←مجرد بودن روح
بدون خلاصۀ ویرایش |
|||
| خط ۱۷: | خط ۱۷: | ||
===مجرد بودن روح=== | ===مجرد بودن روح=== | ||
*علمای [[اسلام]] معتقدند چون روح مجرد و منزه از ماده است، جاودان و ماندگار میماند از [[دلایل]] تجرد روح، پدیدۀ [[رؤیا]] است که گاه [[آدمی]] را از [[آینده]] خبر میدهد: {{متن قرآن|فَلَمَّا بَلَغَ مَعَهُ السَّعْيَ قَالَ يَا بُنَيَّ إِنِّي أَرَى فِي الْمَنَامِ أَنِّي أَذْبَحُكَ فَانْظُرْ مَاذَا تَرَى قَالَ يَا أَبَتِ افْعَلْ مَا تُؤْمَرُ سَتَجِدُنِي إِنْ شَاءَ اللَّهُ مِنَ الصَّابِرِينَ}}<ref>«و چون در تلاش، همپای او گشت (ابراهیم) گفت: پسرکم! من در خواب میبینم که تو را سر میبرم پس بنگر که چه میبینی؟ گفت: ای پدر! آنچه فرمان مییابی انجام ده که- اگر خداوند بخواهد- مرا از شکیبایان خواهی یافت» سوره صافات، آیه ۱۰۲.</ref>. اگر دستگاه ادراکی [[انسان]] تنها از ماده باشد، نخواهد توانست از آنچه هنوز در [[جهان]] اتفاق بیافتاده است، [[آگاه]] گردد؛ زیرا ماده محصورِ زمان و مکان است<ref>ر.ک: المبدأ والمعاد، ص ۳۱۹؛ طباطبایی، سید محمد حسین، المیزان، ج۱۷، ص ۲۶۹.</ref>.<ref>ر.ک: فرهنگ شیعه، ص ۲۷۴.</ref> | *علمای [[اسلام]] معتقدند چون روح مجرد و منزه از ماده است، جاودان و ماندگار میماند از [[دلایل]] تجرد روح، پدیدۀ [[رؤیا]] است که گاه [[آدمی]] را از [[آینده]] خبر میدهد: {{متن قرآن|فَلَمَّا بَلَغَ مَعَهُ السَّعْيَ قَالَ يَا بُنَيَّ إِنِّي أَرَى فِي الْمَنَامِ أَنِّي أَذْبَحُكَ فَانْظُرْ مَاذَا تَرَى قَالَ يَا أَبَتِ افْعَلْ مَا تُؤْمَرُ سَتَجِدُنِي إِنْ شَاءَ اللَّهُ مِنَ الصَّابِرِينَ}}<ref>«و چون در تلاش، همپای او گشت (ابراهیم) گفت: پسرکم! من در خواب میبینم که تو را سر میبرم پس بنگر که چه میبینی؟ گفت: ای پدر! آنچه فرمان مییابی انجام ده که- اگر خداوند بخواهد- مرا از شکیبایان خواهی یافت» سوره صافات، آیه ۱۰۲.</ref>. اگر دستگاه ادراکی [[انسان]] تنها از ماده باشد، نخواهد توانست از آنچه هنوز در [[جهان]] اتفاق بیافتاده است، [[آگاه]] گردد؛ زیرا ماده محصورِ زمان و مکان است<ref>ر.ک: المبدأ والمعاد، ص ۳۱۹؛ طباطبایی، سید محمد حسین، المیزان، ج۱۷، ص ۲۶۹.</ref>.<ref>ر.ک: فرهنگ شیعه، ص ۲۷۴.</ref> | ||
===معانی [[روح]] در [[قرآن]]=== | |||
*[[قرآن کریم]] از کلمۀ "[[روح]]" معانی متعددی [[اراده]] کرده است که عبارت اند از: | |||
