تقوا: تفاوت میان نسخه‌ها

۱٬۱۵۲ بایت اضافه‌شده ،  ‏۱۳ ژوئیهٔ ۲۰۲۰
بدون خلاصۀ ویرایش
بدون خلاصۀ ویرایش
خط ۱۰: خط ۱۰:


==چیستی تقوا==
==چیستی تقوا==
* تقوا در لغت به معنای [[پرهیز]]، [[حفاظت]] و [[مراقبت]] شدید و فوق العاده است و در اصطلاح به معنی [[حفظ]] [[آدمی]] از مطلق [[آلودگی]] [[اخلاقی]] و [[پرهیز]] از هر امری که [[غضب]] [[خداوند]] را به همراه دارد<ref>ر.ک: خراسانی، محمد مهدی، دائره المعارف قرآن کریم، ج۸، ص۴۴۵ -۴۵۸؛ محدثی، جواد، فرهنگ‌نامه دینی، ص۵۶. </ref>.  
* تقوا در لغت به معنای [[پرهیز]]، [[حفاظت]] و [[مراقبت]] شدید و فوق العاده است و در اصطلاح به معنی [[حفظ]] [[آدمی]] از مطلق [[آلودگی]] [[اخلاقی]] و [[پرهیز]] از هر امری که [[غضب]] [[خداوند]] را به همراه دارد<ref>ر.ک: خراسانی، محمد مهدی، دائره المعارف قرآن کریم، ج۸، ص۴۴۵ -۴۵۸؛ [[جواد محدثی|محدثی، جواد]]، [[فرهنگ‌نامه دینی (کتاب)|فرهنگ‌نامه دینی]]، ص۵۶. </ref>.  
==مراتب تقوا==
==مراتب تقوا==
* [[تقوی]] امری دارای مراتب است و از چهار مرحله تشکیل می‌‌شود:  
* [[تقوی]] امری دارای مراتب است و از چهار مرحله تشکیل می‌‌شود:  
خط ۲۳: خط ۲۳:
*باتوجه به [[آیات]] و [[روایات]] مواردی در بیان اهمیت تقوا بیان شده است که عبارت‌اند از:
*باتوجه به [[آیات]] و [[روایات]] مواردی در بیان اهمیت تقوا بیان شده است که عبارت‌اند از:
# تقوا ملاک [[کرامت]] و [[سعادت]]: [[خداوند متعال]] ملاک [[برتری]] [[انسان‌ها]] را داشتن تقوا و [[پرهیزکاری]] می‌‌داند: {{متن قرآن|يَا أَيُّهَا النَّاسُ إِنَّا خَلَقْنَاكُمْ مِنْ ذَكَرٍ وَأُنْثَى وَجَعَلْنَاكُمْ شُعُوبًا وَقَبَائِلَ لِتَعَارَفُوا إِنَّ أَكْرَمَكُمْ عِنْدَ اللَّهِ أَتْقَاكُمْ إِنَّ اللَّهَ عَلِيمٌ خَبِيرٌ}}<ref>«ای مردم! ما شما را از مردی و زنی آفریدیم و شما را گروه‌ها و قبیله‌ها کردیم تا یکدیگر را باز شناسید، بی‌گمان گرامی‌ترین شما نزد خداوند پرهیزگارترین شماست، به راستی خداوند دانایی آگاه است» سوره حجرات، آیه ۱۳.</ref>. همچنین در روایتی [[پیامبر اکرم]]{{صل}} فرمودند: «[[خداوند]] در [[قیامت]] به همه [[انسان‌ها]] خطاب می‌کند من شما را به اموری [[فرمان]] دادم؛ ولی آنها را ضایع ساختید و در مقابل، انساب و [[قوم]] عشیرۀ خودتان را بالا بردید، اما امروز من [[منسوبان]] به خود را بالا می‌برم و نسب‌های شما را نابود می‌‌کنم. سپس [[متقیان]] را مورد خطاب قرار می‌‌دهد و می‌‌گوید کجایند [[متقیان]]؟»