ویژگی امام: تفاوت میان نسخه‌ها

۱٬۱۰۳ بایت اضافه‌شده ،  ‏۳ ژوئن ۲۰۲۰
خط ۲۱: خط ۲۱:
*بنابراین از مهم‌ترین ویژگی‌های [[امام]]، [[منصوب]] بودن او از سوی خداست.
*بنابراین از مهم‌ترین ویژگی‌های [[امام]]، [[منصوب]] بودن او از سوی خداست.
*با توجه به اهمیت این ویژگی‌ها، به اختصار درباره هر یک توضیح می‌دهیم:
*با توجه به اهمیت این ویژگی‌ها، به اختصار درباره هر یک توضیح می‌دهیم:
#'''علم:''' [[امام]] که سِمت پیشوایی و رهبری مردم را بر عهده دارد، لازم است دین را در تمام زوایای خود بشناسد و به قوانین آن آگاهی کامل داشته باشد. نیز با دانستن تفسیر آیات [[قرآن]] و احاطه کامل به سنّت [[پیامبر]]{{صل}} به تبیین معارف [[دین]] پرداخته، به همه سؤالات مردم در موضوعات مختلف پاسخ دهد و آن‌ها را به بهترین شیوه، راهنمایی کند. بدیهی است که چنین مرجع علمی‌ای می‌تواند مورد اعتماد و تکیه‌گاه توده‌ها قرار گیرد. چنین پشتوانه علمی‌ای تنها به واسطه اتّصال به علم الهی می‌تواند وجود داشته باشد؛ به همین دلیل، [[شیعه]] معتقد است علم [[امامان]] و جانشینان واقعی [[پیامبر]]{{صل}} برگرفته از علم بی‌کران خدایی است. [[امام علی|امیر المؤمنین]]{{ع}} درباره علامت‌های [[امام]] بر [[حق]] می‌فرماید: "[[امام]]، آگاه‌ترین فرد است به حلال و حرام خدا، و احکام گوناگون، و اوامر و نواهی او و هر چه مردم نیازمند آن هستند.<ref>بحار الانوار، ج ۲۵، ح ۳۲، ص ۱۶۵.</ref>
#'''[[علم]]:''' [[امام]] که سِمت [[پیشوایی]] و [[رهبری]] [[مردم]] را بر عهده دارد، لازم است [[دین]] را در تمام زوایای خود بشناسد و به [[قوانین]] آن [[آگاهی]] کامل داشته باشد. نیز با دانستن [[تفسیر آیات]] [[قرآن]] و احاطه کامل به [[سنّت]] [[پیامبر]]{{صل}} به [[تبیین معارف]] [[دین]] پرداخته، به همه سؤالات [[مردم]] در موضوعات مختلف پاسخ دهد و آنها را به [[بهترین]] [[شیوه]]، [[راهنمایی]] کند. [[بدیهی]] است که چنین [[مرجع]] علمی‌ای می‌تواند مورد [[اعتماد]] و تکیه‌گاه توده‌ها قرار گیرد. چنین پشتوانه علمی‌ای تنها به واسطه اتّصال به [[علم الهی]] می‌تواند وجود داشته باشد؛ به همین [[دلیل]]، [[شیعه]] [[معتقد]] است [[علم]] [[امامان]] و [[جانشینان]] واقعی [[پیامبر]]{{صل}} برگرفته از [[علم بی‌کران]] خدایی است. [[امام علی|امیر المؤمنین]]{{ع}} درباره علامت‌های [[امام]] بر [[حق]] می‌فرماید: "[[امام]]، آگاه‌ترین فرد است به [[حلال و حرام]] [[خدا]]، و [[احکام]] گوناگون، و [[اوامر و نواهی]] او و هر چه [[مردم]] [[نیازمند]] آن هستند.<ref>بحار الانوار، ج ۲۵، ح ۳۲، ص ۱۶۵.</ref>
#'''[[عصمت]]:''' یکی از صفات مهم [[امام]] و شرایط اساسی [[امامت]]، "[[عصمت]]" است و آن، ملکه‌ای است که از علم به حقایق و اراده‌ای قوی به وجود می‌آید. [[امام]] به سبب برخورداری از این دو، از ارتکاب هر گناه و خطایی خودداری می‌کند. هم در شناخت و تبیین معارف دینی و هم در عمل به آن‌ها و هم در تشخیص مصالح و مفاسد جامعه اسلامی، معصوم از لغزش است. برای [[عصمت امام]]، دلائل عقلی و نقلی از [[قرآن]] و روایات، وجود دارد. مهم‌ترین دلیل‌های عقلی عبارتند از:
