جز
جایگزینی متن - 'مؤمن حقیقی' به 'مؤمن حقیقی'
بدون خلاصۀ ویرایش |
جز (جایگزینی متن - 'مؤمن حقیقی' به 'مؤمن حقیقی') |
||
| خط ۱۹: | خط ۱۹: | ||
*دلالت این [[حدیث]] بر [[لزوم]] [[اذن]] [[امام]]{{ع}} اینگونه است که پرسشگر در عصر [[ائمه]] [[جور]] [[زندگی]] میکرده و پرسش وی، از جواز جهاد در چنین برههای از زمان است. اینکه [[امام]] بهطور مستقیم پاسخ نمیدهد، اشاره به عدم جواز جهاد در این وضع است. در ادامه نیز که این [[حکم]] را تا [[عصر ظهور]] [[امام مهدی|امام زمان]]{{ع}} استمرار میدهد، [[دلیل]] بر آن است که حتی اگر در عصر [[غیبت امام]]{{ع}}، [[حکومتی]] حقطلب با [[پیشوایی]] [[عادل]] نیز تشکیل شود، [[حکم]] یادشده پابرجاست. نتیجه آنکه جهاد ابتدایی بدون حضور و [[اذن]] [[معصوم]] نه تنها [[واجب]] نیست، بلکه [[حرام]] نیز هست.<ref>برای تفصیل بیشتر، ر.ک: محمد مؤمن قمی، کلمات سديدة فی مسائل جديدة، ص۳۴۰ و ۳۴۱.</ref> | *دلالت این [[حدیث]] بر [[لزوم]] [[اذن]] [[امام]]{{ع}} اینگونه است که پرسشگر در عصر [[ائمه]] [[جور]] [[زندگی]] میکرده و پرسش وی، از جواز جهاد در چنین برههای از زمان است. اینکه [[امام]] بهطور مستقیم پاسخ نمیدهد، اشاره به عدم جواز جهاد در این وضع است. در ادامه نیز که این [[حکم]] را تا [[عصر ظهور]] [[امام مهدی|امام زمان]]{{ع}} استمرار میدهد، [[دلیل]] بر آن است که حتی اگر در عصر [[غیبت امام]]{{ع}}، [[حکومتی]] حقطلب با [[پیشوایی]] [[عادل]] نیز تشکیل شود، [[حکم]] یادشده پابرجاست. نتیجه آنکه جهاد ابتدایی بدون حضور و [[اذن]] [[معصوم]] نه تنها [[واجب]] نیست، بلکه [[حرام]] نیز هست.<ref>برای تفصیل بیشتر، ر.ک: محمد مؤمن قمی، کلمات سديدة فی مسائل جديدة، ص۳۴۰ و ۳۴۱.</ref> | ||
*برخی دیگر از [[روایات]] نیز از عدم مشروطیت جواز جهاد به حضور و [[اذن]] [[معصوم]]{{ع}} خبر دادهاند. *صریحترین [[روایت]] دراینباره موثقه سماعه است. سماعه از [[امام صادق]]{{ع}} [[نقل]] میکند که عَبّاد بصْری در مسیر [[مکه]]، [[امام سجاد]]{{ع}} را دید و به ایشان عرض کرد که شما [[سختی]] جهاد را رها کرده، به آسانی [[حج]] روی آوردهاید؛ در حالی که [[خداوند متعال]] میفرماید: {{متن قرآن|إِنَّ اللَّهَ اشْتَرَى مِنَ الْمُؤْمِنِينَ أَنفُسَهُمْ وَأَمْوَالَهُم بِأَنَّ لَهُمُ الْجَنَّةَ يُقَاتِلُونَ فِي سَبِيلِ اللَّهِ فَيَقْتُلُونَ وَيُقْتَلُونَ وَعْدًا عَلَيْهِ حَقًّا فِي التَّوْرَاةِ وَالإِنجِيلِ وَالْقُرْآنِ...}}.<ref>توبه (۹)، ۱۱۱.</ref> [[امام]]{{ع}} فرمودند: [[آیه]] را تا آخر بخوان که فرمود: {{متن قرآن|التَّائِبُونَ الْعَابِدُونَ الْحَامِدُونَ السَّائِحُونَ الرَّاكِعُونَ السَّاجِدُونَ الآمِرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَالنَّاهُونَ عَنِ الْمُنكَرِ وَالْحَافِظُونَ لِحُدُودِ اللَّهِ وَبَشِّرِ الْمُؤْمِنِينَ}}<ref>توبه (۹)، ۱۱۲.</ref> آنگاه فرمود: «اگر چنین کسانی را یافتیم، جهاد در رکاب آنها از [[حج]] [[برتر]] است».<ref>محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۵، ص۲۲؛ علی بن ابراهیم قمی، تفسير القمی، ج۱، ص۳۰۶؛ احمد بن علی طبرسی، الاحتجاج، ج۲، ص۳۱۵؛ محمد بن حسن حر عاملی، وسائل الشيعة، ج۱۵، ص۴۶.