پرش به محتوا

ضرورت وجود مفسر قرآن: تفاوت میان نسخه‌ها

جز
جایگزینی متن - 'دقیق' به 'دقیقه'
جز (جایگزینی متن - 'دقیق' به 'دقیقه')
خط ۲۵: خط ۲۵:
*این همه، نشان‌دهنده آن است که [[آیات]] مختلف [[قرآن]]، از [[حقیقت]] [[روح]] واحدی نشأت گرفته است و بر این مبنا، مفسّر [[قرآن]] نیز باید متّصل به [[حقیقت]] و مبدأ این کتاب باشد؛ تا [[اختلاف]] در [[تفسیر]] و [[تبیین]] [[آیات]] گوناگون آن رخ ندهد<ref>[[محمد تقی فیاض‌بخش|فیاض‌بخش، محمد تقی]] و [[فرید محسنی|محسنی، فرید]]، [[ولایت و امامت از منظر عقل و نقل ج۱ (کتاب)|ولایت و امامت از منظر عقل و نقل]]، ج۱، ص:۳۲۴-۳۲۷.</ref>.
*این همه، نشان‌دهنده آن است که [[آیات]] مختلف [[قرآن]]، از [[حقیقت]] [[روح]] واحدی نشأت گرفته است و بر این مبنا، مفسّر [[قرآن]] نیز باید متّصل به [[حقیقت]] و مبدأ این کتاب باشد؛ تا [[اختلاف]] در [[تفسیر]] و [[تبیین]] [[آیات]] گوناگون آن رخ ندهد<ref>[[محمد تقی فیاض‌بخش|فیاض‌بخش، محمد تقی]] و [[فرید محسنی|محسنی، فرید]]، [[ولایت و امامت از منظر عقل و نقل ج۱ (کتاب)|ولایت و امامت از منظر عقل و نقل]]، ج۱، ص:۳۲۴-۳۲۷.</ref>.
==[[نیازمندی]] [[قرآن]] به مبیّن و [[مفسر]]==
==[[نیازمندی]] [[قرآن]] به مبیّن و [[مفسر]]==
*هر کتاب [[علمی]] عمیقی، به تناسب عمق و محتوای بلندی که دارد، محتاج به یک معلّم و [[مفسر]] است. جداکردن [[مفسر]] یک متن [[دقیق]] از آن، به منزله کنار گذاشتن اصل آن کتاب و [[محروم]] ساختن خود از [[معارف]] بلند آن است؛ برای مثال، اگر کسی گنجینه گران‌بهایی را به همراه داشته باشد، ولی کلید رمزگشای آن را نداشته باشد، عملاً با کسی که فاقد آن گنج است، در یک مرتبه قرار دارد و هر دو نسبت به عدم بهره‌مندی از ذخائر آن دفینه یکسانند؛ هرچند که [[تأسّف]] اوّلی بیش از دومی است. این اصل در [[ارتباط]] با [[قرآن]] و [[فهم]] [[معارف]] بلند آن، به طریق اولی جاری است؛ یعنی [[نیاز]] به مبیّن [[قرآن]]، نه فقط در [[آیات]] [[متشابه]] و اختلاف‌برانگیز آن، بلکه درباره سایر [[آیات الهی]] نیز وجود دارد؛ زیرا [[قرآن]] [[کلام]] [[حق]] و دریای بی‌انتهایی به [[عظمت]] صاحب آن است که هر غوّاصی با هر [[میزان]] مهارتی در آن غواصی کند، هرگز به ژرفای آن نمی‌رسد.
*هر کتاب [[علمی]] عمیقی، به تناسب عمق و محتوای بلندی که دارد، محتاج به یک معلّم و [[مفسر]] است. جداکردن [[مفسر]] یک متن دقیقه از آن، به منزله کنار گذاشتن اصل آن کتاب و [[محروم]] ساختن خود از [[معارف]] بلند آن است؛ برای مثال، اگر کسی گنجینه گران‌بهایی را به همراه داشته باشد، ولی کلید رمزگشای آن را نداشته باشد، عملاً با کسی که فاقد آن گنج است، در یک مرتبه قرار دارد و هر دو نسبت به عدم بهره‌مندی از ذخائر آن دفینه یکسانند؛ هرچند که [[تأسّف]] اوّلی بیش از دومی است. این اصل در [[ارتباط]] با [[قرآن]] و [[فهم]] [[معارف]] بلند آن، به طریق اولی جاری است؛ یعنی [[نیاز]] به مبیّن [[قرآن]]، نه فقط در [[آیات]] [[متشابه]] و اختلاف‌برانگیز آن، بلکه درباره سایر [[آیات الهی]] نیز وجود دارد؛ زیرا [[قرآن]] [[کلام]] [[حق]] و دریای بی‌انتهایی به [[عظمت]] صاحب آن است که هر غوّاصی با هر [[میزان]] مهارتی در آن غواصی کند، هرگز به ژرفای آن نمی‌رسد.
