ضرورت امامت: تفاوت میان نسخه‌ها

۱۵٬۴۵۷ بایت اضافه‌شده ،  ‏۲۵ فوریهٔ ۲۰۲۰
بدون خلاصۀ ویرایش
جز (جایگزینی متن - '''']].' به '''']]')
بدون خلاصۀ ویرایش
خط ۷۸: خط ۷۸:
* به دیگر سخن تنها بلوغ و تکامل عقلی مخاطبان [[اسلام]] منافاتی با اصل [[امامت]] ندارد بلکه استعداد و تکامل فکری به معنای فوق شرط و مقدمه بهره‌گیری از وجود [[امام]] است؛ چراکه در صورت عدم رجوع [[مردم]] و یا [[عالمان]] [[دین]] به [[امام]] برای [[تفسیر متشابهات]] و [[حل اختلاف دینی]]، این امر یا از جمود فکری و خشک شدن اندیشه دینی در [[جامعه]] حکایت می‌کند یا بیان‌گر [[جهالت]] [[مردم]] و [[عالمان]] [[دین]] به اصل [[امامت]] و عدم درک [[نیاز رجوع به امام]] در [[حل مسائل دین]] است، که هر دو فرض نشان‌گر عدم بلوغ فکری و عقلی [[مسلمانان]] صدر [[اسلام]] است که در این صورت [[امامت]] ثمربخش نخواهد بود. پس برای توجیه [[خاتمیت]] از طریق اصل [[امامت]] نیز باید به بلوغ فکری - هر چند نسبی - [[مسلمانان]] صدر [[اسلام]] ملتزم شویم.  
* به دیگر سخن تنها بلوغ و تکامل عقلی مخاطبان [[اسلام]] منافاتی با اصل [[امامت]] ندارد بلکه استعداد و تکامل فکری به معنای فوق شرط و مقدمه بهره‌گیری از وجود [[امام]] است؛ چراکه در صورت عدم رجوع [[مردم]] و یا [[عالمان]] [[دین]] به [[امام]] برای [[تفسیر متشابهات]] و [[حل اختلاف دینی]]، این امر یا از جمود فکری و خشک شدن اندیشه دینی در [[جامعه]] حکایت می‌کند یا بیان‌گر [[جهالت]] [[مردم]] و [[عالمان]] [[دین]] به اصل [[امامت]] و عدم درک [[نیاز رجوع به امام]] در [[حل مسائل دین]] است، که هر دو فرض نشان‌گر عدم بلوغ فکری و عقلی [[مسلمانان]] صدر [[اسلام]] است که در این صورت [[امامت]] ثمربخش نخواهد بود. پس برای توجیه [[خاتمیت]] از طریق اصل [[امامت]] نیز باید به بلوغ فکری - هر چند نسبی - [[مسلمانان]] صدر [[اسلام]] ملتزم شویم.  
* سخن آخر اینکه بلوغ عقلی نه ملاک منحصره توجیه [[خاتمیت]] بلکه یکی از ملاک‌ها و دلایل است که در عرض دلایل دیگر از جمله اصل [[امامت]] قرار دارد که مجموع آن دلایل، اصل [[خاتمیت]] را توجیه و [[تبیین]] می‌کند<ref>برای توضیح بیشتر از ملاک‌های خاتمیت ر.ک: نگارنده، آیین خاتم، صص ۴۳۳ و ۴۹۹. </ref><ref>[[محمد حسن قدردان قراملکی|قدردان قراملکی، محمد حسن]]، [[امامت ۲ (کتاب)|امامت]]، ص۱۴۳ - ۱۴۶.</ref>
* سخن آخر اینکه بلوغ عقلی نه ملاک منحصره توجیه [[خاتمیت]] بلکه یکی از ملاک‌ها و دلایل است که در عرض دلایل دیگر از جمله اصل [[امامت]] قرار دارد که مجموع آن دلایل، اصل [[خاتمیت]] را توجیه و [[تبیین]] می‌کند<ref>برای توضیح بیشتر از ملاک‌های خاتمیت ر.ک: نگارنده، آیین خاتم، صص ۴۳۳ و ۴۹۹. </ref><ref>[[محمد حسن قدردان قراملکی|قدردان قراملکی، محمد حسن]]، [[امامت ۲ (کتاب)|امامت]]، ص۱۴۳ - ۱۴۶.</ref>
==[[ضرورت عقلی]] [[امامت]] در [[معارف]] و [[عقاید]] ۵ ج۱==
بعد از [[بیان]] [[شئون]] و مسؤولیت‌های [[امام]] که عبارت بود از: [[تعلیم]] و [[تبیین]]، حراست از [[دین]]، [[تصدی]] [[حکومت]] و [[تولی]] [[امور اجتماعی]] و [[هدایت]] [[امت اسلامی]]، نوبت به بحث از دلائل [[لزوم]] و [[ضرورت امامت]] و [[جانشینی]] برای [[نبی گرامی]] [[اسلام]]{{صل}} می‌‌رسد. در این جا بحث را با [[ادله عقلی]] بر [[ضرورت]] و [[لزوم]] [[امامت]] آغاز می‌‌کنیم.