#[[روح]] مقدسی که [[پیامبران]]{{ع}} را برای ادای وظیفۀ الهیشان [[یاری]] میکند؛ {{متن قرآن|تِلْكَ الرُّسُلُ فَضَّلْنَا بَعْضَهُمْ عَلَى بَعْضٍ مِنْهُمْ مَنْ كَلَّمَ اللَّهُ وَرَفَعَ بَعْضَهُمْ دَرَجَاتٍ وَآتَيْنَا عِيسَى ابْنَ مَرْيَمَ الْبَيِّنَاتِ وَأَيَّدْنَاهُ بِرُوحِ الْقُدُسِ}}<ref>«برخی از آن پیامبران را بر برخی دیگر برتری دادیم؛ از ایشان یکی آن است که خداوند با وی سخن گفت و پایگاههای برخی از ایشان را بالا برد. و ما به عیسی پسر مریم، برهانها (ی روشن) دادیم و او را با روح القدس پشتیبانی کردیم» سوره بقره، آیه ۲۵۳.</ref>. | |||
#نیرویی [[معنوی]] و [[الهی]] که [[مؤمنان]] را [[پشتیبانی]] میکند؛ {{متن قرآن|لَا تَجِدُ قَوْمًا يُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَالْيَوْمِ الْآخِرِ يُوَادُّونَ مَنْ حَادَّ اللَّهَ وَرَسُولَهُ وَلَوْ كَانُوا آبَاءَهُمْ أَوْ أَبْنَاءَهُمْ أَوْ إِخْوَانَهُمْ أَوْ عَشِيرَتَهُمْ أُولَئِكَ كَتَبَ فِي قُلُوبِهِمُ الْإِيمَانَ وَأَيَّدَهُمْ بِرُوحٍ مِنْهُ}}<ref>«گروهی را نمییابی که با ایمان به خداوند و روز واپسین، با کسانی که با خداوند و پیامبرش مخالفت ورزیدهاند دوستی ورزند هر چند که آنان پدران یا فرزندان یا برادران یا خویشانشان باشند؛ آنانند که (خداوند) ایمان را در دلشان برنوشته و با روحی از خویش تأییدشان کردیم» سوره مجادله، آیه ۲۲.</ref>. | |||
#فرشتۀ [[وحی]] که "[[امین]]" نیز خوانده میشود؛ {{متن قرآن|نَزَلَ بِهِ الرُّوحُ الْأَمِينُ}}<ref>«که روح الامین آن را فرود آورده است» سوره شعراء، آیه ۱۹۳.</ref>. | |||
#فرشتۀ بزرگی از [[فرشتگان]] خاص [[خدا]] یا مخلوقی [[برتر]] از [[فرشتگان]]؛ {{متن قرآن|تَنَزَّلُ الْمَلَائِكَةُ وَالرُّوحُ فِيهَا بِإِذْنِ رَبِّهِمْ مِنْ كُلِّ أَمْرٍ}}<ref>«فرشتگان و روح (الامین) در آن، با اذن پروردگارشان برای هر کاری فرود میآیند» سوره قدر، آیه ۴.</ref>؛ {{متن قرآن|يَوْمَ يَقُومُ الرُّوحُ وَالْمَلَائِكَةُ صَفًّا لَا يَتَكَلَّمُونَ إِلَّا مَنْ أَذِنَ لَهُ الرَّحْمَنُ وَقَالَ صَوَابًا}}<ref>«روزی که روح و فرشتگان (دیگر) ردیف ایستند؛ دم برنیاورند مگر آن کس که (خداوند) بخشنده بدو اذن دهد و او سخن درست گوید» سوره نبأ، آیه ۳۸.</ref>. | |||
