جز
جایگزینی متن - ' آیۀ شریفه' به ' آیۀ شریفه'
جز (جایگزینی متن - 'رده:مدخلهای اصلی دانشنامه ' به 'رده:مدخل ') |
جز (جایگزینی متن - ' آیۀ شریفه' به ' آیۀ شریفه') |
||
| خط ۱۰۰: | خط ۱۰۰: | ||
*'''وجه دوم:''' ائمّۀ اطهار{{عم}} و اهل بیت [[پیامبراکرم]]{{صل}} قوامبخش وجود انبیا بودهاند و «نبوّت» انبیا از آغاز به وجود اهل بیت{{عم}} وابسته است؛ چرا که خلقت اهلبیت{{عم}} قبل از خلقت انبیا بوده است. در حدیثی نقل شده است که در آغاز به خود حضرت آدم{{ع}} خطاب میرسد: | *'''وجه دوم:''' ائمّۀ اطهار{{عم}} و اهل بیت [[پیامبراکرم]]{{صل}} قوامبخش وجود انبیا بودهاند و «نبوّت» انبیا از آغاز به وجود اهل بیت{{عم}} وابسته است؛ چرا که خلقت اهلبیت{{عم}} قبل از خلقت انبیا بوده است. در حدیثی نقل شده است که در آغاز به خود حضرت آدم{{ع}} خطاب میرسد: | ||
«اینان پنج تن از فرزندان تو هستند، اگر آنان نبودند نه تو را نه بهشت، عرش، کرسی، زمین، آسمان، فرشتگان و جنّ و انس را نمیآفریدم...».<ref>{{عربی|"هؤلاء خمسةٌ من وُلدک لولاهم ما خلقتُک و لا خلقتُ الجنّةَ و لا النارَ و لا العرشَ و لا الکرسیَّ و لا اسماءَ و الأرضَ و لا الملائکةَ و لا الجنّ و الا الإنس..."}}، مجلسی، محمدباقر، «بحارالانوار الجتمعه لدرر اخبار الائمة الاطهار{{عم}}»، ج۲۷، باب:۱۰، ص۵.</ref> | «اینان پنج تن از فرزندان تو هستند، اگر آنان نبودند نه تو را نه بهشت، عرش، کرسی، زمین، آسمان، فرشتگان و جنّ و انس را نمیآفریدم...».<ref>{{عربی|"هؤلاء خمسةٌ من وُلدک لولاهم ما خلقتُک و لا خلقتُ الجنّةَ و لا النارَ و لا العرشَ و لا الکرسیَّ و لا اسماءَ و الأرضَ و لا الملائکةَ و لا الجنّ و الا الإنس..."}}، مجلسی، محمدباقر، «بحارالانوار الجتمعه لدرر اخبار الائمة الاطهار{{عم}}»، ج۲۷، باب:۱۰، ص۵.</ref> | ||
*علاوه بر اصل وجود انبیا، بعثت و «نبوّت» ایشان نیز به برکت اهل بیت{{عم}} بوده است. روایاتی در این زمینه در کتب شیعه و سنّی در ذیل آیۀ شریفه {{متن قرآن|فَتَلَقَّى آدَمُ مِنْ رَبِّهِ كَلِماتٍ فَتابَ عَلَيْهِ إِنَّهُ هُوَ التَّوَّابُ الرَّحيمُ}}<ref>«پس (از مدتی استقرار در زمین) آدم از جانب پروردگارش کلماتی را دریافت کرد (به او القاء توبه شد و یا در ضمن اسماء تعلیم شده توبه به او الهام گردید و توبه نمود) پس خدا هم بر او عطف توجه نمود و توبه او را پذیرفت که او بسیار عطوف و توبه پذیر و مهربان است». سوره بقره:۲، آیه ۳۷.