دعا: تفاوت میان نسخهها
←پیشینه دعا
بدون خلاصۀ ویرایش |
|||
| خط ۹: | خط ۹: | ||
*در آیاتی از دعای [[فرشتگان]] برای [[مؤمنان]] و [[پدران]] و [[مادران]] آنان، [[همسران]] [[صالح]]، [[توبه]] کنندگان و رهروان [[راه خدا]] نیز یاد شده {{متن قرآن|الَّذِينَ يَحْمِلُونَ الْعَرْشَ وَمَنْ حَوْلَهُ يُسَبِّحُونَ بِحَمْدِ رَبِّهِمْ وَيُؤْمِنُونَ بِهِ وَيَسْتَغْفِرُونَ لِلَّذِينَ آمَنُوا رَبَّنَا وَسِعْتَ كُلَّ شَيْءٍ رَّحْمَةً وَعِلْمًا فَاغْفِرْ لِلَّذِينَ تَابُوا وَاتَّبَعُوا سَبِيلَكَ وَقِهِمْ عَذَابَ الْجَحِيمِ رَبَّنَا وَأَدْخِلْهُمْ جَنَّاتِ عَدْنٍ الَّتِي وَعَدتَّهُم وَمَن صَلَحَ مِنْ آبَائِهِمْ وَأَزْوَاجِهِمْ وَذُرِّيَّاتِهِمْ إِنَّكَ أَنتَ الْعَزِيزُ الْحَكِيمُ وَقِهِمُ السَّيِّئَاتِ وَمَن تَقِ السَّيِّئَاتِ يَوْمَئِذٍ فَقَدْ رَحِمْتَهُ وَذَلِكَ هُوَ الْفَوْزُ الْعَظِيمُ }}<ref> کسانی که عرش خداوند را برمیدارند و پیرامونیان آن، با سپاس پروردگارشان را به پاکی میستایند و بدو ایمان میآورند و برای مؤمنان آمرزش میخواهند که: پروردگارا! بخشایش و دانش تو همه چیز را فراگیر است پس، آنان را که توبه آورده و از راه تو پیروی کردهاند بیامرز و از عذاب دوزخ باز دار پروردگارا! و آنان و شایستگان از پدران و همسران و فرزندانشان را در آن بهشتهای جاودان که به آنان وعده فرمودهای درآور که بیگمان این تویی که پیروزمند فرزانهای.و آنان را از کیفرهای گناهان در روز رستخیز نگاه دار و هر که را در آن روز از کیفرها نگاه داری بدو بخشایش آوردهای و این است که رستگاری سترگ است؛ سوره غافر، آیه: ۷-۹.</ref><ref>التبیان، ج۹، ص۵۷ - ۵۸؛ تفسیر قرطبی، ج ۱۵، ص۲۹۴-۲۹۵.</ref>{{متن قرآن|تَكَادُ السَّمَاوَاتُ يَتَفَطَّرْنَ مِن فَوْقِهِنَّ وَالْمَلائِكَةُ يُسَبِّحُونَ بِحَمْدِ رَبِّهِمْ وَيَسْتَغْفِرُونَ لِمَن فِي الأَرْضِ أَلا إِنَّ اللَّهَ هُوَ الْغَفُورُ الرَّحِيمُ }}<ref> نزدیک است که آسمانها بر فراز سرشان بشکافند و فرشتگان با سپاس پروردگارشان را به پاکی میستایند و برای هر کس که در زمین است آمرزش میخواهند؛ آگاه باشید که بیگمان خداوند است که آمرزنده بخشاینده است؛ سوره شوری، آیه: ۵.</ref><ref>نک: جامع البیان، ج۲۵، ص۶؛ مجمع البیان، ج۹، ص ۳۳؛ المیزان، ج۱۸، ص ۱۱.</ref> و در [[آیه]] {{متن قرآن|هُوَ الَّذِي يُصَلِّي عَلَيْكُمْ وَمَلائِكَتُهُ لِيُخْرِجَكُم مِّنَ الظُّلُمَاتِ إِلَى النُّورِ وَكَانَ بِالْمُؤْمِنِينَ رَحِيمًا }}<ref> اوست آنکه بر شما درود میفرستد- و فرشتگانش (نیز)- تا شما را به سوی روشنایی از تیرگیها بیرون برد و با مؤمنان بخشاینده است؛ سوره احزاب، آیه: ۴۳.</ref> نیز از [[صلوات]] و تحیت [[ملائکه]] برای [[مؤمنان]] سخن به میان آمده است<ref>جامع البیان، ج ۲۲، ص۱۳؛ مجمع البیان، ج۸، ص ۵۶۹.</ref>؛ همچنین [[فرشتگان]] برای [[خاندان]] ابراهيم{{متن قرآن| قَالُواْ أَتَعْجَبِينَ مِنْ أَمْرِ اللَّهِ رَحْمَتُ اللَّهِ وَبَرَكَاتُهُ عَلَيْكُمْ أَهْلَ الْبَيْتِ إِنَّهُ حَمِيدٌ مَّجِيدٌ}}<ref> گفتند: آیا از کار خداوند در شگفتی با آنکه بخشایش خداوند و برکات او ارزانی شما خاندان (رسالت) است؟ بیگمان او ستودهای ارجمند است؛ سوره هود، آیه: 73.</ref><ref>مجمع البیان، ج ۵، ص ۲۷۴.</ref> و [[پیامبر اکرم]] {{متن قرآن|إِنَّ اللَّهَ وَمَلائِكَتَهُ يُصَلُّونَ عَلَى النَّبِيِّ يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا صَلُّوا عَلَيْهِ وَسَلِّمُوا تَسْلِيمًا }}<ref> خداوند و فرشتگانش بر پیامبر درود میفرستند، ای مؤمنان! بر او درود فرستید و به شایستگی (بدو) سلام کنید؛ سوره احزاب، آیه: ۵۶.</ref><ref>مجمع البیان، ج۸، ص۵۷۸؛ تفسیر قرطبی، ج ۱۴، ص ۲۳۲، کنز الدقائق، ج۱۰، ص۴۲۹.</ref> [[دعا]] کردهاند. [[ابلیس]] نیز که همراه [[فرشتگان]]، [[مأمور]] برای [[سجده]] به [[آدم]] شد، پس از ترک [[سجده]] و رانده شدن از درگاه [[الهی]]، زندگانی طولانی تا [[قیامت]] را از [[خدا]] درخواست کرد. {{متن قرآن|قَالَ رَبِّ فَأَنظِرْنِي إِلَى يَوْمِ يُبْعَثُونَ قَالَ فَإِنَّكَ مِنَ الْمُنظَرِينَ}}<ref> گفت: پروردگارا! پس تا روزی که (همگان) برانگیخته میشوند، مرا مهلت ده!