#[[قرآن]] و [[وحی]]؛ {{متن قرآن|وَكَذَلِكَ أَوْحَيْنَا إِلَيْكَ رُوحًا مِنْ أَمْرِنَا مَا كُنْتَ تَدْرِي مَا الْكِتَابُ وَلَا الْإِيمَانُ وَلَكِنْ جَعَلْنَاهُ نُورًا نَهْدِي بِهِ مَنْ نَشَاءُ مِنْ عِبَادِنَا وَإِنَّكَ لَتَهْدِي إِلَى صِرَاطٍ مُسْتَقِيمٍ}}<ref>«و بدینگونه ما روحی از امر خویش را به تو وحی کردیم؛ تو نمیدانستی کتاب و ایمان چیست ولی ما آن را نوری قرار دادیم که بدان از بندگان خویش هر که را بخواهیم راهنمایی میکنیم و بیگمان تو، به راهی راست راهنمایی میکنی» سوره شوری، آیه ۵۲.</ref>. | |||
#[[روح]] [[انسان]]؛ {{متن قرآن|وَيَسْأَلُونَكَ عَنِ الرُّوحِ قُلِ الرُّوحُ مِنْ أَمْرِ رَبِّي وَمَا أُوتِيتُمْ مِنَ الْعِلْمِ إِلَّا قَلِيلًا}}<ref>«از تو درباره روح میپرسند بگو روح از امر پروردگار من است و به شما از دانش جز اندکی ندادهاند» سوره اسراء، آیه ۸۵.</ref>؛ ارتباط [[روح]] با [[بدن]] به گونۀ [[حاکمیت]] و [[تصرف]] است. [[خداوند]] جسم [[آدمی]] را از [[گِل]] آفرید: {{متن قرآن|وَلَقَدْ خَلَقْنَا الْإِنْسَانَ مِنْ سُلَالَةٍ مِنْ طِينٍ}}<ref>«و بیگمان ما انسان را از چکیدهای از گل آفریدیم» سوره مؤمنون، آیه ۱۲.</ref> و سپس از [[روح]] خویش در آن دمید. [[روحی]] با نفخۀ ربوبی {{متن قرآن|فَإِذَا سَوَّيْتُهُ وَنَفَخْتُ فِيهِ مِنْ رُوحِي فَقَعُوا لَهُ سَاجِدِينَ}}<ref>«پس هنگامی که او را باندام برآوردم و در او از روان خویش دمیدم، برای او به فروتنی در افتید!» سوره حجر، آیه ۲۹.</ref>؛ {{متن قرآن|ثُمَّ سَوَّاهُ وَنَفَخَ فِيهِ مِنْ رُوحِهِ وَجَعَلَ لَكُمُ السَّمْعَ وَالْأَبْصَارَ وَالْأَفْئِدَةَ قَلِيلًا مَا تَشْكُرُونَ}}<ref>«سپس او را باندام برآورد و از روح خویش در او دمید و برایتان گوش و چشمان و دلها را پدیدار کرد، (امّا) اندک سپاس میگزارید» سوره سجده، آیه ۹.</ref> در [[بدن]] [[آدمی]] دمیده شده، شایستۀ آن است معیار [[انسانیت]] [[انسان]] شود و [[بدن]] را در تأثیر خویش گیرد و خودِ [[راستین]] و [[شخصیت حقیقی]] [[آدمی]] را بسازَد<ref>ر.ک: فرهنگ شیعه، ص ۲۷۳.</ref>. | |||
#[[روح خدا]]؛ در [[قرآن]] از [[حضرت عیسی]] به نام "[[روح خدا]]" یاد شده است: {{متن قرآن|إِنَّمَا الْمَسِيحُ عِيسَى ابْنُ مَرْيَمَ رَسُولُ اللَّهِ وَكَلِمَتُهُ أَلْقَاهَا إِلَى مَرْيَمَ وَرُوحٌ مِنْهُ}}<ref>«ای اهل کتاب! در دینتان غلوّ نورزید و درباره خداوند جز راستی سخنی بر زبان نیاورید؛ جز این نیست که مسیح عیسی پسر مریم، پیامبر خداوند و «کلمه اوست» » سوره نساء، آیه ۱۷۱.</ref>.<ref>ر.ک: محدثی، جواد، فرهنگنامۀ دینی، ص۱۰۶.</ref> | |||
