پرش به محتوا

قلمرو علم معصوم تا چه حدی است؟ (پرسش): تفاوت میان نسخه‌ها

بدون خلاصۀ ویرایش
بدون خلاصۀ ویرایش
خط ۱۶۳: خط ۱۶۳:
{{پایان جمع شدن}}
{{پایان جمع شدن}}


{{جمع شدن|۸. آقای دکتر میرزایی؛}}
{{جمع شدن|۸. حجت الاسلام و المسلمین مقامی؛}}
[[پرونده:136873.jpg|100px|right|بندانگشتی|[[مهدی مقامی]]]]
حجت الاسلام و المسلمین '''[[مهدی مقامی]]''' در کتاب ''«[[امام‌شناسی ۵ (کتاب)|امام‌شناسی]]»'' در این‌باره گفته است:
::::::«یکی از مسائل مهم در ارتباط با [[علم امام]]، گستره و متعلق [[علم امام]] است. آیا [[امام]] به زمان حال [[علم]] دارد یا به گذشته و [[آینده]] هم [[علم]] دارد؟ آیا [[امام]] فقط به [[امور دینی]] [[علم]] دارد یا به امور غیردینی نیز، [[علم]] دارد؟ بر پایه بسیاری از [[روایات]]، گستره علم امام به زمان حال و [[امور دینی]] منحصر نیست و همه زمان‌ها و [[امور دینی]] و غیر دینی را در بر می‌گیرد. مهم‌ترین عرصه‌های شمول [[علم امام]] را می‌توان [[علم به دین]]، [[علم]] گذشته، حال و [[آینده]]، [[علم]] به امور ظاهری و [[باطنی]]، امور [[آشکار]] و [[غایب]]، به زبان‌های مختلف، به [[علوم]] و [[فنون]] مختلف و به [[اسرار]] [[آسمان‌ها]] و [[زمین]] برشمرد.
::::::در [[روایات]] نیز، از گستره و متعلق [[علم امام]] [[سخن]] به میان آمده است:
:::::#'''[[علم]] به همه امور:''' [[حضرت علی]]{{ع}} می‌فرماید: "ممکن نیست از آنچه امروز تا [[قیامت]] رخ می‌دهد، از من پرسش کنید...، جز آن‌که پاسخ دهم"<ref>{{متن حدیث|لَا تَسْأَلُونِّي عَنْ شَيْ‌ءٍ فِيمَا بَيْنَكُمْ وَ بَيْنَ السَّاعَةِ... إِلَّا أَنْبَأْتُكُمْ}}؛ بحارالأنوار، ج۳۴، ص۱۱۶.</ref>. نیز می‌فرماید: {{متن حدیث|قَالَ إِنَّ عِنْدَنَا عِلْمَ جَمِيعِ الْأَشْيَاءِ}}<ref> بحارالأنوار، ج۳۸، ص۴۸.</ref>.
:::::#'''[[علم]] به آنچه [[مردم]] [[نیاز]] دارند:''' "صحیفه‌ای نزد ماست که در ازای آن، هفتاد ذرع و به [[املای پیامبر]] خداست و [[حضرت علی]]{{ع}} آن را به دست خود نوشته و همه آنچه [[نیاز]] است، حتّی دیه خراش، در آن ثبت شده است"<ref>{{متن حدیث|إِنَّ عِنْدَنَا صَحِيفَةً طُولُهَا سَبْعُونَ ذِرَاعاً إِمْلَاءُ رَسُولِ اللَّهِ{{صل}} وَ خَطَّهُ عَلِيٌّ{{ع}} بِيَدِهِ وَ إِنَّ فِيهَا لَجَمِيعَ مَا يَحْتَاجُ إِلَيْهِ النَّاسُ حَتَّى أَرْشُ الْخَدْشِ}}؛ بحارالأنوار، ج۲۶، ص۲۳.</ref>.
:::::#'''[[علم به قرآن]]:''' [[حضرت صادق]]{{ع}} می‌فرماید: "من [[علم]] به [[کتاب خدا]] دارم که در آن، [[آغاز آفرینش]] و آنچه تا [[روز قیامت]] موجود است و نیز، خبر [[آسمان]] و خبر [[زمین]] و خبر جنّت و خبر نار و خبر آنچه در گذشته بوده و آنچه در [[آینده]] خواهد بود، همگی آمده است و من این [[اخبار]] را می‌دانم، مانند اینکه به [[کف]] دستم نگاه می‌کنم"<ref>{{متن حدیث|قَدْ وَلَدَنِي رَسُولُ اللَّهِ{{صل}} وَ أَنَا أَعْلَمُ كِتَابَ اللَّهِ‌، وَ فِيهِ بَدْءُ الْخَلْقِ وَ مَا هُوَ كَائِنٌ إِلى يَوْمِ الْقِيَامَةِ، وَ فِيهِ خَبَرُ السَّمَاءِ وَ خَبَرُ الْأَرْضِ، وَ خَبَرُ الْجَنَّةِ وَ خَبَرُ النَّارِ، وَ خَبَرُ مَا كَانَ وَ خَبَرُ مَا هُوَ كَائِنٌ، أَعْلَمُ ذلِكَ كَمَا أَنْظُرُ إِلى كَفِّي، إِنَّ اللَّهَ يَقُولُ: فِيهِ تِبْيَانُ كُلِّ شَيْ‌ءٍ}}؛ کافی، ج۱، ص۶۱.</ref>.