<ref>{{متن حدیث|یَقُولُ اللَّهُ تَعَالَی یَوْمَ الْقِیَامَةِ أَمَرْتُکُمْ فَضَیَّعْتُمْ مَا عَهِدْتُ إِلَیْکُمْ فِیهِ وَ رَفَعْتُمْ أَنْسَابَکُمْ فَالْیَوْمَ أَرْفَعُ نَسَبِی وَ أَضَعُ أَنْسَابَکُمْ أَیْنَ‏ الْمُتَّقُون}}؛‏ بحارالانوار، ج ۶۷، ص ۲۷۸ - ۲۷۹؛ مستدرک الوسائل، ج ۲، ص ۴۶۴. </ref>.<ref>ر.ک: خراسانی، محمد مهدی، دائره المعارف قرآن کریم، ج۸، ص۴۴۵ -۴۵۸.  </ref>
# تقوا ملاک [[کرامت]] و [[سعادت]]: [[خداوند متعال]] ملاک [[برتری]] [[انسان‌ها]] را داشتن تقوا و [[پرهیزکاری]] می‌‌داند: {{متن قرآن|يَا أَيُّهَا النَّاسُ إِنَّا خَلَقْنَاكُمْ مِنْ ذَكَرٍ وَأُنْثَى وَجَعَلْنَاكُمْ شُعُوبًا وَقَبَائِلَ لِتَعَارَفُوا إِنَّ أَكْرَمَكُمْ عِنْدَ اللَّهِ أَتْقَاكُمْ إِنَّ اللَّهَ عَلِيمٌ خَبِيرٌ}}<ref>«ای مردم! ما شما را از مردی و زنی آفریدیم و شما را گروه‌ها و قبیله‌ها کردیم تا یکدیگر را باز شناسید، بی‌گمان گرامی‌ترین شما نزد خداوند پرهیزگارترین شماست، به راستی خداوند دانایی آگاه است» سوره حجرات، آیه ۱۳.</ref>. همچنین در روایتی [[پیامبر اکرم]]{{صل}} فرمودند: «[[خداوند]] در [[قیامت]] به همه [[انسان‌ها]] خطاب می‌کند من شما را به اموری [[فرمان]] دادم؛ ولی آنها را ضایع ساختید و در مقابل، انساب و [[قوم]] عشیرۀ خودتان را بالا بردید، اما امروز من [[منسوبان]] به خود را بالا می‌برم و نسب‌های شما را نابود می‌‌کنم. سپس [[متقیان]] را مورد خطاب قرار می‌‌دهد و می‌‌گوید کجایند [[متقیان]]؟»<ref>{{متن حدیث|یَقُولُ اللَّهُ تَعَالَی یَوْمَ الْقِیَامَةِ أَمَرْتُکُمْ فَضَیَّعْتُمْ مَا عَهِدْتُ إِلَیْکُمْ فِیهِ وَ رَفَعْتُمْ أَنْسَابَکُمْ فَالْیَوْمَ أَرْفَعُ نَسَبِی وَ أَضَعُ أَنْسَابَکُمْ أَیْنَ‏ الْمُتَّقُون}}؛‏ بحارالانوار، ج ۶۷، ص ۲۷۸ - ۲۷۹؛ مستدرک الوسائل، ج ۲، ص ۴۶۴. </ref>.<ref>ر.ک: خراسانی، محمد مهدی، دائره المعارف قرآن کریم، ج۸، ص۴۴۵ -۴۵۸.  </ref>
# [[بهترین]] توشه: تقوا [[بهترین]] توشه [[معنوی]] است. چنانکه در آیۀ {{متن قرآن|تَزَوَّدُوا فَإِنَّ خَيْرَ الزَّادِ التَّقْوَى وَاتَّقُونِ يَا أُولِي الْأَلْبَابِ}}<ref>«رهتوشه بردارید و بهترین رهتوشه پرهیزگاری است، و ای خردمندان! از من پروا کنید» سوره بقره، آیه ۱۹۷.</ref> از تقوا به عنوان [[بهترین]] توشه یاد شده است<ref>ر.