شبهه ابن کمونه: تفاوت میان نسخه‌ها

(صفحه‌ای تازه حاوی «{{خرد}} {{نبوت}} <div style="padding: 0.0em 0em 0.0em;"> : <div style="background-color: rgb(252, 252, 233); text-align:center; font...» ایجاد کرد)
 
خط ۷: خط ۷:
==مقدمه==
==مقدمه==
*یکی از انواع تمایز میان واجب‌الوجودها در بحث [[برهان]] ترکب، تمایز به تمام ذات است؛ به این معنا که میان آنها هیچ وجه مشترکی نباشد. این نکته به "[[شبهه]] ابن‌کمونه" [[معروف]] است. این [[شبهه]] آن است که چه مانعی دارد که واجب‌الوجودها به تمام ذات مغایر یکدیگر باشند و هیچ وجه مشترک نداشته باشند؟ ابن‌کمونه می‌‌گوید: برهانی که شما اقامه کرده‌اید، از ابتدا بر فرض وجود مشترک مبتنی است؛ اما گفته‌ای که آن وجه مشترک یا ذات است، با عوارض و این دو فرض را جواب داده‌اید؛ ولی چه مانعی دارد که ما بگوییم واجب‌الوجودهای متعدد، اساساً وجه مشترک ندارند؟
*یکی از انواع تمایز میان واجب‌الوجودها در بحث [[برهان]] ترکب، تمایز به تمام ذات است؛ به این معنا که میان آنها هیچ وجه مشترکی نباشد. این نکته به "[[شبهه]] ابن‌کمونه" [[معروف]] است. این [[شبهه]] آن است که چه مانعی دارد که واجب‌الوجودها به تمام ذات مغایر یکدیگر باشند و هیچ وجه مشترک نداشته باشند؟ ابن‌کمونه می‌‌گوید: برهانی که شما اقامه کرده‌اید، از ابتدا بر فرض وجود مشترک مبتنی است؛ اما گفته‌ای که آن وجه مشترک یا ذات است، با عوارض و این دو فرض را جواب داده‌اید؛ ولی چه مانعی دارد که ما بگوییم واجب‌الوجودهای متعدد، اساساً وجه مشترک ندارند؟
ما دو واجب‌الوجود را چنان فرض می‌‌کنیم که نسبت به یکدیگر متباین به تمام ذات باشند. به عبارت دیگر، دو ذات بسیط را فرض می‌‌کنیم که هیچ‌گونه وجه اشتراکی با هم ندارند، جز آنکه مفهوم [[وجوب]] وجود از حاق ذات آنها انتزاع می‌‌شود.
*ما دو واجب‌الوجود را چنان فرض می‌‌کنیم که نسبت به یکدیگر متباین به تمام ذات باشند. به عبارت دیگر، دو ذات بسیط را فرض می‌‌کنیم که هیچ‌گونه وجه اشتراکی با هم ندارند، جز آنکه مفهوم [[وجوب]] وجود از حاق ذات آنها انتزاع می‌‌شود.
*[[شبهه]] ابن‌کمونه آن است که فرضاً شما یک بار [[اختلاف]] را در فصل فرض کردید و بار دیگر در اعراض و گفتید که اینها در [[وجوب]] وجود با هم مشترک هستند؛ به همین جهت تعدد را غیر ممکن دانستید. چه مانعی دارد که بگوییم واجب‌الوجودها اصلاً با هم اشتراکی ندارند؟ دو وجودند که به تمام ذات از یکدیگر متباین هستند؛ مثل مقولات و اجناس عالیه که به تمام ذات از هم جدا هستند، به تمام ذات در کم و کیف متباین هستند.
*[[شبهه]] ابن‌کمونه آن است که فرضاً شما یک بار [[اختلاف]] را در فصل فرض کردید و بار دیگر در اعراض و گفتید که اینها در [[وجوب]] وجود با هم مشترک هستند؛ به همین جهت تعدد را غیر ممکن دانستید. چه مانعی دارد که بگوییم واجب‌الوجودها اصلاً با هم اشتراکی ندارند؟ دو وجودند که به تمام ذات از یکدیگر متباین هستند؛ مثل مقولات و اجناس عالیه که به تمام ذات از هم جدا هستند، به تمام ذات در کم و کیف متباین هستند.
*در جواب [[شبهه]] ابن‌کمونه گفته شده است که اگر ما دو [[واجب]] یا بیشتر از آن داشته باشیم، این دو [[واجب]] در [[واجب]] بودن با یکدیگر اشتراک دارند. اکنون می‌‌پرسیم که آیا میان آنها مابه‌الامتیازی وجود دارد یا نه؟ این وجه امتیاز به دو صورت می‌‌تواند باشد:
*در جواب [[شبهه]] ابن‌کمونه گفته شده است که اگر ما دو [[واجب]] یا بیشتر از آن داشته باشیم، این دو [[واجب]] در [[واجب]] بودن با یکدیگر اشتراک دارند. اکنون می‌‌پرسیم که آیا میان آنها مابه‌الامتیازی وجود دارد یا نه؟ این وجه امتیاز به دو صورت می‌‌تواند باشد:
۱۱۵٬۲۸۷

ویرایش