پرش به محتوا

تفکر در قرآن: تفاوت میان نسخه‌ها

۲۰ بایت اضافه‌شده ،  ‏۱۸ آوریل ۲۰۲۰
بدون خلاصۀ ویرایش
بدون خلاصۀ ویرایش
خط ۱۴: خط ۱۴:
*واژه [[تفکّر]] با واژه‌هایی همچون اعتبار، تذکّر، [[تدبّر]]، نظر، [[عقل]] و [[علم]] همسو و مرتبط است، گرچه تفاوت‌هایی نیز بین آنها وجود دارد، چنان که گفته شده: [[حقیقت]] [[تفکر]] احضار دو [[معرفت]] در [[قلب]] برای نتیجه گرفتن [[معرفت]] سوم و "اعتبار" عبور از دو [[معرفت]] به [[معرفت]] سوم و [[تذکر]] برخورد به دو [[معرفت]] است<ref>الموسوعة الذهبیه، ج۱۰، ص۲۰۲.</ref>.
*واژه [[تفکّر]] با واژه‌هایی همچون اعتبار، تذکّر، [[تدبّر]]، نظر، [[عقل]] و [[علم]] همسو و مرتبط است، گرچه تفاوت‌هایی نیز بین آنها وجود دارد، چنان که گفته شده: [[حقیقت]] [[تفکر]] احضار دو [[معرفت]] در [[قلب]] برای نتیجه گرفتن [[معرفت]] سوم و "اعتبار" عبور از دو [[معرفت]] به [[معرفت]] سوم و [[تذکر]] برخورد به دو [[معرفت]] است<ref>الموسوعة الذهبیه، ج۱۰، ص۲۰۲.</ref>.
*برخی در تفاوت [[تفکّر]] با تذکّر گفته‌اند: "[[تفکر]]" [[شناخت]] چیزی است، هرچند قبلا هیچ گونه اطلاعی از آن وجود نداشته باشد؛ ولی "[[تذکر]]" در موردی است که [[انسان]] قبلا با آن موضوع هرچند از طریق آگاهی‌های [[فطری]] آشنایی داشته باشد<ref>نمونه، ج۹، ص۷۶؛ مجمع البیان، ج۵، ص۲۳۶.</ref>. برخی هم [[تذکر]] را [[تفکر]] در اموری برای راه یافتن به نتیجه‌ای دانسته‌اند که مورد [[غفلت]] واقع شده یا پیش از آن مجهول بوده است<ref>المیزان، ج۸، ص۳۸۱.</ref>. در تفاوت بین [[تفکر]] و [[تدبر]] هم گفته شده که "[[تدبر]]" [[تصرف]] [[قلب]] در توجه به عواقب امور<ref>الفروق اللغویه، ص۱۲۱.</ref> و رموز آن<ref>نثر طوبی، ج۱، ص۲۵۲.</ref> ولی "[[تفکر]]" [[تصرف]] [[قلب]] در توجه به [[ادله]] است<ref>الفروق اللغویه، ص۱۲۱.</ref>. نظر نیز به معانی مختلفی<ref>نثر طوبی، ج۲، ص۴۷۵.</ref> مانند [[فکر]] و [[اندیشه]] کردن آمده است. [[عقل]] هم به معنای مصدری، [[ادراک]] کامل چیزی و به معنای اسمی، حقیقتی است که خوب و بد و [[حق و باطل]] و راست و [[دروغ]] را تشخیص می‌‌دهد<ref>نثر طوبی، ج۲، ص۱۷۹.</ref>. به گفته‌ای، ثمره [[فکر]]، [[علم]] است و از آن در [[قلب]] تغییری حاصل می‌‌شود که حال نامیده می‌‌شود و از حالْ تغییری در جوارح پدید می‌‌آید که عمل خوانده می‌‌شود<ref>الموسوعه الذهبیه، ج۱۰، ص۲۰۲.</ref>.
*برخی در تفاوت [[تفکّر]] با تذکّر گفته‌اند: "[[تفکر]]" [[شناخت]] چیزی است، هرچند قبلا هیچ گونه اطلاعی از آن وجود نداشته باشد؛ ولی "[[تذکر]]" در موردی است که [[انسان]] قبلا با آن موضوع هرچند از طریق آگاهی‌های [[فطری]] آشنایی داشته باشد<ref>نمونه، ج۹، ص۷۶؛ مجمع البیان، ج۵، ص۲۳۶.</ref>. برخی هم [[تذکر]] را [[تفکر]] در اموری برای راه یافتن به نتیجه‌ای دانسته‌اند که مورد [[غفلت]] واقع شده یا پیش از آن مجهول بوده است<ref>المیزان، ج۸، ص۳۸۱.</ref>. در تفاوت بین [[تفکر]] و [[تدبر]] هم گفته شده که "[[تدبر]]" [[تصرف]] [[قلب]] در توجه به عواقب امور<ref>الفروق اللغویه، ص۱۲۱.</ref> و رموز آن<ref>نثر طوبی، ج۱، ص۲۵۲.</ref> ولی "[[تفکر]]" [[تصرف]] [[قلب]] در توجه به [[ادله]] است<ref>الفروق اللغویه، ص۱۲۱.</ref>. نظر نیز به معانی مختلفی<ref>نثر طوبی، ج۲، ص۴۷۵.</ref> مانند [[فکر]] و [[اندیشه]] کردن آمده است. [[عقل]] هم به معنای مصدری، [[ادراک]] کامل چیزی و به معنای اسمی، حقیقتی است که خوب و بد و [[حق و باطل]] و راست و [[دروغ]] را تشخیص می‌‌دهد<ref>نثر طوبی، ج۲، ص۱۷۹.</ref>. به گفته‌ای، ثمره [[فکر]]، [[علم]] است و از آن در [[قلب]] تغییری حاصل می‌‌شود که حال نامیده می‌‌شود و از حالْ تغییری در جوارح پدید می‌‌آید که عمل خوانده می‌‌شود<ref>الموسوعه الذهبیه، ج۱۰، ص۲۰۲.</ref>.
*در [[قرآن کریم]] افزون بر واژه [[تفکر]] که مشتقات آنکه ۱۸ بار به کار رفته، مشتقّات واژه‌های مرتبط با موضوع [[تفکر]]، نظیر [[تدبّر]]، [[تذکر]]، [[تفقه]]، [[تفکیر]]، اعتبار، نظر و [[عقل]] نیز فراوان به کار رفته است <ref>[[تفکر (مقاله)|تفکر]]، [[دائرة المعارف قرآن کریم (کتاب)|دائره المعارف قرآن کریم]]، ج۸</ref>.
*در [[قرآن کریم]] افزون بر واژه [[تفکر]] که مشتقات آنکه ۱۸ بار به کار رفته، مشتقّات واژه‌های مرتبط با موضوع [[تفکر]]، نظیر [[تدبّر]]، [[تذکر]]، [[تفقه]]، [[تفکیر]]، اعتبار، نظر و [[عقل]] نیز فراوان به کار رفته است <ref>[[تفکر (مقاله)|تفکر]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۸ (کتاب)|دائره المعارف قرآن کریم]]، ج۸</ref>.


==اهمیت و [[جایگاه]] [[تفکر]]==
==اهمیت و [[جایگاه]] [[تفکر]]==
خط ۲۴: خط ۲۴:
*برخی با توجه به آیاتی چون {{متن قرآن|إِنَّ فِي ذَلِكَ لَآيَاتٍ لِقَوْمٍ يَتَفَكَّرُونَ}}<ref>«بی‌گمان در این، نشانه‌هایی است برای گروهی که می‌اندیشند» سوره زمر، آیه ۴۲.</ref> و {{متن قرآن|كَذَلِكَ نُفَصِّلُ الْآيَاتِ لِقَوْمٍ يَتَفَكَّرُونَ}}<ref>«بدین‌گونه نشانه‌های خود را برای گروهی که می‌اندیشند روشن می‌داریم» سوره یونس، آیه ۲۴.</ref>[[تفکر]] را مبدأ وصول به [[حقیقت]]، [[علم]] و [[شناخت]] معرفی کرده‌اند<ref>المنیر، ج۹، ص۱۶۵.</ref>.
*برخی با توجه به آیاتی چون {{متن قرآن|إِنَّ فِي ذَلِكَ لَآيَاتٍ لِقَوْمٍ يَتَفَكَّرُونَ}}<ref>«بی‌گمان در این، نشانه‌هایی است برای گروهی که می‌اندیشند» سوره زمر، آیه ۴۲.</ref> و {{متن قرآن|كَذَلِكَ نُفَصِّلُ الْآيَاتِ لِقَوْمٍ يَتَفَكَّرُونَ}}<ref>«بدین‌گونه نشانه‌های خود را برای گروهی که می‌اندیشند روشن می‌داریم» سوره یونس، آیه ۲۴.</ref>[[تفکر]] را مبدأ وصول به [[حقیقت]]، [[علم]] و [[شناخت]] معرفی کرده‌اند<ref>المنیر، ج۹، ص۱۶۵.</ref>.
*[[روایات]] نیز تصریح می‌‌کنند که هیچ عبادتی همانند [[تفکر]] نیست<ref>بحارالانوار، ج۱، ص۸۸، ۹۴.</ref>؛ نیز اینکه ساعتی [[تفکر]] [[برتر]] از [[عبادت]] یک<ref>بحارالانوار، ج۶۸، ص۳۲۷.</ref> ۷،<ref>کشف الاسرار، ج۲، ص۳۸۷.</ref> ۶۰،<ref>بحارالانوار، ج۶۶، ص۲۹۳.</ref> و ۷۰ سال<ref>کشف الاسرار، ج۲، ص۳۸۷.</ref> است و این تفاوت به لحاظ [[اختلاف]] مراتب شخص متفکر و موضوع [[تفکر]] است<ref>کشف الاسرار، ج۲، ص۳۸۷؛ کنزالدقائق، ج۲، ص۳۲۰.</ref>.
*[[روایات]] نیز تصریح می‌‌کنند که هیچ عبادتی همانند [[تفکر]] نیست<ref>بحارالانوار، ج۱، ص۸۸، ۹۴.</ref>؛ نیز اینکه ساعتی [[تفکر]] [[برتر]] از [[عبادت]] یک<ref>بحارالانوار، ج۶۸، ص۳۲۷.</ref> ۷،<ref>کشف الاسرار، ج۲، ص۳۸۷.</ref> ۶۰،<ref>بحارالانوار، ج۶۶، ص۲۹۳.</ref> و ۷۰ سال<ref>کشف الاسرار، ج۲، ص۳۸۷.</ref> است و این تفاوت به لحاظ [[اختلاف]] مراتب شخص متفکر و موضوع [[تفکر]] است<ref>کشف الاسرار، ج۲، ص۳۸۷؛ کنزالدقائق، ج۲، ص۳۲۰.</ref>.