ک: خراسانی، محمد مهدی، دائره المعارف قرآن کریم، ج۸، ص۴۴۵ -۴۵۸. </ref>. همچنین [[پیامبر اکرم]]{{صل}} با [[خداوند]] اینچنین [[مناجات]] می‌‌کردند: «خدایا! همه ما را در مسیر [[هدایت]] و تقوا را ‌توشۀ راه و [[بهشت]] را پایانِ کارمان ما قرار بده»<ref>{{متن حدیث|رَسُولُ اللَّهِ{{صل}}: اللَّهُمَّ اجْمَعْ أَمْرَنَا عَلَی الْهُدَی وَ اجْعَلِ التَّقْوَی زَادَنَا وَ الْجَنَّةَ مَآبَنَا}}؛ الأمالی للصدوق، ص۴۲۱، ح۵۵۹، روضه الواعظین، ص۴۹۵؛ بحارالأنوار، ج۷۰، ص۳۷۸، ح </ref>.<ref>ر.ک: م‍ح‍م‍دی‌ ری‌ش‍ه‍ری‌، محمد، سیره پیامبر خاتم، ج۱، ص ۲۸۴-۲۸۵. </ref>
# [[بهترین]] توشه: تقوا [[بهترین]] توشه [[معنوی]] است. چنانکه در آیۀ {{متن قرآن|تَزَوَّدُوا فَإِنَّ خَيْرَ الزَّادِ التَّقْوَى وَاتَّقُونِ يَا أُولِي الْأَلْبَابِ}}<ref>«رهتوشه بردارید و بهترین رهتوشه پرهیزگاری است، و ای خردمندان! از من پروا کنید» سوره بقره، آیه ۱۹۷.</ref> از تقوا به عنوان [[بهترین]] توشه یاد شده است<ref>ر.ک: خراسانی، محمد مهدی، دائره المعارف قرآن کریم، ج۸، ص۴۴۵ -۴۵۸. </ref>. همچنین [[پیامبر اکرم]]{{صل}} با [[خداوند]] اینچنین [[مناجات]] می‌‌کردند: «خدایا! همه ما را در مسیر [[هدایت]] و تقوا را ‌توشۀ راه و [[بهشت]] را پایانِ کارمان ما قرار بده»<ref>{{متن حدیث|رَسُولُ اللَّهِ{{صل}}: اللَّهُمَّ اجْمَعْ أَمْرَنَا عَلَی الْهُدَی وَ اجْعَلِ التَّقْوَی زَادَنَا وَ الْجَنَّةَ مَآبَنَا}}؛ الأمالی للصدوق، ص۴۲۱، ح۵۵۹، روضه الواعظین، ص۴۹۵؛ بحارالأنوار، ج۷۰، ص۳۷۸، ح </ref>.<ref>ر.ک: [[محمد م‍ح‍م‍دی‌ ری‌ش‍ه‍ری‌|م‍ح‍م‍دی‌ ری‌ش‍ه‍ری‌، محمد]]، [[سیره پیامبر خاتم ج۱ (کتاب)|سیره پیامبر خاتم]]، ص ۲۸۴-۲۸۵. </ref>
# [[پوشش]] [[معنوی]]: تقوا [[بهترین]] [[پوشش]] [[معنوی]] است: {{متن قرآن|يَا بَنِي آدَمَ قَدْ أَنْزَلْنَا عَلَيْكُمْ لِبَاسًا يُوَارِي سَوْآتِكُمْ وَرِيشًا وَلِبَاسُ التَّقْوَى ذَلِكَ خَيْرٌ}}<ref>«ای فرزندان آدم! برای شما جامه‌ای را فرو فرستاده‌ایم که شرمگاه‌های شما را می‌پوشاند و (نیز) جامه‌ای را که زینت است  و لباس پرهیزگاری، باری ، بهتر است» سوره اعراف، آیه ۲۶.</ref>. [[خداوند متعال]] در این [[آیه]] پس از [[یادآوری]] [[لباس]] ظاهری [[انسان]] به ذکر [[لباس]] [[باطنی]] و [[معنوی]] تحت عنوان تقوا می‌پردازد که بدی‌های [[باطنی]] [[انسان]] مانند [[شرک]]، [[گناهان]] و [[رذائل اخلاقی]] را می‌پوشاند. اما اینکه چرا تقوا از نگاه [[قرآن]] [[بهترین]] [[پوشش]] [[معنوی]] است، شاید بدین [[دلیل]] که در [[روایات]]، تقوا به عنوان [[لباس]] [[پاکیزه]] معرفی شده است، چنانکه سعید بن ابی هلال از [[پیامبر اکرم]]{{صل}} [[نقل]] می‌‌کند هرگاه [[پیامبر]] آیۀ {{متن قرآن|قَدْ أَفْلَحَ مَنْ زَكَّاهَا}}<ref>«بی‌گمان آنکه جان را پاکیزه داشت رستگار شد،» سوره شمس، آیه ۹.