[[متکلمان اسلامی]] نسبت به [[لزوم]] [[امامت]] [[اتفاق نظر]] دارند هر چند در شیوه [[استدلال]] بر این [[ضرورت]] و نحوه [[وجوب]] با هم متفاوتند. یعنی [[اشاعره]] با توجه به [[انکار]] [[حسن و قبح عقلی]]، [[ضرورت امامت]] را یک [[حکم]] شرعی می‌‌دانند و مخاطب این [[وجوب]] را [[مکلفان]] می‌‌دانند و می‌‌گویند: {{عربی| نصب الامام واجب علینا شرعا}}<ref>ر.ک: شرح المواقف ج۸، ص ۳۴۸ و شرح المقاصد ج۵، ص ۲۳۵.</ref>. متعزله نیز همانند [[اشاعره]] [[نصب امام]] را بر [[مردم]] [[واجب]] دانسته اما [[وجوب]] را به [[عقل]] مستند می‌‌کنند<ref>ر.ک: شرح اصول خمسه، ص ۵۰۸ و المغنی فی أبواب التوحید و العدل ج۲۰ (امامت۱، ص۱۶ الکلام فیما یتعلق بوجوب الإمامة و وجه وجوبها).</ref>.
[[امامیه]] [[نصب امام]] را بر [[خداوند]] [[واجب]] می‌‌دانند و بر پایه [[حسن و قبح عقلی]] [[ضرورت]] [[نصب امام]] را [[عقلی]] می‌‌دانند و می‌‌گویند: {{عربی| نصب الامام واجب علی الله عقلا}}<ref>ر.ک: کشف المراد، ص ۱۸۱ و امامت پژوهی (بررسی دیدگاه‌های امامیه، معتزله و اشاعره)، ص ۱۲۵.</ref>.
بنابراین [[قدر]] مشترک هریک از ادله‌ای که برای [[لزوم]] [[نصب امام]] به وسیله [[مردم]] یا [[نصب امام]] از سوی [[خداوند]] اقامه شده است، اثبات [[ضرورت وجود امام]] است. اما این که [[امام]] را [[مردم]] [[انتخاب]] کنند یا منصبی [[الهی]] است و احتیاج به [[نصب]] و [[نص]] دارد از مسائل اختلافی است که نیازبه تحلیل و بررسی دارد<ref>درباره مهم‌ترین موارد اختلاف طی درس‌های آینده تحت عنوان نصب الهی درباب ویژگی‌های امام و راه‌های شناخت و تعیین امام به تفضیل سخن خواهیم گفت.</ref>.
===دلائل [[ضرورت]] [[امام]]===
برای اثبات [[عقلی]] [[ضرورت امامت]] و [[جانشینی رسول خدا]]{{صل}} به وجوهی می‌‌توان استناد کرد<ref>ر.ک: شرح مواقف، ج ۸، ص ۴۳۵ و پیام قرآن، ج ۱۰، ص ۱۷ و امامت در بینش اسلامی، ص ۵۶.</ref> از جمله:
====استمرار [[شئون پیامبر]]{{صل}}====
[[شئون]] و مسوولیت‌های [[پیامبر]] به غیر از دریافت و تلقی [[وحی]]- که عبارتند از [[تعلیم]] و تببین [[معارف]] و [[احکام]] و [[تربیت]] و [[تزکیه]] و [[زعامت]] و [[تصدی]] [[امور اجتماعی]] و [[هدایت]] [[امت اسلامی]]- همگی از اموری است که پس از [[پیامبر اکرم]]{{صل}} ادامه دارد و تمام شدنی نیست. با توجه به [[خاتمیت]] [[پیامبر اسلام]]{{صل}} و نبود [[پیامبری]] برای [[هدایت]] [[انسان]] و عهده دار شدن [[شئون]] مربوط، تنها راه استمرار این حرکت، [[نظام امامت]] و [[جانشینی]] برای [[پیامبر اکرم]]{{صل}} است. بنابراین لازم است منصبی به عنوان [[جانشینی]] آن [[حضرت]] برای استمرار انجام [[وظائف]] باشد و نبود ساز و کاری برای استمرار [[شئون پیامبر]] اکرم{{صل}} از مصادیق روشن [[نقض غرض]] و خلاف [[حکمت]] محسوب می‌‌شود<ref>استمرار هر یک از شئون پیامبر در امر رسالت به صورت جداگانه می‌‌تواند مبنای استدلال بر ضرورت امامت باشد.</ref>.