#'''[[عصمت]]:''' یکی از صفات مهم [[امام]] و شرایط اساسی [[امامت]]، "[[عصمت]]" است و آن، ملکه‌ای است که از [[علم]] به حقایق و اراده‌ای [[قوی]] به وجود می‌آید. [[امام]] به سبب برخورداری از این دو، از ارتکاب هر [[گناه]] و خطایی [[خودداری]] می‌کند. هم در [[شناخت]] و [[تبیین معارف]] [[دینی]] و هم در عمل به آنها و هم در [[تشخیص مصالح]] و [[مفاسد]] [[جامعه اسلامی]]، [[معصوم]] از [[لغزش]] است. برای [[عصمت امام]]، دلائل [[عقلی]] و [[نقلی]] از [[قرآن]] و [[روایات]]، وجود دارد. مهم‌ترین دلیل‌های [[عقلی]] عبارتند از:
##حفظ دین و راه و رسم دینداری، در گروه [[عصمت امام]] است؛ چون [[امام]] مسئولیت حفظ [[دین]] از تحریف و هدایت دینی مردم را بر عهده دارد و نه تنها سخن او، که رفتاراو و تأیید و عدم تأییدش نسبت به عمل دیگران، در رفتار جامعه تأثیر می‌گذارد؛ پس باید در فهم دین و عمل به آن از هر لغزشی محفوظ باشد تا پیروان خود را به گونه صحیح، هدایت کند.
## [[حفظ دین]] و راه و رسم [[دینداری]]، در گروه [[عصمت امام]] است؛ چون [[امام]] [[مسئولیت]] [[حفظ]] [[دین]] از [[تحریف]] و [[هدایت دینی]] [[مردم]] را بر عهده دارد و نه تنها سخن او، که رفتاراو و [[تأیید]] و عدم تأییدش نسبت به عمل دیگران، در [[رفتار]] [[جامعه]] تأثیر می‌گذارد؛ پس باید در [[فهم]] [[دین]] و عمل به آن از هر لغزشی محفوظ باشد تا [[پیروان]] خود را به گونه صحیح، [[هدایت]] کند.
##یکی از دلایل نیاز جامعه به [[امام]]، این است که مردم در شناخت [[دین]] و اجرای آن، مصون از خطا نیستند. حال اگر پیشوای مردم نیز چنین باشد، چگونه می‌تواند مورد اعتماد کامل آن‌ها قرار گیرد؟ به بیان دیگر، اگر [[امام]] نباشد، مردم در پیروی از او و انجام همه دستوراتش، دچار تردید خواهند شد.<ref>به علاوه اگر [[امام]] مصون از خطا نباشد، باید به دنبال [[امام]] دیگری بود تا نیاز مردم را پاسخ دهد و اگر او نیز محفوظ از خطا نباشد، [[امام]] دیگری لازم است و این رشته همچنان تا بی‌نهایت ادامه خواهد یافت و چنین امری از نظر فلسفی، باطل است.</ref> آیاتی از [[قرآن]] نیز بر لزوم [[عصمت امام]] دلالت دارد که یکی از آن‌ها آیۀ ۱۲۴ سوره بقره است. در این آیه شریف آمده است که پس از مقام [[نبوت]]، خداوند مقام والای [[امامت]] را نیز به [[حضرت ابراهیم]]{{ع}} عطا فرمود. آن‌گاه [[حضرت ابراهیم]] از خداوند درخواست کرد که مقام [[امامت]] را در نسل او نیز قرار دهد. خداوند فرمود: "عهد من [امامت] به ستمکاران و ظالمان نمی‌رسد"؛ یعنی منصب [[امامت]]، مخصوص آن دسته از ذرّیه [[حضرت ابراهیم]]{{ع}} است که ظالم نباشند. حال با توجه به اینکه [[قرآن کریم]]، شرک به خدا را ظلم بزرگ دانسته است و هرگونه تجاوز از دستورات الهی را ظلم به نفس برشمرده است، هر کس در برهه‌ای از زندگی خود، مرتکب گناهی شده، مصداق ظالم است و شایسته مقام [[امامت]] نخواهد بود. به بیان دیگر، بدون شک [[حضرت ابراهیم]]{{ع}} "[[امامت]]" را برای آن دسته از ذریّه خود که در تمام عمر گناه کار بوده و یا در آغاز، نیکوکار بوده و سپس بدکار شده‌اند، درخواست نکرده است. بنابراین دو دسته باقی می‌ماند:
