پرش به محتوا

ویژگی امام: تفاوت میان نسخه‌ها

خط ۲۴: خط ۲۴:
#'''[[عصمت]]:''' یکی از صفات مهم [[امام]] و شرایط اساسی [[امامت]]، "[[عصمت]]" است و آن، ملکه‌ای است که از [[علم]] به حقایق و اراده‌ای [[قوی]] به وجود می‌آید. [[امام]] به سبب برخورداری از این دو، از ارتکاب هر [[گناه]] و خطایی [[خودداری]] می‌کند. هم در [[شناخت]] و [[تبیین معارف]] [[دینی]] و هم در عمل به آنها و هم در [[تشخیص مصالح]] و [[مفاسد]] [[جامعه اسلامی]]، [[معصوم]] از [[لغزش]] است. برای [[عصمت امام]]، دلائل [[عقلی]] و [[نقلی]] از [[قرآن]] و [[روایات]]، وجود دارد. مهم‌ترین دلیل‌های [[عقلی]] عبارتند از:
#'''[[عصمت]]:''' یکی از صفات مهم [[امام]] و شرایط اساسی [[امامت]]، "[[عصمت]]" است و آن، ملکه‌ای است که از [[علم]] به حقایق و اراده‌ای [[قوی]] به وجود می‌آید. [[امام]] به سبب برخورداری از این دو، از ارتکاب هر [[گناه]] و خطایی [[خودداری]] می‌کند. هم در [[شناخت]] و [[تبیین معارف]] [[دینی]] و هم در عمل به آنها و هم در [[تشخیص مصالح]] و [[مفاسد]] [[جامعه اسلامی]]، [[معصوم]] از [[لغزش]] است. برای [[عصمت امام]]، دلائل [[عقلی]] و [[نقلی]] از [[قرآن]] و [[روایات]]، وجود دارد. مهم‌ترین دلیل‌های [[عقلی]] عبارتند از:
## [[حفظ دین]] و راه و رسم [[دینداری]]، در گروه [[عصمت امام]] است؛ چون [[امام]] [[مسئولیت]] [[حفظ]] [[دین]] از [[تحریف]] و [[هدایت دینی]] [[مردم]] را بر عهده دارد و نه تنها سخن او، که رفتاراو و [[تأیید]] و عدم تأییدش نسبت به عمل دیگران، در [[رفتار]] [[جامعه]] تأثیر می‌گذارد؛ پس باید در [[فهم]] [[دین]] و عمل به آن از هر لغزشی محفوظ باشد تا [[پیروان]] خود را به گونه صحیح، [[هدایت]] کند.
## [[حفظ دین]] و راه و رسم [[دینداری]]، در گروه [[عصمت امام]] است؛ چون [[امام]] [[مسئولیت]] [[حفظ]] [[دین]] از [[تحریف]] و [[هدایت دینی]] [[مردم]] را بر عهده دارد و نه تنها سخن او، که رفتاراو و [[تأیید]] و عدم تأییدش نسبت به عمل دیگران، در [[رفتار]] [[جامعه]] تأثیر می‌گذارد؛ پس باید در [[فهم]] [[دین]] و عمل به آن از هر لغزشی محفوظ باشد تا [[پیروان]] خود را به گونه صحیح، [[هدایت]] کند.
##یکی از [[دلایل]] [[نیاز]] [[جامعه]] به [[امام]]، این است که [[مردم]] در [[شناخت]] [[دین]] و اجرای آن، [[مصون از خطا]] نیستند. حال اگر پیشوای [[مردم]] نیز چنین باشد، چگونه می‌تواند مورد [[اعتماد]] کامل آنها قرار گیرد؟ به بیان دیگر، اگر [[امام]] نباشد، [[مردم]] در [[پیروی]] از او و انجام همه دستوراتش، دچار تردید خواهند شد.<ref>به علاوه اگر [[امام]] مصون از خطا نباشد، باید به دنبال [[امام]] دیگری بود تا نیاز مردم را پاسخ دهد و اگر او نیز محفوظ از خطا نباشد، [[امام]] دیگری لازم است و این رشته همچنان تا بی‌نهایت ادامه خواهد یافت و چنین امری از نظر فلسفی، باطل است.