ضرورت امامت: تفاوت میان نسخهها
جز
جایگزینی متن - '، ص:' به '، ص'
جز (جایگزینی متن - ':"' به ': "') |
جز (جایگزینی متن - '، ص:' به '، ص') |
||
| خط ۵۵: | خط ۵۵: | ||
===فواید دیگر [[غیبت]] و انتظار=== | ===فواید دیگر [[غیبت]] و انتظار=== | ||
* نفس وجود [[امام عصر]]{{ع}} در سراپردهٔ [[غیبت]] و وعده ظهور حضرت برپایی مقتدرین [[حکومت جهانی]] عادلانه و نابودی ظلم و [[حکومت]]های ظالمانه موجب امید در دلهای [[انسان|انسانهای]] مؤمن میگردد. به دیگر سخن [[غیبت]] حضرت مقدمه و طلیعه ظهور [[نور]] عالم تاب و فرجام [[نیکو]] و روشن، برای [[جامعه]] جهانی است. [[انسان]]های بیشماری هستند که به دلیل کسب زمینه حضور در بین سربازان آن حضرت و یا امکان دیدار حضرت در سلک [[انسان کامل|انسانهای کامل]] و وارستهای قرار گرفته و یا در این عرصه هستند، وجود جوانان بیشمار مذهبی در هیئتها و ذکر "یا مهدی" آنان خود بهترین گواه و شاهد بر وجود آثار و کارکرد مثبت "[[غیبت امام]]" است. | * نفس وجود [[امام عصر]]{{ع}} در سراپردهٔ [[غیبت]] و وعده ظهور حضرت برپایی مقتدرین [[حکومت جهانی]] عادلانه و نابودی ظلم و [[حکومت]]های ظالمانه موجب امید در دلهای [[انسان|انسانهای]] مؤمن میگردد. به دیگر سخن [[غیبت]] حضرت مقدمه و طلیعه ظهور [[نور]] عالم تاب و فرجام [[نیکو]] و روشن، برای [[جامعه]] جهانی است. [[انسان]]های بیشماری هستند که به دلیل کسب زمینه حضور در بین سربازان آن حضرت و یا امکان دیدار حضرت در سلک [[انسان کامل|انسانهای کامل]] و وارستهای قرار گرفته و یا در این عرصه هستند، وجود جوانان بیشمار مذهبی در هیئتها و ذکر "یا مهدی" آنان خود بهترین گواه و شاهد بر وجود آثار و کارکرد مثبت "[[غیبت امام]]" است. | ||
* بر این اساس [[غیبت]] [[حضرت حجت]]{{ع}} خود متضمن فواید بیشمار است که با ادله ضرورت [[امام]] تهافتی ندارد<ref>[[محمد حسن قدردان قراملکی|قدردان قراملکی، محمد حسن]]، [[امامت ۲ (کتاب)|امامت]]، | * بر این اساس [[غیبت]] [[حضرت حجت]]{{ع}} خود متضمن فواید بیشمار است که با ادله ضرورت [[امام]] تهافتی ندارد<ref>[[محمد حسن قدردان قراملکی|قدردان قراملکی، محمد حسن]]، [[امامت ۲ (کتاب)|امامت]]، ص۱۲۷ - ۱۳۳.</ref> | ||
==تعیین تکلیف بر خداوند در وجوب امامت == | ==تعیین تکلیف بر خداوند در وجوب امامت == | ||
| خط ۷۷: | خط ۷۷: | ||
* این اشکال که نیاز به [[مرجع]] دینی [[معصوم]] در هر دوره مثل دوره [[غیبت]] و [[اجتهاد]] نیز لازم است؛ چراکه در [[اجتهاد]] نیز احتمال [[خطا]] وجود دارد<ref>«مگر در هنگام [[اجتهاد]] (ارجاع جزئیات به کلیات) امکان [[خطا]] رفع میشود و احتمال استنباط غلط از بین میرود؟ مسلم است که پاسخ منفی است. پس با این حساب [[اجتهاد]] نیز نیاز به عصمت دارد و غیرمعصوم حق [[اجتهاد]] ندارد، اما آیا این را میپذیرید؟»