←عقل و دین در اندیشه غربیان
| خط ۵۵: | خط ۵۵: | ||
===[[عقل]] و دین در [[اندیشه]] غربیان=== | ===[[عقل]] و دین در [[اندیشه]] غربیان=== | ||
*در فضای مفهومشناسی، | *در فضای مفهومشناسی، عقلگرایی در دنیای [[غرب]]، با توجه به ورود آن به حوزههای مختلف، سه [[هویت]] معنایی را پشت سر گذاشته که عبارتند از: عقلگرایی [[فلسفی]]، عقلگرایی [[کلامی]] و عقلگرایی عصر روشنگری. | ||
*عقل]گرایی [[فلسفی]]، در برابر اصطلاح تجربهگرایی قرار دارد؛ یعنی [[عقل]] برخلاف تجربه، میتواند نظامهای نظری و [[فلسفی]] را بنیان کند<ref>کاپلستون، تاریخ فلسفه، از دکارت تا لایب نیتس، ج۴، ص۲۸ بعد.</ref>. | *عقل]گرایی [[فلسفی]]، در برابر اصطلاح تجربهگرایی قرار دارد؛ یعنی [[عقل]] برخلاف تجربه، میتواند نظامهای نظری و [[فلسفی]] را بنیان کند<ref>کاپلستون، تاریخ فلسفه، از دکارت تا لایب نیتس، ج۴، ص۲۸ بعد.</ref>. | ||
* | *عقلگرایی [[کلامی]] در برابر ایمانگرایی قرار دارد و گرایشی است که اثبات حقایق [[دینی]] به وسیله [[براهین]] [[عقلی]] تأکید دارد<ref>پترسون و دیگران، [[عقل]] و اعتقاد دینی، ص۹۶ - ۸۵.</ref>. کارکرد سوم آن، ویژه عصر [[خرد]] و روشنگری است که از نظر آنان، [[عقل]] در برابر [[تفکر]] سنتی [[کلیسا]]، [[جمودگرایی]] و خرافهپرستی قرار میگیرد و به نحوی [[عقل]] در همه حوزههای [[زندگی دنیوی]] [[بشر]]، اعم از [[علم]]، دین و [[اخلاق]] و غیر آن [[مرجع]] و منبع تصمیمگیری و جهتدهی است سر. | ||
*از آنجا که تطور معنایی [[عقل]] در اروپا از دیرباز تاکنون، داستان مفصل و بغرنجی را پشت گذرانده است، تقسیم مذکور را میتوان بیان دیگر و کاملتری دانست: در قرون وسطی و [[عهد]] [[قدرت]] [[کلیسا]]، میان [[عقل]] و گزارههای [[الهی]] تعارضی به چشم نمیخورد. | *از آنجا که تطور معنایی [[عقل]] در اروپا از دیرباز تاکنون، داستان مفصل و بغرنجی را پشت گذرانده است، تقسیم مذکور را میتوان بیان دیگر و کاملتری دانست: در قرون وسطی و [[عهد]] [[قدرت]] [[کلیسا]]، میان [[عقل]] و گزارههای [[الهی]] تعارضی به چشم نمیخورد. عقلگرایی در قرن شانزدهم و هفدهم در برابر تجربهگرایی و مدافع جدی دین بود. نمونه روشن آن، عقلگرایی دکارتی است که مفهوم [[خدا]] را از مفاهیم [[فطری]] برشمرد و برخی دیگر، مانند مالبرانش و لایبنیتس با دلائل [[عقلی]] به اثبات [[خدا]] پرداختند. | ||
*رویکرد | *رویکرد عقلگرایی [[کلامی]] نیز از دو قالب حداکثری و انتقادی بیرون نبوده و در آثار [[دانشمندان]] دورههای مختلف [[غرب]] قابل بررسی است<ref>[[مسلم محمدی|محمدی، مسلم]]، [[فرهنگ اصطلاحات علم کلام (کتاب)|فرهنگ اصطلاحات علم کلام]]، ص ۲۳۷.</ref>. | ||
