پرش به محتوا

بخل در اخلاق اسلامی: تفاوت میان نسخه‌ها

جز
جایگزینی متن - 'حضرت حق' به 'حضرت حق'
بدون خلاصۀ ویرایش
جز (جایگزینی متن - 'حضرت حق' به 'حضرت حق')
خط ۱۰: خط ۱۰:


==مقدمه==
==مقدمه==
*[[بخل]]، ملکه‌ای است که [[آدمی]] را از استفاده [[شایسته]] از آنچه که [[خداوند]] به او عطا نموده، باز می‌دارد. در اینجا، منظور از "استفاده [[شایسته]]"، استفاده در مواردی است که [[حضرت]] [[حق]] بدان [[راضی]] بوده، آن موارد شامل [[اسراف]] و تبذیر نگردد.
*[[بخل]]، ملکه‌ای است که [[آدمی]] را از استفاده [[شایسته]] از آنچه که [[خداوند]] به او عطا نموده، باز می‌دارد. در اینجا، منظور از "استفاده [[شایسته]]"، استفاده در مواردی است که [[حضرت حق]] بدان [[راضی]] بوده، آن موارد شامل [[اسراف]] و تبذیر نگردد.
*این ملکه، از نظر معنی برعکس سخاء و [[بخشش]] می‌باشد؛ و همچون [[بخشش]] هرچند در مورد [[مال]] و [[ثروت]] مشهور شده، امّا تنها مخصوص به [[اموال]] نمی‌باشد. بلکه [[ثروت]] و علاوه بر آن تمامی آنچه [[خداوند]] به [[انسان]] بخشیده است- همچون [[دانش]]، [[قدرت]]، آبرو و... - را شامل می‌شود<ref>[[حسین مظاهری|مظاهری، حسین]]، [[دانش اخلاق اسلامی ج۲ (کتاب)|دانش اخلاق اسلامی]]، ج۲، ص ۳۶۲.</ref>.
*این ملکه، از نظر معنی برعکس سخاء و [[بخشش]] می‌باشد؛ و همچون [[بخشش]] هرچند در مورد [[مال]] و [[ثروت]] مشهور شده، امّا تنها مخصوص به [[اموال]] نمی‌باشد. بلکه [[ثروت]] و علاوه بر آن تمامی آنچه [[خداوند]] به [[انسان]] بخشیده است- همچون [[دانش]]، [[قدرت]]، آبرو و... - را شامل می‌شود<ref>[[حسین مظاهری|مظاهری، حسین]]، [[دانش اخلاق اسلامی ج۲ (کتاب)|دانش اخلاق اسلامی]]، ج۲، ص ۳۶۲.</ref>.
*این [[رذیلت اخلاقی]]، به‌شدّت در [[قرآن]] و [[حدیث]] مورد مذمّت قرار گرفته است. به این مجموعه از [[آیات]] [[کتاب الهی]] بنگرید:
*این [[رذیلت اخلاقی]]، به‌شدّت در [[قرآن]] و [[حدیث]] مورد مذمّت قرار گرفته است. به این مجموعه از [[آیات]] [[کتاب الهی]] بنگرید:
خط ۳۴: خط ۳۴:
==نکاتی [[قرآنی]] درباره بُخل==
==نکاتی [[قرآنی]] درباره بُخل==
#این [[آیات]]، نخست اشاره می‌نماید که این [[رذیلت]] به‌سختی در میان [[مردمان]] شائع است، و بسیاری از آنان به آن [[مبتلا]] می‌باشند: {{متن قرآن|وَأُحْضِرَتِ الْأَنْفُسُ الشُّحَّ}}<ref>«و جان‌ها آز را در آستین دارند » سوره نساء، آیه ۱۲۸.</ref><ref>[[حسین مظاهری|مظاهری، حسین]]، [[دانش اخلاق اسلامی ج۲ (کتاب)|دانش اخلاق اسلامی]]، ج۲، ص ۳۶۶.</ref>.
