نزول قرآن: تفاوت میان نسخهها
جز
جایگزینی متن - '، ص:' به '، ص'
جز (جایگزینی متن - ':"' به ': "') برچسبها: ویرایش همراه ویرایش از وبگاه همراه |
جز (جایگزینی متن - '، ص:' به '، ص') |
||
| خط ۱۰: | خط ۱۰: | ||
==مقدمه== | ==مقدمه== | ||
*[[قرآن کریم]] کلام خداوند است که در طول بیست و سه سال بر [[حضرت محمد]]{{صل}} نازل شده است. در [[قرآن]] بارها آمده است که [[قرآن]] از جانب خدا نازل شده است. استفاده از تعبیرهايی چون "نزول"، "تنزیل" و "انزال" برای قرآن شاید به سبب تأکید بر وحیانی بودن این کتاب است تا کسی نپندارد که قرآن کلام بشر و ساخته ذهن و زبان شخص [[پیامبر]]{{صل}} است<ref> [[محمد کاظم شاکر|شاکر، محمد کاظم]]، [[آشنایی با علوم قرآنی (کتاب)|آشنایی با علوم قرآنی]]، ص | *[[قرآن کریم]] کلام خداوند است که در طول بیست و سه سال بر [[حضرت محمد]]{{صل}} نازل شده است. در [[قرآن]] بارها آمده است که [[قرآن]] از جانب خدا نازل شده است. استفاده از تعبیرهايی چون "نزول"، "تنزیل" و "انزال" برای قرآن شاید به سبب تأکید بر وحیانی بودن این کتاب است تا کسی نپندارد که قرآن کلام بشر و ساخته ذهن و زبان شخص [[پیامبر]]{{صل}} است<ref> [[محمد کاظم شاکر|شاکر، محمد کاظم]]، [[آشنایی با علوم قرآنی (کتاب)|آشنایی با علوم قرآنی]]، ص ۷۵</ref>. | ||
==معنای نزول== | ==معنای نزول== | ||
*همان طور که اشاره شد، قرآن کریم در بیان چگونگی انتقال پیام الهی به [[پیامبر]]{{صل}} از ماده "نزل" و مشتقات آن بهره گرفته است. سؤال این است که نزول در مورد قرآن به چه معنا است؟ | *همان طور که اشاره شد، قرآن کریم در بیان چگونگی انتقال پیام الهی به [[پیامبر]]{{صل}} از ماده "نزل" و مشتقات آن بهره گرفته است. سؤال این است که نزول در مورد قرآن به چه معنا است؟ | ||
| خط ۱۹: | خط ۱۹: | ||
*این معنا با یک مثال ساده روشنتر میشود. فرض کنید اداره یک آموزشگاه کودکان را به یک مربی متخصص و باتجربه بسپارند. او با دانش و تجربهای که در زمینه تعلیم و تربیت کودک اندوخته است برای آن آموزشگاه برنامه آموزشی و پرورشی تهیه میکند. آنچه او در برنامهها قرار میدهد ـ اعم از بازی، نقاشی، قصه، شعر و... ـ همگی از منبع دانش و تجربه او منشأ گرفته است و نازله علم و تجربه اوست. نوآموزان نیز با انجام آنچه او برنامهریزی کرده است میتوانند به اهداف او دست یابند. | *این معنا با یک مثال ساده روشنتر میشود. فرض کنید اداره یک آموزشگاه کودکان را به یک مربی متخصص و باتجربه بسپارند. او با دانش و تجربهای که در زمینه تعلیم و تربیت کودک اندوخته است برای آن آموزشگاه برنامه آموزشی و پرورشی تهیه میکند. آنچه او در برنامهها قرار میدهد ـ اعم از بازی، نقاشی، قصه، شعر و... ـ همگی از منبع دانش و تجربه او منشأ گرفته است و نازله علم و تجربه اوست. نوآموزان نیز با انجام آنچه او برنامهریزی کرده است میتوانند به اهداف او دست یابند. | ||
*[[قرآن کریم]] هم نازله خداوند حکیم و علیم و حمید است و از علم، حکمت و جمال خداوندی ناشی شده است. خداوند حقایق متعالی را، که دوست دارد بندگانش به آن برسند، در قالب مَثَل، قصّه، امر و نهی و... نازل کرد تا مردم در آن اندیشه کنند. در حدیثی از [[امام علی]]{{ع}} آمده است: "خداوند قرآن را بر هفت قسم نازل کرده است که هر قسمی به نوع خود کامل است و آنها عبارت است از: امر، نهی، بشارت، اندرز، جَدَل، اَمثال و قصّه" <ref>{{عربی|" إِنَّ اللَّهَ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى أَنْزَلَ الْقُرْآنَ عَلَى سَبْعَةِ أَقْسَامٍ كُلٌّ مِنْهَا شَافٍ كَافٍ وَ هِيَ أَمْرٌ وَ زَجْرٌ وَ تَرْغِيبٌ وَ تَرْهِيبٌ وَ جَدَلٌ وَ مَثَلٌ وَ قِصَص"}}؛ التفسیر الصافی، مولی محسن فیض کاشانی، تهران، مکتبة الصدر، ج ۱، ص ۵۹.</ref>. | *[[قرآن کریم]] هم نازله خداوند حکیم و علیم و حمید است و از علم، حکمت و جمال خداوندی ناشی شده است. خداوند حقایق متعالی را، که دوست دارد بندگانش به آن برسند، در قالب مَثَل، قصّه، امر و نهی و... نازل کرد تا مردم در آن اندیشه کنند. در حدیثی از [[امام علی]]{{ع}} آمده است: "خداوند قرآن را بر هفت قسم نازل کرده است که هر قسمی به نوع خود کامل است و آنها عبارت است از: امر، نهی، بشارت، اندرز، جَدَل، اَمثال و قصّه" <ref>{{عربی|" إِنَّ اللَّهَ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى أَنْزَلَ الْقُرْآنَ عَلَى سَبْعَةِ أَقْسَامٍ كُلٌّ مِنْهَا شَافٍ كَافٍ وَ هِيَ أَمْرٌ وَ زَجْرٌ وَ تَرْغِيبٌ وَ تَرْهِيبٌ وَ جَدَلٌ وَ مَثَلٌ وَ قِصَص"}}؛ التفسیر الصافی، مولی محسن فیض کاشانی، تهران، مکتبة الصدر، ج ۱، ص ۵۹.</ref>. | ||
*از آنچه گفته شد دانستیم که مراد از نزول قرآن، نزول مکانی نیست. برخی پنداشتهاند که چون قرآن از آسمان به زمین نازل شده، این نزول، نزول مکانی است<ref>تاریخ قرآن، محمد هادی معرفت، تهران، سمت، ۱۳۷۵ ش، ص ۴۰. (به نقل از: التفسیر الکبیر، فخر رازی، ج ۵، ص ۸۵).</ref><ref> [[محمد کاظم شاکر|شاکر، محمد کاظم]]، [[آشنایی با علوم قرآنی (کتاب)|آشنایی با علوم قرآنی]]، ص | *از آنچه گفته شد دانستیم که مراد از نزول قرآن، نزول مکانی نیست. برخی پنداشتهاند که چون قرآن از آسمان به زمین نازل شده، این نزول، نزول مکانی است<ref>تاریخ قرآن، محمد هادی معرفت، تهران، سمت، ۱۳۷۵ ش، ص ۴۰. (به نقل از: التفسیر الکبیر، فخر رازی، ج ۵، ص ۸۵).</ref><ref> [[محمد کاظم شاکر|شاکر، محمد کاظم]]، [[آشنایی با علوم قرآنی (کتاب)|آشنایی با علوم قرآنی]]، ص ۷۵ - ۷۶</ref> | ||
===تفاوت انزال با تنزیل=== | ===تفاوت انزال با تنزیل=== | ||
*در قرآن مفهوم نزول با صیغههای مختلفی بیان شده است؛ صیغههای ثلاثی مجرد و بابهای إفعال و تفعیل از ماده "نزل" از آن جمله است<ref>برای مثال، ر.ک: سوره اسراء، آیه:۸۲ وآیه:۱۰۵؛ سوره طه، آیه: ۲.</ref>. از آنجا که در بحث تعدد نزول قرآن به تفاوت صیغههای إنزال و تنزیل استناد شده، مناسب است که نظرات لغتپژوهان را در اینباره گزارش کنیم. | *در قرآن مفهوم نزول با صیغههای مختلفی بیان شده است؛ صیغههای ثلاثی مجرد و بابهای إفعال و تفعیل از ماده "نزل" از آن جمله است<ref>برای مثال، ر.ک: سوره اسراء، آیه:۸۲ وآیه:۱۰۵؛ سوره طه، آیه: ۲.</ref>. از آنجا که در بحث تعدد نزول قرآن به تفاوت صیغههای إنزال و تنزیل استناد شده، مناسب است که نظرات لغتپژوهان را در اینباره گزارش کنیم. | ||
| خط ۲۶: | خط ۲۶: | ||
*در مقابل، برخی به فرق إنزال و تنزیل تصریح کردهاند؛ [[نور الدین بن نعمة الله جزایری]] در فروق اللغات مینویسد: "برخی از مفسّران گفتهاند که انزال برای نزول دفعی و تنزیل برای نزول تدریجی به کار میرود"<ref>فروق اللغات، نور الدین بن نعمت الله الجزائری (ابن جزائری)، تهران، دفتر نشر فرهنگ اسلامی، ۱۳۷۳ ش، چاپ سوم، ص ۵۷.</ref>. | *در مقابل، برخی به فرق إنزال و تنزیل تصریح کردهاند؛ [[نور الدین بن نعمة الله جزایری]] در فروق اللغات مینویسد: "برخی از مفسّران گفتهاند که انزال برای نزول دفعی و تنزیل برای نزول تدریجی به کار میرود"<ref>فروق اللغات، نور الدین بن نعمت الله الجزائری (ابن جزائری)، تهران، دفتر نشر فرهنگ اسلامی، ۱۳۷۳ ش، چاپ سوم، ص ۵۷.</ref>. | ||
*در معجم متن اللغه نیز آمده است: "إنزال دفعی است و تنزیل به معنای ترتیب و نیز تقریب به فهم به نحو تفصیل است"<ref>معجم متن اللغه، رضا احمد، بیروت، دار مکتبة الحیاة، ۱۳۷۸ ﻫ، ج ۵، ص ۴۴۱.</ref>. | *در معجم متن اللغه نیز آمده است: "إنزال دفعی است و تنزیل به معنای ترتیب و نیز تقریب به فهم به نحو تفصیل است"<ref>معجم متن اللغه، رضا احمد، بیروت، دار مکتبة الحیاة، ۱۳۷۸ ﻫ، ج ۵، ص ۴۴۱.</ref>. | ||
*[[راغب اصفهانی]]، لغتپژوه و قرآنشناس شهیر، در این باره نظر دیگری دارد. وی میگوید:تفاوت بین إنزال و تنزیل در وصف قرآن و فرشتگان آن است؛ تنزیل به مواردی اختصاص دارد که نزول به صورت تدریجی و یکی پس از دیگری است، ولی إنزال عام است. یعنی هم بر فرود آمدن چیزی به صورت تدریجی و هم به صورت دفعی قابل اطلاق است<ref>المفردات فی غریب القرآن، راغب اصفهانی، دفتر نشر الکتاب، ۱۴۰۴ ﻫ، ص ۴۸۹.</ref><ref> [[محمد کاظم شاکر|شاکر، محمد کاظم]]، [[آشنایی با علوم قرآنی (کتاب)|آشنایی با علوم قرآنی]]، ص | *[[راغب اصفهانی]]، لغتپژوه و قرآنشناس شهیر، در این باره نظر دیگری دارد. وی میگوید:تفاوت بین إنزال و تنزیل در وصف قرآن و فرشتگان آن است؛ تنزیل به مواردی اختصاص دارد که نزول به صورت تدریجی و یکی پس از دیگری است، ولی إنزال عام است. یعنی هم بر فرود آمدن چیزی به صورت تدریجی و هم به صورت دفعی قابل اطلاق است<ref>المفردات فی غریب القرآن، راغب اصفهانی، دفتر نشر الکتاب، ۱۴۰۴ ﻫ، ص ۴۸۹.</ref><ref> [[محمد کاظم شاکر|شاکر، محمد کاظم]]، [[آشنایی با علوم قرآنی (کتاب)|آشنایی با علوم قرآنی]]، ص ۷۶.</ref> | ||
===ترتیب و تقویم نزول=== | ===ترتیب و تقویم نزول=== | ||
*مراد از ترتیب نزول، ترتیب آیات و سور قرآن، از اولین آیات نازلشده تا آخرین آیات است. مراد از تقویم نزول، زمانبندی آیات و سور نازلشده در مقاطع زمانی است؛ به طور مثال تقسیم آیات و سور قرآن به مکّی و مدنی، بیان نوعی تقویم نزول است. | *مراد از ترتیب نزول، ترتیب آیات و سور قرآن، از اولین آیات نازلشده تا آخرین آیات است. مراد از تقویم نزول، زمانبندی آیات و سور نازلشده در مقاطع زمانی است؛ به طور مثال تقسیم آیات و سور قرآن به مکّی و مدنی، بیان نوعی تقویم نزول است. | ||
*به طور کلی تعیین ترتیب نزول آیات و سور قرآن دو شیوه است: | *به طور کلی تعیین ترتیب نزول آیات و سور قرآن دو شیوه است: | ||
# شیوه روایی: این شیوه به روایاتی مستند است که در آنها سوره های قرآن به ترتیب نزول ذکر شده است. | # شیوه روایی: این شیوه به روایاتی مستند است که در آنها سوره های قرآن به ترتیب نزول ذکر شده است. | ||
# شیوه اجتهادی: این شیوه عمدتاً بر اسلوب بیان آیات قرآن و موضوعات مطرحشده در آنها و نیز تطبیق آیات قرآن بر حوادث تاریخی استوار است<ref> [[محمد کاظم شاکر|شاکر، محمد کاظم]]، [[آشنایی با علوم قرآنی (کتاب)|آشنایی با علوم قرآنی]]، | # شیوه اجتهادی: این شیوه عمدتاً بر اسلوب بیان آیات قرآن و موضوعات مطرحشده در آنها و نیز تطبیق آیات قرآن بر حوادث تاریخی استوار است<ref> [[محمد کاظم شاکر|شاکر، محمد کاظم]]، [[آشنایی با علوم قرآنی (کتاب)|آشنایی با علوم قرآنی]]، ص۸۵.</ref>. | ||
==جایگاه بحث نزول [[قرآن]] در [[قرآن]]== | ==جایگاه بحث نزول [[قرآن]] در [[قرآن]]== | ||
*بیشتر مطالبی که از آن در موضوع نزول قرآن سخن به میان آمده است درون قرآنی است. در اینجا تنها به اهم آیاتی که بدان استناد شده است، اشاره میکنیم<ref> [[محمد کاظم شاکر|شاکر، محمد کاظم]]، [[آشنایی با علوم قرآنی (کتاب)|آشنایی با علوم قرآنی]]، | *بیشتر مطالبی که از آن در موضوع نزول قرآن سخن به میان آمده است درون قرآنی است. در اینجا تنها به اهم آیاتی که بدان استناد شده است، اشاره میکنیم<ref> [[محمد کاظم شاکر|شاکر، محمد کاظم]]، [[آشنایی با علوم قرآنی (کتاب)|آشنایی با علوم قرآنی]]، ص۷۷.</ref> | ||
===مراحل نزول قرآن=== | ===مراحل نزول قرآن=== | ||
*برخی از عالمان با استفاده از آیات قرآن، مراحل زیر را برای نزول قرآن بر شمردهاند: | *برخی از عالمان با استفاده از آیات قرآن، مراحل زیر را برای نزول قرآن بر شمردهاند: | ||