##یکی از [[دلایل]] [[نیاز]] [[جامعه]] به [[امام]]، این است که [[مردم]] در [[شناخت]] [[دین]] و اجرای آن، [[مصون از خطا]] نیستند. حال اگر پیشوای [[مردم]] نیز چنین باشد، چگونه می‌تواند مورد [[اعتماد]] کامل آنها قرار گیرد؟ به بیان دیگر، اگر [[امام]] نباشد، [[مردم]] در [[پیروی]] از او و انجام همه دستوراتش، دچار تردید خواهند شد.<ref>به علاوه اگر [[امام]] مصون از خطا نباشد، باید به دنبال [[امام]] دیگری بود تا نیاز مردم را پاسخ دهد و اگر او نیز محفوظ از خطا نباشد، [[امام]] دیگری لازم است و این رشته همچنان تا بی‌نهایت ادامه خواهد یافت و چنین امری از نظر فلسفی، باطل است.</ref> آیاتی از [[قرآن]] نیز بر [[لزوم]] [[عصمت امام]] دلالت دارد که یکی از آنها آیۀ ۱۲۴ [[سوره بقره]] است. در این [[آیه]] [[شریف]] آمده است که پس از [[مقام]] [[نبوت]]، [[خداوند]] [[مقام]] والای [[امامت]] را نیز به [[حضرت ابراهیم]]{{ع}} عطا فرمود. آن‌گاه [[حضرت ابراهیم]] از [[خداوند]] درخواست کرد که [[مقام]] [[امامت]] را در [[نسل]] او نیز قرار دهد. [[خداوند]] فرمود: "[[عهد]] من [[[امامت]]] به [[ستمکاران]] و [[ظالمان]] نمی‌رسد"؛ یعنی [[منصب]] [[امامت]]، مخصوص آن دسته از ذرّیه [[حضرت ابراهیم]]{{ع}} است که [[ظالم]] نباشند. حال با توجه به اینکه [[قرآن کریم]]، [[شرک]] به [[خدا]] را [[ظلم]] بزرگ دانسته است و هرگونه [[تجاوز]] از [[دستورات الهی]] را [[ظلم]] به نفس برشمرده است، هر کس در برهه‌ای از [[زندگی]] خود، مرتکب گناهی شده، مصداق [[ظالم]] است و [[شایسته]] [[مقام]] [[امامت]] نخواهد بود. به بیان دیگر، بدون [[شک]] [[حضرت ابراهیم]]{{ع}} "[[امامت]]" را برای آن دسته از ذریّه خود که در تمام [[عمر]] [[گناه]] کار بوده و یا در آغاز، [[نیکوکار]] بوده و سپس [[بدکار]] شده‌اند، درخواست نکرده است. بنابراین دو دسته باقی می‌ماند:
###آنان که در آغاز، گناه کار بوده‌اند و سپس توبه کرده و نیکوکار شده‌اند.
###آنان که در آغاز، [[گناه]] کار بوده‌اند و سپس [[توبه]] کرده و [[نیکوکار]] شده‌اند.
###آن‌ها که هیچ‌گاه مرتکب گناهی نشده‌اند. خداوند در کلام خود، دسته اول را استثنا کرده است، نتیجه اینکه مقام "[[امامت]]" تنها به دسته دوم اختصاص دارد.<ref>عیون اخبار الرضا، ج ۲، باب فی علامات الامام، ح ۱، ص ۱۹۲.</ref>
###آنها که هیچ‌گاه مرتکب گناهی نشده‌اند. [[خداوند]] در [[کلام]] خود، دسته اول را استثنا کرده است، نتیجه اینکه [[مقام]] "[[امامت]]" تنها به دسته دوم اختصاص دارد.<ref>عیون اخبار الرضا، ج ۲، باب فی علامات الامام، ح ۱، ص ۱۹۲.</ref>
#'''مدیریتِ اجتماعی:''' از آن جا که انسان، موجودی اجتماعی است و اجتماع بر روح و روان و رفتار او تأثیر فراوانی دارد، لازم است برای تربیت صحیح و رشد او به سوی قرب الهی، زمینه‌های اجتماعی مناسب پدید آید و این در سایه تشکیل یک حکومت الهی، ممکن خواهد بود. بنابراین [[امام]] و پیشوای مردم باید توان اداره امور جامعه را دارا باشد و با استفاده از تعالیم [[قرآن]] و سنّت نبوی {{صل}} و بهره‌گیری از عناصر کار آمد، حکومتی اسلامی را پی‌ریزی کند.
