تکبر در اخلاق اسلامی: تفاوت میان نسخهها
جز
جایگزینی متن - ' ]]' به ' [['
جز (جایگزینی متن - ' ]]' به ' [[') |
|||
| خط ۳۰: | خط ۳۰: | ||
*[[قارون]] در شمار این مترفان بود، که سرانجام به [[مخالفت]] با [[انبیاء]]{{عم}}، و در نهایت به [[مخالفت]] با خود [[حضرت حق]] پرداخت؛ چه [[گمان]] میبرد که [[نعمتهای الهی]] که به او بخشیده شده، در اثر توانائیهای خود او بوده است و بس؛ و [[حضرت حق]] را در این میانه [[فضل]] و رحمتی نبوده است!: {{متن قرآن|قَالَ إِنَّمَا أُوتِيتُهُ عَلَى عِلْمٍ عِنْدِي}}<ref>«(قارون می) گفت: تنها برای دانشی که خود داشتم آن را به من دادهاند» سوره قصص، آیه ۷۸.</ref>؛ {{متن قرآن| إِنَّمَا أُوتِيتُهُ عَلَى عِلْمٍ}}<ref>«جز این نیست که (آن نعمت) برای دانشی (که داشتهام) به من داده شده است » سوره زمر، آیه ۴۹.</ref> | *[[قارون]] در شمار این مترفان بود، که سرانجام به [[مخالفت]] با [[انبیاء]]{{عم}}، و در نهایت به [[مخالفت]] با خود [[حضرت حق]] پرداخت؛ چه [[گمان]] میبرد که [[نعمتهای الهی]] که به او بخشیده شده، در اثر توانائیهای خود او بوده است و بس؛ و [[حضرت حق]] را در این میانه [[فضل]] و رحمتی نبوده است!: {{متن قرآن|قَالَ إِنَّمَا أُوتِيتُهُ عَلَى عِلْمٍ عِنْدِي}}<ref>«(قارون می) گفت: تنها برای دانشی که خود داشتم آن را به من دادهاند» سوره قصص، آیه ۷۸.</ref>؛ {{متن قرآن| إِنَّمَا أُوتِيتُهُ عَلَى عِلْمٍ}}<ref>«جز این نیست که (آن نعمت) برای دانشی (که داشتهام) به من داده شده است » سوره زمر، آیه ۴۹.</ref> | ||
*اینچنین افراد، در عرف [[قرآن کریم]] از حیوانات نیز پستتر شمرده شدهاند. دانشمندی که بهسبب دانشش از مراتب انسانیّت ساقط شده و در مهاوی کِبر گرفتار آمده است، در نظر [[قرآن کریم]] الاغ است و سگ!. به این [[آیه شریفه]] بنگرید: {{متن قرآن|مَثَلُ الَّذِينَ حُمِّلُوا التَّوْرَاةَ ثُمَّ لَمْ يَحْمِلُوهَا كَمَثَلِ الْحِمَارِ يَحْمِلُ أَسْفَارًا}}<ref>«داستان آنان که (عمل به) تورات بر دوش آنها نهاده شد اما زیر بار آن نرفتند همچون داستان درازگوشی است بر او کتابی چند» سوره جمعه، آیه ۵.</ref><ref>[[حسین مظاهری|مظاهری، حسین]]، [[دانش اخلاق اسلامی ج۲ (کتاب)|دانش اخلاق اسلامی]]، ج۲، ص ۱۷۵-۱۷۶.</ref>. | *اینچنین افراد، در عرف [[قرآن کریم]] از حیوانات نیز پستتر شمرده شدهاند. دانشمندی که بهسبب دانشش از مراتب انسانیّت ساقط شده و در مهاوی کِبر گرفتار آمده است، در نظر [[قرآن کریم]] الاغ است و سگ!. به این [[آیه شریفه]] بنگرید: {{متن قرآن|مَثَلُ الَّذِينَ حُمِّلُوا التَّوْرَاةَ ثُمَّ لَمْ يَحْمِلُوهَا كَمَثَلِ الْحِمَارِ يَحْمِلُ أَسْفَارًا}}<ref>«داستان آنان که (عمل به) تورات بر دوش آنها نهاده شد اما زیر بار آن نرفتند همچون داستان درازگوشی است بر او کتابی چند» سوره جمعه، آیه ۵.</ref><ref>[[حسین مظاهری|مظاهری، حسین]]، [[دانش اخلاق اسلامی ج۲ (کتاب)|دانش اخلاق اسلامی]]، ج۲، ص ۱۷۵-۱۷۶.</ref>. | ||