# ثبوت در [[لوح محفوظ]]: در سوره بروج آمده است: {{متن قرآن| بَلْ هُوَ قُرْآنٌ مَّجِيدٌ فِي لَوْحٍ مَّحْفُوظٍ }} <ref> این سخن، جادو و دروغ نیست بلکه قرآنی ارجمند است،در لوحی نگهداشته؛ سوره بروج، آیه: ۲۱ - ۲۲.</ref> در باره [[لوح محفوظ]] توضیحی در قرآن نیامده است، ولی از روایات استفاده میشود که آن لوحی آسمانی است که آنچه بوده و خواهد بود در آن نوشته شده است و تنها فرشتگان از آن آگاهی دارند. این لوح از آن رو محفوظ نامیده شده است که از دستبُرد شیاطین و خطر افزایش و کاهش محفوظ است و خداوند با قلم سرنوشت، همه چیز را در آن نوشته است<ref> ر.ک: تفسیر نور الثقلین، عبد علی بن جمعة الحویزی، تحقیق سید هاشم رسولی محلاتی، قم، مؤسسۀ اسماعیلیان، ۱۴۱۲ ﻫ، ج ۵، ص ۵۴۸؛ میزان الحکمه، محمد محمدی ریشهری، قم، دار الحدیث، ج ۴، ص ۳۳۲۹.</ref>. بر اساس این آیه حقایق و معارف قرآن نیز در آن لوح نوشته شده و از آن مقام به عوالمِ بعدی نازل شده است. در آیه دیگری هم آمده است که حقیقت قرآن از اُمّ الکتاب نازل شده است: {{متن قرآن| وَالْكِتَابِ الْمُبِينِ إِنَّا جَعَلْنَاهُ قُرْآنًا عَرَبِيًّا لَّعَلَّكُمْ تَعْقِلُونَ وَإِنَّهُ فِي أُمِّ الْكِتَابِ لَدَيْنَا لَعَلِيٌّ حَكِيمٌ }} <ref> سوگند به این کتاب روشن به راستی ما آن را قرآنی عربی قرار دادیم باشد که خرد ورزید.و بیگمان آن نزد ما در اصل کتاب، فرازمندی فرزانه است؛ سوره زخرف، آیه: ۲ - ۴.</ref>. مفسّران معمولاً [[لوح محفوظ]] را همان [[ام الکتاب]] دانستهاند<ref>ر.ک: مجمع البیان فی تفسیر القرآن، فضل بن حسن طبرسی، بیروت، مؤسسة الأعلمی للمطبوعات، ۱۴۱۵ ﻫ، ج ۹، ص ۶۷؛ المیزان فی تفسیر القرآن، محمد حسین طباطبایی، قم، مؤسسة النشر الاسلامی التابعة لجماعة المدرسین، بیتا، ج ۷، ص ۱۲۸ ـ ۱۲۷.</ref>. احتمالاً مراد از {{متن قرآن| كِتَابٍ مَّكْنُونٍ }} در سوره واقعه نیز همان [[ام الکتاب]] باشد: {{متن قرآن| إِنَّهُ لَقُرْآنٌ كَرِيمٌ فِي كِتَابٍ مَّكْنُونٍ لّا يَمَسُّهُ إِلاَّ الْمُطَهَّرُونَ تَنزِيلٌ مِّن رَّبِّ الْعَالَمِينَ }} <ref> که این قرآنی ارجمند است،در نوشتهای فرو پوشیده،که جز پاکان را به آن دسترس نیست،فرو فرستادهای از سوی پروردگار جهانیان است؛ سوره وایعه، آیه: ۷۷ - ۸۰.</ref>. مسلّماً فرشتگان الهی از پاکانِ یادشده در این آیات هستند<ref> [[محمد کاظم شاکر|شاکر، محمد کاظم]]، [[آشنایی با علوم قرآنی (کتاب)|آشنایی با علوم قرآنی]]، | # ثبوت در [[لوح محفوظ]]: در سوره بروج آمده است: {{متن قرآن| بَلْ هُوَ قُرْآنٌ مَّجِيدٌ فِي لَوْحٍ مَّحْفُوظٍ }} <ref> این سخن، جادو و دروغ نیست بلکه قرآنی ارجمند است،در لوحی نگهداشته؛ سوره بروج، آیه: ۲۱ - ۲۲.</ref> در باره [[لوح محفوظ]] توضیحی در قرآن نیامده است، ولی از روایات استفاده میشود که آن لوحی آسمانی است که آنچه بوده و خواهد بود در آن نوشته شده است و تنها فرشتگان از آن آگاهی دارند. این لوح از آن رو محفوظ نامیده شده است که از دستبُرد شیاطین و خطر افزایش و کاهش محفوظ است و خداوند با قلم سرنوشت، همه چیز را در آن نوشته است<ref> ر.ک: تفسیر نور الثقلین، عبد علی بن جمعة الحویزی، تحقیق سید هاشم رسولی محلاتی، قم، مؤسسۀ اسماعیلیان، ۱۴۱۲ ﻫ، ج ۵، ص ۵۴۸؛ میزان الحکمه، محمد محمدی ریشهری، قم، دار الحدیث، ج ۴، ص ۳۳۲۹.</ref>. بر اساس این آیه حقایق و معارف قرآن نیز در آن لوح نوشته شده و از آن مقام به عوالمِ بعدی نازل شده است. در آیه دیگری هم آمده است که حقیقت قرآن از اُمّ الکتاب نازل شده است: {{متن قرآن| وَالْكِتَابِ الْمُبِينِ إِنَّا جَعَلْنَاهُ قُرْآنًا عَرَبِيًّا لَّعَلَّكُمْ تَعْقِلُونَ وَإِنَّهُ فِي أُمِّ الْكِتَابِ لَدَيْنَا لَعَلِيٌّ حَكِيمٌ }} <ref> سوگند به این کتاب روشن به راستی ما آن را قرآنی عربی قرار دادیم باشد که خرد ورزید.و بیگمان آن نزد ما در اصل کتاب، فرازمندی فرزانه است؛ سوره زخرف، آیه: ۲ - ۴.</ref>. مفسّران معمولاً [[لوح محفوظ]] را همان [[ام الکتاب]] دانستهاند<ref>ر.ک: مجمع البیان فی تفسیر القرآن، فضل بن حسن طبرسی، بیروت، مؤسسة الأعلمی للمطبوعات، ۱۴۱۵ ﻫ، ج ۹، ص ۶۷؛ المیزان فی تفسیر القرآن، محمد حسین طباطبایی، قم، مؤسسة النشر الاسلامی التابعة لجماعة المدرسین، بیتا، ج ۷، ص ۱۲۸ ـ ۱۲۷.</ref>. احتمالاً مراد از {{متن قرآن| كِتَابٍ مَّكْنُونٍ }} در سوره واقعه نیز همان [[ام الکتاب]] باشد: {{متن قرآن| إِنَّهُ لَقُرْآنٌ كَرِيمٌ فِي كِتَابٍ مَّكْنُونٍ لّا يَمَسُّهُ إِلاَّ الْمُطَهَّرُونَ تَنزِيلٌ مِّن رَّبِّ الْعَالَمِينَ }} <ref> که این قرآنی ارجمند است،در نوشتهای فرو پوشیده،که جز پاکان را به آن دسترس نیست،فرو فرستادهای از سوی پروردگار جهانیان است؛ سوره وایعه، آیه: ۷۷ - ۸۰.</ref>. مسلّماً فرشتگان الهی از پاکانِ یادشده در این آیات هستند<ref> [[محمد کاظم شاکر|شاکر، محمد کاظم]]، [[آشنایی با علوم قرآنی (کتاب)|آشنایی با علوم قرآنی]]، ص۷۷ - ۷۹.</ref> | ||
# نزول بر عالم فرشتگان:قرآن کریم در سوره عبس چنین وصف شده است: {{متن قرآن|كَلاَّ إِنَّهَا تَذْكِرَةٌفَمَن شَاء ذَكَرَهُ فِي صُحُفٍ مُّكَرَّمَةٍمَّرْفُوعَةٍ مُّطَهَّرَةٍبِأَيْدِي سَفَرَةٍكِرَامٍ بَرَرَةٍ }} <ref> نه چنین است؛ آن (قرآن) به راستی یادکردی است.هر که خواهد آن را به یاد میآورددر اوراقی ارجمند است؛والا رتبه و پاک،به دست نویسندگانی که ارجمند و نیکویند؛ سوره عبس، آیه: ۱۱ - ۱۶.</ref>.بنا بر نظر بیشتر مفسّران، مراد از {{متن قرآن|سَفَرَةٍ}} در این آیات، فرشتگان الهی هستند<ref>ر.ک: طبرسی، پیشین، ج ۱۰، ص ۲۶۷؛ طباطبایی، پیشین، ج ۳، ص ۱۹۲؛ التبیان فی تفسیر القرآن، شیخ طوسی، قم، مکتبة الاعلام الاسلامی، ۱۴۰۹ ﻫ، ج ۱۰، ص ۲۷۱؛ التفسیر الصافی، محسن فیض کاشانی، تحقیق شیخ حسین عاملی، تهران، مکتبة الصدر، ۱۴۱۶ ﻫ، ج ۵، ص ۲۸۵.</ref>. شاید منظور از آنچه در روایات با عنوان "نزول قرآن در شب قدر بر آسمان دنیا" آمده است، همان عالَمِ فرشتگان باشد<ref> [[محمد کاظم شاکر|شاکر، محمد کاظم]]، [[آشنایی با علوم قرآنی (کتاب)|آشنایی با علوم قرآنی]]، | # نزول بر عالم فرشتگان:قرآن کریم در سوره عبس چنین وصف شده است: {{متن قرآن|كَلاَّ إِنَّهَا تَذْكِرَةٌفَمَن شَاء ذَكَرَهُ فِي صُحُفٍ مُّكَرَّمَةٍمَّرْفُوعَةٍ مُّطَهَّرَةٍبِأَيْدِي سَفَرَةٍكِرَامٍ بَرَرَةٍ }} <ref> نه چنین است؛ آن (قرآن) به راستی یادکردی است.هر که خواهد آن را به یاد میآورددر اوراقی ارجمند است؛والا رتبه و پاک،به دست نویسندگانی که ارجمند و نیکویند؛ سوره عبس، آیه: ۱۱ - ۱۶.</ref>.بنا بر نظر بیشتر مفسّران، مراد از {{متن قرآن|سَفَرَةٍ}} در این آیات، فرشتگان الهی هستند<ref>ر.ک: طبرسی، پیشین، ج ۱۰، ص ۲۶۷؛ طباطبایی، پیشین، ج ۳، ص ۱۹۲؛ التبیان فی تفسیر القرآن، شیخ طوسی، قم، مکتبة الاعلام الاسلامی، ۱۴۰۹ ﻫ، ج ۱۰، ص ۲۷۱؛ التفسیر الصافی، محسن فیض کاشانی، تحقیق شیخ حسین عاملی، تهران، مکتبة الصدر، ۱۴۱۶ ﻫ، ج ۵، ص ۲۸۵.</ref>. شاید منظور از آنچه در روایات با عنوان "نزول قرآن در شب قدر بر آسمان دنیا" آمده است، همان عالَمِ فرشتگان باشد<ref> [[محمد کاظم شاکر|شاکر، محمد کاظم]]، [[آشنایی با علوم قرآنی (کتاب)|آشنایی با علوم قرآنی]]، ص۷۸ - ۷۹.</ref>. | ||
#نزول بر قلب [[پیامبر اکرم]]{{صل}}: بنا به گفته قرآن جبرئیل، که از فرشتگان بزرگ الهی است، قرآن را بر قلب [[پیامبر اکرم]]{{صل}} نازل کرده است. در آیه زیر از او با وصف «روح الامین» یاد شده است: {{متن قرآن| وَإِنَّهُ لَتَنزِيلُ رَبِّ الْعَالَمِينَ نَزَلَ بِهِ الرُّوحُ الأَمِينُ عَلَى قَلْبِكَ لِتَكُونَ مِنَ الْمُنذِرِينَ }} <ref> و این (قرآن) فرو فرستاده پروردگار جهانیان است.که روح الامین آن را فرود آورده است بر دلت، تا از بیمدهندگان باشی؛ به زبان عربی روشن؛ سوره شعراء، آیه: ۱۹۲ - ۱۹۵.</ref><ref> [[محمد کاظم شاکر|شاکر، محمد کاظم]]، [[آشنایی با علوم قرآنی (کتاب)|آشنایی با علوم قرآنی]]، ص | #نزول بر قلب [[پیامبر اکرم]]{{صل}}: بنا به گفته قرآن جبرئیل، که از فرشتگان بزرگ الهی است، قرآن را بر قلب [[پیامبر اکرم]]{{صل}} نازل کرده است. در آیه زیر از او با وصف «روح الامین» یاد شده است: {{متن قرآن| وَإِنَّهُ لَتَنزِيلُ رَبِّ الْعَالَمِينَ نَزَلَ بِهِ الرُّوحُ الأَمِينُ عَلَى قَلْبِكَ لِتَكُونَ مِنَ الْمُنذِرِينَ }} <ref> و این (قرآن) فرو فرستاده پروردگار جهانیان است.که روح الامین آن را فرود آورده است بر دلت، تا از بیمدهندگان باشی؛ به زبان عربی روشن؛ سوره شعراء، آیه: ۱۹۲ - ۱۹۵.</ref><ref> [[محمد کاظم شاکر|شاکر، محمد کاظم]]، [[آشنایی با علوم قرآنی (کتاب)|آشنایی با علوم قرآنی]]، ص ۷۹.</ref>. | ||
==فترت [[وحی]]== | ==فترت [[وحی]]== | ||
*در بحث فترت [[وحی]] به آیاتی از قرآن استشهاد شده است که مهمترین آنها آیات سوره ضحی، آیه ۶۴ سوره مریم و آیات ۲۳ و ۲۴ سوره کهف است<ref> [[محمد کاظم شاکر|شاکر، محمد کاظم]]، [[آشنایی با علوم قرآنی (کتاب)|آشنایی با علوم قرآنی]]، ص | *در بحث فترت [[وحی]] به آیاتی از قرآن استشهاد شده است که مهمترین آنها آیات سوره ضحی، آیه ۶۴ سوره مریم و آیات ۲۳ و ۲۴ سوره کهف است<ref> [[محمد کاظم شاکر|شاکر، محمد کاظم]]، [[آشنایی با علوم قرآنی (کتاب)|آشنایی با علوم قرآنی]]، ص ۷۹.</ref>. | ||
==نزول دفعی و تدریجی== | ==نزول دفعی و تدریجی== | ||
*آیات قرآن تصریح دارد که [[قرآن]] به تدریج بر [[پیامبر اکرم]]{{صل}} نازل شده است. و نیز به برخی از حکمتهای این شیوه از نزول اشاره کرده است. در عین حال برخی از آیات تصریح دارد که [[قرآن]] در شبی مبارک "لیلة القدر" از ماه رمضان نازل شده است که برخی از مفسّران معتقدند این آیات به نزول دفعی [[قرآن]] اشاره دارد<ref> [[محمد کاظم شاکر|شاکر، محمد کاظم]]، [[آشنایی با علوم قرآنی (کتاب)|آشنایی با علوم قرآنی]]، ص | *آیات قرآن تصریح دارد که [[قرآن]] به تدریج بر [[پیامبر اکرم]]{{صل}} نازل شده است. و نیز به برخی از حکمتهای این شیوه از نزول اشاره کرده است. در عین حال برخی از آیات تصریح دارد که [[قرآن]] در شبی مبارک "لیلة القدر" از ماه رمضان نازل شده است که برخی از مفسّران معتقدند این آیات به نزول دفعی [[قرآن]] اشاره دارد<ref> [[محمد کاظم شاکر|شاکر، محمد کاظم]]، [[آشنایی با علوم قرآنی (کتاب)|آشنایی با علوم قرآنی]]، ص ۷۹.</ref>. | ||
==ترتیب و تقویم نزول== | ==ترتیب و تقویم نزول== | ||
*گرچه در قرآن به صراحت نیامده است که آیه یا سورهای در چه زمانی نزول یافته، یا فلان سوره چندمین سوره قرآن است و بعد از چه سورهای نازل شده است، اما در برخی از آیات قرآن به حوادث تاریخی، مانند شکست روم. و جنگ بدر اشاره شده است. همچنین از مضامین و محتوای بسیاری از آیات میتوان فهمید که به کدام دوره تاریخی از عصر رسالت اشاره دارند<ref> [[محمد کاظم شاکر|شاکر، محمد کاظم]]، [[آشنایی با علوم قرآنی (کتاب)|آشنایی با علوم قرآنی]]، ص | *گرچه در قرآن به صراحت نیامده است که آیه یا سورهای در چه زمانی نزول یافته، یا فلان سوره چندمین سوره قرآن است و بعد از چه سورهای نازل شده است، اما در برخی از آیات قرآن به حوادث تاریخی، مانند شکست روم. و جنگ بدر اشاره شده است. همچنین از مضامین و محتوای بسیاری از آیات میتوان فهمید که به کدام دوره تاریخی از عصر رسالت اشاره دارند<ref> [[محمد کاظم شاکر|شاکر، محمد کاظم]]، [[آشنایی با علوم قرآنی (کتاب)|آشنایی با علوم قرآنی]]، ص ۸۰.</ref>. | ||
==جایگاه بحث نزول [[قرآن]] در روایات== | ==جایگاه بحث نزول [[قرآن]] در روایات== | ||
*بسیاری از مباحث نزول [[قرآن]] منبع روایی دارد، حتی به برخی از آنچه که در آیات آمده، اختصاصاً در روایات پرداخته شده است. در اینجا نمونههایی از بحثهای روایی مرتبط با نزول قرآن را میآوریم<ref> [[محمد کاظم شاکر|شاکر، محمد کاظم]]، [[آشنایی با علوم قرآنی (کتاب)|آشنایی با علوم قرآنی]]، ص | *بسیاری از مباحث نزول [[قرآن]] منبع روایی دارد، حتی به برخی از آنچه که در آیات آمده، اختصاصاً در روایات پرداخته شده است. در اینجا نمونههایی از بحثهای روایی مرتبط با نزول قرآن را میآوریم<ref> [[محمد کاظم شاکر|شاکر، محمد کاظم]]، [[آشنایی با علوم قرآنی (کتاب)|آشنایی با علوم قرآنی]]، ص ۸۰.</ref>. | ||
===مراحل نزول [[قرآن]]=== | ===مراحل نزول [[قرآن]]=== | ||
