پرش به محتوا

مردمان چه مناطقی سفیانی را یاری می‌کنند؟ (پرسش): تفاوت میان نسخه‌ها

جز
جایگزینی متن - 'فرزندان عباس' به 'فرزندان عباس'
جز (جایگزینی متن - 'منتخب الاثر،' به 'منتخب الاثر،')
جز (جایگزینی متن - 'فرزندان عباس' به 'فرزندان عباس')
خط ۱۸: خط ۱۸:
[[پرونده:13681078.jpg|100px|right|بندانگشتی|[[مجتبی تونه‌ای]]]]
[[پرونده:13681078.jpg|100px|right|بندانگشتی|[[مجتبی تونه‌ای]]]]
::::::آقای '''[[مجتبی تونه‌ای]]'''، در کتاب ''«[[موعودنامه (کتاب)|موعودنامه]]»'' در این‌باره گفته است:
::::::آقای '''[[مجتبی تونه‌ای]]'''، در کتاب ''«[[موعودنامه (کتاب)|موعودنامه]]»'' در این‌باره گفته است:
::::::«"[[حرستا]]" نام منطقه‌ای آباد و بزرگ در اطراف [[دمشق]] است. وقتی پرچمی از [[مغرب]] و پرچمی از بحرین و پرچمی از [[شام]] [[اختلاف]] و برخورد می‌کنند، مردی از [[فرزندان]] [[عباس]] [[خروج]] می‌کند. [[اهل شام]] و [[فلسطین]] دچار [[دلهره]] می‌شوند و به سوی سردمداران [[شام]] و [[مصر]] روی می‌آورند و به آنان گفته می‌شود: "بروید و پسر [[فرمانروا]]، یعنی [[سفیانی]] را بخواهید و او را به [[یاری]] بطلبید" آنان [[سفیانی]] را [[دعوت]] می‌کنند و او در "[[حرستا]]" فرود می‌آید و همه دایی‌ها و بستگان [[فکری]] خود را در آن‌جا گرد می‌آورد و در بیابان خشک که منطقه‌ای از [[دمشق]] است، گروه‌های متعدّدی طرفدار دارد که به او می‌پیوندند. [[سفیانی]] [[دعوت]] آنان را [[اجابت]] می‌کند و روز [[جمعه]] به همراه همه آنان در [[دمشق]] به [[مسجد]] می‌رود و برای نخستین بار بر فراز [[منبر]] قرار می‌گیرد و در نخستین [[منبر]] خود، انان را [[دعوت]] به [[جهاد]] می‌کند و آنان نیز با شنیدن سخنانش، با او دست [[بیعت]] می‌دهند که [[دستورات]] او را، خواه مطابق میل باشد یا نباشد، [[نافرمانی]] نکنند<ref>الزام الناصب، ج ۲، ص ۱۸۰؛ [[سید محمد کاظم قزوینی|قزوینی، سید محمد کاظم]]، [[امام مهدی از تولد تا بعد از ظهور (کتاب)|امام مهدی از تولد تا بعد از ظهور]]، ص ۵۳۳.</ref>.
::::::«"[[حرستا]]" نام منطقه‌ای آباد و بزرگ در اطراف [[دمشق]] است. وقتی پرچمی از [[مغرب]] و پرچمی از بحرین و پرچمی از [[شام]] [[اختلاف]] و برخورد می‌کنند، مردی از [[فرزندان عباس]] [[خروج]] می‌کند. [[اهل شام]] و [[فلسطین]] دچار [[دلهره]] می‌شوند و به سوی سردمداران [[شام]] و [[مصر]] روی می‌آورند و به آنان گفته می‌شود: "بروید و پسر [[فرمانروا]]، یعنی [[سفیانی]] را بخواهید و او را به [[یاری]] بطلبید" آنان [[سفیانی]] را [[دعوت]] می‌کنند و او در "[[حرستا]]" فرود می‌آید و همه دایی‌ها و بستگان [[فکری]] خود را در آن‌جا گرد می‌آورد و در بیابان خشک که منطقه‌ای از [[دمشق]] است، گروه‌های متعدّدی طرفدار دارد که به او می‌پیوندند. [[سفیانی]] [[دعوت]] آنان را [[اجابت]] می‌کند و روز [[جمعه]] به همراه همه آنان در [[دمشق]] به [[مسجد]] می‌رود و برای نخستین بار بر فراز [[منبر]] قرار می‌گیرد و در نخستین [[منبر]] خود، انان را [[دعوت]] به [[جهاد]] می‌کند و آنان نیز با شنیدن سخنانش، با او دست [[بیعت]] می‌دهند که [[دستورات]] او را، خواه مطابق میل باشد یا نباشد، [[نافرمانی]] نکنند<ref>الزام الناصب، ج ۲، ص ۱۸۰؛ [[سید محمد کاظم قزوینی|قزوینی، سید محمد کاظم]]، [[امام مهدی از تولد تا بعد از ظهور (کتاب)|امام مهدی از تولد تا بعد از ظهور]]، ص ۵۳۳.</ref>.
