←آیه ششم
| خط ۸۱: | خط ۸۱: | ||
{{متن قرآن|بَقِيَّتُ اللَّهِ خَيْرٌ لَكُمْ إِنْ كُنْتُمْ مُؤْمِنِينَ وَمَا أَنَا عَلَيْكُمْ بِحَفِيظٍ}}<ref>«برنهاده خداوند برای شما بهتر است اگر مؤمن باشید و من بر شما نگهبان نیستم» سوره هود، آیه ۸۶.</ref>. در [[روایات]] گوناگونی آمده است: "[[بقیة الله]]" [[تفسیر]] به [[وجود امام مهدی]] {{ع}} یا برخی دیگر از [[امامان]] {{عم}} شده است. [[امام باقر]] {{ع}} فرمود: "و أول ما ینطق به هذه الآیة {{متن قرآن|بَقِيَّتُ اللَّهِ خَيْرٌ لَكُمْ إِنْ كُنْتُمْ مُؤْمِنِينَ}} ثم یقول: أنا [[بقیة الله]] فی أرضه"<ref>صدوق، کمال الدین و تمام النعمة، ج ۱، ص ۳۳۰، باب ۳۳، ح ۱۶.</ref>؛ "نخستین سخنی که [[مهدی]] {{ع}} پس از [[قیام]] خود میگوید، این [[آیه]] است: {{متن قرآن|بَقِيَّتُ اللَّهِ خَيْرٌ لَكُمْ إِنْ كُنْتُمْ مُؤْمِنِينَ}}؛ سپس میفرماید: "منم [[بقیة الله]] بر روی [[زمین]]". درست است که در [[آیه]] مورد بحث، مخاطب [[قوم شعیب]] بوده و منظور از "[[بقیة الله]]"، سود و [[سرمایه]] [[حلال]] و یا [[پاداش الهی]] است؛ ولی هر موجودی نافع- که از طرف [[خداوند]] برای [[بشر]] باقی مانده و مایه خیر و [[سعادت]] او گردد- "[[بقیة الله]]" محسوب میشود. بر این اساس تمام [[پیامبران الهی]] و [[پیشوایان]] بزرگ بقیة اللهاند. تمام [[رهبران]] [[راستین]] نیز که پس از [[مبارزه]] با یک [[دشمن]] سرسخت برای یک [[قوم]] و [[ملت]] باقی میمانند، از این نظر بقیة اللهاند. سربازانی که پس از [[پیروزی]] از میدان [[جنگ]] بازمیگردند، آنان نیز بقیة اللهاند. از آنجایی که [[مهدی موعود]] {{ع}}، [[آخرین پیشوا]] و بزرگترین [[رهبر]] انقلابی پس از [[بعثت]] [[پیامبر اسلام]] {{صل}} است، یکی از روشنترین مصادیق "[[بقیة الله]]" و شایستهترین فرد به این [[لقب]] است؛ بهخصوص که تنها باقی مانده بعد از [[پیامبران]] و [[امامان]] است.<ref>[[خدامراد سلیمیان|سلیمیان، خدامراد]]، [[درسنامه مهدویت (کتاب)|درسنامه مهدویت]]، ج۱، ص۴۳، ۴۴.</ref>. | {{متن قرآن|بَقِيَّتُ اللَّهِ خَيْرٌ لَكُمْ إِنْ كُنْتُمْ مُؤْمِنِينَ وَمَا أَنَا عَلَيْكُمْ بِحَفِيظٍ}}<ref>«برنهاده خداوند برای شما بهتر است اگر مؤمن باشید و من بر شما نگهبان نیستم» سوره هود، آیه ۸۶.</ref>. در [[روایات]] گوناگونی آمده است: "[[بقیة الله]]" [[تفسیر]] به [[وجود امام مهدی]] {{ع}} یا برخی دیگر از [[امامان]] {{عم}} شده است. [[امام باقر]] {{ع}} فرمود: "و أول ما ینطق به هذه الآیة {{متن قرآن|بَقِيَّتُ اللَّهِ خَيْرٌ لَكُمْ إِنْ كُنْتُمْ مُؤْمِنِينَ}} ثم یقول: أنا [[بقیة الله]] فی أرضه"<ref>صدوق، کمال الدین و تمام النعمة، ج ۱، ص ۳۳۰، باب ۳۳، ح ۱۶.