←زندگینامه ابوطالب
(←منابع) |
|||
| خط ۱۰: | خط ۱۰: | ||
==زندگینامه ابوطالب== | ==زندگینامه ابوطالب== | ||
*[[عبد | *[[عبد مناف بن عبد المطلب]]، مشهور به ابوطالب، یکی از ده [[فرزند]] [[عبدالمطلب]] است<ref>ر.ک: محمدی ریشهری، محمد، گزیده دانشنامه امیرالمؤمنین، ص ۲۲.</ref>. [[عبد المطلب]]، چهرۀ برجستۀ [[قریش]] است. او در میان [[قریش]] از جایگاهی والا و منزلتی [[عظیم]] برخوردار بود. ابوطالب عموی [[حضرت محمد]]{{صل}} [[پدر]] ارجمند [[حضرت علی]]{{ع}} که نامش [[عمران]] بود<ref>ر.ک: محدثی، جواد، فرهنگ غدیر، ص۴۸.</ref> پس از [[پدر]] این [[جایگاه]] والا و مکانت ارجمند [[اجتماعی]] را از آنِ خود ساخت<ref>ر.ک: محدثی، جواد، فرهنگنامه دینی، ص۱۸.</ref>. ابوطالب افزون بر [[مناصب]] و [[موقعیت]] والای [[اجتماعی]] که داشت، از قریحۀ [[شاعری]] نیز برخوردار بود. اشعار او به لحاظ [[تاریخی]] و [[اجتماعی]] مورد توجه ادبا و ادبپژوهان قرار گرفته است. بسیاری از اشعار [[منصوب]] به ابوطالب در [[مدح]] [[پیامبر]] و [[دین اسلام]] سروده شده است<ref>دانشنامه نهج البلاغه، ج۱، ص ۸۶.</ref>. ابوطالب انسانی سخاوتپیشه و [[عادل]] بود بهگونهای که مکّیان در موارد [[اختلاف]] او را به [[حکمیّت]] و [[داوری]] برمیگزیدند. او نخستین کسی است که در [[دوران جاهلیّت]] [[آیین]] [[سوگند]] و [[شهادت]] اولیای دم را پایه گذاشت و بعدها این [[سنت]] جزء [[قوانین]] [[حقوق]] [[اسلامی]] قرار گرفت<ref>دانشنامه نهج البلاغه، ج۱، ص ۸۵.</ref>. | ||
*خانوادۀ ابوطالب، نخستین خانوادهای است که در آن هر دو زوج، [[هاشمی]] هستند<ref> ر.ک: محمدی ریشهری، محمد، گزیده دانشنامه امیرالمؤمنین، ص ۲۲.</ref>. ابوطالب سه سال پیش از [[هجرت پیامبر]] به [[مدینه]] در سن هشتاد و اندی درگذشت و در [[مکه]] به [[خاک]] سپرده شد. [[مرگ]] وی، برای [[پیامبر]] بسیار سنگین بود چراکه یکی از مهمترین حامیان خود را از دست داده بود. درّهای که در [[مکه]]، محل محاصرۀ چندین سالۀ [[مسلمانان]] بود ([[شعب ابیطالب]]) و قبرستانی که هماکنون نیز در [[مکه]] وجود دارد ([[قبرستان]] ابوطالب) به نام آن مرد بزرگ است. عقیل و [[جعفر]]، پسران دیگر او بودند و همسرش، بانوی بزرگوار، "[[فاطمه بنت اسد]]" بود<ref>ر.ک: محدثی، جواد، فرهنگنامه دینی، ص۱۸.</ref>. [[پیامبر خدا]]{{صل}} سال از دست دادن او را به عنوان فقدان قویترین [[پشتیبان]]، سال [[حزن]] و [[اندوه]] نامید و پس از آن نتوانست در [[مکّه]] بماند و مقدّمات [[هجرت]] به [[مدینه]] را فراهم آورد<ref>ر.