::::::برطبق روایتی از [[امیر المؤمنین]] {{ع}}، "[[حرستا]]" در [[زمین]] فرو می‌رود<ref>بحار الانوار، ج ۵۲، ص ۲۱۶؛ غیبة نعمانی، ص ۳۰۵.</ref>».
::::::برطبق روایتی از [[امیر المؤمنین]] {{ع}}، "[[حرستا]]" در [[زمین]] فرو می‌رود<ref>بحار الانوار، ج ۵۲، ص ۲۱۶؛ غیبة نعمانی، ص ۳۰۵.</ref>».
::::::*نام قبیله‌ای در حوالی [[مدینه]] است. از [[پیامبر خاتم|رسول گرامی اسلام]] {{صل}} در مورد [[سپاه]] [[سفیانی]] که [[مدینه]] را خراب کرده، برای مقابله با [[امام مهدی|حضرت مهدی]] {{ع}} رهسپار [[مکه معظمه]] می‌شود [[روایت]] شده است: [[خداوند]] [[جبرئیل]] را می‌فرستد و به او می‌فرماید: برو نابودشان بساز. پس با پای خود بر [[زمین]] می‌زند و [[خداوند]] همه آن‌ها را در کام [[زمین]] فرومی‌برد، جز دو نفر از اهل [[جهینه]]، کسی از آن‌ها زنده نمی‌ماند<ref>روزگار رهایی، ج ۱، ص ۴۶۷.</ref>. در [[روایت]] دیگری آمده است، وقتی [[سپاه سفیانی]] در [[سرزمین بیداء]] [[خسف]] می‌شود، از آن‌ها جز دو نفر -که از [[قبیله]] [[جهینه]] هستند- باقی نمی‌ماند که برای [[مردم]] از داستان [[خسف]] گزارش ببرند؛ یکی از آن‌ها "[[بشیر]]" و دیگری "نذیر" است<ref>[[منتخب الاثر (کتاب)|منتخب الاثر]]، ص ۴۵۶؛ ینابیع الموده، ج ۳، ص ۶۶؛ الزام الناصب، ص ۱۹۰.</ref>. البته در [[حدیث]] دیگری نام آن دو نفر "[[وتر]]" و "وُتَیره" از [[قبیله]] مراد آمده است، که صورت آن‌ها به عقب برگردانده شده، عقب عقب راه می‌روند تا آن‌چه به قوم‌شان آمده، به [[مردم]] خبر دهند<ref>کشف الغمه، ج ۳، ص ۳۲۵؛ الزام الناصب، ص ۲۸ و ۱۷۷؛ بحار الانوار، ج ۵۲، ص ۳۱۶.</ref>»<ref>[[مجتبی تونه‌ای|تونه‌ای، مجتبی]]، [[موعودنامه (کتاب)|موعودنامه]]، ص۲۵۸، ۲۷۵.</ref>.
::::::*نام قبیله‌ای در حوالی [[مدینه]] است. از [[پیامبر خاتم|رسول گرامی اسلام]] {{صل}} در مورد [[سپاه]] [[سفیانی]] که [[مدینه]] را خراب کرده، برای مقابله با [[امام مهدی|حضرت مهدی]] {{ع}} رهسپار [[مکه معظمه]] می‌شود [[روایت]] شده است: [[خداوند]] [[جبرئیل]] را می‌فرستد و به او می‌فرماید: برو نابودشان بساز. پس با پای خود بر [[زمین]] می‌زند و [[خداوند]] همه آن‌ها را در کام [[زمین]] فرومی‌برد، جز دو نفر از اهل [[جهینه]]، کسی از آن‌ها زنده نمی‌ماند<ref>روزگار رهایی، ج ۱، ص ۴۶۷.</ref>. در [[روایت]] دیگری آمده است، وقتی [[سپاه سفیانی]] در [[سرزمین بیداء]] [[خسف]] می‌شود، از آن‌ها جز دو نفر -که از [[قبیله]] [[جهینه]] هستند- باقی نمی‌ماند که برای [[مردم]] از داستان [[خسف]] گزارش ببرند؛ یکی از آن‌ها "[[بشیر]]" و دیگری "نذیر" است<ref>[[منتخب الاثر (کتاب)|منتخب الاثر]]، ص ۴۵۶؛ ینابیع الموده، ج ۳، ص ۶۶؛ الزام الناصب، ص ۱۹۰.</ref>. البته در [[حدیث]] دیگری نام آن دو نفر "[[وتر]]" و "وُتَیره" از [[قبیله]] مراد آمده است، که صورت آن‌ها به عقب برگردانده شده، عقب عقب راه می‌روند تا آن‌چه به قوم‌شان آمده، به [[مردم]] خبر دهند<ref>کشف الغمه، ج ۳، ص ۳۲۵؛ الزام الناصب، ص ۲۸ و ۱۷۷؛ بحار الانوار، ج ۵۲، ص ۳۱۶.</ref>»<ref>[[مجتبی تونه‌ای|تونه‌ای، مجتبی]]، [[موعودنامه (کتاب)|موعودنامه]]، ص۲۵۸، ۲۷۵.</ref>.
۲۲۴٬۸۳۲

ویرایش