===[[روح]] در [[روایات]]=== | |||
*در [[روایات]] [[ائمه]]{{ع}} [[روح]] از عالم [[ملکوت]] دانسته شده است<ref>مجلسی، محمد باقر، بحارالانوار، ج۵۸، ص۴۲.</ref> و از این رو، میتواند به [[مرتبت]] [[برتر]] از [[فرشتگان]] دست یابد<ref>نور الثقلین، ج۳، ص ۲۱۵ ـ۲۱۶.</ref>. همچنین [[روح]] همچون جسمی [[لطیف]] است که با کالبدی ستبر به نام [[بدن]] پوشانیده شده است<ref>بحارالانوار، ج۵۸، ص۳۴.</ref>. [[روح]] با [[بدن]] نمیآمیزد و بر آن اتکا ندارد؛ بلکه [[بدن]] را در میان میگیرد و بر آن احاطه دارد. با مرگ [[بدن]]، [[روح]] همچنان زنده میماند و زیست میکند<ref>ر.ک: فرهنگ شیعه، ص ۲۷۳.</ref>. | |||
*[[امام صادق]]{{ع}} فرمودند: «هیچ مؤمنی نیست مگر آنکه [[باطن]] قلبش دو گوش دارد، گوشی که وسواس خنّاس در آن میدمد و گوشی که [[فرشته]] در آن میدمد، [[خداوند]] [[مؤمن]] را به وسیلۀ [[فرشته]] [[همراهی]] و [[کمک]] میکند این است معنای آیۀ شریفه {{متن قرآن|وَأَيَّدَهُمْ بِرُوحٍ مِنْهُ}}<ref>«و با روحی از خویش تأییدشان کر» سوره مجادله، آیه ۲۲.</ref><ref>{{متن حدیث|عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ{{ع}} قَالَ: مَا مِنْ مُؤْمِنٍ إِلَّا وَ لِقَلْبِهِ أُذُنَانِ فِی جَوْفِهِ أُذُنٌ یَنْفُثُ فِیهَا الْوَسْوَاسُ الْخَنَّاسُ وَ أُذُنٌ یَنْفُثُ فِیهَا الْمَلَکُ فَیُؤَیِّدُ اللَّهُ الْمُؤْمِنَ بِالْمَلَکِ فَذَلِکَ قَوْلُهُ وَأَیَّدَهُمْ بِرُوحٍ مِنْهُ}}؛ اصول کافی، ج ۲، ص ۲۶۷.</ref>. همچنین فرمودند: «[[قلب]] را دو گوش است هرگاه [[بنده]] آهنگ گناهی کند [[روح]] [[ایمان]] به او میگوید: انجام نده و [[شیطان]] میگوید: انجام بده و چون [[بنده]] بر سینۀ [[زن]] [[گناهکار]] قرار گیرد، [[روح]] [[ایمان]] از او ستانده میشود»<ref>{{متن حدیث|عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ{{ع}} قَالَ: إِنَّ لِلْقَلْبِ أُذُنَیْنِ فَإِذَا هَمَّ الْعَبْدُ بِذَنْبٍ قَالَ لَهُ رُوحُ الْإِیمَانِ لَا تَفْعَلْ وَ قَالَ لَهُ الشَّیْطَانُ افْعَلْ وَ إِذَا کَانَ عَلَی بَطْنِهَا نُزِعَ مِنْهُ رُوحُ الْإِیمَانِ}}؛ اصول کافی، ج ۲، ص ۲۶۷.</ref>.<ref>ر.ک: مظاهری، حسین، دانش اخلاق اسلامی، ج۳، ص ۷۹.</ref> | |||
==منابع== | ==منابع== | ||