فرمود: اینک تو از مهلت یافتگانی!، سوره حجر، آیه: ۳۶-۳۷.</ref>؛ {{متن قرآن| قَالَ رَبِّ فَأَنظِرْنِي إِلَى يَوْمِ يُبْعَثُونَ قَالَ فَإِنَّكَ مِنَ الْمُنظَرِينَ }}<ref> گفت: پروردگارا! پس به من تا روزی که (همگان) برانگیخته میگردند مهلت ده!فرمود: تو از مهلت یافتگانی ؛ سوره ص، آیه: ۷۹-۸۰.</ref><ref>روح المعانی، ج۷، ص ۲۹۱-۲۹۲؛ المیزان، ج ۱۲، ص ۱۵۸-۱۵۷.</ref>. | *در آیاتی از دعای [[فرشتگان]] برای [[مؤمنان]] و [[پدران]] و [[مادران]] آنان، [[همسران]] [[صالح]]، [[توبه]] کنندگان و رهروان [[راه خدا]] نیز یاد شده {{متن قرآن|الَّذِينَ يَحْمِلُونَ الْعَرْشَ وَمَنْ حَوْلَهُ يُسَبِّحُونَ بِحَمْدِ رَبِّهِمْ وَيُؤْمِنُونَ بِهِ وَيَسْتَغْفِرُونَ لِلَّذِينَ آمَنُوا رَبَّنَا وَسِعْتَ كُلَّ شَيْءٍ رَّحْمَةً وَعِلْمًا فَاغْفِرْ لِلَّذِينَ تَابُوا وَاتَّبَعُوا سَبِيلَكَ وَقِهِمْ عَذَابَ الْجَحِيمِ رَبَّنَا وَأَدْخِلْهُمْ جَنَّاتِ عَدْنٍ الَّتِي وَعَدتَّهُم وَمَن صَلَحَ مِنْ آبَائِهِمْ وَأَزْوَاجِهِمْ وَذُرِّيَّاتِهِمْ إِنَّكَ أَنتَ الْعَزِيزُ الْحَكِيمُ وَقِهِمُ السَّيِّئَاتِ وَمَن تَقِ السَّيِّئَاتِ يَوْمَئِذٍ فَقَدْ رَحِمْتَهُ وَذَلِكَ هُوَ الْفَوْزُ الْعَظِيمُ }}<ref> کسانی که عرش خداوند را برمیدارند و پیرامونیان آن، با سپاس پروردگارشان را به پاکی میستایند و بدو ایمان میآورند و برای مؤمنان آمرزش میخواهند که: پروردگارا! بخشایش و دانش تو همه چیز را فراگیر است پس، آنان را که توبه آورده و از راه تو پیروی کردهاند بیامرز و از عذاب دوزخ باز دار پروردگارا! و آنان و شایستگان از پدران و همسران و فرزندانشان را در آن بهشتهای جاودان که به آنان وعده فرمودهای درآور که بیگمان این تویی که پیروزمند فرزانهای.و آنان را از کیفرهای گناهان در روز رستخیز نگاه دار و هر که را در آن روز از کیفرها نگاه داری بدو بخشایش آوردهای و این است که رستگاری سترگ است؛ سوره غافر، آیه: ۷-۹.</ref><ref>التبیان، ج۹، ص۵۷ - ۵۸؛ تفسیر قرطبی، ج ۱۵، ص۲۹۴-۲۹۵.</ref>{{متن قرآن|تَكَادُ السَّمَاوَاتُ يَتَفَطَّرْنَ مِن فَوْقِهِنَّ وَالْمَلائِكَةُ يُسَبِّحُونَ بِحَمْدِ رَبِّهِمْ وَيَسْتَغْفِرُونَ لِمَن فِي الأَرْضِ أَلا إِنَّ اللَّهَ هُوَ الْغَفُورُ الرَّحِيمُ }}<ref> نزدیک است که آسمانها بر فراز سرشان بشکافند و فرشتگان با سپاس پروردگارشان را به پاکی میستایند و برای هر کس که در زمین است آمرزش میخواهند؛ آگاه باشید که بیگمان خداوند است که آمرزنده بخشاینده است؛ سوره شوری، آیه: ۵.</ref><ref>نک: جامع البیان، ج۲۵، ص۶؛ مجمع البیان، ج۹، ص ۳۳؛ المیزان، ج۱۸، ص ۱۱.</ref> و در [[آیه]] {{متن قرآن|هُوَ الَّذِي يُصَلِّي عَلَيْكُمْ وَمَلائِكَتُهُ لِيُخْرِجَكُم مِّنَ الظُّلُمَاتِ إِلَى النُّورِ وَكَانَ بِالْمُؤْمِنِينَ رَحِيمًا }}<ref> اوست آنکه بر شما درود میفرستد- و فرشتگانش (نیز)- تا شما را به سوی روشنایی از تیرگیها بیرون برد و با مؤمنان بخشاینده است؛ سوره احزاب، آیه: ۴۳.</ref> نیز از [[صلوات]] و تحیت [[ملائکه]] برای [[مؤمنان]] سخن به میان آمده است<ref>جامع البیان، ج ۲۲، ص۱۳؛ مجمع البیان، ج۸، ص ۵۶۹.</ref>؛ همچنین [[فرشتگان]] برای [[خاندان]] ابراهيم{{متن قرآن| قَالُواْ أَتَعْجَبِينَ مِنْ أَمْرِ اللَّهِ رَحْمَتُ اللَّهِ وَبَرَكَاتُهُ عَلَيْكُمْ أَهْلَ الْبَيْتِ إِنَّهُ حَمِيدٌ مَّجِيدٌ}}<ref> گفتند: آیا از کار خداوند در شگفتی با آنکه بخشایش خداوند و برکات او ارزانی شما خاندان (رسالت) است؟ بیگمان او ستودهای ارجمند است؛ سوره هود، آیه: 73.</ref><ref>مجمع البیان، ج ۵، ص ۲۷۴.</ref> و [[پیامبر اکرم]] {{متن قرآن|إِنَّ اللَّهَ وَمَلائِكَتَهُ يُصَلُّونَ عَلَى النَّبِيِّ يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا صَلُّوا عَلَيْهِ وَسَلِّمُوا تَسْلِيمًا }}<ref> خداوند و فرشتگانش بر پیامبر درود میفرستند، ای مؤمنان! بر او درود فرستید و به شایستگی (بدو) سلام کنید؛ سوره احزاب، آیه: ۵۶.