:::::#'''[[علم به کتاب‌های آسمانی]] دیگر:''' [[حضرت باقر]]{{ع}} می‌فرماید: "[[خداوند]] دو [[علم]] دارد: یکی علمی‌است که کسی جز او آن را نمی‌داند و دیگری علمی‌است که آن را به [[ملائکه]] و [[رسولان]] خود آموخت و ما آن را می‌دانیم"<ref>{{متن حدیث|إِنَّ لِلَّهِ عِلْمَيْنِ عِلْمٌ لَا يَعْلَمُهُ إِلَّا هُوَ وَ عِلْمٌ عَلَّمَهُ مَلَائِكَتَهُ وَ رُسُلَهُ فَمَا عَلَّمَهُ مَلَائِكَتَهُ وَ رُسُلَهُ فَنَحْنُ نَعْلَمُهُ}}؛ کافی، ج۱، ص۱۴۷.</ref>. [[حضرت صادق]]{{ع}} می‌فرماید: "[[حضرت سلیمان]]{{ع}} از [[حضرت داود]]{{ع}} [[ارث]] برد. [[حضرت محمّد]]{{صل}} از [[حضرت سلیمان]]{{ع}} [[ارث]] برد و ما از [[حضرت محمّد]]{{صل}} [[ارث]] بردیم؛ ازاین رو، [[علم]] به [[تورات]]، [[انجیل]]، [[زبور]] و [[بیان]] آنچه در [[الواح]] [[حضرت موسی]]{{ع}} بود، نزد ماست"<ref>{{متن حدیث|إِنَّ سُلَيْمَانَ وَرِثَ داوُدَ وَ إِنَّ مُحَمَّداً وَرِثَ سُلَيْمَانَ وَ إِنَّا وَرِثْنَا مُحَمَّداً{{صل}} وَ إِنَّ عِنْدَنَا عِلْمَ التَّوْرَاةِ وَ الْإِنْجِيلِ وَ الزَّبُورِ وَ تِبْيَانَ مَا فِي الْأَلْوَاحِ‌}}؛ بحارالأنوار، ج۲۶، ص۱۸۷؛ بصائر الدرجات ج۱، ص۱۳۸.</ref>.
:::::#'''[[علم]] به گذشته، حال و [[آینده]]:''' [[حضرت صادق]]{{ع}} می‌فرمایند: {{متن حدیث|إِنَّ عِنْدَنَا عِلْمَ مَا كَانَ وَ عِلْمَ مَا هُوَ كَائِنٌ إِلَى أَنْ تَقُومَ السَّاعَةُ}}<ref>کافی، ج۱، ص۲۳۸.</ref>.
:::::#'''[[علم]] به امور ظاهری و [[باطنی]]، به امور [[آشکار]] و [[غایب]]:''' [[حضرت علی]]{{ع}} می‌فرماید: "من زنده می‌کنم و می‌میرانم به اجازه [[خدا]]. من به شما خبر می‌دهم، چه می‌خورید و چه در خانه‌های خود [[ذخیره]] کرده‌اید به [[اذن]] [[خدا]]، من از دل‌های شما آگاهم و [[ائمه]] از اولادم نیز، همین [[کارها]] را می‌کنند و این اطلاعات را دارند، هرگاه بخواهند و [[اراده]] کنند"<ref>{{متن حدیث|أَنَا أُحْيِي وَ أُمِيتُ بِإِذْنِ رَبِّي وَ أَنَا أُنَبِّئُكُمْ بِمَا تَأْكُلُونَ وَ مَا تَدَّخِرُونَ فِي بُيُوتِكُمْ بِإِذْنِ رَبِّي وَ أَنَا عَالِمٌ بِضَمَائِرِ قُلُوبِكُمْ وَ الْأَئِمَّةُ مِنْ أَوْلَادِي يَعْلَمُونَ وَ يَفْعَلُونَ هَذَا إِذَا أَحَبُّوا وَ أَرَادُوا}}؛ بحارالأنوار، ج۲۶، ص۵.</ref>.