</ref>؛ "نخستین سخنی که [[مهدی]] {{ع}} پس از [[قیام]] خود میگوید، این [[آیه]] است: {{متن قرآن|بَقِيَّتُ اللَّهِ خَيْرٌ لَكُمْ إِنْ كُنْتُمْ مُؤْمِنِينَ}}؛ سپس میفرماید: "منم [[بقیة الله]] بر روی [[زمین]]". درست است که در [[آیه]] مورد بحث، مخاطب [[قوم شعیب]] بوده و منظور از "[[بقیة الله]]"، سود و [[سرمایه]] [[حلال]] و یا [[پاداش الهی]] است؛ ولی هر موجودی نافع- که از طرف [[خداوند]] برای [[بشر]] باقی مانده و مایه خیر و [[سعادت]] او گردد- "[[بقیة الله]]" محسوب میشود. بر این اساس تمام [[پیامبران الهی]] و [[پیشوایان]] بزرگ بقیة اللهاند. تمام [[رهبران]] [[راستین]] نیز که پس از [[مبارزه]] با یک [[دشمن]] سرسخت برای یک [[قوم]] و [[ملت]] باقی میمانند، از این نظر بقیة اللهاند. سربازانی که پس از [[پیروزی]] از میدان [[جنگ]] بازمیگردند، آنان نیز بقیة اللهاند. از آنجایی که [[مهدی موعود]] {{ع}}، [[آخرین پیشوا]] و بزرگترین [[رهبر]] انقلابی پس از [[بعثت]] [[پیامبر اسلام]] {{صل}} است، یکی از روشنترین مصادیق "[[بقیة الله]]" و شایستهترین فرد به این [[لقب]] است؛ بهخصوص که تنها باقی مانده بعد از [[پیامبران]] و [[امامان]] است.<ref>[[خدامراد سلیمیان|سلیمیان، خدامراد]]، [[درسنامه مهدویت (کتاب)|درسنامه مهدویت]]، ج۱، ص۴۳، ۴۴.</ref>. | ||
==آیه ششم== | ==آیه ششم== | ||
{{متن قرآن|هُوَ الَّذِي أَرْسَلَ رَسُولَهُ بِالْهُدَى وَدِينِ الْحَقِّ لِيُظْهِرَهُ عَلَى الدِّينِ كُلِّهِ وَلَوْ كَرِهَ الْمُشْرِكُونَ}}<ref>«اوست که پیامبرش را با رهنمود و دین راستین فرستاد تا آن را بر همه دینها برتری دهد اگر چه مشرکان نپسندند» سوره توبه، آیه ۳۳.</ref>. [[آیه شریفه]]، با همین الفاظ در سوره "صف"، آمده و با تفاوت مختصری در "سوره [[فتح]]"، تکرار شده است و خبر از رویدادی مهم میدهد. این اهمیت موجب تکرار آن شده است و از [[جهانی شدن اسلام]] و [[فراگیری]] این [[آیین]] بر روی [[زمین]] خبر میدهد. | *{{متن قرآن|هُوَ الَّذِي أَرْسَلَ رَسُولَهُ بِالْهُدَى وَدِينِ الْحَقِّ لِيُظْهِرَهُ عَلَى الدِّينِ كُلِّهِ وَلَوْ كَرِهَ الْمُشْرِكُونَ}}<ref>«اوست که پیامبرش را با رهنمود و دین راستین فرستاد تا آن را بر همه دینها برتری دهد اگر چه مشرکان نپسندند» سوره توبه، آیه ۳۳.</ref>. [[آیه شریفه]]، با همین الفاظ در سوره "صف"، آمده و با تفاوت مختصری در "سوره [[فتح]]"، تکرار شده است و خبر از رویدادی مهم میدهد. این اهمیت موجب تکرار آن شده است و از [[جهانی شدن اسلام]] و [[فراگیری]] این [[آیین]] بر روی [[زمین]] خبر میدهد. | ||
