بدون خلاصۀ ویرایش
جز (جایگزینی متن - 'رده:مدخلهای اصلی دانشنامه' به 'رده:مدخل') |
بدون خلاصۀ ویرایش |
||
| خط ۱۹: | خط ۱۹: | ||
*وحی یکی از اساسیترین مفاهیم در [[حوزه]] [[دینشناسی]]، است به طوری که [[ادیان]] [[جهان]] را به دو قسم [[ادیان]] وحیانی و [[ادیان]] غیر وحیانی<ref>ادیان غیر وحیانی ادیانی هستند که در آنها سخنی از نزول حقایق از جانب خدا در میان نیست. به عنوان مثال، آیینهای بودایی و تائوئیزم دو آیین غیر وحیانیاند؛ چراکه در این ادیان اعتقاد به خدا و نزول حقایق از جانب او مطرح نشده است.</ref> تقسیم میکنند<ref>[[محمد کاظم شاکر|شاکر، محمد کاظم]]، [[آشنایی با علوم قرآنی (کتاب)|آشنایی با علوم قرآنی]]، ص ۱۲ - ۱۵.</ref>. | *وحی یکی از اساسیترین مفاهیم در [[حوزه]] [[دینشناسی]]، است به طوری که [[ادیان]] [[جهان]] را به دو قسم [[ادیان]] وحیانی و [[ادیان]] غیر وحیانی<ref>ادیان غیر وحیانی ادیانی هستند که در آنها سخنی از نزول حقایق از جانب خدا در میان نیست. به عنوان مثال، آیینهای بودایی و تائوئیزم دو آیین غیر وحیانیاند؛ چراکه در این ادیان اعتقاد به خدا و نزول حقایق از جانب او مطرح نشده است.</ref> تقسیم میکنند<ref>[[محمد کاظم شاکر|شاکر، محمد کاظم]]، [[آشنایی با علوم قرآنی (کتاب)|آشنایی با علوم قرآنی]]، ص ۱۲ - ۱۵.</ref>. | ||
*[[ادیان]] وحیانی، ادیانی هستند که اصالت خود را از وحی گرفته و بر این پیشفرض موجودیت یافتهاند که [[خداوند]] انسانهایی را [[برگزیده]] و [[پیام]] خود را توسط آنان به [[مردم]] رسانده است. این [[پیام]] همان [[وحی الهی]] است. در [[ادیان]] بزرگی چون [[یهودیت]]، [[مسیحیت]] و [[اسلام]]، به رغم برخی [[اختلافات]] در مورد کیفیت وحی در میان [[پیروان]] این [[ادیان]]، کتابها و مجموعههایی چون [[عهد قدیم]]، [[عهد جدید]] و [[قرآن]]، مصداق و [[تجلی]] این وحی هستند. [[قرآن کریم]] آخرین ثمره این پدیده [[مبارک]] [[الهی]] در حیات [[بشر]] است که از طریق [[آخرین پیامبر]] از سلسله [[پیامبران بزرگ الهی]]، یعنی [[حضرت محمد]]{{صل}}، به [[بشر]] هدیه شده تا [[انسانها]] در سراسر [[گیتی]] و تا [[پایان جهان]] ندای [[الله]] را در [[جان]] و روحشان [[حس]] کنند<ref>[[محمد کاظم شاکر|شاکر، محمد کاظم]]، [[آشنایی با علوم قرآنی (کتاب)|آشنایی با علوم قرآنی]]، ص ۱۲ - ۱۵.</ref>. | *[[ادیان]] وحیانی، ادیانی هستند که اصالت خود را از وحی گرفته و بر این پیشفرض موجودیت یافتهاند که [[خداوند]] انسانهایی را [[برگزیده]] و [[پیام]] خود را توسط آنان به [[مردم]] رسانده است. این [[پیام]] همان [[وحی الهی]] است. در [[ادیان]] بزرگی چون [[یهودیت]]، [[مسیحیت]] و [[اسلام]]، به رغم برخی [[اختلافات]] در مورد کیفیت وحی در میان [[پیروان]] این [[ادیان]]، کتابها و مجموعههایی چون [[عهد قدیم]]، [[عهد جدید]] و [[قرآن]]، مصداق و [[تجلی]] این وحی هستند. [[قرآن کریم]] آخرین ثمره این پدیده [[مبارک]] [[الهی]] در حیات [[بشر]] است که از طریق [[آخرین پیامبر]] از سلسله [[پیامبران بزرگ الهی]]، یعنی [[حضرت محمد]]{{صل}}، به [[بشر]] هدیه شده تا [[انسانها]] در سراسر [[گیتی]] و تا [[پایان جهان]] ندای [[الله]] را در [[جان]] و روحشان [[حس]] کنند<ref>[[محمد کاظم شاکر|شاکر، محمد کاظم]]، [[آشنایی با علوم قرآنی (کتاب)|آشنایی با علوم قرآنی]]، ص ۱۲ - ۱۵.</ref>. | ||
