←مقدمه
(←مقدمه) |
(←مقدمه) |
||
| خط ۱۳: | خط ۱۳: | ||
*[[حقوق]] عمومی خود به زیرشاخههایی چند تقسیم میشود. [[حقوق]] عمومی گرچه در گذشته پیچیدگیهای ساختاری کنونی را نداشت، اما [[مطالعه]] [[تاریخ]] باستان، بهویژه [[تاریخ]] [[مصر]] و [[ایران]] باستان و [[سیره حکومتی پیامبر اکرم]] {{صل}} و [[خلفای راشدین]]، بهویژه ساختار و دغدغههای حکومتی [[امام علی]] {{ع}}، نشان از ایجاد بستر شکلگیری آن دارد. | *[[حقوق]] عمومی خود به زیرشاخههایی چند تقسیم میشود. [[حقوق]] عمومی گرچه در گذشته پیچیدگیهای ساختاری کنونی را نداشت، اما [[مطالعه]] [[تاریخ]] باستان، بهویژه [[تاریخ]] [[مصر]] و [[ایران]] باستان و [[سیره حکومتی پیامبر اکرم]] {{صل}} و [[خلفای راشدین]]، بهویژه ساختار و دغدغههای حکومتی [[امام علی]] {{ع}}، نشان از ایجاد بستر شکلگیری آن دارد. | ||
*اوّلین [[قانون]] اساسی در [[دولت اسلامی]] در زمان [[پیامبر اکرم]] {{صل}} شکل گرفت و بر مبنای آن [[مسلمانان]] امتی یکپارچه شدند و نحوه روابط آنان با دیگر گروههای [[اجتماعی]] و همسایگان و [[پیروان]] دیگر [[ادیان]] تعریف شد. [[پیامبر اکرم]] {{صل}} برای سرزمینهایی که در فتوحات اسلامی تحت [[سلطه]] [[حکومت]] ایشان قرار میگرفت [[والی]] میگماشت و مسئولیتهای مدنی را برای آنان ترسیم میکرد. در زمان [[امام]] [[علی]] {{ع}} تشکیلات اداری شکل جدیتر و دقیقتری به خود گرفت و ایشان در [[فکر]] استقرار [[نظام]] حقوقی خاصّ و مدون بود. اگرچه در سالهای اخیر واژه شهروندی در [[جهان]] امروز مورد توجه سیاستمداران و [[صاحبان قدرت]] قرار گرفته و [[اندیشمندان]] [[علوم]] انسانی را به تکاپو و نظریهپردازی واداشته است، اما این مفهوم قرنها پیش بهدست [[امام علی]] {{ع}} و در [[سیره]] حکومتی ایشان، مورد نظر بوده و به نحو تکاملی به منصه [[ظهور]] رسیده است. | *اوّلین [[قانون]] اساسی در [[دولت اسلامی]] در زمان [[پیامبر اکرم]] {{صل}} شکل گرفت و بر مبنای آن [[مسلمانان]] امتی یکپارچه شدند و نحوه روابط آنان با دیگر گروههای [[اجتماعی]] و همسایگان و [[پیروان]] دیگر [[ادیان]] تعریف شد. [[پیامبر اکرم]] {{صل}} برای سرزمینهایی که در فتوحات اسلامی تحت [[سلطه]] [[حکومت]] ایشان قرار میگرفت [[والی]] میگماشت و مسئولیتهای مدنی را برای آنان ترسیم میکرد. در زمان [[امام]] [[علی]] {{ع}} تشکیلات اداری شکل جدیتر و دقیقتری به خود گرفت و ایشان در [[فکر]] استقرار [[نظام]] حقوقی خاصّ و مدون بود. اگرچه در سالهای اخیر واژه شهروندی در [[جهان]] امروز مورد توجه سیاستمداران و [[صاحبان قدرت]] قرار گرفته و [[اندیشمندان]] [[علوم]] انسانی را به تکاپو و نظریهپردازی واداشته است، اما این مفهوم قرنها پیش بهدست [[امام علی]] {{ع}} و در [[سیره]] حکومتی ایشان، مورد نظر بوده و به نحو تکاملی به منصه [[ظهور]] رسیده است. | ||
*[[امام علی]] {{ع}} با توجه به مفهوم [[حق]] و رابطه دوسویه آن، موضوع [[حقوق]] متقابل را مطرح میکند، یعنی در ازای هر حقی، حقوقی میسر است و تا حقی [[احیا]] نشود، حقوقی بر افراد مترتب نیست. [[امام]] {{ع}} میفرماید: | *[[امام علی]] {{ع}} با توجه به مفهوم [[حق]] و رابطه دوسویه آن، موضوع [[حقوق]] متقابل را مطرح میکند، یعنی در ازای هر حقی، حقوقی میسر است و تا حقی [[احیا]] نشود، حقوقی بر افراد مترتب نیست. [[امام]] {{ع}} میفرماید: پس، [[خداوند سبحان]]، بعضی از [[حقوق]] خود را برای بعضی از [[مردم]] [[واجب]] فرمود و هر حقی را برابر [[پاداش]] حقی دیگر قرار داد. بعضی از آن [[حقوق]] زمانی [[واجب]] میآیند که آن دیگر نیز حقی را که بر گردن دارد ادا کند.<ref>نهج البلاغه، خطبه ۲۰۷</ref>. | ||
پس، [[خداوند سبحان]]، بعضی از [[حقوق]] خود را برای بعضی از [[مردم]] [[واجب]] فرمود و هر حقی را برابر [[پاداش]] حقی دیگر قرار داد. بعضی از آن [[حقوق]] زمانی [[واجب]] میآیند که آن دیگر نیز حقی را که بر گردن دارد ادا کند.<ref>نهج البلاغه، خطبه ۲۰۷</ref>. | |||
*در منظر [[امام]]، اگر حقوقی یکسویه باشد، آن [[حق]] تنها از آن [[خداوند]] خواهد بود، که بینیاز مطلق است. | *در منظر [[امام]]، اگر حقوقی یکسویه باشد، آن [[حق]] تنها از آن [[خداوند]] خواهد بود، که بینیاز مطلق است. | ||
کسی که بر همگان [[حق]] دارد و هیچ کس را بر او حقی نیست، [[خدای تعالی]] است، نه هیچ یک از بندگانش، زیرا اوست که بر آفریدگان خود [[توانایی]] دار و عدلش در هر چه قضایش بر آن جاری شود، نمایان است. او [[حق]] خود را بر [[بندگان]] در آن قرار داد که اطاعتش کنند و جزای طاعتشان را دو چندان بر عهده گرفت<ref>نهج البلاغه، خطبه ۲۰۷</ref>. | کسی که بر همگان [[حق]] دارد و هیچ کس را بر او حقی نیست، [[خدای تعالی]] است، نه هیچ یک از بندگانش، زیرا اوست که بر آفریدگان خود [[توانایی]] دار و عدلش در هر چه قضایش بر آن جاری شود، نمایان است. او [[حق]] خود را بر [[بندگان]] در آن قرار داد که اطاعتش کنند و جزای طاعتشان را دو چندان بر عهده گرفت<ref>نهج البلاغه، خطبه ۲۰۷</ref>. | ||