*در روایاتی که بیشتر در کتب [[اهل سنت]] وارد شده است میخوانیم که قرآن در شب قدر به صورت یکجا و دفعی از بیت المعمور نازل شده است؛ این دسته از احادیث کم و بیش در منابع شیعی هم وجود دارد؛ تا جایی که [[شیخ صدوق]] در کتاب اعتقادات گفته است: اعتقاد ما در باره [[قرآن]] این است که همه [[قرآن]] به طور دفعی در ماه رمضان ـ در شب قدر ـ به بیت المعمور نازل شده و سپس در مدت بیست سال تدریجاً بر [[رسول خدا]]{{صل}} فرود آمده است<ref>الاعتقادات، شیخ صدوق، تحقیق عصام عبد السید، بیتا، ص ۸۲.</ref>. | *در روایاتی که بیشتر در کتب [[اهل سنت]] وارد شده است میخوانیم که قرآن در شب قدر به صورت یکجا و دفعی از بیت المعمور نازل شده است؛ این دسته از احادیث کم و بیش در منابع شیعی هم وجود دارد؛ تا جایی که [[شیخ صدوق]] در کتاب اعتقادات گفته است: اعتقاد ما در باره [[قرآن]] این است که همه [[قرآن]] به طور دفعی در ماه رمضان ـ در شب قدر ـ به بیت المعمور نازل شده و سپس در مدت بیست سال تدریجاً بر [[رسول خدا]]{{صل}} فرود آمده است<ref>الاعتقادات، شیخ صدوق، تحقیق عصام عبد السید، بیتا، ص ۸۲.</ref>. | ||
*[[شیخ مفید]] در نقد سخن [[شیخ صدوق]] میگوید: حدیثی که [[شیخ صدوق]] بدان استناد کرده، خبر واحد است که در این باره نمیتوان به آن استناد کرد<ref>ر.ک: بحار الانوار، محمد باقر مجلسی، بیروت، مؤسسة الوفاء، ۱۹۸۳ م، ج ۱۸، ص ۲۵۳.</ref>. | *[[شیخ مفید]] در نقد سخن [[شیخ صدوق]] میگوید: حدیثی که [[شیخ صدوق]] بدان استناد کرده، خبر واحد است که در این باره نمیتوان به آن استناد کرد<ref>ر.ک: بحار الانوار، محمد باقر مجلسی، بیروت، مؤسسة الوفاء، ۱۹۸۳ م، ج ۱۸، ص ۲۵۳.</ref>. | ||
*در روایات از تعابیر "بیت العزة" و "آسمان دنیا" نیز به عنوان جایگاه نزول قرآن استفاده شده است<ref>ر.ک: المستدرک، حاکم نیشابوری، بیروت، دار المعرفه، ۱۴۰۶ ﻫ، ج ۲، ص ۲۲۳ و ۶۱۱؛ مجمع الزوائد، نور الدین هیثمی، بیروت، دار الکتب العلمیه، ۱۴۰۸ ﻫ، ج ۷، ص ۱۴۰؛ فتح الباری فی شرح صحیح البخاری، ابن حجر عسقلانی، بیروت، دار المعرفة للطباعة و النشر، چاپ دوم، بیتا، ج ۹، ص ۳ و ج ۱۳، ص ۴۱۴؛ کتاب المصنف، ابن ابی شبیه، تحقیق سعید محمد اللحام، بیروت، دار الفکر، ۱۴۰۹ ﻫ، ج ۷، ص ۱۹۱؛ السنن الکبری، احمد بن شعیب نسائی، بیروت، دار الکتب العلمیه، ۱۴۱۱ ﻫ، ج ۵، ص ۷؛ المعجم الکبیر، طبرانی، بیروت، دار احیاء التراث العربی، بیتا، ج ۱۲، ص ۲۶.</ref>. [[سیوطی]] اسناد برخی از این احادیث را به طور کامل صحیح دانسته است<ref>الاتقان فی علوم القرآن، جلال الدین سیوطی، قم، منشورات الرضی، ۱۳۶۳ ش، ج ۱، ص ۱۱۴، نوع شانزدهم.</ref><ref> [[محمد کاظم شاکر|شاکر، محمد کاظم]]، [[آشنایی با علوم قرآنی (کتاب)|آشنایی با علوم قرآنی]]، ص | *در روایات از تعابیر "بیت العزة" و "آسمان دنیا" نیز به عنوان جایگاه نزول قرآن استفاده شده است<ref>ر.ک: المستدرک، حاکم نیشابوری، بیروت، دار المعرفه، ۱۴۰۶ ﻫ، ج ۲، ص ۲۲۳ و ۶۱۱؛ مجمع الزوائد، نور الدین هیثمی، بیروت، دار الکتب العلمیه، ۱۴۰۸ ﻫ، ج ۷، ص ۱۴۰؛ فتح الباری فی شرح صحیح البخاری، ابن حجر عسقلانی، بیروت، دار المعرفة للطباعة و النشر، چاپ دوم، بیتا، ج ۹، ص ۳ و ج ۱۳، ص ۴۱۴؛ کتاب المصنف، ابن ابی شبیه، تحقیق سعید محمد اللحام، بیروت، دار الفکر، ۱۴۰۹ ﻫ، ج ۷، ص ۱۹۱؛ السنن الکبری، احمد بن شعیب نسائی، بیروت، دار الکتب العلمیه، ۱۴۱۱ ﻫ، ج ۵، ص ۷؛ المعجم الکبیر، طبرانی، بیروت، دار احیاء التراث العربی، بیتا، ج ۱۲، ص ۲۶.</ref>. [[سیوطی]] اسناد برخی از این احادیث را به طور کامل صحیح دانسته است<ref>الاتقان فی علوم القرآن، جلال الدین سیوطی، قم، منشورات الرضی، ۱۳۶۳ ش، ج ۱، ص ۱۱۴، نوع شانزدهم.</ref><ref> [[محمد کاظم شاکر|شاکر، محمد کاظم]]، [[آشنایی با علوم قرآنی (کتاب)|آشنایی با علوم قرآنی]]، ص ۸۰.</ref>. | ||
===فترت [[وحی]]=== | ===فترت [[وحی]]=== | ||
*در برخی از روایات به مسئله فترت [[وحی]] و مدت زمان آن آشکارا اشاره شده است<ref>مناقب امیر المؤمنین، محمد بن سلیمان الکوفی، قم، مجمع احیاء الثقافة الاسلامیه، ۱۳۱۲ ﻫ، ج ۱، ص ۳۲؛ مناقب آلابی طالب، ابن شهرآشوب، نجف، مطبعة الحیدریه، ۱۳۷۶ ﻫ، ج ۱، ص ۴۴؛ مجلسی، پیشین، ج ۱۸، ص ۱۹۷؛ ابن حجر، پیشین، ج ۸، ص ۵۴۵ و نیز ج ۹، ص ۳، ۴، ۳۷؛ تحفة الاحوذی فی شرح الترمذی، مبارکفوری، بیروت، دار الکتب العلمیه، ۱۴۱۰ ﻫ، ج ۹، ص ۱۲۲؛ نسائی، پیشین، ج ۶، ص ۵۱۲؛ مسند ابیداود طیالسی، ابو داود طیالسی، بیروت، دار الحدیث، ص۲۳۶. محمد بن اسماعیل بخاری، الصحیح البخاری، بیروت، دار الفکر، ۱۴۰۱ ﻫ، ج ۸، ص ۶۸؛ حاکم نیشابوری، پیشین، ج ۲، ص ۲۵۱.</ref>. البته شمار اینگونه روایات بسیار اندک است و در حدی نیست که بتوان به آنها استناد کرد<ref> [[محمد کاظم شاکر|شاکر، محمد کاظم]]، [[آشنایی با علوم قرآنی (کتاب)|آشنایی با علوم قرآنی]]، ص | *در برخی از روایات به مسئله فترت [[وحی]] و مدت زمان آن آشکارا اشاره شده است<ref>مناقب امیر المؤمنین، محمد بن سلیمان الکوفی، قم، مجمع احیاء الثقافة الاسلامیه، ۱۳۱۲ ﻫ، ج ۱، ص ۳۲؛ مناقب آلابی طالب، ابن شهرآشوب، نجف، مطبعة الحیدریه، ۱۳۷۶ ﻫ، ج ۱، ص ۴۴؛ مجلسی، پیشین، ج ۱۸، ص ۱۹۷؛ ابن حجر، پیشین، ج ۸، ص ۵۴۵ و نیز ج ۹، ص ۳، ۴، ۳۷؛ تحفة الاحوذی فی شرح الترمذی، مبارکفوری، بیروت، دار الکتب العلمیه، ۱۴۱۰ ﻫ، ج ۹، ص ۱۲۲؛ نسائی، پیشین، ج ۶، ص ۵۱۲؛ مسند ابیداود طیالسی، ابو داود طیالسی، بیروت، دار الحدیث، ص۲۳۶. محمد بن اسماعیل بخاری، الصحیح البخاری، بیروت، دار الفکر، ۱۴۰۱ ﻫ، ج ۸، ص ۶۸؛ حاکم نیشابوری، پیشین، ج ۲، ص ۲۵۱.</ref>. البته شمار اینگونه روایات بسیار اندک است و در حدی نیست که بتوان به آنها استناد کرد<ref> [[محمد کاظم شاکر|شاکر، محمد کاظم]]، [[آشنایی با علوم قرآنی (کتاب)|آشنایی با علوم قرآنی]]، ص ۸۱.</ref>. | ||
===ترتیب و تقویم نزول=== | ===ترتیب و تقویم نزول=== | ||
*دو دسته از روایات است که در تاریخگذاری نزول آیات در طول دوره رسالت [[پیامبر اکرم]]{{صل}} بسیار به کار میآید. دسته اول روایات ترتیب نزول و دسته دیگر روایات اسباب نزول است. روایات ترتیب نزول روایاتی است که در آنها ترتیب سور قرآن بر حسب نزول آمده است. این روایات به چهارده تن از صحابه و تابعان میرسد<ref>برای آگاهی بیشتر از کم و کیف این روایات ر.ک: جعفر نکونام، درآمدی بر تاریخگذاری قرآن، تهران، نشر هستینما، ۱۳۸۰ ش، ص ۱۴۷ ـ ۱۲۸.</ref>. | *دو دسته از روایات است که در تاریخگذاری نزول آیات در طول دوره رسالت [[پیامبر اکرم]]{{صل}} بسیار به کار میآید. دسته اول روایات ترتیب نزول و دسته دیگر روایات اسباب نزول است. روایات ترتیب نزول روایاتی است که در آنها ترتیب سور قرآن بر حسب نزول آمده است. این روایات به چهارده تن از صحابه و تابعان میرسد<ref>برای آگاهی بیشتر از کم و کیف این روایات ر.ک: جعفر نکونام، درآمدی بر تاریخگذاری قرآن، تهران، نشر هستینما، ۱۳۸۰ ش، ص ۱۴۷ ـ ۱۲۸.</ref>. | ||
ترتیب سورهها، طبق روایت [[ابن عباس]] و تکمیل آن بر اساس روایت [[جابر بن زید]] <ref>در نـقـل سـیـوطی (الاتقان، ج ۱، ص ۲۵) سورۀ فاتحه در روایت ابنعباس نیامده است، لذا در جدول فوق بر اساس روایت جـابـر بـن زید و نیز طبق نصّ مذکور در تاریخ یعقوبی (ج ۲، ص ۲۶) تصحیح شده است. (به نقل از: محمدهادی معرفت، علوم قرآنی، قم، مؤسسۀ فرهنگی التمهید، ۱۳۸۱ ش، چاپ چهارم، ص ۹۰.</ref> با تصحیح از روی نسخههای متعدد قابل اعتماد، به شرح زیر است<ref>این جدول از کتاب علوم قرآنی، اثر محمدهادی معرفت، اقتباس شده است.</ref> | ترتیب سورهها، طبق روایت [[ابن عباس]] و تکمیل آن بر اساس روایت [[جابر بن زید]] <ref>در نـقـل سـیـوطی (الاتقان، ج ۱، ص ۲۵) سورۀ فاتحه در روایت ابنعباس نیامده است، لذا در جدول فوق بر اساس روایت جـابـر بـن زید و نیز طبق نصّ مذکور در تاریخ یعقوبی (ج ۲، ص ۲۶) تصحیح شده است. (به نقل از: محمدهادی معرفت، علوم قرآنی، قم، مؤسسۀ فرهنگی التمهید، ۱۳۸۱ ش، چاپ چهارم، ص ۹۰.</ref> با تصحیح از روی نسخههای متعدد قابل اعتماد، به شرح زیر است<ref>این جدول از کتاب علوم قرآنی، اثر محمدهادی معرفت، اقتباس شده است.</ref> | ||
*روایات اسباب نزول به ارتباط آیات قرآن و حوادث تاریخی میپردازد که در درس جداگانهای به تفصیل از آنها سخن خواهیم گفت<ref> [[محمد کاظم شاکر|شاکر، محمد کاظم]]، [[آشنایی با علوم قرآنی (کتاب)|آشنایی با علوم قرآنی]]، ص | *روایات اسباب نزول به ارتباط آیات قرآن و حوادث تاریخی میپردازد که در درس جداگانهای به تفصیل از آنها سخن خواهیم گفت<ref> [[محمد کاظم شاکر|شاکر، محمد کاظم]]، [[آشنایی با علوم قرآنی (کتاب)|آشنایی با علوم قرآنی]]، ص ۸۱ - ۸۵.</ref>. | ||
===تلاشهای علمی متقدمان=== | ===تلاشهای علمی متقدمان=== | ||
*در آثار دانشمندان متقدم علوم قرآنی به موضوعات زیر توجه شده است: | *در آثار دانشمندان متقدم علوم قرآنی به موضوعات زیر توجه شده است: | ||
| خط ۷۰: | خط ۷۰: | ||
# چگونگی توجیه اختلاف تاریخ بعثت با تاریخ نزول [[قرآن]]. | # چگونگی توجیه اختلاف تاریخ بعثت با تاریخ نزول [[قرآن]]. | ||
*[[جلال الدین سیوطی]] نوع هفتم و هشتم از کتاب الاتقان فی علوم القرآن را به بحث شناخت اولین و آخرین واحد نزول بر [[پیامبر]]{{صل}} اختصاص داده است<ref>ر.ک: سیوطی، الاتقان فی علوم القرآن، ج ۱، ص ۸۲ ـ ۷۱.</ref>. وی همچنین در نوع شانزدهم به بیان کیفیت إنزال قرآن و مراحل آن پرداخته است<ref> سیوطی، لاتقان فی علوم القرآن ، ج ۱، ص ۱۳۶ ـ ۱۱۴.</ref>. قبل از وی [[بدرالدین زرکشی]] در نوعهای دهم و دوازدهم البرهان فی علوم القرآن به همین مباحث پرداخته است<ref>البرهان فی علوم القرآن، بدر الدین زرکشی، بیروت، دار المعرفه، ۱۹۹۴ م، ج ۱، ص ۲۶۸ ـ ۲۶۳ و ص ۲۹۴ ـ ۲۸۹.</ref>. هر دو دانشمند یادشده روایات نزول قرآن را آورده و تلاش کردهاند تا اختلاف میان آنها را حل کنند. | *[[جلال الدین سیوطی]] نوع هفتم و هشتم از کتاب الاتقان فی علوم القرآن را به بحث شناخت اولین و آخرین واحد نزول بر [[پیامبر]]{{صل}} اختصاص داده است<ref>ر.ک: سیوطی، الاتقان فی علوم القرآن، ج ۱، ص ۸۲ ـ ۷۱.</ref>. وی همچنین در نوع شانزدهم به بیان کیفیت إنزال قرآن و مراحل آن پرداخته است<ref> سیوطی، لاتقان فی علوم القرآن ، ج ۱، ص ۱۳۶ ـ ۱۱۴.</ref>. قبل از وی [[بدرالدین زرکشی]] در نوعهای دهم و دوازدهم البرهان فی علوم القرآن به همین مباحث پرداخته است<ref>البرهان فی علوم القرآن، بدر الدین زرکشی، بیروت، دار المعرفه، ۱۹۹۴ م، ج ۱، ص ۲۶۸ ـ ۲۶۳ و ص ۲۹۴ ـ ۲۸۹.</ref>. هر دو دانشمند یادشده روایات نزول قرآن را آورده و تلاش کردهاند تا اختلاف میان آنها را حل کنند. | ||
*نظریه غالب در میان دانشمندان [[اهل سنت]] آن است که قرآن در شب قدر و به صورت دفعی بر بیت المعمور یا آسمان دنیا و از آنجا به تدریج بر [[پیامبر اکرم]]{{صل}} نازل شده است. حکمتهای نزول تدریجی قرآن و نیز سِرّ نزول دفعی تورات و انجیل در کتابهای متقدمان بیان شده است<ref>ر.ک: البرهان فی علوم القرآن، بدر الدین زرکشی ، ص ۲۹۳ ـ ۲۹۲.</ref><ref> [[محمد کاظم شاکر|شاکر، محمد کاظم]]، [[آشنایی با علوم قرآنی (کتاب)|آشنایی با علوم قرآنی]]، ص | *نظریه غالب در میان دانشمندان [[اهل سنت]] آن است که قرآن در شب قدر و به صورت دفعی بر بیت المعمور یا آسمان دنیا و از آنجا به تدریج بر [[پیامبر اکرم]]{{صل}} نازل شده است. حکمتهای نزول تدریجی قرآن و نیز سِرّ نزول دفعی تورات و انجیل در کتابهای متقدمان بیان شده است<ref>ر.ک: البرهان فی علوم القرآن، بدر الدین زرکشی ، ص ۲۹۳ ـ ۲۹۲.</ref><ref> [[محمد کاظم شاکر|شاکر، محمد کاظم]]، [[آشنایی با علوم قرآنی (کتاب)|آشنایی با علوم قرآنی]]، ص ۸۵.</ref>. | ||
===تحقیقات متأخران و معاصران=== | ===تحقیقات متأخران و معاصران=== | ||
*دانشمندان در دهههای اخیر تلاشهای علمی نسبتاً مفصلی در زمینه تاریخ و کیفیت نزول [[قرآن]] انجام دادهاند. در این میان علاوه بر علمای اسلامی مستشرقان نیز آثاری را عرضه کردهاند که اهم این آثار را به اختصار گزارش میکنیم: | *دانشمندان در دهههای اخیر تلاشهای علمی نسبتاً مفصلی در زمینه تاریخ و کیفیت نزول [[قرآن]] انجام دادهاند. در این میان علاوه بر علمای اسلامی مستشرقان نیز آثاری را عرضه کردهاند که اهم این آثار را به اختصار گزارش میکنیم: | ||