:::::#'''[[علم]] به زبان‌های گوناگون:''' [[زراره]] از [[امام صادق]]{{ع}} [[نقل]] کرده که [[امیرمؤمنان]]{{ع}} به [[ابن‌عباس]] فرمودند: "[[خداوند]] [[زبان]] پرندگان را به ما آموخت، چنان‌که به [[سلیمان‌ بن داوود]] آموخت و زبان هر [[جنبنده]] خشکی و دریایی را به ما آموخت"<ref>{{متن حدیث|إِنَّ اللَّهَ عَلَّمَنَا مَنْطِقَ الطَّيْرِ كَمَا عَلَّمَهُ سُلَيْمَانَ بْنَ دَاوُدَ مَنْطِقَ كُلِّ دَابَّةٍ فِي بَرٍّ أَوْ بَحْرٍ}}؛ بحارالأنوار، ج۲۷، ص۲۶۴.</ref>.
:::::#'''[[علم]] به [[آسمان‌ها]] و [[زمین]]:''' [[امام صادق]]{{ع}} فرمود: "من می‌دانم آنچه در [[آسمان‌ها]] و زمین‌هاست و آنچه در [[بهشت و جهنم]] است و آنچه بیشتر بوده و آنچه خواهد بود. پس از درنگی، [[احساس]] کردند، [[تحمّل]] این مطلب برای برخی از حاضران، دشوار است؛ از این رو فرمودند: (آنچه می‌گویم، چیز شگفتی نیست؛ زیرا) اینها را از [[کتاب خدا]] دانستم. [[خداوند]] می‌فرماید: [[بیان]] هر چیزی در کتاب وی است"<ref>{{متن حدیث|إِنِّي لَأَعْلَمُ مَا فِي السَّمَاوَاتِ وَ مَا فِي الْأَرْضِ وَ أَعْلَمُ مَا فِي الْجَنَّةِ وَ أَعْلَمُ مَا فِي النَّارِ وَ أَعْلَمُ مَا كَانَ وَ مَا يَكُونُ قَالَ ثُمَّ مَكَثَ هُنَيْئَةً فَرَأَى أَنَّ ذَلِكَ كَبُرَ عَلَى مَنْ سَمِعَهُ مِنْهُ فَقَالَ عَلِمْتُ ذَلِكَ مِنْ كِتَابِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ إِنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ يَقُولُ فِيهِ تِبْيَانُ كُلِّ شَيْ‌ءٍ}}؛ کافی، ج۱، ص۲۶۱.</ref>
:::::#'''[[علم]] به [[شهادت]] خود:''' [[ابوبصیر]] از [[امام صادق]]{{ع}} [[نقل]] کرده است: "هر امامی که نداند به چه مصیبتی گرفتار خواهد شد و چه بر سر او خواهد آمد چنین کسی، اساساً [[حجت خدا]] بر [[خلق]] او نیست<ref>{{متن حدیث|أَيُّ إِمَامٍ لَا يَعْلَمُ مَا يُصِيبُهُ وَ إِلَى مَا يَصِيرُ فَلَيْسَ ذَلِكَ بِحُجَّةٍ لِلَّهِ عَلَى خَلْقِهِ}}؛کافی، ج۱، ص۲۵۸.</ref><ref>[[مهدی مقامی|مقامی، مهدی]]، [[ درسنامه امام‌شناسی (کتاب)|درسنامه امام‌شناسی]]، ص:۷۲-۷۶.</ref>.
{{پایان جمع شدن}}
 
{{جمع شدن|۹. آقای دکتر میرزایی؛}}
[[پرونده:11915.jpg|بندانگشتی|right|100px|[[عباس میرزایی|میرزایی]]]]
[[پرونده:11915.jpg|بندانگشتی|right|100px|[[عباس میرزایی|میرزایی]]]]
آقای دکتر '''[[عباس میرزایی]]'''، در کتاب ''«[https://bookroom.ir/book/51113/%D8%A7%D8%A8%D9%86-%D9%82%D8%A8%D9%87-%D8%B1%D8%A7%D8%B2%DB%8C ابن قبه رازی]»'' در این‌باره گفته‌ است:
آقای دکتر '''[[عباس میرزایی]]'''، در کتاب ''«[https://bookroom.ir/book/51113/%D8%A7%D8%A8%D9%86-%D9%82%D8%A8%D9%87-%D8%B1%D8%A7%D8%B2%DB%8C ابن قبه رازی]»'' در این‌باره گفته‌ است:
::::::«ابن‌قبه قائل به علم مطلق برای امام نیست و گستره علم امام را در محدوده دین و معرفت به احکام خداوند می‌داند. او معتقد بود علم امام، علم به دین و احکام دین<ref>ر.ک: همان، صص۹۹، ۱۰۷، ۱۱۵ و ۱۲۰.</ref> یا به‌طورکلی علم به حلال و حرام است.<ref>ر.ک: همان، صص۹۹، ۱۰۴، ۱۱۳، ۱۱۶، ۱۲۲.</ref> چون وی امام را مترجم کتاب الهی می‌دانست،<ref>همان، ص۱۰۰.</ref> علم امام را فقط در حوزه علم به دین تبیین می‌کرد.<ref>ر.ک: همان، ص۹۵.</ref> او اعلمیت امام را در همین قلمرو معرفی می‌نمود.<ref>همان، ص۹۹.</ref> ابن‌قبه دراین‌باره می‌گفت: {{عربی|"و الامامة لایتم امرها الا بال علم بال دین و المعرفة به احکام رب‌العالمین"}}.<ref>همان.</ref> او در شرح و بسط این گزاره می‌گوید امام باید علم دین را تمام و کمال بداند تا در موارد اختلاف و منازعه در تأویل کتاب و سنت تمسک به گفته وی ممکن باشد؛ امام اگر در چنین جایگاهی نباشد، امین بر قرآن کریم نخواهد بود و نمی‌توان او را از اشتباه ایمن دانست و ممکن است ناسخ را در مکان منسوخ و محکم را در جای متشابه و مستحب را در محل واجب قرار دهد و اگر چنین باشد حجت و سایر خلایق برابر خواهند بود. ابن قبه در توضیح بیشتر این نکته یادآور می‌شود که اگر معرفت امام در حوزه دین ناقص باشد، مرتکب اشتباهات و غلط‌های بسیاری می‌شود که رجوع به آرای او را با دشواری روبه‌رو می‌کند.<ref>همان، ص۹۴-۹۵.</ref> او لزوم علم کامل امام به دین را مسئله‌ای واجب و عقلی می‌داند.<ref>ر.ک: همو، المسألةالمفردة فی‌الامامة، ص۶۱؛ همو، نقض‌الاشهاد، ص۹۴.</ref> این نظریه ابن‌قبه بر این مبناست که وی تنها راه رسیدن به حقیقت دین در همه موضوعات مانند نماز، حج، زکات تا امامت را نص و توقیف می‌داند<ref>همو، نقض‌الاشهاد، صص ۹۵ و ۱۱۵.</ref> و راه دست یافتن به این نصوص ائمه هستند؛ ازاین‌رو نباید در حیطه علم امام هیچ‌گونه جهل و نقصی باشد؛ در غیر این صورت تمسک به قول او امکان‌پذیر نمی‌باشد و حجیت قول امام با مشکل مواجه می‌شود.<ref>همان، ص۹۵.</ref> ابن‌قبه معتقد بود چون پیامبر دستور داده است به عترت متمسک شویم، عقل، عرف و سیره دلالت دارد مقصود پیامبر اکرم اندیشمندان عترت است و نه جاهلان آنان، نیکان و پرهیزکاران آنان را اراده کرده، نه غیر آنها را. پس آنچه بر ما واجب و لازم است، آن است که به عترت بنگریم و کسی را برگزینیم که عالم دین باشد، عقل و فضل و حکمت داشته باشد، زاهد در دنیا باشد، پس به او اقتدا کنیم و به قرآن کریم و او متمسک شویم.<ref>همو، نقض‌الاشهاد، ص۱۲۰.</ref> ابن قبه بر پایه همین مبنای بنیادی در بحث علم امام را کسی می‌داند که اهل رأی و قیاس و اجتهاد نباشد؛<ref>همان، صص۱۰۹، ۱۱۸ و ۱۲۰.</ref> زیرا لازمه تکامل علم امام در همه امور دین اقتضا می‌کند که منابع علم وی الهی/فراانسانی باشد و چنین کسی الزاماً نیازمند روش‌های بشری مانند قیاس و اجتهاد نیست. وی علم ائمه را در کنار فضل آنان از اموری می‌داند که امامتشان را به اثبات می‌رساند و مخالفان را با تحدی رویاروی می‌سازد.<ref>همان، ص۱۱۶-۱۱۷.</ref>»<ref>ابن قبه رازی، ص ۱۵۰ و ۱۵۱.</ref>.
