←ابوطالب، اسلام و پیامبر اسلام
| خط ۱۲: | خط ۱۲: | ||
*[[عبد]] مناف بن [[عبد المطلب]]، مشهور به ابوطالب، یکی از ده [[فرزند]] [[عبدالمطلب]] است<ref>ر.ک: [[محمد محمدی ریشهری|محمدی ریشهری، محمد]]، [[گزیده دانشنامه امیرالمؤمنین (کتاب)|گزیده دانشنامه امیرالمؤمنین]]، ص ۲۲.</ref>. [[عبد المطلب]]، چهرۀ برجستۀ [[قریش]] است. او در میان [[قریش]] از جایگاهی والا و منزلتی [[عظیم]] برخوردار بود. ابوطالب عموی [[حضرت محمد]]{{صل}} [[پدر]] ارجمند [[حضرت علی]]{{ع}} که نامش [[عمران]] بود<ref>ر.ک: [[جواد محدثی|محدثی، جواد]]، [[فرهنگ غدیر (کتاب)|فرهنگ غدیر]]، ص۴۸.</ref>، پس از [[پدر]] این [[جایگاه]] والا و مکانت ارجمند [[اجتماعی]] را از آنِ خود ساخت. خانوادۀ ابوطالب، نخستین خانوادهای است که در آن هر دو زوج، [[هاشمی]] هستند<ref> ر.ک: [[محمد محمدی ریشهری|محمدی ریشهری، محمد]]، [[گزیده دانشنامه امیرالمؤمنین (کتاب)|گزیده دانشنامه امیرالمؤمنین]]، ص ۲۲.</ref>. ابوطالب سه سال پیش از [[هجرت پیامبر]] به [[مدینه]] درگذشت و در [[مکه]] به [[خاک]] سپرده شد. [[مرگ]] وی، برای [[پیامبر]] بسیار سنگین بود چراکه یکی از مهمترین حامیان خود را از دست داده بود. درّهای که در [[مکه]]، محل محاصرۀ چندین سالۀ [[مسلمانان]] بود ([[شعب ابیطالب]]) و قبرستانی که هماکنون نیز در [[مکه]] وجود دارد ([[قبرستان]] ابوطالب) به نام آن مرد بزرگ است. عقیل و [[جعفر]]، پسران دیگر او بودند و همسرش، بانوی بزرگوار، "[[فاطمه بنت اسد]]" بود<ref>ر.ک: [[جواد محدثی|محدثی، جواد]]، [[فرهنگنامه دینی (کتاب)|فرهنگنامه دینی]]، ص۱۸.</ref>. [[پیامبر خدا]]{{صل}} سال از دست دادن او را به عنوان فقدان قویترین [[پشتیبان]]، سال [[حزن]] و [[اندوه]] نامید و پس از آن نتوانست در [[مکّه]] بماند و مقدّمات [[هجرت]] به [[مدینه]] را فراهم آورد<ref>ر.ک: [[جواد محدثی|محدثی، جواد]]، [[فرهنگ غدیر (کتاب)|فرهنگ غدیر]]، ص۴۸.</ref>. | *[[عبد]] مناف بن [[عبد المطلب]]، مشهور به ابوطالب، یکی از ده [[فرزند]] [[عبدالمطلب]] است<ref>ر.ک: [[محمد محمدی ریشهری|محمدی ریشهری، محمد]]، [[گزیده دانشنامه امیرالمؤمنین (کتاب)|گزیده دانشنامه امیرالمؤمنین]]، ص ۲۲.</ref>. [[عبد المطلب]]، چهرۀ برجستۀ [[قریش]] است. او در میان [[قریش]] از جایگاهی والا و منزلتی [[عظیم]] برخوردار بود. ابوطالب عموی [[حضرت محمد]]{{صل}} [[پدر]] ارجمند [[حضرت علی]]{{ع}} که نامش [[عمران]] بود<ref>ر.ک: [[جواد محدثی|محدثی، جواد]]، [[فرهنگ غدیر (کتاب)|فرهنگ غدیر]]، ص۴۸.</ref>، پس از [[پدر]] این [[جایگاه]] والا و مکانت ارجمند [[اجتماعی]] را از آنِ خود ساخت. خانوادۀ ابوطالب، نخستین خانوادهای است که در آن هر دو زوج، [[هاشمی]] هستند<ref> ر.ک: [[محمد محمدی ریشهری|محمدی ریشهری، محمد]]، [[گزیده دانشنامه امیرالمؤمنین (کتاب)|گزیده دانشنامه امیرالمؤمنین]]، ص ۲۲.