</ref> نقل شده است. بوصیری ادیب بزرگ و دانشمند سنّی قرن هفتم در قصیدۀ معروف و مشهور «بُرده» در مدح پیامبر اکرم{{صل}} میگوید: {{عربی|"و کلُّ آیٍ أتَی الرُّسلُ ایکرامُ بها * فإنّهما اتّصلَت مِن نورِه بِهِمِ"}} و هر آیه و معجزهای که پیامبران گرامی الهی آوردند فقط از نور پیامبر اکرم{{صل}} به آنان رسیده است. {{عربی|"فإنه شمس فضلٍ هم کواکبُ یظهرن أنوارَها للناس فی الظُّلَم"}}<ref>ر.ک. شمس الدین شامی، محمد بن یوسف، «سُبُل الهدی و الرشاد»، ج۱، ص۹۳؛ صفدی، صلاح الدین خلیل بن ایبک، «الوافی بالوفیات»، ج۳، ص۱۱۲.</ref> به راستی او خورشید فضیلت و ایشان (انبیا) ستارگانی هستند که انوار او را در تاریکیها برای مردم آشکار میسازند. | *علاوه بر اصل وجود انبیا، بعثت و «نبوّت» ایشان نیز به برکت اهل بیت{{عم}} بوده است. روایاتی در این زمینه در کتب شیعه و سنّی در ذیل [[آیۀ شریفه]] {{متن قرآن|فَتَلَقَّى آدَمُ مِنْ رَبِّهِ كَلِماتٍ فَتابَ عَلَيْهِ إِنَّهُ هُوَ التَّوَّابُ الرَّحيمُ}}<ref>«پس (از مدتی استقرار در زمین) آدم از جانب پروردگارش کلماتی را دریافت کرد (به او القاء توبه شد و یا در ضمن اسماء تعلیم شده توبه به او الهام گردید و توبه نمود) پس خدا هم بر او عطف توجه نمود و توبه او را پذیرفت که او بسیار عطوف و توبه پذیر و مهربان است». سوره بقره:۲، آیه ۳۷.</ref> نقل شده است. بوصیری ادیب بزرگ و دانشمند سنّی قرن هفتم در قصیدۀ معروف و مشهور «بُرده» در مدح پیامبر اکرم{{صل}} میگوید: {{عربی|"و کلُّ آیٍ أتَی الرُّسلُ ایکرامُ بها * فإنّهما اتّصلَت مِن نورِه بِهِمِ"}} و هر آیه و معجزهای که پیامبران گرامی الهی آوردند فقط از نور پیامبر اکرم{{صل}} به آنان رسیده است. {{عربی|"فإنه شمس فضلٍ هم کواکبُ یظهرن أنوارَها للناس فی الظُّلَم"}}<ref>ر.ک. شمس الدین شامی، محمد بن یوسف، «سُبُل الهدی و الرشاد»، ج۱، ص۹۳؛ صفدی، صلاح الدین خلیل بن ایبک، «الوافی بالوفیات»، ج۳، ص۱۱۲.</ref> به راستی او خورشید فضیلت و ایشان (انبیا) ستارگانی هستند که انوار او را در تاریکیها برای مردم آشکار میسازند. | ||
*این ادیب بزرگ و نیز شارحان قصیده مُرده از شیعه و سنّی در ذیل این ابیات تصریح میکنند که پیامبران گذشته همه مظاهر نور رسولخدا{{صل}} بودهاند و همانگونه که نور ماه از خوشید است، انوار آنان نیز برگرفته از نور پیامبرخدا{{صل}} بوده است. ازاینرو روایاتی در کتب شیعه و سنّی نقل شده است که پیامبراکرم{{صل}} از روز اوّل با پیامبران بوده است<ref>میلانی، سیدعلی، «نفحات الأزهار فی خلاصة عبقات الانوار»، ج۵، ص۲۴۷.