جز
جایگزینی متن - 'یزید بن ابیسفیان' به 'یزید بن ابیسفیان'
جز (جایگزینی متن - 'یزید بن ابیسفیان' به 'یزید بن ابیسفیان') |
|||
| خط ۱۰: | خط ۱۰: | ||
*[[پیامبر اکرم]] {{صل}} که بر مبنای [[علم الهی]] از شخصیت و اهداف او [[آگاه]] بود، در فرازهایی از گفتار خویش به معرفی و تشریح شخصیت او پرداخته است. از جمله فرمود وقتی او را دیدید که بر [[منبر]] [[خطبه]] میخواند، گردنش را بزنید. نیز هنگامیکه او را به همراه [[عمروعاص]] مشاهده کرد، فرمود که این دو هرگز برای خیر و [[صلاح]] با هم جمع نمیشوند. | *[[پیامبر اکرم]] {{صل}} که بر مبنای [[علم الهی]] از شخصیت و اهداف او [[آگاه]] بود، در فرازهایی از گفتار خویش به معرفی و تشریح شخصیت او پرداخته است. از جمله فرمود وقتی او را دیدید که بر [[منبر]] [[خطبه]] میخواند، گردنش را بزنید. نیز هنگامیکه او را به همراه [[عمروعاص]] مشاهده کرد، فرمود که این دو هرگز برای خیر و [[صلاح]] با هم جمع نمیشوند. | ||
==[[معاویه]] در [[دوران خلفا]]== | ==[[معاویه]] در [[دوران خلفا]]== | ||
*پس از [[رحلت پیامبر اکرم]] {{صل}} و [[ماجرای سقیفه]]، [[ابوسفیان]] به دستگاه [[خلافت]] متمایل شد. دستگاه [[خلافت]] که از [[قدرت]] و نفوذ او [[آگاهی]] داشتند، برای دفع شر او، صدقاتی که در [[دوران پیامبر]] گرد آورده بود، به او بازگرداندند. از اینرو او به [[همکاری]] با دستگاه [[خلافت]] [[راضی]] شد. [[خلیفه اول]] [[فرزند]] ارشد او، [[یزید | *پس از [[رحلت پیامبر اکرم]] {{صل}} و [[ماجرای سقیفه]]، [[ابوسفیان]] به دستگاه [[خلافت]] متمایل شد. دستگاه [[خلافت]] که از [[قدرت]] و نفوذ او [[آگاهی]] داشتند، برای دفع شر او، صدقاتی که در [[دوران پیامبر]] گرد آورده بود، به او بازگرداندند. از اینرو او به [[همکاری]] با دستگاه [[خلافت]] [[راضی]] شد. [[خلیفه اول]] [[فرزند]] ارشد او، [[یزید بن ابیسفیان]] را به [[ولایت]] [[دمشق]] [[منصوب]] کرد. بدینسان بنیاد [[خلافت امویان]] بهدست [[خلیفه اول]] پیریزی شد. در زمان [[خلیفه دوم]] [[یزید بن ابیسفیان]] درگذشت. [[خلیفه]] بنا بهپیشنهاد [[یزید]]، [[معاویه]] را به [[جانشینی]] او برگزید. [[معاویه]] بر [[شام]] تسلط یافت و با استفاده از سه عامل [[زر و زور]] [[تزویر]]، [[حکومت]] خود را در [[شام]] تثبیت کرد. در این دوران تمام نواحی [[شام]] زیرنظر [[حکومت]] او قرار گرفت. دوران [[خلیفه سوم]]، بهدلیل [[خویشاوندی]] [[خلیفه]] با [[امویان]]، دوران طلایی [[حکومت]] [[معاویه]] بهحساب میآید. در این دوره افزون بر [[دمشق]]، سایر ولایات [[شامات]]، شامل [[سوریه]]، [[فلسطین]]، [[اردن]] و لبنان امروزی در قلمرو حکومتی [[معاویه]] قرار گرفت. او در زمان [[عثمان]]، [[اختیار]] تام یافت. در سایه نیروی [[نظامی]] و برخورداری از درآمدهایی که در اثر [[جنگها]] و [[غنایم]] بهدست آمده بود، [[معاویه]] [[حکومت]] خود را استحکام بخشید. با وجود حمایتهایی که [[خلیفه سوم]] نسبت به او داشت، اما هنگام محاصره خانه او، در حالیکه از [[معاویه]] درخواست کمک کرده بود، از [[حمایت]] و کمک به او خودداری کرد، زیرا کشته شدن [[خلیفه]] را گامی در جهت وصول به آرزوی دیرین خود، یعنی [[خلافت]]، میدانست. پس از [[قتل عثمان]]، همسرش پیراهن خونی او را برای [[معاویه]] فرستاد تا بدین وسیله انگیزه وی در [[فریب]] و تحمیق [[مردم]] شامل جامه عمل بپوشد. [[امام علی]] {{ع}} در نامهای خطاب به او مینویسد که به [[خدا]] قسم [[عثمان]] را کسی جز تو نکشت. نیز در فرازی دیگر مینویسد زمانی به [[یاری]] او میشتافتی که به [[نعمت]] باشد و زمانی او را [[خوار]] میکردی که باز به نفعت باشد. | ||
==[[معاویه]] در [[دوران امام علی]] {{ع}}== | ==[[معاویه]] در [[دوران امام علی]] {{ع}}== | ||