پرش به محتوا

انتقام در کلام اسلامی: تفاوت میان نسخه‌ها

خط ۱۷: خط ۱۷:
انتقام گاهی به [[انسان]] و گاهی به [[خداوند]] نسبت داده ‌شده است؛ انتقام [[خداوند]] به معنای [[کیفر]] دادن [[گناهکاران]] براساس [[حق]] و [[عدالت]] است، ولی انتقام‎‌های بشری بیشتر تلافی در آوردن است که در ضمن تلافی گاه از حدّ [[اعتدال]] بیرون رفته و مرتکب کار ناروا و خلاف [[حق]] می‎‌شوند<ref>اخلاق، ص۳۲۳؛ طباطبایی، سید محمد حسین، المیزان، ج۱۲، ص۸۷.</ref>.  
انتقام گاهی به [[انسان]] و گاهی به [[خداوند]] نسبت داده ‌شده است؛ انتقام [[خداوند]] به معنای [[کیفر]] دادن [[گناهکاران]] براساس [[حق]] و [[عدالت]] است، ولی انتقام‎‌های بشری بیشتر تلافی در آوردن است که در ضمن تلافی گاه از حدّ [[اعتدال]] بیرون رفته و مرتکب کار ناروا و خلاف [[حق]] می‎‌شوند<ref>اخلاق، ص۳۲۳؛ طباطبایی، سید محمد حسین، المیزان، ج۱۲، ص۸۷.</ref>.  
انتقام بشری به دو قسم فردی و [[اجتماعی]] تقسیم می‎‌شود که انتقام فردی بیشتر برخاسته از [[احساس]] و به قصد تشفی [[دل]] است، ولی انتقام [[اجتماعی]] بیشتر در قلمرو [[وظایف]] [[حکومت]] است و در قالب [[قصاص]] و مجازات صورت می‎‌گیرد و غالباً مبتنی بر [[عقل]] و به قصد [[حفظ]] نظامِ، [[اصلاح]] و [[تربیت]] افراد [[جامعه]] و بستن راه‌‎‎های [[ناامنی]] در اجتماع است<ref>طباطبایی، سید محمد حسین، المیزان، ج۱۲، ص۸۶؛ نثر طوبی، ص۴۹۵.</ref>.<ref>ر.ک: [[محمد ابوطالبی|ابوطالبی، محمد]]، [[انتقام (مقاله)|انتقام]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۴ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج۴.</ref>.
انتقام بشری به دو قسم فردی و [[اجتماعی]] تقسیم می‎‌شود که انتقام فردی بیشتر برخاسته از [[احساس]] و به قصد تشفی [[دل]] است، ولی انتقام [[اجتماعی]] بیشتر در قلمرو [[وظایف]] [[حکومت]] است و در قالب [[قصاص]] و مجازات صورت می‎‌گیرد و غالباً مبتنی بر [[عقل]] و به قصد [[حفظ]] نظامِ، [[اصلاح]] و [[تربیت]] افراد [[جامعه]] و بستن راه‌‎‎های [[ناامنی]] در اجتماع است<ref>طباطبایی، سید محمد حسین، المیزان، ج۱۲، ص۸۶؛ نثر طوبی، ص۴۹۵.</ref>.<ref>ر.ک: [[محمد ابوطالبی|ابوطالبی، محمد]]، [[انتقام (مقاله)|انتقام]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۴ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج۴.</ref>.
==اقسام [[انتقام]]==
[[حس]] [[انتقام‌گیری]] یک اصل حیاتی است که [[خداوند]] آن را در وجود همۀ انسان‌‎ها حتی برخی حیوانات به ودیعۀ نهاده است و استفاده از این [[حس]] به تناسب مورد و کیفیت و مقدار استفاده از آن، [[احکام]] و وجوه گوناگونی دارد، به همین [[دلیل]] به [[انتقام]] [[پسندیده]]، [[مباح]] و [[ناپسند]] تقسیم می‌شود<ref> ر.ک: ابوطالبی، محمد، انتقام، دائرةالمعارف قرآن کریم ج۴، ص؟؟؟</ref>.
