پرش به محتوا

افضلیت: تفاوت میان نسخه‌ها

۱۲۸ بایت حذف‌شده ،  ‏۲۵ فوریهٔ ۲۰۲۰
بدون خلاصۀ ویرایش
جز (جایگزینی متن - 'رده:مدخل‌های اصلی دانشنامه ' به 'رده:مدخل ')
بدون خلاصۀ ویرایش
خط ۱۱: خط ۱۱:
==مقدمه ==
==مقدمه ==
*بنا بر [[آیات قرآن کریم]] مانند [[آیه]] سؤال و [[آیه تطهیر]] و [[آیه اولی الامر]] و [[احادیث]] [[متواتر]] مانند [[حدیث ثقلین]] [[افضلیت در علم]] و [[مرجعیت علمی اهل بیت]] {{عم}} از جمله [[امام حسن]] {{ع}} ثابت است و در [[مقام]] عمل نیز این [[منزلت]] مورد اعتراف همه قرار گرفته است. بنا بر [[روایات تفسیری]] قریب به ۴۰ [[آیه]] [[قرآن]] درباره [[امام مجتبی]] آمده است.<ref>ر.ک: الامام المجتبی {{ع}} مهجة قلب المصطفی، ص ۱۷.</ref> [[جایگاه]] و مکانت علمی [[امام]] مجتبی در حدی است که [[امیرالمومنین]] {{ع}} برای پاسخ به مسائل به وی ارجاع داده و پس از آنکه [[امام حسن]] {{ع}} [[حکم]] تمام شقوق و احتمالات مساله را [[تبیین]] کردند [[امیرالمومنین]] {{ع}} با تبسم فرمود: صدقت یا بُنی، آنگاه این [[آیه شریفه]] را [[تلاوت]] نمود: {{متن قرآن|ذُرِّيَّةً بَعْضُهَا مِنْ بَعْضٍ وَاللَّهُ سَمِيعٌ عَلِيمٌ}}.<ref>سوره آل عمران، آیه ۴۳. ر.ک: تهذیب الأحکام، ج ۵، ص ۳۵۵. إثبات الهداة بالنصوص و المعجزات، ج ۴، ص ۸.</ref> بنا بر [[نقل]] منابع [[عامه]]، آن [[حضرت]] در سن نوجوانی در [[مسجد]] [[مدینه]] می‌نشست و [[مردم]] دور او گرد آمده و سؤالات و مشکلات دینی آنان را حل می‌فرمود و [[برتری]] وی بر دیگران [[آشکار]] بود<ref>ر.ک: الکشف و البیان (تفسیر ثعلبی)، ج ۱۰، ص ۱۶۵.</ref>»<ref>[[عبدالمجید زهادت|زهادت، عبدالمجید]]، [[معارف و عقاید ۵ (کتاب)|معارف و عقاید ۵]]، جلد ۲ ص ۲.</ref>.
*بنا بر [[آیات قرآن کریم]] مانند [[آیه]] سؤال و [[آیه تطهیر]] و [[آیه اولی الامر]] و [[احادیث]] [[متواتر]] مانند [[حدیث ثقلین]] [[افضلیت در علم]] و [[مرجعیت علمی اهل بیت]] {{عم}} از جمله [[امام حسن]] {{ع}} ثابت است و در [[مقام]] عمل نیز این [[منزلت]] مورد اعتراف همه قرار گرفته است. بنا بر [[روایات تفسیری]] قریب به ۴۰ [[آیه]] [[قرآن]] درباره [[امام مجتبی]] آمده است.<ref>ر.ک: الامام المجتبی {{ع}} مهجة قلب المصطفی، ص ۱۷.</ref> [[جایگاه]] و مکانت علمی [[امام]] مجتبی در حدی است که [[امیرالمومنین]] {{ع}} برای پاسخ به مسائل به وی ارجاع داده و پس از آنکه [[امام حسن]] {{ع}} [[حکم]] تمام شقوق و احتمالات مساله را [[تبیین]] کردند [[امیرالمومنین]] {{ع}} با تبسم فرمود: صدقت یا بُنی، آنگاه این [[آیه شریفه]] را [[تلاوت]] نمود: {{متن قرآن|ذُرِّيَّةً بَعْضُهَا مِنْ بَعْضٍ وَاللَّهُ سَمِيعٌ عَلِيمٌ}}.<ref>سوره آل عمران، آیه ۴۳. ر.ک: تهذیب الأحکام، ج ۵، ص ۳۵۵. إثبات الهداة بالنصوص و المعجزات، ج ۴، ص ۸.</ref> بنا بر [[نقل]] منابع [[عامه]]، آن [[حضرت]] در سن نوجوانی در [[مسجد]] [[مدینه]] می‌نشست و [[مردم]] دور او گرد آمده و سؤالات و مشکلات دینی آنان را حل می‌فرمود و [[برتری]] وی بر دیگران [[آشکار]] بود<ref>ر.ک: الکشف و البیان (تفسیر ثعلبی)، ج ۱۰، ص ۱۶۵.</ref>»<ref>[[عبدالمجید زهادت|زهادت، عبدالمجید]]، [[معارف و عقاید ۵ (کتاب)|معارف و عقاید ۵]]، جلد ۲ ص ۲.</ref>.