#'''مدیریتِ [[اجتماعی]]:''' از آنجا که [[انسان]]، موجودی [[اجتماعی]] است و اجتماع بر [[روح]] و روان و [[رفتار]] او تأثیر فراوانی دارد، لازم است برای [[تربیت]] صحیح و [[رشد]] او به سوی [[قرب الهی]]، زمینه‌های [[اجتماعی]] مناسب پدید آید و این در سایه تشکیل یک [[حکومت الهی]]، ممکن خواهد بود. بنابراین [[امام]] و پیشوای [[مردم]] باید توان [[اداره امور]] [[جامعه]] را دارا باشد و با استفاده از [[تعالیم]] [[قرآن]] و [[سنّت نبوی]]{{صل}} و بهره‌گیری از عناصر کار آمد، [[حکومتی]] [[اسلامی]] را پی‌ریزی کند.
#'''آراستگی به کمالات اخلاقی:''' [[امام]] که پیشوا و راهبر جامعه است باید از همه بدی‌ها و رذائل اخلاقی دور باشد و در مقابل، همه کمالات اخلاقی را در عالی‌ترین حدّ آن دارا باشد؛ زیرا او به عنوان انسان کامل بهترین الگو برای پیروان خود به شمار می‌رود. [[امام رضا]]{{ع}} فرمود: "برای [[امام]] نشانه‌هایی است: او داناترین، ... پرهیزکارترین، بردبارترین، شجاع‌ترین، سخاوتمندترین و عابدترینِ مردم است.<ref>تفسیر المیزان، ذیل آیۀ ۱۲۴ سوره بقره.</ref> به علاوه او در مقام جانشینی [[پیامبر]]{{صل}}، در پی تعلیم و تربیت انسان‌هاست. بنابراین خود باید پیش از همگان و بیشتر از مردمان، به اخلاق الهی آراسته باشد. [[امام علی|امیرالمؤمنین]]{{ع}}می‌فرماید: "کسی که خود را [[امام]] مردم قرار داده است، بر اوست که پیش از تعلیم دیگران به تعلیم خود همّت گمارد، و باید دیگران را به وسیله رفتار خود تربیت کند پیش از آنکه با گفتار تربیت کند.<ref>{{متن حدیث|مَنْ نَصَبَ نَفْسَهُ لِلنَّاسِ إِمَاماً- [فَعَلَيْهِ أَنْ يَبْدَأَ] فَلْيَبْدَأْ بِتَعْلِيمِ نَفْسِهِ قَبْلَ تَعْلِيمِ غَيْرِهِ وَ لْيَكُنْ تَأْدِيبُهُ بِسِيرَتِهِ قَبْلَ تَأْدِيبِهِ بِلِسَانِهِ وَ مُعَلِّمُ نَفْسِهِ وَ مُؤَدِّبُهَا أَحَقُّ بِالْإِجْلَالِ مِنْ مُعَلِّمِ النَّاسِ وَ مُؤَدِّبِهِم}}؛ ‏نهج البلاغه، (فیض الاسلام)، حکمت ۷۰</ref>
#'''[[آراستگی]] به [[کمالات]] [[اخلاقی]]:''' [[امام]] که [[پیشوا]] و [[راهبر]] [[جامعه]] است باید از همه [[بدی‌ها]] و [[رذائل اخلاقی]] دور باشد و در مقابل، همه [[کمالات]] [[اخلاقی]] را در عالی‌ترین حدّ آن دارا باشد؛ زیرا او به عنوان [[انسان کامل]] [[بهترین]] [[الگو]] برای [[پیروان]] خود به شمار می‌رود. [[امام رضا]]{{ع}} فرمود: "برای [[امام]] نشانه‌هایی است: او [[داناترین]]،... [[پرهیزکارترین]]، بردبارترین، شجاع‌ترین، سخاوتمندترین و عابدترینِ [[مردم]] است.