پرش به محتوا

مرجعیت دینی اهل بیت: تفاوت میان نسخه‌ها

۵٬۶۷۸ بایت اضافه‌شده ،  ‏۱۶ آوریل ۲۰۲۰
جز (جایگزینی متن - '''']].' به '''']]')
برچسب‌ها: ویرایش همراه ویرایش از وبگاه همراه
خط ۱۵: خط ۱۵:
* آنان مفسّران قرآن، خازنان علم خدا و وارثان علوم انبیایند و ثقل اصغر و عدل قرآنند. توصیۀ [[پیامبر]] آن بود که امّت از آنان علم بیاموزند و مرجعیت علمی و دینی آنان را بپذیرند. این حقیقت در روایات بسیاری از زبان [[ائمه]] نیز بیان شده است. [[امام باقر]]{{ع}} به سلمة بن کهیل و حکم بن عتیبه فرمود: {{عربی|شرقّا و غربّا، فلا تجدان علما صحیحا إلاّ شیئا خرج من عندنا أهل البیت}}<ref>کافی، ج ۱ ص ۳۹۹</ref>، به شرق و غرب بروید، هیچ دانش درستی نمی‌یابید جز آنکه از ما خاندان برآمده است. و در اصالت و ارزش و اعتبار علوم آل محمّد و غیرقابل اعتماد بودن علوم دیگران، آن حضرت فرمود: {{عربی|کلّ ما لم یخرج من هذا البیت فهو باطل}}<ref>«هردانشی که از این خانه و خاندان بیرون نیامده باشد، باطل است.»  اهل البیت فی الکتاب و السنّه، ص ۱۸۶</ref> [[امام صادق]]{{ع}} فرمود: {{عربی|اذا أردت العلم الصّحیح فخذ من أهل البیت...}}<ref>«اگر علم درست می‌خواهی از اهل بیت فراگیر.» بحارالأنوار، ج ۲۶ ص ۱۵۸</ref> وقتی [[اهل بیت]] به حکم آیۀ تطهیر پاک و معصوم‌اند و علم خدا و رسول نزد آنان است، لازم است امت به آنان رجوع کنند و دین خود را از آنان بیاموزند و در موارد اختلاف، نظر آنان را حکم و فصل الخطاب قرار دهند. از بزرگترین ستم‌ها به [[اهل بیت]]، آن بود که با وجود آنان، دیگرانی دکان گشودند و دیگرانی هم مشتری کالاهای آنان شدند، دریا را رها کرده، به برکه‌ای کوچک روی آوردند. سیاست خلفا هم بر آن بود که چهرۀ علمی و دین‌آموزی و هدایتگری [[ائمه]]، مطرح نشود و در خانۀ آنان بسته بماند. در عین حال، چه بسیار اتّفاق می‌افتاد که در مشکلات علمی و پاسخ به سؤالات، دست به دامن [[اهل بیت]] می‌شدند و عملا آنان را به مرجعیت دینی قبول می‌کردند. غفلت نگر که پشت به محراب کرده‌ایم در کشوری که قبله‌نما موج می‌زند [[امام علی|امیر مؤمنان]]{{ع}} فرمود: کجا می‌روید؟ چگونه دروغ می‌بافید؟ در حالی که هنوز نشانه‌ها برپا و آیه‌ها روشن و نورافشان استوار است؟ کجا سرگردانتان می‌کنند؟ بلکه چگونه حیرت زده می‌شوید در حالی که خاندان پیامبرتان میان شماست، در حالی که آنان زمامداران حق و نشانه‌های دین و زبان‌های صدق‌اند! پس آنان را به بهترین جایگاههای نزول قرآن فرود آورید و همچون تشنگان به آبشخور زلال آنان فرود آیید: {{عربی|فأین تذهبون و انّی تؤفکون؟ و الأعلام قائمة...