پرش به محتوا

بهشت در کلام اسلامی: تفاوت میان نسخه‌ها

(صفحه‌ای تازه حاوی «{{خرد}} {{نبوت}} <div style="padding: 0.0em 0em 0.0em;"> : <div style="background-color: rgb(252, 252, 233); text-align:center; font...» ایجاد کرد)
 
خط ۱۳: خط ۱۳:
*در نظرگاه [[قرآن]]، [[مؤمنان]] و [[صالحان]] سرانجام به جایی ابدی به نام "جنت" می‌روند و [[زندگی]] پرنعمت و [[خوشی]] را در پیش می‌گیرند. بنابر [[آیات قرآن]]، این [[وعده الهی]]، قطعی است<ref>{{متن قرآن|جَنَّاتِ عَدْنٍ الَّتِي وَعَدَ الرَّحْمَنُ عِبَادَهُ بِالْغَيْبِ إِنَّهُ كَانَ وَعْدُهُ مَأْتِيًّا }}؛ سوره مریم، آیه ۶۱.</ref>. از نام‌های دیگر [[بهشت]] می‌توان به [[فردوس]]، جنة المأوی، جنة النعیم، جنة الخلد و جنة عدن اشاره کرد<ref>{{متن قرآن|جَنَّاتِ عَدْنٍ مُّفَتَّحَةً لَّهُمُ الأَبْوَابُ}}؛ سوره ص، آیه ۵۰.</ref>. [[قرآن]] از دو [[بهشت]] یاد کرده است: یکی در عالم [[برزخ]] که موقت است و دیگر در آن [[جهان]] که جاودان است<ref>{{متن قرآن| وَلِمَنْ خَافَ مَقَامَ رَبِّهِ جَنَّتَانِ}}؛ سوره الرحمن، آیه ۴۶؛ پیام قرآن‌، ۶/ ۳۳۴.</ref>. بنابر [[روایات]] بزرگان [[معصوم]]{{ع}} مناظر [[بهشت]] هر چشمی را خیره می‌کنند و نعمت‌هایش پایان نمی‌پذیرند و شادی‌اش از میان نمی‌رود و اقامت در آنجا همیشگی است. کسی در آنجا آسیب نمی‌بیند و هراسی ندارد و [[زندگی]] در آنجا به کام [[بهشتیان]] است<ref>میزان الحکمة، ۱/ ۴۳۴ و ۲۶۲۴؛ پیام قرآن‌، ۶/ ۳۰۴- ۲۲۹.</ref>. [[قرآن کریم]]، [[بهشت]] را ابدی و ماندگار خوانده<ref>{{متن قرآن|قُلْ أَذَلِكَ خَيْرٌ أَمْ جَنَّةُ الْخُلْدِ الَّتِي وُعِدَ الْمُتَّقُونَ كَانَتْ لَهُمْ جَزَاء وَمَصِيرًا لَهُمْ فِيهَا مَا يَشَاؤُونَ خَالِدِينَ كَانَ عَلَى رَبِّكَ وَعْدًا مَسْؤُولا}}؛ سوره فرقان، آیه ۱۵ و ۱۶.</ref> و وسعت آن را به اندازه [[زمین]] و [[آسمان]] دانسته است<ref>{{متن قرآن|وَسَارِعُواْ إِلَى مَغْفِرَةٍ مِّن رَّبِّكُمْ وَجَنَّةٍ عَرْضُهَا السَّمَاوَاتُ وَالأَرْضُ أُعِدَّتْ لِلْمُتَّقِينَ}}؛ سوره آل عمران، آیه ۱۳۳.</ref>. اینکه برخی نعمت‌های بهشتی، مادی‌اند، موجب شده است که مشهور بر آن روند که [[بهشت]]، مکانی جسمانی است<ref>گوهر مراد، ۶۶۰؛ پیام قرآن‌، ۶/ ۳۳۶- ۳۲۳.</ref>. البته این مکان، در [[ظواهر]] عالم جسمانی ما نیست؛ بلکه در حجب [[آسمان‌ها]] و [[زمین]] است. از این رو است که [[بهشت]] [[آشکار]] نمی‌شود مگر پس از ویران شدن این عالم جسمانی و [[فساد]] و اضمحلال اجرام سماوی و به پایان رسیدن [[دنیا]]<ref>الشواهد الربویة، ۳۰۰؛ پیام قرآن‌، ۶/ ۳۴۴- ۳۳۸.</ref><ref>[[فرهنگ شیعه (کتاب)|فرهنگ شیعه]]، ص 162.</ref>.