*در [[علم]] [[منطق]] نیز [[تفکر]]، شاخصه اصلی و فصل ممیز [[انسان]] از دیگر حیوانات به شمار آمده و [[انسان]] را حیوان [[ناطق]] (متفکر) تعریف کرده‌اند<ref>ر.ک: الاشارات والتنبیهات، ج۱، ص۱۱، ۷۷.</ref>. [[تفکر]] در صورتی [[انسان]] را به [[حق]] و [[حقیقت]] رهنمون می‌‌شود که در فضایی عاری از هرگونه [[وابستگی]]، [[دلبستگی]] و پیشداوری انجام شود وگرنه چنانچه شخص متفکر قبل از [[تفکر]]، [[گرایش]] خود را به سمت و سویی خاص مشخص کرده و از پیش [[تصمیم]] گرفته باشد [[تفکر]] او در همان محدوده صورت گرفته و به نتیجه دلخواه وی می‌‌رسد، چنان‌که [[ولید بن مغیره]] با این [[گرایش]] که می‌‌خواست درباره [[قرآن]] چیزی بگوید که [[دعوت]] به آن را [[باطل]] و [[قوم]] خویش را [[راضی]] کند، می‌‌اندیشید که [[قرآن]] را [[شعر]] معرفی کند یا افسانه، یا [[کهانت]] یا [[سحر]]. او در این محدوده اندیشید و سرانجام به این نتیجه رسید که بگوید [[قرآن]] [[سحر]] و ساخته دست [[بشر]] است، از این‌رو به شدت مورد [[غضب]] و [[نفرین]] [[خداوند]] قرار گرفت: {{متن قرآن|إِنَّهُ فَكَّرَ وَقَدَّرَ فَقُتِلَ كَيْفَ قَدَّرَ ثُمَّ قُتِلَ كَيْفَ قَدَّرَ ثُمَّ نَظَرَ ثُمَّ عَبَسَ وَبَسَرَ ثُمَّ أَدْبَرَ وَاسْتَكْبَرَ فَقَالَ إِنْ هَذَا إِلَّا سِحْرٌ يُؤْثَرُ إِنْ هَذَا إِلَّا قَوْلُ الْبَشَرِ}}<ref>«که او اندیشید و سنجید و مرگ بر او باد! چگونه سنجید؟ دگر باره مرگ بر او باد! چگونه سنجید؟ سپس نگریست آنگاه روی در هم کشید و ترشرویی کرد سپس پشت کرد و گردنکشی ورزید و گفت: این جز جادویی که آموخته می‌شود نیست این جز گفتار آدمی نیست» سوره مدثر، آیه ۱۸-۲۵.</ref><ref>المیزان، ج۲۰، ص۸۶-۸۷.</ref><ref>[[تفکر (مقاله)|تفکر]]، [[دائرة المعارف قرآن کریم (کتاب)|دائره المعارف قرآن کریم]]، ج۸</ref>.
*در [[علم]] [[منطق]] نیز [[تفکر]]، شاخصه اصلی و فصل ممیز [[انسان]] از دیگر حیوانات به شمار آمده و [[انسان]] را حیوان [[ناطق]] (متفکر) تعریف کرده‌اند<ref>ر.ک: الاشارات والتنبیهات، ج۱، ص۱۱، ۷۷.</ref>. [[تفکر]] در صورتی [[انسان]] را به [[حق]] و [[حقیقت]] رهنمون می‌‌شود که در فضایی عاری از هرگونه [[وابستگی]]، [[دلبستگی]] و پیشداوری انجام شود وگرنه چنانچه شخص متفکر قبل از [[تفکر]]، [[گرایش]] خود را به سمت و سویی خاص مشخص کرده و از پیش [[تصمیم]] گرفته باشد [[تفکر]] او در همان محدوده صورت گرفته و به نتیجه دلخواه وی می‌‌رسد، چنان‌که [[ولید بن مغیره]] با این [[گرایش]] که می‌‌خواست درباره [[قرآن]] چیزی بگوید که [[دعوت]] به آن را [[باطل]] و [[قوم]] خویش را [[راضی]] کند، می‌‌اندیشید که [[قرآن]] را [[شعر]] معرفی کند یا افسانه، یا [[کهانت]] یا [[سحر]]. او در این محدوده اندیشید و سرانجام به این نتیجه رسید که بگوید [[قرآن]] [[سحر]] و ساخته دست [[بشر]] است، از این‌رو به شدت مورد [[غضب]] و [[نفرین]] [[خداوند]] قرار گرفت: {{متن قرآن|إِنَّهُ فَكَّرَ وَقَدَّرَ فَقُتِلَ كَيْفَ قَدَّرَ ثُمَّ قُتِلَ كَيْفَ قَدَّرَ ثُمَّ نَظَرَ ثُمَّ عَبَسَ وَبَسَرَ ثُمَّ أَدْبَرَ وَاسْتَكْبَرَ فَقَالَ إِنْ هَذَا إِلَّا سِحْرٌ يُؤْثَرُ إِنْ هَذَا إِلَّا قَوْلُ الْبَشَرِ}}<ref>«که او اندیشید و سنجید و مرگ بر او باد! چگونه سنجید؟ دگر باره مرگ بر او باد! چگونه سنجید؟ سپس نگریست آنگاه روی در هم کشید و ترشرویی کرد سپس پشت کرد و گردنکشی ورزید و گفت: این جز جادویی که آموخته می‌شود نیست این جز گفتار آدمی نیست» سوره مدثر، آیه ۱۸-۲۵.</ref><ref>المیزان، ج۲۰، ص۸۶-۸۷.</ref><ref>[[تفکر (مقاله)|تفکر]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۸ (کتاب)|دائره المعارف قرآن کریم]]، ج۸</ref>.


==خاستگاه [[تفکر]]==
==خاستگاه [[تفکر]]==
خط ۳۱: خط ۳۱:
*کوتاه سخن آنکه [[تأمل]] در حال [[انسان]] و [[تدبر]] در [[آیات قرآن]]، مانند [[آیه]] {{متن قرآن|فَبَعَثَ اللَّهُ غُرَابًا يَبْحَثُ فِي الْأَرْضِ لِيُرِيَهُ كَيْفَ يُوَارِي سَوْءَةَ أَخِيهِ...}}<ref>«خداوند کلاغی را برانگیخت که زمین را می‌کاوید تا بدو نشان دهد چگونه کالبد برادرش را در خاک کند.»؛ سوره مائده، آیه ۳۱.</ref> گویای این نکته است که [[علوم]] نظری [[انسان]] -یعنی [[علم]] به [[خواص]] اشیا و [[معارف عقلی]] که پیرو آن به دست می‌‌آید- از حسّ شروع می‌‌شود و [[خداوند]] از طریق [[حس]]، [[خواص]] اشیا را به وی می‌‌آموزد.
*کوتاه سخن آنکه [[تأمل]] در حال [[انسان]] و [[تدبر]] در [[آیات قرآن]]، مانند [[آیه]] {{متن قرآن|فَبَعَثَ اللَّهُ غُرَابًا يَبْحَثُ فِي الْأَرْضِ لِيُرِيَهُ كَيْفَ يُوَارِي سَوْءَةَ أَخِيهِ...}}<ref>«خداوند کلاغی را برانگیخت که زمین را می‌کاوید تا بدو نشان دهد چگونه کالبد برادرش را در خاک کند.»؛ سوره مائده، آیه ۳۱.</ref> گویای این نکته است که [[علوم]] نظری [[انسان]] -یعنی [[علم]] به [[خواص]] اشیا و [[معارف عقلی]] که پیرو آن به دست می‌‌آید- از حسّ شروع می‌‌شود و [[خداوند]] از طریق [[حس]]، [[خواص]] اشیا را به وی می‌‌آموزد.
*به طور کلی آیاتی که مشتمل بر تعابیری چون {{متن قرآن|أَلَمْ تَرَ}}، {{متن قرآن|أَفَلَا يَرَوْنَ}}، {{متن قرآن|أَفَرَأَيْتُمْ}} و {{متن قرآن|أَفَلَا تُبْصِرُونَ}}‌‌اند، [[انسان]] را به جزئیاتی که [[خواص]] قابل [[احساس]] دارند سوق می‌‌دهند و آیاتی که از تعبیراتی مانند {{متن قرآن|لِقَوْمٍ يَعْقِلُونَ}}، {{متن قرآن|يَتَفَكَّرُونَ}}، {{متن قرآن|يَتَذَكَّرُونَ}} و {{متن قرآن|يَفْقَهُونَ}} استفاده کرده‌اند [[انسان]] را به [[ادراک کلیات]] [[عقلی]] که به مبدأ و [[معاد]] [[ارتباط]] دارند، فرا می‌‌خوانند<ref>المیزان، ج۵، ص۳۳۸.</ref>.
*به طور کلی آیاتی که مشتمل بر تعابیری چون {{متن قرآن|أَلَمْ تَرَ}}، {{متن قرآن|أَفَلَا يَرَوْنَ}}، {{متن قرآن|أَفَرَأَيْتُمْ}} و {{متن قرآن|أَفَلَا تُبْصِرُونَ}}‌‌اند، [[انسان]] را به جزئیاتی که [[خواص]] قابل [[احساس]] دارند سوق می‌‌دهند و آیاتی که از تعبیراتی مانند {{متن قرآن|لِقَوْمٍ يَعْقِلُونَ}}، {{متن قرآن|يَتَفَكَّرُونَ}}، {{متن قرآن|يَتَذَكَّرُونَ}} و {{متن قرآن|يَفْقَهُونَ}} استفاده کرده‌اند [[انسان]] را به [[ادراک کلیات]] [[عقلی]] که به مبدأ و [[معاد]] [[ارتباط]] دارند، فرا می‌‌خوانند<ref>المیزان، ج۵، ص۳۳۸.</ref>.
*البته بیشترین بهره‌برداری از [[حس]]، مربوط به توده [[مردم]] است که از [[تعقل]] در دقایق امور و [[ادراک]] [[حقیقت]] آنها و راهیابی به [[مصالح]] و مفاسدشان قاصرند و بهره‌مندی از [[عقل]]، ویژه [[خواص]] اندک شمار [[مردم]] است، از همین‌رو در برخی [[آیات]]، [[سمع]] بر [[عقل]] مقدم شده است: {{متن قرآن|وَقَالُوا لَوْ كُنَّا نَسْمَعُ أَوْ نَعْقِلُ مَا كُنَّا فِي أَصْحَابِ السَّعِيرِ}}<ref>«و می‌گویند: اگر ما سخن نیوش یا خردورز می‌بودیم در زمره دوزخیان نبودیم» سوره ملک، آیه ۱۰.</ref><ref>المیزان، ج۱۹، ص۳۵۳.</ref><ref>[[تفکر (مقاله)|تفکر]]، [[دائرة المعارف قرآن کریم (کتاب)|دائره المعارف قرآن کریم]]،  ج۸</ref>.
*البته بیشترین بهره‌برداری از [[حس]]، مربوط به توده [[مردم]] است که از [[تعقل]] در دقایق امور و [[ادراک]] [[حقیقت]] آنها و راهیابی به [[مصالح]] و مفاسدشان قاصرند و بهره‌مندی از [[عقل]]، ویژه [[خواص]] اندک شمار [[مردم]] است، از همین‌رو در برخی [[آیات]]، [[سمع]] بر [[عقل]] مقدم شده است: {{متن قرآن|وَقَالُوا لَوْ كُنَّا نَسْمَعُ أَوْ نَعْقِلُ مَا كُنَّا فِي أَصْحَابِ السَّعِيرِ}}<ref>«و می‌گویند: اگر ما سخن نیوش یا خردورز می‌بودیم در زمره دوزخیان نبودیم» سوره ملک، آیه ۱۰.</ref><ref>المیزان، ج۱۹، ص۳۵۳.</ref><ref>[[تفکر (مقاله)|تفکر]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۸ (کتاب)|دائره المعارف قرآن کریم]]،  ج۸</ref>.