</ref> | *برخی دیگر از [[روایات]] نیز از عدم مشروطیت جواز جهاد به حضور و [[اذن]] [[معصوم]]{{ع}} خبر دادهاند. *صریحترین [[روایت]] دراینباره موثقه سماعه است. سماعه از [[امام صادق]]{{ع}} [[نقل]] میکند که عَبّاد بصْری در مسیر [[مکه]]، [[امام سجاد]]{{ع}} را دید و به ایشان عرض کرد که شما [[سختی]] جهاد را رها کرده، به آسانی [[حج]] روی آوردهاید؛ در حالی که [[خداوند متعال]] میفرماید: {{متن قرآن|إِنَّ اللَّهَ اشْتَرَى مِنَ الْمُؤْمِنِينَ أَنفُسَهُمْ وَأَمْوَالَهُم بِأَنَّ لَهُمُ الْجَنَّةَ يُقَاتِلُونَ فِي سَبِيلِ اللَّهِ فَيَقْتُلُونَ وَيُقْتَلُونَ وَعْدًا عَلَيْهِ حَقًّا فِي التَّوْرَاةِ وَالإِنجِيلِ وَالْقُرْآنِ...}}.<ref>توبه (۹)، ۱۱۱.</ref> [[امام]]{{ع}} فرمودند: [[آیه]] را تا آخر بخوان که فرمود: {{متن قرآن|التَّائِبُونَ الْعَابِدُونَ الْحَامِدُونَ السَّائِحُونَ الرَّاكِعُونَ السَّاجِدُونَ الآمِرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَالنَّاهُونَ عَنِ الْمُنكَرِ وَالْحَافِظُونَ لِحُدُودِ اللَّهِ وَبَشِّرِ الْمُؤْمِنِينَ}}<ref>توبه (۹)، ۱۱۲.</ref> آنگاه فرمود: «اگر چنین کسانی را یافتیم، جهاد در رکاب آنها از [[حج]] [[برتر]] است».<ref>محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۵، ص۲۲؛ علی بن ابراهیم قمی، تفسير القمی، ج۱، ص۳۰۶؛ احمد بن علی طبرسی، الاحتجاج، ج۲، ص۳۱۵؛ محمد بن حسن حر عاملی، وسائل الشيعة، ج۱۵، ص۴۶.</ref> | ||
*در نگاه نخست، ظاهر این [[حدیث]] [[بیان]] میکند که جهادگران باید متصف به اوصافی ویژه باشند. اما به نظر میرسد چنین شرطی برای جهاد وجود ندارد؛ زیرا ممکن است هیچگاه تمام جهادگران این اوصاف را نداشته باشند. بنابراین، مقصود [[امام]]، متصدیان امر جهاد است؛ بدین معنا که [[مشروعیت]] جهاد به آن است که متصدیان امر جهاد صفاتی خاص داشته باشند که همگی در عنوان [[مؤمن | *در نگاه نخست، ظاهر این [[حدیث]] [[بیان]] میکند که جهادگران باید متصف به اوصافی ویژه باشند. اما به نظر میرسد چنین شرطی برای جهاد وجود ندارد؛ زیرا ممکن است هیچگاه تمام جهادگران این اوصاف را نداشته باشند. بنابراین، مقصود [[امام]]، متصدیان امر جهاد است؛ بدین معنا که [[مشروعیت]] جهاد به آن است که متصدیان امر جهاد صفاتی خاص داشته باشند که همگی در عنوان [[مؤمن حقیقی]] جمعشدنی است. بنابراین حضور یا [[اذن]] [[امام]]، شرط [[مشروعیت]] جهاد نیست. | ||
*در بررسی [[حدیث]] اول، میتوان گفت [[حکم]] صادرشده در این [[حدیث]] میتواند یک [[حکم]] موقت و مربوط به دوره زمانی خاصی باشد. [[شاهد]] این مدعا آن است که مسئله [[مرزبانی]] در سیاق جهاد آمده است و میدانیم که [[مرزبانی]] در هر حالتی و هر زمانی لازم است؛ پس روشن است که اگر نسبت به مسئله [[مرزبانی]] هم گفته میشود که باید [[معصوم]]{{ع}} حضور داشته باشد یا [[اذن]] بدهد، نشانگر این نکته است که بهطور موقت، [[مصلحت]] چنین اقتضایی داشته است. بنابراین، [[حدیث]] نخست به لحاظ دلالی نمیتواند متوقف بودن جواز [[دفاع]] بر حضور یا [[اذن]] [[معصوم]]{{ع}} را اثبات کند.