؛ تئوری [[امامت]] در ترازوی نقد، صص ۱۱ و ۱۲.</ref>، اشکال موجّه نیست، برای اینکه در عصر [[غیبت]] احتمال [[خطا]] نه در اصول و مبانی [[دین]] که در فروع و جزئیات است که خطای آن به اصل [[دین]] آسیب وارد نمیکند و قیاس آن دو قیاس معالفارق است. شهید [[مرتضی مطهری]] در [[تبیین]] چگونگی بلوغ عقلی [[مردم]] برای توجیه [[خاتمیت]] به مراتب آن اشاره نمیکند، اما به اشکال منافات آن با اصل [[امامت]] متفطن بود، لذا برای پاسخ از اشکال به [[مرجعیت علمی]] [[امام]] و حل اختلاف دینی اشاره میکند که [[مسلمانان]] و نخبگان از حل آنها ناتوان هستند و از اینجا معلوم میشود که منظور شهید [[مرتضی مطهری]] بلوغ نسبی [[مسلمانان]] صدر [[اسلام]] بوده است، چنانکه میگوید:یک سلسله اختلافات و تفرقها، تشتتها و مذهبهای مختلف و گوناگون در [[شریعت]] ختمیه پیدا می-شود، باید یک شاخص وجود داشته باشد که اگر [[مردم]] در این [[مذاهب]] گوناگون که اینها را اهواء آراء و تعصبها ایجاد کرده است، بخواهند بفهمند که حق چیست بروند به سراغ او... علمای [[امت]] میتوانند در کار [[دعوت]] و [[تبلیغ]] و ترویج [[جانشین]] پیغمبران باشند، اما نمیتوانند [[مرجع حل اختلافات]] باشند<ref>خاتمیت، ص ۵۳.</ref>. | * این اشکال که نیاز به [[مرجع]] دینی [[معصوم]] در هر دوره مثل دوره [[غیبت]] و [[اجتهاد]] نیز لازم است؛ چراکه در [[اجتهاد]] نیز احتمال [[خطا]] وجود دارد<ref>«مگر در هنگام [[اجتهاد]] (ارجاع جزئیات به کلیات) امکان [[خطا]] رفع میشود و احتمال استنباط غلط از بین میرود؟ مسلم است که پاسخ منفی است. پس با این حساب [[اجتهاد]] نیز نیاز به عصمت دارد و غیرمعصوم حق [[اجتهاد]] ندارد، اما آیا این را میپذیرید؟»؛ تئوری [[امامت]] در ترازوی نقد، صص ۱۱ و ۱۲.</ref>، اشکال موجّه نیست، برای اینکه در عصر [[غیبت]] احتمال [[خطا]] نه در اصول و مبانی [[دین]] که در فروع و جزئیات است که خطای آن به اصل [[دین]] آسیب وارد نمیکند و قیاس آن دو قیاس معالفارق است. شهید [[مرتضی مطهری]] در [[تبیین]] چگونگی بلوغ عقلی [[مردم]] برای توجیه [[خاتمیت]] به مراتب آن اشاره نمیکند، اما به اشکال منافات آن با اصل [[امامت]] متفطن بود، لذا برای پاسخ از اشکال به [[مرجعیت علمی]] [[امام]] و حل اختلاف دینی اشاره میکند که [[مسلمانان]] و نخبگان از حل آنها ناتوان هستند و از اینجا معلوم میشود که منظور شهید [[مرتضی مطهری]] بلوغ نسبی [[مسلمانان]] صدر [[اسلام]] بوده است، چنانکه میگوید:یک سلسله اختلافات و تفرقها، تشتتها و مذهبهای مختلف و گوناگون در [[شریعت]] ختمیه پیدا می-شود، باید یک شاخص وجود داشته باشد که اگر [[مردم]] در این [[مذاهب]] گوناگون که اینها را اهواء آراء و تعصبها ایجاد کرده است، بخواهند بفهمند که حق چیست بروند به سراغ او... علمای [[امت]] میتوانند در کار [[دعوت]] و [[تبلیغ]] و ترویج [[جانشین]] پیغمبران باشند، اما نمیتوانند [[مرجع حل اختلافات]] باشند<ref>خاتمیت، ص ۵۳.</ref>. | ||