*پدیده وحی و ارتباط [[خدا]] با [[انسان]] از مسائلی است که چند و چون آن همیشه مورد بحث و گفتگوی دینمداران و دینپژوهان بوده است. از آنجا که [[قرآن کریم]] خود یکسر [[وحی الهی]] است و علاوه بر آن، در میان [[آیات]] و سورههایش فراوان از [[سرشت]]، ابعاد و انواع آن سخن گفته است. مبحث وحی در [[علوم قرآنی]] از [[جایگاه]] ویژهای برخوردار است و با توجه به اینکه وحی، سنگ زیربنای [[ادیان]] و [[کتب آسمانی]] و از جمله خود [[قرآن کریم]] است، در [[علوم قرآنی]] نیز به عنوان اولین و مهمترین بحث مطرح است. در | *پدیده وحی و ارتباط [[خدا]] با [[انسان]] از مسائلی است که چند و چون آن همیشه مورد بحث و گفتگوی دینمداران و دینپژوهان بوده است. از آنجا که [[قرآن کریم]] خود یکسر [[وحی الهی]] است و علاوه بر آن، در میان [[آیات]] و سورههایش فراوان از [[سرشت]]، ابعاد و انواع آن سخن گفته است. مبحث وحی در [[علوم قرآنی]] از [[جایگاه]] ویژهای برخوردار است و با توجه به اینکه وحی، سنگ زیربنای [[ادیان]] و [[کتب آسمانی]] و از جمله خود [[قرآن کریم]] است، در [[علوم قرآنی]] نیز به عنوان اولین و مهمترین بحث مطرح است. در اینجا به معناشناسی وحی و اصطلاحات مرتبط با آن مانند کهانَت، [[الهام]] و [[مکاشفه]] خواهیم پرداخت و تفاوت هر یک با دیگری را روشن خواهیم کرد<ref>[[محمد کاظم شاکر|شاکر، محمد کاظم]]، [[آشنایی با علوم قرآنی (کتاب)|آشنایی با علوم قرآنی]]، ص ۱۲ - ۱۵.</ref>. | ||
==واژهشناسی لغوی == | ==واژهشناسی لغوی == | ||
| خط ۶۰: | خط ۶۰: | ||
*در نظر [[دانشمندان]] [[مسلمان]] نیز نگرشهای جدیدی به وحی مشاهده میشود. در این میان میتوان از [[اقبال]] لاهوری به عنوان یکی از نوپردازان نام برد که در کتاب احیای [[تفکر]] [[دینی]] تحلیلی [[جدید]] از وحی عرضه کرده است. وی بر انکارناپذیری وحی به عنوان یک [[تجربه دینی]] در کنار دیگر تجربههای [[عقلی]] و حسی [[بشر]] تأکید ورزیده و میگوید: [[ادبیات]] وحیی و [[باطنی]] نوع [[بشر]]، خود [[گواهی]] بر این امر است که [[تجربه دینی]] به قدری در [[تاریخ]] [[بشریت]] درنگ داشته و مستولی بوده است که نمیتوان آن را [[وهم]] و [[خیال]] محض پنداشت و به دور انداخت. هیچ دلیلی نداریم که با توجه به آن، یک جنبه [[آزمایش]] بشری را به عنوان واقعیت بپذیریم و جنبههای دیگر آن را به عنوان اینکه [[باطنی]] و [[عاطفی]] است طرد کنیم. واقعیتهای [[تجربه دینی]] واقعیتهایی همچون واقعیتهای دیگر بشری هستند، و قابلیت هر واقعیت برای اینکه در نتیجه [[تفسیر]] و تعبیر از آن [[کسب معرفت]] شود، همان اندازه است که قابلیت واقعیتهای دیگر و نیز با تحقیق و وارسی انتقادی این [[ناحیه]] از تجربه بشری هیچ بی احترامی نسبت به آن نمیشود<ref>احیای تفکر دینی در اسلام، اقبال لاهوری، ترجمۀ احمد آرام، تهران، کتاب پایا، بی تا. ص ۲۱.