پرش به محتوا

مقام وراثت پیامبر به چه معناست؟ (پرسش): تفاوت میان نسخه‌ها

هیچ تغییری در اندازه به وجود نیامده‌ است. ،  ‏۱ مارس ۲۰۲۰
جز
جایگزینی متن - 'استعباد' به 'استبعاد'
جز (جایگزینی متن - 'استبعاد' به 'استعباد')
جز (جایگزینی متن - 'استعباد' به 'استبعاد')
خط ۳۸: خط ۳۸:
::::::* [[انبیا]]{{عم}} به اذن خداوند [ولایت]] تکوینی داشتند؛ یعنی می‌توانستند با اذن خداوند در جهان آفرینش و تکوین، تصرّف کنند و برخلاف عادت و جریان طبیعی عالم اسباب، حوادثی را به‌وجود آورند، مانند زنده کردن مردگان و بازگرداندن بینایی به کور مادرزاد توسط [[حضرت عیسی]]{{ع}}<ref>سوره آل عمران، آیه: ۴۹.</ref>، باد در اختیار [[حضرت سلیمان]]{{ع}} قرار گرفتن<ref>سوره ص، آیه:۳۶.</ref>، و با یک چشم بهم‌زدن، احضار تخت بلقیس<ref>سوره نمل، آیه:۴۰.</ref> این اختیارات را خداوند به [[امامان معصوم]]{{عم}} نیز داده است، در این عرصه، آن قدر نمونه‌ها زیاد است که محتوای کتاب‌های بزرگ را تشکیل می‌دهد، ولی ما تنها به ذکر یک روایت بسنده می‌کنیم: [[ابو بصیر]] می‌گوید: بر [[امام باقر]]{{ع}} و [[امام صادق]]{{ع}} وارد شدم و گفتم: آیا شما ورثه [[پیامبر اکرم]]{{صل}} هستید؟ [[امام]] فرمود: آری. پرسیدم: آیا [[رسول خدا]] وارث انبیا بود و آنچه آنان می‌دانستند، [[رسول اکرم]]{{صل}} نیز می‌دانست؟ فرمود: آری. گفتم: آیا شما می‌توانید مردگان را زنده کنید و کورهای مادرزاد و مبتلایان به برص را شفا دهید؟ حضرت فرمود: آری، به اذن الهی می‌توانیم. آنگاه فرمود: نزدیک بیا. وقتی جلو رفتم، دستی بر چشم و صورتم کشید، دیدگانم باز شد و خورشید و آسمان، زمین، خانه‌ها و آنچه در خانه بود را دیدم، سپس فرمود: آیا دوست داری به همین صورت بینا باشی و در قیامت مانند دیگران حساب پس دهی؟ یا این‌که مثل سابق نابینا باشی و بهشت از آنِ تو باشد؟ گفتم: دوست دارم به حال سابقم باشم. آنگاه دستی به چشمم کشید و به حالت اولیّه‌ام برگشتم».<ref>بصائر الدرجات، ص۲۶۹.</ref>
::::::* [[انبیا]]{{عم}} به اذن خداوند [ولایت]] تکوینی داشتند؛ یعنی می‌توانستند با اذن خداوند در جهان آفرینش و تکوین، تصرّف کنند و برخلاف عادت و جریان طبیعی عالم اسباب، حوادثی را به‌وجود آورند، مانند زنده کردن مردگان و بازگرداندن بینایی به کور مادرزاد توسط [[حضرت عیسی]]{{ع}}<ref>سوره آل عمران، آیه: ۴۹.</ref>، باد در اختیار [[حضرت سلیمان]]{{ع}} قرار گرفتن<ref>سوره ص، آیه:۳۶.</ref>، و با یک چشم بهم‌زدن، احضار تخت بلقیس<ref>سوره نمل، آیه:۴۰.