</ref> و در روایتی آمده است که نبوّت پیامبراکرم{{صل}} پیش از خلقت همه انبیاء بوده است. این مطلب در کتب فریقین آمده و همۀ علما درباره آن اتفاق نظر دارند. | *این ادیب بزرگ و نیز شارحان قصیده مُرده از شیعه و سنّی در ذیل این ابیات تصریح میکنند که پیامبران گذشته همه مظاهر نور رسولخدا{{صل}} بودهاند و همانگونه که نور ماه از خوشید است، انوار آنان نیز برگرفته از نور پیامبرخدا{{صل}} بوده است. ازاینرو روایاتی در کتب شیعه و سنّی نقل شده است که پیامبراکرم{{صل}} از روز اوّل با پیامبران بوده است<ref>میلانی، سیدعلی، «نفحات الأزهار فی خلاصة عبقات الانوار»، ج۵، ص۲۴۷.</ref> و در روایتی آمده است که نبوّت پیامبراکرم{{صل}} پیش از خلقت همه انبیاء بوده است. این مطلب در کتب فریقین آمده و همۀ علما درباره آن اتفاق نظر دارند. | ||
*به عنوان نمونه، علامه مجلسی درحدیث طویلی در بحارالانوار چنین نقل میکند: «عمر بن خطاب از پیامبر خدا{{صل}} سؤال کرد: یا رسول الله! شما از چه زمانی به نبوت و پیامبری برانگیخته شدید؟ حضرت{{صل}} فرمود: آن وقتی که هنوز تکوین آدم تمام نشده بود، من پیامبر بودم».<ref>«...فَقَالَ لَهُ{{صل}} عُمَرُ بْنُ الْخَطَّابِ: مَتَى نُبِّئْتَ يَا رَسُولَ اللَّهِ{{صل}} قَالَ: يَا أَبَا حَفْصٍ نُبِّئْتُ وَ آدَمُ بَيْنَ الرُّوحِ وَ الْجَسَد.»، مجلسی، محمدباقر، «بحارالانوار»، ج۱۵، ص۳۵۳.</ref> از سوی دیگر ادله مقتضی در این باره وارد شده که هر جا [[پیامبر خدا]]{{صل}} در هر عالمی از عوالم - چه در این عالم و چه قبل و بعد از این عالم - بوده امیرمؤمنان علی{{ع}} نیز همراه آن حضرت بوده و از ایشان جدا نبوده است<ref>ابن محمّد النّوفليّ، عن أحمد بن هلال، عن الحسن بن محبوب، عن عبد اللَّه بن بكير، عن حمران بن أعين قال: سألت أبا جعفر{{ع}} عن قول اللَّه- عزّ و جلّ- في كتابه: «ثُمَّ دَنا فَتَدَلَّى، فَكانَ قابَ قَوْسَيْنِ أَوْ أَدْنى». فقال: أدنى اللَّه محمّدا منه فلم يكن بينه و بينه إلّا قفص من لؤلؤ، فيه فراش من ذهب يتلألأ، فاري صورة. فقيل له: يا محمّد، أتعرف هذه الصّورة؟ قال: نعم، هذه صورة علي بن أبي طالب{{ع}}. فأوحى اللَّه إليه: أن زوّجه فاطمة و اتّخذه وصيّا. قمی مشهدی محمد بن محمدرضا، «تفسیر کنز الدقائق و بحر الغرائب»، ج۱۲، ص۴۸۲ ذیل آیه ۱۰ سوره میارکه نجم.</ref> و همچنین به مقتضای ادلّه معتبره آنچه برای امیرمؤمنان علی{{ع}} ثابت شود، برای ائمّۀ دیگر نیز ثابت شود و ما اینها را به صورت اصول موضوعه، مفروض بحث خود قرار میدهیم وگرنه هر کدام، در جای خود، ادلّۀ مخصوص به خود دارند. بنابراین معصومین{{عم}} از روز نخست «بیت نبوّت» بودهاند. علاوه بر این در ذیل آیۀ شریفۀ {{متن قرآن|وَ سْئَلْ مَنْ أَرْسَلْنا مِنْ قَبْلِكَ مِنْ رُسُلِنا}}.<ref> «از رسولانی که پیش از تو فرستادیم بپرس که برای چه مبعوث شدهاند؟»، سوره زخرف:۴۳، آیه ۴۵.