</ref><ref>مجمع البیان، ج۸، ص۵۷۸؛ تفسیر قرطبی، ج ۱۴، ص ۲۳۲، کنز الدقائق، ج۱۰، ص۴۲۹.</ref> [[دعا]] کردهاند. [[ابلیس]] نیز که همراه [[فرشتگان]]، [[مأمور]] برای [[سجده]] به [[آدم]] شد، پس از ترک [[سجده]] و رانده شدن از درگاه [[الهی]]، زندگانی طولانی تا [[قیامت]] را از [[خدا]] درخواست کرد. {{متن قرآن|قَالَ رَبِّ فَأَنظِرْنِي إِلَى يَوْمِ يُبْعَثُونَ قَالَ فَإِنَّكَ مِنَ الْمُنظَرِينَ}}<ref> گفت: پروردگارا! پس تا روزی که (همگان) برانگیخته میشوند، مرا مهلت ده!فرمود: اینک تو از مهلت یافتگانی!، سوره حجر، آیه: ۳۶-۳۷.</ref>؛ {{متن قرآن| قَالَ رَبِّ فَأَنظِرْنِي إِلَى يَوْمِ يُبْعَثُونَ قَالَ فَإِنَّكَ مِنَ الْمُنظَرِينَ }}<ref> گفت: پروردگارا! پس به من تا روزی که (همگان) برانگیخته میگردند مهلت ده!فرمود: تو از مهلت یافتگانی ؛ سوره ص، آیه: ۷۹-۸۰.</ref><ref>روح المعانی، ج۷، ص ۲۹۱-۲۹۲؛ المیزان، ج ۱۲، ص ۱۵۸-۱۵۷.</ref>. | ||
==پیشینه [[دعا]]== | ==پیشینه [[دعا]]== | ||
*[[شناخت خداوند]] و حرکت به سوی [[حق]] و مبدأ هستی [[فطری]] [[انسان]] است: | *[[شناخت خداوند]] و حرکت به سوی [[حق]] و مبدأ هستی [[فطری]] [[انسان]] است: {{متن قرآن|فَأَقِمْ وَجْهَكَ لِلدِّينِ حَنِيفًا فِطْرَةَ اللَّهِ الَّتِي فَطَرَ النَّاسَ عَلَيْهَا لا تَبْدِيلَ لِخَلْقِ اللَّهِ ذَلِكَ الدِّينُ الْقَيِّمُ وَلَكِنَّ أَكْثَرَ النَّاسِ لا يَعْلَمُونَ}}<ref> بنابراین با درستی آیین روی (دل) را برای این دین راست بدار! بر همان سرشتی که خداوند مردم را بر آن آفریده است؛ هیچ دگرگونی در آفرینش خداوند راه ندارد؛ این است دین استوار اما بیشتر مردم نمیدانند؛ سوره روم، آیه: ۳۰.</ref> و [[انسان]] به گونه [[فطری]] برای رسیدن به کمال و مطلوب خویش، خود را [[نیازمند]] [[دعا]] میداند.<ref>نیایش از نگاه اندیشمندان، ج۱، ص۴۴۸.</ref> از آنجا که [[دعا]] در [[حقیقت]] همان خواسته درونی و آرزوی هر فرد است، چه آن را بر زبان آورد یا نه، و [[انسان]] نیز هرگز از [[آرزوها]] و نیازمندیها و خواستههایش جدا نمیشود<ref>دعا از نظر دانشمندان، ص ۲۷۵.</ref>، میتوان گفت [[دعا]] و [[نیایش]] در هر انسانی نهادینه شده است. بر این اساس، برخی [[حس]] [[پرستش]] و [[نیایش]] را از اصیلترین، پایدارترین و قویترین ابعاد وجودی [[آدمی]] و تجلیات [[روح انسانی]] دانستهاند که [[انسان]] در سایه آن [[آرامش]] مییابد. | ||
بر اساس شماری از [[آیات قرآن]]، میتوان از [[فطری]] بودن [[دعا]] و [[نیایش]] سخن گفت.<ref>مجموعه آثار، ج ۲، ص ۲۷۹ "انسان در قرآن".</ref> [[خدا]] در این [[آیات]] از دعای بسیاری از [[انسانها]] حتی [[تبهکاران]] و [[مشرکان]] به هنگام [[سختیها]] و مشکلات پرده برداشته است. | *بر اساس شماری از [[آیات قرآن]]، میتوان از [[فطری]] بودن [[دعا]] و [[نیایش]] سخن گفت.<ref>مجموعه آثار، ج ۲، ص ۲۷۹ "انسان در قرآن".</ref> [[خدا]] در این [[آیات]] از دعای بسیاری از [[انسانها]] حتی [[تبهکاران]] و [[مشرکان]] به هنگام [[سختیها]] و مشکلات پرده برداشته است. {{متن قرآن| وَإِذَا مَسَّ الإِنسَانَ الضُّرُّ دَعَانَا لِجَنبِهِ أَوْ قَاعِدًا أَوْ قَائِمًا فَلَمَّا كَشَفْنَا عَنْهُ ضُرَّهُ مَرَّ كَأَن لَّمْ يَدْعُنَا إِلَى ضُرٍّ مَّسَّهُ كَذَلِكَ زُيِّنَ لِلْمُسْرِفِينَ مَا كَانُواْ يَعْمَلُونَ }}<ref> و چون گزند به آدمی رسد ما را به پهلو خسبیده یا نشسته یا ایستاده فرا میخواند و چون از او آن گزند را بگردانیم به راه خود میرود گویی ما را برای (زدودن) گزندی که بدو رسیده بود فرا نخوانده است؛ بدین گونه در نظر گزافکاران کارهایی را که میکردند آراستهاند؛ سوره یونس، آیه: ۱۲.</ref>؛ {{متن قرآن|فَإِذَا رَكِبُوا فِي الْفُلْكِ دَعَوُا اللَّهَ مُخْلِصِينَ لَهُ الدِّينَ فَلَمَّا نَجَّاهُمْ إِلَى الْبَرِّ إِذَا هُمْ يُشْرِكُونَ }}</ref> و چون در کشتی سوار میشوند خداوند را میخوانند در حالی که دین (خویش) را برای او ناب میگردانند و چون آنان را رهاند (و) به خشکی (رساند) ناگاه شرک میورزند؛ سوره عنکبوت، آیه: ۶۵.