</ref> این اختیارات را خداوند به [[امامان معصوم]]{{عم}} نیز داده است، در این عرصه، آن قدر نمونه‌ها زیاد است که محتوای کتاب‌های بزرگ را تشکیل می‌دهد، ولی ما تنها به ذکر یک روایت بسنده می‌کنیم: [[ابو بصیر]] می‌گوید: بر [[امام باقر]]{{ع}} و [[امام صادق]]{{ع}} وارد شدم و گفتم: آیا شما ورثه [[پیامبر اکرم]]{{صل}} هستید؟ [[امام]] فرمود: آری. پرسیدم: آیا [[رسول خدا]] وارث انبیا بود و آنچه آنان می‌دانستند، [[رسول اکرم]]{{صل}} نیز می‌دانست؟ فرمود: آری. گفتم: آیا شما می‌توانید مردگان را زنده کنید و کورهای مادرزاد و مبتلایان به برص را شفا دهید؟ حضرت فرمود: آری، به اذن الهی می‌توانیم. آنگاه فرمود: نزدیک بیا. وقتی جلو رفتم، دستی بر چشم و صورتم کشید، دیدگانم باز شد و خورشید و آسمان، زمین، خانه‌ها و آنچه در خانه بود را دیدم، سپس فرمود: آیا دوست داری به همین صورت بینا باشی و در قیامت مانند دیگران حساب پس دهی؟ یا این‌که مثل سابق نابینا باشی و بهشت از آنِ تو باشد؟ گفتم: دوست دارم به حال سابقم باشم. آنگاه دستی به چشمم کشید و به حالت اولیّه‌ام برگشتم».<ref>بصائر الدرجات، ص۲۶۹.</ref>
::::::* [[انبیا]]{{عم}} دارای علم گسترده بودند؛ علم به حقایق جهان هستی که خداوند به آنان اعطا کرده بود، این علم را برای [[امامان معصوم]]{{عم}} به ارث گذاشتند. در گذشته در این باره بحث کردیم و به یاری خداوند در آینده نیز به مناسبت فرازهایی که سخن از علم [[امامان معصوم]]{{عم}} دارد سخن خواهیم گفت. این جا فقط یک روایت را ذکر می‌کنیم و آن این‌که: [[امام صادق]]{{ع}} فرمود: [[سلیمان]] از [[داوود]] ارث برد، [[محمد]] از [[سلیمان]] ارث برد و ما از [[محمد]] ارث بردیم، از این جهت، علم به تورات و انجیل و زبور و بیان آنچه در الواح موسی بود، نزد ماست.<ref>اصول کافی، ج۱، ص۲۲۴، ح۳.</ref>
::::::* [[انبیا]]{{عم}} دارای علم گسترده بودند؛ علم به حقایق جهان هستی که خداوند به آنان اعطا کرده بود، این علم را برای [[امامان معصوم]]{{عم}} به ارث گذاشتند. در گذشته در این باره بحث کردیم و به یاری خداوند در آینده نیز به مناسبت فرازهایی که سخن از علم [[امامان معصوم]]{{عم}} دارد سخن خواهیم گفت. این جا فقط یک روایت را ذکر می‌کنیم و آن این‌که: [[امام صادق]]{{ع}} فرمود: [[سلیمان]] از [[داوود]] ارث برد، [[محمد]] از [[سلیمان]] ارث برد و ما از [[محمد]] ارث بردیم، از این جهت، علم به تورات و انجیل و زبور و بیان آنچه در الواح موسی بود، نزد ماست.<ref>اصول کافی، ج۱، ص۲۲۴، ح۳.</ref>
