اذلال: تفاوت میان نسخه‌ها

۴ بایت حذف‌شده ،  ‏۱۵ ژوئن ۲۰۲۰
جز
جایگزینی متن - 'سیره رسول خدا' به 'سیره رسول خدا'
(صفحه‌ای تازه حاوی «{{ویرایش غیرنهایی}} {{سیره معصوم}} <div style="padding: 0.0em 0em 0.0em;"> : <div style="background-color: rgb(252,...» ایجاد کرد)
 
جز (جایگزینی متن - 'سیره رسول خدا' به 'سیره رسول خدا')
خط ۱۳: خط ۱۳:


==[[خوار]] نشمردن دیگران در [[سیره]] و [[کلام]] [[نبی خاتم]]{{صل}}==  
==[[خوار]] نشمردن دیگران در [[سیره]] و [[کلام]] [[نبی خاتم]]{{صل}}==  
*در [[سیره]] [[رسول خدا]]{{صل}} رابطه با [[مردم]] بر مبنای [[عزت]] و [[کرامت]] صورت می‌گرفت و [[کرامت]] مداری‌شان در [[زندگی]] تا بدان پایه بود که آن [[حضرت]]{{صل}} از هر چیزی که به زیر پا گذاشتن [[کرامت]] و [[حرمت]] [[مردمان]] و [[تحقیر]] ‌شخصیت ارجمند [[انسان‌ها]] انجامد، [[برائت]] می‌جست و آن را به طور رسمی زیر پا می‌گذاشت. [[نقل]] شده است، ایشان در ایام حیاتشان اجازه دست‌بوسی و پابوسی به کسی نداد<ref>سید شرف الدین حسینی استر آبادی، تأویل الآیات، ص ۴۷۲ - ۴۷۳ و محمد باقر مجلسی، بحارالانوار، ج ۲۷، ص ۱۳۹.</ref> و هیچ گاه به [[مردم]] هر چند بی‌بضاعت و تنگدست، با دیده [[حقارت]] ننگریست و همیشه [[دعوت]] [[بندگان]] را می‌پذیرفت<ref>علی بن حسن طبرسی، مشکاة الانوار، ص ۱۵؛ محدث نوری، مستدرک الوسائل، ج ۸، ص ۲۶۸؛ ابوعیسی تزمذی، الشمائل المحمدیه، ص ۱۹۰؛ ابن عساکر ، تاریخ مدینه دمشق، ج۴، ص۷۹؛ ابن حزم، جوامع السیرة‌ النبویه، ص۳۲ و قاضی عیاض اندلسی، الشفا بتعریف حقوق المصطفی، ج۱، ص۲۶۳.</ref>. گاه، مهمان سفره‌ای می‌شد که در آن جو و دنبه‌ای بودار قرار داشت<ref>تاریخ مدینه دمشق، ج۴، ص۱۲۱ و الشمایل المحمدیه، ص۱۹۰.</ref>؛ اما هرگز کسی را که از او [[دعوت]] کرده‌ بود، [[تحقیر]] نکرد<ref>شیخ حر عاملی، وسائل الشیعه، ج۵، ‌ص۵۴.</ref><ref>[[سید علی اکبر حسینی ایمنی|حسینی ایمنی، سید علی اکبر]]، [[فرهنگنامه سیره پیامبر اعظم (کتاب)|فرهنگنامه سیره پیامبر اعظم]]، ص ۳۷۷.</ref>.