</ref> | *به عنوان نمونه، علامه مجلسی درحدیث طویلی در بحارالانوار چنین نقل میکند: «عمر بن خطاب از پیامبر خدا{{صل}} سؤال کرد: یا رسول الله! شما از چه زمانی به نبوت و پیامبری برانگیخته شدید؟ حضرت{{صل}} فرمود: آن وقتی که هنوز تکوین آدم تمام نشده بود، من پیامبر بودم».<ref>«...فَقَالَ لَهُ{{صل}} عُمَرُ بْنُ الْخَطَّابِ: مَتَى نُبِّئْتَ يَا رَسُولَ اللَّهِ{{صل}} قَالَ: يَا أَبَا حَفْصٍ نُبِّئْتُ وَ آدَمُ بَيْنَ الرُّوحِ وَ الْجَسَد.»، مجلسی، محمدباقر، «بحارالانوار»، ج۱۵، ص۳۵۳.</ref> از سوی دیگر ادله مقتضی در این باره وارد شده که هر جا [[پیامبر خدا]]{{صل}} در هر عالمی از عوالم - چه در این عالم و چه قبل و بعد از این عالم - بوده امیرمؤمنان علی{{ع}} نیز همراه آن حضرت بوده و از ایشان جدا نبوده است<ref>ابن محمّد النّوفليّ، عن أحمد بن هلال، عن الحسن بن محبوب، عن عبد اللَّه بن بكير، عن حمران بن أعين قال: سألت أبا جعفر{{ع}} عن قول اللَّه- عزّ و جلّ- في كتابه: «ثُمَّ دَنا فَتَدَلَّى، فَكانَ قابَ قَوْسَيْنِ أَوْ أَدْنى». فقال: أدنى اللَّه محمّدا منه فلم يكن بينه و بينه إلّا قفص من لؤلؤ، فيه فراش من ذهب يتلألأ، فاري صورة. فقيل له: يا محمّد، أتعرف هذه الصّورة؟ قال: نعم، هذه صورة علي بن أبي طالب{{ع}}. فأوحى اللَّه إليه: أن زوّجه فاطمة و اتّخذه وصيّا. قمی مشهدی محمد بن محمدرضا، «تفسیر کنز الدقائق و بحر الغرائب»، ج۱۲، ص۴۸۲ ذیل آیه ۱۰ سوره میارکه نجم.</ref> و همچنین به مقتضای ادلّه معتبره آنچه برای امیرمؤمنان علی{{ع}} ثابت شود، برای ائمّۀ دیگر نیز ثابت شود و ما اینها را به صورت اصول موضوعه، مفروض بحث خود قرار میدهیم وگرنه هر کدام، در جای خود، ادلّۀ مخصوص به خود دارند. بنابراین معصومین{{عم}} از روز نخست «بیت نبوّت» بودهاند. علاوه بر این در ذیل آیۀ شریفۀ {{متن قرآن|وَ سْئَلْ مَنْ أَرْسَلْنا مِنْ قَبْلِكَ مِنْ رُسُلِنا}}.<ref> «از رسولانی که پیش از تو فرستادیم بپرس که برای چه مبعوث شدهاند؟»، سوره زخرف:۴۳، آیه ۴۵.</ref> | ||
| خط ۱۷۴: | خط ۱۷۴: | ||
*در قرآن کریم دربارۀ خانههایی صحبت شده است که خدای متعال اجازه داده است که نام خدا در آن خانهها یاد شود و اعتلا و رفعت پیدا کند و از آن خانهها یاد خدا اوج گیرد: {{متن قرآن|في بُيُوتٍ أَذِنَ اللَّهُ أَنْ تُرْفَعَ وَ يُذْكَرَ فيهَا اسْمُهُ}}.<ref>«(این چراغ پرفروغ) در خانههایی قرار دارد که خداوند اذن فرموده دیوارهای آن را بالا برند (تا از دستبرد شیاطین و هوسبازان در امان باشد) خانههایی که نام خدا در آنها برده میشود ، و صبح و شام در آنها تسبیح او میگویند ...» سوره نور:۲۴، آیه ۳۶.