::::::* [[انبیا]]{{عم}} مصطفی و مجتبای خدا بودند؛ یعنی خداوند، آنان را جهت [[نبوت]] برگزیده بود: {{متن قرآن| وَإِنَّهُمْ عِندَنَا لَمِنَ الْمُصْطَفَيْنَ الأَخْيَارِ }}<ref> و آنان نزد ما از گزیدگان نیکان بودند؛ سوره ص، آیه:۴۷.</ref>؛ {{متن قرآن| فَاجْتَبَاهُ رَبُّهُ فَجَعَلَهُ مِنَ الصَّالِحِينَ }}<ref> اما پروردگارش او را برگزید و او را از شایستگان کرد؛ سوره قلم، آیه:۵۰.</ref> [[امامان معصوم]]{{عم}} نیز مصطفی و مجتبای خدایند؛ همان‌گونه که در اصطفای نبوّت، سنّ بالا شرط نبود و کودک در گهواره هم به پیامبری برگزیده شد: {{متن قرآن| قَالَ إِنِّي عَبْدُ اللَّهِ آتَانِيَ الْكِتَابَ وَجَعَلَنِي نَبِيًّا }}<ref> نوزاد گفت: بی‌گمان من بنده خداوندم، به من کتاب (آسمانی) داده و مرا پیامبر کرده است؛ سوره مریم، آیه:۳۰.</ref> و در مورد [[حضرت یحیی]]{{ع}} می‌خوانیم: {{متن قرآن| وَآتَيْنَاهُ الْحُكْمَ صَبِيًّا }}<ref>و ما به او در کودکی (نیروی) داوری  دادیم؛ سوره مریم، آیه:۱۲.</ref> همین‌گونه اعطای منصب رفیع [[امامت]] در کودکی به حضرت [[امام جواد]]{{ع}}، حضرت [[امام هادی]]{{ع}} و حضرت [[امام زمان]]{{ع}} جای استعباد ندارد. از یکی از یاران [[امام جواد]]{{ع}} به نام [[علی بن اسباط]] روایت شده که او می‌گوید: خدمت حضرت رسیدم در حالی که سنّ امام کم بود، درست به قامت او خیره شدم تا به ذهن خویش بسپارم و هنگامی که به مصر باز می‌گردم، کم و کیف مطلب را برای دوستان امام نقل کنم. درست در همین هنگام که در چنین فکری بودم، آن حضرت نشست (گویی تمام فکر مرا خوانده بود) رو به سوی من کرد و فرمود: ای علیّ بن اسباط! خداوند کاری را که در مسأله امامت کرده همانند کاری است که در نبوّت کرده است؛ گاه می‌فرماید: {{متن قرآن| وَآتَيْنَاهُ الْحُكْمَ صَبِيًّا }}<ref>و ما به او در کودکی (نیروی) داوری  دادیم؛ سوره مریم، آیه:۱۲.</ref>؛ بنابر این، همان‌گونه که ممکن است خداوند، حکمت را به انسانی در کودکی بدهد، قدرت اوست که آن را در چهل سالگی بدهد.<ref>صول کافی،ج۱، ص۳۸۴، ح ۷ (برای آگاهی از سایر مصادر حدیث، ر.ک: موسوعة الامام الجواد {{ع}}، ج۱، ص۲۰۹ - ۲۰۸.</ref>
::::::* [[انبیا]]{{عم}} مصطفی و مجتبای خدا بودند؛ یعنی خداوند، آنان را جهت [[نبوت]] برگزیده بود: {{متن قرآن| وَإِنَّهُمْ عِندَنَا لَمِنَ الْمُصْطَفَيْنَ الأَخْيَارِ }}<ref> و آنان نزد ما از گزیدگان نیکان بودند؛ سوره ص، آیه:۴۷.</ref>؛ {{متن قرآن| فَاجْتَبَاهُ رَبُّهُ فَجَعَلَهُ مِنَ الصَّالِحِينَ }}<ref> اما پروردگارش او را برگزید و او را از شایستگان کرد؛ سوره قلم، آیه:۵۰.