#این [[آیات]]، نخست اشاره می‌نماید که این [[رذیلت]] به‌سختی در میان [[مردمان]] شائع است، و بسیاری از آنان به آن [[مبتلا]] می‌باشند: {{متن قرآن|وَأُحْضِرَتِ الْأَنْفُسُ الشُّحَّ}}<ref>«و جان‌ها آز را در آستین دارند » سوره نساء، آیه ۱۲۸.</ref><ref>[[حسین مظاهری|مظاهری، حسین]]، [[دانش اخلاق اسلامی ج۲ (کتاب)|دانش اخلاق اسلامی]]، ج۲، ص ۳۶۶.</ref>.
#اشاره می‌فرماید که آن [[رذیلت]]، گاه می‌تواند [[انسان]] را به [[کفر]] [[مبتلا]] ساخته او را از [[اسلام]] دور سازد: {{متن قرآن|فَلَمَّا آتَاهُمْ مِنْ فَضْلِهِ بَخِلُوا بِهِ وَتَوَلَّوْا وَهُمْ مُعْرِضُونَ}}<ref>«و چون (خداوند) از بخشش خود به آنان ارزانی داشت تنگ‌چشمی ورزیدند و با رویگردانی بازگشتند» سوره توبه، آیه ۷۶.</ref>. مشهور در میان مفسّران چنان است که این [[آیه]]، درباره ثعلبه بن حاطب - که پیش از این به تفصیل حکایت او را بازگفتیم -، نازل شده است؛ چه او با استنکاف از پرداخت [[زکات]]، نسبت به [[حقوق]] [[واجب]] [[مالی]] خود [[بخل]] ورزید، و [[زکات]] را همچون جزیه‌ای دانست که از [[اهل کتاب]] ستانده می‌شود. [[حضرت]] [[حق]] نیز پس از این [[آیه]] این‌ چنین در [[حق]] او سخن راند: {{متن قرآن|فَأَعْقَبَهُمْ نِفَاقًا فِي قُلُوبِهِمْ إِلَى يَوْمِ يَلْقَوْنَهُ}}<ref>«آنگاه به کیفر شکستن پیمانی که با خداوند بسته بودند و دروغی که می‌گفتند (خداوند) تا روزی که به لقای او برسند دورویی را در دل‌هایشان بر جای نهاد» سوره توبه، آیه ۷۷.</ref>.[[پیامبر اکرم]]{{صل}} نیز چون این سخن را از او شنیدند، با [[حسرت]] بر [[عاقبت]] نافرجام او فرمودند: "وای بر ثعلبه! وای بر ثعلبه!" <ref>{{متن حدیث| يَا وَيْحَ‌ ثَعْلَبَةَ يَا وَيْحَ‌ ثَعْلَبَةَ}}؛ بحار الأنوار، ج۲۲، ص۴۰.</ref>. این [[آیات]]، همچون آیاتی است که درباره [[قارون]] نازل شده است؛ چه هر چند [[حضرت موسی]]{{ع}} در پرداخت [[زکات]] [[قارون]] تسهیل فرمود، امّا او باز هم از پرداخت آن سر باز زد. گفته‌اند که [[قارون]] نه تنها از پرداخت [[زکات]] سرپیچید، که بر آن شد که با نسبت دادن [[تهمت]] [[زنا]] به آن [[پیامبر]] عظیم‌الشّأن [[الهی]]، او را از طلب [[زکات]] بازدارد!. [[خداوند]] امّا آن [[تهمت]] را از [[پیامبر]] خود برطرف، و [[قارون]] را در میان [[قوم]] رسوا فرمود: {{متن قرآن|إِنَّ قَارُونَ كَانَ مِنْ قَوْمِ مُوسَى فَبَغَى عَلَيْهِمْ وَآتَيْنَاهُ مِنَ الْكُنُوزِ مَا إِنَّ مَفَاتِحَهُ لَتَنُوءُ بِالْعُصْبَةِ أُولِي الْقُوَّةِ إِذْ قَالَ لَهُ قَوْمُهُ لَا تَفْرَحْ إِنَّ اللَّهَ لَا يُحِبُّ الْفَرِحِينَ * قَالَ إِنَّمَا أُوتِيتُهُ عَلَى عِلْمٍ عِنْدِي ... * فَخَسَفْنَا بِهِ وَبِدَارِهِ الْأَرْضَ فَمَا كَانَ لَهُ مِنْ فِئَةٍ يَنْصُرُونَهُ مِنْ دُونِ اللَّهِ وَمَا كَانَ مِنَ الْمُنْتَصِرِينَ}}<ref>«بی‌گمان قارون از قوم موسی بود و در برابر آنان سرکشی کرد و ما بدو از گنج‌ها چندان دادیم که (حمل) مخزن های آن بر گروه نیرومند هم گرانبار می‌آمد؛ هنگامی که قوم وی بدو گفتند: سرخوشی پیشه مکن که خداوند سرخوشان را دوست نمی‌دارد * (قارون می) گفت: تنها برای دانشی که خود داشتم آن را به من داده‌اند، * پس او و خانه او را به زمین فرو بردیم آنگاه هیچ گروهی نداشت که در برابر خداوند یاریش کنند و از کسانی نبود که داد خویش می‌ستانند» سوره قصص، آیه ۷۶-۸۱. </ref><ref>[[حسین مظاهری|مظاهری، حسین]]، [[دانش اخلاق اسلامی ج۲ (کتاب)|دانش اخلاق اسلامی]]، ج۲، ص ۳۶۷-۳۶۸.</ref><ref>[[حسین مظاهری|مظاهری، حسین]]، [[دانش اخلاق اسلامی ج۲ (کتاب)|دانش اخلاق اسلامی]]، ج۲، ص ۳۶۶-۳۶۷.</ref>.
#اشاره می‌فرماید که آن [[رذیلت]]، گاه می‌تواند [[انسان]] را به [[کفر]] [[مبتلا]] ساخته او را از [[اسلام]] دور سازد: {{متن قرآن|فَلَمَّا آتَاهُمْ مِنْ فَضْلِهِ بَخِلُوا بِهِ وَتَوَلَّوْا وَهُمْ مُعْرِضُونَ}}<ref>«و چون (خداوند) از بخشش خود به آنان ارزانی داشت تنگ‌چشمی ورزیدند و با رویگردانی بازگشتند» سوره توبه، آیه ۷۶.</ref>. مشهور در میان مفسّران چنان است که این [[آیه]]، درباره ثعلبه بن حاطب - که پیش از این به تفصیل حکایت او را بازگفتیم -، نازل شده است؛ چه او با استنکاف از پرداخت [[زکات]]، نسبت به [[حقوق]] [[واجب]] [[مالی]] خود [[بخل]] ورزید، و [[زکات]] را همچون جزیه‌ای دانست که از [[اهل کتاب]] ستانده می‌شود. [[حضرت حق]] نیز پس از این [[آیه]] این‌ چنین در [[حق]] او سخن راند: {{متن قرآن|فَأَعْقَبَهُمْ نِفَاقًا فِي قُلُوبِهِمْ إِلَى يَوْمِ يَلْقَوْنَهُ}}<ref>«آنگاه به کیفر شکستن پیمانی که با خداوند بسته بودند و دروغی که می‌گفتند (خداوند) تا روزی که به لقای او برسند دورویی را در دل‌هایشان بر جای نهاد» سوره توبه، آیه ۷۷.</ref>.[[پیامبر اکرم]]{{صل}} نیز چون این سخن را از او شنیدند، با [[حسرت]] بر [[عاقبت]] نافرجام او فرمودند: "وای بر ثعلبه! وای بر ثعلبه!" <ref>{{متن حدیث| يَا وَيْحَ‌ ثَعْلَبَةَ يَا وَيْحَ‌ ثَعْلَبَةَ}}؛ بحار الأنوار، ج۲۲، ص۴۰.