<ref>تفسیر المیزان، ذیل آیۀ ۱۲۴ سوره بقره.</ref> به علاوه او در [[مقام]] [[جانشینی]] [[پیامبر]]{{صل}}، در پی [[تعلیم و تربیت]] انسان‌هاست. بنابراین خود باید پیش از همگان و بیشتر از [[مردمان]]، به [[اخلاق الهی]] آراسته باشد. [[امام علی|امیرالمؤمنین]]{{ع}}می‌فرماید: "کسی که خود را [[امام]] [[مردم]] قرار داده است، بر اوست که پیش از [[تعلیم]] دیگران به [[تعلیم]] خود [[همّت]] گمارد، و باید دیگران را به [[وسیله]] [[رفتار]] خود [[تربیت]] کند پیش از آنکه با گفتار [[تربیت]] کند.<ref>{{متن حدیث|مَنْ نَصَبَ نَفْسَهُ لِلنَّاسِ إِمَاماً- [فَعَلَيْهِ أَنْ يَبْدَأَ] فَلْيَبْدَأْ بِتَعْلِيمِ نَفْسِهِ قَبْلَ تَعْلِيمِ غَيْرِهِ وَ لْيَكُنْ تَأْدِيبُهُ بِسِيرَتِهِ قَبْلَ تَأْدِيبِهِ بِلِسَانِهِ وَ مُعَلِّمُ نَفْسِهِ وَ مُؤَدِّبُهَا أَحَقُّ بِالْإِجْلَالِ مِنْ مُعَلِّمِ النَّاسِ وَ مُؤَدِّبِهِم}}؛ ‏نهج البلاغه، (فیض الاسلام)، حکمت ۷۰</ref>
#'''نصب از سوی خدا:''' از دیدگاه شیعه، تعیین [[امام]] و جانشین [[پیامبر]] تنها به دستور خدا و انتخاب او انجام می‌گیرد و [[پیامبر]]، [[امام]] پس از خود را معرفی می‌کند. بنابراین هیچ فرد یا گروهی حق دخالت در این امر را ندارند. ضرورت نصب [[امام]] از سوی خداوند دلیل‌هایی دارد؛ از جمله:
#'''[[نصب]] از سوی [[خدا]]:''' از دیدگاه [[شیعه]]، [[تعیین]] [[امام]] و [[جانشین]] [[پیامبر]] تنها به [[دستور خدا]] و [[انتخاب]] او انجام می‌گیرد و [[پیامبر]]، [[امام]] پس از خود را معرفی می‌کند. بنابراین هیچ فرد یا گروهی [[حق]] دخالت در این امر را ندارند. [[ضرورت نصب]] [[امام]] از سوی [[خداوند]] دلیل‌هایی دارد؛ از جمله:
##به فرموده [[قرآن]]، حاکم مطلق بر همه چیز خداوند است و همه باید تنها از او اطاعت کنند. بدیهی است این حاکمیت می‌تواند از سوی خداوند به هر کسی که شایستگی دارد، داده شود. بنابراین، همان گونه که [[پیامبر]] به وسیله خدا انتخاب می‌شود، [[امام]] نیز به تعیین الهی، بر مردم [[ولایت]] می‌یابد.
##به فرموده [[قرآن]]، [[حاکم]] مطلق بر همه چیز [[خداوند]] است و همه باید تنها از او [[اطاعت]] کنند. [[بدیهی]] است این [[حاکمیت]] می‌تواند از سوی [[خداوند]] به هر کسی که [[شایستگی]] دارد، داده شود. بنابراین، همان گونه که [[پیامبر]] به [[وسیله]] [[خدا]] [[انتخاب]] می‌شود، [[امام]] نیز به [[تعیین]] [[الهی]]، بر [[مردم]] [[ولایت]] می‌یابد.