</ref>؛ {{متن قرآن|وَإِذَا مَسَّ النَّاسَ ضُرٌّ دَعَوْا رَبَّهُم مُّنِيبِينَ إِلَيْهِ ثُمَّ إِذَا أَذَاقَهُم مِّنْهُ رَحْمَةً إِذَا فَرِيقٌ مِّنْهُم بِرَبِّهِمْ يُشْرِكُونَ}}<ref> و چون گزندی به مردم رسد پروردگارشان را با بازگشت به سوی او، میخوانند سپس چون از خویش بخشایشی به آنان بچشاند ناگاه دستهای از آنان به پروردگارشان شرک میورزند؛ سوره روم، آیه: ۳۳.</ref>؛ {{متن قرآن|وَإِذَا غَشِيَهُم مَّوْجٌ كَالظُّلَلِ دَعَوُا اللَّهَ مُخْلِصِينَ لَهُ الدِّينَ فَلَمَّا نَجَّاهُمْ إِلَى الْبَرِّ فَمِنْهُم مُّقْتَصِدٌ وَمَا يَجْحَدُ بِآيَاتِنَا إِلاَّ كُلُّ خَتَّارٍ كَفُورٍ}}<ref> و چون موجی سایهبانآسا آنان را فراگیرد خداوند را در حالی که دین (خود) را برای وی ناب داشتهاند میخوانند امّا همین که آنان را رهانید و به خشکی رسانید آنگاه (تنها) برخی از ایشان میانهرو هستند و نشانههای ما را جز هر فریبکار ناسپاس انکار نمیکند؛ سوره لقمان، آیه: ۳۲.</ref>؛ {{متن قرآن|وَلَئِن سَأَلْتَهُم مَّنْ خَلَقَ السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضَ لَيَقُولُنَّ اللَّهُ قُلْ أَفَرَأَيْتُم مَّا تَدْعُونَ مِن دُونِ اللَّهِ إِنْ أَرَادَنِيَ اللَّهُ بِضُرٍّ هَلْ هُنَّ كَاشِفَاتُ ضُرِّهِ أَوْ أَرَادَنِي بِرَحْمَةٍ هَلْ هُنَّ مُمْسِكَاتُ رَحْمَتِهِ قُلْ حَسْبِيَ اللَّهُ عَلَيْهِ يَتَوَكَّلُ الْمُتَوَكِّلُونَ}}<ref> و چون از ایشان بپرسی: آسمانها و زمین را که آفریده است؟ خواهند گفت: خداوند بگو: پس آیا آنچه را به جای خداوند به پرستش میخوانید دیدهاید؟ اگر خداوند گزندی برای من بخواهد آیا آنان گزند او را از من میگردانند؟ یا اگر بخشایشی برای من بخواهد، میتوانند بخشایش او را باز دارند؟ بگو: خداوند مرا بس؛ توکّلکنندگان تنها بر او توکّل دارند؛ سوره زمر، آیه: ۳۸.</ref>. | ||
*در نگاهی گذرا به باورهای [[اقوام]] پیشین نیز میتوان دریافت که [[دعا]] و [[نیایش]] بخشی از [[فرهنگ]] آنان بوده و از [[فطرت]] آنان سرچشمه میگرفته است، ازاینرو هر [[ملت]] و قومی گونهای از [[دعا]] و [[نیایش]] را در [[زندگی]] خویش تجربه کرده<ref>نک: تاریخ ادیان، ج ۱، "ادیان بودی"؛ الدعاء فی القرآن الكريم، ص ۱۱.</ref> و صرف نظر از نوع خواسته خود، همواره تأثیر آن را [[باور]] داشته است<ref>تفسیر قرطبی، ج ۱۰، ص ۳۰۱.</ref>، چنان که بر اساس [[آیات]] ۱۹-۲۳ سوره [[اعراف]] [[آدم]] و حواء نخستین انسانهایی بودند که پس از ترک اَولی، از [[خدا]] درخواست [[عفو]] کردند. در این [[آیات]] بدون آنکه به آنان گفته شده باشد که از [[خدا]] [[بخشایش]] بطلبند، تنها از نهیب [[خداوند]] به آنان که چرا به [[نهی]] او توجه نکردهاند، سخن به میان آمده است، برخی نیز بر این باورند که بر پایه [[آیه]] ۳۷ سور بقره [[خداوند]] چگونگی طرح درخواست را با القای کلماتی به [[آدم]]{{ع}} آموخت و وقتی او کلمات را از پروردگارش تلقی کرد، مورد توجه و [[عنایت الهی]] قرار گرفتند و دعایش [[مستجاب]] شد<ref>الكشاف، ج۱، ص۱۲۸-۱۲۹؛ تفسیر قرطبی، ج۱، ص ۳۲۴؛ تفسیر بیضاوی، ج ۱، ص ۷۳.</ref> و از سوی [[خداوند]] مورد [[عفو]] و [[بخشایش]] قرار گرفتند.<ref>جامع البیان، ج۸، ص ۱۹۴؛ مجمع البیان، ج ۴، ص ۲۰۰؛ تفسیر ابنکثیر، ج ۱، ص۱۴۶.</ref> بر اساس برخی [[روایات]]، کلماتی که با [[توسل]] به آنها [[توبه]] [[آدم]] پذیرفته شد اسماء [[مقدس]] ۵ تن بود.<ref>مجمع البیان، ج ۱، ص۲۰۰؛ کنزالدقائق، ج۱، ص ۳۷۴-۳۸۶.</ref> | |||