}}<ref>نهج البلاغه، خطبه ۸۷</ref> در سخن دیگری فرمود: {{عربی|انظروا أهل بیت نبیّکم، فالزموا سمتهم و اتّبعوا أثرهم، فلن یخرجوکم من هدی و لن یعیدوکم فی ردیّ}}<ref>«به خاندان پیامبرتان بنگرید، همراه با راه و روش آنان باشید و از آنان پیروی کنید، آنان نه شما را از هدایت بیرون می‌کنند، نه در گمراهی وارد می‌سازند» نهج البلاغه، خطبه ۸۷</ref> از مجموع احادیث فراوانی که در این زمینه است، برمی‌آید که خواستۀ خدا و رسول، آن بوده که مردم در امر دین و دنیا و علم به حکم اللّه و آموختن [[قرآن]] و پیمودن [[صراط مستقیم]] و سلوک اخلاقی و معنوی، با فروغ تابان [[اهل بیت]] پیش روند و آن حجّتهای الهی را الگو و پیشوا و مرجع خود قرار دهند، تا هم با دین صحیح آشنا شوند، هم عملشان برمدار [[حق]] باشد، هم نزد خداوند [[حجت]] داشته باشند.<ref>ر.ک: «اهل البیت فی الکتاب و السنه» ری شهری، «اهل البیت، منزلتهم و مبادئهم عند المسلمین» محمد جواد مغنیه.</ref> دریغا که با وجود [[امام صادق]]{{ع}} سراغ شاگرد او ابو حنیفه بروند! اگر شیخ شلتوت فتوا می‌دهد که عمل به [[مذهب جعفری]] هم مجزی است، بر این اساس است که وقتی به فتوای ابو حنیفه بتوان رجوع و عمل کرد، به فتوای استادش [[امام صادق|حضرت صادق]]{{ع}} به طریق اولی می‌توان مراجعه و عمل کرد و این پذیرش مرجعیت علمی آن حضرت است. البته وقتی این مسأله به کمال می‌رسد که [[امامان]] را در هرعصر، اعلم امّت و داناترین فرد به شریعت بشناسیم و باوجود آنان سراغ دیگران نرویم. آنچه در صدر اسلام اتفاق افتاد، "برخورد حذفی" با [[ائمه]] بود. [[امام علی|علی]]{{ع}} را "حذف سیاسی" کردند که از خلافت کنار گذاشتند، [[امام صادق]] و [[ائمه]] دیگر را "حذف علمی" کردند که مجال به ابو حنیفه‌ها و راویان و مفتیان درباری دادند، تا بر کرسی دین و افتاء بنشینند. گرچه حذف سیاسی ائمه قابل جبران نیست، ولی "مرجعیت علمی و دینی أئمه"، هم‌اکنون هم عملی و قابل اجراست و آن آموختن دین خدا از مکتب [[عترت]] و [[اهل بیت]] است<ref>[[جواد محدثی|محدثی، جواد]]، [[فرهنگ غدیر (کتاب)|فرهنگ غدیر]]، ص۵۳۸.</ref>
* آنان مفسّران قرآن، خازنان علم خدا و وارثان علوم انبیایند و ثقل اصغر و عدل قرآنند. توصیۀ [[پیامبر]] آن بود که امّت از آنان علم بیاموزند و مرجعیت علمی و دینی آنان را بپذیرند. این حقیقت در روایات بسیاری از زبان [[ائمه]] نیز بیان شده است. [[امام باقر]]{{ع}} به سلمة بن کهیل و حکم بن عتیبه فرمود: {{عربی|شرقّا و غربّا، فلا تجدان علما صحیحا إلاّ شیئا خرج من عندنا أهل البیت}}<ref>کافی، ج ۱ ص ۳۹۹</ref>، به شرق و غرب بروید، هیچ دانش درستی نمی‌یابید جز آنکه از ما خاندان برآمده است. و در اصالت و ارزش و اعتبار علوم آل محمّد و غیرقابل اعتماد بودن علوم دیگران، آن حضرت فرمود: {{عربی|کلّ ما لم یخرج من هذا البیت فهو باطل}}<ref>«هردانشی که از این خانه و خاندان بیرون نیامده باشد، باطل است.»  