===[[انتقام]] [[پسندیده]]===
در [[اسلام]] اگر [[ظلم]] و [[بدی]] متوجه [[حقوق]] عموم بوده و گرفتن [[انتقام]] موجب جلوگیری از [[ظلم]]، [[فساد]] و [[ناامنی]] در [[جامعه]] گردد لازم، بلکه بر آن تأکید شده است و آیۀ {{متن قرآن|قَاتِلُوهُمْ يُعَذِّبْهُمُ اللَّهُ بِأَيْدِيكُمْ وَيُخْزِهِمْ وَيَنْصُرْكُمْ عَلَيْهِمْ وَيَشْفِ صُدُورَ قَوْمٍ مُؤْمِنِينَ وَيُذْهِبْ غَيْظَ قُلُوبِهِمْ}}<ref>«با آنان پیکار کنید تا خداوند آنها را به دست شما عذاب کند و خوارشان گرداند و شما را بر آنان پیروزی دهد و دل‌های گروهی مؤمن را خنک گرداند و خشم دل‌های آنان را بزداید» سوره توبه، آیه ۱۴ ـ ۱۵</ref> بر این نوع [[انتقام]] اشاره دارد و انتقامی که در [[قیام جهانی حضرت مهدی]]{{ع}} از آن یاد می‎‌شود نیز [[انتقام]] [[پسندیده]] و لازم است و با استفاده از [[روایات]] گروه‌‎هایی که توسط [[حضرت مهدی]]{{ع}} از آنان [[انتقام]] گرفته می‌‌شود، عبارت‎‏‎‎اند از:
# [[دشمنان]] [[خداوند]]: [[رسول گرامی اسلام]]{{صل}} در [[حدیث معراج]] پس از بیان دیدن [[نور]] [[پیشوایان معصوم]]{{ع}} و آخرین [[جانشین]] خود در میان آنها، فرمودند: «...عرض کردم: پروردگارا! اینان چه کسانی هستند؟» [[خداوند]] فرمودند: «ایشان پیشوایانند و این [[قائم]] است؛ همو که [[حلال]] مرا [[حلال]] می‌‎کند و [[حرام]] مرا را [[حرام]] می‎‌سازد و از [[دشمنان]] من [[انتقام]] می‌گیرد.»<ref>{{متن حدیث|هَؤُلَاءِ الْأَئِمَّةُ وَ هَذَا الْقَائِمُ الَّذِی یُحِلُّ حَلَالِی وَ یُحَرِّمُ حَرَامِی وَ بِهِ أَنْتَقِمُ مِنْ أَعْدَائِی}}؛ صدوق، کمال الدین و تمام النعمه، ج۱، ص۲۵۲، ح۲؛ نعمانی، الغیبه؛ ص۹۳.</ref>.
# [[قاتلان امام حسین]]{{ع}}: از [[امام صادق]]{{ع}} [[نقل]] شده دربارۀ آیۀ {{متن قرآن|وَمَنْ قُتِلَ مَظْلُومًا فَقَدْ جَعَلْنَا لِوَلِيِّهِ سُلْطَانًا فَلَا يُسْرِفْ فِي الْقَتْلِ}}<ref>«و آن کس را که خداوند (کشتن وی را) حرام کرده است جز به حقّ مکشید» سوره اسراء، آیه ۳۳.</ref>؛ فرمودند: «او [[قائم آل محمد]] است؛ [[قیام]] می‌‎کند و به [[انتقام]] از [[خون]] [[حسین بن علی]]، [[دست]] به [[کشتار]] می‎‌زند»<ref>{{متن حدیث|ذَلِکَ قَائِمُ آلِ مُحَمَّدٍ یَخْرُجُ فَیَقْتُلُ بِدَمِ الْحُسَیْنِ بْنِ عَلِی}}؛ ابن قولویه قمی، کامل الزیارات، ص۶۳.</ref>. این [[انتقام]] دو صورت دارد:
## [[ستمگران]] یاد شده به [[دنیا]] بر می‎‌گردند و آنگاه [[حضرت]] از آنان [[انتقام]] می‌‎گیرد.
## [[فرزندان]] آنان که به کارهای [[پدران]] و گذشتگان خود خشنودند، مورد [[انتقام]] قرار می‎‌گیرند. از [[امام رضا]]{{ع}} دربارۀ [[حدیث]]: «زمانی که [[قائم]]{{ع}} [[قیام]] کند [[فرزندان]] [[قاتلان حسین]]{{ع}} را به خاطر [[کردار]] پدرانشان خواهد کشت؟» سوال شد، [[حضرت]] فرمودند: همین طور است. گفته شد: پس معنای آیۀ {{متن قرآن|وَلَا تَزِرُ وَازِرَةٌ وِزْرَ أُخْرَى}}<ref>«و هیچ باربرداری بار (گناه) دیگری را بر نمی‌دارد» سوره انعام، آیه ۱۶۴.</ref> چیست؟ [[امام]] در پاسخ فرمودند: «[[خداوند]] در تمام گفتار‎ها‎یش درست گفته است؛ اما [[فرزندان]] [[قاتلان حسین]]{{ع}} از [[کردار]] پدرانشان [[راضی]] هستند و به آن [[افتخار]] می‌‎کنند و هر کس از کاری [[راضی]] باشد، مثل کسی است که آن را انجام داده و اگر کسی در [[مشرق]] کشته شود و دیگری در [[مغرب]] از این [[قتل]] راضی باشد، نزد [[خدا]] با [[قاتل]] شریک خواهد بود»<ref>{{متن حدیث|صَدَقَ اللَّهُ فِی جَمِیعِ أَقْوَالِهِ وَ لَکِنْ ذَرَارِیُّ قَتَلَةِ الْحُسَیْنِ{{ع}}یَرْضَوْنَ بِأَفْعَالِ آبَائِهِمْ وَ یَفْتَخِرُونَ بِهَا وَ مَنْ رَضِیَ شَیْئاً کَانَ کَمَنْ أَتَاهُ وَ لَوْ أَنَّ رَجُلًا قُتِلَ بِالْمَشْرِقِ فَرَضِیَ بِقَتْلِهِ رَجُلٌ فِی الْمَغْرِبِ لَکَانَ الرَّاضِی عِنْدَ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ شَرِیکَ الْقَاتِلِ وَ إِنَّمَا یَقْتُلُهُمُ الْقَائِمُ{{ع}}إِذَا خَرَجَ لِرِضَاهُمْ بِفِعْلِ آبَائِهِمْ}}؛ صدوق، عیون اخبار الرضا{{ع}}، ج۱، ص۲۷۳، ح۵.</ref>.
# [[پیامبر اعظم]]{{صل}}، [[اهل بیت]]{{ع}} و همۀ [[ستمدیدگان]] [[تاریخ]]: از [[روایات]] فراوانی استفاده می‌‏شود [[حضرت مهدی]]{{ع}} [[هنگام قیام]] [[جهانی]] خود از ستمگرانی که به [[خاندان]] او و [[بشریت]] [[ستم]] کردند، [[انتقام]] خواهد گرفت، چه آنان که [[حقوق]] [[پدران]] او را [[غصب]] کردند و [[مردم]] را از بهره‌‏مندی از این چراغ‏‌های [[هدایت]] [[محروم]] ساختند و چه آنان که به فرودستان در طول [[تاریخ]] [[ستم]] کردند<ref>ر.ک: سلیمیان، خدامراد، فرهنگ‎نامه مهدویت، ص۸۴ ـ۸۶.</ref>. در تشرفی که [[علی بن مهزیار]] [[خدمت]] [[امام عصر]]{{ع}} داشت، [[حضرت]] به او فرمودند: «من [[قیام]] خواهم کرد... به [[مدینه]] می‎‌آیم و در [[مسجد رسول]] [[خدا]] دو‎ تن از [[منافقان]] را از [[دل]] [[خاک]] بیرون می‎‌آورم در حالی که [[بدن]] آنها ‎‌تر و تازه است و [[بدن]] آن دو را روبروی [[بقیع]] بر دار می‎‌آویز‎م. سپس چوبۀ دار آنها سبز می‎‌شود و برگ می‎‌رویاند و این [[امتحان]] [[سختی]] برای [[مردم]] آن زمان خواهد بود، امتحانی که از [[امتحان]] اول بسیار سخت‎‌تر است (یعنی زمانی که بعد از [[رسول خدا]]{{صل}} مسیر [[خلافت]] تغییر یافت و [[مردم]] هم [[پیروی]] کردند. آنگاه شخصی از [[آسمان]] ندا می‎‌دهد: «ای [[آسمان]] هلاک کن و ای [[زمین]] آنان را در خود فرو ببر» سپس در آن روز جز مؤمنینی که در [[دل]] ایمانی [[راسخ]] دارند، باقی نخواهد ماند<ref>نوائب الدهور، ج ۳، ص ۳۵۴.</ref>. همچنین [[علی]]{{ع}} در [[حدیثی]] فرمودند: «مردی از [[خاندان رسول خدا]]{{صل}} هشت [[ماه]] [[شمشیر]] بر دوش می‎‌نهد و یک سره به [[جنگ]] می‎‌پردازد، تا جایی که [[مردم]] از تعجب می‌گویند: "به [[خدا]] قسم اگر این شخص از [[فرزندان فاطمه]]{{س}} بود به ما ترحم می‌نمود، او از [[بنی‌امیه]] و بنی‌العباس [[انتقام]] خواهد کشید»<ref>ملاحم: ص ۶۶.</ref>.<ref>ر.ک: حیدر‎زاده، عباس، فرهنگنامۀ آخر‎الزمان، ص۱۱۷ـ۱۲۴.</ref>
===[[انتقام]] مجاز===
در [[اسلام]] اگر [[ظلم و ستم]] متوجه شخص [[انسان]] بوده و [[انتقام]] گرفتن او پیامدی برای دیگران نداشته باشد این کار جایز و روا خواهد بود و البته گرفتن [[انتقام]] از بدی‌ کننده به طور مطلق و در همۀ موارد روا نیست، بلکه در مواردی که [[اسلام]] آن را روا دانسته جایز است<ref>جامع‎السعادات، ج۱، ص۳۳۴؛ محجة البیضاء، ج۵، ص۳۱۵.</ref> که برخی از این موارد عبارت‎اند از:
#مورد [[استهزاء]] قرار گرفتن: {{متن قرآن|إِنْ تَسْخَرُوا مِنَّا فَإِنَّا نَسْخَرُ مِنْكُمْ كَمَا تَسْخَرُونَ}}<ref>«اگر ما را ریشخند کنید ما نیز شما را همانند ریشخندی که می‌کنید ریشخند خواهیم کرد» سوره هود، آیه ۳۸.</ref>.<ref>طباطبایی، سید محمد حسین، المیزان، ج۱۰، ص۲۲۵.</ref>
#کشته شدن [[انسانی]] یا وارد شدن جراحتی بر او: {{متن قرآن|أَنَّ النَّفْسَ بِالنَّفْسِ وَ الْعَينْ‏َ بِالْعَينْ‏ِ وَ الْأَنفَ بِالْأَنفِ وَ الْأُذُنَ بِالْأُذُنِ وَ السِّنَّ بِالسِّنّ‏ِ وَ الْجُرُوحَ قِصَاصٌ}}<ref>سوره مائده، آیه ۴۵.</ref>؛
#مُثله شدن ([[قطع]] شدن گوش، [[چشم]] و بینی توسط فرد دیگر) چه فرد مثله شده زنده باشد یا مرده: {{متن قرآن|وَإِنْ عَاقَبْتُمْ فَعَاقِبُوا بِمِثْلِ مَا عُوقِبْتُمْ}}<ref>«و اگر کیفر می‌کنید مانند آنچه خود کیفر شده‌اید کیفر کنید» سوره نحل، آیه ۱۲۶.</ref>، همچنین جواز [[انتقام]] در مورد آیۀ {{متن قرآن|الْعَيْنَ بِالْعَيْنِ وَالْأَنْفَ بِالْأَنْفِ وَالْأُذُنَ بِالْأُذُنِ}}<ref>«آدمی در برابر آدمی و چشم در برابر چشم و بینی در برابر بینی قصاص دارند» سوره مائده، آیه ۴۵.</ref> نیز قابل استفاده است<ref>ر.ک: ابوطالبی، محمد، انتقام، دائرةالمعارف قرآن کریم ج۴، ص؟؟؟</ref>.