*پس از [[آدم]] و [[حوا]] دیگر [[انبیا]] نیز بر اساس [[فطرت]] سلیمشان اهل [[دعا]] و [[نیایش]] بودهاند؛ [[نوح]]{{ع}} پس از آنکه از [[هدایت]] [[قوم]] خویش [[ناامید]] شد، از [[خدا]] [[یاری]] طلبید: {{متن قرآن|فَدَعَا رَبَّهُ أَنِّي مَغْلُوبٌ فَانتَصِرْ}}<ref> آنگاه پروردگارش را بخواند که: من مغلوب شدهام پس داد (مرا) بستان!؛ سوره قمر، آیه: ۱۰.</ref><ref>جامع البیان، ج۲۷، ص ۵۴؛ تفسیر قرطبی، ج ۱۷، ص ۱۳۱.</ref> و از [[خدا]] خواست او و پیروانش را [[نجات]] دهد:<ref>جامع البیان، ج۱۹، ص۵۷؛ مجمع البیان، ج ۷، ص ۳۰۸.</ref> {{متن قرآن|قَالَ رَبِّ إِنَّ قَوْمِي كَذَّبُونِ فَافْتَحْ بَيْنِي وَبَيْنَهُمْ فَتْحًا وَنَجِّنِي وَمَن مَّعِي مِنَ الْمُؤْمِنِينَ}}<ref> نوح گفت: پروردگارا! قوم من مرا دروغگو شمردند. بنابراین میان من و آنان راهی بگشا و مرا و مؤمنان همراه مرا رهایی بخش ؛ سوره شعراء، آیه: ۱۱۷-۱۱۸.</ref> بر اساس برخی [[آیات]]، [[خداوند]] چگونگی [[دعا کردن]] را نیز به [[نوح]] در [[کشتی]] آموخت{{متن قرآن|وَقُل رَّبِّ أَنزِلْنِي مُنزَلا مُّبَارَكًا وَأَنتَ خَيْرُ الْمُنزِلِينَ }}<ref> و بگو: پروردگارا مرا به جایگاهی خجسته فرود آور و تو بهترین میزبانانی؛ سوره مؤمنون، آیه: ۲۹.</ref>؛ همچنین نیایشهای فراوانی که از [[ابراهیم]]{{ع}}، درباره خود [[حضرت]]، [[فرزندان]]، [[پدر]] و [[مادر]]، [[مؤمنان]]، [[مکه]] و [[مردم]] آن در [[قرآن]] آمده، بیانگر [[آرمانها]]، [[مجاهدتها]]، [[فضایل]] و [[قرب]] او به [[خداوند]] متعالی هستند؛ مثلاً چنان که در [[آیه]] {{متن قرآن|وَإِذِ ابْتَلَى إِبْرَاهِيمَ رَبُّهُ بِكَلِمَاتٍ فَأَتَمَّهُنَّ قَالَ إِنِّي جَاعِلُكَ لِلنَّاسِ إِمَامًا قَالَ وَمِن ذُرِّيَّتِي قَالَ لاَ يَنَالُ عَهْدِي الظَّالِمِينَ }}<ref> و (یاد کن) آنگاه را که پروردگار ابراهیم، او را با کلماتی آزمود و او آنها را به انجام رسانید؛ فرمود: من تو را پیشوای مردم میگمارم. (ابراهیم) گفت: و از فرزندانم (چه کس را)؟ فرمود: پیمان من به ستمکاران نمیرسد؛ سوره بقره، آیه: ۱۲۴.</ref> آمده، تداوم [[منصب امامت]] را در میان ذریه خود از [[خدا]] خواست.<ref>الكشاف، ج۱، ص۱۸۴؛ التبیان، ج۱، ص۴۴۶-۴۴۷.</ref> | |||
*پس از بنای [[کعبه]]، زمانی که هنوز [[مکه]] بیابانی خشک بود، [[ابراهیم]] از [[خدا]] خواست [[مکه]] را [[حرم امن الهی]] قرار داده و از [[سلطه]] [[جباران]] در [[امان]] دارد.{{متن قرآن|وَإِذْ قَالَ إِبْرَاهِيمُ رَبِّ اجْعَلْ هَذَا بَلَدًا آمِنًا وَارْزُقْ أَهْلَهُ مِنَ الثَّمَرَاتِ مَنْ آمَنَ مِنْهُم بِاللَّهِ وَالْيَوْمِ الآخِرِ قَالَ وَمَن كَفَرَ فَأُمَتِّعُهُ قَلِيلاً ثُمَّ أَضْطَرُّهُ إِلَى عَذَابِ النَّارِ وَبِئْسَ الْمَصِيرُ}}<ref> و (یاد کن) آنگاه را که ابراهیم گفت: پروردگارا! اینجا را شهری امن کن و از اهل آن هر کس را که به خداوند و روز واپسین ایمان دارد، از میوهها روزی رسان؛ (خداوند) فرمود: آن را که کفر ورزد، اندکی برخورداری خواهم داد سپس او را به (چشیدن) عذاب دوزخ ناگزیر خواهم کرد و این پایانه، بد است؛ سوره بقره، آیه: ۱۲۶.</ref><ref>جامع البیان، ج۱، ص۴۲۵؛ الدرالمنثور، ج۱، ص۱۲۱؛ بحار الانوار، ج۱۲، ص ۱۰۰؛ ج۹۶، ص ۳۸.</ref> در ادامه [[آیه]] ۱۲۶ سوره بقره نیز آمده که از [[خدا]] خواست [[مؤمنان]] [[اهل مکه]] از [[نعمتهای الهی]] (اعم از نعمتهای مادی و [[معنوی]])<ref>نمونه، ج ۱، ص ۴۵۲؛ مواهب الرحمن، ج ۲، ص ۲۸.</ref> بهرهمند شوند. پس از بنای [[کعبه]] به دست [[ابراهیم]] و [[اسماعیل]]{{عم}} نیز آنان خاضعانه درخواست پذیرش عمل و [[رضایت]] از آن را از [[خداوند]] دارند{{متن قرآن|وَإِذْ يَرْفَعُ إِبْرَاهِيمُ الْقَوَاعِدَ مِنَ الْبَيْتِ وَإِسْمَاعِيلُ رَبَّنَا تَقَبَّلْ مِنَّا إِنَّكَ أَنتَ السَّمِيعُ الْعَلِيمُ }}<ref> و هنگامی که ابراهیم و اسماعیل پایههای خانه (کعبه) را فرا میبردند (گفتند):پروردگارا! از ما بپذیر، بیگمان تویی که شنوای دانایی؛ سوره بقره، آیه: ۱۲۷.</ref><ref>البحر المحیط، ج ۱، ص ۶۲۰؛ مواهب الرحمن، ج۲، ص ۳۶.</ref>؛ همچنین [[ابراهیم]] و اسماعيل{{عم}} بعد از بنای [[کعبه]] آشنایی با مناسک [[حج]]<ref>التبیان، ج ۱، ص ۴۶۴؛ الدر المنثور، ج ۱، ص ۱۳۷-۱۳۸.</ref> یا [[آگاهی]] از شیوه [[پرستش]] و [[عبادت]] در همه زمینهها را از [[خدا]] طلب کردند.<ref>نمونه، ج ۱، ص ۳۵۵؛ نک: البحر المحيط، ج۱، ص ۶۲۲.</ref>{{متن قرآن|رَبَّنَا وَاجْعَلْنَا مُسْلِمَيْنِ لَكَ وَمِن ذُرِّيَّتِنَا أُمَّةً مُّسْلِمَةً لَّكَ وَأَرِنَا مَنَاسِكَنَا وَتُبْ عَلَيْنَا إِنَّكَ أَنتَ التَّوَّابُ الرَّحِيمُ }}<ref> پروردگارا! و ما را فرمانبردار خود بگمار و از فرزندان ما خویشاوندانی را فرمانبردار خویش (برآور) و شیوههای پرستشمان را به ما بنما و توبه ما را بپذیر بیگمان تویی که توبهپذیر مهربانی؛ سوره بقره، آیه: ۱۲۸.