====[[وجوب]] مقدمی====
یکی از وجوه [[استدلال]] بر [[ضرورت]] [[امام]] اثبات [[ضرورت]] [[وجوب]] از [[باب ]]مقدمه [[واجب]] است. به این [[بیان]] که [[خداوند]] ما را [[مکلف]] به واجباتی مانند [[جهاد]] و [[اجرای حدود]] و [[قصاص]] و عبادت‌های جمعی مانند [[نماز جمعه]] و [[عید]] کرده است و تحقق این امور بدون وجود زعیم و [[پیشوایی]] [[با کفایت]] و [[شایسته]] ممکن نیست<ref>ر.ک: شرح المواقف، ج ۸، ص ۳۴۶.</ref>.
[[علامه حلی]] در کتاب الفین برای اثبات [[وجوب امامت]] وبه [[وجوب]] مقدمی نیز استناد کرده است به این [[بیان]] که در [[جامعه اسلامی]] امور مهمی متوقف بر [[وجود امام]] است مانند ایجاد هماهنگی در [[جنگ]] و [[جهاد]]، [[اجرای حدود]]، [[تصدی]] امر [[قضاوت]] و [[عبادات]] [[اجتماعی]] مثل نمازعید و [[جمعه]] و ایجاد [[نظم اجتماعی]]. از سوی دیگر می‌‌دانیم مسلما [[شارع]] [[راضی]] به تعطیل این امور نیست و همه آنها متوقف بر [[وجود امام]] است. بنابراین [[وجود امام]] برای [[جامعه اسلامی]] لازم ضروری است<ref>الألفین، ص ۱۷ و ۳۴۶.</ref>.
====جلب [[مصلحت]] و دفع ضرر====
[[دلیل]] دیگری که [[ضرورت وجود امام]] را ثابت می‌‌کند جلب [[مصلحت]] و دفع ضرر است زیرا اگر [[مردم]] [[امام]] و [[پیشوایی]] [[مقتدر]] و دارای نفوذ کلمه نداشته باشند در [[زندگی]] روزمره دچار اختلال و [[هرج و مرج]] می‌‌شوند و هیچ ضرری مهم‌تر از [[هرج]] ومرج ناشی از بی نظمی [[اجتماعی]] نیست بنابراین هیچ مصلحتی بالاتر و با اهمیت‌تر از [[نصب امام]] نیست<ref>ر.ک: تلخیص المحصل المعروف بنقد المحصل، ص ۴۰۶ و شرح قوشجی بر تجرید الاعتقاد، ص ۳۶۵.</ref>.
===[[شبهات]] [[مخالفان]] [[ضرورت]] [[امام]]:===
بعد از [[بیان]] وجوه [[عقلی]] برای اثبات [[ضرورت]] [[امام]] و [[جانشین]] برای [[رسول خدا]]{{صل}}، نوبت به بررسی [[شبهات]] [[مخالفان]] [[ضرورت امامت]] می‌‌رسد در این درس به مواردی اشاره می‌‌کنیم:
#'''ایجاد [[نظم]] بدون [[وجود امام]]''': کارکردهای [[امام]] به وسیله خود [[مردم]] قابل تحقق است یعنی [[مردم]] با آن مقدار از آگاهی‌هایی که از [[دین]] دارند و نیز اصول [[مسلم]] و پذیرفته شده عقلایی می‌‌توانند برای خود یک [[زندگی]] [[دینی]] و عرفی را تحقق بخشند بدون [[نیاز به امام]] و [[خلیفه]] به عنوان زعیم و [[رهبر دینی]]. مانند مردمی که خارج از [[تبعیت]] [[حکومت]] مرکزی به صورت قبیله‌ای [[زندگی]] منظم و منسجمی را دارند.