::::::«ابن‌قبه قائل به علم مطلق برای امام نیست و گستره علم امام را در محدوده دین و معرفت به احکام خداوند می‌داند. او معتقد بود علم امام، علم به دین و احکام دین<ref>ر.ک: همان، صص۹۹، ۱۰۷، ۱۱۵ و ۱۲۰.</ref> یا به‌طورکلی علم به حلال و حرام است.<ref>ر.ک: همان، صص۹۹، ۱۰۴، ۱۱۳، ۱۱۶، ۱۲۲.</ref> چون وی امام را مترجم کتاب الهی می‌دانست،<ref>همان، ص۱۰۰.</ref> علم امام را فقط در حوزه علم به دین تبیین می‌کرد.<ref>ر.ک: همان، ص۹۵.</ref> او اعلمیت امام را در همین قلمرو معرفی می‌نمود.<ref>همان، ص۹۹.</ref> ابن‌قبه دراین‌باره می‌گفت: {{عربی|"و الامامة لایتم امرها الا بال علم بال دین و المعرفة به احکام رب‌العالمین"}}.<ref>همان.</ref> او در شرح و بسط این گزاره می‌گوید امام باید علم دین را تمام و کمال بداند تا در موارد اختلاف و منازعه در تأویل کتاب و سنت تمسک به گفته وی ممکن باشد؛ امام اگر در چنین جایگاهی نباشد، امین بر قرآن کریم نخواهد بود و نمی‌توان او را از اشتباه ایمن دانست و ممکن است ناسخ را در مکان منسوخ و محکم را در جای متشابه و مستحب را در محل واجب قرار دهد و اگر چنین باشد حجت و سایر خلایق برابر خواهند بود. ابن قبه در توضیح بیشتر این نکته یادآور می‌شود که اگر معرفت امام در حوزه دین ناقص باشد، مرتکب اشتباهات و غلط‌های بسیاری می‌شود که رجوع به آرای او را با دشواری روبه‌رو می‌کند.<ref>همان، ص۹۴-۹۵.</ref> او لزوم علم کامل امام به دین را مسئله‌ای واجب و عقلی می‌داند.<ref>ر.ک: همو، المسألةالمفردة فی‌الامامة، ص۶۱؛ همو، نقض‌الاشهاد، ص۹۴.</ref> این نظریه ابن‌قبه بر این مبناست که وی تنها راه رسیدن به حقیقت دین در همه موضوعات مانند نماز، حج، زکات تا امامت را نص و توقیف می‌داند<ref>همو، نقض‌الاشهاد، صص ۹۵ و ۱۱۵.</ref> و راه دست یافتن به این نصوص ائمه هستند؛ ازاین‌رو نباید در حیطه علم امام هیچ‌گونه جهل و نقصی باشد؛ در غیر این صورت تمسک به قول او امکان‌پذیر نمی‌باشد و حجیت قول امام با مشکل مواجه می‌شود.<ref>همان، ص۹۵.</ref> ابن‌قبه معتقد بود چون پیامبر دستور داده است به عترت متمسک شویم، عقل، عرف و سیره دلالت دارد مقصود پیامبر اکرم اندیشمندان عترت است و نه جاهلان آنان، نیکان و پرهیزکاران آنان را اراده کرده، نه غیر آنها را. پس آنچه بر ما واجب و لازم است، آن است که به عترت بنگریم و کسی را برگزینیم که عالم دین باشد، عقل و فضل و حکمت داشته باشد، زاهد در دنیا باشد، پس به او اقتدا کنیم و به قرآن کریم و او متمسک شویم.<ref>همو، نقض‌الاشهاد، ص۱۲۰.</ref> ابن قبه بر پایه همین مبنای بنیادی در بحث علم امام را کسی می‌داند که اهل رأی و قیاس و اجتهاد نباشد؛<ref>همان، صص۱۰۹، ۱۱۸ و ۱۲۰.</ref> زیرا لازمه تکامل علم امام در همه امور دین اقتضا می‌کند که منابع علم وی الهی/فراانسانی باشد و چنین کسی الزاماً نیازمند روش‌های بشری مانند قیاس و اجتهاد نیست. وی علم ائمه را در کنار فضل آنان از اموری می‌داند که امامتشان را به اثبات می‌رساند و مخالفان را با تحدی رویاروی می‌سازد.<ref>همان، ص۱۱۶-۱۱۷.</ref>»<ref>ابن قبه رازی، ص ۱۵۰ و ۱۵۱.</ref>.