</ref> را می‌خواند، می‌‌فرمود: «خدایا! به نفس من تقوا عطا کن و آن را [[پاکیزه]] فرما که برای [[تزکیه]] و [[پاکیزه]] کردن آن، تو بهترینی»<ref>{{متن حدیث|عَنْ سَعِیدِ بْنِ أَبِی هِلَالٍ: کَانَ رَسُولُ اللَّه‏{{صل}} إذا قَرَأَ هذه الایة ﴿قَدْ أَفْلَحَ مَنْ زَکَّاهَا﴾ وقف ثُمَّ قَالَ اللَّهُمَّ آتِ نَفْسِی تَقْوَاهَا وَ أَنْتَ وَلِیُّهَا وَ مَوْلَاهَا وَ أَنْتَ خَیْرُ مَنْ زَکَّاهَا}}؛ مجمع البیان، ج۱۰، ص۷۵۵؛ بحار الأنوار، ج۱، ص۱۸۷، ح۱۱؛ المعجم الکبیر، ج۱۱، ص۸۷؛ ح۱۱۱۹۱؛ تفسیر ابن کثیر، ج۸، ص۴۳۶؛ تفسیر الفخر الرازی، ج۳۱، ص۱۹۴؛ مسند الشهاب، ج۲، ص۳۳۸، ح۱۴۸۱ عن أبی هریره و کلّها نحوه، کنز العمّال، ج۲، ص۶۹۶، ح۵۱۱۳ و راجع، صحیح مسلم، ج۴، ص۲۰۸۸ ح۷۳. </ref>.<ref>ر.ک: م‍ح‍م‍دی‌ ری‌ش‍ه‍ری‌، محمد، سیره پیامبر خاتم، ج۱، ص ۲۸۴-۲۸۵.  </ref>
# [[پوشش]] [[معنوی]]: تقوا [[بهترین]] [[پوشش]] [[معنوی]] است: {{متن قرآن|يَا بَنِي آدَمَ قَدْ أَنْزَلْنَا عَلَيْكُمْ لِبَاسًا يُوَارِي سَوْآتِكُمْ وَرِيشًا وَلِبَاسُ التَّقْوَى ذَلِكَ خَيْرٌ}}<ref>«ای فرزندان آدم! برای شما جامه‌ای را فرو فرستاده‌ایم که شرمگاه‌های شما را می‌پوشاند و (نیز) جامه‌ای را که زینت است  و لباس پرهیزگاری، باری ، بهتر است» سوره اعراف، آیه ۲۶.</ref>. [[خداوند متعال]] در این [[آیه]] پس از [[یادآوری]] [[لباس]] ظاهری [[انسان]] به ذکر [[لباس]] [[باطنی]] و [[معنوی]] تحت عنوان تقوا می‌پردازد که بدی‌های [[باطنی]] [[انسان]] مانند [[شرک]]، [[گناهان]] و [[رذائل اخلاقی]] را می‌پوشاند. اما اینکه چرا تقوا از نگاه [[قرآن]] [[بهترین]] [[پوشش]] [[معنوی]] است، شاید بدین [[دلیل]] که در [[روایات]]، تقوا به عنوان [[لباس]] [[پاکیزه]] معرفی شده است، چنانکه سعید بن ابی هلال از [[پیامبر اکرم]]{{صل}} [[نقل]] می‌‌کند هرگاه [[پیامبر]] آیۀ {{متن قرآن|قَدْ أَفْلَحَ مَنْ زَكَّاهَا}}<ref>«بی‌گمان آنکه جان را پاکیزه داشت رستگار شد،» سوره شمس، آیه ۹.