</ref>. این [[آیات]]، همچون آیاتی است که درباره [[قارون]] نازل شده است؛ چه هر چند [[حضرت موسی]]{{ع}} در پرداخت [[زکات]] [[قارون]] تسهیل فرمود، امّا او باز هم از پرداخت آن سر باز زد. گفته‌اند که [[قارون]] نه تنها از پرداخت [[زکات]] سرپیچید، که بر آن شد که با نسبت دادن [[تهمت]] [[زنا]] به آن [[پیامبر]] عظیم‌الشّأن [[الهی]]، او را از طلب [[زکات]] بازدارد!. [[خداوند]] امّا آن [[تهمت]] را از [[پیامبر]] خود برطرف، و [[قارون]] را در میان [[قوم]] رسوا فرمود: {{متن قرآن|إِنَّ قَارُونَ كَانَ مِنْ قَوْمِ مُوسَى فَبَغَى عَلَيْهِمْ وَآتَيْنَاهُ مِنَ الْكُنُوزِ مَا إِنَّ مَفَاتِحَهُ لَتَنُوءُ بِالْعُصْبَةِ أُولِي الْقُوَّةِ إِذْ قَالَ لَهُ قَوْمُهُ لَا تَفْرَحْ إِنَّ اللَّهَ لَا يُحِبُّ الْفَرِحِينَ * قَالَ إِنَّمَا أُوتِيتُهُ عَلَى عِلْمٍ عِنْدِي ... * فَخَسَفْنَا بِهِ وَبِدَارِهِ الْأَرْضَ فَمَا كَانَ لَهُ مِنْ فِئَةٍ يَنْصُرُونَهُ مِنْ دُونِ اللَّهِ وَمَا كَانَ مِنَ الْمُنْتَصِرِينَ}}<ref>«بی‌گمان قارون از قوم موسی بود و در برابر آنان سرکشی کرد و ما بدو از گنج‌ها چندان دادیم که (حمل) مخزن های آن بر گروه نیرومند هم گرانبار می‌آمد؛ هنگامی که قوم وی بدو گفتند: سرخوشی پیشه مکن که خداوند سرخوشان را دوست نمی‌دارد * (قارون می) گفت: تنها برای دانشی که خود داشتم آن را به من داده‌اند، * پس او و خانه او را به زمین فرو بردیم آنگاه هیچ گروهی نداشت که در برابر خداوند یاریش کنند و از کسانی نبود که داد خویش می‌ستانند» سوره قصص، آیه ۷۶-۸۱. </ref><ref>[[حسین مظاهری|مظاهری، حسین]]، [[دانش اخلاق اسلامی ج۲ (کتاب)|دانش اخلاق اسلامی]]، ج۲، ص ۳۶۷-۳۶۸.</ref><ref>[[حسین مظاهری|مظاهری، حسین]]، [[دانش اخلاق اسلامی ج۲ (کتاب)|دانش اخلاق اسلامی]]، ج۲، ص ۳۶۶-۳۶۷.</ref>.
#[[قرآن کریم]] اشاره می‌فرماید که بُخل، باعث بروز [[دشمنی]] و [[کینه]] در [[جان]] بخیلان می‌شود، تا آنجا که آنان به [[دشمنی با خداوند]] منّان نیز می‌پردازند. به این چند [[آیه]] بنگرید: {{متن قرآن|وَمَا تُخْفِي صُدُورُهُمْ أَكْبَرُ}}<ref>« و آنچه دل‌هایشان پنهان می‌دارند، بزرگ‌تر است» سوره آل عمران، آیه ۱۱۸.</ref>؛ {{متن قرآن|وَيُخْرِجْ أَضْغَانَكُمْ}}<ref>«و کینه‌های شما را آشکار می‌گرداند» سوره محمد، آیه ۳۷.</ref>؛ {{متن قرآن|وَيَتَرَبَّصُ بِكُمُ الدَّوَائِرَ}}<ref>«و برای شما انتظار پیشامدها را می‌کشند» سوره توبه، آیه ۹۸.</ref>.