*در نظرگاه [[قرآن]]، [[مؤمنان]] و [[صالحان]] سرانجام به جایی ابدی به نام "جنت" می‌روند و [[زندگی]] پرنعمت و [[خوشی]] را در پیش می‌گیرند. بنابر [[آیات قرآن]]، این [[وعده الهی]]، قطعی است<ref>{{متن قرآن|جَنَّاتِ عَدْنٍ الَّتِي وَعَدَ الرَّحْمَنُ عِبَادَهُ بِالْغَيْبِ إِنَّهُ كَانَ وَعْدُهُ مَأْتِيًّا }}؛ سوره مریم، آیه ۶۱.</ref>. از نام‌های دیگر [[بهشت]] می‌توان به [[فردوس]]، جنة المأوی، جنة النعیم، جنة الخلد و جنة عدن اشاره کرد<ref>{{متن قرآن|جَنَّاتِ عَدْنٍ مُّفَتَّحَةً لَّهُمُ الأَبْوَابُ}}؛ سوره ص، آیه ۵۰.</ref>. [[قرآن]] از دو [[بهشت]] یاد کرده است: یکی در عالم [[برزخ]] که موقت است و دیگر در آن [[جهان]] که جاودان است<ref>{{متن قرآن| وَلِمَنْ خَافَ مَقَامَ رَبِّهِ جَنَّتَانِ}}؛ سوره الرحمن، آیه ۴۶؛ پیام قرآن‌، ۶/ ۳۳۴.</ref>. بنابر [[روایات]] بزرگان [[معصوم]]{{ع}} مناظر [[بهشت]] هر چشمی را خیره می‌کنند و نعمت‌هایش پایان نمی‌پذیرند و شادی‌اش از میان نمی‌رود و اقامت در آنجا همیشگی است. کسی در آنجا آسیب نمی‌بیند و هراسی ندارد و [[زندگی]] در آنجا به کام [[بهشتیان]] است<ref>میزان الحکمة، ۱/ ۴۳۴ و ۲۶۲۴؛ پیام قرآن‌، ۶/ ۳۰۴- ۲۲۹.</ref>. [[قرآن کریم]]، [[بهشت]] را ابدی و ماندگار خوانده<ref>{{متن قرآن|قُلْ أَذَلِكَ خَيْرٌ أَمْ جَنَّةُ الْخُلْدِ الَّتِي وُعِدَ الْمُتَّقُونَ كَانَتْ لَهُمْ جَزَاء وَمَصِيرًا لَهُمْ فِيهَا مَا يَشَاؤُونَ خَالِدِينَ كَانَ عَلَى رَبِّكَ وَعْدًا مَسْؤُولا}}؛ سوره فرقان، آیه ۱۵ و ۱۶.</ref> و وسعت آن را به اندازه [[زمین]] و [[آسمان]] دانسته است<ref>{{متن قرآن|وَسَارِعُواْ إِلَى مَغْفِرَةٍ مِّن رَّبِّكُمْ وَجَنَّةٍ عَرْضُهَا السَّمَاوَاتُ وَالأَرْضُ أُعِدَّتْ لِلْمُتَّقِينَ}}؛ سوره آل عمران، آیه ۱۳۳.</ref>. اینکه برخی نعمت‌های بهشتی، مادی‌اند، موجب شده است که مشهور بر آن روند که [[بهشت]]، مکانی جسمانی است<ref>گوهر مراد، ۶۶۰؛ پیام قرآن‌، ۶/ ۳۳۶- ۳۲۳.</ref>. البته این مکان، در [[ظواهر]] عالم جسمانی ما نیست؛ بلکه در حجب [[آسمان‌ها]] و [[زمین]] است. از این رو است که [[بهشت]] [[آشکار]] نمی‌شود مگر پس از ویران شدن این عالم جسمانی و [[فساد]] و اضمحلال اجرام سماوی و به پایان رسیدن [[دنیا]]<ref>الشواهد الربویة، ۳۰۰؛ پیام قرآن‌، ۶/ ۳۴۴- ۳۳۸.</ref><ref>[[فرهنگ شیعه (کتاب)|فرهنگ شیعه]]، ص 162.</ref>.
