پرش به محتوا

آزادی عقیده: تفاوت میان نسخه‌ها

جز
جایگزینی متن - 'ذات اقدس حق متعال' به 'ذات اقدس حق متعال'
جز (جایگزینی متن - 'ذات اقدس حق متعال' به 'ذات اقدس حق متعال')
خط ۱۳۳: خط ۱۳۳:
*گزاره‌هایی که [[حقانیت]] آنها با [[برهان]] و [[دلیل]] به اثبات رسیده در نظر [[عقل]] از [[حقوق]] بنیادین زیر برخوردارند:
*گزاره‌هایی که [[حقانیت]] آنها با [[برهان]] و [[دلیل]] به اثبات رسیده در نظر [[عقل]] از [[حقوق]] بنیادین زیر برخوردارند:
# '''[[حق]] [[ایمان]] و [[اعتقاد]]''': نخستین [[حق]] گزاره صحیح و حقی که [[حقانیت]] آن با [[برهان]] اثبات شده [[حق]] پذیرش قلبی و [[تسلیم]] در برابر آن است.  عدم پذیرش و [[تسلیم]] قلبی در برابر گزاره حقی که [[برهان]]، صحّت آن را اثبات کرده است بدترین نوع [[تکبّر]] و [[طغیان]] است و در نظر [[عقل]] مذموم و محکوم است.
# '''[[حق]] [[ایمان]] و [[اعتقاد]]''': نخستین [[حق]] گزاره صحیح و حقی که [[حقانیت]] آن با [[برهان]] اثبات شده [[حق]] پذیرش قلبی و [[تسلیم]] در برابر آن است.  عدم پذیرش و [[تسلیم]] قلبی در برابر گزاره حقی که [[برهان]]، صحّت آن را اثبات کرده است بدترین نوع [[تکبّر]] و [[طغیان]] است و در نظر [[عقل]] مذموم و محکوم است.
# '''[[حق]] بیان و اظهار''': دوّمین حقی که گزاره ثابت الصحّه بالبرهان از آن برخوردار است [[حق]] اظهار و بیان است. گزاره [[حق]] به جهت اینکه [[حق]] ذاتاً خیر است [[حق]] بیان و اظهار دارد، لهذا [[برترین]] [[حق]] اظهار و بیان از آنِ آن گزاره‌ای(است) که ذاتاً [[حق]] است و [[حقانیت]] سایر گزاره‌ها از آن سرچشمه می‌گیرد، و آن گزاره مربوط به ذات متعالی مبدأ اول است. گزاره‌های دیگری که [[حقانیت]] آنها با [[برهان]] به اثبات رسیده است نیز [[حق]] اظهار و بیان دارند، سلب این [[حق]] یا ممانعت از آن مصداق [[کتمان]] [[حقیقت]] است که در نظر [[عقل]] مذموم و محکوم است. در اینجا از نظر [[عقلی]] تبصره‌ای وجود دارد، حاصل تبصره این است که حقی که [[حق]] بالذات است خیر بالذات است لکن در آنجا که مانعی از اظهار خیر بالذات وجود داشته باشد [[حق]] بیان خیر بالذات منتفی خواهد بود، بر این اساس است که اظهار [[اسم مستأثر]] [[الهی]] و [[عوالم غیبی]] که از توابع [[اسم مستأثر]] است که عوالم مکنونه مستوره‌اند و [[علم]] و [[آگاهی]] به آنها مخصوص ذات [[اقدس]] [[حق]] [[متعال]] است از دائره [[حق]] بیان و اظهار خارج‌اند . این استثناء در سایر حقایق نیز به شکلی دیگر برقرار است. هر جا حقیقتی وجود داشته باشد که بیان و اظهار آن موجب [[فساد]] و ضرر است [[حق]] بیان آن منتفی است، بلکه هر جا حقیقتی وجود داشته باشد که هیچ سود و نفعی بر اظهار آن مترتب نگردد نیز [[حق]] بیان و اظهار ندارد. بنابراین [[حق]] بیان پیش از آنکه [[حق]] ذات [[حقیقت]] باشد [[حق]] دیگرانی است که از [[حقیقت]] بهره می‌برند، لهذا در آنجا که اظهار و بیان حقیقتی هیچ سودی به حال دیگران نداشته باشد [[حق]] بیان عقلاً منتفی است.
# '''[[حق]] بیان و اظهار''': دوّمین حقی که گزاره ثابت الصحّه بالبرهان از آن برخوردار است [[حق]] اظهار و بیان است. گزاره [[حق]] به جهت اینکه [[حق]] ذاتاً خیر است [[حق]] بیان و اظهار دارد، لهذا [[برترین]] [[حق]] اظهار و بیان از آنِ آن گزاره‌ای(است) که ذاتاً [[حق]] است و [[حقانیت]] سایر گزاره‌ها از آن سرچشمه می‌گیرد، و آن گزاره مربوط به ذات متعالی مبدأ اول است. گزاره‌های دیگری که [[حقانیت]] آنها با [[برهان]] به اثبات رسیده است نیز [[حق]] اظهار و بیان دارند، سلب این [[حق]] یا ممانعت از آن مصداق [[کتمان]] [[حقیقت]] است که در نظر [[عقل]] مذموم