</ref><ref>[[محمد کاظم شاکر|شاکر، محمد کاظم]]، [[آشنایی با علوم قرآنی (کتاب)|آشنایی با علوم قرآنی]]، ص۵۸.</ref>. | *در نظر [[دانشمندان]] [[مسلمان]] نیز نگرشهای جدیدی به وحی مشاهده میشود. در این میان میتوان از [[اقبال]] لاهوری به عنوان یکی از نوپردازان نام برد که در کتاب احیای [[تفکر]] [[دینی]] تحلیلی [[جدید]] از وحی عرضه کرده است. وی بر انکارناپذیری وحی به عنوان یک [[تجربه دینی]] در کنار دیگر تجربههای [[عقلی]] و حسی [[بشر]] تأکید ورزیده و میگوید: [[ادبیات]] وحیی و [[باطنی]] نوع [[بشر]]، خود [[گواهی]] بر این امر است که [[تجربه دینی]] به قدری در [[تاریخ]] [[بشریت]] درنگ داشته و مستولی بوده است که نمیتوان آن را [[وهم]] و [[خیال]] محض پنداشت و به دور انداخت. هیچ دلیلی نداریم که با توجه به آن، یک جنبه [[آزمایش]] بشری را به عنوان واقعیت بپذیریم و جنبههای دیگر آن را به عنوان اینکه [[باطنی]] و [[عاطفی]] است طرد کنیم. واقعیتهای [[تجربه دینی]] واقعیتهایی همچون واقعیتهای دیگر بشری هستند، و قابلیت هر واقعیت برای اینکه در نتیجه [[تفسیر]] و تعبیر از آن [[کسب معرفت]] شود، همان اندازه است که قابلیت واقعیتهای دیگر و نیز با تحقیق و وارسی انتقادی این [[ناحیه]] از تجربه بشری هیچ بی احترامی نسبت به آن نمیشود<ref>احیای تفکر دینی در اسلام، اقبال لاهوری، ترجمۀ احمد آرام، تهران، کتاب پایا، بی تا. ص ۲۱.</ref><ref>[[محمد کاظم شاکر|شاکر، محمد کاظم]]، [[آشنایی با علوم قرآنی (کتاب)|آشنایی با علوم قرآنی]]، ص۵۸.</ref>. | ||
*بنا بر این از لحاظ دست یافتن به [[معرفت]]، میدان تجربه [[باطنی]] همان اندازه واقعی است که میدانهای دیگر تجربه بشری واقعیت دارد، و تنها به این عذر که آن را نمیتوان به [[ادراک]] و [[حس]] بازگرداند، نباید از آن غافل و [[جاهل]] بمانیم<ref>احیای تفکر دینی در اسلام، اقبال لاهوری، ترجمۀ احمد آرام، تهران، کتاب پایا، بی تا. ص ۲۹.</ref>. | *بنا بر این از لحاظ دست یافتن به [[معرفت]]، میدان تجربه [[باطنی]] همان اندازه واقعی است که میدانهای دیگر تجربه بشری واقعیت دارد، و تنها به این عذر که آن را نمیتوان به [[ادراک]] و [[حس]] بازگرداند، نباید از آن غافل و [[جاهل]] بمانیم<ref>احیای تفکر دینی در اسلام، اقبال لاهوری، ترجمۀ احمد آرام، تهران، کتاب پایا، بی تا. ص ۲۹.</ref>. | ||
*نگرش به وحی از زاویه یک [[تجربه دینی]]، البته با تعریفی متفاوت از آنچه [[اقبال]] لاهوری آورده است، امروزه در مباحث [[کلام]] [[جدید]] مورد توجه دینپژوهان است | *نگرش به وحی از زاویه یک [[تجربه دینی]]، البته با تعریفی متفاوت از آنچه [[اقبال]] لاهوری آورده است، امروزه در مباحث [[کلام]] [[جدید]] مورد توجه دینپژوهان است<ref>[[محمد کاظم شاکر|شاکر، محمد کاظم]]، [[آشنایی با علوم قرآنی (کتاب)|آشنایی با علوم قرآنی]]، ص۵۸.</ref>. | ||