<ref>سیدابوالقاسم موسوی خویی، منهاج الصالحين، ج۱، ص۳۶۵.</ref>. | *در بررسی [[حدیث]] اول، میتوان گفت [[حکم]] صادرشده در این [[حدیث]] میتواند یک [[حکم]] موقت و مربوط به دوره زمانی خاصی باشد. [[شاهد]] این مدعا آن است که مسئله [[مرزبانی]] در سیاق جهاد آمده است و میدانیم که [[مرزبانی]] در هر حالتی و هر زمانی لازم است؛ پس روشن است که اگر نسبت به مسئله [[مرزبانی]] هم گفته میشود که باید [[معصوم]]{{ع}} حضور داشته باشد یا [[اذن]] بدهد، نشانگر این نکته است که بهطور موقت، [[مصلحت]] چنین اقتضایی داشته است. بنابراین، [[حدیث]] نخست به لحاظ دلالی نمیتواند متوقف بودن جواز [[دفاع]] بر حضور یا [[اذن]] [[معصوم]]{{ع}} را اثبات کند.<ref>سیدابوالقاسم موسوی خویی، منهاج الصالحين، ج۱، ص۳۶۵.</ref>. | ||
*اما به نظر میرسد [[حدیث]] دوم به لحاظ دلالی تام بوده، براساس آن، جهاد ابتدایی متوقف بر [[اذن]] [[امام]] [[معصوم]]{{ع}} نیست؛ مگر آنکه گفته شود [[امام]]{{ع}} در این [[حدیث]] به دنبال پاسخ اصلی نیست؛ زیرا سؤالکننده به [[امامت]] و [[عصمت]] ایشان [[معتقد]] نبوده تا [[امام]] بخواهد بگوید که جهاد، مشروط به [[اذن]] [[امام]] [[معصوم]]{{ع}} است.<ref>برخی محققان این ایراد را پاسخ دادهاند. البته به نظر میرسد پاسخ دادهشده وافی به مقصود نیست (محمد مؤمن قمی، کلمات سديدة فی مسائل جديدة، ص۳۴۹ و ۳۵۰).</ref> در این صورت باز هم از طریق اصل [[برائت]] میتوان گفت جهاد ابتدایی مشروط به [[اذن]] [[معصوم]] نیست؛ زیرا عملاً دلیلی محکم بر [[وجوب]] آن اقامه نشده است، و دلیلی نیز بر [[تحریم]] جهاد ابتدایی بدون [[اذن]] [[امام]] نداریم؛ پس [[اباحه]] آن اثبات میشود.<ref>ر. ک. [[محمد حسین فاریاب|فاریاب، محمد حسین]]، [[بررسی انطباق شئون امامت در کلام امامیه بر قرآن و سنت (کتاب)|بررسی انطباق شئون امامت در کلام امامیه بر قرآن و سنت]] صفحه۲۷۶ تا ۲۷۹.</ref>. | *اما به نظر میرسد [[حدیث]] دوم به لحاظ دلالی تام بوده، براساس آن، جهاد ابتدایی متوقف بر [[اذن]] [[امام]] [[معصوم]]{{ع}} نیست؛ مگر آنکه گفته شود [[امام]]{{ع}} در این [[حدیث]] به دنبال پاسخ اصلی نیست؛ زیرا سؤالکننده به [[امامت]] و [[عصمت]] ایشان [[معتقد]] نبوده تا [[امام]] بخواهد بگوید که جهاد، مشروط به [[اذن]] [[امام]] [[معصوم]]{{ع}} است.<ref>برخی محققان این ایراد را پاسخ دادهاند. البته به نظر میرسد پاسخ دادهشده وافی به مقصود نیست (محمد مؤمن قمی، کلمات سديدة فی مسائل جديدة، ص۳۴۹ و ۳۵۰).</ref> در این صورت باز هم از طریق اصل [[برائت]] میتوان گفت جهاد ابتدایی مشروط به [[اذن]] [[معصوم]] نیست؛ زیرا عملاً دلیلی محکم بر [[وجوب]] آن اقامه نشده است، و دلیلی نیز بر [[تحریم]] جهاد ابتدایی بدون [[اذن]] [[امام]] نداریم؛ پس [[اباحه]] آن اثبات میشود.<ref>ر. ک. [[محمد حسین فاریاب|فاریاب، محمد حسین]]، [[بررسی انطباق شئون امامت در کلام امامیه بر قرآن و سنت (کتاب)|بررسی انطباق شئون امامت در کلام امامیه بر قرآن و سنت]] صفحه۲۷۶ تا ۲۷۹.</ref>. | ||