</ref>. ابوطالب سه سال پیش از [[هجرت پیامبر]] به [[مدینه]] درگذشت و در [[مکه]] به [[خاک]] سپرده شد. [[مرگ]] وی، برای [[پیامبر]] بسیار سنگین بود چراکه یکی از مهمترین حامیان خود را از دست داده بود. درّهای که در [[مکه]]، محل محاصرۀ چندین سالۀ [[مسلمانان]] بود ([[شعب ابیطالب]]) و قبرستانی که هماکنون نیز در [[مکه]] وجود دارد ([[قبرستان]] ابوطالب) به نام آن مرد بزرگ است. عقیل و [[جعفر]]، پسران دیگر او بودند و همسرش، بانوی بزرگوار، "[[فاطمه بنت اسد]]" بود<ref>ر.ک: [[جواد محدثی|محدثی، جواد]]، [[فرهنگنامه دینی (کتاب)|فرهنگنامه دینی]]، ص۱۸.</ref>. [[پیامبر خدا]]{{صل}} سال از دست دادن او را به عنوان فقدان قویترین [[پشتیبان]]، سال [[حزن]] و [[اندوه]] نامید و پس از آن نتوانست در [[مکّه]] بماند و مقدّمات [[هجرت]] به [[مدینه]] را فراهم آورد<ref>ر.ک: [[جواد محدثی|محدثی، جواد]]، [[فرهنگ غدیر (کتاب)|فرهنگ غدیر]]، ص۴۸.</ref>. | ||
==ابوطالب، [[اسلام]] و [[پیامبر اسلام]]== | ==ابوطالب، [[اسلام]] و [[پیامبر اسلام]]== | ||
*پس از فوت [[عبدالمطلب]]، حامی و [[سرپرست]] برادرزادهاش [[حضرت محمّد]]{{صل}} شد و در سفرهای تجاری او را با خود همراه میبرد و از وی مواظبت کامل میکرد؛ چون هم [[مقام]] والای برادرزاده را میدانست و هم از [[دشمنی]] [[دشمنان]] نسبت به آن [[حضرت]] باخبر بود. وقتی [[رسول خدا]]{{صل}} به [[نبوت]] [[مبعوث]] شد، [[حمایت]] ابوطالب یکی از قویترین پشتوانههای وی بود و همۀ [[توان]] او در راه [[محمد]]{{صل}} و [[دین]] او صرف شد هرچند [[صلاح]] نمیدید [[گرایش]] خود را به [[اسلام]]، علنی و اظهار کند، ولی در [[باطن]] به [[اسلام]] [[ایمان]] آورده بود. در این زمینه گفته شده: «مغرضان چون نتوانستند دربارۀ فرزندش [[علی]]{{ع}} نقطۀ [[ضعف]] و عیبی بیابند به [[پدر]] او پرداختند و از طریق تشکیک در [[ایمان]] او خواستند [[علی]]{{ع}} را بیالایند در حالی که [[روحیات]] و [[باطن]] هرکس را از سخنان و [[سیره]] و زندگیش و نیز آنچه [[نزدیکان]] و بستگانش دربارۀ او میگویند بهتر میتوان [[شناخت]]»<ref>الغدیر، ج ۷ ص ۳۳۰</ref>. اشعار و کلمات | *پس از فوت [[عبدالمطلب]]، حامی و [[سرپرست]] برادرزادهاش [[حضرت محمّد]]{{صل}} شد و در سفرهای تجاری او را با خود همراه میبرد و از وی مواظبت کامل میکرد؛ چون هم [[مقام]] والای برادرزاده را میدانست و هم از [[دشمنی]] [[دشمنان]] نسبت به آن [[حضرت]] باخبر بود. وقتی [[رسول خدا]]{{صل}} به [[نبوت]] [[مبعوث]] شد، [[حمایت]] ابوطالب یکی از قویترین پشتوانههای وی بود و همۀ [[توان]] او در راه [[محمد]]{{صل}} و [[دین]] او صرف شد هرچند [[صلاح]] نمیدید [[گرایش]] خود را به [[اسلام]]، علنی و اظهار کند، ولی در [[باطن]] به [[اسلام]] [[ایمان]] آورده بود. در این زمینه گفته شده: «مغرضان چون نتوانستند دربارۀ فرزندش [[علی]]{{ع}} نقطۀ [[ضعف]] و عیبی بیابند به [[پدر]] او پرداختند و از طریق تشکیک در [[ایمان]] او خواستند [[علی]]{{ع}} را بیالایند در حالی که [[روحیات]] و [[باطن]] هرکس را از سخنان و [[سیره]] و زندگیش و نیز آنچه [[نزدیکان]] و بستگانش دربارۀ او میگویند بهتر میتوان [[شناخت]]»<ref>الغدیر، ج ۷ ص ۳۳۰</ref>. اشعار و کلمات ابوطالب و سخن دیگران دربارۀ وی و احادیثی که دربارۀ اوست بیانگر چهرۀ [[نورانی]] سیّد ابطح و بزرگ [[قریش]] است، همچنین تألیفاتی که دربارۀ اثبات [[ایمان]] او نگاشته شده همگی دال بر آن است که "[[ایمان]] ابوطالب" از مسلّمات [[اعتقادی]] [[شیعه]] و [[اهل بیت]] است<ref>الغدیر، ج ۷ ص ۳۸۴.