* به دیگر سخن تنها بلوغ و تکامل عقلی مخاطبان [[اسلام]] منافاتی با اصل [[امامت]] ندارد بلکه استعداد و تکامل فکری به معنای فوق شرط و مقدمه بهرهگیری از وجود [[امام]] است؛ چراکه در صورت عدم رجوع [[مردم]] و یا [[عالمان]] [[دین]] به [[امام]] برای [[تفسیر متشابهات]] و [[حل اختلاف دینی]]، این امر یا از جمود فکری و خشک شدن اندیشه دینی در [[جامعه]] حکایت میکند یا بیانگر [[جهالت]] [[مردم]] و [[عالمان]] [[دین]] به اصل [[امامت]] و عدم درک [[نیاز رجوع به امام]] در [[حل مسائل دین]] است، که هر دو فرض نشانگر عدم بلوغ فکری و عقلی [[مسلمانان]] صدر [[اسلام]] است که در این صورت [[امامت]] ثمربخش نخواهد بود. پس برای توجیه [[خاتمیت]] از طریق اصل [[امامت]] نیز باید به بلوغ فکری - هر چند نسبی - [[مسلمانان]] صدر [[اسلام]] ملتزم شویم. | * به دیگر سخن تنها بلوغ و تکامل عقلی مخاطبان [[اسلام]] منافاتی با اصل [[امامت]] ندارد بلکه استعداد و تکامل فکری به معنای فوق شرط و مقدمه بهرهگیری از وجود [[امام]] است؛ چراکه در صورت عدم رجوع [[مردم]] و یا [[عالمان]] [[دین]] به [[امام]] برای [[تفسیر متشابهات]] و [[حل اختلاف دینی]]، این امر یا از جمود فکری و خشک شدن اندیشه دینی در [[جامعه]] حکایت میکند یا بیانگر [[جهالت]] [[مردم]] و [[عالمان]] [[دین]] به اصل [[امامت]] و عدم درک [[نیاز رجوع به امام]] در [[حل مسائل دین]] است، که هر دو فرض نشانگر عدم بلوغ فکری و عقلی [[مسلمانان]] صدر [[اسلام]] است که در این صورت [[امامت]] ثمربخش نخواهد بود. پس برای توجیه [[خاتمیت]] از طریق اصل [[امامت]] نیز باید به بلوغ فکری - هر چند نسبی - [[مسلمانان]] صدر [[اسلام]] ملتزم شویم. | ||
* سخن آخر اینکه بلوغ عقلی نه ملاک منحصره توجیه [[خاتمیت]] بلکه یکی از ملاکها و دلایل است که در عرض دلایل دیگر از جمله اصل [[امامت]] قرار دارد که مجموع آن دلایل، اصل [[خاتمیت]] را توجیه و [[تبیین]] میکند<ref>برای توضیح بیشتر از ملاکهای خاتمیت ر.ک: نگارنده، آیین خاتم، صص ۴۳۳ و ۴۹۹. </ref><ref>[[محمد حسن قدردان قراملکی|قدردان قراملکی، محمد حسن]]، [[امامت ۲ (کتاب)|امامت]]، | * سخن آخر اینکه بلوغ عقلی نه ملاک منحصره توجیه [[خاتمیت]] بلکه یکی از ملاکها و دلایل است که در عرض دلایل دیگر از جمله اصل [[امامت]] قرار دارد که مجموع آن دلایل، اصل [[خاتمیت]] را توجیه و [[تبیین]] میکند<ref>برای توضیح بیشتر از ملاکهای خاتمیت ر.ک: نگارنده، آیین خاتم، صص ۴۳۳ و ۴۹۹. </ref><ref>[[محمد حسن قدردان قراملکی|قدردان قراملکی، محمد حسن]]، [[امامت ۲ (کتاب)|امامت]]، ص۱۴۳ - ۱۴۶.</ref> | ||
==پرسشهای وابسته== | ==پرسشهای وابسته== | ||