{{پایان جمع شدن}}
{{پایان جمع شدن}}
{{جمع شدن|۹. آقای موسوی؛}}
{{جمع شدن|۱۰. آقای موسوی؛}}
[[پرونده:11954.jpg|بندانگشتی|right|100px|[[سید علی موسوی|موسوی]]]]
[[پرونده:11954.jpg|بندانگشتی|right|100px|[[سید علی موسوی|موسوی]]]]
::::::آقای '''[[سید علی موسوی]]''' در پایان‌نامه کارشناسی‌ارشد خود با عنوان''«[[تبیین و بررسی گستره علم امام از دیدگاه علامه طباطبایی و امام خمینی (پایان‌نامه)|تبیین و بررسی گستره علم امام از دیدگاه علامه طباطبایی و امام خمینی]]»'' در این‌باره گفته است:  
::::::آقای '''[[سید علی موسوی]]''' در پایان‌نامه کارشناسی‌ارشد خود با عنوان''«[[تبیین و بررسی گستره علم امام از دیدگاه علامه طباطبایی و امام خمینی (پایان‌نامه)|تبیین و بررسی گستره علم امام از دیدگاه علامه طباطبایی و امام خمینی]]»'' در این‌باره گفته است:  
خط ۱۷۸: خط ۱۹۴:
:::::#[[امام خمینی]] علیرغم مطالب مذکور در قسمتهای دیگری از نوشته‌های خود مطالبی را بیان می‌نمایند که می‌توان [[علم امام]] به همه چیز را از آنها استنباط نمود. ایشان در تفسیر سوره حمد بعد از بیان آیه {{متن قرآن|مَالِكِ يَوْمِ الدِّينِ }} عرضه می‌دارند که این چند آیه اول سوره، تمام تجلیات غیب در آن موجود است و در ادامه می‌فرمایند آن نیز جمع در {{متن قرآن|بِسْمِ اللَّهِ }}  می‌باشد و آن نیز جمع در "باء" می‌باشد و آن نیز در نقطه تحت "باء" جمع می‌باشد. [[امام خمینی]] بیان می‌کنند نقطه تحت "باء" وجود مبارک [[امیر مؤمنان علی]]{{ع}} می‌باشد. ایشان در این رابطه می‌فرمایند: سوره شریفه تا {{متن قرآن|مَالِكِ يَوْمِ الدِّينِ }} مشتمل بر عرش وحدانیت و عرش تحقّق است و مشیر به حوامل آن مى‌باشد. پس تمام دایره وجود و تجلّیات غیب و شهود، که قرآن شریف ترجمان آن است تا اینجاى از این سوره مذکور است؛ و همین معنى جمعاً در {{متن قرآن|بِسْمِ اللَّهِ }} که [[اسم اعظم]] است موجود است؛ و در "باء" که مقام سببیّت مى‌باشد و "نقطه" که سرّ سببیّت است، موجود است؛ و على سرّ والیت و سببیّت است، پس اوست نقطه تحت الباء<ref>امام خمینی، تفسیر سوره حمد، ص۱۱.</ref>. از این بیان [[امام خمینی]] مشخص می‌گردد که تمام تجلیات غیب در وجود مبارک [[امام علی]]{{ع}} جمع می‌باشد؛ چرا که تمام غیب جمع در نقطه تحت الباء می‌باشد وآن نقطه [[امام علی]]{{ع}} می‌باشد»<ref>[[تبیین و بررسی گستره علم امام از دیدگاه علامه طباطبایی و امام خمینی (پایان‌نامه)|تبیین و بررسی گستره علم امام از دیدگاه علامه طباطبایی و امام خمینی]]، ص۱۲۸.</ref>.
:::::#[[امام خمینی]] علیرغم مطالب مذکور در قسمتهای دیگری از نوشته‌های خود مطالبی را بیان می‌نمایند که می‌توان [[علم امام]] به همه چیز را از آنها استنباط نمود. ایشان در تفسیر سوره حمد بعد از بیان آیه {{متن قرآن|مَالِكِ يَوْمِ الدِّينِ }} عرضه می‌دارند که این چند آیه اول سوره، تمام تجلیات غیب در آن موجود است و در ادامه می‌فرمایند آن نیز جمع در {{متن قرآن|بِسْمِ اللَّهِ }}  می‌باشد و آن نیز جمع در "باء" می‌باشد و آن نیز در نقطه تحت "باء" جمع می‌باشد. [[امام خمینی]] بیان می‌کنند نقطه تحت "باء" وجود مبارک [[امیر مؤمنان علی]]{{ع}} می‌باشد. ایشان در این رابطه می‌فرمایند: سوره شریفه تا {{متن قرآن|مَالِكِ يَوْمِ الدِّينِ }} مشتمل بر عرش وحدانیت و عرش تحقّق است و مشیر به حوامل آن مى‌باشد. پس تمام دایره وجود و تجلّیات غیب و شهود، که قرآن شریف ترجمان آن است تا اینجاى از این سوره مذکور است؛ و همین معنى جمعاً در {{متن قرآن|بِسْمِ اللَّهِ }} که [[اسم اعظم]] است موجود است؛ و در "باء" که مقام سببیّت مى‌باشد و "نقطه" که سرّ سببیّت است، موجود است؛ و على سرّ والیت و سببیّت است، پس اوست نقطه تحت الباء<ref>امام خمینی، تفسیر سوره حمد، ص۱۱.</ref>. از این بیان [[امام خمینی]] مشخص می‌گردد که تمام تجلیات غیب در وجود مبارک [[امام علی]]{{ع}} جمع می‌باشد؛ چرا که تمام غیب جمع در نقطه تحت الباء می‌باشد وآن نقطه [[امام علی]]{{ع}} می‌باشد»<ref>[[تبیین و بررسی گستره علم امام از دیدگاه علامه طباطبایی و امام خمینی (پایان‌نامه)|تبیین و بررسی گستره علم امام از دیدگاه علامه طباطبایی و امام خمینی]]، ص۱۲۸.</ref>.