ک: محدثی، جواد، فرهنگ غدیر، ص۴۸.</ref>. [[روایت]] شده است [[پیامبر]] اندکی پس از [[ارتحال]] ابوطالب، وارد خانه شد. ابوطالب را در پارچهای پیچیده بودند. [[پیامبر]] با عمویش اینگونه سخن گفت: «ای عمو، مرا که [[یتیم]] بودم [[سرپرستی]] کردی در کوچکی پرورشم دادی و در بزرگی یاریام کردی. [[خداوند]] از جانب من به تو [[پاداش]] خیر دهد» آنگاه به [[امام علی]]{{ع}} [[فرمان]] داد که پدرش را [[غسل]] دهد<ref>دانشنامه نهج البلاغه، ج۱، ص ۸۶.</ref>. | *خانوادۀ ابوطالب، نخستین خانوادهای است که در آن هر دو زوج، [[هاشمی]] هستند<ref> ر.ک: محمدی ریشهری، محمد، گزیده دانشنامه امیرالمؤمنین، ص ۲۲.</ref>. ابوطالب سه سال پیش از [[هجرت پیامبر]] به [[مدینه]] در سن هشتاد و اندی درگذشت و در [[مکه]] به [[خاک]] سپرده شد. [[مرگ]] وی، برای [[پیامبر]] بسیار سنگین بود چراکه یکی از مهمترین حامیان خود را از دست داده بود. درّهای که در [[مکه]]، محل محاصرۀ چندین سالۀ [[مسلمانان]] بود ([[شعب ابیطالب]]) و قبرستانی که هماکنون نیز در [[مکه]] وجود دارد ([[قبرستان]] ابوطالب) به نام آن مرد بزرگ است. عقیل و [[جعفر]]، پسران دیگر او بودند و همسرش، بانوی بزرگوار، "[[فاطمه بنت اسد]]" بود<ref>ر.ک: محدثی، جواد، فرهنگنامه دینی، ص۱۸.</ref>. [[پیامبر خدا]]{{صل}} سال از دست دادن او را به عنوان فقدان قویترین [[پشتیبان]]، سال [[حزن]] و [[اندوه]] نامید و پس از آن نتوانست در [[مکّه]] بماند و مقدّمات [[هجرت]] به [[مدینه]] را فراهم آورد<ref>ر.ک: محدثی، جواد، فرهنگ غدیر، ص۴۸.</ref>. [[روایت]] شده است [[پیامبر]] اندکی پس از [[ارتحال]] ابوطالب، وارد خانه شد. ابوطالب را در پارچهای پیچیده بودند. [[پیامبر]] با عمویش اینگونه سخن گفت: «ای عمو، مرا که [[یتیم]] بودم [[سرپرستی]] کردی در کوچکی پرورشم دادی و در بزرگی یاریام کردی. [[خداوند]] از جانب من به تو [[پاداش]] خیر دهد» آنگاه به [[امام علی]]{{ع}} [[فرمان]] داد که پدرش را [[غسل]] دهد<ref>دانشنامه نهج البلاغه، ج۱، ص ۸۶.</ref>. | ||
==ابوطالب، [[اسلام]] و [[پیامبر اسلام]]== | ==ابوطالب، [[اسلام]] و [[پیامبر اسلام]]== | ||