در [[انتقام]] مجاز [[اسلام]] [[عفو]] را از [[انتقام]] بهتر دانسته و کسانی را که از [[حقوق]] خویش بگذرند [[مستحق]] [[پاداش]] و [[اجر]] [[الهی]] دانسته است: {{متن قرآن|وَجَزَاءُ سَيِّئَةٍ سَيِّئَةٌ مِثْلُهَا فَمَنْ عَفَا وَأَصْلَحَ فَأَجْرُهُ عَلَى اللَّهِ وَلَمَنِ انْتَصَرَ بَعْدَ ظُلْمِهِ فَأُولَئِكَ مَا عَلَيْهِمْ مِنْ سَبِيلٍ}}<ref>«و کیفر هر بدی بدی‌یی، مانند آن است پس هر که درگذرد و به راه آید پاداش وی بر خداوند است، بی‌گمان او ستمگران را دوست نمی‌دارد و بر آنانکه پس از ستم دیدن داد ستانند ایرادی نیست» سوره شوری، آیه ۴۰ ـ ۴۱</ref>؛ {{متن قرآن|لَا يُحِبُّ اللَّهُ الْجَهْرَ بِالسُّوءِ مِنَ الْقَوْلِ إِلَّا مَنْ ظُلِمَ وَكَانَ اللَّهُ سَمِيعًا عَلِيمًا إِنْ تُبْدُوا خَيْرًا أَوْ تُخْفُوهُ أَوْ تَعْفُوا عَنْ سُوءٍ فَإِنَّ اللَّهَ كَانَ عَفُوًّا قَدِيرًا}}<ref>«خداوند بانگ برداشتن به بدگویی را دوست نمی‌دارد مگر (از) کسی که بر او ستم رفته است و خداوند شنوایی داناست اگر کار خیری را آشکار یا پنهان کنید یا از بدی (دیگران) درگذرید بی‌گمان خداوند درگذرنده‌ای تواناست» سوره نساء، آیه ۱۴۸ ـ ۱۴۹</ref>. [[اسلام]] نه تنها [[مؤمنان]] را به [[عفو و گذشت]] از [[حق]] خویش فرا می‎‎خواند بلکه به [[مؤمنان]] سفارش می‌‎کند [[بدی]] را با خوبی پاسخ دهند نه با [[بدی]]: {{متن قرآن|وَلَا تَسْتَوِي الْحَسَنَةُ وَلَا السَّيِّئَةُ ادْفَعْ بِالَّتِي هِيَ أَحْسَنُ فَإِذَا الَّذِي بَيْنَكَ وَبَيْنَهُ عَدَاوَةٌ كَأَنَّهُ وَلِيٌّ حَمِيمٌ}}<ref>«نیکی با بدی برابر نیست؛ به بهترین شیوه (دیگران را از چالش با خود) باز دار ، ناگاه آن کس که میان تو و او دشمنی است چون دوستی مهربان می‌گردد» سوره فصلت، آیه ۳۴.</ref>، براساس این [[آیه]] [[عفو]] از [[انتقام]] و پاسخ دادن [[بدی]] با [[نیکی]] موجب رفع کینه‎‌ها شده و در مواردی [[دشمنان]] سرسخت را به دوستانی بسیار [[مهربان]] تبدیل می‎‌کند<ref>مجمع البیان، ج۹، ص۵۶۵.</ref>؛ اما در مقابل، گرفتن [[انتقام]] موجب تشدید دشمنی‎‌ها شده و گاه خسارات جبران‌ ناپذیری را به فرد و اجتماع وارد می‎‌کند. در کتب [[روایی]] نیز ابواب گوناگونی به [[عفو]] از [[انتقام]]، فرو‎نشاندن [[خشم]] و [[حلم]] و [[بردباری]] اختصاص یافته و در روایاتی پرشمار که در این ابواب آمده [[مؤمنان]] به [[گذشت]] از [[حقوق]] شخصی خویش و نگرفتن [[انتقام]] [[ترغیب]] و [[تشویق]] شده‌‎اند<ref>کلینی، محمد بن یعقوب، الکافی، ج۲، ص۱۰۷ـ۱۱۲؛ وسائل‌الشیعه، ج۱۲، ص۱۶۹، ۱۷۲؛ صحیح مسلم، ج۱۶، ص۱۴۱.</ref>.<ref>ر.ک: ابوطالبی، محمد، انتقام، دائرةالمعارف قرآن کریم ج۴، ص؟؟؟</ref> در [[روایات]] نیز آمده است [[پیامبر]] هیچ‎‌گاه برای [[حق]] شخصی از کسی [[انتقام]] نگرفت<ref>مستدرک‌ الوسائل، ج۹، ص۷؛ التحریر والتنویر، ج۲۴، ص۲۹۲.