#[[قرآن کریم]] اشاره می‌فرماید که بُخل، باعث بروز [[دشمنی]] و [[کینه]] در [[جان]] بخیلان می‌شود، تا آنجا که آنان به [[دشمنی با خداوند]] منّان نیز می‌پردازند. به این چند [[آیه]] بنگرید: {{متن قرآن|وَمَا تُخْفِي صُدُورُهُمْ أَكْبَرُ}}<ref>« و آنچه دل‌هایشان پنهان می‌دارند، بزرگ‌تر است» سوره آل عمران، آیه ۱۱۸.</ref>؛ {{متن قرآن|وَيُخْرِجْ أَضْغَانَكُمْ}}<ref>«و کینه‌های شما را آشکار می‌گرداند» سوره محمد، آیه ۳۷.</ref>؛ {{متن قرآن|وَيَتَرَبَّصُ بِكُمُ الدَّوَائِرَ}}<ref>«و برای شما انتظار پیشامدها را می‌کشند» سوره توبه، آیه ۹۸.</ref>.
#آنگاه اشاره می‌فرماید که [[بخل]]، گوئی دست [[انسان]] را می‌بندد و او را از انجام مخارج واجبش نیز باز می‌دارد. این [[رذیلت]] اندک اندک در [[نفس]] [[انسان]] مستحکم می‌شود، تا آنگاه که او را از پرداخت مخارج خود، [[خانواده]]، و نزدیکانش نیز [[محروم]] می‌سازد. تلخ‌تر آنکه چون این [[رذیلت]] در [[جان]] [[آدمی]] نشست، چنان او را در چنگال خود می‌گیرد، که هرچند از [[ثروت]] کافی برخوردار باشد، امّا از پرداخت مخارج [[خانواده]] [[نیازمند]] خود نیز ابا می‌کند!؛ [[تاریخ]] حرکات بسیاری از این بخیلان را به عنوان [[عبرت]] برای ما باز نموده است: {{متن قرآن|وَلَا تَجْعَلْ يَدَكَ مَغْلُولَةً إِلَى عُنُقِكَ}}<ref>«و (هنگام بخشش) نه دست خود را فرو بند » سوره اسراء، آیه ۲۹.</ref>.
#آنگاه اشاره می‌فرماید که [[بخل]]، گوئی دست [[انسان]] را می‌بندد و او را از انجام مخارج واجبش نیز باز می‌دارد. این [[رذیلت]] اندک اندک در [[نفس]] [[انسان]] مستحکم می‌شود، تا آنگاه که او را از پرداخت مخارج خود، [[خانواده]]، و نزدیکانش نیز [[محروم]] می‌سازد. تلخ‌تر آنکه چون این [[رذیلت]] در [[جان]] [[آدمی]] نشست، چنان او را در چنگال خود می‌گیرد، که هرچند از [[ثروت]] کافی برخوردار باشد، امّا از پرداخت مخارج [[خانواده]] [[نیازمند]] خود نیز ابا می‌کند!؛ [[تاریخ]] حرکات بسیاری از این بخیلان را به عنوان [[عبرت]] برای ما باز نموده است: {{متن قرآن|وَلَا تَجْعَلْ يَدَكَ مَغْلُولَةً إِلَى عُنُقِكَ}}<ref>«و (هنگام بخشش) نه دست خود را فرو بند » سوره اسراء، آیه ۲۹.</ref>.
خط ۶۶: خط ۶۶:
*و مرتبه شدید آن را "لُؤم" می‌خوانند.
*و مرتبه شدید آن را "لُؤم" می‌خوانند.