پاسخ: با آنچه در [[شئون امامت]] در درس‌های قبل گفته شد معلوم می‌‌گردد که واگذاری [[شئون]] و مسوولیت‌های [[امام]]- که تنها یکی از آنها ایجاد [[نظم]] است- به افراد [[جامعه]] چیزی غیر از تشتت و [[هرج و مرج]] در پی نخواهد داشت. و در صورت توافق بر فردی به عنوان زعیم و [[رهبر]] در برخی از طوایف و قبائل، در [[مقام عمل]] مطابقت [[کارها]] با [[احکام شرع]] نادیده گرفته می‌‌شود. علاوه بر این که تجربه نشان داده است زمانی که [[حکومت]] مرکزی از [[اقتدار]] لازم برخوردار نباشد [[نظم]] و انظباط گفته شده نیز به کلی از بین خواهد رفت<ref>ر.ک: شرح مواقف، ج۸، ص ۳۴۷.</ref>.
#'''عدم دسترسی [[مردم]] به [[امام]]''': دسترسی عموم [[مردم]] به [[پیشوای امت]] [[اسلامی]] مقدور نیست بنابراین [[نصب]] [[امامی]] که وقت [[نیاز]] نمی‌توان به او مراجعه کرد نمی‌تواند مصداق کار [[واجب]] و ضروری تلقی شود. '''پاسخ''': روش عقلا و اداره کارهای مربوط به [[شئون]] [[زندگی]] عادی دخالت مستقیم مدیران در تمام [[کارها]] نیست بلکه هر مدیر با برنامه ریزی و [[نظارت]] بر [[اجرا]] و به‌کارگیری افراد [[شایسته]] در امر [[اجرا]] و [[نظارت]] [[اقدام]] می‌‌کند و زعیم [[امت اسلامی]] نیز این گونه است یعنی [[امامت]] متوقف بر دخالت مستقیم و بدون واسطه نیست<ref>شرح مواقف، ج۸، ص ۳۴۷.</ref>.
#'''عدم تحقق شرائط [[امامت]]''': [[امامت]] و [[زعامت]] [[امت اسلامی]] به عنوان [[خلافت]] و [[جانشینی]] از [[رسول خدا]]{{صل}} دارای شرائط و خصوصیاتی است که در بیشتر زمان‌ها فرد واجد همه آن شرائط، یافت نمی‌شود در نتیجه [[وجوب نصب امام]] از مصادیق {{عربی| تکلیف بما لا یطاق}} محسوب می‌‌گردد. '''پاسخ''': هر تکلیفی عقلاً مشروط به قدرت است و هر مقدار از شرائط که احراز نشود نسبت به آن، [[تکلیف]] از عهده برداشته می‌‌شود<ref>شرح مواقف، ج۸، ص ۳۴۷.</ref>. علاوه بر اینکه اشکال بر گروهی وارد است که [[نصب امام]] را [[واجب شرعی]] بر [[امت]] می‌‌دانند. اما بنابر اینکه [[نصب امام]] [[فعل خداوند]] باشد این اشکال از اساس ساقط است.
#'''[[امامت]] و [[خاتمیت]]'''
در بحث [[خاتمیت]] رشد و [[بلوغ]] [[فکری]] [[مردم]] [[حکمت]] بی نیازی از [[شریعت]] [[جدید]] شمرده شده است. حال ممکن است این سوال مطرح شود که [[بلوغ]] [[فکری]] می‌‌تواند سبب بی نیازی از [[امام]] و [[خلیفه]] باشد یعنی [[مؤمنان]] خود می‌‌توانند نیازهای [[دینی]] فردی و [[اجتماعی]] را از [[قرآن]] و [[سنت پیامبر]]{{صل}} برطرف کنند و دیگر چه احتیاجی به [[امام]] و [[جانشین رسول خدا]]{{صل}} است؟ '''پاسخ''': این سوال ناشی از خلط بین [[ختم نبوت]] و ختم [[دیانت]] است. توضیح مطلب این که [[ختم نبوت]] به معنای پایان یافتن شأنی است از [[شئون پیامبر]] یعنی [[دریافت وحی]] و [[شریعت]] برای [[ابلاغ]] به [[مردم]]. اما به اتفاق [[امت اسلامی]] [[رسول خدا]]{{صل}} [[شئون]] دیگری غیر از [[دریافت وحی]] داشتند مانند: [[تبیین]] و توضیح [[معارف]] و [[احکام]] به [[دلیل]] [[آیه کریمه]] {{متن قرآن|وَأَنْزَلْنَا إِلَيْكَ الذِّكْرَ لِتُبَيِّنَ لِلنَّاسِ مَا نُزِّلَ إِلَيْهِمْ وَلَعَلَّهُمْ يَتَفَكَّرُونَ}}<ref>«و بر تو قرآن را فرو فرستادیم تا برای مردم آنچه را که به سوی آنان فرو فرستاده‌اند روشن گردانی و باشد که بیندیشند» سوره نحل، آیه ۴۴.</ref>. و [[تولی]] امور و [[مدیریت]] و [[هدایت]] [[امت]] به [[دلیل]] [[آیه کریمه]] {{متن قرآن|النَّبِيُّ أَوْلَى بِالْمُؤْمِنِينَ مِنْ أَنْفُسِهِمْ}}<ref>«پیامبر بر مؤمنان از خودشان سزاوارتر است» سوره احزاب، آیه ۶.</ref>.