برخی از [[مفسران]] [[پیروزی]] مورد بحث [[آیه]] را به معنای [[پیروزی]] منطقهای و محدود گرفتهاند- که در [[عصر پیامبر]] {{صل}} و یا زمانهای بعد از آن برای [[اسلام]] و [[مسلمین]] صورت پذیرفت- ولی با توجه به اینکه در [[آیه]] هیچگونه قید و شرطی نیست و از هر نظر مطلق است، دلیلی ندارد که معنای آن را محدود کنیم. مفهوم آن [[پیروزی]] همهجانبه [[اسلام]] بر همه [[ادیان]] [[جهان]] است؛ یعنی، سرانجام [[اسلام]] همه کره [[زمین]] را فراگرفته، بر همه [[جهان]] چیره خواهد گشت. | *برخی از [[مفسران]] [[پیروزی]] مورد بحث [[آیه]] را به معنای [[پیروزی]] منطقهای و محدود گرفتهاند- که در [[عصر پیامبر]] {{صل}} و یا زمانهای بعد از آن برای [[اسلام]] و [[مسلمین]] صورت پذیرفت- ولی با توجه به اینکه در [[آیه]] هیچگونه قید و شرطی نیست و از هر نظر مطلق است، دلیلی ندارد که معنای آن را محدود کنیم. مفهوم آن [[پیروزی]] همهجانبه [[اسلام]] بر همه [[ادیان]] [[جهان]] است؛ یعنی، سرانجام [[اسلام]] همه کره [[زمین]] را فراگرفته، بر همه [[جهان]] چیره خواهد گشت. | ||
شکی نیست در حال حاضر، این موضوع تحقق نیافته؛ ولی این [[وعده حتمی خدا]] به تدریج در حال تحقق است. طبق [[روایات]] [[تکامل]] این برنامه، هنگامی خواهد بود که [[حضرت مهدی]] {{ع}} [[ظهور]] کند و برنامه جهانیشدن [[اسلام]] را تحقق بخشد. | *شکی نیست در حال حاضر، این موضوع تحقق نیافته؛ ولی این [[وعده حتمی خدا]] به تدریج در حال تحقق است. طبق [[روایات]] [[تکامل]] این برنامه، هنگامی خواهد بود که [[حضرت مهدی]] {{ع}} [[ظهور]] کند و برنامه جهانیشدن [[اسلام]] را تحقق بخشد. | ||
[[شیخ صدوق]]، از [[امام صادق]] {{ع}}، در [[تفسیر]] این [[آیه]] [[نقل]] میکند: {{متن حدیث|وَ اَللَّهِ مَا نَزَلَ تَأْوِيلُهَا بَعْدُ وَ لاَ يَنْزِلُ تَأْوِيلُهَا حَتَّى يَخْرُجَ اَلْقَائِمُ عَلَيْهِ السَّلاَمُ فَإِذَا خَرَجَ اَلْقَائِمُ لَمْ يَبْقَ كَافِرٌ بِاللَّهِ اَلْعَظِيمِ وَ لاَ مُشْرِكٌ بِالْإِمَامِ إِلاَّ كَرِهَ خُرُوجَهُ حَتَّى لَوْ كَانَ كَافِرٌ أَوْ مُشْرِكٌ فِي بَطْنِ صَخْرَةٍ لَقَالَتْ يَا مُؤْمِنُ فِي بَطْنِي كَافِرٌ فَاكْسِرْنِي وَ اُقْتُلْهُ}}<ref>کمال الدین و تمام النعمة، ج، ۲، ص ۶۷۰.</ref>؛ "به [[خدا]] [[سوگند]]! هنوز [[تأویل]] این [[آیه]] نازل نشده و نخواهد شد، تا آنکه [[قائم]] {{ع}} [[خروج]] کند. وقتی او [[ظهور]] کرد، دیگر هیچ [[کافر]] به [[خدا]] و منکر [[امامی]] نمیماند؛ مگر اینکه از [[خروج]] آن [[حضرت]] ناراحت میشود! حتی اگر کافری در [[دل]] سنگی [[پنهان]] شود، آن سنگ میگوید: ای [[مؤمن]]! در [[دل]] من کافری [[پنهان]] شده، مرا بشکن و او را بیرون بیاور و به [[قتل]] برسان". [[علامه طباطبایی]] پس