اهل البیت فی الکتاب و السنّه، ص ۱۸۶</ref> [[امام صادق]]{{ع}} فرمود: {{عربی|اذا أردت العلم الصّحیح فخذ من أهل البیت...}}<ref>«اگر علم درست می‌خواهی از اهل بیت فراگیر.» بحارالأنوار، ج ۲۶ ص ۱۵۸</ref> وقتی [[اهل بیت]] به حکم آیۀ تطهیر پاک و معصوم‌اند و علم خدا و رسول نزد آنان است، لازم است امت به آنان رجوع کنند و دین خود را از آنان بیاموزند و در موارد اختلاف، نظر آنان را حکم و فصل الخطاب قرار دهند. از بزرگترین ستم‌ها به [[اهل بیت]]، آن بود که با وجود آنان، دیگرانی دکان گشودند و دیگرانی هم مشتری کالاهای آنان شدند، دریا را رها کرده، به برکه‌ای کوچک روی آوردند. سیاست خلفا هم بر آن بود که چهرۀ علمی و دین‌آموزی و هدایتگری [[ائمه]]، مطرح نشود و در خانۀ آنان بسته بماند. در عین حال، چه بسیار اتّفاق می‌افتاد که در مشکلات علمی و پاسخ به سؤالات، دست به دامن [[اهل بیت]] می‌شدند و عملا آنان را به مرجعیت دینی قبول می‌کردند. غفلت نگر که پشت به محراب کرده‌ایم در کشوری که قبله‌نما موج می‌زند [[امام علی|امیر مؤمنان]]{{ع}} فرمود: کجا می‌روید؟ چگونه دروغ می‌بافید؟ در حالی که هنوز نشانه‌ها برپا و آیه‌ها روشن و نورافشان استوار است؟ کجا سرگردانتان می‌کنند؟ بلکه چگونه حیرت زده می‌شوید در حالی که خاندان پیامبرتان میان شماست، در حالی که آنان زمامداران حق و نشانه‌های دین و زبان‌های صدق‌اند! پس آنان را به بهترین جایگاههای نزول قرآن فرود آورید و همچون تشنگان به آبشخور زلال آنان فرود آیید: {{عربی|فأین تذهبون و انّی تؤفکون؟ و الأعلام قائمة...}}<ref>نهج البلاغه، خطبه ۸۷</ref> در سخن دیگری فرمود: {{عربی|انظروا أهل بیت نبیّکم، فالزموا سمتهم و اتّبعوا أثرهم، فلن یخرجوکم من هدی و لن یعیدوکم فی ردیّ}}<ref>«به خاندان پیامبرتان بنگرید، همراه با راه و روش آنان باشید و از آنان پیروی کنید، آنان نه شما را از هدایت بیرون می‌کنند، نه در گمراهی وارد می‌سازند» نهج البلاغه، خطبه ۸۷</ref> از مجموع احادیث فراوانی که در این زمینه است، برمی‌آید که خواستۀ خدا و رسول، آن بوده که مردم در امر دین و دنیا و علم به حکم اللّه و آموختن [[قرآن]] و پیمودن [[صراط مستقیم]] و سلوک اخلاقی و معنوی، با فروغ تابان [[اهل بیت]] پیش روند و آن حجّتهای الهی را الگو و پیشوا و مرجع خود قرار دهند، تا هم با دین صحیح آشنا شوند، هم عملشان برمدار [[حق]] باشد، هم نزد خداوند [[حجت]] داشته باشند.<ref>ر.ک: «اهل البیت فی الکتاب و السنه» ری شهری، «اهل البیت، منزلتهم و مبادئهم عند المسلمین» محمد جواد مغنیه.