*همچنین مشهور بر آن رفته‌اند که بهشت‌ در جایی فوق سماوات سبع و تحت [[عرش]] است<ref>بحار الانوار، ۸/ ۸۴.</ref>. از جمع میان این دو قول مشهور می‌توان بدین نتیجه رسید که [[بهشت]] هم اینک در [[باطن]] این [[جهان]] قرار دارد و حجاب‌های [[دنیوی]] ما را از مشاهده‌اش باز می‌دارند؛ ولی [[اولیای الهی]] آن را می‌بینند. از این رو، برای [[بهشت]] در همین عالم جسمانی و [[دنیوی]]، مظاهری است<ref>ر.ک: الشواهد الربوبیة، ۳۰۰؛ پیام قرآن‌، ۶/ ۳۴۱.</ref>. ذکر نعمت‌های بهشتی در [[قرآن]] و [[حدیث]]، از نظر روانی جنبه‌ای تشویقی دارد و [[مؤمنان]] را به [[عمل صالح]] ترغیب می‌کند و از این رو است که با زبانی از آنها یاد شده است که با [[عقل]] بشری سازگار است. این بدان سبب است که [[انسان]] [[توانایی]] [[درک]] [[حقیقت]] [[بهشت]] را ندارد. نعمت‌های بهشتی بسی والاتر از آن‌اند که [[عقل انسان]] به گونه کامل آنها را [[درک]] کند<ref>{{متن قرآن| فَلا تَعْلَمُ نَفْسٌ مَّا أُخْفِيَ لَهُم مِّن قُرَّةِ أَعْيُنٍ جَزَاء بِمَا كَانُوا يَعْمَلُونَ}}؛ سوره سجده، آیه ۱۷؛ پیام قرآن‌، ۶/ ۲۲۷.</ref>. [[بهشت]] را درجات و مراتبی است و برخی از آنها بر برخی دیگر [[برتری]] دارند. نعمت‌های بهشتی نیز بسته به درجات [[بهشتیان]]، گوناگونی دارند<ref>نهج البلاغه‌، خ ۸۴.</ref><ref>[[فرهنگ شیعه (کتاب)|فرهنگ شیعه]]، ص 163.</ref>.
*همچنین مشهور بر آن رفته‌اند که بهشت‌ در جایی فوق سماوات سبع و تحت [[عرش]] است<ref>بحار الانوار، ۸/ ۸۴.</ref>. از جمع میان این دو قول مشهور می‌توان بدین نتیجه رسید که [[بهشت]] هم اینک در [[باطن]] این [[جهان]] قرار دارد و حجاب‌های [[دنیوی]] ما را از مشاهده‌اش باز می‌دارند؛ ولی [[اولیای الهی]] آن را می‌بینند. از این رو، برای [[بهشت]] در همین عالم جسمانی و [[دنیوی]]، مظاهری است<ref>ر.ک: الشواهد الربوبیة، ۳۰۰؛ پیام قرآن‌، ۶/ ۳۴۱.</ref>. ذکر نعمت‌های بهشتی در [[قرآن]] و [[حدیث]]، از نظر روانی جنبه‌ای تشویقی دارد و [[مؤمنان]] را به [[عمل صالح]] ترغیب می‌کند و از این رو است که با زبانی از آنها یاد شده است که با [[عقل]] بشری سازگار است. این بدان سبب است که [[انسان]] [[توانایی]] [[درک]] [[حقیقت]] [[بهشت]] را ندارد. نعمت‌های بهشتی بسی والاتر از آن‌اند که [[عقل انسان]] به گونه کامل آنها را [[درک]] کند<ref>{{متن قرآن| فَلا تَعْلَمُ نَفْسٌ مَّا أُخْفِيَ لَهُم مِّن قُرَّةِ أَعْيُنٍ جَزَاء بِمَا كَانُوا يَعْمَلُونَ}}؛ سوره سجده، آیه ۱۷؛ پیام قرآن‌، ۶/ ۲۲۷.</ref>. [[بهشت]] را درجات و مراتبی است و برخی از آنها بر برخی دیگر [[برتری]] دارند. نعمت‌های بهشتی نیز بسته به درجات [[بهشتیان]]، گوناگونی دارند<ref>نهج البلاغه‌، خ ۸۴.</ref><ref>[[فرهنگ شیعه (کتاب)|فرهنگ شیعه]]، ص 163.</ref>.