| خط ۸۴: | خط ۸۴: | ||
۶. تعیین ترتیب نزول سورهها با معیارهای اجتهادی: ضعف سند و اختلاف روایاتی که ترتیب سورههای قرآن را بر اساس تاریخ نزول بیان کردهاند موجب شده است که پژوهشگران ترتیب نزول سورهها را با معیارهای دیگری تعیین کنند. در میان دانشمندان مسلمان [[علامه طباطبایی]] در کتاب قرآن در اسلام ضعفهای روایات ترتیب نزول را بر شمرده است. ایشان معتقد است که با توجه به مضمون سورهها و قرائن دیگر میتوان تا حدودی ترتیب سورهها را به دست آورد<ref>ر.ک: قرآن در اسلام، محمد حسین طباطبایی، تهران، دار الکتب الاسلامیه، تصحیح محمدباقر بهبودی، ۱۳۷۹ ش، چاپ نهم، ص ۱۱۱ ـ ۱۰۹.</ref>. مهندس [[مهدی بازرگان]] معتقد است که با معیار قرار دادن طول متوسط آیات قرآن میتوان ترتیب نزول سورهها را کشف کرد. فرضیه وی آن است که قالب آیات قرآن در سیر نزول از کوتاه به بلند تغییر یافته است. ایشان نظریات خویش را در اینباره در کتاب سیر تحول قرآن به تفصیل بیان داشته است<ref>ر.ک: قرآن در اسلام، محمد حسین طباطبایی، تهران، دار الکتب الاسلامیه، تصحیح محمدباقر بهبودی، ۱۳۷۹ ش، چاپ نهم، ص ۱۱۱ ـ ۱۰۹.</ref>. | ۶. تعیین ترتیب نزول سورهها با معیارهای اجتهادی: ضعف سند و اختلاف روایاتی که ترتیب سورههای قرآن را بر اساس تاریخ نزول بیان کردهاند موجب شده است که پژوهشگران ترتیب نزول سورهها را با معیارهای دیگری تعیین کنند. در میان دانشمندان مسلمان [[علامه طباطبایی]] در کتاب قرآن در اسلام ضعفهای روایات ترتیب نزول را بر شمرده است. ایشان معتقد است که با توجه به مضمون سورهها و قرائن دیگر میتوان تا حدودی ترتیب سورهها را به دست آورد<ref>ر.ک: قرآن در اسلام، محمد حسین طباطبایی، تهران، دار الکتب الاسلامیه، تصحیح محمدباقر بهبودی، ۱۳۷۹ ش، چاپ نهم، ص ۱۱۱ ـ ۱۰۹.</ref>. مهندس [[مهدی بازرگان]] معتقد است که با معیار قرار دادن طول متوسط آیات قرآن میتوان ترتیب نزول سورهها را کشف کرد. فرضیه وی آن است که قالب آیات قرآن در سیر نزول از کوتاه به بلند تغییر یافته است. ایشان نظریات خویش را در اینباره در کتاب سیر تحول قرآن به تفصیل بیان داشته است<ref>ر.ک: قرآن در اسلام، محمد حسین طباطبایی، تهران، دار الکتب الاسلامیه، تصحیح محمدباقر بهبودی، ۱۳۷۹ ش، چاپ نهم، ص ۱۱۱ ـ ۱۰۹.</ref>. | ||
*بسیاری از مستشرقان نیز در تحقیقات خود در باره تاریخ اسلام، زندگی [[حضرت محمد]]{{صل}} و قرآن کریم، به موضوع تاریخگذاری سورههای [[قرآن کریم]] علاقه نشان داده و نظریاتی را ابراز داشتهاند. [[تئودور نولدکه]]، [[ریچارد بل]]، [[بلاشر]]، [[گریم]] و [[مویر]] از دانشمندانی هستند که تحقیقات خود را در این زمینه منتشر ساختهاند<ref>برای آگاهی از فهرست نزول سورهها بر اساس نظریات دانشمندان فوق الذکر ر.ک: تاریخ قرآن، دکتر محمود رامیار، تهران، امیرکبیر، ۱۳۷۹ ش، ص ۶۹ ـ ۶۷.</ref>. | *بسیاری از مستشرقان نیز در تحقیقات خود در باره تاریخ اسلام، زندگی [[حضرت محمد]]{{صل}} و قرآن کریم، به موضوع تاریخگذاری سورههای [[قرآن کریم]] علاقه نشان داده و نظریاتی را ابراز داشتهاند. [[تئودور نولدکه]]، [[ریچارد بل]]، [[بلاشر]]، [[گریم]] و [[مویر]] از دانشمندانی هستند که تحقیقات خود را در این زمینه منتشر ساختهاند<ref>برای آگاهی از فهرست نزول سورهها بر اساس نظریات دانشمندان فوق الذکر ر.ک: تاریخ قرآن، دکتر محمود رامیار، تهران، امیرکبیر، ۱۳۷۹ ش، ص ۶۹ ـ ۶۷.</ref>. | ||
۷. بازسازی روایات ترتیب نزول: برخی از محققان معاصر با تمرکز فعالیتهای پژوهشی خود بر تاریخگذاری قرآن، ابعاد این موضوع را موشکافانه بررسی کرده و آثار مفیدی را نیز عرضه نمودهاند. کتاب درآمدی بر تاریخگذاری قرآن، اثر دکتر [[جعفر نکونام]] از آن جمله است. این پژوهشگر قرآنی تلاش کرده است تا ترتیب نزول منقّحی را از سورههای قرآن با محوریت روایات ترتیب نزول ارائه کند که با توجه به ادله و شواهد دیگر میتوان اشکالات آن را نیز برطرف ساخت<ref>ر.ک: جعفر نکونام، درآمدی بر تاریخگذاری قرآن، تهران، نشر هستینما، ۱۳۸۰ ش، ص ۱۴۷ ـ ۱۲۸.</ref><ref> [[محمد کاظم شاکر|شاکر، محمد کاظم]]، [[آشنایی با علوم قرآنی (کتاب)|آشنایی با علوم قرآنی]]، ص | ۷. بازسازی روایات ترتیب نزول: برخی از محققان معاصر با تمرکز فعالیتهای پژوهشی خود بر تاریخگذاری قرآن، ابعاد این موضوع را موشکافانه بررسی کرده و آثار مفیدی را نیز عرضه نمودهاند. کتاب درآمدی بر تاریخگذاری قرآن، اثر دکتر [[جعفر نکونام]] از آن جمله است. این پژوهشگر قرآنی تلاش کرده است تا ترتیب نزول منقّحی را از سورههای قرآن با محوریت روایات ترتیب نزول ارائه کند که با توجه به ادله و شواهد دیگر میتوان اشکالات آن را نیز برطرف ساخت<ref>ر.ک: جعفر نکونام، درآمدی بر تاریخگذاری قرآن، تهران، نشر هستینما، ۱۳۸۰ ش، ص ۱۴۷ ـ ۱۲۸.</ref><ref> [[محمد کاظم شاکر|شاکر، محمد کاظم]]، [[آشنایی با علوم قرآنی (کتاب)|آشنایی با علوم قرآنی]]، ص ۸۵ - ۸۸.</ref>. | ||
==بعثت و زمان نزول [[قرآن]]== | ==بعثت و زمان نزول [[قرآن]]== | ||
*مطابق آیات [[قرآن]]، زمان نزول [[قرآن]]، شب قدر در ماه مبارک رمضان است. از سوی دیگر، مشهور است که اولین آیات قرآن هنگام بعثت [[رسول اکرم]]{{صل}} نازل شده است، همچنین در بین شیعه مشهور است که مبعث آن حضرت در ماه رجب واقع شده است. با این پیشفرضها این سؤال مطرح میشود که چگونه ممکن است نزول قرآن در ماه رمضان باشد و بعثت [[پیامبر]]{{صل}} ـ که مطابقِ فرض، مقارن با آغاز نزول قرآن است ـ در ماه رجب باشد؟ | *مطابق آیات [[قرآن]]، زمان نزول [[قرآن]]، شب قدر در ماه مبارک رمضان است. از سوی دیگر، مشهور است که اولین آیات قرآن هنگام بعثت [[رسول اکرم]]{{صل}} نازل شده است، همچنین در بین شیعه مشهور است که مبعث آن حضرت در ماه رجب واقع شده است. با این پیشفرضها این سؤال مطرح میشود که چگونه ممکن است نزول قرآن در ماه رمضان باشد و بعثت [[پیامبر]]{{صل}} ـ که مطابقِ فرض، مقارن با آغاز نزول قرآن است ـ در ماه رجب باشد؟ | ||
*جهت ایجاد سازگاری بین بعثت [[پیامبر]]{{صل}} و نزول قرآن در ماه مبارک رمضان نظریاتی مطرح شده است که در ذیل به برخی از آنها میپردازیم. <ref> [[محمد کاظم شاکر|شاکر، محمد کاظم]]، [[آشنایی با علوم قرآنی (کتاب)|آشنایی با علوم قرآنی]]، ص | *جهت ایجاد سازگاری بین بعثت [[پیامبر]]{{صل}} و نزول قرآن در ماه مبارک رمضان نظریاتی مطرح شده است که در ذیل به برخی از آنها میپردازیم. <ref> [[محمد کاظم شاکر|شاکر، محمد کاظم]]، [[آشنایی با علوم قرآنی (کتاب)|آشنایی با علوم قرآنی]]، ص ۹۰.</ref>. | ||
===نظریه اول: نظریه دو نوع نزول=== | ===نظریه اول: نظریه دو نوع نزول=== | ||
*منظور از دو نوع نزول، نزول دفعی و تدریجی قرآن است. نزول تدریجی به این معنی است که قرآن کریم در طول دوره پیامبری [[رسول خدا]]{{صل}}، به تدریج و در زمانهای مختلف نازل شده است. این نزول از امور مسلّم است، چرا که خود قرآن به آن تصریح کرده است {{متن قرآن| وَقَالَ الَّذِينَ كَفَرُوا لَوْلا نُزِّلَ عَلَيْهِ الْقُرْآنُ جُمْلَةً وَاحِدَةً كَذَلِكَ لِنُثَبِّتَ بِهِ فُؤَادَكَ وَرَتَّلْنَاهُ تَرْتِيلا }} <ref> و کافران گفتند: چرا قرآن بر او یکجا فرو فرستاده نشده است؟ این چنین (فرو فرستادهایم) تا دلت را بدان استوار داریم و آن را (بر تو) بسیار آرام خواندیم؛ سوره فرقان، آیه: ۳۲.</ref> | *منظور از دو نوع نزول، نزول دفعی و تدریجی قرآن است. نزول تدریجی به این معنی است که قرآن کریم در طول دوره پیامبری [[رسول خدا]]{{صل}}، به تدریج و در زمانهای مختلف نازل شده است. این نزول از امور مسلّم است، چرا که خود قرآن به آن تصریح کرده است {{متن قرآن| وَقَالَ الَّذِينَ كَفَرُوا لَوْلا نُزِّلَ عَلَيْهِ الْقُرْآنُ جُمْلَةً وَاحِدَةً كَذَلِكَ لِنُثَبِّتَ بِهِ فُؤَادَكَ وَرَتَّلْنَاهُ تَرْتِيلا }} <ref> و کافران گفتند: چرا قرآن بر او یکجا فرو فرستاده نشده است؟ این چنین (فرو فرستادهایم) تا دلت را بدان استوار داریم و آن را (بر تو) بسیار آرام خواندیم؛ سوره فرقان، آیه: ۳۲.</ref> | ||
| خط ۹۴: | خط ۹۴: | ||
*بر اساس این نظریه، اگر چه نزول تدریجی قرآن از زمان بعثت [[پیامبر]]{{صل}} آغاز شده است، اما قرآن قبل از آن شروع نزول تدریجی، در شب قدر به صورت یکجا و دفعی نازل شده است. این نظریه، خود در دو شکل مختلف مطرح شده است: | *بر اساس این نظریه، اگر چه نزول تدریجی قرآن از زمان بعثت [[پیامبر]]{{صل}} آغاز شده است، اما قرآن قبل از آن شروع نزول تدریجی، در شب قدر به صورت یکجا و دفعی نازل شده است. این نظریه، خود در دو شکل مختلف مطرح شده است: | ||
#همه قرآن به صورت دفعی در شب قدر بر بیت المعمور فرود آمده و سپس به تدریج بر [[پیامبر]]{{صل}} نازل شده است. | #همه قرآن به صورت دفعی در شب قدر بر بیت المعمور فرود آمده و سپس به تدریج بر [[پیامبر]]{{صل}} نازل شده است. | ||
# همه قرآن به صورت دفعی و یکجا در شب قدر بر قلب [[پیامبر]]{{صل}} نازل شده و سپس در طول ۲۳ سال رسالت آن حضرت به تدریج در قالب آیات و سور نازل شده است<ref> [[محمد کاظم شاکر|شاکر، محمد کاظم]]، [[آشنایی با علوم قرآنی (کتاب)|آشنایی با علوم قرآنی]]، ص | # همه قرآن به صورت دفعی و یکجا در شب قدر بر قلب [[پیامبر]]{{صل}} نازل شده و سپس در طول ۲۳ سال رسالت آن حضرت به تدریج در قالب آیات و سور نازل شده است<ref> [[محمد کاظم شاکر|شاکر، محمد کاظم]]، [[آشنایی با علوم قرآنی (کتاب)|آشنایی با علوم قرآنی]]، ص ۹۱.</ref>. | ||
====نزول دفعی بر بیت المعمور و آغاز نزول تدریجی در مبعث==== | ====نزول دفعی بر بیت المعمور و آغاز نزول تدریجی در مبعث==== | ||
*در روایاتی که بیشتر از طریق [[اهل سنت]] رسیده، آمده است که همه قرآن در شب قدر بر بیت المعمور نازل شده و آنگاه به تدریج بر [[پیامبر]]{{صل}} وحی شده است. در این روایات منظور از بیت المعمور جایگاهی آسمانی است. در برخی روایات نیز به جای آن، بیت العزّه، آسمان دنیا یا آسمان چهارم آمده است. | *در روایاتی که بیشتر از طریق [[اهل سنت]] رسیده، آمده است که همه قرآن در شب قدر بر بیت المعمور نازل شده و آنگاه به تدریج بر [[پیامبر]]{{صل}} وحی شده است. در این روایات منظور از بیت المعمور جایگاهی آسمانی است. در برخی روایات نیز به جای آن، بیت العزّه، آسمان دنیا یا آسمان چهارم آمده است. | ||
*در روایتی آمده است که [[حفص بن غیاث]] گوید: "از [[امام صادق ]]{{ع}} در باره آیه {{متن قرآن| شَهْرُ رَمَضَانَ الَّذِيَ أُنزِلَ فِيهِ الْقُرْآنُ }} <ref> روزهای روزه گرفتن در) ماه رمضان است که قرآن را در آن فرو فرستادهاند؛ سوره بقره، آیه: ۱۸۵.</ref> سؤال کردم که چگونه قرآن در ماه رمضان نازل شده در حالی که در طول بیست سال بر [[پیامبر]]{{صل}} نازل گشته است؟ [[امام صادق]]{{ع}} فرمود: "قرآن به طور یکجا در ماه رمضان بر بیت المعمور نازل شده و سپس در طول بیست سال بر [[پیامبر اکرم]]{{صل}} نازل گشته است"<ref>الکافی، محمد بن یعقوب کلینی، تهران، دار الکتب الاسلامیه، ۱۳۸۸ ﻫ، ج ۲، ح ۶، ص ۶۲۸؛ الأمالی، شیخ صدوق، تحقیق قسم الدراسات الاسلامیه، قم، مؤسسة البعثه، ۱۴۱۷ ﻫ، ص ۱۱۹، مجلس ۱۵، ح ۵.</ref>. | *در روایتی آمده است که [[حفص بن غیاث]] گوید: "از [[امام صادق ]]{{ع}} در باره آیه {{متن قرآن| شَهْرُ رَمَضَانَ الَّذِيَ أُنزِلَ فِيهِ الْقُرْآنُ }} <ref> روزهای روزه گرفتن در) ماه رمضان است که قرآن را در آن فرو فرستادهاند؛ سوره بقره، آیه: ۱۸۵.</ref> سؤال کردم که چگونه قرآن در ماه رمضان نازل شده در حالی که در طول بیست سال بر [[پیامبر]]{{صل}} نازل گشته است؟ [[امام صادق]]{{ع}} فرمود: "قرآن به طور یکجا در ماه رمضان بر بیت المعمور نازل شده و سپس در طول بیست سال بر [[پیامبر اکرم]]{{صل}} نازل گشته است"<ref>الکافی، محمد بن یعقوب کلینی، تهران، دار الکتب الاسلامیه، ۱۳۸۸ ﻫ، ج ۲، ح ۶، ص ۶۲۸؛ الأمالی، شیخ صدوق، تحقیق قسم الدراسات الاسلامیه، قم، مؤسسة البعثه، ۱۴۱۷ ﻫ، ص ۱۱۹، مجلس ۱۵، ح ۵.</ref>. | ||