*[[برتری]] و [[افضلیت امام]] [[حسین]] {{ع}} و [[جایگاه]] و [[منزلت]] ویژه آن [[حضرت]] نزد [[رسول خدا]] {{صل}} از امور مسلم و پذیرفته شده نزد [[مسلمانان]] است. برخی تا [[حدود]] ۱۲۰ [[آیه]] از [[قرآن کریم]] را با ملاحظه [[روایات]] تفسیری درباره [[امام حسین]] {{ع}} استخراج کرده‌اند. بخش عمده‌ای از این [[آیات]] در [[فضائل]] مشترک و بخش دیگر در [[فضائل]] مختص [[امام حسین]] {{ع}} است.<ref>ر.ک: شواهد التنزیل حاکم حسکانی و فرائد السمطین و بحار، ج ۴۴، ص ۲۱۷ و الحسین فی القرآن سید محمد واحدی.</ref> غیر از آنچه در درس‌های قبل گفته شد در این درس به [[آیه]] اطعام اشاره می‌کنیم که مربوط است به ماجرای غذا دادن به [[فقیر]] و مسکین و یتیم از طرف [[امیرالمومنین]] {{ع}} و [[فاطمه]] زهراء {{س}} و [[امام حسن]] {{ع}} و [[امام حسین]] {{ع}}: [[قرآن کریم]] در [[آیات]] ۵ تا ۱۱ سوره [[انسان]] ([[هل اتی]]) به این ماجرا نظر دارد تا آنجا که می‌فرماید: «{{متن قرآن|وَيُطْعِمُونَ الطَّعَامَ عَلَى حُبِّهِ مِسْكِينًا وَيَتِيمًا وَأَسِيرًا}}<ref>«و خوراک را با دوست داشتنش  به بینوا و یتیم و اسیر می‌دهند» سوره انسان، آیه ۸.</ref>  {{متن قرآن|إِنَّمَا نُطْعِمُكُمْ لِوَجْهِ اللَّهِ لَا نُرِيدُ مِنْكُمْ جَزَاءً وَلَا شُكُورًا}}<ref>«(با خود می‌گویند:) شما را تنها برای خشنودی خداوند خوراک می‌دهیم، نه پاداشی از شما خواهانیم و نه سپاسی» سوره انسان، آیه ۹.</ref> و غذای خود را با اینکه به آن علاقه و نیاز دارند به مسکین و یتیم و اسیر می‌دهند. و می‌گویند: ما شما را برای [[خدا]] اطعام می‌کنیم و، هیچ [[پاداش]] و تشکری از شما نمی‌خواهیم. کتاب الغدیر از ۳۴ نفر از علمای معروف [[اهل سنت]] نام می‌برد که این [[حدیث]] را در کتاب‌های خود آورده‌اند لذا [[روایت]] فوق از روایاتی است که در میان [[اهل سنت]] مشهور بلکه [[متواتر]] است.<ref>ر.ک: الغدیر: ج ۳، ص ۱۰۷ و احقاق الحق، ج ۳، ص ۱۵۷ و تفسیر نمونه، ج ۲۵، ص ۳۴۲.</ref>»<ref>[[عبدالمجید زهادت|زهادت، عبدالمجید]]، [[معارف و عقاید ۵ (کتاب)|معارف و عقاید ۵]]، جلد ۲ ص ۲۷-۲۹.</ref>.