</ref> این آیه نشان میدهد که خدا را صدا زدن، فضایی میطلبد که در آن فضا، این صدا بالا رود. خدای متعال اجازه نداده که در هر مکان و هر موقعیّتی هر صدایی بالا رود و اوج بگیرد. | *در قرآن کریم دربارۀ خانههایی صحبت شده است که خدای متعال اجازه داده است که نام خدا در آن خانهها یاد شود و اعتلا و رفعت پیدا کند و از آن خانهها یاد خدا اوج گیرد: {{متن قرآن|في بُيُوتٍ أَذِنَ اللَّهُ أَنْ تُرْفَعَ وَ يُذْكَرَ فيهَا اسْمُهُ}}.<ref>«(این چراغ پرفروغ) در خانههایی قرار دارد که خداوند اذن فرموده دیوارهای آن را بالا برند (تا از دستبرد شیاطین و هوسبازان در امان باشد) خانههایی که نام خدا در آنها برده میشود ، و صبح و شام در آنها تسبیح او میگویند ...» سوره نور:۲۴، آیه ۳۶.</ref> این آیه نشان میدهد که خدا را صدا زدن، فضایی میطلبد که در آن فضا، این صدا بالا رود. خدای متعال اجازه نداده که در هر مکان و هر موقعیّتی هر صدایی بالا رود و اوج بگیرد. | ||
*در روایت است که از پیامبر اکرم{{صل}} سؤال شد که این خانهها کدام خانهها هستند؟ حضرت فرمودند: این خانهها بیوت و خانههای انبیاست. در این زمان ابوبکر به خانۀ علی{{ع}} و حضرت زهرا (سلام الله علیها) اشاره کرد و پرسید: آیا این خانه هم جزء آنهاست؟ پیامبر{{صل}} فرمودند: بلی؛ بلکه این خانه از برترین آن بیوت و خانههاست.<ref>{{عربی|"قَرَأَ رَسُولُ اللَّهِ{{صل}} هَذِهِ الْآيَةَ: «فِي بُيُوتٍ أَذِنَ اللَّهُ» إِلَى قَوْلِهِ «وَ الْأَبْصارُ»، فَقَامَ إِلَيْهِ رَجُلٌ فَقَالَ: يَا رَسُولَ اللَّهِ{{صل}} أَيُّ بُيُوتٍ هَذِهِ؟ قَالَ{{صل}}: بُيُوتُ الْأَنْبِيَاءِ. فَقَامَ إِلَيْهِ أَبُوبَكْرٍ فَقَالَ: يَا رَسُولَ اللَّهِ{{صل}} هَذَا الْبَيْتُ مِنْهَا لِبَيْتِ عَلِيٍّ وَ فَاطِمَةَ؟ قَالَ{{صل}}: نَعَمْ مِنْ أَفَاضِلِهَا."}} حاکم حسکانی، عبیدالله بن عبدالله، «شواهد التنزیل لقواعد التفضیل»، ج۱، ص۵۳۴.</ref> حال مفهوم آیه «فی بیوت» در روایات را بررسی مینماییم. | *در روایت است که از پیامبر اکرم{{صل}} سؤال شد که این خانهها کدام خانهها هستند؟ حضرت فرمودند: این خانهها بیوت و خانههای انبیاست. در این زمان ابوبکر به خانۀ علی{{ع}} و حضرت زهرا (سلام الله علیها) اشاره کرد و پرسید: آیا این خانه هم جزء آنهاست؟ پیامبر{{صل}} فرمودند: بلی؛ بلکه این خانه از برترین آن بیوت و خانههاست.<ref>{{عربی|"قَرَأَ رَسُولُ اللَّهِ{{صل}} هَذِهِ الْآيَةَ: «فِي بُيُوتٍ أَذِنَ اللَّهُ» إِلَى قَوْلِهِ «وَ الْأَبْصارُ»، فَقَامَ إِلَيْهِ رَجُلٌ فَقَالَ: يَا رَسُولَ اللَّهِ{{صل}} أَيُّ بُيُوتٍ هَذِهِ؟ قَالَ{{صل}}: بُيُوتُ الْأَنْبِيَاءِ. فَقَامَ إِلَيْهِ أَبُوبَكْرٍ فَقَالَ: يَا رَسُولَ اللَّهِ{{صل}} هَذَا الْبَيْتُ مِنْهَا لِبَيْتِ عَلِيٍّ وَ فَاطِمَةَ؟ قَالَ{{صل}}: نَعَمْ مِنْ أَفَاضِلِهَا."}} حاکم حسکانی، عبیدالله بن عبدالله، «شواهد التنزیل لقواعد التفضیل»، ج۱، ص۵۳۴.</ref> حال مفهوم آیه «فی بیوت» در روایات را بررسی مینماییم. | ||