*[[شیخ صدوق]] مضمون این حدیث را در کتاب الإعتقادات به عنوان اعتقاد شیعه بیان کرده است<ref>ر. ک: بحار الانوار، محمد باقر مجلسی، بیروت، مؤسسة الوفاء، ج ۱۸، ص ۲۵۰ و ۲۵۱.</ref>. اما [[شیخ مفید]] این رأی را نپذیرفته است و این حدیث را قابل استناد نمیداند<ref>ر. ک: تصحیح إعتقادات الإمامیه، شیخ مفید، تحقیق حسین درگاهی، بیروت، دار المفید، ۱۴۱۴ ﻫ، چاپ دوم، ص ۱۲۴ ـ ۱۲۳.</ref>. برخی از محققان معاصر هم معتقدند که این حدیث از طریق [[اهل سنت]] وارد روایات شیعه شده است و به احتمال قوی، انتساب آن به [[امام صادق]]{{ع}} نیز جعلی است<ref>نعمت الله صالحی نجفآبادی، «نظریهای در بارۀ کیفیت نزول قرآن»، کیهان اندیشه، شمارۀ ۳۲، ص ۷۱ ـ ۶۹.</ref>. | *[[شیخ صدوق]] مضمون این حدیث را در کتاب الإعتقادات به عنوان اعتقاد شیعه بیان کرده است<ref>ر. ک: بحار الانوار، محمد باقر مجلسی، بیروت، مؤسسة الوفاء، ج ۱۸، ص ۲۵۰ و ۲۵۱.</ref>. اما [[شیخ مفید]] این رأی را نپذیرفته است و این حدیث را قابل استناد نمیداند<ref>ر. ک: تصحیح إعتقادات الإمامیه، شیخ مفید، تحقیق حسین درگاهی، بیروت، دار المفید، ۱۴۱۴ ﻫ، چاپ دوم، ص ۱۲۴ ـ ۱۲۳.</ref>. برخی از محققان معاصر هم معتقدند که این حدیث از طریق [[اهل سنت]] وارد روایات شیعه شده است و به احتمال قوی، انتساب آن به [[امام صادق]]{{ع}} نیز جعلی است<ref>نعمت الله صالحی نجفآبادی، «نظریهای در بارۀ کیفیت نزول قرآن»، کیهان اندیشه، شمارۀ ۳۲، ص ۷۱ ـ ۶۹.</ref>. | ||
*با این حال، در کتب روایی [[اهل سنت]] روایات زیادی از قول صحابه و تابعین با مضمون بالا نقل شده است که سیوطی پس از گزارش برخی از آنها میگوید: "همه اسانید این روایات صحیح است"<ref>الإتقان فی علوم القرآن، سیوطی، قم، منشورات الرضی، ۱۳۶۳ ش، ج ۱، ص ۱۱۴ .</ref><ref> [[محمد کاظم شاکر|شاکر، محمد کاظم]]، [[آشنایی با علوم قرآنی (کتاب)|آشنایی با علوم قرآنی]]، ص | *با این حال، در کتب روایی [[اهل سنت]] روایات زیادی از قول صحابه و تابعین با مضمون بالا نقل شده است که سیوطی پس از گزارش برخی از آنها میگوید: "همه اسانید این روایات صحیح است"<ref>الإتقان فی علوم القرآن، سیوطی، قم، منشورات الرضی، ۱۳۶۳ ش، ج ۱، ص ۱۱۴ .</ref><ref> [[محمد کاظم شاکر|شاکر، محمد کاظم]]، [[آشنایی با علوم قرآنی (کتاب)|آشنایی با علوم قرآنی]]، ص ۹۲-۹۱.</ref>. | ||
====نزول دفعی بر قلب [[پیامبر]]{{صل}} در شب قدر و آغاز نزول تدریجی در مبعث==== | ====نزول دفعی بر قلب [[پیامبر]]{{صل}} در شب قدر و آغاز نزول تدریجی در مبعث==== | ||
*در پارهای از روایات آمده است که همه قرآن در شب قدر بر قلب [[پیامبر]]{{صل}} نازل شده است امّا در آن زمان حضرت مأمور به ابلاغ آن به مردم نبود. برخی از مفسران معاصر نیز این نظریه را پذیرفته و دلایلی از قرآن نیز در تأیید آن آوردهاند<ref>ر. ک: المیزان فی تفسیر القرآن، محمد حسین طباطبایی، قم، اسماعیلیان، ۱۹۷۰ م، ج ۱۷ و ۱۸.</ref>. به هر حال این نظریه، صرف نظر از درستی یا نادرستی آن، میتواند نزول قرآن در ماه رمضان و بعثت [[پیامبر]]{{صل}} در ماهی دیگر را توجیه کند. در این درس در باره این نظریه به تفصیل سخن خواهیم گفت<ref> [[محمد کاظم شاکر|شاکر، محمد کاظم]]، [[آشنایی با علوم قرآنی (کتاب)|آشنایی با علوم قرآنی]]، ص | *در پارهای از روایات آمده است که همه قرآن در شب قدر بر قلب [[پیامبر]]{{صل}} نازل شده است امّا در آن زمان حضرت مأمور به ابلاغ آن به مردم نبود. برخی از مفسران معاصر نیز این نظریه را پذیرفته و دلایلی از قرآن نیز در تأیید آن آوردهاند<ref>ر. ک: المیزان فی تفسیر القرآن، محمد حسین طباطبایی، قم، اسماعیلیان، ۱۹۷۰ م، ج ۱۷ و ۱۸.</ref>. به هر حال این نظریه، صرف نظر از درستی یا نادرستی آن، میتواند نزول قرآن در ماه رمضان و بعثت [[پیامبر]]{{صل}} در ماهی دیگر را توجیه کند. در این درس در باره این نظریه به تفصیل سخن خواهیم گفت<ref> [[محمد کاظم شاکر|شاکر، محمد کاظم]]، [[آشنایی با علوم قرآنی (کتاب)|آشنایی با علوم قرآنی]]، ص ۹۲.</ref>. | ||
===نظریه دوم: تفکیک بین آغاز نزول [[قرآن]] و زمان بعثت=== | ===نظریه دوم: تفکیک بین آغاز نزول [[قرآن]] و زمان بعثت=== | ||
*عدهای از جمله [[محمد بن اسحاق]]، [[شعبی]]، [[زمخشری]] و نیز [[شیخ مفید]] و [[ابن شهرآشوب]]، مراد از نزول قرآن در شب قدر را، نزول آیات نخستین سوره علق میدانند. در این صورت چنانچه بعثت در ماه رجب یا ربیع الاول باشد، باید گفت که بعثت همزمان با نزول اولین آیات سوره علق نبوده است. | *عدهای از جمله [[محمد بن اسحاق]]، [[شعبی]]، [[زمخشری]] و نیز [[شیخ مفید]] و [[ابن شهرآشوب]]، مراد از نزول قرآن در شب قدر را، نزول آیات نخستین سوره علق میدانند. در این صورت چنانچه بعثت در ماه رجب یا ربیع الاول باشد، باید گفت که بعثت همزمان با نزول اولین آیات سوره علق نبوده است. | ||
*[[سیوطی]] بعد از نقل این گفتار میگوید:اینکه آغاز نزول قرآن در شب قدر در ماه رمضان باشد، با فرض آنکه مبعث در ماه ربیع الاول باشد ـ چنانکه مشهور است ـ ناسازگار است. | *[[سیوطی]] بعد از نقل این گفتار میگوید:اینکه آغاز نزول قرآن در شب قدر در ماه رمضان باشد، با فرض آنکه مبعث در ماه ربیع الاول باشد ـ چنانکه مشهور است ـ ناسازگار است. | ||
*در پاسخ این اشکال گفتهاند که [[پیامبر]]{{صل}} در ماه میلادی "ربیع الاول" در رؤیا به [[نبوت]] رسیده و پس از گذشت ششماه، در بیداری، [[قرآن]] بر او نازل شده است<ref> الاتقان فی علوم القرآن، جلال الدین سیوطی، ص ۱۱۷.</ref>. برخی از محققان معاصر شیعه هم گفتهاند که روز بعثت [[رسول اکرم]]{{صل}}، بیست و هفتم رجب است، اما آغاز نزول قرآن به عنوان کتاب آسمانی در شب قدر از ماه رمضان، سه سال بعد از مبعث بوده است<ref>ر.ک: التمهید فی علوم القرآن، محمد هادی معرفت، قم، مؤسسة النشر الاسلامی، ۱۴۱۶ ﻫ، چاپ سوم، ج ۱، ص ۷۸ ـ ۷۶.</ref>.همچنین این محقق پذیرفته است که سوره علق همزمان با بعثت نیز نازل شده است. اما در آن زمان به عنوان جزئی از کتاب آسمانی (قرآن) نبوده است! <ref> ر.ک: التمهید فی علوم القرآن، محمد هادی معرفت، قم، مؤسسة النشر الاسلامی، ۱۴۱۶ ﻫ، چاپ سوم، ج ۱، ص ۹۶ ـ ۹۵.</ref>. | *در پاسخ این اشکال گفتهاند که [[پیامبر]]{{صل}} در ماه میلادی "ربیع الاول" در رؤیا به [[نبوت]] رسیده و پس از گذشت ششماه، در بیداری، [[قرآن]] بر او نازل شده است<ref> الاتقان فی علوم القرآن، جلال الدین سیوطی، ص ۱۱۷.</ref>. برخی از محققان معاصر شیعه هم گفتهاند که روز بعثت [[رسول اکرم]]{{صل}}، بیست و هفتم رجب است، اما آغاز نزول قرآن به عنوان کتاب آسمانی در شب قدر از ماه رمضان، سه سال بعد از مبعث بوده است<ref>ر.ک: التمهید فی علوم القرآن، محمد هادی معرفت، قم، مؤسسة النشر الاسلامی، ۱۴۱۶ ﻫ، چاپ سوم، ج ۱، ص ۷۸ ـ ۷۶.</ref>.همچنین این محقق پذیرفته است که سوره علق همزمان با بعثت نیز نازل شده است. اما در آن زمان به عنوان جزئی از کتاب آسمانی (قرآن) نبوده است! <ref> ر.ک: التمهید فی علوم القرآن، محمد هادی معرفت، قم، مؤسسة النشر الاسلامی، ۱۴۱۶ ﻫ، چاپ سوم، ج ۱، ص ۹۶ ـ ۹۵.</ref>. | ||
*اصل این نظریه، یعنی جدایی بعثت از نزول قرآن، با مضمون روایات مبعث [[رسول خدا]]{{ص}} در رجب یا ربیع الاول سازگار است، زیرا این روایات بر نزول قرآن در هنگام بعثت تأکید نمیکند، بلکه بیشتر این روایات بیانگر آن است که در این روز، یعنی مبعث، [[حضرت محمد]]{{صل}} [[پیامبر]] شد و به عبارت دیگر نبوت بر آن حضرت نازل شد<ref>ر.ک: مجلسی، بحار الانوار، ج ۱۸، ص ۱۸۹ و ۲۰۴؛ ج ۹۴، ص ۵۱، ۳۵ و ۳۷.</ref>، و حتی برخی از روایات تصریح دارد که [[حضرت محمد]]{{صل}} در چهل سالگی به نبوّت رسید در حالیکه هنوز قرآن بر ایشان نازل نشده بود و پس از گذشت مدت زمانی، نزول قرآن به عنوان کتاب آسمانی شروع شد<ref>کیهان اندیشه، نعمت الله صالحی نجفآبادی، «نظریهای در بارۀ کیفیت نزول قرآن»، شمارۀ ۳۲.</ref><ref> [[محمد کاظم شاکر|شاکر، محمد کاظم]]، [[آشنایی با علوم قرآنی (کتاب)|آشنایی با علوم قرآنی]]، ص | *اصل این نظریه، یعنی جدایی بعثت از نزول قرآن، با مضمون روایات مبعث [[رسول خدا]]{{ص}} در رجب یا ربیع الاول سازگار است، زیرا این روایات بر نزول قرآن در هنگام بعثت تأکید نمیکند، بلکه بیشتر این روایات بیانگر آن است که در این روز، یعنی مبعث، [[حضرت محمد]]{{صل}} [[پیامبر]] شد و به عبارت دیگر نبوت بر آن حضرت نازل شد<ref>ر.ک: مجلسی، بحار الانوار، ج ۱۸، ص ۱۸۹ و ۲۰۴؛ ج ۹۴، ص ۵۱، ۳۵ و ۳۷.</ref>، و حتی برخی از روایات تصریح دارد که [[حضرت محمد]]{{صل}} در چهل سالگی به نبوّت رسید در حالیکه هنوز قرآن بر ایشان نازل نشده بود و پس از گذشت مدت زمانی، نزول قرآن به عنوان کتاب آسمانی شروع شد<ref>کیهان اندیشه، نعمت الله صالحی نجفآبادی، «نظریهای در بارۀ کیفیت نزول قرآن»، شمارۀ ۳۲.</ref><ref> [[محمد کاظم شاکر|شاکر، محمد کاظم]]، [[آشنایی با علوم قرآنی (کتاب)|آشنایی با علوم قرآنی]]، ص ۹۳-۹۲.</ref>. | ||
===نظریه سوم: وقوع همزمان بعثت و آغاز نزول [[قرآن]]=== | ===نظریه سوم: وقوع همزمان بعثت و آغاز نزول [[قرآن]]=== | ||
*از آنجا که در باره تاریخ بعثت [[پیامبر]]{{صل}} نیز اختلاف است و سه تاریخ ماه رجب، ماه ربیع الاول و ماه رمضان در روایات ذکر شده است، بنا بر این ممکن است گفته شود که بعثت [[پیامبر]]{{صل}} در ماه مبارک رمضان همزمان با نزول قرآن کریم بوده است. | *از آنجا که در باره تاریخ بعثت [[پیامبر]]{{صل}} نیز اختلاف است و سه تاریخ ماه رجب، ماه ربیع الاول و ماه رمضان در روایات ذکر شده است، بنا بر این ممکن است گفته شود که بعثت [[پیامبر]]{{صل}} در ماه مبارک رمضان همزمان با نزول قرآن کریم بوده است. | ||
| خط ۱۱۲: | خط ۱۱۲: | ||
*[[فضل بن شاذان]]نیز گوید: من از [[امام رضا]]{{ع}} شنیدم که فرمود: ماه رمضان، ماهی است که خدای تعالی در آن قرآن را نازل کرد تا راهنمایی برای مردم و دلایل روشنی از هدایت و تمییز حق از باطل باشد، در آن ماه [[محمد]]{{صل}} [[پیامبر]] شد و آن شب قدر است که از هزار ماه بهتر است<ref>تفسیر نور الثقلین، عبد علی بن جمعه الحویزی، تحقیق: سیدهاشم رسولی محلاتی، قم، مؤسسۀ اسماعیلیان، ۱۴۱۷ ﻫ، چاپ چهارم، ج ۱، ص ۱۶۴.</ref>. | *[[فضل بن شاذان]]نیز گوید: من از [[امام رضا]]{{ع}} شنیدم که فرمود: ماه رمضان، ماهی است که خدای تعالی در آن قرآن را نازل کرد تا راهنمایی برای مردم و دلایل روشنی از هدایت و تمییز حق از باطل باشد، در آن ماه [[محمد]]{{صل}} [[پیامبر]] شد و آن شب قدر است که از هزار ماه بهتر است<ref>تفسیر نور الثقلین، عبد علی بن جمعه الحویزی، تحقیق: سیدهاشم رسولی محلاتی، قم، مؤسسۀ اسماعیلیان، ۱۴۱۷ ﻫ، چاپ چهارم، ج ۱، ص ۱۶۴.</ref>. | ||