*[[برتری]] و [[افضلیت امام]] [[حسین]] {{ع}} و [[جایگاه]] و [[منزلت]] ویژه آن [[حضرت]] نزد [[رسول خدا]] {{صل}} از امور مسلم و پذیرفته شده نزد [[مسلمانان]] است. برخی تا [[حدود]] ۱۲۰ [[آیه]] از [[قرآن کریم]] را با ملاحظه [[روایات]] تفسیری درباره [[امام حسین]] {{ع}} استخراج کرده‌اند. بخش عمده‌ای از این [[آیات]] در [[فضائل]] مشترک و بخش دیگر در [[فضائل]] مختص [[امام حسین]] {{ع}} است.<ref>ر.ک: شواهد التنزیل حاکم حسکانی و فرائد السمطین و بحار، ج ۴۴، ص ۲۱۷ و الحسین فی القرآن سید محمد واحدی.</ref> در اینجا به [[آیه]] اطعام اشاره می‌کنیم که مربوط است به ماجرای غذا دادن به [[فقیر]] و مسکین و یتیم از طرف [[امیرالمومنین]] {{ع}} و [[فاطمه]] زهراء {{س}} و [[امام حسن]] {{ع}} و [[امام حسین]] {{ع}}: [[قرآن کریم]] در [[آیات]] ۵ تا ۱۱ سوره [[انسان]] ([[هل اتی]]) به این ماجرا نظر دارد تا آنجا که می‌فرماید: «{{متن قرآن|وَيُطْعِمُونَ الطَّعَامَ عَلَى حُبِّهِ مِسْكِينًا وَيَتِيمًا وَأَسِيرًا}}<ref>«و خوراک را با دوست داشتنش  به بینوا و یتیم و اسیر می‌دهند» سوره انسان، آیه ۸.</ref>  {{متن قرآن|إِنَّمَا نُطْعِمُكُمْ لِوَجْهِ اللَّهِ لَا نُرِيدُ مِنْكُمْ جَزَاءً وَلَا شُكُورًا}}<ref>«(با خود می‌گویند:) شما را تنها برای خشنودی خداوند خوراک می‌دهیم، نه پاداشی از شما خواهانیم و نه سپاسی» سوره انسان، آیه ۹.</ref> و غذای خود را با اینکه به آن علاقه و نیاز دارند به مسکین و یتیم و اسیر می‌دهند. و می‌گویند: ما شما را برای [[خدا]] اطعام می‌کنیم و، هیچ [[پاداش]] و تشکری از شما نمی‌خواهیم. کتاب الغدیر از ۳۴ نفر از علمای معروف [[اهل سنت]] نام می‌برد که این [[حدیث]] را در کتاب‌های خود آورده‌اند لذا [[روایت]] فوق از روایاتی است که در میان [[اهل سنت]] مشهور بلکه [[متواتر]] است.<ref>ر.ک: الغدیر: ج ۳، ص ۱۰۷ و احقاق الحق، ج ۳، ص ۱۵۷ و تفسیر نمونه، ج ۲۵، ص ۳۴۲.</ref>»<ref>[[عبدالمجید زهادت|زهادت، عبدالمجید]]، [[معارف و عقاید ۵ (کتاب)|معارف و عقاید ۵]]، جلد ۲ ص ۲۷-۲۹.</ref>.
