محمد بن علی شلمغانی: تفاوت میان نسخه‌ها

جز
جایگزینی متن - 'مذهب امامیه' به 'مذهب امامیه'
بدون خلاصۀ ویرایش
جز (جایگزینی متن - 'مذهب امامیه' به 'مذهب امامیه')
خط ۵: خط ۵:
==مقدمه==
==مقدمه==
*[[شلمغانی]] سخنانی از خود می‌‏ساخت و به [[حسین بن روح]] و دیگر نایبان نسبت می‏‌داد<ref>  ر. ک: نعمت اللّه صفری فروشانی، غالیان،ص ۱۳۶</ref>
*[[شلمغانی]] سخنانی از خود می‌‏ساخت و به [[حسین بن روح]] و دیگر نایبان نسبت می‏‌داد<ref>  ر. ک: نعمت اللّه صفری فروشانی، غالیان،ص ۱۳۶</ref>
*وی پیش‏تر کتاب‌‏های بسیاری داشت و در آن‏ها، انبوه روایاتی را که از [[امامان]]{{عم}} شنیده بود، گردآوری و دسته بندی کرده بود<ref>احمد بن علی نجاشی، رجال النجاشی، ج ۲، ص ۲۳۹</ref>، اما هنگامی که راه [[انحراف]] و ارتجاع در پیش گرفت و در [[اندیشه]]، [[عقیده]] و عمل دگرگون شد، در [[روایات]] تغییراتی پدید می‌‏آورد؛ هرچه می‌‏خواست بر آن‏ها می‌‏افزود و هرچه دلخواه او بود، کم می‏‌کرد. [[نجاشی]] در [[رجال]] خود درباره وی می‏‌نویسد: "[[ابو جعفر]] [[محمد بن علی شلمغانی]] از [[پیروان]] [[مذهب]] [[امامیه]] بود؛ اما رشک و [[حسد]] بر [[جایگاه]] [[ابو القاسم حسین بن روح]]، وی را بر آن داشت که ترک [[مذهب]] [[امامیه]] گوید و داخل کیش‏ه‌ای مردود شود؛ تا بدان جا که از طرف [[امام غایب]]، توقیعاتی بر ضد او صادر شد. سرانجام به امر [[سلطان]] [[دولت]] به دار آویخته شد<ref>احمد بن علی نجاشی، رجال النجاشی، ج ۲، ص ۲۹۴</ref>.  
*وی پیش‏تر کتاب‌‏های بسیاری داشت و در آن‏ها، انبوه روایاتی را که از [[امامان]]{{عم}} شنیده بود، گردآوری و دسته بندی کرده بود<ref>احمد بن علی نجاشی، رجال النجاشی، ج ۲، ص ۲۳۹</ref>، اما هنگامی که راه [[انحراف]] و ارتجاع در پیش گرفت و در [[اندیشه]]، [[عقیده]] و عمل دگرگون شد، در [[روایات]] تغییراتی پدید می‌‏آورد؛ هرچه می‌‏خواست بر آن‏ها می‌‏افزود و هرچه دلخواه او بود، کم می‏‌کرد. [[نجاشی]] در [[رجال]] خود درباره وی می‏‌نویسد: "[[ابو جعفر]] [[محمد بن علی شلمغانی]] از [[پیروان]] [[مذهب امامیه]] بود؛ اما رشک و [[حسد]] بر [[جایگاه]] [[ابو القاسم حسین بن روح]]، وی را بر آن داشت که ترک [[مذهب امامیه]] گوید و داخل کیش‏ه‌ای مردود شود؛ تا بدان جا که از طرف [[امام غایب]]، توقیعاتی بر ضد او صادر شد. سرانجام به امر [[سلطان]] [[دولت]] به دار آویخته شد<ref>احمد بن علی نجاشی، رجال النجاشی، ج ۲، ص ۲۹۴</ref>.  
*[[مردم]] پس از صدور [[لعن شلمغانی]]، نزد [[حسین بن روح]] رفته گفتند: "خانه‌‏های ما از آثار [[شلمغانی]] انباشته است؛ چه کنیم؟ وی گفت: نظر من، درباره کتاب‌‏های او همان چیزی است که [[امام عسکری]]{{ع}} درباره کتاب‌‏های بنی فضّال فرمود: " [[اعتقادات]] آنان را کنار گذارید و آنچه [[نقل]] کرده‏‌اند، بپذیرید"<ref>[[شیخ طوسی]]، کتاب الغیبة، ص ۳۸۷.</ref>.