*در [[سیره رسول خدا]]{{صل}} رابطه با [[مردم]] بر مبنای [[عزت]] و [[کرامت]] صورت می‌گرفت و [[کرامت]] مداری‌شان در [[زندگی]] تا بدان پایه بود که آن [[حضرت]]{{صل}} از هر چیزی که به زیر پا گذاشتن [[کرامت]] و [[حرمت]] [[مردمان]] و [[تحقیر]] ‌شخصیت ارجمند [[انسان‌ها]] انجامد، [[برائت]] می‌جست و آن را به طور رسمی زیر پا می‌گذاشت. [[نقل]] شده است، ایشان در ایام حیاتشان اجازه دست‌بوسی و پابوسی به کسی نداد<ref>سید شرف الدین حسینی استر آبادی، تأویل الآیات، ص ۴۷۲ - ۴۷۳ و محمد باقر مجلسی، بحارالانوار، ج ۲۷، ص ۱۳۹.</ref> و هیچ گاه به [[مردم]] هر چند بی‌بضاعت و تنگدست، با دیده [[حقارت]] ننگریست و همیشه [[دعوت]] [[بندگان]] را می‌پذیرفت<ref>علی بن حسن طبرسی، مشکاة الانوار، ص ۱۵؛ محدث نوری، مستدرک الوسائل، ج ۸، ص ۲۶۸؛ ابوعیسی تزمذی، الشمائل المحمدیه، ص ۱۹۰؛ ابن عساکر ، تاریخ مدینه دمشق، ج۴، ص۷۹؛ ابن حزم، جوامع السیرة‌ النبویه، ص۳۲ و قاضی عیاض اندلسی، الشفا بتعریف حقوق المصطفی، ج۱، ص۲۶۳.</ref>. گاه، مهمان سفره‌ای می‌شد که در آن جو و دنبه‌ای بودار قرار داشت<ref>تاریخ مدینه دمشق، ج۴، ص۱۲۱ و الشمایل المحمدیه، ص۱۹۰.</ref>؛ اما هرگز کسی را که از او [[دعوت]] کرده‌ بود، [[تحقیر]] نکرد<ref>شیخ حر عاملی، وسائل الشیعه، ج۵، ‌ص۵۴.</ref><ref>[[سید علی اکبر حسینی ایمنی|حسینی ایمنی، سید علی اکبر]]، [[فرهنگنامه سیره پیامبر اعظم (کتاب)|فرهنگنامه سیره پیامبر اعظم]]، ص ۳۷۷.</ref>.
*ایشان برای [[احترام]] نهادن به [[اصحاب]]، آنان را به [[کنیه]] صدا می‌زد و آنان را به نامی می‌خواند که بیشتر [[دوست]] داشتند<ref>الشفا بتعریف حقوق المصطفی، ج ۱، ص ۲۴۸ - ۲۴۹؛ ابن سید الناس، عیون الاثر، ج ۲، ص ۴۰۰ و ابوالفرج شافعی حلبی، السیرة الحلبیه، ج ۳، ص ۴۷۹.</ref>. آن [[حضرت]]، [[اسامی]] و کنیه‌های [[حقارت]] آور و نامناسب [[مسلمانان]] راتغییر می‌داد<ref>در منابع تاریخی و رجالی از افراد بسیاری نام برده شده است که رسول خدا{{صل}} اسامی نامناسبشان را به اسامی زیبا تغییر داد؛ مثلا آن حضرت، نام بره بنت حارث را به جویریه (أحمد بن یحیی بلاذری، انساب الاشراف، ج ۱، ص ۴۴۲؛ ابن سعد، الطبقات الکبری، ج ۸، ص ۹۴ و...) و اسامی عبدالعزی بن صفوان و عبد نهم بن صفوان را به ترتیب، به عبدالله و عبدالرحمن (ابن اثیر، اسدالغابه، ج ۳، ص ۱۷۷) و عبدالعزی بن عبدالله را به عبدالرحمن (ابن عبدالبر، الاستیعاب، ج ۲، ص ۸۳۸ - ۸۳۹) و... تغییر نام داد.