کارکردهای نبوت: تفاوت میان نسخهها
←دلیل نیازمندی به نبوت
| خط ۳۴: | خط ۳۴: | ||
# بسط [[عدالت اجتماعی]] و [[رهبری سیاسی]] و [[اجتماعی]] <ref>[[محمد سعیدی مهر|سعیدی مهر، محمد]]، [[آموزش کلام اسلامی ج۲ (کتاب)|آموزش کلام اسلامی، ج۲]]، ج۲، ص ۱۷ و ۱۸.</ref>: یکى دیگر از [[برکات]] وجود [[انبیاء]] در میان [[مردم]] این است که در صورت فراهم بودن شرایط لازم، رهبرى اجتماعى و سیاسى و قضائى [[مردم]] را به عهده مىگیرند. و بدیهى است که [[رهبر معصوم]]، یکى از بزرگترین نعمتهاى الهى براى [[جامعه]] مىباشد و بهوسیله او جلو بسیارى از نابسامانیهاى اجتماعى گرفته مىشود و [[جامعه]] از [[اختلاف]] و پراکندگى و کجروى [[نجات]] مىیابد و به سوى کمال مطلوب رهبرى مىگردد<ref> محمد تقی مصباح یزدی، آموزش عقاید</ref>. | # بسط [[عدالت اجتماعی]] و [[رهبری سیاسی]] و [[اجتماعی]] <ref>[[محمد سعیدی مهر|سعیدی مهر، محمد]]، [[آموزش کلام اسلامی ج۲ (کتاب)|آموزش کلام اسلامی، ج۲]]، ج۲، ص ۱۷ و ۱۸.</ref>: یکى دیگر از [[برکات]] وجود [[انبیاء]] در میان [[مردم]] این است که در صورت فراهم بودن شرایط لازم، رهبرى اجتماعى و سیاسى و قضائى [[مردم]] را به عهده مىگیرند. و بدیهى است که [[رهبر معصوم]]، یکى از بزرگترین نعمتهاى الهى براى [[جامعه]] مىباشد و بهوسیله او جلو بسیارى از نابسامانیهاى اجتماعى گرفته مىشود و [[جامعه]] از [[اختلاف]] و پراکندگى و کجروى [[نجات]] مىیابد و به سوى کمال مطلوب رهبرى مىگردد<ref> محمد تقی مصباح یزدی، آموزش عقاید</ref>. | ||
==دلیل نیازمندی به نبوت== | ==[[دلیل]] [[نیازمندی]] به [[نبوت]]== | ||
اگر قبول کنیم زندگی بشر با مردنش در این دنیا پایان نمیپذیرد و نشئه دیگری وجود دارد، بدون شک علم و عقل بشر برای تحقیق در مسائل آخرت و تشخیص منافع و مضراتش کافی نیست. حتی اصل وجود چنین جهانی نه صد درصد قابل اثبات است و نه صد درصد قابل نفی. لذا نیاز به [[انبیا]] در مسائل اخروی جای بحثی ندارد. اما علاوه بر این، | *اگر قبول کنیم [[زندگی]] [[بشر]] با مردنش در این [[دنیا]] پایان نمیپذیرد و نشئه دیگری وجود دارد، بدون [[شک]] [[علم]] و [[عقل]] [[بشر]] برای [[تحقیق]] در مسائل [[آخرت]] و تشخیص [[منافع]] و مضراتش کافی نیست. حتی اصل وجود چنین جهانی نه [[صد]] درصد قابل [[اثبات]] است و نه [[صد]] درصد قابل [[نفی]]. لذا نیاز به [[انبیا]] در مسائل [[اخروی]] جای بحثی ندارد. اما علاوه بر این، [[قرآن]]، مسئله [[زندگی دنیا]] را هم از نظر [[هدف]] [[انبیا]] مطرح میکند: {{متن قرآن|...لِيَقُومَ النَّاسُ بِالْقِسْط}} و در جاهای دیگر "[[شناخت خداوند]]" را هم ذکر میکند. پس [[قرآن]]، وجود [[پیامبران]] را برای [[برقراری عدالت]] لازم و ضروری میداند. از نظر [[علمی]] و مطالعات [[اجتماعی]] چنین ضرورتی هست. | ||
بشر به حکم غریزه اجبار ندارد زندگیاش اجتماعی باشد برخلاف حیوانهای اجتماعی که از طرف خود خلقت و | *[[بشر]] به [[حکم]] [[غریزه]] [[اجبار]] ندارد زندگیاش [[اجتماعی]] باشد برخلاف حیوانهای [[اجتماعی]] که از طرف خود [[خلقت]] و [[طبیعت]]، مسخر و مجبورند که [[اجتماعی]] [[زندگی]] کنند، یعنی لزومی نیست وظیفهاش را با [[تعلیم و تربیت]] یاد بگیرد بلکه راه خودش را اجباراً میداند <ref>[[عبدالحسین خسروپناه|خسروپناه، عبدالحسین]]، [[کلام نوین اسلامی ج۲ (کتاب)|کلام نوین اسلامی، ج۲]]، ص ۷۰-۷۲.</ref>. اما این [[نقص]] در [[بشر]] هست و به او این [[غریزه]] داده نشده است. آن وقت [[بشر]] به موجب همین [[اختیار]]، امکان [[تخلف]] از [[وظیفه]]، همیشه برایش هست و دنبال هدفهای خودش میرود و نه دنبال [[مصلحت]] [[اجتماع]]، برخلاف حیوان [[اجتماعی]]. [[بشر]] نیاز دارد به یک [[هدایت]] و [[رهبری]] که او را بهسوی [[مصالح]] اجتماعیاش [[هدایت]] و [[رهبری]] کند و [[نیازمند]] است به یک [[قوه]] [[حاکم]] بر وجودش که او را به دنبال [[مصالح اجتماعی]] بفرستد که همان [[ایمان]] باشد. <ref>[[عبدالحسین خسروپناه|خسروپناه، عبدالحسین]]، [[کلام نوین اسلامی ج۲ (کتاب)|کلام نوین اسلامی، ج۲]]، ص ۷۳ و ۷۴.</ref>. | ||
==منابع== | ==منابع== | ||