{{پایان جمع شدن}}
{{پایان جمع شدن}}
{{جمع شدن|۱۰. آقای اسعدی (هیئت علمی پژوهشکده فلسفه و کلام اسلامی )؛}}
{{جمع شدن|۱۱. آقای اسعدی (هیئت علمی پژوهشکده فلسفه و کلام اسلامی )؛}}
[[پرونده:11906.jpg|بندانگشتی|right|100px|[[علی رضا اسعدی|اسعدی]]]]
[[پرونده:11906.jpg|بندانگشتی|right|100px|[[علی رضا اسعدی|اسعدی]]]]
::::::آقای [[علی رضا اسعدی]] در کتاب ''«[http://pajoohaan.ir/document/143-%D9%85%D8%AA%DA%A9%D9%84%D9%85%D8%A7%D9%86-%D8%B4%DB%8C%D8%B9%D9%87-(%D8%B3%DB%8C%D8%AF-%D9%85%D8%B1%D8%AA%D8%B6%DB%8C) سید مرتضی]»'' در این‌باره گفته‌ است:
::::::آقای [[علی رضا اسعدی]] در کتاب ''«[http://pajoohaan.ir/document/143-%D9%85%D8%AA%DA%A9%D9%84%D9%85%D8%A7%D9%86-%D8%B4%DB%8C%D8%B9%D9%87-(%D8%B3%DB%8C%D8%AF-%D9%85%D8%B1%D8%AA%D8%B6%DB%8C) سید مرتضی]»'' در این‌باره گفته‌ است:
خط ۱۸۴: خط ۲۰۰:
{{پایان جمع شدن}}
{{پایان جمع شدن}}


{{جمع شدن|۱۱. آقای نقوی (پژوهشگر جامعة المصطفی العالمیة)؛}}
{{جمع شدن|۱۲. آقای نقوی (پژوهشگر جامعة المصطفی العالمیة)؛}}
[[پرونده:11811.jpg|100px|right|بندانگشتی|[[سید انیس‌الحسن نقوی|نقوی]]]]
[[پرونده:11811.jpg|100px|right|بندانگشتی|[[سید انیس‌الحسن نقوی|نقوی]]]]
::::::آقای '''[[سید انیس‌الحسن نقوی|نقوی]]''' در پایان‌نامه کارشناسی خود با عنوان ''«[[ علم غیب ائمه معصومین (پایان‌نامه)|علم غیب ائمه معصومین]]{{عم}}»'' در پاسخ به این پرسش گفته‌ است:
::::::آقای '''[[سید انیس‌الحسن نقوی|نقوی]]''' در پایان‌نامه کارشناسی خود با عنوان ''«[[ علم غیب ائمه معصومین (پایان‌نامه)|علم غیب ائمه معصومین]]{{عم}}»'' در پاسخ به این پرسش گفته‌ است:
خط ۱۹۱: خط ۲۰۷:
:::::* '''[[دلایل قایلان به تام بودن علم غیب معصوم چیستند؟ (پرسش)|قائلین به تعمیم آگاهی امامان]]{{عم}}:''' پاسخ قائلین تعمیم آگاهی [[امامان]]{{عم}}: مضمون این روایات آن است که آگاه شدن [[ائمه]]{{عم}} متوقف بر خواستشان می‌باشد ولی دلالتی بر آن ندارد که آن‌ها فقط در بعضی از زمان‌ها می‌خواهند بدانند بنابر این مضمون آنها با روایاتی که دلالت دارد بر این که آنان همیشه می‌خواهند بدانند منافات و تعارضی ندارد بلکه با توجه به این بیان این روایات به نوبه خود گواهی هستند بر تعمیم و فعلی بودن علم [[امامان]]{{عم}}. نظر [[علامه طباطبایی]] صاحب تفسیر میزان [[امام]]{{ع}} به حقایق جهان هستی در هر گونه شرایطی وجود داشته باشند به اذن خدا واقف است اعم از آنها که تحت حس قرار دارند و آنها که بیرون از دایره حس می‌باشند مانند موجودات آسمانی و حوادث گذشته و وقایع آینده. پس بنابر این علم [[امامان]]{{عم}} محدودیتی ندارد و بالفعل آگاه‌اند نه این که محدود، مشروط به اراده خود و مقید یا تدریجی باشد اگر چه معلوم تدریجی باشد. احادیث که بر تعمیم آگاهی [[امامان]]{{عم}} دلالت می‌کند: (۱): [[سماعه بن سعد]] همراه مفضل در خدمت [[امام صادق]]{{ع}} بودند مفضل عرض کرد فدایت شوم آیا خداوند فرمانبرداری شخص را بر مردم واجب می‌کند آنگاه از اخبار آسمان‌ها بی‌اطلاع می‌گذارد؟ فرمود: خداوند رئوف و کریم‌تر است نسبت به بندگان خود که اطلاعات شخصی بر آنها واجب نماید که از اخبار آسمان در صبح و شب اطلاع نداشته باشد. (۲): [[اسماعیل بن ارزق]] گوید: از حضرت [[امام صادق]]{{ع}} شنیدم فرمود: خداوند حکیم‌تر و کریم‌تر و بزرگ‌تر و داناتر از آن است که بر بندگان خود حجتی قرار دهد آن گاه پنهان بدارد از او امور مردم را»<ref>[[ علم غیب ائمه معصومین (پایان‌نامه)|علم غیب ائمه معصومین]]{{عم}}؛ ص۵۲ - ۵۵.</ref>.