از ذکر این [[حدیث]] در ذیل [[آیه شریفه]] مینویسد: نظیر این [[روایت]] را عیاشی از ابی مقدام، از [[ابی جعفر]] {{ع}} و نیز از سماعه از [[امام صادق]] {{ع}} [[نقل]] و [[طبرسی]] مثل آن را از [[ابی جعفر]] {{ع}} [[روایت]] کرده است. | *[[شیخ صدوق]]، از [[امام صادق]] {{ع}}، در [[تفسیر]] این [[آیه]] [[نقل]] میکند: {{متن حدیث|وَ اَللَّهِ مَا نَزَلَ تَأْوِيلُهَا بَعْدُ وَ لاَ يَنْزِلُ تَأْوِيلُهَا حَتَّى يَخْرُجَ اَلْقَائِمُ عَلَيْهِ السَّلاَمُ فَإِذَا خَرَجَ اَلْقَائِمُ لَمْ يَبْقَ كَافِرٌ بِاللَّهِ اَلْعَظِيمِ وَ لاَ مُشْرِكٌ بِالْإِمَامِ إِلاَّ كَرِهَ خُرُوجَهُ حَتَّى لَوْ كَانَ كَافِرٌ أَوْ مُشْرِكٌ فِي بَطْنِ صَخْرَةٍ لَقَالَتْ يَا مُؤْمِنُ فِي بَطْنِي كَافِرٌ فَاكْسِرْنِي وَ اُقْتُلْهُ}}<ref>کمال الدین و تمام النعمة، ج، ۲، ص ۶۷۰.</ref>؛ "به [[خدا]] [[سوگند]]! هنوز [[تأویل]] این [[آیه]] نازل نشده و نخواهد شد، تا آنکه [[قائم]] {{ع}} [[خروج]] کند. وقتی او [[ظهور]] کرد، دیگر هیچ [[کافر]] به [[خدا]] و منکر [[امامی]] نمیماند؛ مگر اینکه از [[خروج]] آن [[حضرت]] ناراحت میشود! حتی اگر کافری در [[دل]] سنگی [[پنهان]] شود، آن سنگ میگوید: ای [[مؤمن]]! در [[دل]] من کافری [[پنهان]] شده، مرا بشکن و او را بیرون بیاور و به [[قتل]] برسان". [[علامه طباطبایی]] پس از ذکر این [[حدیث]] در ذیل [[آیه شریفه]] مینویسد: نظیر این [[روایت]] را عیاشی از ابی مقدام، از [[ابی جعفر]] {{ع}} و نیز از سماعه از [[امام صادق]] {{ع}} [[نقل]] و [[طبرسی]] مثل آن را از [[ابی جعفر]] {{ع}} [[روایت]] کرده است. | ||
در [[تفسیر قمی]] آمده است: این [[آیه]] درباره [[قائم آل محمد]] {{صل}} نازل شده و اینکه درباره آن [[حضرت]] نازل شده، بدین معنا است که [[خروج]] او [[تأویل]] این [[آیه]] است. از [[روایت]] [[صدوق]] هم این برداشت استفاده میشد. | *در [[تفسیر قمی]] آمده است: این [[آیه]] درباره [[قائم آل محمد]] {{صل}} نازل شده و اینکه درباره آن [[حضرت]] نازل شده، بدین معنا است که [[خروج]] او [[تأویل]] این [[آیه]] است. از [[روایت]] [[صدوق]] هم این برداشت استفاده میشد. | ||
در [[الدر المنثور]] [[نقل]] شده است: سعید بن [[منصور]]، ابن منذر و [[بیهقی]] در [[سنن]] خود از [[جابر]] [[روایت]] کردهاند که او در [[تفسیر]] آیه {{متن قرآن|لِيُظْهِرَهُ عَلَى الدِّينِ كُلِّهِ}} گفته است: معنای این [[آیه]]، صورت وقوع به خود نمیگیرد؛ مگر وقتی که هیچ [[یهودی]] و [[مسیحی]] و [[صاحب]] ملتی نماند جز [[اسلام]]. و نیز صورت نمیگیرد، مگر وقتی که گرگ و گوسفند، شیر و گاو و [[انسان]] و مار باهم [[زندگی]] کنند و