==زمینه‌های [[تفکر]]==
==زمینه‌های [[تفکر]]==
خط ۳۷: خط ۳۷:
*بر اساس برخی [[آیات]] که [[انگیزه]] [[نزول قرآن]] بر [[پیامبر]] را [[تبیین]] [[وحی الهی]] و [[تفکر]] و اندیشیدن [[مردم]]: {{متن قرآن|وَأَنْزَلْنَا إِلَيْكَ الذِّكْرَ لِتُبَيِّنَ لِلنَّاسِ مَا نُزِّلَ إِلَيْهِمْ وَلَعَلَّهُمْ يَتَفَكَّرُونَ}}<ref>«و بر تو قرآن را فرو فرستادیم تا برای مردم آنچه را که به سوی آنان فرو فرستاده‌اند روشن گردانی و باشد که بیندیشند» سوره نحل، آیه ۴۴.</ref> و [[تدبر]] در [[آیات قرآن]] و [[تذکر]] صاحبان [[خرد]]: {{متن قرآن|كِتَابٌ أَنْزَلْنَاهُ إِلَيْكَ مُبَارَكٌ لِيَدَّبَّرُوا آيَاتِهِ وَلِيَتَذَكَّرَ أُولُو الْأَلْبَابِ}}<ref>«(این) کتابی خجسته است که ما به سوی تو فرو فرستاده‌ایم تا در آیات آن نیک بیندیشند و تا خردمندان از آن پند گیرند» سوره ص، آیه ۲۹.</ref> معرفی می‌‌کند، یا آیاتی که [[هدف]] توصیه‌های [[الهی]] و [[تبیین]] [[آیات]] را [[تعقل]] و [[تفکر]] می‌‌دانند: {{متن قرآن|ذَلِكُمْ وَصَّاكُمْ بِهِ لَعَلَّكُمْ تَعْقِلُونَ}}<ref>«این است آنچه شما را به آن سفارش کرده است باشد که خرد ورزید» سوره انعام، آیه ۱۵۱.</ref>، {{متن قرآن|كَذَلِكَ يُبَيِّنُ اللَّهُ لَكُمُ الْآيَاتِ لَعَلَّكُمْ تَتَفَكَّرُونَ}}<ref>«این‌گونه خداوند برای شما آیات (خود) را روشن می‌گوید باشد که شما بیندیشید» سوره بقره، آیه ۲۱۹.</ref> می‌‌توان [[قرآن]] و [[آیات]] آن را یکی از مهم‌ترین زمینه‌های [[تفکر]] دانست. از همین‌روست که [[خداوند]] [[قرآن]] را به زبانی نازل کرده که [[معارف]] آن [[فهم]] و ادراک‌پذیر باشند: {{متن قرآن|إِنَّا أَنْزَلْنَاهُ قُرْآنًا عَرَبِيًّا لَعَلَّكُمْ تَعْقِلُونَ}}<ref>«ما آن را قرآنی عربی  فرو فرستاده‌ایم باشد که خرد ورزید» سوره یوسف، آیه ۲.</ref>؛ {{متن قرآن|إِنَّا جَعَلْنَاهُ قُرْآنًا عَرَبِيًّا لَعَلَّكُمْ تَعْقِلُونَ}}<ref> «به راستی ما آن را قرآنی عربی  قرار دادیم باشد که خرد ورزید» سوره زخرف، آیه ۳.</ref> و در آن قصه‌ها: {{متن قرآن|وَلَوْ شِئْنَا لَرَفَعْنَاهُ بِهَا فَاقْصُصِ الْقَصَصَ لَعَلَّهُمْ يَتَفَكَّرُونَ}}<ref>«و اگر می‌خواستیم (جایگاه) او را فرا می‌بردیم پس این داستان را باز گوی باشد که آنان بیندیشند» سوره اعراف، آیه ۱۷۶.</ref>، {{متن قرآن|لَقَدْ كَانَ فِي قَصَصِهِمْ عِبْرَةٌ لِأُولِي الْأَلْبَابِ}}<ref>«به راستی در داستان آنان برای خردمندان پندی (نهفته) است» سوره یوسف، آیه ۱۱۱.</ref> و مَثَل‌هایی آورده است: {{متن قرآن|لَوْ أَنْزَلْنَا هَذَا الْقُرْآنَ عَلَى جَبَلٍ لَرَأَيْتَهُ خَاشِعًا مُتَصَدِّعًا مِنْ خَشْيَةِ اللَّهِ وَتِلْكَ الْأَمْثَالُ نَضْرِبُهَا لِلنَّاسِ لَعَلَّهُمْ يَتَفَكَّرُونَ}}<ref>«اگر این قرآن را بر کوهی فرو می‌فرستادیم آن را از بیم خداوند فروتن و فروپاشیده می‌دیدی و این مثل‌ها را برای مردم می‌زنیم باشد که بیندیشند» سوره حشر، آیه ۲۱.</ref>، {{متن قرآن|إِنَّمَا مَثَلُ الْحَيَاةِ الدُّنْيَا كَمَاءٍ أَنْزَلْنَاهُ مِنَ السَّمَاءِ فَاخْتَلَطَ بِهِ نَبَاتُ الْأَرْضِ كَذَلِكَ نُفَصِّلُ الْآيَاتِ لِقَوْمٍ يَتَفَكَّرُونَ}}<ref>«جز این نیست که داستان زندگانی این جهان مانند آبی است که آن را از آسمان فرو فرستیم که رستنی (های) زمین -آنچه مردم و چارپایان از آن(ها) می‌خورند- با آن درآمیزد بدین‌گونه نشانه‌های خود را برای گروهی که می‌اندیشند روشن می‌داریم» سوره یونس، آیه ۲۴.</ref>، براین اساس و نیز با توجه به تقبیح و [[مذمت]] [[خداوند]] نسبت به کسانی که در [[قرآن]] [[تدبر]] نمی‌کنند: {{متن قرآن|أَفَلَا يَتَدَبَّرُونَ الْقُرْآنَ}}<ref>«آیا به قرآن نیک نمی‌اندیشند؟» سوره نساء، آیه ۸۲.</ref>، [[عقیده]] جماعتی از حَشَویان و اخباریان [[باطل]] است که می‌‌گویند: معنای [[قرآن]] را جز با [[سخن پیامبر]]{{صل}} نشاید دانست؛ نیز سخن مجبّران مردود است که می‌‌گویند: هرچه را [[خدا]] خواهد کسی بداند به [[قلب]] او [[القا]] می‌‌کند و کوشش و [[تدبر]] [[بنده]] در تحصیل [[علم قرآن]] و غیر آن مفید نیست<ref>نثر طوبی، ج۱، ص۲۵۲-۲۵۳.</ref>.
*بر اساس برخی [[آیات]] که [[انگیزه]] [[نزول قرآن]] بر [[پیامبر]] را [[تبیین]] [[وحی الهی]] و [[تفکر]] و اندیشیدن [[مردم]]: {{متن قرآن|وَأَنْزَلْنَا إِلَيْكَ الذِّكْرَ لِتُبَيِّنَ لِلنَّاسِ مَا نُزِّلَ إِلَيْهِمْ وَلَعَلَّهُمْ يَتَفَكَّرُونَ}}<ref>«و بر تو قرآن را فرو فرستادیم تا برای مردم آنچه را که به سوی آنان فرو فرستاده‌اند روشن گردانی و باشد که بیندیشند» سوره نحل، آیه ۴۴.</ref> و [[تدبر]] در [[آیات قرآن]] و [[تذکر]] صاحبان [[خرد]]: {{متن قرآن|كِتَابٌ أَنْزَلْنَاهُ إِلَيْكَ مُبَارَكٌ لِيَدَّبَّرُوا آيَاتِهِ وَلِيَتَذَكَّرَ أُولُو الْأَلْبَابِ}}<ref>«(این) کتابی خجسته است که ما به سوی تو فرو فرستاده‌ایم تا در آیات آن نیک بیندیشند و تا خردمندان از آن پند گیرند» سوره ص، آیه ۲۹.</ref> معرفی می‌‌کند، یا آیاتی که [[هدف]] توصیه‌های [[الهی]] و [[تبیین]] [[آیات]] را [[تعقل]] و [[تفکر]] می‌‌دانند: {{متن قرآن|ذَلِكُمْ وَصَّاكُمْ بِهِ لَعَلَّكُمْ تَعْقِلُونَ}}<ref>«این است آنچه شما را به آن سفارش کرده است باشد که خرد ورزید» سوره انعام، آیه ۱۵۱.</ref>، {{متن قرآن|كَذَلِكَ يُبَيِّنُ اللَّهُ لَكُمُ الْآيَاتِ لَعَلَّكُمْ تَتَفَكَّرُونَ}}<ref>«این‌گونه خداوند برای شما آیات (خود) را روشن می‌گوید باشد که شما بیندیشید» سوره بقره، آیه ۲۱۹.</ref> می‌‌توان [[قرآن]] و [[آیات]] آن را یکی از مهم‌ترین زمینه‌های [[تفکر]] دانست. از همین‌روست که [[خداوند]] [[قرآن]] را به زبانی نازل کرده که [[معارف]] آن [[فهم]] و ادراک‌پذیر باشند: {{متن قرآن|إِنَّا أَنْزَلْنَاهُ قُرْآنًا عَرَبِيًّا لَعَلَّكُمْ تَعْقِلُونَ}}<ref>«ما آن را قرآنی عربی  فرو فرستاده‌ایم باشد که خرد ورزید» سوره یوسف، آیه ۲.</ref>؛ {{متن قرآن|إِنَّا جَعَلْنَاهُ قُرْآنًا عَرَبِيًّا لَعَلَّكُمْ تَعْقِلُونَ}}<ref> «به راستی ما آن را قرآنی عربی  قرار دادیم باشد که خرد ورزید» سوره زخرف، آیه ۳.</ref> و در آن قصه‌ها: {{متن قرآن|وَلَوْ شِئْنَا لَرَفَعْنَاهُ بِهَا فَاقْصُصِ الْقَصَصَ لَعَلَّهُمْ يَتَفَكَّرُونَ}}<ref>«و اگر می‌خواستیم (جایگاه) او را فرا می‌بردیم پس این داستان را باز گوی باشد که آنان بیندیشند» سوره اعراف، آیه ۱۷۶.</ref>، {{متن قرآن|لَقَدْ كَانَ فِي قَصَصِهِمْ عِبْرَةٌ لِأُولِي الْأَلْبَابِ}}<ref>«به راستی در داستان آنان برای خردمندان پندی (نهفته) است» سوره یوسف، آیه ۱۱۱.</ref> و مَثَل‌هایی آورده است: {{متن قرآن|لَوْ أَنْزَلْنَا هَذَا الْقُرْآنَ عَلَى جَبَلٍ لَرَأَيْتَهُ خَاشِعًا مُتَصَدِّعًا مِنْ خَشْيَةِ اللَّهِ وَتِلْكَ الْأَمْثَالُ نَضْرِبُهَا لِلنَّاسِ لَعَلَّهُمْ يَتَفَكَّرُونَ}}<ref>«اگر این قرآن را بر کوهی فرو می‌فرستادیم آن را از بیم خداوند فروتن و فروپاشیده می‌دیدی و این مثل‌ها را برای مردم می‌زنیم باشد که بیندیشند» سوره حشر، آیه ۲۱.</ref>، {{متن قرآن|إِنَّمَا مَثَلُ الْحَيَاةِ الدُّنْيَا كَمَاءٍ أَنْزَلْنَاهُ مِنَ السَّمَاءِ فَاخْتَلَطَ بِهِ نَبَاتُ الْأَرْضِ كَذَلِكَ نُفَصِّلُ الْآيَاتِ لِقَوْمٍ يَتَفَكَّرُونَ}}<ref>«جز این نیست که داستان زندگانی این جهان مانند آبی است که آن را از آسمان فرو فرستیم که رستنی (های) زمین -آنچه مردم و چارپایان از آن(ها) می‌خورند- با آن درآمیزد بدین‌گونه نشانه‌های خود را برای گروهی که می‌اندیشند روشن می‌داریم» سوره یونس، آیه ۲۴.</ref>، براین اساس و نیز با توجه به تقبیح و [[مذمت]] [[خداوند]] نسبت به کسانی که در [[قرآن]] [[تدبر]] نمی‌کنند: {{متن قرآن|أَفَلَا يَتَدَبَّرُونَ الْقُرْآنَ}}<ref>«آیا به قرآن نیک نمی‌اندیشند؟» سوره نساء، آیه ۸۲.</ref>، [[عقیده]] جماعتی از حَشَویان و اخباریان [[باطل]] است که می‌‌گویند: معنای [[قرآن]] را جز با [[سخن پیامبر]]{{صل}} نشاید دانست؛ نیز سخن مجبّران مردود است که می‌‌گویند: هرچه را [[خدا]] خواهد کسی بداند به [[قلب]] او [[القا]] می‌‌کند و کوشش و [[تدبر]] [[بنده]] در تحصیل [[علم قرآن]] و غیر آن مفید نیست<ref>نثر طوبی، ج۱، ص۲۵۲-۲۵۳.</ref>.