</ref> [[امامان معصوم]]{{عم}} نیز مصطفی و مجتبای خدایند؛ همان‌گونه که در اصطفای نبوّت، سنّ بالا شرط نبود و کودک در گهواره هم به پیامبری برگزیده شد: {{متن قرآن| قَالَ إِنِّي عَبْدُ اللَّهِ آتَانِيَ الْكِتَابَ وَجَعَلَنِي نَبِيًّا }}<ref> نوزاد گفت: بی‌گمان من بنده خداوندم، به من کتاب (آسمانی) داده و مرا پیامبر کرده است؛ سوره مریم، آیه:۳۰.</ref> و در مورد [[حضرت یحیی]]{{ع}} می‌خوانیم: {{متن قرآن| وَآتَيْنَاهُ الْحُكْمَ صَبِيًّا }}<ref>و ما به او در کودکی (نیروی) داوری  دادیم؛ سوره مریم، آیه:۱۲.</ref> همین‌گونه اعطای منصب رفیع [[امامت]] در کودکی به حضرت [[امام جواد]]{{ع}}، حضرت [[امام هادی]]{{ع}} و حضرت [[امام زمان]]{{ع}} جای استبعاد ندارد. از یکی از یاران [[امام جواد]]{{ع}} به نام [[علی بن اسباط]] روایت شده که او می‌گوید: خدمت حضرت رسیدم در حالی که سنّ امام کم بود، درست به قامت او خیره شدم تا به ذهن خویش بسپارم و هنگامی که به مصر باز می‌گردم، کم و کیف مطلب را برای دوستان امام نقل کنم. درست در همین هنگام که در چنین فکری بودم، آن حضرت نشست (گویی تمام فکر مرا خوانده بود) رو به سوی من کرد و فرمود: ای علیّ بن اسباط! خداوند کاری را که در مسأله امامت کرده همانند کاری است که در نبوّت کرده است؛ گاه می‌فرماید: {{متن قرآن| وَآتَيْنَاهُ الْحُكْمَ صَبِيًّا }}<ref>و ما به او در کودکی (نیروی) داوری  دادیم؛ سوره مریم، آیه:۱۲.</ref>؛ بنابر این، همان‌گونه که ممکن است خداوند، حکمت را به انسانی در کودکی بدهد، قدرت اوست که آن را در چهل سالگی بدهد.<ref>صول کافی،ج۱، ص۳۸۴، ح ۷ (برای آگاهی از سایر مصادر حدیث، ر.ک: موسوعة الامام الجواد {{ع}}، ج۱، ص۲۰۹ - ۲۰۸.</ref>


::::::* [[انبیا]]{{عم}} در مسیر ابلاغ رسالت خویش، رنج‌ها را به جان خریدند؛ اهانت‌ها، تحقیرها، شکنجه‌های جسمی و ... خداوند به [[پیامبر اکرم]][[صل]] فرمود: {{متن قرآن| فَاصْبِرْ كَمَا صَبَرَ أُوْلُوا الْعَزْمِ مِنَ الرُّسُلِ }}.<ref> بنابراین شکیبا باش همان‌گونه که پیامبران اولوا العزم  شکیبایی ورزیدند؛ سوره احقاف، آیه:۳۵</ref>. <ref>[[سید احمد خاتمی|خاتمی سید احمد]]، [[در آستان امامان معصوم ج۱ (کتاب)|در آستان امامان معصوم]]؛ ج۱، ص ۳۳۰</ref>
::::::* [[انبیا]]{{عم}} در مسیر ابلاغ رسالت خویش، رنج‌ها را به جان خریدند؛ اهانت‌ها، تحقیرها، شکنجه‌های جسمی و ... خداوند به [[پیامبر اکرم]][[صل]] فرمود: {{متن قرآن| فَاصْبِرْ كَمَا صَبَرَ أُوْلُوا الْعَزْمِ مِنَ الرُّسُلِ }}.<ref> بنابراین شکیبا باش همان‌گونه که پیامبران اولوا العزم  شکیبایی ورزیدند؛ سوره احقاف، آیه:۳۵</ref>. <ref>[[سید احمد خاتمی|خاتمی سید احمد]]، [[در آستان امامان معصوم ج۱ (کتاب)|در آستان امامان معصوم]]؛ ج۱، ص ۳۳۰</ref>
۲۲۷٬۳۷۰

ویرایش