این [[کارها]] و مسؤولیت‌ها مستمر است و تعطیل پذیر و قابل اهمال نیست و از سوی دیگر برای رهایی از [[هرج و مرج]] و [[انحراف]] از [[موازین]] و مقررات [[دینی]]، متصدی معین و واجد خصوصیات و شرائطی را لازم دارد که از او به [[امام]] [[امت اسلامی]] تعبیر می‌‌شود.
با این [[بیان]] معلوم شد که [[امامت]] نه تنها با [[خاتمیت]] تناقی ندارد بلکه مکمل معنای [[خاتمیت]] است. یعنی با [[وجود امام]] و [[جانشین رسول خدا]]{{صل}} و انجام دادن وظائفی که بر عهده آن [[حضرت]]{{صل}} در امر [[هدایت]] [[امت]] بود [[ختم رسالت]] معنای درست و معقولی می‌‌یابد.
[[بلوغ]] [[فکری]] [[مردم]] در دوران [[رسالت پیامبر]] [[اسلام]]{{صل}} نیز به این معناست که بعد از [[رسول خدا]]{{صل}} دیگر نیازی به [[پیامبر]] و [[شریعت]] دیگری ندارند و همان [[دین]] و [[شریعت]] برای [[هدایت]] و [[سعادت]] آنان [[کافی]] است اما این مطلب [[نیاز]] به [[جانشین رسول خدا]] در اجرای [[دستورات]] [[دین اسلام]] را نفی نمی‌کند. بلکه همان گونه که گفته شد [[امامت]] مکمل [[ختم رسالت]] است و [[امت]] به این استعداد و [[قوت]] رسیده‌اند که در زمان بعد از [[رسول خدا]]{{صل}} بتوانند برای رسیدن به [[سعادت]] و کمال از [[وجود امام]] بهره ببرند<ref>ر.ک: خاتمیت، ص ۵۳ و پاسخ به شبهات کلامی دفتر چهارم امامت، ص ۱۴۳.</ref>.


==پرسش‌های وابسته==
==پرسش‌های وابسته==
خط ۸۴: خط ۱۱۳:


==منابع==
==منابع==
{{فهرست اثر}}
{{ستون-شروع|2}}  
{{ستون-شروع|2}}  
* [[پرونده:11124.jpg|22px]] [[محسن اراکی|اراکی، محسن]]، '''[[فقه نظام سیاسی اسلام ج۲ (کتاب)|فقه نظام سیاسی در اسلام، ج۲]]'''.
* [[پرونده:11124.jpg|22px]] [[محسن اراکی|اراکی، محسن]]، '''[[فقه نظام سیاسی اسلام ج۲ (کتاب)|فقه نظام سیاسی در اسلام، ج۲]]'''.
* [[پرونده:978964298273.jpg|22px]] [[محمد حسن قدردان قراملکی|قدردان قراملکی، محمد حسن]]، [[امامت ۲ (کتاب)|'''امامت''']]
* [[پرونده:978964298273.jpg|22px]] [[محمد حسن قدردان قراملکی|قدردان قراملکی، محمد حسن]]، [[امامت ۲ (کتاب)|'''امامت''']]
* [[پرونده:1368914.jpg|22px]] [[عبدالمجید زهادت|زهادت، عبدالمجید]]، [[معارف و عقاید ۵ ج۱ (کتاب)|'''معارف و عقاید ۵''']]
{{پایان}}
{{پایان}}
{{پایان}}


۸۰٬۴۲۳

ویرایش