بحث:هرمنوتیک: تفاوت میان نسخهها
←تاریخ هرمنوتیک
| خط ۷: | خط ۷: | ||
*رویکرد هرمنوتیک یا تأویلگرایی عمومی، عمری به [[درازی عمر]] کهن [[فلسفه]] دارد و [[تاریخ]] هرمنوتیک دارای سه دوره است: | *رویکرد هرمنوتیک یا تأویلگرایی عمومی، عمری به [[درازی عمر]] کهن [[فلسفه]] دارد و [[تاریخ]] هرمنوتیک دارای سه دوره است: | ||
#هرمنوتیک کلاسیک: در قرن ۱۶ میلادی با رواج [[اندیشه]] پروتستانتیسم، [[نهضت]] [[اصلاح]] مذهبی و از میان رفتن [[مرجعیت]] کلیسای رم در [[تفسیر]] کتاب مقدس، [[نیاز]] به تنظیم قواعدی برای [[تفسیر]] را [[آشکار]] ساخت. هرمنوتیک در پی آن بود تا روشی برای [[تفسیر]] کتاب مقدس پیش کشد و ابهام را بزداید<ref>ر.ک: فرهنگ شیعه، ص ۴۷۰.</ref>. | #هرمنوتیک کلاسیک: در قرن ۱۶ میلادی با رواج [[اندیشه]] پروتستانتیسم، [[نهضت]] [[اصلاح]] مذهبی و از میان رفتن [[مرجعیت]] کلیسای رم در [[تفسیر]] کتاب مقدس، [[نیاز]] به تنظیم قواعدی برای [[تفسیر]] را [[آشکار]] ساخت. هرمنوتیک در پی آن بود تا روشی برای [[تفسیر]] کتاب مقدس پیش کشد و ابهام را بزداید<ref>ر.ک: فرهنگ شیعه، ص ۴۷۰.</ref>. | ||
#هرمنوتیک رمانتیک: هرمنوتیک [[جدید]] با نظریههای شلایر ماخر، از روش فهم متون مقدس به روش [[فهم]] مطلق متون ادبی در همۀ [[علوم]] مبدل گشت و [[تفسیر]] که اساساً [[تفسیر]] [[نصوص دینی]] بود، غیردینی شد، او بر آن بود که "[[فهم]]" امری طبیعی و عادی نیست؛ بلکه "بدفهمی" است که عادی و طبیعی است و هرمنوتیک، وسیلهای برای پرهیز از بدفهمی است و از فاصلۀ زمانی میان [[مفسر]] و متن سرچشمه میگیرد. فهمِ معنای نهایی متن ناممکن نیست بلکه برای رسیدن به آن باید افزون بر [[فهم]] دستوری متن، به [[فهم]] روانشناختی ذهنیت مؤلف متن نیز پرداخت و [[اندیشه]] او را بازساخت<ref>ر.ک: فرهنگ شیعه، ص ۴۷۱.</ref>. | #هرمنوتیک رمانتیک: هرمنوتیک [[جدید]] با نظریههای شلایر ماخر، از روش فهم متون مقدس به روش [[فهم]] مطلق متون ادبی در همۀ [[علوم]] مبدل گشت و [[تفسیر]] که اساساً [[تفسیر]] [[نصوص دینی]] بود، غیردینی شد، او بر آن بود که "[[فهم]]" امری طبیعی و عادی نیست؛ بلکه "بدفهمی" است که عادی و طبیعی است و هرمنوتیک، وسیلهای برای پرهیز از بدفهمی است و از فاصلۀ زمانی میان [[مفسر]] و متن سرچشمه میگیرد. فهمِ معنای نهایی متن ناممکن نیست بلکه برای رسیدن به آن باید افزون بر [[فهم]] دستوری متن، به [[فهم]] روانشناختی ذهنیت مؤلف متن نیز پرداخت و [[اندیشه]] او را بازساخت<ref>ر.ک: فرهنگ شیعه، ص ۴۷۱.