</ref> دریغا که با وجود [[امام صادق]]{{ع}} سراغ شاگرد او ابو حنیفه بروند! اگر شیخ شلتوت فتوا می‌دهد که عمل به [[مذهب جعفری]] هم مجزی است، بر این اساس است که وقتی به فتوای ابو حنیفه بتوان رجوع و عمل کرد، به فتوای استادش [[امام صادق|حضرت صادق]]{{ع}} به طریق اولی می‌توان مراجعه و عمل کرد و این پذیرش مرجعیت علمی آن حضرت است. البته وقتی این مسأله به کمال می‌رسد که [[امامان]] را در هرعصر، اعلم امّت و داناترین فرد به شریعت بشناسیم و باوجود آنان سراغ دیگران نرویم. آنچه در صدر اسلام اتفاق افتاد، "برخورد حذفی" با [[ائمه]] بود. [[امام علی|علی]]{{ع}} را "حذف سیاسی" کردند که از خلافت کنار گذاشتند، [[امام صادق]] و [[ائمه]] دیگر را "حذف علمی" کردند که مجال به ابو حنیفه‌ها و راویان و مفتیان درباری دادند، تا بر کرسی دین و افتاء بنشینند. گرچه حذف سیاسی ائمه قابل جبران نیست، ولی "مرجعیت علمی و دینی أئمه"، هم‌اکنون هم عملی و قابل اجراست و آن آموختن دین خدا از مکتب [[عترت]] و [[اهل بیت]] است<ref>[[جواد محدثی|محدثی، جواد]]، [[فرهنگ غدیر (کتاب)|فرهنگ غدیر]]، ص۵۳۸.</ref>


===[[مرجعیت دینی اهل بیت|مرجعیت دینی]] و [[مرجعیت علمی‌ اهل بیت|علمی‌ اهل بیت]]{{ع}}===
*[[مرجعیت دینی اهل بیت]] برای [[مسلمانان]] و حجّیت [[قول و فعل]] [[ایشان]] امری ثابت شده است که [[احادیث]] بسیاری از زبان [[پیامبر خدا]]{{صل}}، آنان را [[مرجع]] [[شناخت دین]] معرّفی کرده است. [[حکومت حق]] و [[ولایت بر مسلمین]] و [[امامت]] [[امّت]] نیز با آنان است و [[واقعۀ غدیر]]، تأکیدی بر این نکته بود، هرچند مغرضان [[دنیاطلب]]، مسیر حرکت [[دینی]] و [[ولایت]] و [[خلافت]] را تغییر دادند و [[اهل بیت]] را منزوی و [[خانه‌نشین]] کردند. [[پیامبر اکرم]]{{صل}} پیوسته [[اهل بیت]] را در کنار [[قرآن]] مطرح می‌کرد و [[مسلمانان]] را به تمسّک به این دو سفارش می‌فرمود و توصیه می‌کرد از این دو ریسمان محکم و [[حجّت الهی]] جدا نشوند. آن [[حضرت]]، [[اهل بیت]] را همچون [[کشتی نوح]]، مثل باب حطّۀ [[بنی اسرائیل]]، مانند خانۀ [[خدا]]، همچون [[ستارگان]] [[آسمان]] معرفی کرده و از [[فضایل]] و [[جایگاه]] آنان در [[دنیا]] و [[قیامت]] و [[آخرت]]، نزد [[خدا]] و [[فرشتگان]] و [[پیامبران]]، بسیار [[ستایش]] کرده و به [[ولایت]] و [[محبت]] و [[اطاعت]] و [[مودت]] و یادکردن و [[زیارت]] [[ایشان]] سفارش فرموده است، [[شناخت]] آنان و [[حق اهل بیت]] و مراعات آن را لازم شمرده و آن را مایۀ [[قبولی اعمال]] و وسیلۀ [[نجات]] و [[سعادت]] در [[آخرت]] معرفی کرده است<ref>ر.ک. محدثی، جواد، فرهنگ غدیر، ص۱۱۰.</ref>.