*همان‌گونه که "سخاء"، "[[جود]]" و "کرَم" نیز از حالتی این‌گونه برخوردارند؛ و آنچه این سه را از یکدیگر متمایز می‌سازد، شدّت و [[ضعف]] آن‌هاست؛ چه "سَخی" کسی است که [[بخشش]] داده‌های [[الهی]] را [[نیکو]] می‌شمارد؛ "جواد" امّا کسی است که از [[ثروت]] خود دیگران را نیز بهره‌مند می‌سازد، و دیگران را نیز به آن فرا می‌خواند؛ و "[[کریم]]" کسی است که از [[ثروت]] خود دیگران را بهره‌مند ساخته، همواره طالب [[ثروتمندی]] آنان است. او آنچه را برای خود [[شایسته]] می‌داند، برای دیگران نیز [[شایسته]] می‌شمارد؛ و هر آنچه را برای خود ناروا می‌داند، برای آنان نیز ناروا می‌شمارد. بنابراین، "[[بخیل]]" ضدّ "سخی"؛ "شحیح" ضدّ "جواد"؛ و "لئیم" ضدّ "[[کریم]]" خواهد بود<ref>[[حسین مظاهری|مظاهری، حسین]]، [[دانش اخلاق اسلامی ج۲ (کتاب)|دانش اخلاق اسلامی]]، ج۲، ص ۳۷۵-۳۷۶.</ref>.
*همان‌گونه که "سخاء"، "[[جود]]" و "کرَم" نیز از حالتی این‌گونه برخوردارند؛ و آنچه این سه را از یکدیگر متمایز می‌سازد، شدّت و [[ضعف]] آن‌هاست؛ چه "سَخی" کسی است که [[بخشش]] داده‌های [[الهی]] را [[نیکو]] می‌شمارد؛ "جواد" امّا کسی است که از [[ثروت]] خود دیگران را نیز بهره‌مند می‌سازد، و دیگران را نیز به آن فرا می‌خواند؛ و "[[کریم]]" کسی است که از [[ثروت]] خود دیگران را بهره‌مند ساخته، همواره طالب [[ثروتمندی]] آنان است. او آنچه را برای خود [[شایسته]] می‌داند، برای دیگران نیز [[شایسته]] می‌شمارد؛ و هر آنچه را برای خود ناروا می‌داند، برای آنان نیز ناروا می‌شمارد. بنابراین، "[[بخیل]]" ضدّ "سخی"؛ "شحیح" ضدّ "جواد"؛ و "لئیم" ضدّ "[[کریم]]" خواهد بود<ref>[[حسین مظاهری|مظاهری، حسین]]، [[دانش اخلاق اسلامی ج۲ (کتاب)|دانش اخلاق اسلامی]]، ج۲، ص ۳۷۵-۳۷۶.</ref>.