*پر واضح است که این دو عنوان، نه از [[باب ]][[دشنام]] که از [[باب ]][[حقیقت]] برای اینان بهکار رفته است؛ چه این [[رذیلت اخلاقی]] [[حقیقت]] آنان را به صورت سگ و الاغ در آورده از ماهیّت انسانی خارجشان ساخته است. و باز از همین روست که [[تکبّر]] و [[ظلم]] آنان، ذلّتی است که در [[قیامت]] دامنگیرشان خواهد شد: {{متن قرآن|وَلَا تَحْسَبَنَّ اللَّهَ غَافِلًا عَمَّا يَعْمَلُ الظَّالِمُونَ إِنَّمَا يُؤَخِّرُهُمْ لِيَوْمٍ تَشْخَصُ فِيهِ الْأَبْصَارُ}}<ref>«و خداوند را از آنچه ستمگران به جای میآورند غافل مپندار، جز این نیست که (عذاب) آنان را تا روزی که چشمها در آن خیره میگردد پس میافکند» سوره ابراهیم، آیه ۴۲.</ref>. | *پر واضح است که این دو عنوان، نه از [[باب]] [[دشنام]] که از [[باب]] [[حقیقت]] برای اینان بهکار رفته است؛ چه این [[رذیلت اخلاقی]] [[حقیقت]] آنان را به صورت سگ و الاغ در آورده از ماهیّت انسانی خارجشان ساخته است. و باز از همین روست که [[تکبّر]] و [[ظلم]] آنان، ذلّتی است که در [[قیامت]] دامنگیرشان خواهد شد: {{متن قرآن|وَلَا تَحْسَبَنَّ اللَّهَ غَافِلًا عَمَّا يَعْمَلُ الظَّالِمُونَ إِنَّمَا يُؤَخِّرُهُمْ لِيَوْمٍ تَشْخَصُ فِيهِ الْأَبْصَارُ}}<ref>«و خداوند را از آنچه ستمگران به جای میآورند غافل مپندار، جز این نیست که (عذاب) آنان را تا روزی که چشمها در آن خیره میگردد پس میافکند» سوره ابراهیم، آیه ۴۲.</ref>. | ||
*شگفت آنکه [[انسان]]، با آنکه [[ضعف]] خود را به تمامی و وضوح مشاهده میکند، امّا باز گاه [[نفس]] پلیدْ او را به چنین اعمالی وامیدارد، تا داعیهای فراتر از آنچه [[شأن]] اوست پیدا کرده بر [[خلقت]] خداوندی ترفُّع جوید. آیا [[انسان]] نمینگرد که درد یک انگشت او چسان به ذلّتش میافکند؟!، آیا نمیبیند که احتیاج به خورد و خفت چسان او را از خود بیتاب میکند؟!، آیا زیبائی [[انسان]] را جز شبی، و [[علم]] او را جز تبی برباد نمیدهد؟! و آیا تمامی این [[محاسن]]، در [[آتش]] جهنّم همچون سر بریان شده گوسفند، [[زشت]] و قبیح به نمایش در نمیآید: {{متن قرآن|كَلَّا إِنَّهَا لَظَى نَزَّاعَةً لِلشَّوَى تَدْعُو مَنْ أَدْبَرَ وَتَوَلَّى}}<ref>«هرگز! بیگمان، آن زبانهای از آتش است که پوست را برمیکند هر که را (از حق) رو گردانید و پشت کرد فرا میخواند» سوره معارج، آیه ۱۵-۱۷.