و محکوم است. در اینجا از نظر [[عقلی]] تبصره‌ای وجود دارد، حاصل تبصره این است که حقی که [[حق]] بالذات است خیر بالذات است لکن در آنجا که مانعی از اظهار خیر بالذات وجود داشته باشد [[حق]] بیان خیر بالذات منتفی خواهد بود، بر این اساس است که اظهار [[اسم مستأثر]] [[الهی]] و [[عوالم غیبی]] که از توابع [[اسم مستأثر]] است که عوالم مکنونه مستوره‌اند و [[علم]] و [[آگاهی]] به آنها مخصوص [[ذات اقدس حق متعال]] است از دائره [[حق]] بیان و اظهار خارج‌اند . این استثناء در سایر حقایق نیز به شکلی دیگر برقرار است. هر جا حقیقتی وجود داشته باشد که بیان و اظهار آن موجب [[فساد]] و ضرر است [[حق]] بیان آن منتفی است، بلکه هر جا حقیقتی وجود داشته باشد که هیچ سود و نفعی بر اظهار آن مترتب نگردد نیز [[حق]] بیان و اظهار ندارد. بنابراین [[حق]] بیان پیش از آنکه [[حق]] ذات [[حقیقت]] باشد [[حق]] دیگرانی است که از [[حقیقت]] بهره می‌برند، لهذا در آنجا که اظهار و بیان حقیقتی هیچ سودی به حال دیگران نداشته باشد [[حق]] بیان عقلاً منتفی است.
# '''[[حق]] [[تأیید]] و [[نصرت]]''': سوّمین حقی که برای گزاره‌های صحیح ثابت الحقانیّه وجود دارد [[حق]] [[تأیید]] و [[نصرت]] است. بنا به [[حکم عقل]] در آنجا که گزاره [[حق]] با چالش [[انکار]] و جحد [[مخالفان]] روبرو می‌شود، حقِ [[نصرت]] و [[یاری]] و [[تأیید]] دارد. در نظر [[عقل]] [[سکوت]] و [[بی‌تفاوتی]] در برابر [[انکار حق]] [[رفتاری]] [[ناپسند]] و مذموم است، و به نوعی [[یاری]] ناحق و [[فرصت]] دادن به [[ظلم]] [[ظالم]] است.
# '''[[حق]] [[تأیید]] و [[نصرت]]''': سوّمین حقی که برای گزاره‌های صحیح ثابت الحقانیّه وجود دارد [[حق]] [[تأیید]] و [[نصرت]] است. بنا به [[حکم عقل]] در آنجا که گزاره [[حق]] با چالش [[انکار]] و جحد [[مخالفان]] روبرو می‌شود، حقِ [[نصرت]] و [[یاری]] و [[تأیید]] دارد. در نظر [[عقل]] [[سکوت]] و [[بی‌تفاوتی]] در برابر [[انکار حق]] [[رفتاری]] [[ناپسند]] و مذموم است، و به نوعی [[یاری]] ناحق و [[فرصت]] دادن به [[ظلم]] [[ظالم]] است.
# '''[[حق]] إشاعه و [[ترویج]]''': در نظر [[عقل]] گزاره صحیح از [[حق]] اشاعه و [[ترویج]] برخوردار است. آنچه در عرف [[دموکراسی]] غربی از آن به [[حق آزادی]] بیان و [[عقیده]] تعبیر می‌شود، در ترازوی [[عقل]]، مخصوص ایده و گزاره‌ای است که در مرحله پیش‌تر، [[حقانیت]] آن با [[دلیل]] و [[برهان]] به اثبات رسیده است. مشکل [[دموکراسی]] غربی درهم‌ریختگی بنیادهای زیرین این [[تفکر]] است که به وجود [[حق و باطل]] [[معتقد]] نیست، و [[حق و باطل]] را برابر دانسته، و [[ظلم]] و [[عدل]] را در یک کفّه ترازو قرار می‌دهد. در نتیجه این درهم‌ریختگی و در [[حقیقت]] [[بیماری]] تناقض‌آلود، [[تفکر]] غربی در زمینه [[آزادی]] [[عقیده]] و بیان در برابر دو راه قرار گرفته است:
# '''[[حق]] إشاعه و [[ترویج]]''': در نظر [[عقل]] گزاره صحیح از [[حق]] اشاعه و [[ترویج]] برخوردار است. آنچه در عرف [[دموکراسی]] غربی از آن به [[حق آزادی]] بیان و [[عقیده]] تعبیر می‌شود، در ترازوی [[عقل]]، مخصوص ایده و گزاره‌ای است که در مرحله پیش‌تر، [[حقانیت]] آن با [[دلیل]] و [[برهان]] به اثبات رسیده است. مشکل [[دموکراسی]] غربی درهم‌ریختگی بنیادهای زیرین این [[تفکر]] است که به وجود [[حق و باطل]] [[معتقد]] نیست، و [[حق و باطل]] را برابر دانسته، و [[ظلم]] و [[عدل]] را در یک کفّه ترازو قرار می‌دهد. در نتیجه این درهم‌ریختگی و در [[حقیقت]] [[بیماری]] تناقض‌آلود، [[تفکر]] غربی در زمینه [[آزادی]] [[عقیده]] و بیان در برابر دو راه قرار گرفته است:
۲۲۴٬۹۶۷

ویرایش