از یکدیگر ایمن شوند. همچنین واقع نمیشود، مگر وقتی که هیچ موشی انبانی را سوراخ نکند و واقع نمیشود، مگر وقتی که [[جزیه]] به کلی لغو شود و صلیبها شکسته و خوکها کشته شوند و این وقتی است که [[عیسی بن مریم]] از [[آسمان]] فرود آید. | *در [[الدر المنثور]] [[نقل]] شده است: سعید بن [[منصور]]، ابن منذر و [[بیهقی]] در [[سنن]] خود از [[جابر]] [[روایت]] کردهاند که او در [[تفسیر]] آیه {{متن قرآن|لِيُظْهِرَهُ عَلَى الدِّينِ كُلِّهِ}} گفته است: معنای این [[آیه]]، صورت وقوع به خود نمیگیرد؛ مگر وقتی که هیچ [[یهودی]] و [[مسیحی]] و [[صاحب]] ملتی نماند جز [[اسلام]]. و نیز صورت نمیگیرد، مگر وقتی که گرگ و گوسفند، شیر و گاو و [[انسان]] و مار باهم [[زندگی]] کنند و از یکدیگر ایمن شوند. همچنین واقع نمیشود، مگر وقتی که هیچ موشی انبانی را سوراخ نکند و واقع نمیشود، مگر وقتی که [[جزیه]] به کلی لغو شود و صلیبها شکسته و خوکها کشته شوند و این وقتی است که [[عیسی بن مریم]] از [[آسمان]] فرود آید. | ||
[[علامه طباطبایی]] پس از [[نقل]] این مطلب، در توضیح آن مینویسد: "منظور از لغو جزیه- به قرینه صدر روایت- این است که موضوعی برای [[جزیه]] باقی نمیماند. و دلالت این [[روایت]] بر اینکه در آن روز [[کفر]] و شرکی در روی [[زمین]] باقی نمیماند؛ معنایی است که روایتهای دیگر نیز بر آن دلالت دارند"<ref>تفسیر المیزان، ج ۹، ص ۳۹۲.</ref>. پیش از این نیز اشاره شد که برخی از [[دانشمندان شیعه]]، شمار [[آیات]] مربوط به "[[مهدویت]]" را افزون بر ۱۲۰ ذکر کردهاند که میتوان به کتابهای مفصل در این زمینه مراجعه کرد<ref>ر.ک: سید هاشم بحرانی، سیمای حضرت مهدی {{ع}} در قرآن، ترجمه سید مهدی حایری قزوینی.</ref><ref>[[خدامراد سلیمیان|سلیمیان، خدامراد]]، [[درسنامه مهدویت (کتاب)|درسنامه مهدویت]]، ج۱، ص۴۴-۴۶.</ref>. | [[علامه طباطبایی]] پس از [[نقل]] این مطلب، در توضیح آن مینویسد: "منظور از لغو جزیه- به قرینه صدر روایت- این است که موضوعی برای [[جزیه]] باقی نمیماند. و دلالت این [[روایت]] بر اینکه در آن روز [[کفر]] و شرکی در روی [[زمین]] باقی نمیماند؛ معنایی است که روایتهای دیگر نیز بر آن دلالت دارند"<ref>تفسیر المیزان، ج ۹، ص ۳۹۲.</ref>. پیش از این نیز اشاره شد که برخی از [[دانشمندان شیعه]]، شمار [[آیات]] مربوط به "[[مهدویت]]" را افزون بر ۱۲۰ ذکر کردهاند که میتوان به کتابهای مفصل در این زمینه مراجعه کرد<ref>ر.ک: سید هاشم بحرانی، سیمای حضرت مهدی {{ع}} در قرآن، ترجمه سید مهدی حایری قزوینی.</ref><ref>[[خدامراد سلیمیان|سلیمیان، خدامراد]]، [[درسنامه مهدویت (کتاب)|درسنامه مهدویت]]، ج۱، ص۴۴-۴۶.</ref>. | ||