</ref> مگر اینکه [[محرمات الهی]] هتک می‌‎گردید<ref>التحریر والتنویر، ج۲۴، ص۲۹۲؛ کنزالعمال، ج۷، ص۲۲۱.</ref>. بر اساس روایتی دیگر وقتی آیۀ {{متن قرآن|وَإِنْ عَاقَبْتُمْ فَعَاقِبُوا بِمِثْلِ مَا عُوقِبْتُمْ بِهِ وَلَئِنْ صَبَرْتُمْ لَهُوَ خَيْرٌ لِلصَّابِرِينَ وَاصْبِرْ وَمَا صَبْرُكَ إِلَّا بِاللَّهِ}}<ref>«و اگر کیفر می‌کنید مانند آنچه خود کیفر شده‌اید کیفر کنید و اگر شکیبایی پیشه کنید همان برای شکیبایان بهتر است و شکیبا باش! و شکیب تو جز با (یاری) خداوند نیست» سوره نحل، آیه ۱۲۶ ـ ۱۲۷</ref> نازل شد [[پیامبر اکرم]] از مثله کردن [[مشرکان]] صرف‎‌نظر کرد و فرمود: [[صبر]] می‎‌کنم، [[صبر]] می‎‌کنم<ref>طباطبایی، سید محمد حسین، المیزان، ج۱۲، ص۳۷۷.</ref>. و طبق [[روایات]] دیگر با وجود اینکه [[اهل مکه]] به [[پیامبر]] بسیار [[ستم]] کردند و [[یاران]] آن [[حضرت]] نیز در روز [[فتح مکه]] [[شعار]] [[انتقام]] سر می‎‌دادند؛ ولی [[پیامبر]]{{صل}}سخن از [[عفو]] و [[رحمت]] بر زبان آورد و خطاب به [[مردم]] [[مکه]] فرمودند: {{متن حدیث|اذْهَبُوا وَ أَنْتُم طُلَقَاءُ}}؛ «بروید و همه شما آزادید»<ref>مکارم شیرازی، ناصر، نمونه، ج۲۰، ص۲۸۲.</ref> و نیز آیۀ {{متن قرآن|قَالَ لَا تَثْرِيبَ عَلَيْكُمُ الْيَوْمَ يَغْفِرُ اللَّهُ لَكُمْ}}<ref>«(یوسف) گفت: امروز (دیگر) بر شما سرزنشی نیست، خداوند شما را ببخشاید و او مهربان‌ترین مهربانان است» سوره یوسف، آیه ۹۲.</ref> به [[گذشت]] [[یوسف]]{{ع}} از [[ظلم]] برادرانش و حتی [[سرزنش]] نکردن آنها اشاره دارد<ref>ر.ک: ابوطالبی، محمد، انتقام، دائرةالمعارف قرآن کریم ج۴، ص؟؟؟</ref>.
[[انتقام]] لازم و مجاز شرایطی دارد که برخی از این شرایط عبارت‌اند از:
#رعایت [[اعتدال]] و [[حدود الهی]]: اگر فرد در گرفتن [[انتقام]] از حدّ [[اعتدال]] [[تجاوز]] کند [[ظالم]] شمرده شده و مورد [[خشم خداوند]] قرار خواهد گرفت، بنابراین [[انتقام]] باید به اندازۀ [[بدی]] و ظلمی باشد که به [[انسان]] شده است: {{متن حدیث|وَ جَزاءُ سَيِّئَةٍ سَيِّئَةٌ مِثْلُها فَمَنْ عَفا وَ أَصْلَحَ فَأَجْرُهُ عَلَى اللَّهِ إِنَّهُ لا يُحِبُّ الظَّالِمينَ}} و جملۀ {{متن حدیث|إِنَّهُ لا يُحِبُّ الظَّالِمينَ}} نیز اشاره به این دارد<ref>طباطبایی، سید محمد حسین، المیزان، ج۱۸، ص۶۷.</ref>. طبق آیۀ {{متن قرآن|ذَلِكَ وَمَنْ عَاقَبَ بِمِثْلِ مَا عُوقِبَ بِهِ ثُمَّ بُغِيَ عَلَيْهِ لَيَنْصُرَنَّهُ اللَّهُ إِنَّ اللَّهَ لَعَفُوٌّ غَفُورٌ}}<ref>«چنین است و هر کس مانند کیفری که دیده است (دیگران را) کیفر کند سپس بر او ستم رود خداوند او را یاری خواهد کرد، بی‌گمان خداوند درگذرنده‌ای آمرزنده است» سوره حج، آیه ۶۰.</ref> در [[انتقام]] گرفتن نباید مرتکب [[فساد]] و کار [[حرام]] شد<ref>جامع السعادات، ج۱، ص۳۳۴.</ref>.