*قرائن موجود، نظریه سوم را تقویت میکند، چرا که روایاتی که نزول آیات نخستین سوره علق را گزارش میکنند، مکان نزول را غار حرا بیان میکنند<ref>ر.ک: کنز العمال، متقی هندی، تحقیق الشیخ بکری حیانی و الشیخ صفوة السقا، بیروت، مؤسسة الرساله؛ بحار الأنوار، محمد باقر مجلسی، بیروت، مؤسسة الوفاء، ۱۹۸۳ م.</ref>. همچنین در چند روایت تصریح شده که زمان نزول نخستین آیات قرآن در ماه رمضان بوده است<ref>صالحی نجفآبادی، «نظریهای در بارۀ کیفیت نزول قرآن»، ص ۷۸.</ref>. افزون بر این مطلب ظاهراً [[پیامبر اکرم]]{{صل}} هر سال در ماه مبارک رمضان برای عبادت به غار حرا میرفته است و پس از بعثت نیز هر سال دهه اول یا وسط یا آخر ماه رمضان را در مسجد اعتکاف میکردند. حتی در بعضی از روایات آمده است که [[عبد المطلب]] ـ نیای [[پیامبر]] {{صل}} ـ برای نخستین بار ماه مبارک رمضان را در غار حرا تحنّث گزید<ref>واژۀ تحنّث از ریشۀ «حنث» به معنی گناه و حَرَج است. کلمۀ تحنّث مانند تأثّم به معنای دوری کردن از گناه است و نیز به معنای تعبد به کار رفته است. در حدیث آمده است: «إنّ رسول الله (صلی الله علیه وآله) کانَ یأتی غارَ حراء فیتحَنَّثَ فیه اللیالی ذوات العدد». همچنین گفتهاند که به معنای کنارهگیری از بتها و ترک عبادت آنها است. قریش عمل کسانی را که در زمان جاهلیت از عادات و رسوم جاهلی پرهیز میکردند و برای عبادت خداوند گوشهگیری را بر میگزیدند، تحنّث میخواند. (ر.ک: معجم مقاییس اللغه، احمد بن فارس، قم، مکتب الإعلام الإسلامی، ۱۴۰۴ ﻫ، ج ۲، ص ۱۰۹ ـ ۱۰۸؛ المنجد، مادۀ حنث؛ تاریخ قرآن، محمود رامیار، تهران، امیرکبیر، ۱۳۷۹ ﻫ. ش، ص ۳۷.</ref>. | *قرائن موجود، نظریه سوم را تقویت میکند، چرا که روایاتی که نزول آیات نخستین سوره علق را گزارش میکنند، مکان نزول را غار حرا بیان میکنند<ref>ر.ک: کنز العمال، متقی هندی، تحقیق الشیخ بکری حیانی و الشیخ صفوة السقا، بیروت، مؤسسة الرساله؛ بحار الأنوار، محمد باقر مجلسی، بیروت، مؤسسة الوفاء، ۱۹۸۳ م.</ref>. همچنین در چند روایت تصریح شده که زمان نزول نخستین آیات قرآن در ماه رمضان بوده است<ref>صالحی نجفآبادی، «نظریهای در بارۀ کیفیت نزول قرآن»، ص ۷۸.</ref>. افزون بر این مطلب ظاهراً [[پیامبر اکرم]]{{صل}} هر سال در ماه مبارک رمضان برای عبادت به غار حرا میرفته است و پس از بعثت نیز هر سال دهه اول یا وسط یا آخر ماه رمضان را در مسجد اعتکاف میکردند. حتی در بعضی از روایات آمده است که [[عبد المطلب]] ـ نیای [[پیامبر]] {{صل}} ـ برای نخستین بار ماه مبارک رمضان را در غار حرا تحنّث گزید<ref>واژۀ تحنّث از ریشۀ «حنث» به معنی گناه و حَرَج است. کلمۀ تحنّث مانند تأثّم به معنای دوری کردن از گناه است و نیز به معنای تعبد به کار رفته است. در حدیث آمده است: «إنّ رسول الله (صلی الله علیه وآله) کانَ یأتی غارَ حراء فیتحَنَّثَ فیه اللیالی ذوات العدد». همچنین گفتهاند که به معنای کنارهگیری از بتها و ترک عبادت آنها است. قریش عمل کسانی را که در زمان جاهلیت از عادات و رسوم جاهلی پرهیز میکردند و برای عبادت خداوند گوشهگیری را بر میگزیدند، تحنّث میخواند. (ر.ک: معجم مقاییس اللغه، احمد بن فارس، قم، مکتب الإعلام الإسلامی، ۱۴۰۴ ﻫ، ج ۲، ص ۱۰۹ ـ ۱۰۸؛ المنجد، مادۀ حنث؛ تاریخ قرآن، محمود رامیار، تهران، امیرکبیر، ۱۳۷۹ ﻫ. ش، ص ۳۷.</ref>. | ||
*در نتیجه به نظر میرسد نظریههای دوم و سوم از نظریه اول قویتر است<ref> [[محمد کاظم شاکر|شاکر، محمد کاظم]]، [[آشنایی با علوم قرآنی (کتاب)|آشنایی با علوم قرآنی]]، ص | *در نتیجه به نظر میرسد نظریههای دوم و سوم از نظریه اول قویتر است<ref> [[محمد کاظم شاکر|شاکر، محمد کاظم]]، [[آشنایی با علوم قرآنی (کتاب)|آشنایی با علوم قرآنی]]، ص ۹۴-۹۳.</ref>. | ||
==انواع نزول [[قرآن]]== | ==انواع نزول [[قرآن]]== | ||
| خط ۱۲۳: | خط ۱۲۳: | ||
#نزول بر بیت المعمور | #نزول بر بیت المعمور | ||
#نزول بر قلب [[پیامبر اکرم]]{{صل}}. | #نزول بر قلب [[پیامبر اکرم]]{{صل}}. | ||
*اما ادلّهای که برای نزول دفعی ذکر شده است، به دو دسته دلایل قرآنی و دلایل روایی قابل تقسیم است که در زیر به بررسی هر یک از این دلایل میپردازیم<ref> [[محمد کاظم شاکر|شاکر، محمد کاظم]]، [[آشنایی با علوم قرآنی (کتاب)|آشنایی با علوم قرآنی]]، ص | *اما ادلّهای که برای نزول دفعی ذکر شده است، به دو دسته دلایل قرآنی و دلایل روایی قابل تقسیم است که در زیر به بررسی هر یک از این دلایل میپردازیم<ref> [[محمد کاظم شاکر|شاکر، محمد کاظم]]، [[آشنایی با علوم قرآنی (کتاب)|آشنایی با علوم قرآنی]]، ص ۹۴.</ref>. | ||
==ادلّه قرآنی نزول دفعی== | ==ادلّه قرآنی نزول دفعی== | ||
| خط ۱۳۳: | خط ۱۳۳: | ||
#دلیل دیگر طرفداران نزول دفعی این است که آیات {{متن قرآن| لا تُحَرِّكْ بِهِ لِسَانَكَ لِتَعْجَلَ بِهِ }} <ref> زبانت را به (خواندن) آن مگردان تا در (کار) آن شتاب کنی؛ سوره قیامت، آیه: ۱۶.</ref> و {{متن قرآن| فَتَعَالَى اللَّهُ الْمَلِكُ الْحَقُّ وَلا تَعْجَلْ بِالْقُرْآنِ مِن قَبْلِ أَن يُقْضَى إِلَيْكَ وَحْيُهُ وَقُل رَّبِّ زِدْنِي عِلْمًا }} <ref> پس، فرابرترا که خداوند است، آن فرمانفرمای راستین و در قرآن پیش از آنکه وحی آن به تو پایان پذیرد شتاب مکن و بگو: پروردگارا! بر دانش من بیفزای!؛ سوره طه، آیه: ۱۱۴.</ref> دالّ بر این است که [[پیامبر اکرم]]{{صل}} زودتر از جبرئیل آیات قرآن را بر زبان میآوردند و لازمه این امر آن است که ایشان قبل از نزول تدریجی قرآن، به آیات قرآن عالم بوده باشند، بنا بر این مجموع قرآن قبل از نزول تدریجی بر ایشان [[وحی]] شده بود. از این استدلال چنین برداشت میشود که این دسته از قائلانِ به نزول دفعی صرفاً به نزول دفعی حقیقت کلی قرآن بر [[پیامبر]]{{صل}} اکتفا نکردهاند، بلکه معتقدند که [[پیامبر]]{{صل}} به همه الفاظ آیات و سور قرآن نیز آگاهی داشته است. البته لازم به ذکر است که مضمون این استدلال در برخی از روایات نیز آمده است<ref>ر. ک: مجلسی، بحارالانوار، ج ۸۹، ص ۳۸؛ ج ۵۳، ص ۱.</ref>. در تفسیر المیزان نیز تصریح شده است که اگر [[پیامبر]]{{صل}} قبلاً نسبت به قرآن آگاهی نداشت، عجله به قرائت قرآن در آیات سوره طه و سوره قیامت معنا ندارد<ref>طباطبایی، المیزان، ج ۱۴، ص ۲۳۱ ، ذیل آیۀ ۱۱۴ سورۀ طه.</ref>. | #دلیل دیگر طرفداران نزول دفعی این است که آیات {{متن قرآن| لا تُحَرِّكْ بِهِ لِسَانَكَ لِتَعْجَلَ بِهِ }} <ref> زبانت را به (خواندن) آن مگردان تا در (کار) آن شتاب کنی؛ سوره قیامت، آیه: ۱۶.</ref> و {{متن قرآن| فَتَعَالَى اللَّهُ الْمَلِكُ الْحَقُّ وَلا تَعْجَلْ بِالْقُرْآنِ مِن قَبْلِ أَن يُقْضَى إِلَيْكَ وَحْيُهُ وَقُل رَّبِّ زِدْنِي عِلْمًا }} <ref> پس، فرابرترا که خداوند است، آن فرمانفرمای راستین و در قرآن پیش از آنکه وحی آن به تو پایان پذیرد شتاب مکن و بگو: پروردگارا! بر دانش من بیفزای!؛ سوره طه، آیه: ۱۱۴.</ref> دالّ بر این است که [[پیامبر اکرم]]{{صل}} زودتر از جبرئیل آیات قرآن را بر زبان میآوردند و لازمه این امر آن است که ایشان قبل از نزول تدریجی قرآن، به آیات قرآن عالم بوده باشند، بنا بر این مجموع قرآن قبل از نزول تدریجی بر ایشان [[وحی]] شده بود. از این استدلال چنین برداشت میشود که این دسته از قائلانِ به نزول دفعی صرفاً به نزول دفعی حقیقت کلی قرآن بر [[پیامبر]]{{صل}} اکتفا نکردهاند، بلکه معتقدند که [[پیامبر]]{{صل}} به همه الفاظ آیات و سور قرآن نیز آگاهی داشته است. البته لازم به ذکر است که مضمون این استدلال در برخی از روایات نیز آمده است<ref>ر. ک: مجلسی، بحارالانوار، ج ۸۹، ص ۳۸؛ ج ۵۳، ص ۱.</ref>. در تفسیر المیزان نیز تصریح شده است که اگر [[پیامبر]]{{صل}} قبلاً نسبت به قرآن آگاهی نداشت، عجله به قرائت قرآن در آیات سوره طه و سوره قیامت معنا ندارد<ref>طباطبایی، المیزان، ج ۱۴، ص ۲۳۱ ، ذیل آیۀ ۱۱۴ سورۀ طه.</ref>. | ||
*در جواب این استدلال باید گفت که نهی از عجله در خواندن قرآن مستلزم این نیست که [[پیامبر]]{{صل}} قبلاً به آیات قرآن آگاهی داشته باشد. بلکه تفسیر راجح از این آیات، به نظر بسیاری از مفسران و از جمله مرحوم [[شیخ طبرسی]] ـ صاحب مجمع البیان ـ این است که [[پیامبر اکرم]]{{صل}} از ترس اینکه مبادا آیات قرآن را فراموش کنند، در بین آیات و قبل از اتمام القای [[وحی]] توسط جبرئیل، قسمتهای قبلی را تکرار میکردند. این قول با ظاهر آیات دیگر قرآن نیز سازگاری دارد. در سوره قیامت بعد از آیه {{متن قرآن| لا تُحَرِّكْ بِهِ لِسَانَكَ لِتَعْجَلَ بِهِ }} <ref> زبانت را به (خواندن) آن مگردان تا در (کار) آن شتاب کنی؛ سوره قیامت، آیه: ۱۶.</ref> میفرماید: {{متن قرآن| إِنَّ عَلَيْنَا جَمْعَهُ وَقُرْآنَهُ }} <ref> گردآوری و خواندن آن با ماست؛ سوره قیامت، آیه: ۱۷.</ref> که مفسرین "جمع" را به معنای "حفظ" تفسیر کردهاند. در آیه ششم سوره اعلی نیز آمده است: {{متن قرآن| سَنُقْرِؤُكَ فَلا تَنسَى }} <ref> زودا که تو را خواندن (قرآن) آموزیم و دیگر از یاد نمیبری؛ سوره اعلی، آیه: ۶.</ref> که خداوند وعده اِقرای قرآن را به [[پیامبر]]{{صل}} میدهد تا خیال آن حضرت از مسئله فراموشی آیات قرآن کریم راحت باشد. معنای آیه این است که ما زبان تو را به آنچه وحی شده، گویا خواهیم ساخت، پس فراموش نخواهی کرد. | *در جواب این استدلال باید گفت که نهی از عجله در خواندن قرآن مستلزم این نیست که [[پیامبر]]{{صل}} قبلاً به آیات قرآن آگاهی داشته باشد. بلکه تفسیر راجح از این آیات، به نظر بسیاری از مفسران و از جمله مرحوم [[شیخ طبرسی]] ـ صاحب مجمع البیان ـ این است که [[پیامبر اکرم]]{{صل}} از ترس اینکه مبادا آیات قرآن را فراموش کنند، در بین آیات و قبل از اتمام القای [[وحی]] توسط جبرئیل، قسمتهای قبلی را تکرار میکردند. این قول با ظاهر آیات دیگر قرآن نیز سازگاری دارد. در سوره قیامت بعد از آیه {{متن قرآن| لا تُحَرِّكْ بِهِ لِسَانَكَ لِتَعْجَلَ بِهِ }} <ref> زبانت را به (خواندن) آن مگردان تا در (کار) آن شتاب کنی؛ سوره قیامت، آیه: ۱۶.</ref> میفرماید: {{متن قرآن| إِنَّ عَلَيْنَا جَمْعَهُ وَقُرْآنَهُ }} <ref> گردآوری و خواندن آن با ماست؛ سوره قیامت، آیه: ۱۷.</ref> که مفسرین "جمع" را به معنای "حفظ" تفسیر کردهاند. در آیه ششم سوره اعلی نیز آمده است: {{متن قرآن| سَنُقْرِؤُكَ فَلا تَنسَى }} <ref> زودا که تو را خواندن (قرآن) آموزیم و دیگر از یاد نمیبری؛ سوره اعلی، آیه: ۶.</ref> که خداوند وعده اِقرای قرآن را به [[پیامبر]]{{صل}} میدهد تا خیال آن حضرت از مسئله فراموشی آیات قرآن کریم راحت باشد. معنای آیه این است که ما زبان تو را به آنچه وحی شده، گویا خواهیم ساخت، پس فراموش نخواهی کرد. | ||
*علاوه بر این، آیه ۳۲ سوره فرقان در عدم نزول دفعی قرآن بر [[پیامبر]]{{صل}} ظهور دارد: {{متن قرآن| وَقَالَ الَّذِينَ كَفَرُوا لَوْلا نُزِّلَ عَلَيْهِ الْقُرْآنُ جُمْلَةً وَاحِدَةً كَذَلِكَ لِنُثَبِّتَ بِهِ فُؤَادَكَ وَرَتَّلْنَاهُ تَرْتِيلا }} <ref> و کافران گفتند: چرا قرآن بر او یکجا فرو فرستاده نشده است؟ این چنین (فرو فرستادهایم) تا دلت را بدان استوار داریم و آن را (بر تو) بسیار آرام خواندیم؛ سوره فرقان، آیه: ۳۲.</ref>. کلمه {{متن قرآن|كَذَلِكَ}} در آیه شریف، مهر تأییدی است بر این مطلب که قرآن کریم، تنها به صورت تدریجی بر [[پیامبر اکرم]]{{صل}} نازل شده است<ref> [[محمد کاظم شاکر|شاکر، محمد کاظم]]، [[آشنایی با علوم قرآنی (کتاب)|آشنایی با علوم قرآنی]]، ص | *علاوه بر این، آیه ۳۲ سوره فرقان در عدم نزول دفعی قرآن بر [[پیامبر]]{{صل}} ظهور دارد: {{متن قرآن| وَقَالَ الَّذِينَ كَفَرُوا لَوْلا نُزِّلَ عَلَيْهِ الْقُرْآنُ جُمْلَةً وَاحِدَةً كَذَلِكَ لِنُثَبِّتَ بِهِ فُؤَادَكَ وَرَتَّلْنَاهُ تَرْتِيلا }} <ref> و کافران گفتند: چرا قرآن بر او یکجا فرو فرستاده نشده است؟ این چنین (فرو فرستادهایم) تا دلت را بدان استوار داریم و آن را (بر تو) بسیار آرام خواندیم؛ سوره فرقان، آیه: ۳۲.</ref>. کلمه {{متن قرآن|كَذَلِكَ}} در آیه شریف، مهر تأییدی است بر این مطلب که قرآن کریم، تنها به صورت تدریجی بر [[پیامبر اکرم]]{{صل}} نازل شده است<ref> [[محمد کاظم شاکر|شاکر، محمد کاظم]]، [[آشنایی با علوم قرآنی (کتاب)|آشنایی با علوم قرآنی]]، ص ۹۴-۹۷.</ref>. | ||
===ادلّه روایی نزول دفعی=== | ===ادلّه روایی نزول دفعی=== | ||