*ابو حمزۀ ثمالی (از شاگردان و اصحاب امام سجّاد و امام باقر{{ع}}) طیّ روایتی برخورد قَتاده (از فقهای شهر بصره و مورد اعتماد دربار اموی) با امام باقر{{ع}} را گزارش میکند که از آن حدیث معنای حقیقی «بیت نبوّت» روشن میشود. روایت مفصّل است؛ خلاصۀ آن: قَتاده در محضر امام باقر{{ع}} احساس اضطراب میکند و به آن حضرت میگوید: به خدا سوگند! در برابر فقهای بسیاری نشستهام و حتّی در مقابل ابن عبّاس نیز زانو زدهام امّا در برابر هیچ کدام از آنان چنین اضطرابی که در جلوی شما دارم در من ایجاد نشد. وی با این سخن، و از پریشانی و اضطراب خود از امام{{ع}} سؤال کرد. لذا حضرت به او فرمود: «وای بر تو! آیا میدانی کجا نشستهای؟ تو در برابر «بیوت» و خانههایی هستی که خداوند اذن داده که قدر و منزلت آنها رفعت یابد و نام خدا در آنها یاد شود. در آن خانهها هر بامداد و شامگاه مردانی که نه تجارت و نه داد و ستدی ایشان را از یاد خدا و برپا داشتن زکات و دادن زکات به خود مشغول نمیدارد او را نیایش میکنند.» سپس حضرت این آیه را تلاوت فرمود: {{متن قرآن|في بُيُوتٍ أَذِنَ اللَّهُ أَنْ تُرْفَعَ وَ يُذْكَرَ فيهَا اسْمُهُ يُسَبِّحُ لَهُ فيها بِالْغُدُوِّ وَ الْآصالِ * رِجالٌ لا تُلْهيهِمْ تِجارَهٌ وَ لا بَيْعٌ عَنْ ذِكْرِ اللَّهِ وَ إِقامِ الصَّلاهِ وَ إيتاءِ الزَّكاهِ}}.<ref>سوره نور:۲۴، آیات ۳۷ - ۳۶.</ref> آنگاه حضرت افزود: تو آنجا نشستهای و ما آن «بیوت» و خانهها هستیم.امام{{ع}} جایگاه امامت و راز عظمت خویش را بازگو و بیان فرود و با تلاوت این آیۀ | *ابو حمزۀ ثمالی (از شاگردان و اصحاب امام سجّاد و امام باقر{{ع}}) طیّ روایتی برخورد قَتاده (از فقهای شهر بصره و مورد اعتماد دربار اموی) با امام باقر{{ع}} را گزارش میکند که از آن حدیث معنای حقیقی «بیت نبوّت» روشن میشود. روایت مفصّل است؛ خلاصۀ آن: قَتاده در محضر امام باقر{{ع}} احساس اضطراب میکند و به آن حضرت میگوید: به خدا سوگند! در برابر فقهای بسیاری نشستهام و حتّی در مقابل ابن عبّاس نیز زانو زدهام امّا در برابر هیچ کدام از آنان چنین اضطرابی که در جلوی شما دارم در من ایجاد نشد. وی با این سخن، و از پریشانی و اضطراب خود از امام{{ع}} سؤال کرد. لذا حضرت به او فرمود: «وای بر تو! آیا میدانی کجا نشستهای؟ تو در برابر «بیوت» و خانههایی هستی که خداوند اذن داده که قدر و منزلت آنها رفعت یابد و نام خدا در آنها یاد شود. در آن خانهها هر بامداد و شامگاه مردانی که نه تجارت و نه داد و ستدی ایشان را از یاد خدا و برپا داشتن زکات و دادن زکات به خود مشغول نمیدارد او را نیایش میکنند.» سپس حضرت این آیه را تلاوت فرمود: {{متن قرآن|في بُيُوتٍ أَذِنَ اللَّهُ أَنْ تُرْفَعَ وَ يُذْكَرَ فيهَا اسْمُهُ يُسَبِّحُ لَهُ فيها بِالْغُدُوِّ وَ الْآصالِ * رِجالٌ لا تُلْهيهِمْ تِجارَهٌ وَ لا بَيْعٌ عَنْ ذِكْرِ اللَّهِ وَ إِقامِ الصَّلاهِ وَ إيتاءِ الزَّكاهِ}}.<ref>سوره نور:۲۴، آیات ۳۷ - ۳۶.</ref> آنگاه حضرت افزود: تو آنجا نشستهای و ما آن «بیوت» و خانهها هستیم.امام{{ع}} جایگاه امامت و راز عظمت خویش را بازگو و بیان فرود و با تلاوت این [[آیۀ شریفه]]، تنها نقطهای که اجازۀ رفعت یافتن و برتری دارد را معرّفی کرد. قَتاده نیز به خوبی مقصود امام{{ع}} را فهمید و گفت: به خدا سوگند! راست گفتی. فدایت شوم! به خدا سوگند! این «بیت» و خانه، خانه سنگی و گِلی نیست!<ref>ر.ک: کلینی، محمد بن یعقوب، «الکافی»، ج۶، ص۲۵۷ – ۲۵۶، ح ۱.</ref> | ||
===مصادیق «اهل بیت» در قرآن و روایات=== | ===مصادیق «اهل بیت» در قرآن و روایات=== | ||
| خط ۱۸۲: | خط ۱۸۲: | ||
*این روایات، بسیار و بیش از هفتاد حدیث است که بیشتر آنها از طرق اهل سنّت از امّ سلمه و عائشه و ابی سعید خُدری و سعد و علی{{ع}} و حسن{{ع}} و حسین{{ع}} و... (نزدیک به چهل طریق) نقل شده است و شیعه نیز آن را از امیرالمؤمنین علی و امام سجّاد و باقر و صادق و رضا: و نیز از امّ سلمه و ابی لیلی و ابوذر (نزدیک به سی طریق) روایت کرده است. | *این روایات، بسیار و بیش از هفتاد حدیث است که بیشتر آنها از طرق اهل سنّت از امّ سلمه و عائشه و ابی سعید خُدری و سعد و علی{{ع}} و حسن{{ع}} و حسین{{ع}} و... (نزدیک به چهل طریق) نقل شده است و شیعه نیز آن را از امیرالمؤمنین علی و امام سجّاد و باقر و صادق و رضا: و نیز از امّ سلمه و ابی لیلی و ابوذر (نزدیک به سی طریق) روایت کرده است. | ||
*مضمون برخی از روایاتی که عامّه و خاصّه نقل کردهاند آن است که پیامبر اکرم{{صل}} در شأن خود حضرتش و علی و فاطمه و حسن و حسین{{عم}} نازل شده و رسولخدا{{صل}} فرمودند: بار خدایا! اینان «اهل بیت» و «عترت» من هستند. | *مضمون برخی از روایاتی که عامّه و خاصّه نقل کردهاند آن است که پیامبر اکرم{{صل}} در شأن خود حضرتش و علی و فاطمه و حسن و حسین{{عم}} نازل شده و رسولخدا{{صل}} فرمودند: بار خدایا! اینان «اهل بیت» و «عترت» من هستند. | ||