# [[یاری]] خواستن از دیگران و [[قانون]] در برخی موارد از جمله [[قصاص]]: فرد ستمدیده باید برای گرفتن [[حق]] خویش از دیگران و [[قانون]] [[یاری]] طلبد؛ زیرا در برخی موارد فرد به [[تنهایی]] [[قادر]] به گرفتن [[انتقام]] خویش نیست یا اگر خود به طور یک‌‎جانبه [[اقدام]] به [[انتقام]] کند موجب [[هرج و مرج]] شده و پیامدهای ناگواری برای خود و [[جامعه]] خواهد داشت و [[قرآن]] در آیۀ {{متن قرآن|وَلَمَنِ انْتَصَرَ بَعْدَ ظُلْمِهِ فَأُولَئِكَ مَا عَلَيْهِمْ مِنْ سَبِيلٍ}}<ref>«و بر آنانکه پس از ستم دیدن داد ستانند ایرادی نیست» سوره شوری، آیه ۴۱.</ref> به این مسئله اشاره کرده است<ref>ر.ک: ابوطالبی، محمد، انتقام، دائرةالمعارف قرآن کریم ج۴، ص؟؟؟</ref>.
===[[انتقام]] مذموم===
[[انتقام]] برخاسته از تعصب‌‎های جاهلانه، دشمنی‌‎های نابجا و همراه با [[تجاوز]] و [[تعدی]] ناروا و [[ناپسند]] است؛ زیرا در این انتقام‌‎ها نه تنها حقی به دست نیامده و ظلمی برطرف نمی‌‎گردد، بلکه خود موجب [[پایمال شدن حقوق]] دیگران و منشأ [[ظلم]] و [[فساد]] می‌‎شود و این امر مذمومی است<ref>ر.ک: سلیمیان، خدامراد، درسنامۀ مهدویت، ج۳، ص۱۹۴ـ ۱۹۹.</ref>. [[قرآن کریم]] در [[آیات]] متعدد به برخی از این‎‌گونه انتقام‎های ناروا اشاره کرده و انتقام‎‌گیرندگان را به شدت [[مذمت]] کرده است مانند:
# [[انتقام]] [[فرعون]] از ساحران: {{متن قرآن|قَالَ فِرْعَوْنُ آمَنْتُمْ بِهِ قَبْلَ أَنْ آذَنَ لَكُمْ لَأُقَطِّعَنَّ أَيْدِيَكُمْ وَأَرْجُلَكُمْ مِنْ خِلَافٍ ثُمَّ لَأُصَلِّبَنَّكُمْ أَجْمَعِينَ وَمَا تَنْقِمُ مِنَّا إِلَّا أَنْ آمَنَّا بِآيَاتِ رَبِّنَا لَمَّا جَاءَتْنَا}}<ref>«فرعون گفت: آیا پیش از آنکه من به شما اجازه دهم به او ایمان آورده‌اید؟ سوگند می‌خورم که دست‌ها و پاهایتان را چپ و راست خواهم برید سپس همگی شما را به دار خواهم آویخت  تو ما را کیفر نمی‌دهی  مگر برای آنکه ما به نشانه‌های پروردگارمان هنگامی که به ما رسید ایمان آوردیم» سوره اعراف، آیه ۱۲۳ ـ ۱۲۶</ref> [[فرعون]] پس از [[آگاهی]] از [[ایمان]] ساحران به [[موسی]] [[تصمیم]] به [[انتقام]] گرفته و ساحران را به [[قطع]] دست و پا و به [[صلیب]] کشیدن [[تهدید]] کرد<ref>ر.ک: ابوطالبی، محمد، انتقام، دائرةالمعارف قرآن کریم ج۴، ص؟؟؟</ref>.