*برخی دیگر از زمینه‌ها و موضوعات [[تفکر]]، عبارت‌اند از صحت و [[سلامت]] [[قوای ادراکی]] [[پیامبر]]{{صل}} جهت [[ادراک]] [[حقانیت]] وی: {{متن قرآن|ثُمَّ تَتَفَكَّرُوا مَا بِصَاحِبِكُمْ مِنْ جِنَّةٍ}}<ref>«سپس بیندیشید، در همنشین شما دیوانگی نیست» سوره سبأ، آیه ۴۶؛ نیز {{متن قرآن|أَوَلَمْ يَتَفَكَّرُوا مَا بِصَاحِبِهِمْ مِنْ جِنَّةٍ إِنْ هُوَ إِلَّا نَذِيرٌ مُبِينٌ}} «آیا نیندیشیده‌اند (تا بدانند) که همنشین آنان به هیچ روی دیوانگی ندارد او جز بیم‌دهنده‌ای آشکار نیست» سوره اعراف، آیه ۱۸۴.</ref>، [[خلقت]] [[آسمان‌ها]] و [[زمین]] برای پی بردن به [[راز]] [[آفرینش]] آنها: {{متن قرآن|وَيَتَفَكَّرُونَ فِي خَلْقِ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ رَبَّنَا مَا خَلَقْتَ هَذَا بَاطِلًا}}<ref>«و در آفرینش آسمان‌ها و زمین می‌اندیشند: پروردگارا! این(ها) را بیهوده نیافریده‌ای» سوره آل عمران، آیه ۱۹۱.</ref> و نیز وجهه [[باطنی]] و جنبه [[ارتباط]] آنها و هر چیزی که [[خدا]] [[آفریده]] است با [[پروردگار]]، برای تحصیل [[یقین]]: {{متن قرآن|وَكَذَلِكَ نُرِي إِبْرَاهِيمَ مَلَكُوتَ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَلِيَكُونَ مِنَ الْمُوقِنِينَ}}<ref>«و این‌گونه ما گستره  آسمان‌ها و زمین را به ابراهیم می‌نمایانیم و (چنین می‌کنیم) تا از باورداران گردد» سوره انعام، آیه ۷۵.</ref>، {{متن قرآن|أَوَلَمْ يَنْظُرُوا فِي مَلَكُوتِ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَمَا خَلَقَ اللَّهُ مِنْ شَيْءٍ}}<ref>«آیا در گستره  آسمان‌ها و زمین و هر چیزی که خداوند آفریده است ننگریسته‌اند؟» سوره اعراف، آیه ۱۸۵.</ref><ref>المیزان، ج۸، ص۳۴۸.</ref>، کیفیت [[آفرینش]] شتر، برافراشتگی [[آسمان]]، برپا داشته شدن کوه‌ها، گستردگی و استوای [[زمین]] و در نتیجه مهیّا بودن آن برای سکونت و [[زندگی]]: {{متن قرآن|أَفَلَا يَنْظُرُونَ إِلَى الْإِبِلِ كَيْفَ خُلِقَتْ وَإِلَى السَّمَاءِ كَيْفَ رُفِعَتْ وَإِلَى الْجِبَالِ كَيْفَ نُصِبَتْ وَإِلَى الْأَرْضِ كَيْفَ سُطِحَتْ}}<ref>«آیا به شتر نمی‌نگرند که چگونه آن را آفریده‌اند؟ و به آسمان که چگونه آن را برافراشته‌اند؟ و به کوه‌ها که چگونه آنها را برگمارده‌اند؟ و به زمین که چگونه آن را گسترده‌اند؟» سوره غاشیه، آیه ۱۷-۲۰.</ref><ref>المیزان، ج۲۰، ص۲۷۴.</ref>، [[اعمال]] و [[رفتاری]] که [[انسان]] برای روز حساب از پیش می‌‌فرستد: {{متن قرآن|وَلْتَنْظُرْ نَفْسٌ مَا قَدَّمَتْ لِغَدٍ}}<ref>«و هر کس باید بنگرد برای (روزی چون) فردا چه پیش فرستاده است»؛ سوره حشر، آیه ۱۸.</ref><ref>المیزان، ج۱۹، ص۲۲۵.</ref>، اطوار [[خلقت انسان]]، از مرحله [[خاک]] تا نطفه و سپس علقه و نیز دوره‌های [[سنّی]] وی از [[طفولیت]] و [[جوانی]] و سالمندی که در این میان برخی [[مرگ]] پیشرس یافته تا سرانجام هرکس به مدّتی که مقرّر است برسد: {{متن قرآن|هُوَ الَّذِي خَلَقَكُمْ مِنْ تُرَابٍ ثُمَّ مِنْ نُطْفَةٍ ثُمَّ مِنْ عَلَقَةٍ ثُمَّ يُخْرِجُكُمْ طِفْلًا ثُمَّ لِتَبْلُغُوا أَشُدَّكُمْ ثُمَّ لِتَكُونُوا شُيُوخًا وَمِنْكُمْ مَنْ يُتَوَفَّى مِنْ قَبْلُ وَلِتَبْلُغُوا أَجَلًا مُسَمًّى وَلَعَلَّكُمْ تَعْقِلُونَ}}<ref>«اوست که شما را از خاک سپس از نطفه و آنگاه از خونی بسته آفرید، سرانجام شما را به گونه نوزادی برآورد سپس (توان می‌دهد) تا به رشد کاملتان برسید، پس از آن تا پیر گردید- و جان برخی از شما پیش‌تر (از پیری) گرفته می‌شود- و تا به زمانی معیّن برسید و باشد که شما خرد ورزید» سوره غافر، آیه ۶۷.</ref>، اُفتِ در [[خلقت]] در [[عمر]] دراز: {{متن قرآن|وَمَنْ نُعَمِّرْهُ نُنَكِّسْهُ فِي الْخَلْقِ أَفَلَا يَعْقِلُونَ}}<ref>«و ما هر که را سالمند گردانیم در آفرینش باژگونش می‌سازیم  پس آیا نمی‌اندیشند؟» سوره یس، آیه ۶۸.</ref>، [[تاریخ]] [[زندگی]] گذشتگان برای [[شناخت]] [[سنن]] و قوانینی که [[خداوند]] بر [[جوامع بشری]] [[حاکم]] فرموده: {{متن قرآن|قَدْ خَلَتْ مِنْ قَبْلِكُمْ سُنَنٌ فَسِيرُوا فِي الْأَرْضِ فَانْظُرُوا}}<ref>«پیش از شما سنّت‌هایی (بوده و) از میان رفته‌اند پس روی زمین گردش کنید تا بنگرید سرانجام دروغ‌انگاران چگونه بوده است» سوره آل عمران، آیه ۱۳۷.</ref>، {{متن قرآن|أَفَلَمْ يَسِيرُوا فِي الْأَرْضِ فَيَنْظُرُوا كَيْفَ كَانَ عَاقِبَةُ الَّذِينَ مِنْ قَبْلِهِمْ أَفَلَا تَعْقِلُونَ}}<ref>«آیا روی زمین گردش نکرده‌اند تا بنگرند سرانجام پیشینیانشان چگونه بوده است؟ آیا خرد نمی‌ورزید؟» سوره یوسف، آیه ۱۰۹.</ref>، فرجام [[تکذیب]] [[آیات]] و [[سرپیچی]] از [[دستورات الهی]]: {{متن قرآن|وَأَغْرَقْنَا الَّذِينَ كَذَّبُوا بِآيَاتِنَا فَانْظُرْ كَيْفَ كَانَ عَاقِبَةُ الْمُنْذَرِينَ}}<ref>«و آنهایی را که آیات ما را دروغ شمردند غرق کردیم پس بنگر که سرانجام بیم‌داده‌شدگان چگونه بود» سوره یونس، آیه ۷۳.</ref>، {{متن قرآن|وَأَمْطَرْنَا عَلَيْهِمْ مَطَرًا فَانْظُرْ كَيْفَ كَانَ عَاقِبَةُ الْمُجْرِمِينَ}}<ref>«و بر آنان بارانی (از سنگ - گل) باراندیم آنک بنگر سرانجام گنهکاران چگونه بود» سوره اعراف، آیه ۸۴.</ref>، [[دشمنی]] [[آشکار]] [[شیطان]] با [[فرزندان آدم]]{{ع}} و [[گمراه کردن]] انبوهی از آنان: {{متن قرآن|إِنَّهُ لَكُمْ عَدُوٌّ مُبِينٌ وَلَقَدْ أَضَلَّ مِنْكُمْ جِبِلًّا كَثِيرًا أَفَلَمْ تَكُونُوا تَعْقِلُونَ}}<ref>« او دشمن آشکار شماست و به راستی گروهی فراوان از شما را بیراه کرد پس آیا خرد نمی‌ورزیدید؟» سوره یس، آیه ۶۰، ۶۲.</ref>، [[آیات]] و نشانه‌های [[الهی]]، مانند نحوه [[زندگی]] زنبور و کیفیت عسل‌سازی آن با رنگ‌های مختلف و نیز ویژگی درمانی آن: {{متن قرآن|وَأَوْحَى رَبُّكَ إِلَى النَّحْلِ كُلِي مِنْ كُلِّ الثَّمَرَاتِ فَاسْلُكِي سُبُلَ رَبِّكِ ذُلُلًا يَخْرُجُ مِنْ بُطُونِهَا شَرَابٌ مُخْتَلِفٌ أَلْوَانُهُ فِيهِ شِفَاءٌ لِلنَّاسِ إِنَّ فِي ذَلِكَ لَآيَةً لِقَوْمٍ يَتَفَكَّرُونَ}}<ref>«و پروردگارت به زنبور عسل الهام کرد سپس از (گل) همه میوه‌ها  بخور و راه‌های هموار پروردگارت را بپوی! (آنگاه) از شکمش شهدی با رنگ‌های گوناگون برمی‌آید که در آن برای مردم درمانی است، بی‌گمان در این، نشانه‌ای است برای گروهی که می‌اندیشند» سوره نحل، آیه ۶۸-۶۹.</ref>، آمد و شد شب و روز: {{متن قرآن|وَاخْتِلَافِ اللَّيْلِ وَالنَّهَارِ لَآيَاتٍ لِقَوْمٍ يَعْقِلُونَ}}<ref>«بی‌گمان در پیاپی آمدن شب و روز برای گروهی که خرد می‌ورزند نشانه‌هاست»؛ سوره بقره، آیه ۱۶۴.</ref>، مسخر کردن شب و روز و [[خورشید و ماه]] برای [[انسان]] و نیز مسخر بودن [[ستارگان]] به [[فرمان الهی]]: {{متن قرآن|وَسَخَّرَ لَكُمُ اللَّيْلَ وَالنَّهَارَ وَالشَّمْسَ وَالْقَمَرَ وَالنُّجُومُ مُسَخَّرَاتٌ بِأَمْرِهِ إِنَّ فِي ذَلِكَ لَآيَاتٍ لِقَوْمٍ يَعْقِلُونَ}}<ref>«و شب و روز و خورشید و ماه را رام شما گردانید و ستارگان رام‌شدگانی به فرمان اویند، به راستی در آن برای گروهی که خرد می‌ورزند نشانه‌هایی است»؛ سوره نحل، آیه ۱۲.</ref>، آنچه را [[خداوند]] در [[زمین]] به رنگ‌های گوناگون برای [[انسان]] پدید آورده است: {{متن قرآن|وَمَا ذَرَأَ لَكُمْ فِي الْأَرْضِ مُخْتَلِفًا أَلْوَانُهُ إِنَّ فِي ذَلِكَ لَآيَةً لِقَوْمٍ يَذَّكَّرُونَ}}<ref>«و در آنچه در زمین برای شما با رنگ‌های گوناگون پدید آورد بی‌گمان نشانه‌ای برای گروهی است که در یاد می‌گیرند» سوره نحل، آیه ۱۳.