*در میان روایات، تنها یک روایت است که با نظریه نزول دفعی قرآن در شب قدر بر [[پیامبر اکرم]]{{صل}} سازگار است و آن روایت [[مفضّل بن عمر]] از [[امام صادق]]{{ع}} است که میفرماید: "ای مفضّل! خداوند همه قرآن را به پیغمبرش عطا فرموده بود، ولی ایشان به تبلیغ و قرائت آن مأمور نبود، جز در موارد امر و نهی، که جبرئیل نازل میشد و آنچه را که باید به مردم ابلاغ کند، ابلاغ میکرد و این است تأویلِ {{متن قرآن| لا تُحَرِّكْ بِهِ لِسَانَكَ لِتَعْجَلَ بِهِ }} <ref> زبانت را به (خواندن) آن مگردان تا در (کار) آن شتاب کنی؛ سوره قیامت، آیه: ۱۶.</ref> <ref>مجلسی، بحار الانوار، ج ۸۹، ص ۳۸، ج ۵۳، ص ۱.</ref>. | *در میان روایات، تنها یک روایت است که با نظریه نزول دفعی قرآن در شب قدر بر [[پیامبر اکرم]]{{صل}} سازگار است و آن روایت [[مفضّل بن عمر]] از [[امام صادق]]{{ع}} است که میفرماید: "ای مفضّل! خداوند همه قرآن را به پیغمبرش عطا فرموده بود، ولی ایشان به تبلیغ و قرائت آن مأمور نبود، جز در موارد امر و نهی، که جبرئیل نازل میشد و آنچه را که باید به مردم ابلاغ کند، ابلاغ میکرد و این است تأویلِ {{متن قرآن| لا تُحَرِّكْ بِهِ لِسَانَكَ لِتَعْجَلَ بِهِ }} <ref> زبانت را به (خواندن) آن مگردان تا در (کار) آن شتاب کنی؛ سوره قیامت، آیه: ۱۶.</ref> <ref>مجلسی، بحار الانوار، ج ۸۹، ص ۳۸، ج ۵۳، ص ۱.</ref>. | ||
*در ارزیابی این روایت باید گفت که سند این حدیث بسیار مخدوش است چرا که [[محمّد بن نصیر نمیری]]، که کذّاب و غالی است، در سند این حدیث قرار دارد<ref>مجلسی، بحار الانوار، ج ۵۳، ص ۳، پاورقی محقق.</ref>. علاوه بر این [[عمر بن فراتِ بغدادی]] نیز غالی است<ref>مجلسی، بحار الانوار، ج ۵۳، ص ۳، پاورقی محقق.</ref>. و [[محمّد بن مفضّل]] نیز مجهول است<ref>مجلسی، بحار الانوار، ج ۵۳، ص ۳، پاورقی محقق.</ref>. چنانکه گفتیم در منابع روایی [[اهل سنت]] روایاتی دالّ بر نزول دفعی [[قرآن]] بر بیت المعمور آمده و حتی برخی از این احادیث به منابع شیعی هم راه پیدا کرده است. [[شیخ مفید]] در ردّ اعتبار روایتی که [[شیخ صدوق]] آن را مبنای اعتقاد به نزول دفعی قرآن بر بیت المعمور قرار داده است، مینویسد: " گفته [[شیخ صدوق]] در باره نزول دفعی و تدریجی قرآن مضمون خبر واحدی است که نه موجب علم و نه موجب عمل است. علاوه بر این ویژگی آیاتی از قرآن کریم که به دنبال حوادثی که به تدریج اتفاق میافتاد، نازل میشد، با مضمون حدیث مزبور مخالف است. زیرا اینگونه آیات، در بر دارنده حکم آن حوادث و ذکر آن چیزی بود که اتفاق افتاده بود و این امری عقلانی است که نزول این گونه آیات، بعد از تحقّق اسباب نزول آنها باشد. نمونهای از این آیات، آیهای است که در باره حکم ظِهار آمده و مجادله زنی را در باره رفتار شوهرش حکایت میکند و مخاطب آیه مزبور [[رسول خدا]]{{صل}} است. میدانیم که قصه شکایت این زن در مدینه واقع شده است. حال چگونه ممکن است آیاتی که در باره مجادله این زن آمده است، در مکه و قبل از هجرت نازل شده باشد و حکایت کند که این قصه واقع شده است در حالیکه هنوز این قصه اتفاق نیفتاده و بعداً در مدینه واقع خواهد شد؟ اگر قصههای قرآن را دنبال کنیم از این نمونهها بسیار خواهیم یافت و سخن گسترده خواهد شد<ref>شیخ مفید، تصحیح إعتقادات الإمامیه ، ص ۱۲۴ ـ ۱۲۳، ترجمه از صالحی نجفآبادی، «نظریهای در بارۀ کیفیت نزول قرآن»، ص ۷۲.</ref><ref> [[محمد کاظم شاکر|شاکر، محمد کاظم]]، [[آشنایی با علوم قرآنی (کتاب)|آشنایی با علوم قرآنی]]، ص | *در ارزیابی این روایت باید گفت که سند این حدیث بسیار مخدوش است چرا که [[محمّد بن نصیر نمیری]]، که کذّاب و غالی است، در سند این حدیث قرار دارد<ref>مجلسی، بحار الانوار، ج ۵۳، ص ۳، پاورقی محقق.</ref>. علاوه بر این [[عمر بن فراتِ بغدادی]] نیز غالی است<ref>مجلسی، بحار الانوار، ج ۵۳، ص ۳، پاورقی محقق.</ref>. و [[محمّد بن مفضّل]] نیز مجهول است<ref>مجلسی، بحار الانوار، ج ۵۳، ص ۳، پاورقی محقق.</ref>. چنانکه گفتیم در منابع روایی [[اهل سنت]] روایاتی دالّ بر نزول دفعی [[قرآن]] بر بیت المعمور آمده و حتی برخی از این احادیث به منابع شیعی هم راه پیدا کرده است. [[شیخ مفید]] در ردّ اعتبار روایتی که [[شیخ صدوق]] آن را مبنای اعتقاد به نزول دفعی قرآن بر بیت المعمور قرار داده است، مینویسد: " گفته [[شیخ صدوق]] در باره نزول دفعی و تدریجی قرآن مضمون خبر واحدی است که نه موجب علم و نه موجب عمل است. علاوه بر این ویژگی آیاتی از قرآن کریم که به دنبال حوادثی که به تدریج اتفاق میافتاد، نازل میشد، با مضمون حدیث مزبور مخالف است. زیرا اینگونه آیات، در بر دارنده حکم آن حوادث و ذکر آن چیزی بود که اتفاق افتاده بود و این امری عقلانی است که نزول این گونه آیات، بعد از تحقّق اسباب نزول آنها باشد. نمونهای از این آیات، آیهای است که در باره حکم ظِهار آمده و مجادله زنی را در باره رفتار شوهرش حکایت میکند و مخاطب آیه مزبور [[رسول خدا]]{{صل}} است. میدانیم که قصه شکایت این زن در مدینه واقع شده است. حال چگونه ممکن است آیاتی که در باره مجادله این زن آمده است، در مکه و قبل از هجرت نازل شده باشد و حکایت کند که این قصه واقع شده است در حالیکه هنوز این قصه اتفاق نیفتاده و بعداً در مدینه واقع خواهد شد؟ اگر قصههای قرآن را دنبال کنیم از این نمونهها بسیار خواهیم یافت و سخن گسترده خواهد شد<ref>شیخ مفید، تصحیح إعتقادات الإمامیه ، ص ۱۲۴ ـ ۱۲۳، ترجمه از صالحی نجفآبادی، «نظریهای در بارۀ کیفیت نزول قرآن»، ص ۷۲.</ref><ref> [[محمد کاظم شاکر|شاکر، محمد کاظم]]، [[آشنایی با علوم قرآنی (کتاب)|آشنایی با علوم قرآنی]]، ص ۹۷-۹۸.</ref>. | ||
== نزول تدریجی== | == نزول تدریجی== | ||
*از برخی روایات چنین استفاده میشود که کتب پیامبران پیشین به صورت دفعی و یکپارچه نازل شده است و شاید با همین تصوّر بود که مخالفان [[پیامبر اکرم]]{{صل}} سؤال کردند که چرا قرآن به گونهای یکپارچه بر وی نازل نشده است: {{متن قرآن| وَقَالَ الَّذِينَ كَفَرُوا لَوْلا نُزِّلَ عَلَيْهِ الْقُرْآنُ جُمْلَةً وَاحِدَةً كَذَلِكَ لِنُثَبِّتَ بِهِ فُؤَادَكَ وَرَتَّلْنَاهُ تَرْتِيلا }} <ref> و کافران گفتند: چرا قرآن بر او یکجا فرو فرستاده نشده است؟ این چنین (فرو فرستادهایم) تا دلت را بدان استوار داریم و آن را (بر تو) بسیار آرام خواندیم؛ سوره فرقان، آیه: ۳۲.</ref>. از آنجا که در ادامه این آیات به ردّ سخن کافران نپرداخته است، چنین برداشت میشود که این آیه هم نوعی تأیید نزول دفعی کتب پیشین است. صرف نظر از این موضوع، قرآن در این آیه و برخی آیات دیگر به حکمتهای نزول تدریجی قرآن اشاره کرده است که در اینجا به بیان آنها میپردازیم<ref> [[محمد کاظم شاکر|شاکر، محمد کاظم]]، [[آشنایی با علوم قرآنی (کتاب)|آشنایی با علوم قرآنی]]، ص | *از برخی روایات چنین استفاده میشود که کتب پیامبران پیشین به صورت دفعی و یکپارچه نازل شده است و شاید با همین تصوّر بود که مخالفان [[پیامبر اکرم]]{{صل}} سؤال کردند که چرا قرآن به گونهای یکپارچه بر وی نازل نشده است: {{متن قرآن| وَقَالَ الَّذِينَ كَفَرُوا لَوْلا نُزِّلَ عَلَيْهِ الْقُرْآنُ جُمْلَةً وَاحِدَةً كَذَلِكَ لِنُثَبِّتَ بِهِ فُؤَادَكَ وَرَتَّلْنَاهُ تَرْتِيلا }} <ref> و کافران گفتند: چرا قرآن بر او یکجا فرو فرستاده نشده است؟ این چنین (فرو فرستادهایم) تا دلت را بدان استوار داریم و آن را (بر تو) بسیار آرام خواندیم؛ سوره فرقان، آیه: ۳۲.</ref>. از آنجا که در ادامه این آیات به ردّ سخن کافران نپرداخته است، چنین برداشت میشود که این آیه هم نوعی تأیید نزول دفعی کتب پیشین است. صرف نظر از این موضوع، قرآن در این آیه و برخی آیات دیگر به حکمتهای نزول تدریجی قرآن اشاره کرده است که در اینجا به بیان آنها میپردازیم<ref> [[محمد کاظم شاکر|شاکر، محمد کاظم]]، [[آشنایی با علوم قرآنی (کتاب)|آشنایی با علوم قرآنی]]، ص ۹۸.</ref>. | ||
===حکمتهای نزول تدریجی=== | ===حکمتهای نزول تدریجی=== | ||
*با توجه به آیات ۳۲ و ۳۳ سوره فرقان و آیه ۱۰۶ سوره إسراء میتوان سه حکمت عمده را برای نزول تدریجی قرآن بر شمرد: | *با توجه به آیات ۳۲ و ۳۳ سوره فرقان و آیه ۱۰۶ سوره إسراء میتوان سه حکمت عمده را برای نزول تدریجی قرآن بر شمرد: | ||
| خط ۱۴۸: | خط ۱۴۸: | ||
#حرکت آهسته و پیوسته در مسیر تثبیت احکام خدا:[[قرآن]] به عنوان آخرین کتاب آسمانی که حاوی معارف و احکام آخرین شریعت الهی است، به طور طبیعی باید با بسیاری از عقاید و اعمال نادرست مقابله کند و بسیاری از خوبیها و راستیها را بنیان نهد. بدیهی است که در جامعه جاهلی آن عصر، حکمت اقتضا میکرد که این کار با درنگ انجام پذیرد و طی مراحلی به کمال برسد. شاید بتوان گفت که در آیه {{متن قرآن| وَقُرْآناً فَرَقْنَاهُ لِتَقْرَأَهُ عَلَى النَّاسِ عَلَى مُكْثٍ وَنَزَّلْنَاهُ تَنزِيلاً }} <ref> و آن را قرآنی بخشبخش کردهایم تا بر مردم با درنگ بخوانی و آن را خردهخرده فرو فرستادهایم؛ سوره اسراء، آیه: ۱۰۶.</ref>. هدف از درنگ و مکث همین باشد چرا که نمیتوان گفت که این درنگ فقط مربوط به خواندن قرآن است تا مردم فرصت حفظ آن را داشته باشند، زیرا حفظ تدریجی قرآن پس از نزول دفعی و یکباره آن نیز امکانپذیر است. از این رو مسئله اصلی، عمل به دستورات قرآن و فهم معارف قرآن است. | #حرکت آهسته و پیوسته در مسیر تثبیت احکام خدا:[[قرآن]] به عنوان آخرین کتاب آسمانی که حاوی معارف و احکام آخرین شریعت الهی است، به طور طبیعی باید با بسیاری از عقاید و اعمال نادرست مقابله کند و بسیاری از خوبیها و راستیها را بنیان نهد. بدیهی است که در جامعه جاهلی آن عصر، حکمت اقتضا میکرد که این کار با درنگ انجام پذیرد و طی مراحلی به کمال برسد. شاید بتوان گفت که در آیه {{متن قرآن| وَقُرْآناً فَرَقْنَاهُ لِتَقْرَأَهُ عَلَى النَّاسِ عَلَى مُكْثٍ وَنَزَّلْنَاهُ تَنزِيلاً }} <ref> و آن را قرآنی بخشبخش کردهایم تا بر مردم با درنگ بخوانی و آن را خردهخرده فرو فرستادهایم؛ سوره اسراء، آیه: ۱۰۶.</ref>. هدف از درنگ و مکث همین باشد چرا که نمیتوان گفت که این درنگ فقط مربوط به خواندن قرآن است تا مردم فرصت حفظ آن را داشته باشند، زیرا حفظ تدریجی قرآن پس از نزول دفعی و یکباره آن نیز امکانپذیر است. از این رو مسئله اصلی، عمل به دستورات قرآن و فهم معارف قرآن است. | ||
#پاسخ بهموقع به مسائل و پیشامدها: واقعیت آن است که بسیاری از آیات قرآن کریم در پاسخ به پرسشهای مردم یا به دنبال وقوع حوادثی نازل شده است. به عنوان مثال در قرآن از روح، ذو القرنین، ماههای حرام، خمر و میسر، انفاق، خوردنیهای حلال و یتیمان سؤال شده است. همچنین در آیات مربوط به ظهار، افک و تخلّف از جنگ، ابتدا حادثهای اتفاق افتاده و سپس آیاتی در روشن کردن حکم آنها نازل شده است. روشن است که سؤالات و پیشامدها به تدریج و به مرور زمان به وجود میآیند و نزول آیاتی در باره آنها نیز مستلزم تدریج در نزول قرآن است. نزول آیات قرآن به شکلی متناسب با برخوردهای گفتاری و رفتاری مخالفان اسلام به دنبال وقوع حوادث مربوطه و پرسش افراد، به طور قطع تأثیر بهتری در مخاطبان قرآن میگذارد. خداوند پس از بیان اینکه میفرماید قرآن را به صورت مرتّل و به تدریج نازل کرده است، میفرماید: {{متن قرآن| وَلا يَأْتُونَكَ بِمَثَلٍ إِلاَّ جِئْنَاكَ بِالْحَقِّ وَأَحْسَنَ تَفْسِيرًا }} <ref> و (دشمنانت) هیچ مثلی برای تو نمیآورند مگر آنکه ما (پاسخی) راستین و بیانی نیکوتر برای تو میآوریم؛ سوره فرقان، آیه: ۳۳.</ref> | #پاسخ بهموقع به مسائل و پیشامدها: واقعیت آن است که بسیاری از آیات قرآن کریم در پاسخ به پرسشهای مردم یا به دنبال وقوع حوادثی نازل شده است. به عنوان مثال در قرآن از روح، ذو القرنین، ماههای حرام، خمر و میسر، انفاق، خوردنیهای حلال و یتیمان سؤال شده است. همچنین در آیات مربوط به ظهار، افک و تخلّف از جنگ، ابتدا حادثهای اتفاق افتاده و سپس آیاتی در روشن کردن حکم آنها نازل شده است. روشن است که سؤالات و پیشامدها به تدریج و به مرور زمان به وجود میآیند و نزول آیاتی در باره آنها نیز مستلزم تدریج در نزول قرآن است. نزول آیات قرآن به شکلی متناسب با برخوردهای گفتاری و رفتاری مخالفان اسلام به دنبال وقوع حوادث مربوطه و پرسش افراد، به طور قطع تأثیر بهتری در مخاطبان قرآن میگذارد. خداوند پس از بیان اینکه میفرماید قرآن را به صورت مرتّل و به تدریج نازل کرده است، میفرماید: {{متن قرآن| وَلا يَأْتُونَكَ بِمَثَلٍ إِلاَّ جِئْنَاكَ بِالْحَقِّ وَأَحْسَنَ تَفْسِيرًا }} <ref> و (دشمنانت) هیچ مثلی برای تو نمیآورند مگر آنکه ما (پاسخی) راستین و بیانی نیکوتر برای تو میآوریم؛ سوره فرقان، آیه: ۳۳.</ref> | ||