==بهشتیان==
*کسانی‌اند که از گذر [[ایمان]] و [[عمل صالح]]، [[رضای خدا]] را کسب می‌کنند و به [[بهشت]] راه می‌یابند و برای همیشه از نعمت‌هایش بهره‌مند می‌شوند<ref>نهج البلاغه‌، خ ۱۹۰.</ref><ref>[[فرهنگ شیعه (کتاب)|فرهنگ شیعه]]، ص 163.</ref>.
*[[بهشت]]، [[پاداش]] [[خداوند]] به [[بندگان]] [[صالح]] خویش است<ref>{{متن قرآن| وَسِيقَ الَّذِينَ اتَّقَوْا رَبَّهُمْ إِلَى الْجَنَّةِ زُمَرًا حَتَّى إِذَا جَاؤُوهَا وَفُتِحَتْ أَبْوَابُهَا وَقَالَ لَهُمْ خَزَنَتُهَا سَلامٌ عَلَيْكُمْ طِبْتُمْ فَادْخُلُوهَا خَالِدِينَ}}؛ سوره زمر، آیه ۷۳.</ref>. [[پیامبران]]، صدیقان، [[شهیدان]] و [[صالحان]]، به ترتیب، [[برترین]] ساکنان بهشت‌اند. [[انسان]] با [[اطاعت از خدا]] و [[رسول]] می‌تواند در [[بهشت]] همراه این [[بندگان]] خاص باشد<ref>{{متن قرآن|وَمَن يُطِعِ اللَّهَ وَالرَّسُولَ فَأُولَئِكَ مَعَ الَّذِينَ أَنْعَمَ اللَّهُ عَلَيْهِم مِّنَ النَّبِيِّينَ وَالصِّدِّيقِينَ وَالشُّهَدَاء وَالصَّالِحِينَ وَحَسُنَ أُوْلَئِكَ رَفِيقًا }}؛ سوره نساء، آیه ۶۹.</ref>. بهشتیان در خانه‌های [[نیک]] و ویژه خود به سر می‌برند<ref>{{متن قرآن| وَعَدَ اللَّهُ الْمُؤْمِنِينَ وَالْمُؤْمِنَاتِ جَنَّاتٍ تَجْرِي مِن تَحْتِهَا الأَنْهَارُ خَالِدِينَ فِيهَا وَمَسَاكِنَ طَيِّبَةً فِي جَنَّاتِ عَدْنٍ وَرِضْوَانٌ مِّنَ اللَّهِ أَكْبَرُ ذَلِكَ هُوَ الْفَوْزُ الْعَظِيمُ }}؛ سوره توبه، آیه ۷۲.</ref> و می‌توانند همراه [[پدران]]، [[همسران]] و [[فرزندان]] [[صالح]] خود [[زندگی]] کنند<ref>{{متن قرآن| جَنَّاتُ عَدْنٍ يَدْخُلُونَهَا وَمَنْ صَلَحَ مِنْ آبَائِهِمْ وَأَزْوَاجِهِمْ وَذُرِّيَّاتِهِمْ وَالْمَلائِكَةُ يَدْخُلُونَ عَلَيْهِم مِّن كُلِّ بَابٍ }}؛ سوره رعد، آیه ۲۳.</ref>. رابطه بهشتیان با یکدیگر بسیار صمیمی و دوستانه است<ref>{{متن قرآن| فَاكِهِينَ بِمَا آتَاهُمْ رَبُّهُمْ وَوَقَاهُمْ رَبُّهُمْ عَذَابَ الْجَحِيمِ }}؛ سوره طور، آیه ۱۸؛ تفسیر نمونه‌، ۲۲/ ۴۲۶؛ {{متن قرآن| لا يَسْمَعُونَ فِيهَا لَغْوًا وَلا تَأْثِيمًا  إِلاَّ قِيلا سَلامًا سَلامًا }}؛ سوره واقعه، آیه ۲۵- ۲۶.</ref>. [[لطف]] و [[فیض]] ویژه [[الهی]] هر روز بر بهشتیان فرو می‌آید<ref>پیام قرآن‌، ۶/ ۳۵۸.</ref> و هر چه بخواهند، بی‌درنگ می‌رسد. خستگی و [[رنج]] و دگرگونی در [[بهشت]] نیست و بهشتیان خویشتن را به کارهای بیهوده و بازیچه نمی‌آلایند<ref>{{متن قرآن| الَّذِينَ آمَنُواْ وَعَمِلُواْ الصَّالِحَاتِ طُوبَى لَهُمْ وَحُسْنُ مَآبٍ}}؛ سوره رعد، آیه ۲۹؛ مفاتیح الغیب‌، ص ۱۰۷۳- ۱۰۶۶.</ref><ref>[[فرهنگ شیعه (کتاب)|فرهنگ شیعه]]، ص 163.</ref>.