##پیش از این برای [[امام]]، ویژگی‌هایی را از قبیل [[عصمت]]، علم و... بیان کردیم. روشن است که یافتن و شناختن کسی که دارای این صفات –آن هم در عالی‌ترین درجه- باشد تنها به وسیله خداوندِ دانای به آشکار و نهان، امکان پذیر است. همان گونه که خداوند در [[قرآن کریم]] به ابراهیم می‌فرماید: "من تو را پیشوای مردم قرار دادم".<ref>سوره بقره: ۱۲۴.</ref>. از سیرۀ [[پیامبر خاتم|پیامبر اکرم]] استفاده می‌شود که آن حضرت [[امامت]] را امری الهی دانسته و انتخاب [[امام]] را در اختیار خدا می‌دانست. در سیرۀ [[ابن هشام]] آمده است: "[[بنی عامر بن صعصعه]] خدمت [[پیامبر خاتم|رسول خدا]]{{صل}} رسیدند. حضرت آنان را به سوی خدا دعوت کرد. در این هنگام یک نفر از آن گروه به نام بحیرة بن فراس گفت: اگر با تو بر اسلام بیعت کردیم و خداوند تو را بر مخالفینت غلبه داد، آیا ما در خلافت بعد از تو سهمی داریم؟ [[پیامبر]] فرمود: امر خلافت به دست خداست و هر جا بخواهد، قرار می‌دهد. در این هنگام بحیرة گفت: آیا ما جان خود را برای دفاع از تو بدهیم؛ ولی وقتی خداوند تو را بر دشمنان غلبه داد، خلافت به غیر ما برسد؟ ما احتیاجی به اسلام تو نداریمگ.<ref>سیره ابن هشام، ج ۲، ص ۱۳۲؛ تاریخ طبری، ج ۲، ص ۸۴؛ سیره ابن کثیر، ج ۲، ص ۱۵۸.</ref>
##پیش از این برای [[امام]]، ویژگی‌هایی را از قبیل [[عصمت]]، [[علم]] و... بیان کردیم. روشن است که یافتن و شناختن کسی که دارای این صفات –آن هم در عالی‌ترین [[درجه]]- باشد تنها به [[وسیله]] خداوندِ دانای به [[آشکار]] و [[نهان]]، امکان پذیر است. همان گونه که [[خداوند]] در [[قرآن کریم]] به [[ابراهیم]] می‌فرماید: "من تو را پیشوای [[مردم]] قرار دادم".<ref>سوره بقره: ۱۲۴.</ref>. از سیرۀ [[پیامبر خاتم|پیامبر اکرم]] استفاده می‌شود که آن [[حضرت]] [[امامت]] را امری [[الهی]] دانسته و [[انتخاب]] [[امام]] را در [[اختیار]] [[خدا]] می‌دانست. در سیرۀ [[ابن هشام]] آمده است: "[[بنی عامر بن صعصعه]] [[خدمت]] [[پیامبر خاتم|رسول خدا]]{{صل}} رسیدند. [[حضرت]] آنان را به سوی [[خدا]] [[دعوت]] کرد. در این هنگام یک نفر از آن گروه به نام بحیرة بن فراس گفت: اگر با تو بر [[اسلام]] [[بیعت]] کردیم و [[خداوند]] تو را بر مخالفینت [[غلبه]] داد، آیا ما در [[خلافت]] بعد از تو سهمی داریم؟ [[پیامبر]] فرمود:[[امر]] [[خلافت]] به دست خداست و هر جا بخواهد، قرار می‌دهد. در این هنگام بحیرة گفت: آیا ما [[جان]] خود را برای [[دفاع]] از تو بدهیم؛ ولی وقتی [[خداوند]] تو را بر [[دشمنان]] [[غلبه]] داد، [[خلافت]] به غیر ما برسد؟ ما احتیاجی به [[اسلام]] تو نداریمگ.<ref>سیره ابن هشام، ج ۲، ص ۱۳۲؛ تاریخ طبری، ج ۲، ص ۸۴؛ سیره ابن کثیر، ج ۲، ص ۱۵۸.</ref>