</ref> و برای کسانی که [[کنیه]] نداشتند،‌ [[کنیه]] قرار می‌داد و [[مردم]] نیز آنها را به همان [[کنیه]] صدا می‌زدند. آن [[حضرت]] برای [[زنان]] و [[کودکان]] نیز [[کنیه]] قرار می‌دادند<ref>محمد حسین طباطبایی، سنن النبی، ص ۵۲ - ۵۳: عبدالله بن سعید عبادی لحجی، منتهی السؤل علی وسائل الوصول إلی شمائل الرسول{{صل}}، ج ۲، ص ۴۳۳ و یوسف بن اسماعیل النبهانی، وسائل الوصول الی شمائل الرسول{{صل}} ص۲۰۷.</ref>. [[رسول اکرم]]{{صل}} در ایام حیاتشان،‌ هرگز مسلمانی را نفرین نکرد<ref>الطبقات الکبری، ج ۱، ص ۲۷۶؛ الشفا بتعریف حقوق المصطفی، ج ۲، ص ۴۴۱ و ابوبکر بیهقی، دلائل النبوه، ج ۱، ص ۳۱۴.</ref> و به کسی [[ناسزا]] نگفت و [[دشنام]] نداد<ref>.الطبقات الکبری، ص ۲۷۴، الشفا بتعریف حقوق المصطفی، ج ۲، ص ۴۴۱ و دلائل النبوه، ج ۱، ص ۳۱۴.</ref> و خدمتکار یا همسری را نزد<ref>الطبقات الکبری، ص ۲۷۶؛ الشفا بتعریف حقوق المصطفی، ج ۱، ص ۲۲۶ و تاریخ مدینه دمشق، ج ۴، ص ۲۶.</ref><ref>[[سید علی اکبر حسینی ایمنی|حسینی ایمنی، سید علی اکبر]]، [[فرهنگنامه سیره پیامبر اعظم (کتاب)|فرهنگنامه سیره پیامبر اعظم]]، ص ۳۷۷-۳۷۸.</ref>.
*ایشان برای [[احترام]] نهادن به [[اصحاب]]، آنان را به [[کنیه]] صدا می‌زد و آنان را به نامی می‌خواند که بیشتر [[دوست]] داشتند<ref>الشفا بتعریف حقوق المصطفی، ج ۱، ص ۲۴۸ - ۲۴۹؛ ابن سید الناس، عیون الاثر، ج ۲، ص ۴۰۰ و ابوالفرج شافعی حلبی، السیرة الحلبیه، ج ۳، ص ۴۷۹.</ref>. آن [[حضرت]]، [[اسامی]] و کنیه‌های [[حقارت]] آور و نامناسب [[مسلمانان]] راتغییر می‌داد<ref>در منابع تاریخی و رجالی از افراد بسیاری نام برده شده است که رسول خدا{{صل}} اسامی نامناسبشان را به اسامی زیبا تغییر داد؛ مثلا آن حضرت، نام بره بنت حارث را به جویریه (أحمد بن یحیی بلاذری، انساب الاشراف، ج ۱، ص ۴۴۲؛ ابن سعد، الطبقات الکبری، ج ۸، ص ۹۴ و...) و اسامی عبدالعزی بن صفوان و عبد نهم بن صفوان را به ترتیب، به عبدالله و عبدالرحمن (ابن اثیر، اسدالغابه، ج ۳، ص ۱۷۷) و عبدالعزی بن عبدالله را به عبدالرحمن (ابن عبدالبر، الاستیعاب، ج ۲، ص ۸۳۸ - ۸۳۹) و... تغییر نام داد.</ref> و برای کسانی که [[کنیه]] نداشتند،‌ [[کنیه]] قرار می‌داد و [[مردم]] نیز آنها را به همان [[کنیه]] صدا می‌زدند. آن [[حضرت]] برای [[زنان]] و [[کودکان]] نیز [[کنیه]] قرار می‌دادند<ref>محمد حسین طباطبایی، سنن النبی، ص ۵۲ - ۵۳: عبدالله بن سعید عبادی لحجی، منتهی السؤل علی وسائل الوصول إلی شمائل الرسول{{صل}}، ج ۲، ص ۴۳۳ و یوسف بن اسماعیل النبهانی، وسائل الوصول الی شمائل الرسول{{صل}} ص۲۰۷.