*اما اوج قدرتنمایی [[عقل]] و به زیر کشیدن قامت دین در قرن هجدهم (که آن را عصر [[عقل]] و روشنگری مینامند) و نوزدهم شکل میگیرد؛ زمانی که هیوم، با رویکرد نفی رابطه [[علی]] و معلولی، [[دفاع]] [[عقلانی]] از دین را محکوم میکند. همچنین کانت هر چند که [[عقل]] نظری را [[ناتوان]] میانگارد، لازمه آن، [[خدمت]] به [[فهم]] گزارههای [[دینی]] نبود؛ بلکه عملاً [[پلورالیسم]] [[فکری]] و معرفتی را در این مسیر پیریزی مینماید، که لازمه هر دو [[تفکر]] تجربهگرایی و پدیدارگرایی، حذف دین از [[زندگی]] عمومی [[بشر]] در دوران مدرنیته شد<ref>جهت مطالعه بیشتر دو تفکر مذکور، بنگرید به: نگارنده، مکتبهای نسبیگرایی اخلاقی، فصلهای مربوط به هیوم و کانت.</ref>؛ تا جایی که [[عقل]] در این دوره [[حاکمیت]] بیچون و چرا یافت و [[حس]] تنفر از دین وحیانی رواج یافت و دین طبیعی و دئیزم جایگزین دین آسمانی و [[الهی]] شد<ref>بنگرید به: باربور، علم و دین، ص۸۰ - ۷۱.</ref>. و [[عقل]] نه تنها در حوزه دین، بلکه در همه امور طبیعی و ماورای طبیعی فصلالخطاب شد و نقش محوری یافت<ref>[[مسلم محمدی|محمدی، مسلم]]، [[فرهنگ اصطلاحات علم کلام (کتاب)|فرهنگ اصطلاحات علم کلام]]، ص ۲۳۸.</ref> | *اما اوج قدرتنمایی [[عقل]] و به زیر کشیدن قامت دین در قرن هجدهم (که آن را عصر [[عقل]] و روشنگری مینامند) و نوزدهم شکل میگیرد؛ زمانی که هیوم، با رویکرد نفی رابطه [[علی]] و معلولی، [[دفاع]] [[عقلانی]] از دین را محکوم میکند. همچنین کانت هر چند که [[عقل]] نظری را [[ناتوان]] میانگارد، لازمه آن، [[خدمت]] به [[فهم]] گزارههای [[دینی]] نبود؛ بلکه عملاً [[پلورالیسم]] [[فکری]] و معرفتی را در این مسیر پیریزی مینماید، که لازمه هر دو [[تفکر]] تجربهگرایی و پدیدارگرایی، حذف دین از [[زندگی]] عمومی [[بشر]] در دوران مدرنیته شد<ref>جهت مطالعه بیشتر دو تفکر مذکور، بنگرید به: نگارنده، مکتبهای نسبیگرایی اخلاقی، فصلهای مربوط به هیوم و کانت.</ref>؛ تا جایی که [[عقل]] در این دوره [[حاکمیت]] بیچون و چرا یافت و [[حس]] تنفر از دین وحیانی رواج یافت و دین طبیعی و دئیزم جایگزین دین آسمانی و [[الهی]] شد<ref>بنگرید به: باربور، علم و دین، ص۸۰ - ۷۱.</ref>. و [[عقل]] نه تنها در حوزه دین، بلکه در همه امور طبیعی و ماورای طبیعی فصلالخطاب شد و نقش محوری یافت<ref>[[مسلم محمدی|محمدی، مسلم]]، [[فرهنگ اصطلاحات علم کلام (کتاب)|فرهنگ اصطلاحات علم کلام]]، ص ۲۳۸.</ref> | ||