*'''بیانی جامع و زیبا از [[امام رضا]]{{ع}}''' [[امام رضا|حضرت رضا]]{{ع}} درباره مقام و ویژگی‌های [[امام]] را بیاوریم: آن‌ها [که در امر [[امامت]] اختلاف کردند و گمان کردند که [[امامت]]، امری انتخابی است نادانی کردند... مگر مردم، مقام و منزلت [[امامت]] در میان امت را می‌دانند تا روا باشد که به اختیار و انتخاب ایشان واگذار شود؟ همانا [[امامت]]، قدرتش والاتر و شأنش بزرگتر و منزلتش عالی‌تر و مکانش رفیع‌تر و عمیقش ژرف‌تر از آن است که مردم با عقل خود به آن برسند یا با آرای خود، آن را دریابند... همانا [[امامت]]، مقامی است که خدای عزوجل، بعد از رتبه [[نبوت]] و خُلّت <ref>مقام خلیل اللّهی</ref> در مرتبه سوم به [[حصرت ابراهیم]]{{ع}} اختصاص داد... . [[امامت]]، خلافت خدا و خلافت [[رسول خدا]]{{صل}} و مقام [[امام علی|امیرالمؤمنین]]{{ع}} و میراث [[امام حسن|حسن]] و [[امام حسین|حسین]]{{عم}} است. به راستی که [[امامت]]، زمام [[دین]] و مایه نظام مسلمین و صلاح دنیا و عزّت مؤمنان است... . کامل شدن نماز، روزه، حج، جهاد و... نیز حفظ مرزها به سبب [[امام]] و پذیرفتن ولایت است. [[امام]]، حلال خدا را حلال، و حرام او را حرام می‌کند و مطابق حکم واقعی پروردگار، حکم می‌کند. و حدود الهی را به پا می‌دارد و از دین خدا حمایت کرده، با حکمت و موعظه نیکو و دلیل رسا به راه پروردگار دعوت می‌نماید. [[امام]] مانند خورشید طلوع کننده است که نورش عالم را فرا می‌گیرد و خودش در افق است؛ به گونه‌ای که دست‌ها و دیدگان به او نرسد. [[امام]]، ماه تابان، چراغ فروزان، نور درخشان، و ستاره راهنما در شدت تاریکی‌ها و در راه‌های شهرها و کویرها و در گرداب دریاها و نجات دهنده از انواع فتنه‌ها و نادانی‌ها است. [[امام]]، انیسی همراه، پدری مهربان، برادری تنی، مادری نیکوکار به فرزند کوچک و پناهگاه بندگان در مصیبت‌های بزرگ است. [[امام]]، کسی است که از گناهان پاک و از عیب‌ها برکنار است. او به دانش، مخصوص و به خویشتن داری و حلم، نشانه دار است... . [[امام]]، یگانه روزگار خویش است؛ کسی به ساحت او نزدیک نمی‌شود و هیچ دانشمندی با او برابر نمی‌گردد. نه کسی جای او را می‌گیرد و نه برای او مثل و مانندی یافت می‌شود. پس کیست که بتواند [[امام]] را بشناسد یا انتخاب [[امام]] برای او ممکن باشد؟ هیهات هیهات!<ref>«هیهات» در عربی برای دور شمردم و بعید دانستن یک کار استفاده می‌شود.</ref> اینجا خردها گم گشته و عقل‌ها سرگردان و حیران شده است. اینجا دیده‌ها بی‌نور، بزرگان کوچک، حکیمان متحیّر... و سخن دانان درمانده‌اند از اینکه بتوانند یکی از شئون یا فضیلت‌های [[امام]] را توصیف کنند و آنان همگی به عجز و ناتوانی اعتراف می‌کنند!... .<ref>کافی، ج ۱، کتاب الحجه، باب نادر جامع فی فضل الامام و صفاته، ح ۱، ص ۱۹۸.</ref>»<ref>[[محمد امین بالادستان|بالادستان، محمد امین]]؛ [[محمد مهدی حائری‌‎پور|حائری‌‎پور، محمد مهدی]]؛ [[مهدی یوسفیان|یوسفیان، مهدی]]، [[نگین آفرینش ج۱ (کتاب)|نگین آفرینش]]، ج۱، ص ۳۲ - ۳۸.</ref>.