:::::* '''[[دلایل قایلان به تام بودن علم غیب معصوم چیستند؟ (پرسش)|قائلین به تعمیم آگاهی امامان]]{{عم}}:''' پاسخ قائلین تعمیم آگاهی [[امامان]]{{عم}}: مضمون این روایات آن است که آگاه شدن [[ائمه]]{{عم}} متوقف بر خواستشان می‌باشد ولی دلالتی بر آن ندارد که آن‌ها فقط در بعضی از زمان‌ها می‌خواهند بدانند بنابر این مضمون آنها با روایاتی که دلالت دارد بر این که آنان همیشه می‌خواهند بدانند منافات و تعارضی ندارد بلکه با توجه به این بیان این روایات به نوبه خود گواهی هستند بر تعمیم و فعلی بودن علم [[امامان]]{{عم}}. نظر [[علامه طباطبایی]] صاحب تفسیر میزان [[امام]]{{ع}} به حقایق جهان هستی در هر گونه شرایطی وجود داشته باشند به اذن خدا واقف است اعم از آنها که تحت حس قرار دارند و آنها که بیرون از دایره حس می‌باشند مانند موجودات آسمانی و حوادث گذشته و وقایع آینده. پس بنابر این علم [[امامان]]{{عم}} محدودیتی ندارد و بالفعل آگاه‌اند نه این که محدود، مشروط به اراده خود و مقید یا تدریجی باشد اگر چه معلوم تدریجی باشد. احادیث که بر تعمیم آگاهی [[امامان]]{{عم}} دلالت می‌کند: (۱): [[سماعه بن سعد]] همراه مفضل در خدمت [[امام صادق]]{{ع}} بودند مفضل عرض کرد فدایت شوم آیا خداوند فرمانبرداری شخص را بر مردم واجب می‌کند آنگاه از اخبار آسمان‌ها بی‌اطلاع می‌گذارد؟ فرمود: خداوند رئوف و کریم‌تر است نسبت به بندگان خود که اطلاعات شخصی بر آنها واجب نماید که از اخبار آسمان در صبح و شب اطلاع نداشته باشد. (۲): [[اسماعیل بن ارزق]] گوید: از حضرت [[امام صادق]]{{ع}} شنیدم فرمود: خداوند حکیم‌تر و کریم‌تر و بزرگ‌تر و داناتر از آن است که بر بندگان خود حجتی قرار دهد آن گاه پنهان بدارد از او امور مردم را»<ref>[[ علم غیب ائمه معصومین (پایان‌نامه)|علم غیب ائمه معصومین]]{{عم}}؛ ص۵۲ - ۵۵.</ref>.
{{پایان جمع شدن}}
{{پایان جمع شدن}}
{{جمع شدن|۱۲. آقای دکتر تورانی و  خانم خطیبی؛}}
{{جمع شدن|۱۳. آقای دکتر تورانی و  خانم خطیبی؛}}
[[پرونده:11939.jpg|بندانگشتی|right|100px|[[اعلا تورانی|تورانی]]]]
[[پرونده:11939.jpg|بندانگشتی|right|100px|[[اعلا تورانی|تورانی]]]]
آقای دکتر '''[[اعلا تورانی]]''' و خانم '''[[زهرا خطیبی]]''' در مقاله ''«[[علم امام  در آینه حکمت متعالیه (مقاله)|علم امام  در آینه حکمت متعالیه]]»'' در این‌باره گفته‌اند:
آقای دکتر '''[[اعلا تورانی]]''' و خانم '''[[زهرا خطیبی]]''' در مقاله ''«[[علم امام  در آینه حکمت متعالیه (مقاله)|علم امام  در آینه حکمت متعالیه]]»'' در این‌باره گفته‌اند:
خط ۲۶۳: خط ۲۷۹:
[[رده:پرسش‌های علم معصوم]]
[[رده:پرسش‌های علم معصوم]]
[[رده:پرسش‌های علم پیامبر]]
[[رده:پرسش‌های علم پیامبر]]
[[رده:(اش): پرسش‌هایی با ۱۳ پاسخ]]
[[رده:(اص): پرسش‌هایی با ۱۴ پاسخ]]
[[رده:(اش): پرسش‌های علم غیب معصوم با ۱۳ پاسخ]]
[[رده:(اص): پرسش‌های علم غیب معصوم با ۱۴ پاسخ]]
۱۹٬۴۱۸

ویرایش