*افضلیت و [[برتری امام]] [[سجاد]] {{ع}} مستند به اموری است که برای هر مسلمانی قابل قبول می‌باشد مهم‌ترین این مستندات سخن [[نبی اکرم]] {{صل}} درباره [[امام چهارم]] [[حضرت]] [[علی بن الحسین]] {{ع}} است: [[محمد بن مسلم]] مکی می‌گوید: ما با [[جابر بن عبدالله انصاری]] بودیم که [[حضرت]] [[علی بن الحسین]] {{ع}} به همراه [[فرزند]] کوچک خود [[محمد بن علی]] {{ع}} نزد [[جابر]] آمدند [[امام سجاد]] {{ع}} به فرزندش فرمود: عمویت را ببوس. [[محمد بن علی]] آمد که سر [[جابر]] را ببوسد [[جابر]] در حالی که چشمش نمی‌دید گفت: این کیست؟ [[امام]] [[زین العابدین]] {{ع}} فرمود که: این پسر من، [[محمد]] است، [[جابر]] آن [[حضرت]] را در برگرفت و گفت: یا [[محمد]]! [[رسول الله]] بتو [[سلام]] رسانید، حاضران از [[جابر]] پرسیدند: چگونه؟ گفت من با [[رسول الله]] {{صل}} بودم که [[امام حسین]] {{ع}} در دامنش بود و او را نوازش می‌داد. در این میان [[پیامبر]] {{ع}} رو به جانب من کرد و فرمود: {{عربی|"يا جابِرُ، يُولَدُ لابني الحسينِ ابنٌ يُقالُ لهُ: عليٌّ، إذا كانَ يومُ القيامةِ نادی مُنادٍ: لِيَقُمْ سيّدُ العابدينَ، فيقومُ عليُّ بنُ الحسينِ. ويُولَدُ لِعليٍّ ابنٌ يُقالُ لَه: محمّدٌ. يا جابِرُ، إنْ رأيتَهُ فأقْرِئهُ مِنّي السَّلامَ"}}<ref>کشف الغمة فی معرفة الأئمة (ط – القدیمة)، ج ۲، ص ۱۱۹، منابع دیگر مانند: إحقاق الحق، ج ۱۲، ص ۱۳ و تاریخ دمشق ابن عساکر، ج ۵۴، ص ۲۷۶ و حیلة الأبرار فی أحوال محمد و آله الأطاهر {{عم}}، ج ۴، ص ۳۶۳. بحار الأنوار، ج ۴۶، ص ۲۲۷. تذکرة الخواص من الأمة فی ذکر خصائص الأئمة، ۳۰۳. ای جابر فرزندم حسین {{ع}} در آینده پسری خواهد داشت که نامش را علی می‌نهند و چون روز قیامت شود منادی حق از عرش ندا دهد: سیدالعابدین بپا خیزد در این هنگام علی بن الحسین وارد محشر می‌شود و علی را پسری باشد محمد نام أی جابر چون بینی او را از من به او سلام برسان.</ref>.
*افضلیت و [[برتری امام]] [[سجاد]] {{ع}} مستند به اموری است که برای هر مسلمانی قابل قبول می‌باشد مهم‌ترین این مستندات سخن [[نبی اکرم]] {{صل}} درباره [[امام چهارم]] [[حضرت]] [[علی بن الحسین]] {{ع}} است: [[محمد بن مسلم]] مکی می‌گوید: ما با [[جابر بن عبدالله انصاری]] بودیم که [[حضرت]] [[علی بن الحسین]] {{ع}} به همراه [[فرزند]] کوچک خود [[محمد بن علی]] {{ع}} نزد [[جابر]] آمدند [[امام سجاد]] {{ع}} به فرزندش فرمود: عمویت را ببوس. [[محمد بن علی]] آمد که سر [[جابر]] را ببوسد [[جابر]] در حالی که چشمش نمی‌دید گفت: این کیست؟ [[امام]] [[زین العابدین]] {{ع}} فرمود که: این پسر من، [[محمد]] است، [[جابر]] آن [[حضرت]] را در برگرفت و گفت: یا [[محمد]]! [[رسول الله]] بتو [[سلام]] رسانید، حاضران از [[جابر]] پرسیدند: چگونه؟ گفت من با [[رسول الله]] {{صل}} بودم که [[امام حسین]] {{ع}} در دامنش بود و او را نوازش می‌داد. در این میان [[پیامبر]] {{ع}} رو به جانب من کرد و فرمود: {{عربی|"يا جابِرُ، يُولَدُ لابني الحسينِ ابنٌ يُقالُ لهُ: عليٌّ، إذا كانَ يومُ القيامةِ نادی مُنادٍ: لِيَقُمْ سيّدُ العابدينَ، فيقومُ عليُّ بنُ الحسينِ. ويُولَدُ لِعليٍّ ابنٌ يُقالُ لَه: محمّدٌ. يا جابِرُ، إنْ رأيتَهُ فأقْرِئهُ مِنّي السَّلامَ"}}<ref>کشف الغمة فی معرفة الأئمة (ط – القدیمة)، ج ۲، ص ۱۱۹، منابع دیگر مانند: إحقاق الحق، ج ۱۲، ص ۱۳ و تاریخ دمشق ابن عساکر، ج ۵۴، ص ۲۷۶ و حیلة الأبرار فی أحوال محمد و آله الأطاهر {{عم}}، ج ۴، ص ۳۶۳. بحار الأنوار، ج ۴۶، ص ۲۲۷. تذکرة الخواص من الأمة فی ذکر خصائص الأئمة، ۳۰۳. ای جابر فرزندم حسین {{ع}} در آینده پسری خواهد داشت که نامش را علی می‌نهند و چون روز قیامت شود منادی حق از عرش ندا دهد: سیدالعابدین بپا خیزد در این هنگام علی بن الحسین وارد محشر می‌شود و علی را پسری باشد محمد نام أی جابر چون بینی او را از من به او سلام برسان.</ref>.