</ref><ref>[[حسین مظاهری|مظاهری، حسین]]، [[دانش اخلاق اسلامی ج۲ (کتاب)|دانش اخلاق اسلامی]]، ج۲، ص ۱۷۶.</ref>. | *شگفت آنکه [[انسان]]، با آنکه [[ضعف]] خود را به تمامی و وضوح مشاهده میکند، امّا باز گاه [[نفس]] پلیدْ او را به چنین اعمالی وامیدارد، تا داعیهای فراتر از آنچه [[شأن]] اوست پیدا کرده بر [[خلقت]] خداوندی ترفُّع جوید. آیا [[انسان]] نمینگرد که درد یک انگشت او چسان به ذلّتش میافکند؟!، آیا نمیبیند که احتیاج به خورد و خفت چسان او را از خود بیتاب میکند؟!، آیا زیبائی [[انسان]] را جز شبی، و [[علم]] او را جز تبی برباد نمیدهد؟! و آیا تمامی این [[محاسن]]، در [[آتش]] جهنّم همچون سر بریان شده گوسفند، [[زشت]] و قبیح به نمایش در نمیآید: {{متن قرآن|كَلَّا إِنَّهَا لَظَى نَزَّاعَةً لِلشَّوَى تَدْعُو مَنْ أَدْبَرَ وَتَوَلَّى}}<ref>«هرگز! بیگمان، آن زبانهای از آتش است که پوست را برمیکند هر که را (از حق) رو گردانید و پشت کرد فرا میخواند» سوره معارج، آیه ۱۵-۱۷.</ref><ref>[[حسین مظاهری|مظاهری، حسین]]، [[دانش اخلاق اسلامی ج۲ (کتاب)|دانش اخلاق اسلامی]]، ج۲، ص ۱۷۶.</ref>. | ||
*آنان که [[عبادت]] را مایه [[تکبّر]] کردهاند نیز به [[ریا]] و منّت دچار شده، سرانجامی جز ورود به جهنّم نخواهند داشت: {{متن قرآن| لَا تُبْطِلُوا صَدَقَاتِكُمْ بِالْمَنِّ وَالْأَذَى كَالَّذِي يُنْفِقُ مَالَهُ رِئَاءَ النَّاسِ وَلَا يُؤْمِنُ بِاللَّهِ وَالْيَوْمِ الْآخِرِ}}<ref>«صدقههای خود را با منّت نهادن و آزردن تباه نسازید، همچون کسی که از سر نمایش دادن به مردم، دارایی خود را میبخشد و به خداوند و روز واپسین ایمان ندارد» سوره بقره، آیه ۲۶۴.</ref>. حال آیا [[شایسته]] است که [[انسان]] حتّی بهواسطه [[عبادات]] خود به دام این [[رذیلت]] پلید [[اخلاقی]] دچار شود؟!. | *آنان که [[عبادت]] را مایه [[تکبّر]] کردهاند نیز به [[ریا]] و منّت دچار شده، سرانجامی جز ورود به جهنّم نخواهند داشت: {{متن قرآن| لَا تُبْطِلُوا صَدَقَاتِكُمْ بِالْمَنِّ وَالْأَذَى كَالَّذِي يُنْفِقُ مَالَهُ رِئَاءَ النَّاسِ وَلَا يُؤْمِنُ بِاللَّهِ وَالْيَوْمِ الْآخِرِ}}<ref>«صدقههای خود را با منّت نهادن و آزردن تباه نسازید، همچون کسی که از سر نمایش دادن به مردم، دارایی خود را میبخشد و به خداوند و روز واپسین ایمان ندارد» سوره بقره، آیه ۲۶۴.</ref>. حال آیا [[شایسته]] است که [[انسان]] حتّی بهواسطه [[عبادات]] خود به دام این [[رذیلت]] پلید [[اخلاقی]] دچار شود؟!. | ||