</ref>، گستردگی [[زمین]] و وجود رودها و کوه‌ها در آن، جفت جفت قرار دادن میوه‌ها و پوشاندن روز به شب: {{متن قرآن|وَهُوَ الَّذِي مَدَّ الْأَرْضَ وَجَعَلَ فِيهَا رَوَاسِيَ وَأَنْهَارًا وَمِنْ كُلِّ الثَّمَرَاتِ جَعَلَ فِيهَا زَوْجَيْنِ اثْنَيْنِ يُغْشِي اللَّيْلَ النَّهَارَ إِنَّ فِي ذَلِكَ لَآيَاتٍ لِقَوْمٍ يَتَفَكَّرُونَ}}<ref>«و اوست که زمین را گسترد و در آن کوه‌ها و رودهایی نهاد و از هر میوه در آن جفتی دوگانه  برآورد؛ شب را با روز فرا می‌پوشد، بی‌گمان در آن (کار) نشانه‌هایی برای گروهی است که می‌اندیشند» سوره رعد، آیه ۳.</ref>، آمدن [[باران]] و سیراب شدن [[مردمان]] و [[رویش گیاهان]] و درختان به [[وسیله]] آن: {{متن قرآن|هُوَ الَّذِي أَنْزَلَ مِنَ السَّمَاءِ مَاءً لَكُمْ مِنْهُ شَرَابٌ وَمِنْهُ شَجَرٌ فِيهِ تُسِيمُونَ يُنْبِتُ لَكُمْ بِهِ الزَّرْعَ وَالزَّيْتُونَ وَالنَّخِيلَ وَالْأَعْنَابَ وَمِنْ كُلِّ الثَّمَرَاتِ إِنَّ فِي ذَلِكَ لَآيَةً لِقَوْمٍ يَتَفَكَّرُونَ}}<ref>«اوست که از آسمان برای شما آبی فرو فرستاد که آشامیدنی (شما) و گیاهی که در آن (چارپایانتان را) می‌چرانید از آن است با آن (آب) برایتان کشت و زیتون و خرما بن و انگورها (ی گوناگون) و از همه میوه‌ها می‌رویاند؛ بی‌گمان در این برای گروهی که می‌اندیشند نشانه‌ای است» سوره نحل، آیه ۱۰-۱۱.</ref>، [[آفرینش]] [[همسر]] برای [[انسان]] و قرار دادن [[مودّت]] و [[رحمت]] بین [[همسران]]: {{متن قرآن|وَمِنْ آيَاتِهِ أَنْ خَلَقَ لَكُمْ مِنْ أَنْفُسِكُمْ أَزْوَاجًا لِتَسْكُنُوا إِلَيْهَا وَجَعَلَ بَيْنَكُمْ مَوَدَّةً وَرَحْمَةً إِنَّ فِي ذَلِكَ لَآيَاتٍ لِقَوْمٍ يَتَفَكَّرُونَ}}<ref>«و از نشانه‌های او این است که از خودتان همسرانی برایتان آفرید تا کنار آنان آرامش یابید و میان شما دلبستگی پایدار  و مهر  پدید آورد؛ بی‌گمان در این، نشانه‌هایی است برای گروهی که می‌اندیشند» سوره روم، آیه ۲۱.</ref>، [[مرگ]] و [[حیات]] و [[خواب]] و [[بیداری]] [[انسان‌ها]]: {{متن قرآن|اللَّهُ يَتَوَفَّى الْأَنْفُسَ حِينَ مَوْتِهَا وَالَّتِي لَمْ تَمُتْ فِي مَنَامِهَا فَيُمْسِكُ الَّتِي قَضَى عَلَيْهَا الْمَوْتَ وَيُرْسِلُ الْأُخْرَى إِلَى أَجَلٍ مُسَمًّى إِنَّ فِي ذَلِكَ لَآيَاتٍ لِقَوْمٍ يَتَفَكَّرُونَ}}<ref>«خداوند، جان‌ها را هنگام مرگشان و آن (جان) را که نمرده است هنگام خوابیدن آن می‌گیرد و آن را که مرگش را رقم زده است نگاه می‌دارد و دیگری را تا زمانی معیّن رها می‌کند؛ بی‌گمان در این، نشانه‌هایی است برای گروهی که می‌اندیشند» سوره زمر، آیه ۴۲.</ref>، کشتی‌هایی که در دریا روان‌اند با آنچه به [[مردم]] سود می‌‌رساند، زنده ساختن [[زمین مرده]] به [[وسیله]] [[نزول]] [[باران]] و پراکندگی هرگونه جنبنده‌ای در [[زمین]]، [[تغییر]] مسیر بادها و ابرهای مسخر در میان [[زمین]] و [[آسمان]]: {{متن قرآن|وَالْفُلْكِ الَّتِي تَجْرِي فِي الْبَحْرِ بِمَا يَنْفَعُ النَّاسَ وَمَا أَنْزَلَ اللَّهُ مِنَ السَّمَاءِ مِنْ مَاءٍ فَأَحْيَا بِهِ الْأَرْضَ بَعْدَ مَوْتِهَا وَبَثَّ فِيهَا مِنْ كُلِّ دَابَّةٍ وَتَصْرِيفِ الرِّيَاحِ وَالسَّحَابِ الْمُسَخَّرِ بَيْنَ السَّمَاءِ وَالْأَرْضِ لَآيَاتٍ لِقَوْمٍ يَعْقِلُونَ}}<ref>«و در آن کشتی  که برای سود رساندن به مردم در دریا روان است و در آبی که خداوند از آسمان فرو می‌بارد و زمین را پس از مردن، بدان زنده می‌دارد و بر آن هرگونه جنبنده‌ای را می‌پراکند و در گرداندن بادها و ابر فرمانبردار میان آسمان و زمین، برای گروهی که خرد می‌ورزند نشانه‌هاست» سوره بقره، آیه ۱۶۴.</ref>، بیم‌آور و امیدبخش نمایاندن برق: {{متن قرآن|وَمِنْ آيَاتِهِ يُرِيكُمُ الْبَرْقَ خَوْفًا وَطَمَعًا إِنَّ فِي ذَلِكَ لَآيَاتٍ لِقَوْمٍ يَعْقِلُونَ}}<ref>«و از نشانه‌های او این است که برق  را برای بیم و امید نشانتان می‌دهد بی‌گمان در این، نشانه‌هایی است برای گروهی که خرد می‌ورزند» سوره روم، آیه ۲۴.</ref> و زنده ساختن برخی از مردگان در [[دنیا]]: {{متن قرآن|كَذَلِكَ يُحْيِي اللَّهُ الْمَوْتَى وَيُرِيكُمْ آيَاتِهِ لَعَلَّكُمْ تَعْقِلُونَ}}<ref>«این چنین خداوند مردگان را زنده می‌کند و نشانه‌های خود را به شما نشان می‌دهد، باشد که خرد ورزید» سوره بقره، آیه ۷۳.</ref>؛ نیز {{متن قرآن|أَوْ كَالَّذِي مَرَّ عَلَى قَرْيَةٍ وَهِيَ خَاوِيَةٌ عَلَى عُرُوشِهَا قَالَ أَنَّى يُحْيِي هَذِهِ اللَّهُ بَعْدَ مَوْتِهَا فَأَمَاتَهُ اللَّهُ مِائَةَ عَامٍ ثُمَّ بَعَثَهُ }}<ref>«یا همچون (داستان) آن کس که بر (خرابه‌های) شهری (با خانه‌هایی) فرو ریخته گذشت. گفت: چگونه خداوند (مردم) این (شهر) را پس از مرگ آن(ها) زنده می‌گرداند؟ و خداوند همو را صد سال میراند و سپس (دوباره به جهان) باز آورد»؛ سوره بقره، آیه ۲۵۹.</ref>.
*برخی دیگر از زمینه‌ها و موضوعات [[تفکر]]، عبارت‌اند از صحت و [[سلامت]] [[قوای ادراکی]] [[پیامبر]]{{صل}} جهت [[ادراک]] [[حقانیت]] وی: {{متن قرآن|ثُمَّ تَتَفَكَّرُوا مَا بِصَاحِبِكُمْ مِنْ جِنَّةٍ}}<ref>«سپس بیندیشید، در همنشین شما دیوانگی نیست» سوره سبأ، آیه ۴۶؛ نیز {{متن قرآن|أَوَلَمْ يَتَفَكَّرُوا مَا بِصَاحِبِهِمْ مِنْ جِنَّةٍ إِنْ هُوَ إِلَّا نَذِيرٌ مُبِينٌ}} «آیا نیندیشیده‌اند (تا بدانند) که همنشین آنان به هیچ روی دیوانگی ندارد او جز بیم‌دهنده‌ای آشکار نیست» سوره اعراف، آیه ۱۸۴.</ref>، [[خلقت]] [[آسمان‌ها]] و [[زمین]] برای پی بردن به [[راز]] [[آفرینش]] آنها: {{متن قرآن|وَيَتَفَكَّرُونَ فِي خَلْقِ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ رَبَّنَا مَا خَلَقْتَ هَذَا بَاطِلًا}}<ref>«و در آفرینش آسمان‌ها و زمین می‌اندیشند: پروردگارا! این(ها) را بیهوده نیافریده‌ای» سوره آل عمران، آیه ۱۹۱.</ref> و نیز وجهه [[باطنی]] و جنبه [[ارتباط]] آنها و هر چیزی که [[خدا]] [[آفریده]] است با [[پروردگار]]، برای تحصیل [[یقین]]: {{متن قرآن|وَكَذَلِكَ نُرِي إِبْرَاهِيمَ مَلَكُوتَ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَلِيَكُونَ مِنَ الْمُوقِنِينَ}}<ref>«و این‌گونه ما گستره  آسمان‌ها و زمین را به ابراهیم می‌نمایانیم و (چنین می‌کنیم) تا از باورداران گردد» سوره انعام، آیه ۷۵.</ref>، {{متن قرآن|أَوَلَمْ يَنْظُرُوا فِي مَلَكُوتِ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَمَا خَلَقَ اللَّهُ مِنْ شَيْءٍ}}<ref>«آیا در گستره  آسمان‌ها و زمین و هر چیزی که خداوند آفریده است ننگریسته‌اند؟» سوره اعراف، آیه ۱۸۵.</ref><ref>المیزان، ج۸، ص۳۴۸.</ref>، کیفیت [[آفرینش]] شتر، برافراشتگی [[آسمان]]، برپا داشته شدن کوه‌ها، گستردگی و استوای [[زمین]] و در نتیجه مهیّا بودن آن برای سکونت و [[زندگی]]: {{متن قرآن|أَفَلَا يَنْظُرُونَ إِلَى الْإِبِلِ كَيْفَ خُلِقَتْ وَإِلَى السَّمَاءِ كَيْفَ رُفِعَتْ وَإِلَى الْجِبَالِ كَيْفَ نُصِبَتْ وَإِلَى الْأَرْضِ كَيْفَ سُطِحَتْ}}<ref>«آیا به شتر نمی‌نگرند که چگونه آن را آفریده‌اند؟ و به آسمان که چگونه آن را برافراشته‌اند؟ و به کوه‌ها که چگونه آنها را برگمارده‌اند؟ و به زمین که چگونه آن را گسترده‌اند؟» سوره غاشیه، آیه ۱۷-۲۰.</ref><ref>المیزان، ج۲۰، ص۲۷۴.</ref>، [[اعمال]] و [[رفتاری]] که [[انسان]] برای روز حساب از پیش می‌‌فرستد: {{متن قرآن|وَلْتَنْظُرْ نَفْسٌ مَا قَدَّمَتْ لِغَدٍ}}<ref>«و هر کس باید بنگرد برای (روزی چون) فردا چه پیش فرستاده است»؛ سوره حشر، آیه ۱۸.