*[[مردم]] پس از صدور [[لعن شلمغانی]]، نزد [[حسین بن روح]] رفته گفتند: "خانه‌‏های ما از آثار [[شلمغانی]] انباشته است؛ چه کنیم؟ وی گفت: نظر من، درباره کتاب‌‏های او همان چیزی است که [[امام عسکری]]{{ع}} درباره کتاب‌‏های بنی فضّال فرمود: " [[اعتقادات]] آنان را کنار گذارید و آنچه [[نقل]] کرده‏‌اند، بپذیرید"<ref>[[شیخ طوسی]]، کتاب الغیبة، ص ۳۸۷.</ref>.
*[[شیخ طوسی]] سبب کشته شدن [[شلمغانی]] را چنین دانسته است: زمانی که [[ابو القاسم حسین بن روح]] او را آشکارا نفرین کرد و همه‏ جا شهرت یافت و [[مردم]] از وی دوری جستند، تمام [[شیعیان]] از او برحذر بودند؛ به طوری که نتوانست به نیرنگ‌‏های خود ادامه دهد. روزی در محفلی که سران [[شیعه]] حاضر بودند و همه نفرین [[شلمغانی]] و دوری از او را از [[ابو القاسم حسین بن روح]] [[نقل]] می‏‌کردند، [[شلمغانی]] به حاضران گفت: من و او [[حسین بن روح]] را در جایی بخواهید، تا من دست او و او هم دست مرا بگیرد و در [[حق]] یک‏دیگر نفرین کنیم. اگر [[آتش]] نیامد و او را نسوزاند، هرچه او درباره من گفته، درست است. این خبر در خانه ابن مقله اتفاق افتاد و از آن‏جا به گوش {{عربی|" الرَّاضِي‏ بِاللَّهِ‏ ‏‏"}} [[خلیفه عباسی]] رسید. "[[راضی]]" هم [[دستور]] داد او را دستگیر کرده و به قتل رساندند؛ بدین‏‌گونه [[شیعیان]] از شرّ او راحت شدند<ref>[[شیخ طوسی]]، کتاب الغیبة، ص ۴۰۶</ref>. این اتفاق، سال ۳۲۳ ق رخ داد<ref>[[شیخ طوسی]]، کتاب الغیبة، ص ۴۱۲</ref><ref>[[خدامراد سلیمیان|سلیمیان، خدامراد]]، [[فرهنگ‌نامه مهدویت (کتاب)|فرهنگ‌نامه مهدویت]]، ص ۳۸۳ - ۳۸۵.</ref>.
*[[شیخ طوسی]] سبب کشته شدن [[شلمغانی]] را چنین دانسته است: زمانی که [[ابو القاسم حسین بن روح]] او را آشکارا نفرین کرد و همه‏ جا شهرت یافت و [[مردم]] از وی دوری جستند، تمام [[شیعیان]] از او برحذر بودند؛ به طوری که نتوانست به نیرنگ‌‏های خود ادامه دهد. روزی در محفلی که سران [[شیعه]] حاضر بودند و همه نفرین [[شلمغانی]] و دوری از او را از [[ابو القاسم حسین بن روح]] [[نقل]] می‏‌کردند، [[شلمغانی]] به حاضران گفت: من و او [[حسین بن روح]] را در جایی بخواهید، تا من دست او و او هم دست مرا بگیرد و در [[حق]] یک‏دیگر نفرین کنیم. اگر [[آتش]] نیامد و او را نسوزاند، هرچه او درباره من گفته، درست است. این خبر در خانه ابن مقله اتفاق افتاد و از آن‏جا به گوش {{عربی|" الرَّاضِي‏ بِاللَّهِ‏ ‏‏"}} [[خلیفه عباسی]] رسید. "[[راضی]]" هم [[دستور]] داد او را دستگیر کرده و به قتل رساندند؛ بدین‏‌گونه [[شیعیان]] از شرّ او راحت شدند<ref>[[شیخ طوسی]]، کتاب الغیبة، ص ۴۰۶</ref>. این اتفاق، سال ۳۲۳ ق رخ داد<ref>[[شیخ طوسی]]، کتاب الغیبة، ص ۴۱۲</ref><ref>[[خدامراد سلیمیان|سلیمیان، خدامراد]]، [[فرهنگ‌نامه مهدویت (کتاب)|فرهنگ‌نامه مهدویت]]، ص ۳۸۳ - ۳۸۵.</ref>.
۲۲۴٬۸۹۸

ویرایش