</ref>. شلایر ماخر در قرن هجدهم، نخستین کسی بود که [[تبیین]] سازگار و منظمی از هرمنوتیک ارائه داد و آن را [[علم]] یا فن نائل آمدن به [[فهم]] میدانست. به عبارت دیگر شلایر ماخر را از آنرو بنیانگذار هرمنوتیک مدرن میخوانند که علاوه بر علاقهمندی به [[تأویل]] [[کتاب مقدس]]، دامنۀ آن را به فراسوی حیطۀ [[دین]] کشاند تا بتوان آن را به طور کلیتر در [[تأویل]] متون به کار گرفت. او [[معتقد]] بود قواعد و اصول عامی بر [[فهم]] متن [[حاکم]] است که عالم هرمنوتیک باید در تنظیم و تنقیح آن قواعد عام بکوشد. بعد از شلایرماخر، ویلهم دیلتای، هرمنوتیک را از سنخ روششناختی و معرفتشناختی میدانست که آن را به طور عام در [[خدمت]] [[علوم]] میخواست. این دو نوع هرمنوتیک [شلایر ماخر و ویلهم دیلتای] هرمنوتیک عام نام دارند که از مقولۀ روششناسیاند، در مقابل هرمنوتیک خاص و [[فلسفی]]<ref>ر.ک: محمدی، مسلم، فرهنگ اصطلاحات علم کلام، ص ۲۶۳.</ref>. | ||
شلایر ماخر در قرن هجدهم، نخستین کسی بود که [[تبیین]] سازگار و منظمی از هرمنوتیک ارائه داد و آن را [[علم]] یا فن نائل آمدن به [[فهم]] میدانست. به عبارت دیگر شلایر ماخر را از آنرو بنیانگذار هرمنوتیک مدرن میخوانند که علاوه بر علاقهمندی به [[تأویل]] [[کتاب مقدس]]، دامنۀ آن را به فراسوی حیطۀ [[دین]] کشاند تا بتوان آن را به طور کلیتر در [[تأویل]] متون به کار گرفت. او [[معتقد]] بود قواعد و اصول عامی بر [[فهم]] متن [[حاکم]] است که عالم هرمنوتیک باید در تنظیم و تنقیح آن قواعد عام بکوشد. بعد از شلایرماخر، ویلهم دیلتای، هرمنوتیک را از سنخ روششناختی و معرفتشناختی میدانست که آن را به طور عام در [[خدمت]] [[علوم]] میخواست. این دو نوع هرمنوتیک [شلایر ماخر و ویلهم دیلتای] هرمنوتیک عام نام دارند که از مقولۀ روششناسیاند، در مقابل هرمنوتیک خاص و [[فلسفی]]<ref>ر.ک: محمدی، مسلم، فرهنگ اصطلاحات علم کلام، ص ۲۶۳.</ref>. | |||
#هرمنوتیک [[فلسفی]]: نظریههای هیدگر، هرمنوتیک [[فلسفی]] را آغاز کرد و به جای روش [[فهم]]، به [[درک]] معنای هستی و تأمل فسلفی در پدیدۀ [[فهم]] روی آورد و کاری به اصول و قواعد [[حاکم]] بر [[فهم]] و [[تفسیر]] نداشت. در نظر هیدگر، فلسفۀ [[حقیقی]] باید معنای هستی را به [[فهم]] آوَرَد و این [[هدف]]، از گذر تحلیل پدیدارشناسانه از نحوۀ وجود [[انسان]] به دست میآید که هستی [[انسان]] از دو طریق بر [[انسان]] [[آشکار]] میشود: از طریق احوال و [[احساسات]] و از طریق [[فهم]]. پیش فرضها و تفسیرهایی که از وجود [[انسان]] داریم، در [[تفسیر]] متون دخیلاند. زبان، ابزار [[بیان]] نیست؛ بلکه نمود هستی است و واژگان را معانی ثابت و واحدی مستقل از کاربرد و استعمال آنها نیست<ref>ر.