</ref>. [[امام باقر]]{{ع}} فرموده است: «ابوطالب [[مسلمان]] و با [[ایمان]] از [[دنیا]] رفت»<ref>{{متن حدیث|مَاتَ أَبُو طَالِبِ بْنُ عَبْدِ الْمُطَّلِبِ مُسْلِماً مُؤْمِناً...}}؛ الغدیر، ج ۷ ص ۳۹۰.</ref>.<ref>ر.ک: [[جواد محدثی|محدثی، جواد]]، [[فرهنگ غدیر (کتاب)|فرهنگ غدیر]]، ص۴۸.</ref> | ||
*[[جایگاه]] بلند [[اجتماعی]] ابوطالب در میان [[قریش]] و [[مردم]] [[مکه]] و [[حمایت]] بیدریغ او از [[پیامبر خدا]]{{صل}}، [[مانع]] اصلی [[آزار]] رساندن [[قریش]] به آن بزرگوار بود. در محاصرۀ شعب ابوطالب آن بزرگوار، همراه [[پیامبر]]{{صل}} و [[مؤمنان]] بود و دشواریهای محاصرۀ [[اقتصادی]] را در [[کهنسالی]] به [[جان]] خرید و از [[حمایت]] [[پیامبر خدا]] تن نزد<ref>ر.ک: [[محمد محمدی ریشهری|محمدی ریشهری، محمد]]، [[گزیده دانشنامه امیرالمؤمنین (کتاب)|گزیده دانشنامه امیرالمؤمنین]]، ص ۲۲.</ref>. | *[[جایگاه]] بلند [[اجتماعی]] ابوطالب در میان [[قریش]] و [[مردم]] [[مکه]] و [[حمایت]] بیدریغ او از [[پیامبر خدا]]{{صل}}، [[مانع]] اصلی [[آزار]] رساندن [[قریش]] به آن بزرگوار بود. در محاصرۀ شعب ابوطالب آن بزرگوار، همراه [[پیامبر]]{{صل}} و [[مؤمنان]] بود و دشواریهای محاصرۀ [[اقتصادی]] را در [[کهنسالی]] به [[جان]] خرید و از [[حمایت]] [[پیامبر خدا]] تن نزد<ref>ر.ک: [[محمد محمدی ریشهری|محمدی ریشهری، محمد]]، [[گزیده دانشنامه امیرالمؤمنین (کتاب)|گزیده دانشنامه امیرالمؤمنین]]، ص ۲۲.</ref>. | ||
*ابوطالب، حقی بس بزرگ بر [[اسلام]] و [[مسلمانان]] در آن روزگار [[غربت]] [[دین]] دارد. آن بزرگوار پس از [[خروج]] از شِعب ابوطالب، [[زندگی]] را بدرود گفت. با [[مرگ]] او و [[خدیجه]]، [[پیامبر خدا]]{{صل}}، دو تن از حامیان [[استوار]]، [[صدیق]] و فداکارش را از دست داد و پس از آن، [[شکنجه]] و [[آزار]] [[مؤمنان]] به دست [[قریش]]، فزونی یافت<ref>ر.ک: [[محمد محمدی ریشهری|محمدی ریشهری، محمد]]، [[گزیده دانشنامه امیرالمؤمنین (کتاب)|گزیده دانشنامه امیرالمؤمنین]]، ص ۲۲.</ref>. | *ابوطالب، حقی بس بزرگ بر [[اسلام]] و [[مسلمانان]] در آن روزگار [[غربت]] [[دین]] دارد. آن بزرگوار پس از [[خروج]] از شِعب ابوطالب، [[زندگی]] را بدرود گفت. با [[مرگ]] او و [[خدیجه]]، [[پیامبر خدا]]{{صل}}، دو تن از حامیان [[استوار]]، [[صدیق]] و فداکارش را از دست داد و پس از آن، [[شکنجه]] و [[آزار]] [[مؤمنان]] به دست [[قریش]]، فزونی یافت<ref>ر.ک: [[محمد محمدی ریشهری|محمدی ریشهری، محمد]]، [[گزیده دانشنامه امیرالمؤمنین (کتاب)|گزیده دانشنامه امیرالمؤمنین]]، ص ۲۲.</ref>. | ||