</ref>. [[رسول اکرم]]{{صل}} در ایام حیاتشان،‌ هرگز مسلمانی را نفرین نکرد<ref>الطبقات الکبری، ج ۱، ص ۲۷۶؛ الشفا بتعریف حقوق المصطفی، ج ۲، ص ۴۴۱ و ابوبکر بیهقی، دلائل النبوه، ج ۱، ص ۳۱۴.</ref> و به کسی [[ناسزا]] نگفت و [[دشنام]] نداد<ref>.الطبقات الکبری، ص ۲۷۴، الشفا بتعریف حقوق المصطفی، ج ۲، ص ۴۴۱ و دلائل النبوه، ج ۱، ص ۳۱۴.</ref> و خدمتکار یا همسری را نزد<ref>الطبقات الکبری، ص ۲۷۶؛ الشفا بتعریف حقوق المصطفی، ج ۱، ص ۲۲۶ و تاریخ مدینه دمشق، ج ۴، ص ۲۶.</ref><ref>[[سید علی اکبر حسینی ایمنی|حسینی ایمنی، سید علی اکبر]]، [[فرهنگنامه سیره پیامبر اعظم (کتاب)|فرهنگنامه سیره پیامبر اعظم]]، ص ۳۷۷-۳۷۸.</ref>.
*در محضر [[رسول خدا]]{{صل}} کسی حقیر شمرده نمی‌شد و در مجلسش آبروی کسی ریخته نمی‌شد<ref>شیخ صدوق، عیون اخبار الرضا{{ع}}، ۱۳۷۸، ج ۱، ص ۳۱۸ - ۳۱۹ و تاج الدین شعیری، جامع الاخبار، ص ۸۲ -۸۳.</ref> و مسکینی به خاطر تهیدستی و یا بیماری‌اش کوچک شمرده نمی‌شد<ref>سنن النبی، ص۳۸.</ref>؛ [[پیامبر خاتم]]{{صل}} چیزی را حقیر می‌شمرد که [[خدا]] حقیر می‌دانست<ref>نهج البلاغه، ص۲۲۷.</ref> و می‌فرمود: "هر کس مرد یا [[زن]] مؤمنی را به سبب تهیدستی یا کم بضاعتی [[خوار]] شمارد، [[خداوند متعال]] در [[روز قیامت]]، او را انگشت نمای [[مردم]] ساخته، رسوایش می‌کند"<ref>عیون اخبار الرضا{{ع}}، ج ۲، ص ۳۳؛ جامع الاخبار، ص ۱۱۱ و محمد بن حسن فتال نیشابوری، روضة الواعظین، ج ۲، ص ۴۵۴.</ref>. آن [[حضرت]]، [[مسلمانان]] را نیز از [[تحقیر]] دیگران برحذر داشته، می‌فرمود: "مبادا فردی از [[مسلمانان]] را کوچک بشمارید و [[تحقیر]] کنید! چراکه کوچک آنان نیز نزد [[خداوند]] بزرگ است"<ref>ورام ابن ابی فراس، مجموعه ورام، ج ۱، ص ۳۱ و المتقی الهندی، کنزالعمال، ج ۱۶، ص ۱۶.</ref>. همچنین می‌فرمود: برای مرد، همین [[شر]] بس که [[برادر]] [[مسلمان]] خویش را [[تحقیر]] کند"<ref>نهج الفصاحه، ص ۶۱۲؛ مجموعه ورام، ج ۲، ص ۱۲۲؛ احمد بن حنبل، مسند احمد، ج ۲، ص ۲۷۷ و مسلم نیشابوری، صحیح، ج ۸، ص ۱۱.</ref>. ایشان بزرگ‌ترین گردن فرازی و [[تکبر]] را [[خوار]] شمردن مخلوق می‌دانست و می‌فرمود: {{متن حدیث|انَّ أَعْظَمَ الْكِبْرِ غَمْصُ الْخَلْقِ وَ سَفَهُ الْخُلُقِ}}<ref>کلینی، الکافی، ج ۲، ص ۳۱۰؛ شیخ صدوق، معانی الاخبار، ص ۲۴۲ و شهید ثانی، منیة المرید، ص ۳۳۰.</ref><ref>[[سید علی اکبر حسینی ایمنی|حسینی ایمنی، سید علی اکبر]]، [[فرهنگنامه سیره پیامبر اعظم (کتاب)|فرهنگنامه سیره پیامبر اعظم]]، ص ۳۷۹-۳۸۰.</ref>.