</ref> آیاتی از [[قرآن]] نیز بر [[لزوم]] [[عصمت امام]] دلالت دارد که یکی از آنها آیۀ ۱۲۴ [[سوره بقره]] است. در این [[آیه]] [[شریف]] آمده است که پس از [[مقام]] [[نبوت]]، [[خداوند]] [[مقام]] والای [[امامت]] را نیز به [[حضرت ابراهیم]]{{ع}} عطا فرمود. آن‌گاه [[حضرت ابراهیم]] از [[خداوند]] درخواست کرد که [[مقام]] [[امامت]] را در [[نسل]] او نیز قرار دهد. [[خداوند]] فرمود: "[[عهد]] من [[[امامت]]] به [[ستمکاران]] و [[ظالمان]] نمی‌رسد"؛ یعنی [[منصب]] [[امامت]]، مخصوص آن دسته از ذرّیه [[حضرت ابراهیم]]{{ع}} است که [[ظالم]] نباشند. حال با توجه به اینکه [[قرآن کریم]]، [[شرک]] به [[خدا]] را [[ظلم]] بزرگ دانسته است و هرگونه [[تجاوز]] از [[دستورات الهی]] را [[ظلم]] به نفس برشمرده است، هر کس در برهه‌ای از [[زندگی]] خود، مرتکب گناهی شده، مصداق [[ظالم]] است و [[شایسته]] [[مقام]] [[امامت]] نخواهد بود. به بیان دیگر، بدون [[شک]] [[حضرت ابراهیم]]{{ع}} "[[امامت]]" را برای آن دسته از ذریّه خود که در تمام [[عمر]] [[گناه]] کار بوده و یا در آغاز، [[نیکوکار]] بوده و سپس [[بدکار]] شده‌اند، درخواست نکرده است. بنابراین دو دسته باقی می‌ماند:
##یکی از [[دلایل]] [[نیاز]] [[جامعه]] به [[امام]]، این است که [[مردم]] در [[شناخت]] [[دین]] و اجرای آن، [[مصون از خطا]] نیستند. حال اگر پیشوای [[مردم]] نیز چنین باشد، چگونه می‌تواند مورد [[اعتماد]] کامل آنها قرار گیرد؟ به بیان دیگر، اگر [[امام]] نباشد، [[مردم]] در [[پیروی]] از او و انجام همه دستوراتش، دچار تردید خواهند شد.<ref>به علاوه اگر [[امام]] مصون از خطا نباشد، باید به دنبال [[امام]] دیگری بود تا نیاز مردم را پاسخ دهد و اگر او نیز محفوظ از خطا نباشد، [[امام]] دیگری لازم است و این رشته همچنان تا بی‌نهایت ادامه خواهد یافت و چنین امری از نظر فلسفی، باطل است.</ref> آیاتی از [[قرآن]] نیز بر [[لزوم]] [[عصمت امام]] دلالت دارد که یکی از آنها آیۀ ۱۲۴ [[سوره بقره]] است. در این [[آیه]] [[شریف]] آمده است که پس از [[مقام]] [[نبوت]]، [[خداوند]] [[مقام]] والای [[امامت]] را نیز به [[حضرت ابراهیم]]{{ع}} عطا فرمود. آن‌گاه [[حضرت ابراهیم]] از [[خداوند]] درخواست کرد که [[مقام]] [[امامت]] را در [[نسل]] او نیز قرار دهد. [[خداوند]] فرمود: "[[عهد]] من [[امامت]] به [[ستمکاران]] و [[ظالمان]] نمی‌رسد"؛ یعنی [[منصب]] [[امامت]]، مخصوص آن دسته از ذرّیه [[حضرت ابراهیم]]{{ع}} است که [[ظالم]] نباشند. حال با توجه به اینکه [[قرآن کریم]]، [[شرک]] به [[خدا]] را [[ظلم]] بزرگ دانسته است و هرگونه [[تجاوز]] از [[دستورات الهی]] را [[ظلم]] به نفس برشمرده است، هر کس در برهه‌ای از [[زندگی]] خود، مرتکب گناهی شده، مصداق [[ظالم]] است و [[شایسته]] [[مقام]] [[امامت]] نخواهد بود. به بیان دیگر، بدون [[شک]] [[حضرت ابراهیم]]{{ع}} "[[امامت]]" را برای آن دسته از ذریّه خود که در تمام [[عمر]] [[گناه]] کار بوده و یا در آغاز، [[نیکوکار]] بوده و سپس [[بدکار]] شده‌اند، درخواست نکرده است. بنابراین دو دسته باقی می‌ماند:
###آنان که در آغاز، [[گناه]] کار بوده‌اند و سپس [[توبه]] کرده و [[نیکوکار]] شده‌اند.
###آنان که در آغاز، [[گناه]] کار بوده‌اند و سپس [[توبه]] کرده و [[نیکوکار]] شده‌اند.
###آنها که هیچ‌گاه مرتکب گناهی نشده‌اند. [[خداوند]] در [[کلام]] خود، دسته اول را استثنا کرده است، نتیجه اینکه [[مقام]] "[[امامت]]" تنها به دسته دوم اختصاص دارد.<ref>عیون اخبار الرضا، ج ۲، باب فی علامات الامام، ح ۱، ص ۱۹۲.</ref>
###آنها که هیچ‌گاه مرتکب گناهی نشده‌اند. [[خداوند]] در [[کلام]] خود، دسته اول را استثنا کرده است، نتیجه اینکه [[مقام]] "[[امامت]]" تنها به دسته دوم اختصاص دارد.<ref>عیون اخبار الرضا، ج ۲، باب فی علامات الامام، ح ۱، ص ۱۹۲.</ref>
۱۱۵٬۳۳۵

ویرایش