*آیه بیانگر آن است که آنچه مورد نظر خداوند بوده، نزول برخی از آیات به دنبال برخی از حوادث یا سخنان مخالفان اسلام بوده است از این رو میتوان آن را از حکمتهای نزول تدریجی قرآن دانست<ref> [[محمد کاظم شاکر|شاکر، محمد کاظم]]، [[آشنایی با علوم قرآنی (کتاب)|آشنایی با علوم قرآنی]]، ص | *آیه بیانگر آن است که آنچه مورد نظر خداوند بوده، نزول برخی از آیات به دنبال برخی از حوادث یا سخنان مخالفان اسلام بوده است از این رو میتوان آن را از حکمتهای نزول تدریجی قرآن دانست<ref> [[محمد کاظم شاکر|شاکر، محمد کاظم]]، [[آشنایی با علوم قرآنی (کتاب)|آشنایی با علوم قرآنی]]، ص ۹۸-۱۰۰.</ref>. | ||
==فترت [[وحی]]== | ==فترت [[وحی]]== | ||
===بررسی معنای فترت=== | ===بررسی معنای فترت=== | ||
*معنای لغوی: فترت در لغت، مصدر مرّه از "فَتِرَ یَفْتَرُ فَتراً" است که در دو معنای سستی و شکستگی یا مدت زمان میان دو زمان یا دو پیامبر به کار میرود. قرآن کریم میفرماید: {{متن قرآن| يَا أَهْلَ الْكِتَابِ قَدْ جَاءَكُمْ رَسُولُنَا يُبَيِّنُ لَكُمْ عَلَى فَتْرَةٍ مِّنَ الرُّسُلِ أَن تَقُولُواْ مَا جَاءَنَا مِن بَشِيرٍ وَلاَ نَذِيرٍ فَقَدْ جَاءَكُم بَشِيرٌ وَنَذِيرٌ وَاللَّهُ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ }} <ref> ای اهل کتاب! فرستاده ما در دوره نیامدن فرستادگان، نزد شما آمده است در حالی که (آیات الهی را) برای شما روشن میگرداند تا نگویید نویدبخش و بیمدهندهای نزد ما نیامد، پس به راستی نویدبخش و بیمدهندهای برای شما آمده است و خداوند بر هر کاری تواناست؛ سوره مائده، آیه: ۱۹.</ref> | *معنای لغوی: فترت در لغت، مصدر مرّه از "فَتِرَ یَفْتَرُ فَتراً" است که در دو معنای سستی و شکستگی یا مدت زمان میان دو زمان یا دو پیامبر به کار میرود. قرآن کریم میفرماید: {{متن قرآن| يَا أَهْلَ الْكِتَابِ قَدْ جَاءَكُمْ رَسُولُنَا يُبَيِّنُ لَكُمْ عَلَى فَتْرَةٍ مِّنَ الرُّسُلِ أَن تَقُولُواْ مَا جَاءَنَا مِن بَشِيرٍ وَلاَ نَذِيرٍ فَقَدْ جَاءَكُم بَشِيرٌ وَنَذِيرٌ وَاللَّهُ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ }} <ref> ای اهل کتاب! فرستاده ما در دوره نیامدن فرستادگان، نزد شما آمده است در حالی که (آیات الهی را) برای شما روشن میگرداند تا نگویید نویدبخش و بیمدهندهای نزد ما نیامد، پس به راستی نویدبخش و بیمدهندهای برای شما آمده است و خداوند بر هر کاری تواناست؛ سوره مائده، آیه: ۱۹.</ref> | ||
*معنای اصطلاحی:در اصطلاح علوم قرآنی فترت به معنای انقطاع وحی برای یک مدت است، اما باید دانست که به طور مسلّم چنین نبوده است که در طول بیست و سه سال رسالت [[پیامبر اکرم]]{{صل}} هر روز و هر شب وحی نازل شود. اگر فرض کنیم که در هر شبانهروز تنها یک آیه از قرآن نازل میشد، در طول ۲۳ سال باید حدود ۸۰۰۰ آیه نازل شده باشد، در حالیکه مجموع آیات قرآن تنها کمی بیش از ۶۲۰۰ آیه است. این در حالی است که بسیاری از سورههای قرآن به صورت دفعی و یکجا نازل شدهاند، چنانکه در قرآن در چند مورد آمده است: {{متن قرآن| وَإِذَا مَا أُنزِلَتْ سُورَةٌ }} <ref> و چون سورهای نازل شود؛ سوره توبه، آیه: ۱۲۴.</ref>، {{متن قرآن| وَإِذَا أُنزِلَتْ سُورَةٌ }} <ref> و چون سورهای نازل شود؛ سوره توبه، آیه: ۸۶.</ref> و {{متن قرآن| فَإِذَا أُنزِلَتْ سُورَةٌ }} <ref> و چون سورهای نازل شود؛ سوره محمد، آیه: ۲۰.</ref>. بنا بر این طبیعی است که از نظر زمانی فواصل زیادی بین واحدهای نزول قرآن وجود داشته باشد و نمیتوان به همه این فواصل فترت [[وحی]] اطلاق کرد، بلکه فترت [[وحی]] به مواردی اطلاق میشود که [[پیامبر]]{{صل}} انتظار آمدن [[وحی]] را داشته، اما مصلحت الهی در این بوده که برای مدتی ارتباط [[پیامبر]]{{صل}} را با فرشته [[وحی]] قطع کند<ref> [[محمد کاظم شاکر|شاکر، محمد کاظم]]، [[آشنایی با علوم قرآنی (کتاب)|آشنایی با علوم قرآنی]]، ص | *معنای اصطلاحی:در اصطلاح علوم قرآنی فترت به معنای انقطاع وحی برای یک مدت است، اما باید دانست که به طور مسلّم چنین نبوده است که در طول بیست و سه سال رسالت [[پیامبر اکرم]]{{صل}} هر روز و هر شب وحی نازل شود. اگر فرض کنیم که در هر شبانهروز تنها یک آیه از قرآن نازل میشد، در طول ۲۳ سال باید حدود ۸۰۰۰ آیه نازل شده باشد، در حالیکه مجموع آیات قرآن تنها کمی بیش از ۶۲۰۰ آیه است. این در حالی است که بسیاری از سورههای قرآن به صورت دفعی و یکجا نازل شدهاند، چنانکه در قرآن در چند مورد آمده است: {{متن قرآن| وَإِذَا مَا أُنزِلَتْ سُورَةٌ }} <ref> و چون سورهای نازل شود؛ سوره توبه، آیه: ۱۲۴.</ref>، {{متن قرآن| وَإِذَا أُنزِلَتْ سُورَةٌ }} <ref> و چون سورهای نازل شود؛ سوره توبه، آیه: ۸۶.</ref> و {{متن قرآن| فَإِذَا أُنزِلَتْ سُورَةٌ }} <ref> و چون سورهای نازل شود؛ سوره محمد، آیه: ۲۰.</ref>. بنا بر این طبیعی است که از نظر زمانی فواصل زیادی بین واحدهای نزول قرآن وجود داشته باشد و نمیتوان به همه این فواصل فترت [[وحی]] اطلاق کرد، بلکه فترت [[وحی]] به مواردی اطلاق میشود که [[پیامبر]]{{صل}} انتظار آمدن [[وحی]] را داشته، اما مصلحت الهی در این بوده که برای مدتی ارتباط [[پیامبر]]{{صل}} را با فرشته [[وحی]] قطع کند<ref> [[محمد کاظم شاکر|شاکر، محمد کاظم]]، [[آشنایی با علوم قرآنی (کتاب)|آشنایی با علوم قرآنی]]، ص ۱۰۰.</ref>. | ||
===موارد فترت [[وحی]]=== | ===موارد فترت [[وحی]]=== | ||
*فترت [[وحی]] در چند مورد در روایات گزارش شده است که در زیر به این موارد اشاره میکنیم. | *فترت [[وحی]] در چند مورد در روایات گزارش شده است که در زیر به این موارد اشاره میکنیم. | ||
| خط ۱۶۱: | خط ۱۶۱: | ||
*این سبب نزول با آنچه که در آیات ۲۳ و ۲۴ سوره کهف آمده است، سازگار است. خداوند میفرماید: {{متن قرآن| وَلا تَقُولَنَّ لِشَيْءٍ إِنِّي فَاعِلٌ ذَلِكَ غَدًا إِلاَّ أَن يَشَاء اللَّهُ وَاذْكُر رَّبَّكَ إِذَا نَسِيتَ وَقُلْ عَسَى أَن يَهْدِيَنِ رَبِّي لِأَقْرَبَ مِنْ هَذَا رَشَدًا }} <ref> و هرگز در هیچ کار مگو: «من فردا انجام دهنده آن خواهم بود.»مگر اینکه (بگویی اگر) خداوند بخواهد و چون فراموش کردی پروردگارت را یاد کن و بگو: امید است پروردگارم مرا به رهیافتی «۲» نزدیکتر از این رهنمایی کند؛ سوره کهف، آیه: ۲۳ - ۲۴.</ref> | *این سبب نزول با آنچه که در آیات ۲۳ و ۲۴ سوره کهف آمده است، سازگار است. خداوند میفرماید: {{متن قرآن| وَلا تَقُولَنَّ لِشَيْءٍ إِنِّي فَاعِلٌ ذَلِكَ غَدًا إِلاَّ أَن يَشَاء اللَّهُ وَاذْكُر رَّبَّكَ إِذَا نَسِيتَ وَقُلْ عَسَى أَن يَهْدِيَنِ رَبِّي لِأَقْرَبَ مِنْ هَذَا رَشَدًا }} <ref> و هرگز در هیچ کار مگو: «من فردا انجام دهنده آن خواهم بود.»مگر اینکه (بگویی اگر) خداوند بخواهد و چون فراموش کردی پروردگارت را یاد کن و بگو: امید است پروردگارم مرا به رهیافتی «۲» نزدیکتر از این رهنمایی کند؛ سوره کهف، آیه: ۲۳ - ۲۴.</ref> | ||
*بنا بر این گرچه در این مورد هم به طور قطعی نمیتوان گفت که فترت [[وحی]] رخ داده است، اما امکان آن نیز منتفی نیست. | *بنا بر این گرچه در این مورد هم به طور قطعی نمیتوان گفت که فترت [[وحی]] رخ داده است، اما امکان آن نیز منتفی نیست. | ||
# در بین سوره مریم: برخی از روایات اسباب نزول حکایت از آن دارد که در فاصله بین آیات سوره مریم نیز فترت وحی رخ داده است. برخی از روایات همان داستانی را بیان میکنند که در باره سوره کهف گفته شد.۱ در برخی دیگر نیز آمده است که چندی جبرئیل نزد [[پیامبر]]{{صل}} نیامده بود، سپس وقتی که آمد، [[رسول خدا]] به او گفت: "چه چیزی تو را مانع گردید که نزد ما بیایی؟ جبرئیل گفت: چگونه نزد قومی بیایم که ناخن خود را نمیچینند و مسواک نمیکنند؟ و این آیه را قرائت کرد: {{متن قرآن| وَمَا نَتَنَزَّلُ إِلاَّ بِأَمْرِ رَبِّكَ لَهُ مَا بَيْنَ أَيْدِينَا وَمَا خَلْفَنَا وَمَا بَيْنَ ذَلِكَ وَمَا كَانَ رَبُّكَ نَسِيًّا }} <ref> و ما (فرشتگان) جز به فرمان پروردگارت فرود نمیآییم، آینده و گذشته ما و آنچه میان آنهاست، از آن اوست و پروردگارت فراموشکار نیست؛ سوره مریم، آیه: ۶۴.</ref><ref>أسباب النزول، ابو الحسن علی بن احمد واحدی، تحقیق: عصام بن عبد المحسن الحمیدان، بیروت، مؤسسة الریان، ۱۴۱۱ ﻫ، ص | # در بین سوره مریم: برخی از روایات اسباب نزول حکایت از آن دارد که در فاصله بین آیات سوره مریم نیز فترت وحی رخ داده است. برخی از روایات همان داستانی را بیان میکنند که در باره سوره کهف گفته شد.۱ در برخی دیگر نیز آمده است که چندی جبرئیل نزد [[پیامبر]]{{صل}} نیامده بود، سپس وقتی که آمد، [[رسول خدا]] به او گفت: "چه چیزی تو را مانع گردید که نزد ما بیایی؟ جبرئیل گفت: چگونه نزد قومی بیایم که ناخن خود را نمیچینند و مسواک نمیکنند؟ و این آیه را قرائت کرد: {{متن قرآن| وَمَا نَتَنَزَّلُ إِلاَّ بِأَمْرِ رَبِّكَ لَهُ مَا بَيْنَ أَيْدِينَا وَمَا خَلْفَنَا وَمَا بَيْنَ ذَلِكَ وَمَا كَانَ رَبُّكَ نَسِيًّا }} <ref> و ما (فرشتگان) جز به فرمان پروردگارت فرود نمیآییم، آینده و گذشته ما و آنچه میان آنهاست، از آن اوست و پروردگارت فراموشکار نیست؛ سوره مریم، آیه: ۶۴.</ref><ref>أسباب النزول، ابو الحسن علی بن احمد واحدی، تحقیق: عصام بن عبد المحسن الحمیدان، بیروت، مؤسسة الریان، ۱۴۱۱ ﻫ، ص ۲۰۳.</ref> | ||
*مواردی که به عنوان علت فترت [[وحی]] در روایت فوق و امثال آن بیان شده است، برای توقف امری مثل [[وحی]] نامعقول است. اگر قرار باشد که به خاطر عمل نکردن عدهای به چنین دستوراتی [[وحی]] قطع شود، به طور اساسی نباید [[وحی]] هیچ وقت نازل میشد، زیرا همیشه به طور عادی در میان امّت کسانی بودند که به برخی دستورات دینی عمل نمیکردند. به نظر میرسد با توجه به مضمون آیه {{متن قرآن| وَمَا نَتَنَزَّلُ إِلاَّ بِأَمْرِ رَبِّكَ لَهُ مَا بَيْنَ أَيْدِينَا وَمَا خَلْفَنَا وَمَا بَيْنَ ذَلِكَ وَمَا كَانَ رَبُّكَ نَسِيًّا }} <ref> و ما (فرشتگان) جز به فرمان پروردگارت فرود نمیآییم، آینده و گذشته ما و آنچه میان آنهاست، از آن اوست و پروردگارت فراموشکار نیست؛ سوره مریم، آیه: ۶۴.</ref> چنین داستانهایی بر این آیه تطبیق شده است. | *مواردی که به عنوان علت فترت [[وحی]] در روایت فوق و امثال آن بیان شده است، برای توقف امری مثل [[وحی]] نامعقول است. اگر قرار باشد که به خاطر عمل نکردن عدهای به چنین دستوراتی [[وحی]] قطع شود، به طور اساسی نباید [[وحی]] هیچ وقت نازل میشد، زیرا همیشه به طور عادی در میان امّت کسانی بودند که به برخی دستورات دینی عمل نمیکردند. به نظر میرسد با توجه به مضمون آیه {{متن قرآن| وَمَا نَتَنَزَّلُ إِلاَّ بِأَمْرِ رَبِّكَ لَهُ مَا بَيْنَ أَيْدِينَا وَمَا خَلْفَنَا وَمَا بَيْنَ ذَلِكَ وَمَا كَانَ رَبُّكَ نَسِيًّا }} <ref> و ما (فرشتگان) جز به فرمان پروردگارت فرود نمیآییم، آینده و گذشته ما و آنچه میان آنهاست، از آن اوست و پروردگارت فراموشکار نیست؛ سوره مریم، آیه: ۶۴.</ref> چنین داستانهایی بر این آیه تطبیق شده است. | ||
*نتیجه آنکه، هیچ آیهای از قرآن در وقوع فترت در [[وحی]] به معنای اصطلاحی صراحت ندارد و روایات نیز وضعیت پریشانی دارند. تنها در باره سوره کهف مضمون آیه با امکان فترت [[وحی]] سازگار است<ref> [[محمد کاظم شاکر|شاکر، محمد کاظم]]، [[آشنایی با علوم قرآنی (کتاب)|آشنایی با علوم قرآنی]]، ص | *نتیجه آنکه، هیچ آیهای از قرآن در وقوع فترت در [[وحی]] به معنای اصطلاحی صراحت ندارد و روایات نیز وضعیت پریشانی دارند. تنها در باره سوره کهف مضمون آیه با امکان فترت [[وحی]] سازگار است<ref> [[محمد کاظم شاکر|شاکر، محمد کاظم]]، [[آشنایی با علوم قرآنی (کتاب)|آشنایی با علوم قرآنی]]، ص ۱۰۲-۱۰۱.</ref>. | ||
==منابع== | ==منابع== | ||