ک: فرهنگ شیعه، ص ۴۷۱.</ref>. | #هرمنوتیک [[فلسفی]]: نظریههای هیدگر، هرمنوتیک [[فلسفی]] را آغاز کرد و به جای روش [[فهم]]، به [[درک]] معنای هستی و تأمل فسلفی در پدیدۀ [[فهم]] روی آورد و کاری به اصول و قواعد [[حاکم]] بر [[فهم]] و [[تفسیر]] نداشت. در نظر هیدگر، فلسفۀ [[حقیقی]] باید معنای هستی را به [[فهم]] آوَرَد و این [[هدف]]، از گذر تحلیل پدیدارشناسانه از نحوۀ وجود [[انسان]] به دست میآید که هستی [[انسان]] از دو طریق بر [[انسان]] [[آشکار]] میشود: از طریق احوال و [[احساسات]] و از طریق [[فهم]]. پیش فرضها و تفسیرهایی که از وجود [[انسان]] داریم، در [[تفسیر]] متون دخیلاند. زبان، ابزار [[بیان]] نیست؛ بلکه نمود هستی است و واژگان را معانی ثابت و واحدی مستقل از کاربرد و استعمال آنها نیست<ref>ر.ک: فرهنگ شیعه، ص ۴۷۱.</ref>. | ||
*گادامر از هرمنوتیک [[فلسفی]] هیدگر [[پیروی]] کرد. هرمنوتیک در [[باور]] او، کاوشی است در ماهیت [[فهم]] و [[تبیین]] شرایط وجودی و نیز عوامل مؤثر بر آن. او [[معتقد]] است هیچ فهمی بدون پیش فرض نیست و [[گرایشها]] و دیدگاهها و انتظارات [[مفسر]] در فرآیند [[فهم]] دست دارند. فرآیند [[فهم]] از طریق گفت و گویی میان [[مفسر]] و متن به دست میآید. در این گفت و گو، افق [[فکری]] [[مفسر]] با افق معنایی متن درمیآمیزد و معانی جدیدی از آن میان برمیخیزند که حتی مورد نظر مؤلف متن نیز نبودهاند. افق [[فکری]] [[مفسر]]، پیوسته تغییر میپذیرد و از این روست که هیچ تفسیری کامل نیست. [[فهم]] متن، همواره فهمی است عصری و به فضای ویژۀ روزگار خود وابسته است. هیچ گاه نمیتوان به صورت قطعی معنای یک متن را دریافت. بنابر مبانی هرمنوتیک [[فلسفی]]، [[هدف]] [[تفسیر]] متن، دریافتن مراد مؤلف آن نیست. [[تفسیر]] متن، فرآیندی بی پایان است و متن قابلیت قرائتهای گوناگون دارد. پیشداوریهای [[مفسر]]، شرط وجودی فهماند و معیاری یگانه برای [[داوری]] میان قرائتها و تفسیرهای متعدد وجود ندارد<ref>ر.ک: فرهنگ شیعه، ص ۴۷۲.</ref>. | *گادامر از هرمنوتیک [[فلسفی]] هیدگر [[پیروی]] کرد. هرمنوتیک در [[باور]] او، کاوشی است در ماهیت [[فهم]] و [[تبیین]] شرایط وجودی و نیز عوامل مؤثر بر آن. او [[معتقد]] است هیچ فهمی بدون پیش فرض نیست و [[گرایشها]] و دیدگاهها و انتظارات [[مفسر]] در فرآیند [[فهم]] دست دارند. فرآیند [[فهم]] از طریق گفت و گویی میان [[مفسر]] و متن به دست میآید. در این گفت و گو، افق [[فکری]] [[مفسر]] با افق معنایی متن درمیآمیزد و معانی جدیدی از آن میان برمیخیزند که حتی مورد نظر مؤلف متن نیز نبودهاند. افق [[فکری]] [[مفسر]]، پیوسته