</ref> [[ابراهیم]]{{ع}} برای خود و ذریهاش درخواستهای مختلفی کرده است، چنان که از [[خداوند]] [[فرزند]] [[صالح]] خواست{{متن قرآن|رَبِّ هَبْ لِي مِنَ الصَّالِحِينَ }}<ref> پروردگارا (فرزندی) از شایستگان به من ببخش!؛ سوره صافات، آیه: ۱۰۰.</ref> و برای خود و گروهی از ذریهاش دستیابی به [[برترین]] مراحل [[عبودیت]]، [[تسلیم]] و [[انقیاد]] مطلوب در برابر [[خداوند]] را طلب کرد.<ref>التحرير والتنوير، ج ۱، ص ۷۰۰-۷۰۱؛ الميزان، ج۱، ص ۲۸۵-۲۸۴.</ref>{{متن قرآن|رَبَّنَا وَاجْعَلْنَا مُسْلِمَيْنِ لَكَ وَمِن ذُرِّيَّتِنَا أُمَّةً مُّسْلِمَةً لَّكَ وَأَرِنَا مَنَاسِكَنَا وَتُبْ عَلَيْنَا إِنَّكَ أَنتَ التَّوَّابُ الرَّحِيمُ }}<ref> پروردگارا! و ما را فرمانبردار خود بگمار و از فرزندان ما خویشاوندانی را فرمانبردار خویش (برآور) و شیوههای پرستشمان را به ما بنما و توبه ما را بپذیر بیگمان تویی که توبهپذیر مهربانی؛ سوره بقره، آیه: ۱۲۸.</ref> بر اساس روایتی از [[امام صادق]]{{ع}}<ref>نور الثقلین، ج ۱، ص ۱۲۹.</ref> مراد [[ابراهیم]] از [[امت]] مسلمه که در این [[آیه]] از [[خدا]] خواسته [[تسلیم]] [[الهی]] باشند: {{متن قرآن|رَبَّنَا وَاجْعَلْنَا مُسْلِمَيْنِ لَكَ وَمِن ذُرِّيَّتِنَا أُمَّةً مُّسْلِمَةً لَّكَ وَأَرِنَا مَنَاسِكَنَا وَتُبْ عَلَيْنَا إِنَّكَ أَنتَ التَّوَّابُ الرَّحِيمُ }}<ref> پروردگارا! و ما را فرمانبردار خود بگمار و از فرزندان ما خویشاوندانی را فرمانبردار خویش (برآور) و شیوههای پرستشمان را به ما بنما و توبه ما را بپذیر بیگمان تویی که توبهپذیر مهربانی؛ سوره بقره، آیه: ۱۲۸.</ref> و در [[آیه]] ۳۵ سوره ابراهيم دوری خود و آنان را از [[پرستش]] [[بتها]] خواسته است: {{متن قرآن|وَإِذْ قَالَ إِبْرَاهِيمُ رَبِّ اجْعَلْ هَذَا الْبَلَدَ آمِنًا وَاجْنُبْنِي وَبَنِيَّ أَن نَّعْبُدَ الأَصْنَامَ }}<ref> و (یاد کن) آنگاه را که ابراهیم گفت: پروردگارا! این شهر را امن گردان و مرا و فرزندانم را از پرستیدن بتها دور بدار؛ سوره ابراهیم، آیه: ۳۵.</ref> [[بنیهاشم]]<ref>المیزان، ج۱، ص۲۹۶.</ref> ([[امامان معصوم]]{{عم}}) و کسانی هستند که خود بخواهند از [[پرستش]] [[بتها]] اجتناب کنند<ref>التبیان، ج۶، ص۲۹۸؛ تفسیر قرطبی، ج۱۰، ص۳۶۸؛ الميزان، ج ۱۲، ص ۱۰۰.</ref>؛ همچنین محفوظ ماندن از پیامدهای [[تبرّی]] از [[مشرکان]] {{متن قرآن|قَدْ كَانَتْ لَكُمْ أُسْوَةٌ حَسَنَةٌ فِي إِبْرَاهِيمَ وَالَّذِينَ مَعَهُ إِذْ قَالُوا لِقَوْمِهِمْ إِنَّا بُرَاء مِنكُمْ وَمِمَّا تَعْبُدُونَ مِن دُونِ اللَّهِ كَفَرْنَا بِكُمْ وَبَدَا بَيْنَنَا وَبَيْنَكُمُ الْعَدَاوَةُ وَالْبَغْضَاء أَبَدًا حَتَّى تُؤْمِنُوا بِاللَّهِ وَحْدَهُ إِلاَّ قَوْلَ إِبْرَاهِيمَ لِأَبِيهِ لَأَسْتَغْفِرَنَّ لَكَ وَمَا أَمْلِكُ لَكَ مِنَ اللَّهِ مِن شَيْءٍ رَّبَّنَا عَلَيْكَ تَوَكَّلْنَا وَإِلَيْكَ أَنَبْنَا وَإِلَيْكَ الْمَصِيرُ رَبَّنَا لا تَجْعَلْنَا فِتْنَةً لِّلَّذِينَ كَفَرُوا وَاغْفِرْ لَنَا رَبَّنَا إِنَّكَ أَنتَ الْعَزِيزُ الْحَكِيمُ }}<ref> بیگمان برای شما ابراهیم و همراهان وی نمونهای نیکویند آنگاه که به قوم خود گفتند: ما از شما و آنچه به جای خداوند میپرستید بیزاریم، شما را انکار میکنیم و میان ما و شما جاودانه دشمنی و کینه پدید آمده است تا زمانی که به خداوند یگانه ایمان آورید؛ جز (این) گفتار ابراهیم که به پدرش گفت: برای تو از خداوند آمرزش خواهم خواست و من برای تو در برابر خداوند هیچ اختیاری ندارم؛ پروردگارا! ما بر تو توکل داریم و به سوی تو روی میآوریم و بازگشت (هر چیز) به سوی توست. پروردگارا! ما را مایه عبرتی برای کافران مگردان و از ما درگذر! بیگمان تویی که پیروزمند فرزانهای؛ سوره ممتحنه، آیه: ۴-۵.</ref><ref>مجمع البیان، ج۹، ص۴۰۷؛ تفسیر بیضاوی، ج۵، ص۲۰۵؛ المیزان، ج۱۹، ص ۲۳۲-۲۳۳.