*در [[نگاه]] [[امام علی]]{{ع}} [[اهل بیت]]، درهای [[دانش]] و کلیدداران [[علوم]] [[الهی]] هستند. از این رو، فرمود: «به [[خدا]] [[سوگند]]، رساندن پیام‌ها و وفای به وعده‌ها و معنای کلمات را به من آموختند. ابواب [[حکمت]] نزد ما [[اهل‌بیت]] است و چراغ [[دین]] به دست ما افروخته. بدانید راه‌های [[دین]] همه یک راه است، راهی هموار و مستقیم. هر که قدم در آن نهد به مقصد رسد و [[غنیمت]] برد و هر که بدان راه نرود [[گمراه]] شود و [[پشیمانی]] برد»<ref>نهج البلاغه، خطبه ۲۱۹.</ref>.<ref>ر.ک. دانشنامه نهج البلاغه، ج۱، ص ۱۵۵- ۱۵۶.</ref>
*[[حدیث ثقلین]] بیانگر [[مرجعیت]] علمی‌ [[اهل بیت]] است، زیرا [[پیامبر]]{{صل}} از [[مسلمانان]] خواسته است که به [[قرآن و عترت]] او [[تمسک]] جویند تا [[گمراه]] نشوند. نخستین و اساسی‌ترین منبع و [[مرجع]] علمی‌ [[مسلمانان]] [[قرآن کریم]] است و پس از آن [[سنّت]] [[پیامبر]]{{صل}} قرار دارد و نقش [[اهل بیت]] در این باره این است که ترجمان [[قرآن]] و حافظان و ناقلان [[سنّت]] پیامبرند، [[پیامبر]] گرامی‌ [[مأموریت]] داشت تا حقایق و [[معارف]] [[قرآن]] را برای [[مردم]] [[بیان]] کنند، اما او به مقتضای [[حکمت]] و [[مصلحت]]، این [[کار]] را به صورت تدریجی انجام داد. بدون [[شک]] او بخش عظیمی‌ از حقایق و [[معارف]] [[قرآن]] را برای [[مردم]] [[بیان]] کرد، ولی بخش دیگری را که شرایط [[بیان]] آنها فراهم نبود، یا [[مصلحت]] این بود که در زمان‌های بعد [[بیان]] شود را به [[عترت]] [[معصوم]] خود سپرد تا آنان آن را [[بیان]] کنند<ref>اصل الشیعة واصولها، ص۱۶۲.</ref>. بنابراین، [[معارف]] و حقایق [[قرآن]] را به طور کامل و عمیق جز [[پیامبر]]{{صل}} و [[اهل بیت]] [[معصوم]] او کسی نمی‌داند، و برای [[درک]] این حقایق باید به آنان [[رجوع]] کرد. [[امام صادق]]{{ع}} فرموده است: «حقایق مربوط به گذشته و [[آینده]] و احکامی‌ که [[حق و باطل]] را در مورد [[زندگی]] [[بشر]] از هم جدا می‌سازد، در [[قرآن]] وجود دارد، و ما آن را می‌دانیم»<ref>{{متن حدیث|کِتَابُ اللَّهِ فِیهِ نَبَأُ مَا قَبْلَکُمْ وَ خَبَرُ مَا بَعْدَکُمْ وَ فَصْلُ مَا بَیْنَکُمْ وَ نَحْنُ نَعْلَمُهُ}}، اصول کافی، ج۱، ص۶۱، حدیث۹.</ref>. همچنین فرموده است: «ما [[راسخان در علم]] هستیم و [[تأویل قرآن]] را می‌دانیم»<ref>{{متن حدیث|نَحْنُ الرَّاسِخُونَ فِی الْعِلْمِ وَ نَحْنُ نَعْلَمُ تَأْوِیلَهُ}}؛ اصول کافی، ج۱، ص۲۱۳، حدیث۱.</ref>.<ref>ر.ک. ربانی گلپایگانی، علی، دانشنامه کلام اسلامی، ج۱، ص۹۴.</ref>


== جستارهای وابسته ==
== جستارهای وابسته ==
۲۲۴٬۹۰۳

ویرایش