*بنابر [[باورهای شیعه]]، بهشتیان را درجات و مقاماتی‌ گوناگون است. آنان که در [[دنیا]] اهل [[ورع]] و پرهیزگاری‌اند، دارای [[مقامات]] والا و درجات برترند<ref>{{متن قرآن| أَمَّا الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ فَلَهُمْ جَنَّاتُ الْمَأْوَى نُزُلا بِمَا كَانُوا يَعْمَلُونَ}}؛ سوره سجده، آیه ۱۹؛ اسرار الآیات‌، ۲۱۷؛ پیام قرآن‌، ج ۶/ ۳۴۶.</ref>. "جنة النعیم"، "جنة الخلد"، "جنة القرار"، "جنة عدن"، "جنة المأوی" و "جنة الفردوس" نام‌های درجات بهشت‌اند <ref>اللئالی الاخبار، ج ۴/ ص ۳۴۸.</ref>. از برخی [[آیات]] و [[روایات]] می‌توان دریافت که بهشتیان در [[بهشت]] [[تکامل]] می‌یابند و از این رو، [[جایگاه]] آنان در [[بهشت]]، تغییرپذیر است<ref>ر.ک: پیام قرآن‌، ۶/ ۳۶۳.</ref><ref>[[فرهنگ شیعه (کتاب)|فرهنگ شیعه]]، ص 164.</ref>.
*[[امام علی]] {{ع}} برای رسیدن به [[بهشت]] شرایطی را بر شمرده است که عبارت‌اند از: [[شناخت]] [[امامان معصوم]] {{عم}} و [[پیروی]] از آنان<ref>نهج البلاغه‌، خ ۱۵۲ و ۱۵۶.</ref>، [[پیروی]] نکردن از [[هوا و هوس]]<ref>نهج البلاغه‌، خ ۱۷۶.</ref>، [[استوار]] ماندن بر [[حق]]<ref>نهج البلاغه‌، خ ۱۷۶ و ۱۱۹.</ref>، [[تکبر]] نورزیدن<ref>نهج البلاغه‌، خ ۱۴۴ و ۱۹۱.</ref>، ارج نهادن به [[واجبات]] و فرائض<ref>نهج البلاغه‌، نامه ۲۷؛ خ ۱۶۷ و ۱۹۰.</ref>، بهره‌برداری درست از [[دنیا]]<ref>نهج البلاغه‌، حکمت ۱۳۱.</ref>، وارستگی از [[گناه]]<ref>نهج البلاغه‌، خطبه ۱۴۴.</ref>، انجام فرائض<ref>نهج البلاغه‌، نامه ۲۷، خطبه ۱۹۰ و ۱۶۷.</ref> و [[تقوا]]<ref>خنهج البلاغه‌، طبه ۱۹۱.</ref><ref>[[فرهنگ شیعه (کتاب)|فرهنگ شیعه]]، ص 164.</ref>.


==منابع==
==منابع==
۱۱۵٬۳۵۵

ویرایش