</ref>، درخواست [[اقامه نماز]] به دست ذريه او {{متن قرآن| رَبِّ اجْعَلْنِي مُقِيمَ الصَّلاةِ وَمِن ذُرِّيَّتِي رَبَّنَا وَتَقَبَّلْ دُعَاء}}<ref> پروردگارا! مرا برپادارنده نماز گردان و از فرزندانم نیز و دعای مرا بپذیر!؛ سوره ابراهیم، آیه: ۴۰.</ref>، [[گرایش]] دلهای [[مردم]] به فرزندانش {{متن قرآن|رَّبَّنَا إِنِّي أَسْكَنتُ مِن ذُرِّيَّتِي بِوَادٍ غَيْرِ ذِي زَرْعٍ عِندَ بَيْتِكَ الْمُحَرَّمِ رَبَّنَا لِيُقِيمُواْ الصَّلاةَ فَاجْعَلْ أَفْئِدَةً مِّنَ النَّاسِ تَهْوِي إِلَيْهِمْ وَارْزُقْهُم مِّنَ الثَّمَرَاتِ لَعَلَّهُمْ يَشْكُرُونَ }}<ref> پروردگارا! من برخی از فرزندانم را در درّهای کشتناپذیر نزدیک خانه محترم تو جای دادم تا در آن نماز برپا دارند؛ پس دلهایی از مردم را خواهان آنان گردان و به آنها از میوهها روزی فرما باشد که سپاس گزارند؛ سوره ابراهیم، آیه: ۳۷.</ref> و طلب [[مغفرت]] برای خود، والدینش<ref>مجمع البیان، ج۶، ص ۴۹۱؛ المیزان، ج ۱۲، ص۷۹؛ نمونه، ج۱۰، ص ۳۷۲.</ref> و [[مؤمنان]] در [[قیامت]] {{متن قرآن|رَبَّنَا اغْفِرْ لِي وَلِوَالِدَيَّ وَلِلْمُؤْمِنِينَ يَوْمَ يَقُومُ الْحِسَابُ}}<ref> پروردگارا! مرا و پدر و مادرم و مؤمنان را در روزی که حساب برپا میشود بیامرز!؛ سوره ابراهیم، آیه: ۴۱.</ref>؛ {{متن قرآن|رَبَّنَا وَاجْعَلْنَا مُسْلِمَيْنِ لَكَ وَمِن ذُرِّيَّتِنَا أُمَّةً مُّسْلِمَةً لَّكَ وَأَرِنَا مَنَاسِكَنَا وَتُبْ عَلَيْنَا إِنَّكَ أَنتَ التَّوَّابُ الرَّحِيمُ }}<ref> پروردگارا! و ما را فرمانبردار خود بگمار و از فرزندان ما خویشاوندانی را فرمانبردار خویش (برآور) و شیوههای پرستشمان را به ما بنما و توبه ما را بپذیر بیگمان تویی که توبهپذیر مهربانی؛ سوره بقره، آیه: ۱۲۸.</ref> از دیگر خواستههای [[ابراهیم]] در [[قرآن]] است؛ همچنین در [[قرآن]] از دعاهای دیگر [[انبیای پیشین]] سخن به میان آمده است. | |||
==حقيقت [[دعا]]== | |||
[[خداوند]] [[دعا]] را [[عبادت]] خویش دانسته و ضمن توصیه به [[دعا]]، کسانی را که از [[دعا کردن]] خودداری میکنند [[مستکبر]] شمرده و آنان را به [[جهنم]] تهدید کرده است<ref>وسائل الشیعه، ج۷، ص۲۳؛ کشف الغطاء، ج۲، ص۳۰۷.</ref>: "وَقَالَ رَبُّكُمُ ادْعُونِي أَسْتَجِبْ لَكُمْ إِنَّ الَّذِينَ يَسْتَكْبِرُونَ عَنْ عِبَادَتِي سَيَدْخُلُونَ جَهَنَّمَ دَاخِرِينَ". ([[غافر]]/۴۰، ۶۰) بر این اساس، [[حقیقت]] [[دعا]] [[عبادت]] است، زیرا [[انسان]] در [[دعا]] هم [[نیازمندی]] خود را هم [[بینیازی]] [[خدا]] را ابراز میدارد و این، [[خضوع]] و [[خشوع]] او را در برابر [[خدا]] - که اساس هر عبادتی است - در پی خواهد داشت<ref>نیایش از نگاه اندیشمندان، ج ۱، ص ۴۳۲-۴۳۴.</ref> و چون [[حقیقت]] و [[روح]] [[عبادت]]، توجه قلبی است و حرکات و ذکر زبانی جلوهای از این [[حقیقت]] است، [[دعا]] نشان دهنده [[اعتقاد]] به مالکیت، [[ربوبیت]] و [[قدرت الهی]] در عمل است، چنان که در روایتی [[دعا]] مغز [[عبادت]] به شمار آمده است.<ref>وسائل الشیعه، ج۷، ص۲۷؛ نیایش از نگاه اندیشمندان، ج۱، ص ۴۳۲-۴۳۴.</ref> به دیگر سخن، گرچه [[دعا]] در ظاهر درخواست رفع نیازهای مادی و [[معنوی]] است، در واقع اعتراف به [[بندگی]] و عجز [[داعی]] است، ازاینرو برخی در [[تفسیر]] [[آیه]] ۶۰ [[غافر]]/۴۰ بر این باورند که [[دعا]] بزرگترین [[عبادت]] و ترک آن نه به معنای ترک بخشی از اقسام [[عبادت]] که ترک تمام آن است و از همینرو، ترک آن نشان [[استکبار]] در برابر [[خدا]] و عامل ورود دائمی [[انسان]] [[مستکبر]] در [[آتش]] است.<ref>نک: الميزان، ج ۲، ص ۳۴.</ref> برخی در تحلیل [[دعا]] به این نکته اساسی توجه کردهاند که [[دعا]] فرایند معکوس [[نزول]] [[آیات]] از سوی [[خداوند]] ([[وحی]]) و [[ایمان]] [[انسان]] به آن است. در این فرایند که از سوی [[انسان]] آغاز میشود، [[اجابت]] [[خداوند]] متناظر [[ایمان]] [[بندگان]] است. هنگامی که [[خدا]] [[آیات]] خود را فرو میفرستد و از [[انسانها]] میخواهد که در برابر آنها با ایمانشان واکنش نشان دهند، به طریق مشابهی [[انسان]] در [[دعا]] [[خدا]] را طرف خطاب قرار میدهد و [[امید]] دارد که [[خداوند]] خواست او را برآورد، ازاینرو مفهوم [[دعا]] در ارتباط با مفهوم [[استجابت]] قرار دارد.<ref>خدا و انسان در قرآن، ص ۲۴۸-۲۴۹.</ref> | |||
