دروغ در قرآن: تفاوت میان نسخهها
←ذاتی بودن قبح دروغ
| خط ۵۵: | خط ۵۵: | ||
*در نگاه همگان،[[ دروغ]] امری [[قبیح]] به شمار میرود<ref>فیض القدیر، ج۱،ص ۵۵۷.</ref> و افزون بر [[عقل]]<ref>مجمع البیان، ج۷، ص۹۷؛ شرح نهج البلاغه، ج۱۳، ص۴۷؛ المکاسب، انصاری، ج۲، ص۲۴.</ref>، [[آیات]] و [[روایات]] بسیاری این را [[تأیید]] میکنند؛ مانند: | *در نگاه همگان،[[ دروغ]] امری [[قبیح]] به شمار میرود<ref>فیض القدیر، ج۱،ص ۵۵۷.</ref> و افزون بر [[عقل]]<ref>مجمع البیان، ج۷، ص۹۷؛ شرح نهج البلاغه، ج۱۳، ص۴۷؛ المکاسب، انصاری، ج۲، ص۲۴.</ref>، [[آیات]] و [[روایات]] بسیاری این را [[تأیید]] میکنند؛ مانند: | ||
:* آیاتی که [[دروغ]] را [[ظلم]] میدانند: {{متن قرآن|فَمَنِ افْتَرَى عَلَى اللَّهِ الْكَذِبَ... فَأُولَئِكَ هُمُ الظَّالِمُونَ}}<ref>«پس کسانی که بر خداوند دروغ بندند ستمکارند» سوره آل عمران، آیه ۹۴.</ref> | :* آیاتی که [[دروغ]] را [[ظلم]] میدانند: {{متن قرآن|فَمَنِ افْتَرَى عَلَى اللَّهِ الْكَذِبَ... فَأُولَئِكَ هُمُ الظَّالِمُونَ}}<ref>«پس کسانی که بر خداوند دروغ بندند ستمکارند» سوره آل عمران، آیه ۹۴.</ref> | ||
:* و [[گناه]] | :* و [[گناه]]{{متن قرآن|انْظُرْ كَيْفَ يَفْتَرُونَ عَلَى اللَّهِ الْكَذِبَ}}<ref> «در نگر که چگونه بر خداوند دروغ میبافند» سوره نساء، آیه ۵۰.</ref> | ||
:* و مایه عدم [[رستگاری]] | :* و مایه عدم [[رستگاری]]{{متن قرآن|وَلَا تَقُولُوا لِمَا تَصِفُ أَلْسِنَتُكُمُ الْكَذِبَ هَذَا حَلَالٌ وَهَذَا حَرَامٌ لِتَفْتَرُوا عَلَى اللَّهِ الْكَذِبَ إِنَّ الَّذِينَ يَفْتَرُونَ عَلَى اللَّهِ الْكَذِبَ لَا يُفْلِحُونَ}}<ref> «و بر هر چه زبانتان به دروغ وصف میکند، نگویید: "این حلال است و آن حرام" تا بر خداوند دروغ بندید زیرا آنان که بر خداوند دروغ میبندند رستگار نمیگردند» سوره نحل، آیه ۱۱۶.</ref> | ||
:* | :*[[دروغگویان]] را سزاوار [[عذاب]]: {{متن قرآن|وَلَهُمْ عَذَابٌ أَلِيمٌ بِمَا كَانُوا يَكْذِبُونَ}}<ref>«و برای دروغی که میگفتند عذابی دردناک خواهند داشت» سوره بقره، آیه ۱۰.</ref>؛ نیز مانند روایاتی که خاستگاه [[دروغ]] را [[پستی]] و [[حقارت]] نفس میدانند<ref>الاختصاص، ص۲۳۲؛ بحارالانوار، ج۶۹، ص۲۶۲؛ مستدرک الوسائل، ج۹، ص۸۴-۸۵.</ref> و در مواردی از [[گناهان]] کبیر<ref>جامع المقاصد، ج۵، ص۱۵۳؛ کشف اللثام، ج۲، ص۳۷۱.</ref> و کلید همه [[بدیها]]<ref>بحارالانوار، ج۶۹، ص۲۶۳؛ المکاسب، انصاری، ج۲، ص۱۲.</ref> و بدتر از شراب<ref>الکافی، ج۲، ص۳۳۹؛ وسائل الشیعه، ج۱۲، ص۲۴۴؛ بحارالانوار، ج۶۹، ص۲۳۷.</ref>. | ||
*'''آیا [[قبح]] [[دروغ]] ذاتی است یا به جهت آثار و نتایج آن است؟''' | *'''آیا [[قبح]] [[دروغ]] ذاتی است یا به جهت آثار و نتایج آن است؟''' | ||
*دیدگاههای متفاوتی در میان [[علمای اسلامی]] و غیر [[اسلامی]] هست: به [[باور]] برخی، ملاک [[حسن و قبح افعال]]، همچون [[دروغ]]، نتایج آنهاست؛ اگر زیانبخش بود [[قبیح]] است، و گرنه قبحی ندارد. در [[تأیید]] این نظریه گفتهاند موضوع واقعی در گزارههای خوب بودن [[راستگویی]] یا بد بودن [[دروغگویی]]، [[صدق]] و [[کذب]] مطلق نیست، بلکه موضوع [[حقیقی]]، [[مقید]] به "سودمندی" و "زیانبخشی" است، از این رو در حفظ [[مصلحت]] [[اجتماعی]] حتی [[دروغ]] گفتن خوب است و هر جا [[مفسده]] [[اجتماعی]] باشد، حتی راست گفتن بد است<ref>احیاء علوم الدین، مج ۳، ص۱۵۹۴-۱۵۹۵؛ الاذکار النوویه، ص۳۷۸؛ الذریعه، ص۲۷۲-۲۷۳.</ref>. | *دیدگاههای متفاوتی در میان [[علمای اسلامی]] و غیر [[اسلامی]] هست: به [[باور]] برخی، ملاک [[حسن و قبح افعال]]، همچون [[دروغ]]، نتایج آنهاست؛ اگر زیانبخش بود [[قبیح]] است، و گرنه قبحی ندارد. در [[تأیید]] این نظریه گفتهاند موضوع واقعی در گزارههای خوب بودن [[راستگویی]] یا بد بودن [[دروغگویی]]، [[صدق]] و [[کذب]] مطلق نیست، بلکه موضوع [[حقیقی]]، [[مقید]] به "سودمندی" و "زیانبخشی" است، از این رو در حفظ [[مصلحت]] [[اجتماعی]] حتی [[دروغ]] گفتن خوب است و هر جا [[مفسده]] [[اجتماعی]] باشد، حتی راست گفتن بد است<ref>احیاء علوم الدین، مج ۳، ص۱۵۹۴-۱۵۹۵؛ الاذکار النوویه، ص۳۷۸؛ الذریعه، ص۲۷۲-۲۷۳.</ref>. | ||