تغییر میپذیرد و از این روست که هیچ تفسیری کامل نیست. [[فهم]] متن، همواره فهمی است عصری و به فضای ویژۀ روزگار خود وابسته است. هیچ گاه نمیتوان به صورت قطعی معنای یک متن را دریافت. بنابر مبانی هرمنوتیک [[فلسفی]]، [[هدف]] [[تفسیر]] متن، دریافتن مراد مؤلف آن نیست. [[تفسیر]] متن، فرآیندی بی پایان است و متن قابلیت قرائتهای گوناگون دارد. پیشداوریهای [[مفسر]]، شرط وجودی فهماند و معیاری یگانه برای [[داوری]] میان قرائتها و تفسیرهای متعدد وجود ندارد<ref>ر.ک: فرهنگ شیعه، ص ۴۷۲.</ref>. | ||
*بنابراین، دیدگاههای گادامر تکاملیافتۀ تمام مراحل هرمنوتیک از آغازین مراحل تا به امروز است و همچنین وجه [[برتری]] او بر هیدگر نیز این است که علاوه بر آنکه دیدگاههای گادامر آینۀ تمامنمای رویکرد [[فلسفی]] هیدگر است، نظریات چالش برانگیزتری را نیز خود ارائه میدهد. | *بنابراین، دیدگاههای گادامر تکاملیافتۀ تمام مراحل هرمنوتیک از آغازین مراحل تا به امروز است و همچنین وجه [[برتری]] او بر هیدگر نیز این است که علاوه بر آنکه دیدگاههای گادامر آینۀ تمامنمای رویکرد [[فلسفی]] هیدگر است، نظریات چالش برانگیزتری را نیز خود ارائه میدهد. | ||
*نکتۀ مهم دیگر دربارۀ هرمنوتیک گادامر، تأثیرات عمیق [[فکری]] او بر تعدادی از روشنفکران [[مسلمان]] است. در [[مجادلات]] [[کلامی]] و [[فلسفی]] سالهای اخیر در حوزۀ وطنی، رویکرد گادامری فراوان به چشم میخورد و چالشها و مناقشاتی که در نتیجۀ مباحث هرمنوتیکی در متون [[دینی]] به وجود آمده، عمدتاً مقتبس و برخاسته از دیدگاه گادامری است. به قول هابرماس، هرمنوتیک گادامر، راه به [[مذهب]] نسبیت میبرد، نه به وجهه عینی و خارجی اشیا<ref>ر.ک: محمدی، مسلم، فرهنگ اصطلاحات علم کلام، ص ۲۶۳.</ref>. | *نکتۀ مهم دیگر دربارۀ هرمنوتیک گادامر، تأثیرات عمیق [[فکری]] او بر تعدادی از روشنفکران [[مسلمان]] است. در [[مجادلات]] [[کلامی]] و [[فلسفی]] سالهای اخیر در حوزۀ وطنی، رویکرد گادامری فراوان به چشم میخورد و چالشها و مناقشاتی که در نتیجۀ مباحث هرمنوتیکی در متون [[دینی]] به وجود آمده، عمدتاً مقتبس و برخاسته از دیدگاه گادامری است. به قول هابرماس، هرمنوتیک گادامر، راه به [[مذهب]] نسبیت میبرد، نه به وجهه عینی و خارجی اشیا<ref>ر.ک: محمدی، مسلم، فرهنگ اصطلاحات علم کلام، ص ۲۶۳.</ref>. | ||
==هرمنوتیک و قرائتهای مختلف از [[دین]]== | ==هرمنوتیک و قرائتهای مختلف از [[دین]]== | ||