و [[امام باقر]] {{ع}} فرمود: {{عربی|"سَمِعْتُ جَابِرَ بْنَ عَبْدِ اللَّهِ يَقُولُ: أَنْتَ ابْنُ خَيْرِ الْبَرِيَّةِ وَ جَدُّكَ سَيِّدُ شَبَابِ أَهْلِ الْجَنَّةِ وَ جَدَّتُكَ سَيِّدَةُ نِسَاءِ الْعَالَمِينَ"}}<ref>بحار الأنوار، ج ۴۶، ص ۲۲۷.</ref>.
و [[امام باقر]] {{ع}} فرمود: {{عربی|"سَمِعْتُ جَابِرَ بْنَ عَبْدِ اللَّهِ يَقُولُ: أَنْتَ ابْنُ خَيْرِ الْبَرِيَّةِ وَ جَدُّكَ سَيِّدُ شَبَابِ أَهْلِ الْجَنَّةِ وَ جَدَّتُكَ سَيِّدَةُ نِسَاءِ الْعَالَمِينَ"}}<ref>بحار الأنوار، ج ۴۶، ص ۲۲۷.</ref>.
خط ۱۸: خط ۱۸:
*[[برتری امام]] [[باقر]] {{ع}} بر دیگران در [[فضیلت‌ها]] و صفات و ویژگی‌هایی که در [[امامت]] لازم است از سخنان [[پیامبر]] {{صل}} و دیگر [[امامان]] و حتی از کلمات سایر [[دانشمندان]] [[مسلمان]] نیز قابل استفاده است:
*[[برتری امام]] [[باقر]] {{ع}} بر دیگران در [[فضیلت‌ها]] و صفات و ویژگی‌هایی که در [[امامت]] لازم است از سخنان [[پیامبر]] {{صل}} و دیگر [[امامان]] و حتی از کلمات سایر [[دانشمندان]] [[مسلمان]] نیز قابل استفاده است:


'''[[بشارت پیامبر]]''': [[روایت]] [[جابر]] از [[رسول خدا]] {{صل}} در [[بشارت]] به آمدن [[امام باقر]] {{ع}} در منابع [[فریقین]] ثبت شده است: [[امام صادق]] {{ع}} فرمود: [[جابر بن عبدالله انصاری]] آخرین [[اصحاب]] [[پیغمبر]] {{صل}} بود که زنده مانده بود و او مری بود که تنها به ما [[اهل بیت]] توجه داشت. در [[مسجد]] [[پیغمبر]] می‌نشست و [[عمامه]] سیاهی دور سر می‌بست و فریاد می‌زد: یا باقرالعلوم، یا باقرالعلوم. اهل [[مدینه]] می‌گفتند [[جابر]] هذیان می‌گوید، می‌گفت: نه به [[خدا]] من هذیان نمی‌گویم، بلکه من از [[پیغمبر]] {{صل}} شنیدم می‌فرمود: {{عربی|"إِنَّكَ سَتُدْرِكُ رَجُلًا مِنِّي اسْمُهُ اسْمِي وَ شَمَائِلُهُ شَمَائِلِي يَبْقُرُ الْعِلْمَ بَقْراً"}}<ref>کافی، ج ۱، ص ۴۶۹. سخن پیامبر به جابر را سایر منابع نیز ذکر کرده‌اند و با عبارت‌های گوناگون در درس‌های گذشته و ابتدای این درس گذشت.</ref>. تو به مردی از [[خاندان]] من می‌رسی که هم‌نام و هم‌شمائل من است و [[علم]] را می‌شکافد و توضیح و تشریح می‌کند، این است سبب آنچه می‌گویم. [[راوی]] گوید: روزی [[جابر]] از یکی از کوچه‌های [[مدینه]] می‌گذشت و [[محمد بن علی]] {{ع}} آنجا بود چون [[جابر]] نگاهش به او افتاد، گفت: ای پسر پیش بیا، او پیش آمد، سپس گفت: برگرد، او برگشت، [[جابر]] گفت: [[سوگند]] به آن که جانم در دست اوست که شمائل این پسر شمائل [[پیغمبر]] است، ای پسر اسم تو چیست؟ گفت اسمم [[محمد]] بن [[علی بن الحسین]] است، [[جابر]] به سویش رفت و سرش را بوسید و می‌گفت: پدر و مادرم به قربانت، پدرت [[رسول خدا]] {{صل}} [[سلامت]] می‌رسانید و چنین گفت.