</ref><ref>المیزان، ج۱۹، ص۲۲۵.</ref>، اطوار [[خلقت انسان]]، از مرحله [[خاک]] تا نطفه و سپس علقه و نیز دوره‌های [[سنّی]] وی از [[طفولیت]] و [[جوانی]] و سالمندی که در این میان برخی [[مرگ]] پیشرس یافته تا سرانجام هرکس به مدّتی که مقرّر است برسد: {{متن قرآن|هُوَ الَّذِي خَلَقَكُمْ مِنْ تُرَابٍ ثُمَّ مِنْ نُطْفَةٍ ثُمَّ مِنْ عَلَقَةٍ ثُمَّ يُخْرِجُكُمْ طِفْلًا ثُمَّ لِتَبْلُغُوا أَشُدَّكُمْ ثُمَّ لِتَكُونُوا شُيُوخًا وَمِنْكُمْ مَنْ يُتَوَفَّى مِنْ قَبْلُ وَلِتَبْلُغُوا أَجَلًا مُسَمًّى وَلَعَلَّكُمْ تَعْقِلُونَ}}<ref>«اوست که شما را از خاک سپس از نطفه و آنگاه از خونی بسته آفرید، سرانجام شما را به گونه نوزادی برآورد سپس (توان می‌دهد) تا به رشد کاملتان برسید، پس از آن تا پیر گردید- و جان برخی از شما پیش‌تر (از پیری) گرفته می‌شود- و تا به زمانی معیّن برسید و باشد که شما خرد ورزید» سوره غافر، آیه ۶۷.</ref>، اُفتِ در [[خلقت]] در [[عمر]] دراز: {{متن قرآن|وَمَنْ نُعَمِّرْهُ نُنَكِّسْهُ فِي الْخَلْقِ أَفَلَا يَعْقِلُونَ}}<ref>«و ما هر که را سالمند گردانیم در آفرینش باژگونش می‌سازیم  پس آیا نمی‌اندیشند؟» سوره یس، آیه ۶۸.</ref>، [[تاریخ]] [[زندگی]] گذشتگان برای [[شناخت]] [[سنن]] و قوانینی که [[خداوند]] بر [[جوامع بشری]] [[حاکم]] فرموده: {{متن قرآن|قَدْ خَلَتْ مِنْ قَبْلِكُمْ سُنَنٌ فَسِيرُوا فِي الْأَرْضِ فَانْظُرُوا}}<ref>«پیش از شما سنّت‌هایی (بوده و) از میان رفته‌اند پس روی زمین گردش کنید تا بنگرید سرانجام دروغ‌انگاران چگونه بوده است» سوره آل عمران، آیه ۱۳۷.</ref>، {{متن قرآن|أَفَلَمْ يَسِيرُوا فِي الْأَرْضِ فَيَنْظُرُوا كَيْفَ كَانَ عَاقِبَةُ الَّذِينَ مِنْ قَبْلِهِمْ أَفَلَا تَعْقِلُونَ}}<ref>«آیا روی زمین گردش نکرده‌اند تا بنگرند سرانجام پیشینیانشان چگونه بوده است؟ آیا خرد نمی‌ورزید؟» سوره یوسف، آیه ۱۰۹.</ref>، فرجام [[تکذیب]] [[آیات]] و [[سرپیچی]] از [[دستورات الهی]]: {{متن قرآن|وَأَغْرَقْنَا الَّذِينَ كَذَّبُوا بِآيَاتِنَا فَانْظُرْ كَيْفَ كَانَ عَاقِبَةُ الْمُنْذَرِينَ}}<ref>«و آنهایی را که آیات ما را دروغ شمردند غرق کردیم پس بنگر که سرانجام بیم‌داده‌شدگان چگونه بود» سوره یونس، آیه ۷۳.</ref>، {{متن قرآن|وَأَمْطَرْنَا عَلَيْهِمْ مَطَرًا فَانْظُرْ كَيْفَ كَانَ عَاقِبَةُ الْمُجْرِمِينَ}}<ref>«و بر آنان بارانی (از سنگ - گل) باراندیم آنک بنگر سرانجام گنهکاران چگونه بود» سوره اعراف، آیه ۸۴.</ref>، [[دشمنی]] [[آشکار]] [[شیطان]] با [[فرزندان آدم]]{{ع}} و [[گمراه کردن]] انبوهی از آنان: {{متن قرآن|إِنَّهُ لَكُمْ عَدُوٌّ مُبِينٌ وَلَقَدْ أَضَلَّ مِنْكُمْ جِبِلًّا كَثِيرًا أَفَلَمْ تَكُونُوا تَعْقِلُونَ}}<ref>« او دشمن آشکار شماست و به راستی گروهی فراوان از شما را بیراه کرد پس آیا خرد نمی‌ورزیدید؟» سوره یس، آیه ۶۰، ۶۲.</ref>، [[آیات]] و نشانه‌های [[الهی]]، مانند نحوه [[زندگی]] زنبور و کیفیت عسل‌سازی آن با رنگ‌های مختلف و نیز ویژگی درمانی آن: {{متن قرآن|وَأَوْحَى رَبُّكَ إِلَى النَّحْلِ كُلِي مِنْ كُلِّ الثَّمَرَاتِ فَاسْلُكِي سُبُلَ رَبِّكِ ذُلُلًا يَخْرُجُ مِنْ بُطُونِهَا شَرَابٌ مُخْتَلِفٌ أَلْوَانُهُ فِيهِ شِفَاءٌ لِلنَّاسِ إِنَّ فِي ذَلِكَ لَآيَةً لِقَوْمٍ يَتَفَكَّرُونَ}}<ref>«و پروردگارت به زنبور عسل الهام کرد سپس از (گل) همه میوه‌ها  بخور و راه‌های هموار پروردگارت را بپوی! (آنگاه) از شکمش شهدی با رنگ‌های گوناگون برمی‌آید که در آن برای مردم درمانی است، بی‌گمان در این، نشانه‌ای است برای گروهی که می‌اندیشند» سوره نحل، آیه ۶۸-۶۹.</ref>، آمد و شد شب و روز: {{متن قرآن|وَاخْتِلَافِ اللَّيْلِ وَالنَّهَارِ لَآيَاتٍ لِقَوْمٍ يَعْقِلُونَ}}<ref>«بی‌گمان در پیاپی آمدن شب و روز برای گروهی که خرد می‌ورزند نشانه‌هاست»؛ سوره بقره، آیه ۱۶۴.</ref>، مسخر کردن شب و روز و [[خورشید و ماه]] برای [[انسان]] و نیز مسخر بودن [[ستارگان]] به [[فرمان الهی]]: {{متن قرآن|وَسَخَّرَ لَكُمُ اللَّيْلَ وَالنَّهَارَ وَالشَّمْسَ وَالْقَمَرَ وَالنُّجُومُ مُسَخَّرَاتٌ بِأَمْرِهِ إِنَّ فِي ذَلِكَ لَآيَاتٍ لِقَوْمٍ يَعْقِلُونَ}}<ref>«و شب و روز و خورشید و ماه را رام شما گردانید و ستارگان رام‌شدگانی به فرمان اویند، به راستی در آن برای گروهی که خرد می‌ورزند نشانه‌هایی است»؛ سوره نحل، آیه ۱۲.</ref>، آنچه را [[خداوند]] در [[زمین]] به رنگ‌های گوناگون برای [[انسان]] پدید آورده است: {{متن قرآن|وَمَا ذَرَأَ لَكُمْ فِي الْأَرْضِ مُخْتَلِفًا أَلْوَانُهُ إِنَّ فِي ذَلِكَ لَآيَةً لِقَوْمٍ يَذَّكَّرُونَ}}<ref>«و در آنچه در زمین برای شما با رنگ‌های گوناگون پدید آورد بی‌گمان نشانه‌ای برای گروهی است که در یاد می‌گیرند» سوره نحل، آیه ۱۳.</ref>، گستردگی [[زمین]] و وجود رودها و کوه‌ها در آن، جفت جفت قرار دادن میوه‌ها و پوشاندن روز به شب: {{متن قرآن|وَهُوَ الَّذِي مَدَّ الْأَرْضَ وَجَعَلَ فِيهَا رَوَاسِيَ وَأَنْهَارًا وَمِنْ كُلِّ الثَّمَرَاتِ جَعَلَ فِيهَا زَوْجَيْنِ اثْنَيْنِ يُغْشِي اللَّيْلَ النَّهَارَ إِنَّ فِي ذَلِكَ لَآيَاتٍ لِقَوْمٍ يَتَفَكَّرُونَ}}<ref>«و اوست که زمین را گسترد و در آن کوه‌ها و رودهایی نهاد و از هر میوه در آن جفتی دوگانه  برآورد؛ شب را با روز فرا می‌پوشد، بی‌گمان در آن (کار) نشانه‌هایی برای گروهی است که می‌اندیشند» سوره رعد، آیه ۳.</ref>، آمدن [[باران]] و سیراب شدن [[مردمان]] و [[رویش گیاهان]] و درختان به [[وسیله]] آن: {{متن قرآن|هُوَ الَّذِي أَنْزَلَ مِنَ السَّمَاءِ مَاءً لَكُمْ مِنْهُ شَرَابٌ وَمِنْهُ شَجَرٌ فِيهِ تُسِيمُونَ يُنْبِتُ لَكُمْ بِهِ الزَّرْعَ وَالزَّيْتُونَ وَالنَّخِيلَ وَالْأَعْنَابَ وَمِنْ كُلِّ الثَّمَرَاتِ إِنَّ فِي ذَلِكَ لَآيَةً لِقَوْمٍ يَتَفَكَّرُونَ}}<ref>«اوست که از آسمان برای شما آبی فرو فرستاد که آشامیدنی (شما) و گیاهی که در آن (چارپایانتان را) می‌چرانید از آن است با آن (آب) برایتان کشت و زیتون و خرما بن و انگورها (ی گوناگون) و از همه میوه‌ها می‌رویاند؛ بی‌گمان در این برای گروهی که می‌اندیشند نشانه‌ای است» سوره نحل، آیه ۱۰-۱۱.</ref>، [[آفرینش]] [[همسر]] برای [[انسان]] و قرار دادن [[مودّت]] و [[رحمت]] بین [[همسران]]: {{متن قرآن|وَمِنْ آيَاتِهِ أَنْ خَلَقَ لَكُمْ مِنْ أَنْفُسِكُمْ أَزْوَاجًا لِتَسْكُنُوا إِلَيْهَا وَجَعَلَ بَيْنَكُمْ مَوَدَّةً وَرَحْمَةً إِنَّ فِي ذَلِكَ لَآيَاتٍ لِقَوْمٍ يَتَفَكَّرُونَ}}<ref>«و از نشانه‌های او این است که از خودتان همسرانی برایتان آفرید تا کنار آنان آرامش یابید و میان شما دلبستگی پایدار  و مهر  پدید آورد؛ بی‌گمان در این، نشانه‌هایی است برای گروهی که می‌اندیشند» سوره روم، آیه ۲۱.</ref>، [[مرگ]] و [[حیات]] و [[خواب]] و [[بیداری]] [[انسان‌ها]]: {{متن قرآن|اللَّهُ يَتَوَفَّى الْأَنْفُسَ حِينَ مَوْتِهَا وَالَّتِي لَمْ تَمُتْ فِي مَنَامِهَا فَيُمْسِكُ الَّتِي قَضَى عَلَيْهَا الْمَوْتَ وَيُرْسِلُ الْأُخْرَى إِلَى أَجَلٍ مُسَمًّى إِنَّ فِي ذَلِكَ لَآيَاتٍ لِقَوْمٍ يَتَفَكَّرُونَ}}<ref>«خداوند، جان‌ها را هنگام مرگشان و آن (جان) را که نمرده است هنگام خوابیدن آن می‌گیرد و آن را که مرگش را رقم زده است نگاه می‌دارد و دیگری را تا زمانی معیّن رها می‌کند؛ بی‌گمان در این، نشانه‌هایی است برای گروهی که می‌اندیشند» سوره زمر، آیه ۴۲.