*برخی از [[مردمان]]، بر پرداخت [[حقوق]] [[واجب]] [[مالی]] خود -همچون [[خمس]] و [[زکات]] - [[بخل]] می‌ورزند، امّا در پرداخت هزینه‌های استحبابی - همچون برپائیِ مجالس روضه سیّد [[شهداء]] الأوَّلین والآخرین [[حضرت]] اباعبداللّه الحسین{{ع}} - [[کریم]] بوده سخت گرم‌پوئی می‌نمایند. اینان در حالی که [[حقّ]] [[حضرت]] [[حق]] را نپرداخته‌اند، به تهیّه جهیزیّه برای دختران مستمند می‌پردازند، و سرپناهی برای [[نیازمندان]] تهیه می‌کنند! روش اینان، بدون تردید فروافتادن در دام [[شیطان]] و توری است که او برای ایشان پهن نموده؛ چه اگر واجبِ [[انسان]] ترک شد، مستحبّات او را هیچ قیمتی نیست؛ و اگر [[غضب]] [[الهی]] بر کسی استقرار یافت، این‌گونه از مستحبّات نمی‌تواند او را از حیطه [[غضب]] او جلَّ و علا! ۔ خارج سازد؛ [[حضرت]] [[حق]] خود در این رابطه می‌فرماید: {{متن قرآن|يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لَا تُبْطِلُوا صَدَقَاتِكُمْ بِالْمَنِّ وَالْأَذَى كَالَّذِي يُنْفِقُ مَالَهُ رِئَاءَ النَّاسِ وَلَا يُؤْمِنُ بِاللَّهِ وَالْيَوْمِ الْآخِرِ}}<ref>«ای مؤمنان! صدقه‌های خود را با منّت نهادن و آزردن تباه نسازید، همچون کسی که از سر نمایش دادن به مردم، دارایی خود را می‌بخشد و به خداوند و روز واپسین ایمان ندارد» سوره بقره، آیه ۲۶۴.</ref>. بر این اساس، می‌توان گفت که بخیل‌ترین بخیلان، کسی است که [[حقوق]] [[واجب]] [[مالی]] خویش را ترک کند؛ و نادانسته به [[شرک]] خفی دچار شده به انجام مستحبّات بپردازد<ref>[[حسین مظاهری|مظاهری، حسین]]، [[دانش اخلاق اسلامی ج۲ (کتاب)|دانش اخلاق اسلامی]]، ج۲، ص ۳۷۶.</ref>.
*برخی از [[مردمان]]، بر پرداخت [[حقوق]] [[واجب]] [[مالی]] خود -همچون [[خمس]] و [[زکات]] - [[بخل]] می‌ورزند، امّا در پرداخت هزینه‌های استحبابی - همچون برپائیِ مجالس روضه سیّد [[شهداء]] الأوَّلین والآخرین [[حضرت]] اباعبداللّه الحسین{{ع}} - [[کریم]] بوده سخت گرم‌پوئی می‌نمایند. اینان در حالی که [[حقّ]] [[حضرت حق]] را نپرداخته‌اند، به تهیّه جهیزیّه برای دختران مستمند می‌پردازند، و سرپناهی برای [[نیازمندان]] تهیه می‌کنند! روش اینان، بدون تردید فروافتادن در دام [[شیطان]] و توری است که او برای ایشان پهن نموده؛ چه اگر واجبِ [[انسان]] ترک شد، مستحبّات او را هیچ قیمتی نیست؛ و اگر [[غضب]] [[الهی]] بر کسی استقرار یافت، این‌گونه از مستحبّات نمی‌تواند او را از حیطه [[غضب]] او جلَّ و علا! ۔ خارج سازد؛ [[حضرت حق]] خود در این رابطه می‌فرماید: {{متن قرآن|يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لَا تُبْطِلُوا صَدَقَاتِكُمْ بِالْمَنِّ وَالْأَذَى كَالَّذِي يُنْفِقُ مَالَهُ رِئَاءَ النَّاسِ وَلَا يُؤْمِنُ بِاللَّهِ وَالْيَوْمِ الْآخِرِ}}<ref>«ای مؤمنان! صدقه‌های خود را با منّت نهادن و آزردن تباه نسازید، همچون کسی که از سر نمایش دادن به مردم، دارایی خود را می‌بخشد و به خداوند و روز واپسین ایمان ندارد» سوره بقره، آیه ۲۶۴.</ref>. بر این اساس، می‌توان گفت که بخیل‌ترین بخیلان، کسی است که [[حقوق]] [[واجب]] [[مالی]] خویش را ترک کند؛ و نادانسته به [[شرک]] خفی دچار شده به انجام مستحبّات بپردازد<ref>[[حسین مظاهری|مظاهری، حسین]]، [[دانش اخلاق اسلامی ج۲ (کتاب)|دانش اخلاق اسلامی]]، ج۲، ص ۳۷۶.</ref>.


==منابع==
==منابع==
۲۲۷٬۳۸۰

ویرایش