*ابوطالب پس از فوت [[عبدالمطلب]]، حامی و [[سرپرست]] برادرزادهاش [[حضرت محمّد]] {{صل}} شد<ref>ر.ک: محدثی، جواد، فرهنگ غدیر، ص۴۸.</ref>. [[پیامبر]] از ۸ سالگی در خانۀ ابوطالب رشد کرد و پرورش یافت<ref>دانشنامه نهج البلاغه، ج۱، ص ۸۵.</ref>. شغل او مانند بیشتر بزرگان [[قریش]] [[تجارت]] بود و در سفرهای تجاری او را همراه خود میبرد و از وی مواظبت کامل میکرد؛ زیرا هم [[مقام]] والای برادرزاده را میدانست و هم از [[دشمنی]] [[دشمنان]] نسبت به آن [[حضرت]] باخبر بود. در یکی از سفرهای تجاری به [[شام]]، بحیرای [[راهب]] سیمای [[پیامبر]] را [[شناخت]] و او را به [[پیامبری]] [[بشارت]] داد<ref>دانشنامه نهج البلاغه، ج۱، ص ۸۵.</ref>. ابوطالب پس از [[عبدالمطلب]]، [[صاحب منصب]] سقایت شد. او گرچه دارای [[منصب]] و [[مقام]] بود. اما فردی [[تنگدست]] و در عین حال منیعالطبع بود. از اینرو [[سرپرستی]] دو تن از فرزندانش، [[علی]]{{ع}} و [[جعفر]] را [[پیامبر]] {{صل}} و [[عباس]]، برادرش عهدهدار شدند. وقتی [[رسول خدا]]{{صل}} به [[نبوت]] [[مبعوث]] شد، [[حمایت]] ابوطالب یکی از قویترین پشتوانههای وی بود و همۀ [[توان]] او در راه [[محمد]]{{صل}} و [[دین]] او صرف شد هرچند [[صلاح]] نمیدید [[گرایش]] خود را به [[اسلام]]، علنی و اظهار کند، ولی در [[باطن]] به [[اسلام]] [[ایمان]] آورده بود؛ زیرا در صورت علنی کردن [[ایمان]] خویش دیگر نمیتوانست بهعنوان [[سرپرست]] [[قبیله]] و [[حاکم]] بین [[مشرکان]] از نفوذ خود در [[حمایت]] از [[دین]] نوپای [[اسلام]] بهره ببرد<ref>ر.ک: محدثی، جواد، فرهنگ غدیر، ص۴۸؛ دانشنامۀ نهج البلاغه، ج۱، ص ۸۵ـ ۸۶.</ref>. در این زمینه گفته شده: «مغرضان چون نتوانستند دربارۀ فرزندش [[علی]]{{ع}} نقطۀ [[ضعف]] و عیبی بیابند به [[پدر]] او پرداختند و از طریق تشکیک در [[ایمان]] او خواستند [[علی]]{{ع}} را بیالایند در حالی که [[روحیات]] و [[باطن]] هرکس را از سخنان و [[سیره]] و زندگیش و نیز آنچه [[نزدیکان]] و بستگانش دربارۀ او میگویند بهتر میتوان [[شناخت]]»<ref>الغدیر، ج ۷ ص ۳۳۰.</ref>. اشعار و کلمات ابوطالب و سخن دیگران دربارۀ وی و احادیثی که دربارۀ اوست بیانگر چهرۀ [[نورانی]] سیّد ابطح و بزرگ [[قریش]] است، همچنین تألیفاتی که دربارۀ اثبات [[ایمان]] او نگاشته شده همگی دال بر آن است که "[[ایمان]] ابوطالب" از مسلّمات [[اعتقادی]] [[شیعه]] و [[اهل بیت]] است<ref>الغدیر، ج ۷ ص ۳۸۴.</ref>. [[امام باقر]]{{ع}} فرمودند: «ابوطالب [[مسلمان]] و با [[ایمان]] از [[دنیا]] رفت»<ref>{{متن حدیث|مَاتَ أَبُو طَالِبِ بْنُ عَبْدِ الْمُطَّلِبِ مُسْلِماً مُؤْمِناً.}}.؛ الغدیر، ج ۷ ص ۳۹۰.</ref>.<ref>ر.ک: محدثی، جواد، فرهنگ غدیر، ص۴۸.</ref> | *ابوطالب پس از فوت [[عبدالمطلب]]، حامی و [[سرپرست]] برادرزادهاش [[حضرت محمّد]] {{صل}} شد<ref>ر.ک: محدثی، جواد، فرهنگ غدیر، ص۴۸.