [[حقوق]] متقابل [[مردم]] و [[دولت]] نادیده گرفته شود، [[ظلم و ستم]] در [[جامعه]] [[آشکار]] میشود و [[جامعه]] فرومیپاشد<ref>نهج البلاغه، خطبه ۲۰۷</ref>. از اینرو میتوان چنین پنداشت که در منظر [[امام]] {{ع}}، [[سنت الهی]] بر این قرار گرفته است که چون در [[جوامع]] [[حقوق]] متقابل [[مردم]] و [[حکومت]] رعایت نشود و یکی بر دیگری [[تجاوز]] کند، [[سرنوشت]] آن [[جامعه]] نابودی و اضمحلال است. بههمین [[دلیل]] [[امام]] بر رعایت [[حقوق]] شهروندی پافشاری کرد. | *در منطق [[امام]]، [[حقوق]] [[انسانها]] متعلق به آنهاست و هیچ قدرتی نمیتواند این [[حقوق]] را از [[آدمی]] سلب کند و در صورت سلب [[حقوق]] [[انسانها]]، عنصر [[عدالت]]، که لازمه اجرای [[حقوق]] است، خدشهدار میشود. از اینرو بین [[حقوق]] و [[عدالت]] ملازمت و [[همبستگی]] وجود دارد و چون [[حقوق]] افراد رعایت نشود و [[شایستگیها]] در [[جایگاه]] خود بروز نیابد، [[بیعدالتی]] صورت پذیرفته است. از اینرو [[امام علی]] {{ع}} بر پاسداشت [[حقوق]] افراد تأکید داشت و در عمل و گفتار میکوشید تا هر چیز را مطابق با تعریفی که از [[عدل]] ارائه میدهد در جای خویش نهد. بههمین [[دلیل]] هنگامیکه به خواست [[مردم]] بر [[خلیفه]] سوم وارد شد او را به مفهوم [[عدالت]] [[راهنمایی]] کرد و فرمود: بدان که فاضلترین [[بندگان خدا]] [[امامی]] است [[دادگر]]، هدایتشده و راهبر که سنّت شناختهشده را بر پای دارد و بدعتی را که ناشناخته است، بمیراند...<ref>نهج البلاغه، خطبه ۱۶۴</ref>. اگر [[رفتار]] عادلانه در [[جامعه]] تسرّی یابد و دو طرف، [[حق]] و [[حقوق]] دیگری را بیکم و کاست بهپا دارند و به آن عمل کنند، [[عدالت]] برپا داشته و [[حقوق]] افراد رعایت میشود. [[امام علی]] {{ع}} در مورد [[حقوق مردم]] و [[والی]] [[معتقد]] است چون هر دو [[حقوق]] یکدیگر را رعایت کنند، [[حق]] در میانشان بزرگمقدار میشود و راههای [[دین]] برپا و نشانههای [[عدالت]] در [[جامعه]] [[استوار]] خوهد شد<ref>نهج البلاغه، خطبه ۲۱۶</ref>. سخن و [[سیره امام علی]] {{ع}} مفهومی عمیق از [[حقوق]] را در برمیگیرد که با توجه به آن [[مکتب]] حقوقی [[اسلام]] را [[تبیین]] میکند. البته باید توجه داشت بیش از هرچیز بهدلیل شرایط ویژهای که [[امام]] در آن قرار گرفته و اتفاقاتی که در حکومتهای پیشین رخ داده بود، [[حقوق]] عمومی یا شهروندی نقش بارزتری در [[حکومت]] ایشان مییابد و بیشتر از مصادیق دیگر [[حقوق]]، به آن توجه شده است. [[امام علی]] {{ع}} در آن هنگام که از ادای [[حق]] بهعنوان تکلیفی الهی سخن بهمیان میآورد، بزرگترین [[حقوق]] را [[حقوق]] متقابل شهروند و [[والی]] برمیشمرد و آنرا فریضهای میداند که [[خداوند]] بر عهده طرفین قرار داده است و در سایه آن قوام [[جامعه]]، سرافرازی و نیرومندی در [[دین]] حاصل میشود. اگر چنین نباشد و [[حقوق]] متقابل [[مردم]] و [[دولت]] نادیده گرفته شود، [[ظلم و ستم]] در [[جامعه]] [[آشکار]] میشود و [[جامعه]] فرومیپاشد<ref>نهج البلاغه، خطبه ۲۰۷</ref>. از اینرو میتوان چنین پنداشت که در منظر [[امام]] {{ع}}، [[سنت الهی]] بر این قرار گرفته است که چون در [[جوامع]] [[حقوق]] متقابل [[مردم]] و [[حکومت]] رعایت نشود و یکی بر دیگری [[تجاوز]] کند، [[سرنوشت]] آن [[جامعه]] نابودی و اضمحلال است. بههمین [[دلیل]] [[امام]] بر رعایت [[حقوق]] شهروندی پافشاری کرد. | ||
==مصادیقی از [[حقوق]] عمومی== | ==مصادیقی از [[حقوق]] عمومی== | ||
#'''[[حق]] حیات:''' حیات [[انسانها]] هرگز نباید با تهدید روبهرو شود. [[قرآن کریم]] کشتن فردی بیگناه را به مثابه کشتن همه مردمان برمیشمرد<ref>{{متن قرآن| مِنْ أَجْلِ ذَلِكَ كَتَبْنَا عَلَى بَنِي إِسْرَائِيلَ أَنَّهُ مَن قَتَلَ نَفْسًا بِغَيْرِ نَفْسٍ أَوْ فَسَادٍ فِي الأَرْضِ فَكَأَنَّمَا قَتَلَ النَّاسَ جَمِيعًا وَمَنْ أَحْيَاهَا فَكَأَنَّمَا أَحْيَا النَّاسَ جَمِيعًا وَلَقَدْ جَاءَتْهُمْ رُسُلُنَا بِالْبَيِّنَاتِ ثُمَّ إِنَّ كَثِيرًا مِّنْهُم بَعْدَ ذَلِكَ فِي الأَرْضِ لَمُسْرِفُونَ}}؛ سوره مائده، آیه ۳۲</ref>. [[امام علی]] {{ع}} نیز در فرمانهای خود به [[کارگزاران]] حکومتی بر این نکته تأکید میورزد<ref>نهج البلاغه، نامه ۵۳</ref>. | #'''[[حق]] حیات:''' حیات [[انسانها]] هرگز نباید با تهدید روبهرو شود. [[قرآن کریم]] کشتن فردی بیگناه را به مثابه کشتن همه مردمان برمیشمرد<ref>{{متن قرآن| مِنْ أَجْلِ ذَلِكَ كَتَبْنَا عَلَى بَنِي إِسْرَائِيلَ أَنَّهُ مَن قَتَلَ نَفْسًا بِغَيْرِ نَفْسٍ أَوْ فَسَادٍ فِي الأَرْضِ فَكَأَنَّمَا قَتَلَ النَّاسَ جَمِيعًا وَمَنْ أَحْيَاهَا فَكَأَنَّمَا أَحْيَا النَّاسَ جَمِيعًا وَلَقَدْ جَاءَتْهُمْ رُسُلُنَا بِالْبَيِّنَاتِ ثُمَّ إِنَّ كَثِيرًا مِّنْهُم بَعْدَ ذَلِكَ فِي الأَرْضِ لَمُسْرِفُونَ}}؛ سوره مائده، آیه ۳۲</ref>. [[امام علی]] {{ع}} نیز در فرمانهای خود به [[کارگزاران]] حکومتی بر این نکته تأکید میورزد<ref>نهج البلاغه، نامه ۵۳</ref>. | ||