</ref>، کشتی‌هایی که در دریا روان‌اند با آنچه به [[مردم]] سود می‌‌رساند، زنده ساختن [[زمین مرده]] به [[وسیله]] [[نزول]] [[باران]] و پراکندگی هرگونه جنبنده‌ای در [[زمین]]، [[تغییر]] مسیر بادها و ابرهای مسخر در میان [[زمین]] و [[آسمان]]: {{متن قرآن|وَالْفُلْكِ الَّتِي تَجْرِي فِي الْبَحْرِ بِمَا يَنْفَعُ النَّاسَ وَمَا أَنْزَلَ اللَّهُ مِنَ السَّمَاءِ مِنْ مَاءٍ فَأَحْيَا بِهِ الْأَرْضَ بَعْدَ مَوْتِهَا وَبَثَّ فِيهَا مِنْ كُلِّ دَابَّةٍ وَتَصْرِيفِ الرِّيَاحِ وَالسَّحَابِ الْمُسَخَّرِ بَيْنَ السَّمَاءِ وَالْأَرْضِ لَآيَاتٍ لِقَوْمٍ يَعْقِلُونَ}}<ref>«و در آن کشتی  که برای سود رساندن به مردم در دریا روان است و در آبی که خداوند از آسمان فرو می‌بارد و زمین را پس از مردن، بدان زنده می‌دارد و بر آن هرگونه جنبنده‌ای را می‌پراکند و در گرداندن بادها و ابر فرمانبردار میان آسمان و زمین، برای گروهی که خرد می‌ورزند نشانه‌هاست» سوره بقره، آیه ۱۶۴.</ref>، بیم‌آور و امیدبخش نمایاندن برق: {{متن قرآن|وَمِنْ آيَاتِهِ يُرِيكُمُ الْبَرْقَ خَوْفًا وَطَمَعًا إِنَّ فِي ذَلِكَ لَآيَاتٍ لِقَوْمٍ يَعْقِلُونَ}}<ref>«و از نشانه‌های او این است که برق  را برای بیم و امید نشانتان می‌دهد بی‌گمان در این، نشانه‌هایی است برای گروهی که خرد می‌ورزند» سوره روم، آیه ۲۴.</ref> و زنده ساختن برخی از مردگان در [[دنیا]]: {{متن قرآن|كَذَلِكَ يُحْيِي اللَّهُ الْمَوْتَى وَيُرِيكُمْ آيَاتِهِ لَعَلَّكُمْ تَعْقِلُونَ}}<ref>«این چنین خداوند مردگان را زنده می‌کند و نشانه‌های خود را به شما نشان می‌دهد، باشد که خرد ورزید» سوره بقره، آیه ۷۳.</ref>؛ نیز {{متن قرآن|أَوْ كَالَّذِي مَرَّ عَلَى قَرْيَةٍ وَهِيَ خَاوِيَةٌ عَلَى عُرُوشِهَا قَالَ أَنَّى يُحْيِي هَذِهِ اللَّهُ بَعْدَ مَوْتِهَا فَأَمَاتَهُ اللَّهُ مِائَةَ عَامٍ ثُمَّ بَعَثَهُ }}<ref>«یا همچون (داستان) آن کس که بر (خرابه‌های) شهری (با خانه‌هایی) فرو ریخته گذشت. گفت: چگونه خداوند (مردم) این (شهر) را پس از مرگ آن(ها) زنده می‌گرداند؟ و خداوند همو را صد سال میراند و سپس (دوباره به جهان) باز آورد»؛ سوره بقره، آیه ۲۵۹.</ref>.
*[[قرآن کریم]] [[انسان‌ها]] را از [[تفکر]] در [[ذات الهی]] برحذر داشته است: {{متن قرآن|وَيُحَذِّرُكُمُ اللَّهُ نَفْسَهُ}}<ref>«و خداوند، شما را از خویش پروا می‌دهد» سوره آل عمران، آیه ۲۸، ۳۰.</ref><ref>شرح فصوص الحکم، ص۱۷.</ref>، زیرا مخلوقات نمی‌توانند به وی [[احاطه علمی]] پیدا کنند: {{متن قرآن|وَلَا يُحِيطُونَ بِهِ عِلْمًا}}<ref>«و آنان بر او در دانش احاطه ندارند» سوره طه، آیه ۱۱۰.</ref>؛ اما درباره [[تفکر]] در صفات و اسما و [[افعال]] [[خدا]] چنین منعی نیست، بلکه در [[آیات]] بسیاری به آن [[تشویق]] شده است<ref>المیزان، ج۴، ص۹۰.</ref>. به گفته برخی، در طریق [[معنوی]] [[تفکر]]، [[حجاب]] است و [[خداوند]] جلی‌تر از آن است که [[عقل]] با [[تفکر]] و نظر او را بشناسد و بر [[عاقل]] است که [[قلب]] خود را از [[تفکر]] تهی سازد و آن گاه که می‌‌خواهد [[خدا]] را بشناسد باید از راه مشاهده باشد<ref>جامع الاسرار، ص۲۸۸، ۴۹۰-۴۹۱.</ref><ref>[[تفکر (مقاله)|تفکر]]، [[دائرة المعارف قرآن کریم (کتاب)|دائره المعارف قرآن کریم]]، ج۸.</ref>.
*[[قرآن کریم]] [[انسان‌ها]] را از [[تفکر]] در [[ذات الهی]] برحذر داشته است: {{متن قرآن|وَيُحَذِّرُكُمُ اللَّهُ نَفْسَهُ}}<ref>«و خداوند، شما را از خویش پروا می‌دهد» سوره آل عمران، آیه ۲۸، ۳۰.</ref><ref>شرح فصوص الحکم، ص۱۷.</ref>، زیرا مخلوقات نمی‌توانند به وی [[احاطه علمی]] پیدا کنند: {{متن قرآن|وَلَا يُحِيطُونَ بِهِ عِلْمًا}}<ref>«و آنان بر او در دانش احاطه ندارند» سوره طه، آیه ۱۱۰.</ref>؛ اما درباره [[تفکر]] در صفات و اسما و [[افعال]] [[خدا]] چنین منعی نیست، بلکه در [[آیات]] بسیاری به آن [[تشویق]] شده است<ref>المیزان، ج۴، ص۹۰.</ref>. به گفته برخی، در طریق [[معنوی]] [[تفکر]]، [[حجاب]] است و [[خداوند]] جلی‌تر از آن است که [[عقل]] با [[تفکر]] و نظر او را بشناسد و بر [[عاقل]] است که [[قلب]] خود را از [[تفکر]] تهی سازد و آن گاه که می‌‌خواهد [[خدا]] را بشناسد باید از راه مشاهده باشد<ref>جامع الاسرار، ص۲۸۸، ۴۹۰-۴۹۱.</ref><ref>[[تفکر (مقاله)|تفکر]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۸ (کتاب)|دائره المعارف قرآن کریم]]، ج۸.</ref>.


==[[آثار تفکر]]==
==[[آثار تفکر]]==
خط ۴۳: خط ۴۳:
*برخی [[آثار تفکر]] که از [[آیات قرآن]] استفاده می‌‌شوند عبارت‌اند از راهیابی [[انسان]] به [[توحید]] در [[پرستش]]: {{متن قرآن|قَالَ أَفَتَعْبُدُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ مَا لَا يَنْفَعُكُمْ شَيْئًا وَلَا يَضُرُّكُمْ * أُفٍّ لَكُمْ وَلِمَا تَعْبُدُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ أَفَلَا تَعْقِلُونَ}}<ref>«گفت: آیا به جای خداوند چیزی را می‌پرستید که برای شما هیچ سودی و زیانی ندارد؟ * ننگ بر شما و بر آنچه به جای خداوند می‌پرستید، آیا خرد نمی‌ورزید؟» سوره انبیاء، آیه ۶۶-۶۷.</ref>، [[شناخت پیامبر]] [[اسلام]]{{صل}} و بیم‌دهی [[آشکار]] وی: {{متن قرآن|أَوَلَمْ يَتَفَكَّرُوا مَا بِصَاحِبِهِمْ مِنْ جِنَّةٍ إِنْ هُوَ إِلَّا نَذِيرٌ مُبِينٌ}}<ref>«آیا نیندیشیده‌اند (تا بدانند) که همنشین آنان به هیچ روی دیوانگی ندارد او جز بیم‌دهنده‌ای آشکار نیست» سوره اعراف، آیه ۱۸۴.</ref>؛ نیز {{متن قرآن|ثُمَّ تَتَفَكَّرُوا مَا بِصَاحِبِكُمْ مِنْ جِنَّةٍ إِنْ هُوَ إِلَّا نَذِيرٌ}} <ref>«سپس بیندیشید، در همنشین شما  دیوانگی نیست؛ او برای شما جز بیم‌دهنده‌ای پیش از (رسیدن) عذابی سخت نیست» سوره سبأ، آیه ۴۶.</ref>، توجه کردن به [[آخرت]] و [[دنیا]] را مایه سرگرمی دانستن: {{متن قرآن|وَمَا الْحَيَاةُ الدُّنْيَا إِلَّا لَعِبٌ وَلَهْوٌ وَلَلدَّارُ الْآخِرَةُ خَيْرٌ لِلَّذِينَ يَتَّقُونَ أَفَلَا تَعْقِلُونَ}}<ref>«و زندگی دنیا جز بازیچه و سرگرمی نیست و بی‌گمان برای کسانی که پرهیزگاری می‌ورزند سرای واپسین نیکوتر است؛ آیا نمی‌اندیشید؟» سوره انعام، آیه ۳۲.</ref>؛ نیز {{متن قرآن|وَالدَّارُ الْآخِرَةُ خَيْرٌ لِلَّذِينَ يَتَّقُونَ أَفَلَا تَعْقِلُونَ}} <ref>«و سرای واپسین برای آنان که پرهیزگاری می‌ورزند بهتر است؛ آیا خرد نمی‌ورزید؟» سوره اعراف، آیه ۱۶۹.</ref>؛ {{متن قرآن|وَلَدَارُ الْآخِرَةِ خَيْرٌ لِلَّذِينَ اتَّقَوْا أَفَلَا تَعْقِلُونَ}} <ref>«و به راستی سرای واپسین برای پرهیزگاران بهتر است؛ آیا خرد نمی‌ورزید؟» سوره یوسف، آیه ۱۰۹.</ref> و توجه به [[بیهوده]] نبودن [[خلقت]]<ref>{{متن قرآن|وَيَتَفَكَّرُونَ فِي خَلْقِ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ رَبَّنَا مَا خَلَقْتَ هَذَا بَاطِلًا}} «و در آفرینش آسمان‌ها و زمین می‌اندیشند: پروردگارا! این(ها) را بیهوده نیافریده‌ای» سوره آل عمران، آیه ۱۹۱.</ref>، زیرا با ملاحظه اینکه هر موجود کوچکی از این [[جهان]] بزرگ هدفی دارد نمی‌توان [[باور]] کرد که مجموعه [[جهان]] [[بی‌هدف]] باشد<ref>نمونه، ج۳، ص۲۴۶.</ref>، بر همین اساس [[مؤمنان]] بعد از [[تدبر]] و [[تفکر در آیات الهی]]، به [[خداوند]] رو کرده و به [[حکمت]] او در [[آفرینش]] موجودات پی می‌‌برند<ref>المنیر، ج۴، ص۲۰۷.</ref>.