*در آیۀ شریفه مباهله نیز که خداوند متعال به رسولاکرم{{صل}} دستور داد که: {{متن قرآن|فَقُلْ تَعالَوْا نَدْعُ أَبْناءَنا وَ أَبْناءَكُمْ وَ نِساءَنا وَ نِساءَكُمْ وَ أَنْفُسَنا وَ أَنْفُسَكُمْ}}.<ref>«پس هر کس با تو درباره او (عیسای مسیح علیه السّلام) پس از آنکه تو را علم آمده محاجّه و ستیز کند، بگو: بیایید ما پسرانمان را و شما پسرانتان را و ما زنانمان را و شما زنانتان را و ما خودمان را و شما خودتان را (کسانی را که مانند جان ماست) فرا خوانیم، آنگاه به یکدیگر نفرین کنیم، پس لعنت خدا را بر دروغگویان قرار دهیم»، سوره آلعمران:۳، آیه ۶۱.</ref> | *در [[آیۀ شریفه]] مباهله نیز که خداوند متعال به رسولاکرم{{صل}} دستور داد که: {{متن قرآن|فَقُلْ تَعالَوْا نَدْعُ أَبْناءَنا وَ أَبْناءَكُمْ وَ نِساءَنا وَ نِساءَكُمْ وَ أَنْفُسَنا وَ أَنْفُسَكُمْ}}.<ref>«پس هر کس با تو درباره او (عیسای مسیح علیه السّلام) پس از آنکه تو را علم آمده محاجّه و ستیز کند، بگو: بیایید ما پسرانمان را و شما پسرانتان را و ما زنانمان را و شما زنانتان را و ما خودمان را و شما خودتان را (کسانی را که مانند جان ماست) فرا خوانیم، آنگاه به یکدیگر نفرین کنیم، پس لعنت خدا را بر دروغگویان قرار دهیم»، سوره آلعمران:۳، آیه ۶۱.</ref> | ||
*به صراحت بیان شده که اهلبیت پیامبر{{صل}} با خود آن حضرت{{صل}} همان پنج تن آل عبا هستند و منظور از (أبناءَنا) حسن{{ع}} و حسین{{ع}} و از (نساءَنا) فاطمه۳ و مقصود از (أنفُسَنا) علی{{ع}} بوده است. حال از سوی دیگر روایات بسیاری ائمّۀ هدی{{عم}} را از جمله «اهل بیت نبوّت» شمرده است. | *به صراحت بیان شده که اهلبیت پیامبر{{صل}} با خود آن حضرت{{صل}} همان پنج تن آل عبا هستند و منظور از (أبناءَنا) حسن{{ع}} و حسین{{ع}} و از (نساءَنا) فاطمه۳ و مقصود از (أنفُسَنا) علی{{ع}} بوده است. حال از سوی دیگر روایات بسیاری ائمّۀ هدی{{عم}} را از جمله «اهل بیت نبوّت» شمرده است. | ||
*ابوسعید خُدری میگوید: از رسول اکرم{{صل}} سؤال شد که امامانِ بعد از شما چند نفرند؟ فرمود: دوازده نفر از «اهل بیتم». بنابراین روایت و روایات دیگری که دوازده امام را با نام ذکر کرده است، رسولاکرم{{صل}} ، حضرت مهدی{{ع}} را که آخرین امام است از «اهل بیت» خود خوانده است. | *ابوسعید خُدری میگوید: از رسول اکرم{{صل}} سؤال شد که امامانِ بعد از شما چند نفرند؟ فرمود: دوازده نفر از «اهل بیتم». بنابراین روایت و روایات دیگری که دوازده امام را با نام ذکر کرده است، رسولاکرم{{صل}} ، حضرت مهدی{{ع}} را که آخرین امام است از «اهل بیت» خود خوانده است. | ||