# [[انتقام]] [[اصحاب]] اخدود از [[مسیحیان]] [[نجران]]: {{متن قرآن|قُتِلَ أَصحَْابُ الْأُخْدُود النَّارِ ذَاتِ الْوَقُودِ إِذْ هُمْ عَلَيهَْا قُعُودٌ وَ هُمْ عَلىَ‏ مَا يَفْعَلُونَ بِالْمُؤْمِنِينَ شهُُودٌ وَ مَا نَقَمُواْ مِنهُْمْ إِلَّا أَن يُؤْمِنُواْ بِاللَّهِ الْعَزِيزِ الحَْمِيدِ الَّذِى لَهُ مُلْكُ السَّمَاوَاتِ وَ الْأَرْضِ  وَ اللَّهُ عَلىَ‏ كلُ‏ِّ شىَ‏ْءٍ شهَِيدٌ إِنَّ الَّذِينَ فَتَنُواْ المُْؤْمِنِينَ وَ المُْؤْمِنَاتِ ثمُ‏َّ لَمْ يَتُوبُواْ فَلَهُمْ عَذَابُ جَهَنَّمَ وَ لهَُمْ عَذَابُ الحَْرِيقِ}}<ref>سورۀ بروج، آیات ۴ ـ ۱۰</ref>. مشهور [[روایات]] دربارۀ [[اصحاب]] اخدود، [[پادشاهی]] به نام "ذونواس" و لشکریانش هستند که به مؤمنانی بر [[دین مسیحیت]] در سرزمین [[نجران]] حمله کرده و آنها را به [[یهودیت]] فرا خواندند و چون آنان از [[دین الهی]] خود بازنگشتند، آنان را در گودالی از [[آتش]] افکنده و همۀ آنان را کشتند<ref>الکشاف، ج۴، ص۷۳۱؛ مکارم شیرازی، ناصر، نمونه، ج۲۶، ص۳۳۷ـ ۳۳۸.</ref>.<ref>ر.ک: ابوطالبی، محمد، انتقام، دائرةالمعارف قرآن کریم ج۴، ص؟؟؟</ref>
# [[انتقام]] [[زلیخا]] از [[یوسف]]: {{متن قرآن|ثُمَّ بَدَا لَهُمْ مِنْ بَعْدِ مَا رَأَوُا الْآيَاتِ لَيَسْجُنُنَّهُ حَتَّى حِينٍ}}<ref>«آنگاه، پس از آنکه آن نشانه‌ها را دیدند بر آن شدند که او را تا زمانی زندانی کنند» سوره یوسف، آیه ۳۵.</ref>، [[زلیخا]] [[تهدید]] خود را عملی کرد و [[یوسف]] را به قصد [[انتقام]] به زندان افکند<ref>ر.ک: ابوطالبی، محمد، انتقام، دائرةالمعارف قرآن کریم ج۴، ص؟؟؟</ref>.
# [[انتقام]] [[یهود]] از [[پیامبر]]{{صل}} و [[مسلمانان]]: {{متن قرآن|وَإِذَا نَادَيْتُمْ إِلَى الصَّلَاةِ اتَّخَذُوهَا هُزُوًا وَلَعِبًا ذَلِكَ بِأَنَّهُمْ قَوْمٌ لَا يَعْقِلُونَ قُلْ يَا أَهْلَ الْكِتَابِ هَلْ تَنْقِمُونَ مِنَّا إِلَّا أَنْ آمَنَّا بِاللَّهِ وَمَا أُنْزِلَ إِلَيْنَا وَمَا أُنْزِلَ مِنْ قَبْلُ}}<ref>«و چون به نماز بانگ برآورید آن را به ریشخند و بازی می‌گیرند؛ این از آن روست که آنان گروهی هستند که خرد نمی‌ورزند بگو ای اهل کتاب! آیا جز از این رو با ما می‌ستیزید  که ما به خداوند و آنچه بر ما و آنچه از پیش فرو فرستاده شده است، ایمان داریم و بیشتر شما نافرمانید؟» سوره مائده، آیه ۵۸ ـ ۵۹</ref>، [[پذیرش اسلام]] و [[ایمان آوردن]] [[مسلمانان]] به [[قرآن]] و [[کتب آسمانی]] از یک سو و ناکامی [[یهود]] در رسیدن به اهداف خود از سوی دیگر آنان را بر آن داشت تا [[اسلام]] و [[دستورات]] آن را به [[تمسخر]] گرفته و از [[پیامبر]] و [[مسلمانان]] [[انتقام]] بگیرند<ref>ر.ک: ابوطالبی، محمد، انتقام، دائرةالمعارف قرآن کریم ج۴، ص؟؟؟</ref>.


==منابع==
==منابع==
۱۳۴٬۰۱۱

ویرایش