*هرمنوتیک علاوه بر به چالش کشیدن [[تفکر]] معرفتشناسانۀ رایج و متعارف تمام [[علوم]] بشری، بستری فراهم آورد که [[معرفت]] سنتی از [[دین]] را با [[هجوم]] و نقدهای جدیدی روبهرو سازد و زمینۀ قرائتهای مختلف و غیر مرتبط با مراد [[حقیقی]] [[دین]] از آن فراهم گردد و این بیشتر به هرمنوتیک [[فلسفی]] برمیگردد؛ زیرا هرمنوتیک قبل از هیدگر و گادامر، به [[علت]] [[اعتقاد]] داشتن تمام نحلههای آن به درونمایههای اصلی روش سنتی، چالش جدی را در [[حوزه]] [[تفکر]] [[دینی]] فراهم نیاورد، برخلاف هرمنوتیک [[فلسفی]] معاصر که از دو جهت گزارههای ارزشی و [[اعتقادی]] را به هماوردی فراخواند: یکی اینکه [[احکام]] صادرۀ مربوط به [[فهم]]، [[معرفت]] [[دینی]] و [[تفسیر]] متون مقدسی را در برمیگیرد، و دیگر اینکه [[ادیان ابراهیمی]] که مبتنی بر [[وحی]] و [[کلام]] الهیاند، از [[تفسیر]] و [[فهم]] متون [[دینی]] تأثیرپذیرند. ازاینرو گفته شده جنبش هرمنوتیک نوین، به صورت جنبشی مسلط در [[علم کلام]] [[پروتستان]] در آمده و کانون مسائل [[کلامی]] امروز است. به ویژه اینکه گادامر [[معتقد]] است هیچ متن مقدسی بدون پیش فرض [[تأویل]] نمیشود. همین امر سبب شد که کانون تمام نقدها [[علیه ]][[فلسفه]] هرمنوتیک گادامر، فرایند دستیابی به [[تأویل]] درست و معتبر باشد<ref>ر.ک: محمدی، مسلم، فرهنگ اصطلاحات علم کلام، ص ۲۶۴.</ref>. | *هرمنوتیک علاوه بر به چالش کشیدن [[تفکر]] معرفتشناسانۀ رایج و متعارف تمام [[علوم]] بشری، بستری فراهم آورد که [[معرفت]] سنتی از [[دین]] را با [[هجوم]] و نقدهای جدیدی روبهرو سازد و زمینۀ قرائتهای مختلف و غیر مرتبط با مراد [[حقیقی]] [[دین]] از آن فراهم گردد و این بیشتر به هرمنوتیک [[فلسفی]] برمیگردد؛ زیرا هرمنوتیک قبل از هیدگر و گادامر، به [[علت]] [[اعتقاد]] داشتن تمام نحلههای آن به درونمایههای اصلی روش سنتی، چالش جدی را در [[حوزه]] [[تفکر]] [[دینی]] فراهم نیاورد، برخلاف هرمنوتیک [[فلسفی]] معاصر که از دو جهت گزارههای ارزشی و [[اعتقادی]] را به هماوردی فراخواند: یکی اینکه [[احکام]] صادرۀ مربوط به [[فهم]]، [[معرفت]] [[دینی]] و [[تفسیر]] متون مقدسی را در برمیگیرد، و دیگر اینکه [[ادیان ابراهیمی]] که مبتنی بر [[وحی]] و [[کلام]] الهیاند، از [[تفسیر]] و [[فهم]] متون [[دینی]] تأثیرپذیرند. ازاینرو گفته شده جنبش هرمنوتیک نوین، به صورت جنبشی مسلط در [[علم کلام]] [[پروتستان]] در آمده و کانون مسائل [[کلامی]] امروز است. به ویژه اینکه گادامر [[معتقد]] است هیچ متن مقدسی بدون پیش فرض [[تأویل]] نمیشود. همین امر سبب شد که کانون تمام نقدها [[علیه ]][[فلسفه]] هرمنوتیک گادامر، فرایند دستیابی به [[تأویل]] درست و معتبر باشد<ref>ر.ک: محمدی، مسلم، فرهنگ اصطلاحات علم کلام، ص ۲۶۴.</ref>. | ||