</ref>. [[پیامبر]] از ۸ سالگی در خانۀ ابوطالب رشد کرد و پرورش یافت<ref>دانشنامه نهج البلاغه، ج۱، ص ۸۵.</ref>. شغل او مانند بیشتر بزرگان [[قریش]] [[تجارت]] بود و در سفرهای تجاری او را همراه خود میبرد و از وی مواظبت کامل میکرد؛ زیرا هم [[مقام]] والای برادرزاده را میدانست و هم از [[دشمنی]] [[دشمنان]] نسبت به آن [[حضرت]] باخبر بود. در یکی از سفرهای تجاری به [[شام]]، بحیرای [[راهب]] سیمای [[پیامبر]] را [[شناخت]] و او را به [[پیامبری]] [[بشارت]] داد<ref>دانشنامه نهج البلاغه، ج۱، ص ۸۵.</ref>. ابوطالب پس از [[عبدالمطلب]]، [[صاحب منصب]] سقایت شد. او گرچه دارای [[منصب]] و [[مقام]] بود. اما فردی [[تنگدست]] و در عین حال منیعالطبع بود. از اینرو [[سرپرستی]] دو تن از فرزندانش، [[علی]]{{ع}} و [[جعفر]] را [[پیامبر]] {{صل}} و [[عباس]]، برادرش عهدهدار شدند. وقتی [[رسول خدا]]{{صل}} به [[نبوت]] [[مبعوث]] شد، [[حمایت]] ابوطالب یکی از قویترین پشتوانههای وی بود و همۀ [[توان]] او در راه [[محمد]]{{صل}} و [[دین]] او صرف شد هرچند [[صلاح]] نمیدید [[گرایش]] خود را به [[اسلام]]، علنی و اظهار کند، ولی در [[باطن]] به [[اسلام]] [[ایمان]] آورده بود؛ زیرا در صورت علنی کردن [[ایمان]] خویش دیگر نمیتوانست بهعنوان [[سرپرست]] [[قبیله]] و [[حاکم]] بین [[مشرکان]] از نفوذ خود در [[حمایت]] از [[دین]] نوپای [[اسلام]] بهره ببرد<ref>ر.ک: محدثی، جواد، فرهنگ غدیر، ص۴۸؛ دانشنامۀ نهج البلاغه، ج۱، ص ۸۵ـ ۸۶.</ref>. در این زمینه گفته شده: «مغرضان چون نتوانستند دربارۀ فرزندش [[علی]]{{ع}} نقطۀ [[ضعف]] و عیبی بیابند به [[پدر]] او پرداختند و از طریق تشکیک در [[ایمان]] او خواستند [[علی]]{{ع}} را بیالایند در حالی که [[روحیات]] و [[باطن]] هرکس را از سخنان و [[سیره]] و زندگیش و نیز آنچه [[نزدیکان]] و بستگانش دربارۀ او میگویند بهتر میتوان [[شناخت]]»<ref>الغدیر، ج ۷ ص ۳۳۰.</ref>. اشعار و کلمات ابوطالب و سخن دیگران دربارۀ وی و احادیثی که دربارۀ اوست بیانگر چهرۀ [[نورانی]] سیّد ابطح و بزرگ [[قریش]] است، همچنین تألیفاتی که دربارۀ اثبات [[ایمان]] او نگاشته شده همگی دال بر آن است که "[[ایمان]] ابوطالب" از مسلّمات [[اعتقادی]] [[شیعه]] و [[اهل بیت]] است<ref>الغدیر، ج ۷ ص ۳۸۴.</ref>. [[امام باقر]]{{ع}} فرمودند: «ابوطالب [[مسلمان]] و با [[ایمان]] از [[دنیا]] رفت»<ref>{{متن حدیث|مَاتَ أَبُو طَالِبِ بْنُ عَبْدِ الْمُطَّلِبِ مُسْلِماً مُؤْمِناً.}}.؛ الغدیر، ج ۷ ص ۳۹۰.</ref>.<ref>ر.ک: محدثی، جواد، فرهنگ غدیر، ص۴۸.</ref> | ||