*[[مقداد بن اسود]] [[نقل]] می‌کند که روزی [[رسول اکرم]]{{صل}} درباره [[دنیا]] و فتنه‌های روزگار هشدار دادند و فرمودند: {{متن حدیث|أَيُّهَا النَّاسُ إِنَّكُمْ فِي دَارِ هُدْنَةٍ وَ أَنْتُمْ عَلَى ظَهْرِ سَفَرٍ وَ السَّيْرُ بِكُمْ سَرِيعٌ وَ قَدْ رَأَيْتُمُ اللَّيْلَ وَ النَّهَارَ وَ الشَّمْسَ وَ الْقَمَرَ يُبْلِيَانِ كُلَّ جَدِيدٍ وَ يُقَرِّبَانِ كُلَّ بَعِيدٍ وَ يَأْتِيَانِ بِكُلِّ مَوْعُودٍ فَأَعِدُّوا الْجَهَازَ لِبُعْدِ الْمَجَازِ}}. مراد از {{متن حدیث|دَارِ هُدْنَةٍ}} در این [[روایت]]، عالم [[دنیا]] است که به حسب ظاهر تلاطمی در آن نیست و سرای [[آرامش]] است، در حالی که به دنبال آن منزل [[آخرت]] است که برای غافلان و مقصّران در [[هدایت]]، سراسر دار [[اضطراب]] و غصه و ناآرامی است. لذا [[مقداد]] پرسید: {{متن حدیث|يَا رَسُولَ اللَّهِ{{صل}} وَ مَا دَارُ الْهُدْنَةِ؟}} [[رسول اکرم]]{{صل}} پاسخ دادند: "روزگار [[زندگی]] شما در [[دنیا]] است که سرای عبور است و مدّت آن نسبت به [[آخرت]] بسیار کوتاه است و شما به این معبر آمدید تا از آن به [[سلامت]] عبور کنید و خود را به [[روزگار رهایی]] و [[سعادت]] [[حقیقی]] و دار قرار برسانید".
*[[مقداد بن اسود]] [[نقل]] می‌کند که روزی [[رسول اکرم]]{{صل}} درباره [[دنیا]] و فتنه‌های روزگار هشدار دادند و فرمودند: {{متن حدیث|أَيُّهَا النَّاسُ إِنَّكُمْ فِي دَارِ هُدْنَةٍ وَ أَنْتُمْ عَلَى ظَهْرِ سَفَرٍ وَ السَّيْرُ بِكُمْ سَرِيعٌ وَ قَدْ رَأَيْتُمُ اللَّيْلَ وَ النَّهَارَ وَ الشَّمْسَ وَ الْقَمَرَ يُبْلِيَانِ كُلَّ جَدِيدٍ وَ يُقَرِّبَانِ كُلَّ بَعِيدٍ وَ يَأْتِيَانِ بِكُلِّ مَوْعُودٍ فَأَعِدُّوا الْجَهَازَ لِبُعْدِ الْمَجَازِ}}. مراد از {{متن حدیث|دَارِ هُدْنَةٍ}} در این [[روایت]]، عالم [[دنیا]] است که به حسب ظاهر تلاطمی در آن نیست و سرای [[آرامش]] است، در حالی که به دنبال آن منزل [[آخرت]] است که برای غافلان و مقصّران در [[هدایت]]، سراسر دار [[اضطراب]] و غصه و ناآرامی است. لذا [[مقداد]] پرسید: {{متن حدیث|يَا رَسُولَ اللَّهِ{{صل}} وَ مَا دَارُ الْهُدْنَةِ؟}} [[رسول اکرم]]{{صل}} پاسخ دادند: "روزگار [[زندگی]] شما در [[دنیا]] است که سرای عبور است و مدّت آن نسبت به [[آخرت]] بسیار کوتاه است و شما به این معبر آمدید تا از آن به [[سلامت]] عبور کنید و خود را به [[روزگار رهایی]] و [[سعادت]] [[حقیقی]] و دار قرار برسانید".
*ایشان با این مقدّمه، در بیانی بلند و وصیّت‌گونه، خطاب به همه [[امّت اسلام]] فرمودند: {{متن حدیث|فَإِذَا الْتَبَسَتْ عَلَيْكُمُ الْفِتَنُ كَقِطَعِ اللَّيْلِ الْمُظْلِمِ فَعَلَيْكُمْ بِالْقُرْآنِ}}.
*ایشان با این مقدّمه، در بیانی بلند و وصیّت‌گونه، خطاب به همه [[امّت اسلام]] فرمودند: {{متن حدیث|فَإِذَا الْتَبَسَتْ عَلَيْكُمُ الْفِتَنُ كَقِطَعِ اللَّيْلِ الْمُظْلِمِ فَعَلَيْكُمْ بِالْقُرْآنِ}}.
۲۲۷٬۳۸۰

ویرایش