*در محضر [[رسول خدا]]{{صل}} کسی حقیر شمرده نمی‌شد و در مجلسش آبروی کسی ریخته نمی‌شد<ref>شیخ صدوق، عیون اخبار الرضا{{ع}}، ۱۳۷۸، ج ۱، ص ۳۱۸ - ۳۱۹ و تاج الدین شعیری، جامع الاخبار، ص ۸۲ -۸۳.</ref> و مسکینی به خاطر تهیدستی و یا بیماری‌اش کوچک شمرده نمی‌شد<ref>سنن النبی، ص۳۸.</ref>؛ [[پیامبر خاتم]]{{صل}} چیزی را حقیر می‌شمرد که [[خدا]] حقیر می‌دانست<ref>نهج البلاغه، ص۲۲۷.</ref> و می‌فرمود: "هر کس مرد یا [[زن]] مؤمنی را به سبب تهیدستی یا کم بضاعتی [[خوار]] شمارد، [[خداوند متعال]] در [[روز قیامت]]، او را انگشت نمای [[مردم]] ساخته، رسوایش می‌کند"<ref>عیون اخبار الرضا{{ع}}، ج ۲، ص ۳۳؛ جامع الاخبار، ص ۱۱۱ و محمد بن حسن فتال نیشابوری، روضة الواعظین، ج ۲، ص ۴۵۴.</ref>. آن [[حضرت]]، [[مسلمانان]] را نیز از [[تحقیر]] دیگران برحذر داشته، می‌فرمود: "مبادا فردی از [[مسلمانان]] را کوچک بشمارید و [[تحقیر]] کنید! چراکه کوچک آنان نیز نزد [[خداوند]] بزرگ است"<ref>ورام ابن ابی فراس، مجموعه ورام، ج ۱، ص ۳۱ و المتقی الهندی، کنزالعمال، ج ۱۶، ص ۱۶.</ref>. همچنین می‌فرمود: برای مرد، همین [[شر]] بس که [[برادر]] [[مسلمان]] خویش را [[تحقیر]] کند"<ref>نهج الفصاحه، ص ۶۱۲؛ مجموعه ورام، ج ۲، ص ۱۲۲؛ احمد بن حنبل، مسند احمد، ج ۲، ص ۲۷۷ و مسلم نیشابوری، صحیح، ج ۸، ص ۱۱.</ref>. ایشان بزرگ‌ترین گردن فرازی و [[تکبر]] را [[خوار]] شمردن مخلوق می‌دانست و می‌فرمود: {{متن حدیث|انَّ أَعْظَمَ الْكِبْرِ غَمْصُ الْخَلْقِ وَ سَفَهُ الْخُلُقِ}}<ref>کلینی، الکافی، ج ۲، ص ۳۱۰؛ شیخ صدوق، معانی الاخبار، ص ۲۴۲ و شهید ثانی، منیة المرید، ص ۳۳۰.</ref><ref>[[سید علی اکبر حسینی ایمنی|حسینی ایمنی، سید علی اکبر]]، [[فرهنگنامه سیره پیامبر اعظم (کتاب)|فرهنگنامه سیره پیامبر اعظم]]، ص ۳۷۹-۳۸۰.</ref>.
۲۲۴٬۸۴۴

ویرایش