'''[[بشارت پیامبر]]''': [[روایت]] [[جابر]] از [[رسول خدا]] {{صل}} در [[بشارت]] به آمدن [[امام باقر]] {{ع}} در منابع [[فریقین]] ثبت شده است: [[امام صادق]] {{ع}} فرمود: [[جابر بن عبدالله انصاری]] آخرین [[اصحاب]] [[پیغمبر]] {{صل}} بود که زنده مانده بود و او مری بود که تنها به ما [[اهل بیت]] توجه داشت. در [[مسجد]] [[پیغمبر]] می‌نشست و [[عمامه]] سیاهی دور سر می‌بست و فریاد می‌زد: یا باقرالعلوم، یا باقرالعلوم. اهل [[مدینه]] می‌گفتند [[جابر]] هذیان می‌گوید، می‌گفت: نه به [[خدا]] من هذیان نمی‌گویم، بلکه من از [[پیغمبر]] {{صل}} شنیدم می‌فرمود: {{عربی|"إِنَّكَ سَتُدْرِكُ رَجُلًا مِنِّي اسْمُهُ اسْمِي وَ شَمَائِلُهُ شَمَائِلِي يَبْقُرُ الْعِلْمَ بَقْراً"}}<ref>کافی، ج ۱، ص ۴۶۹. سخن پیامبر به جابر را سایر منابع نیز ذکر کرده‌اند و با عبارت‌های گوناگون گذشت.</ref>. تو به مردی از [[خاندان]] من می‌رسی که هم‌نام و هم‌شمائل من است و [[علم]] را می‌شکافد و توضیح و تشریح می‌کند، این است سبب آنچه می‌گویم. [[راوی]] گوید: روزی [[جابر]] از یکی از کوچه‌های [[مدینه]] می‌گذشت و [[محمد بن علی]] {{ع}} آنجا بود چون [[جابر]] نگاهش به او افتاد، گفت: ای پسر پیش بیا، او پیش آمد، سپس گفت: برگرد، او برگشت، [[جابر]] گفت: [[سوگند]] به آن که جانم در دست اوست که شمائل این پسر شمائل [[پیغمبر]] است، ای پسر اسم تو چیست؟ گفت اسمم [[محمد]] بن [[علی بن الحسین]] است، [[جابر]] به سویش رفت و سرش را بوسید و می‌گفت: پدر و مادرم به قربانت، پدرت [[رسول خدا]] {{صل}} [[سلامت]] می‌رسانید و چنین گفت.


'''[[امام باقر]] {{ع}} در سخن دیگران''': [[بشارت پیامبر]] {{صل}} به [[نقل]] از [[جابر]] [[مورد اتفاق]] [[فریقین]] می‌باشد به طوری که ابن شهر آشوب مازندرانی می‌نویسد: {{عربی|"وَ حَدِيثُ جَابِرٍ مَشْهُورٌ مَعْرُوفٌ رَوَاهُ فُقَهَاءُ الْمَدِينَةِ وَ الْعِرَاقِ كُلُّهُمْ"}}<ref>مناقب آل أبی طالب {{عم}} (لابن شهر آشوب)، ج ۴، ص ۱۹۶.</ref>.
'''[[امام باقر]] {{ع}} در سخن دیگران''': [[بشارت پیامبر]] {{صل}} به [[نقل]] از [[جابر]] [[مورد اتفاق]] [[فریقین]] می‌باشد به طوری که ابن شهر آشوب مازندرانی می‌نویسد: {{عربی|"وَ حَدِيثُ جَابِرٍ مَشْهُورٌ مَعْرُوفٌ رَوَاهُ فُقَهَاءُ الْمَدِينَةِ وَ الْعِرَاقِ كُلُّهُمْ"}}<ref>مناقب آل أبی طالب {{عم}} (لابن شهر آشوب)، ج ۴، ص ۱۹۶.</ref>.
۲۲۴٬۹۶۷

ویرایش