*برخی [[آثار تفکر]] که از [[آیات قرآن]] استفاده می‌‌شوند عبارت‌اند از راهیابی [[انسان]] به [[توحید]] در [[پرستش]]: {{متن قرآن|قَالَ أَفَتَعْبُدُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ مَا لَا يَنْفَعُكُمْ شَيْئًا وَلَا يَضُرُّكُمْ * أُفٍّ لَكُمْ وَلِمَا تَعْبُدُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ أَفَلَا تَعْقِلُونَ}}<ref>«گفت: آیا به جای خداوند چیزی را می‌پرستید که برای شما هیچ سودی و زیانی ندارد؟ * ننگ بر شما و بر آنچه به جای خداوند می‌پرستید، آیا خرد نمی‌ورزید؟» سوره انبیاء، آیه ۶۶-۶۷.</ref>، [[شناخت پیامبر]] [[اسلام]]{{صل}} و بیم‌دهی [[آشکار]] وی: {{متن قرآن|أَوَلَمْ يَتَفَكَّرُوا مَا بِصَاحِبِهِمْ مِنْ جِنَّةٍ إِنْ هُوَ إِلَّا نَذِيرٌ مُبِينٌ}}<ref>«آیا نیندیشیده‌اند (تا بدانند) که همنشین آنان به هیچ روی دیوانگی ندارد او جز بیم‌دهنده‌ای آشکار نیست» سوره اعراف، آیه ۱۸۴.</ref>؛ نیز {{متن قرآن|ثُمَّ تَتَفَكَّرُوا مَا بِصَاحِبِكُمْ مِنْ جِنَّةٍ إِنْ هُوَ إِلَّا نَذِيرٌ}} <ref>«سپس بیندیشید، در همنشین شما  دیوانگی نیست؛ او برای شما جز بیم‌دهنده‌ای پیش از (رسیدن) عذابی سخت نیست» سوره سبأ، آیه ۴۶.</ref>، توجه کردن به [[آخرت]] و [[دنیا]] را مایه سرگرمی دانستن: {{متن قرآن|وَمَا الْحَيَاةُ الدُّنْيَا إِلَّا لَعِبٌ وَلَهْوٌ وَلَلدَّارُ الْآخِرَةُ خَيْرٌ لِلَّذِينَ يَتَّقُونَ أَفَلَا تَعْقِلُونَ}}<ref>«و زندگی دنیا جز بازیچه و سرگرمی نیست و بی‌گمان برای کسانی که پرهیزگاری می‌ورزند سرای واپسین نیکوتر است؛ آیا نمی‌اندیشید؟» سوره انعام، آیه ۳۲.</ref>؛ نیز {{متن قرآن|وَالدَّارُ الْآخِرَةُ خَيْرٌ لِلَّذِينَ يَتَّقُونَ أَفَلَا تَعْقِلُونَ}} <ref>«و سرای واپسین برای آنان که پرهیزگاری می‌ورزند بهتر است؛ آیا خرد نمی‌ورزید؟» سوره اعراف، آیه ۱۶۹.</ref>؛ {{متن قرآن|وَلَدَارُ الْآخِرَةِ خَيْرٌ لِلَّذِينَ اتَّقَوْا أَفَلَا تَعْقِلُونَ}} <ref>«و به راستی سرای واپسین برای پرهیزگاران بهتر است؛ آیا خرد نمی‌ورزید؟» سوره یوسف، آیه ۱۰۹.</ref> و توجه به [[بیهوده]] نبودن [[خلقت]]<ref>{{متن قرآن|وَيَتَفَكَّرُونَ فِي خَلْقِ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ رَبَّنَا مَا خَلَقْتَ هَذَا بَاطِلًا}} «و در آفرینش آسمان‌ها و زمین می‌اندیشند: پروردگارا! این(ها) را بیهوده نیافریده‌ای» سوره آل عمران، آیه ۱۹۱.</ref>، زیرا با ملاحظه اینکه هر موجود کوچکی از این [[جهان]] بزرگ هدفی دارد نمی‌توان [[باور]] کرد که مجموعه [[جهان]] [[بی‌هدف]] باشد<ref>نمونه، ج۳، ص۲۴۶.</ref>، بر همین اساس [[مؤمنان]] بعد از [[تدبر]] و [[تفکر در آیات الهی]]، به [[خداوند]] رو کرده و به [[حکمت]] او در [[آفرینش]] موجودات پی می‌‌برند<ref>المنیر، ج۴، ص۲۰۷.</ref>.
*در [[روایات]] نیز [[تفکر]]، [[دلیل]] [[عاقل]]<ref>بحارالانوار، ج۱، ص۱۳۶.</ref>، [[بهترین عبادت]]<ref>بحارالانوار، ج۲، ص۲۲.</ref>، [[حیات]] [[قلب]] [[بصیر]]<ref>بحارالانوار، ج۷۵، ص۱۱۲.</ref>، آینه دیدن [[بدی‌ها]] و [[خوبی‌ها]]<ref>بحارالانوار، ج۷۲، ص۶۷.</ref>، دعوت‌کننده به [[نیکی]] و عمل به آن<ref>بحارالانوار، ج۶۸، ص۳۲۲، ۳۲۸.</ref>، مایه [[عبرت]]<ref>غررالحکم، ج۱، ص۳۱۸، کلمه ۱۱۲.</ref> و مایه [[بصیرت]]<ref>غررالحکم، ج۱، ص۳۱۸، کلمه ۱۱۲.</ref> معرفی شده است.
*در [[روایات]] نیز [[تفکر]]، [[دلیل]] [[عاقل]]<ref>بحارالانوار، ج۱، ص۱۳۶.</ref>، [[بهترین عبادت]]<ref>بحارالانوار، ج۲، ص۲۲.</ref>، [[حیات]] [[قلب]] [[بصیر]]<ref>بحارالانوار، ج۷۵، ص۱۱۲.</ref>، آینه دیدن [[بدی‌ها]] و [[خوبی‌ها]]<ref>بحارالانوار، ج۷۲، ص۶۷.</ref>، دعوت‌کننده به [[نیکی]] و عمل به آن<ref>بحارالانوار، ج۶۸، ص۳۲۲، ۳۲۸.</ref>، مایه [[عبرت]]<ref>غررالحکم، ج۱، ص۳۱۸، کلمه ۱۱۲.</ref> و مایه [[بصیرت]]<ref>غررالحکم، ج۱، ص۳۱۸، کلمه ۱۱۲.</ref> معرفی شده است.
*[[تفکر]] نکردن نیز پیامدهایی دارد که در پاره‌ای [[آیات]] به برخی از آنها اشاره شده است؛ مانند افترا زدن و [[دروغ]] بستن به [[خدا]]: {{متن قرآن|وَلَكِنَّ الَّذِينَ كَفَرُوا يَفْتَرُونَ عَلَى اللَّهِ الْكَذِبَ وَأَكْثَرُهُمْ لَا يَعْقِلُونَ}}<ref>«اما کافران بر خداوند دروغ می‌بافند و بیشتر آنان خرد نمی‌ورزند» سوره مائده، آیه ۱۰۳.</ref>، بی‌ادبی به ساحت [[پیامبر]]{{صل}}: {{متن قرآن|إِنَّ الَّذِينَ يُنَادُونَكَ مِنْ وَرَاءِ الْحُجُرَاتِ أَكْثَرُهُمْ لَا يَعْقِلُونَ}}<ref>«به راستی آنان که تو را از پشت (در) اتاق‌ها  صدا می‌زنند، بیشترشان خرد نمی‌ورزند» سوره حجرات، آیه ۴.</ref>، به مسخره و بازی گرفتن [[نماز]] هنگام فراخوانی به آن: {{متن قرآن|وَإِذَا نَادَيْتُمْ إِلَى الصَّلَاةِ اتَّخَذُوهَا هُزُوًا وَلَعِبًا ذَلِكَ بِأَنَّهُمْ قَوْمٌ لَا يَعْقِلُونَ}}<ref>«و چون به نماز بانگ برآورید آن را به ریشخند و بازی می‌گیرند؛ این از آن روست که آنان گروهی هستند که خرد نمی‌ورزند» سوره مائده، آیه ۵۸.</ref> و [[اختلاف]] و [[تفرقه]]: {{متن قرآن|لَا يُقَاتِلُونَكُمْ جَمِيعًا إِلَّا فِي قُرًى مُحَصَّنَةٍ أَوْ مِنْ وَرَاءِ جُدُرٍ بَأْسُهُمْ بَيْنَهُمْ شَدِيدٌ تَحْسَبُهُمْ جَمِيعًا وَقُلُوبُهُمْ شَتَّى ذَلِكَ بِأَنَّهُمْ قَوْمٌ لَا يَعْقِلُونَ}}<ref>«همگی با شما جنگ نمی‌کنند جز در آبادی‌هایی که بارو دارد یا از پس دیوارها (ی دژ)، جنگشان  میان خودشان سخت است؛ تو آنان را همراه هم می‌یابی اما دل‌هاشان از هم جداست و این بدان روست که گروهی نابخردند» سوره حشر، آیه ۱۴.</ref><ref>[[تفکر (مقاله)|تفکر]]، [[دائرة المعارف قرآن کریم (کتاب)|دائره المعارف قرآن کریم]]، ج۸</ref>.
*[[تفکر]] نکردن نیز پیامدهایی دارد که در پاره‌ای [[آیات]] به برخی از آنها اشاره شده است؛ مانند افترا زدن و [[دروغ]] بستن به [[خدا]]: {{متن قرآن|وَلَكِنَّ الَّذِينَ كَفَرُوا يَفْتَرُونَ عَلَى اللَّهِ الْكَذِبَ وَأَكْثَرُهُمْ لَا يَعْقِلُونَ}}<ref>«اما کافران بر خداوند دروغ می‌بافند و بیشتر آنان خرد نمی‌ورزند» سوره مائده، آیه ۱۰۳.</ref>، بی‌ادبی به ساحت [[پیامبر]]{{صل}}: {{متن قرآن|إِنَّ الَّذِينَ يُنَادُونَكَ مِنْ وَرَاءِ الْحُجُرَاتِ أَكْثَرُهُمْ لَا يَعْقِلُونَ}}<ref>«به راستی آنان که تو را از پشت (در) اتاق‌ها  صدا می‌زنند، بیشترشان خرد نمی‌ورزند» سوره حجرات، آیه ۴.</ref>، به مسخره و بازی گرفتن [[نماز]] هنگام فراخوانی به آن: {{متن قرآن|وَإِذَا نَادَيْتُمْ إِلَى الصَّلَاةِ اتَّخَذُوهَا هُزُوًا وَلَعِبًا ذَلِكَ بِأَنَّهُمْ قَوْمٌ لَا يَعْقِلُونَ}}<ref>«و چون به نماز بانگ برآورید آن را به ریشخند و بازی می‌گیرند؛ این از آن روست که آنان گروهی هستند که خرد نمی‌ورزند» سوره مائده، آیه ۵۸.</ref> و [[اختلاف]] و [[تفرقه]]: {{متن قرآن|لَا يُقَاتِلُونَكُمْ جَمِيعًا إِلَّا فِي قُرًى مُحَصَّنَةٍ أَوْ مِنْ وَرَاءِ جُدُرٍ بَأْسُهُمْ بَيْنَهُمْ شَدِيدٌ تَحْسَبُهُمْ جَمِيعًا وَقُلُوبُهُمْ شَتَّى ذَلِكَ بِأَنَّهُمْ قَوْمٌ لَا يَعْقِلُونَ}}<ref>«همگی با شما جنگ نمی‌کنند جز در آبادی‌هایی که بارو دارد یا از پس دیوارها (ی دژ)، جنگشان  میان خودشان سخت است؛ تو آنان را همراه هم می‌یابی اما دل‌هاشان از هم جداست و این بدان روست که گروهی نابخردند» سوره حشر، آیه ۱۴.</ref><ref>[[تفکر (مقاله)|تفکر]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۸ (کتاب)|دائره المعارف قرآن کریم]]، ج۸</ref>.


==[[تفکّر]] در آفاق و انفس==
==[[تفکّر]] در آفاق و انفس==
۱۱۵٬۳۵۵

ویرایش