*'''بیانی جامع و [[زیبا]] از [[امام رضا]]{{ع}}''' [[امام رضا|حضرت رضا]]{{ع}} درباره [[مقام]] و ویژگی‌های [[امام]] را بیاوریم: آنها [که در امر [[امامت]] [[اختلاف]] کردند و [[گمان]] کردند که [[امامت]]، امری انتخابی است [[نادانی]] کردند... مگر [[مردم]]، [[مقام]] و [[منزلت]] [[امامت]] در میان [[امت]] را می‌دانند تا روا باشد که به [[اختیار]] و [[انتخاب]] ایشان واگذار شود؟ همانا [[امامت]]، قدرتش والاتر و شأنش بزرگتر و منزلتش عالی‌تر و مکانش رفیع‌تر و عمیقش ژرف‌تر از آن است که [[مردم]] با [[عقل]] خود به آن برسند یا با آرای خود، آن را دریابند... همانا [[امامت]]، مقامی است که [[خدای عزوجل]]، بعد از رتبه [[نبوت]] و خُلّت <ref>مقام خلیل اللّهی</ref> در مرتبه سوم به [[حصرت ابراهیم]]{{ع}} اختصاص داد.... [[امامت]]، [[خلافت خدا]] و [[خلافت]] [[رسول خدا]]{{صل}} و [[مقام]] [[امام علی|امیرالمؤمنین]]{{ع}} و [[میراث]] [[امام حسن|حسن]] و [[امام حسین|حسین]]{{عم}} است. به [[راستی]] که [[امامت]]، زمام [[دین]] و مایه [[نظام]] [[مسلمین]] و [[صلاح]] [[دنیا]] و [[عزّت]] [[مؤمنان]] است.... کامل شدن [[نماز]]، [[روزه]]، [[حج]]، [[جهاد]] و... نیز [[حفظ مرزها]] به سبب [[امام]] و [[پذیرفتن]] [[ولایت]] است. [[امام]]، [[حلال]] [[خدا]] را [[حلال]]، و [[حرام]] او را [[حرام]] می‌کند و مطابق [[حکم]] واقعی [[پروردگار]]، [[حکم]] می‌کند. و [[حدود الهی]] را به پا می‌دارد و از [[دین خدا]] [[حمایت]] کرده، با [[حکمت]] و [[موعظه]] [[نیکو]] و [[دلیل]] رسا به راه [[پروردگار]] [[دعوت]] می‌نماید. [[امام]] مانند [[خورشید]] طلوع کننده است که نورش عالم را فرا می‌گیرد و خودش در افق است؛ به گونه‌ای که دست‌ها و دیدگان به او نرسد. [[امام]]، [[ماه]] تابان، چراغ فروزان، [[نور]] درخشان، و [[ستاره]] [[راهنما]] در شدت تاریکی‌ها و در راه‌های [[شهرها]] و کویرها و در گرداب دریاها و [[نجات دهنده]] از انواع [[فتنه‌ها]] و نادانی‌ها است. [[امام]]، انیسی همراه، [[پدری]] [[مهربان]]، [[برادری]] تنی، مادری [[نیکوکار]] به [[فرزند]] کوچک و [[پناهگاه]] [[بندگان]] در مصیبت‌های بزرگ است. [[امام]]، کسی است که از [[گناهان]] [[پاک]] و از [[عیب‌ها]] برکنار است. او به [[دانش]]، مخصوص و به [[خویشتن داری]] و [[حلم]]، نشانه دار است.... [[امام]]، یگانه روزگار خویش است؛ کسی به ساحت او نزدیک نمی‌شود و هیچ دانشمندی با او برابر نمی‌گردد. نه کسی جای او را می‌گیرد و نه برای او مثل و مانندی یافت می‌شود. پس کیست که بتواند [[امام]] را بشناسد یا [[انتخاب]] [[امام]] برای او ممکن باشد؟ هیهات هیهات!<ref>«هیهات» در عربی برای دور شمردم و بعید دانستن یک کار استفاده می‌شود.</ref> اینجا خردها گم گشته و [[عقل‌ها]] سرگردان و حیران شده است. اینجا دیده‌ها بی‌نور، بزرگان کوچک، حکیمان متحیّر... و سخن دانان درمانده‌اند از اینکه بتوانند یکی از [[شئون]] یا فضیلت‌های [[امام]] را توصیف کنند و آنان همگی به عجز و [[ناتوانی]] اعتراف می‌کنند!....<ref>کافی، ج ۱، کتاب الحجه، باب نادر جامع فی فضل الامام و صفاته، ح ۱، ص ۱۹۸.</ref>»<ref>[[محمد امین بالادستان|بالادستان، محمد امین]]؛ [[محمد مهدی حائری‌‎پور|حائری‌‎پور، محمد مهدی]]؛ [[مهدی یوسفیان|یوسفیان، مهدی]]، [[نگین آفرینش ج۱ (کتاب)|نگین آفرینش]]، ج۱، ص ۳۲ - ۳۸.</ref>.


==صفات و [[شروط امامت]]==
==صفات و [[شروط امامت]]==
۱۱۵٬۳۳۵

ویرایش