* وحی در اصطلاح [[مفسران]] [[قرآن]] و [[دانشمندان]] [[علوم قرآنی]]، عبارت است از: "[[دانش]] و هدایتی که [[خداوند]] به شیوهای سری و پنهانی و خلاف رسم معمول [[بشر]] در هر زمینهای که بخواهد به [[بندگان]] [[برگزیده]] اش ارزانی دارد" و نیز: "[[کلامی]] که [[خداوند]] به یکی از پیامبرانش فرو میفرستد و به آن دلش را نیرو میبخشد، و آن [[پیامبر]] میتواند عین آن را بر زبان آورد یا بنویسد و به [[مردم]] [[ابلاغ]] کند". | * وحی در اصطلاح [[مفسران]] [[قرآن]] و [[دانشمندان]] [[علوم قرآنی]]، عبارت است از: "[[دانش]] و هدایتی که [[خداوند]] به شیوهای سری و پنهانی و خلاف رسم معمول [[بشر]] در هر زمینهای که بخواهد به [[بندگان]] [[برگزیده]] اش ارزانی دارد" و نیز: "[[کلامی]] که [[خداوند]] به یکی از پیامبرانش فرو میفرستد و به آن دلش را نیرو میبخشد، و آن [[پیامبر]] میتواند عین آن را بر زبان آورد یا بنویسد و به [[مردم]] [[ابلاغ]] کند". | ||
* هرگاه وحی بهطور مطلق و بدون قرینه به کار [[رود]]، بر [[وحی رسالی]] دلالت دارد. [[عقل]] عادی [[انسان]] نمیتواند جزئیات وحی را [[درک]] کرده و از آن تعریفی دقیق ارائه دهد. | * هرگاه وحی بهطور مطلق و بدون قرینه به کار [[رود]]، بر [[وحی رسالی]] دلالت دارد. [[عقل]] عادی [[انسان]] نمیتواند جزئیات وحی را [[درک]] کرده و از آن تعریفی دقیق ارائه دهد. | ||
| خط ۷۷: | خط ۷۷: | ||
#گیرنده [[پیام]] که [[پیامبران]] هستند<ref>[[محمد کاظم شاکر|شاکر، محمد کاظم]]، [[آشنایی با علوم قرآنی (کتاب)|آشنایی با علوم قرآنی]]، ص ۱۲ - ۱۵.</ref>. | #گیرنده [[پیام]] که [[پیامبران]] هستند<ref>[[محمد کاظم شاکر|شاکر، محمد کاظم]]، [[آشنایی با علوم قرآنی (کتاب)|آشنایی با علوم قرآنی]]، ص ۱۲ - ۱۵.</ref>. | ||
#خود [[پیام]]، که سخن [[خدا]] است<ref>[[محمد کاظم شاکر|شاکر، محمد کاظم]]، [[آشنایی با علوم قرآنی (کتاب)|آشنایی با علوم قرآنی]]، ص ۱۲ - ۱۵.</ref>. | #خود [[پیام]]، که سخن [[خدا]] است<ref>[[محمد کاظم شاکر|شاکر، محمد کاظم]]، [[آشنایی با علوم قرآنی (کتاب)|آشنایی با علوم قرآنی]]، ص ۱۲ - ۱۵.</ref>. | ||
*[[نبوت]]، تنها متکی بر این تعریف از وحی است و نباید با مفهوم عام وحی که شامل [[کهانت]]، [[وسوسه]]، [[الهام]] و [[مکاشفه]] است، اشتباه گرفته شود | *[[نبوت]]، تنها متکی بر این تعریف از وحی است و نباید با مفهوم عام وحی که شامل [[کهانت]]، [[وسوسه]]، [[الهام]] و [[مکاشفه]] است، اشتباه گرفته شود<ref>[[محمد کاظم شاکر|شاکر، محمد کاظم]]، [[آشنایی با علوم قرآنی (کتاب)|آشنایی با علوم قرآنی]]، ص ۱۲ - ۱۵.</ref>. | ||
==رابطه وحی و [[الهام]]== | ==رابطه وحی و [[الهام]]== | ||