[[دعا]] و [[قضا و قدر]]: در پاسخ به این پرسش که "در این [[جهان]] همه امور بر پایه [[قضا و قدر الهی]] در جریان است، پس [[دعا]] چه جایگاهی در [[زندگی]] [[انسان]] دارد و چه نقشی در [[زندگی]] او میتواند داشته باشد" گفته شده: [[خداوند]] [[اراده]] کرده که بخشی از امور عالم و رویدادها، از طریق [[دعا]] و درخواست [[انسان]] از [[خدا]] تحقق یابد و این نیز [[تقدیر الهی]] است.<ref>الميزان، ج ۲، ص ۳۲؛ مجموعه آثار، ج۱، ص۴۰6.</ref> به عبارت دیگر تحقق هر فعل و حادثهای منوط به پیدایش اسباب و عللی است که با تحقق تمامی آنها [[علت]] تامه آن فعل حاصل و وقوع آن حتمی میشود. اموری مانند [[دعا]] و [[صله رحم]] تنها یک سبب از اسباب تحقق در برخی از حوادث هستند که اگر سایر اسباب محقق شده باشند، با [[دعا]]، [[علت]] تامه حاصل میگردد، بنابراین، [[دعا]] یکی از اسباب تحقق [[قضای الهی]] است.<ref>نک: الميزان، ج ۲، ص ۴۱.</ref> | [[دعا]] و [[قضا و قدر]]: در پاسخ به این پرسش که "در این [[جهان]] همه امور بر پایه [[قضا و قدر الهی]] در جریان است، پس [[دعا]] چه جایگاهی در [[زندگی]] [[انسان]] دارد و چه نقشی در [[زندگی]] او میتواند داشته باشد" گفته شده: [[خداوند]] [[اراده]] کرده که بخشی از امور عالم و رویدادها، از طریق [[دعا]] و درخواست [[انسان]] از [[خدا]] تحقق یابد و این نیز [[تقدیر الهی]] است.<ref>الميزان، ج ۲، ص ۳۲؛ مجموعه آثار، ج۱، ص۴۰6.</ref> به عبارت دیگر تحقق هر فعل و حادثهای منوط به پیدایش اسباب و عللی است که با تحقق تمامی آنها [[علت]] تامه آن فعل حاصل و وقوع آن حتمی میشود. اموری مانند [[دعا]] و [[صله رحم]] تنها یک سبب از اسباب تحقق در برخی از حوادث هستند که اگر سایر اسباب محقق شده باشند، با [[دعا]]، [[علت]] تامه حاصل میگردد، بنابراین، [[دعا]] یکی از اسباب تحقق [[قضای الهی]] است.<ref>نک: الميزان، ج ۲، ص ۴۱.</ref> | ||
ازاینرو [[دعا]] در [[روایات]] سودمندتر از [[قرائت قرآن]] و [[برتر]] از همه [[عبادات]] شمرده شده است.<ref>عدة الداعی، ص ۱۴، ۳۵؛ بحار الانوار، ج 90، ص ۲۹۲.</ref> به گفته برخی، [[دعا]] نه تنها [[انسان]] را در رهایی از گرفتاری، درد و [[رنج]] [[یاری]] میدهد، بلکه با [[دعا]] [[سرنوشت]] [[زندگی]] [[انسان]] تغییر مییابد<ref>نک: الصافی، ج ۳، ص ۳۵۲؛ المیزان، ج 6، ص ۲۸۷.</ref> و از همینرو [[قرآن]] با شیوههای گوناگون [[مردم]] را بدان فرا میخواند (بقره/۲، ۱۸۶) و از کسانی که در [[دل]] شب به [[دعا]] و [[نیایش]] میپردازند [[تجلیل]] و [[تمجید]] میکند ([[سجده]]/۳۲، ۱۶) و بر همین اساس در [[روایات]] نیز در باره [[دعا]] تأكيد فراوان شده<ref>وسائل الشیعه، ج ۷، ص۲۵؛ کشف الغطاء، ج۲، ص307.</ref> و نسبت به [[سستی]] در بهرهبرداری از این کلید [[رحمت]] و [[سعادت]] هشدار داده شده است.<ref>وسائل الشیعه، ج۷، ص۲۳؛ کشف الغطاء، ج۲، ص307.</ref> | ازاینرو [[دعا]] در [[روایات]] سودمندتر از [[قرائت قرآن]] و [[برتر]] از همه [[عبادات]] شمرده شده است.<ref>عدة الداعی، ص ۱۴، ۳۵؛ بحار الانوار، ج 90، ص ۲۹۲.</ref> به گفته برخی، [[دعا]] نه تنها [[انسان]] را در رهایی از گرفتاری، درد و [[رنج]] [[یاری]] میدهد، بلکه با [[دعا]] [[سرنوشت]] [[زندگی]] [[انسان]] تغییر مییابد<ref>نک: الصافی، ج ۳، ص ۳۵۲؛ المیزان، ج 6، ص ۲۸۷.</ref> و از همینرو [[قرآن]] با شیوههای گوناگون [[مردم]] را بدان فرا میخواند (بقره/۲، ۱۸۶) و از کسانی که در [[دل]] شب به [[دعا]] و [[نیایش]] میپردازند [[تجلیل]] و [[تمجید]] میکند ([[سجده]]/۳۲، ۱۶) و بر همین اساس در [[روایات]] نیز در باره [[دعا]] تأكيد فراوان شده<ref>وسائل الشیعه، ج ۷، ص۲۵؛ کشف الغطاء، ج۲، ص307.</ref> و نسبت به [[سستی]] در بهرهبرداری از این کلید [[رحمت]] و [[سعادت]] هشدار داده شده است.<ref>وسائل الشیعه، ج۷، ص۲۳؛ کشف الغطاء، ج۲، ص307.</ref> | ||