</ref> را می‌خواند، می‌‌فرمود: «خدایا! به نفس من تقوا عطا کن و آن را [[پاکیزه]] فرما که برای [[تزکیه]] و [[پاکیزه]] کردن آن، تو بهترینی»<ref>{{متن حدیث|عَنْ سَعِیدِ بْنِ أَبِی هِلَالٍ: کَانَ رَسُولُ اللَّه‏{{صل}} إذا قَرَأَ هذه الایة ﴿قَدْ أَفْلَحَ مَنْ زَکَّاهَا﴾ وقف ثُمَّ قَالَ اللَّهُمَّ آتِ نَفْسِی تَقْوَاهَا وَ أَنْتَ وَلِیُّهَا وَ مَوْلَاهَا وَ أَنْتَ خَیْرُ مَنْ زَکَّاهَا}}؛ مجمع البیان، ج۱۰، ص۷۵۵؛ بحار الأنوار، ج۱، ص۱۸۷، ح۱۱؛ المعجم الکبیر، ج۱۱، ص۸۷؛ ح۱۱۱۹۱؛ تفسیر ابن کثیر، ج۸، ص۴۳۶؛ تفسیر الفخر الرازی، ج۳۱، ص۱۹۴؛ مسند الشهاب، ج۲، ص۳۳۸، ح۱۴۸۱ عن أبی هریره و کلّها نحوه، کنز العمّال، ج۲، ص۶۹۶، ح۵۱۱۳ و راجع، صحیح مسلم، ج۴، ص۲۰۸۸ ح۷۳. </ref>.<ref>ر.ک: [[محمد م‍ح‍م‍دی‌ ری‌ش‍ه‍ری‌|م‍ح‍م‍دی‌ ری‌ش‍ه‍ری‌، محمد]]، [[سیره پیامبر خاتم ج۱ (کتاب)|سیره پیامبر خاتم]]، ص ۲۸۴-۲۸۵.  </ref>


==انواع تقوا==
==انواع تقوا==
*سه نوع تقوا برای انسان‌های [[متقی]] وجود دارد:  
*سه نوع تقوا برای انسان‌های [[متقی]] وجود دارد:  
#تقوای مقدماتی: تقوای مقدماتی یعنی تقوایی که [[فرد]] را به صورت خودکار به انجام [[واجبات]] و ترک [[محرمات]] سوق نمی‌دهد، بلکه [[اعمال]] توسط [[فرد]] از روی تکرار، تلاش و [[تحمیل]] حاصل می‌‌شود؛ درواقع می‌‌توان گفت تقوای مقدماتی تقوایی است که انجام [[واجبات]] و ترک [[محرمات]] به سبب ملکۀ تقوا شکل نمی‌گیرد، بلکه از طریق تکرار و تمرین و تلاش ایجاد می‌‌شود. این نوع از تقوا در مرحلۀ قبل از ایجاد ملکۀ تقوا حاصل می‌‌شود؛ به عبارتی تقوای مقدماتی، مقدمۀ ایجاد ملکۀ تقواست.  
#تقوای مقدماتی: تقوای مقدماتی یعنی تقوایی که [[فرد]] را به صورت خودکار به انجام [[واجبات]] و ترک [[محرمات]] سوق نمی‌دهد، بلکه [[اعمال]] توسط [[فرد]] از روی تکرار، تلاش و [[تحمیل]] حاصل می‌‌شود؛ درواقع می‌‌توان گفت تقوای مقدماتی تقوایی است که انجام [[واجبات]] و ترک [[محرمات]] به سبب ملکۀ تقوا شکل نمی‌گیرد، بلکه از طریق تکرار و تمرین و تلاش ایجاد می‌‌شود. این نوع از تقوا در مرحلۀ قبل از ایجاد ملکۀ تقوا حاصل می‌‌شود؛ به عبارتی تقوای مقدماتی، مقدمۀ ایجاد ملکۀ تقواست.  
#ملکۀ تقوا: این ملکه بر اثر ممارست و تلاش در مرحلۀ اول تقوا یعنی تقوای مقدماتی ایجاد می‌‌شود. مثلاً گاهی شخص در انجام [[اعمال عبادی]] مثل [[نماز خواندن]] [[متوسل]] به تکرار و تمرین و دشواری می‌‌شود، به نحوی که اگر این ابزارها برای [[فرد]] مهیا نباشد [[اعمال عبادی]] وی دچار خلل می‌‌شود، چنین فردی قطعاً [[انسان]] [[متقی]] است اما عمل وی بر اثر ملکۀ تقوا صورت نگرفته است چراکه اگر [[اعمال]] وی بر اثر ملکۀ تقوا شکل می‌‌گرفت نباید [[متوسل]] به تکرار و تمرین دشواری می‌‌شد، بلکه باید اعمالش به صورت خودکار و بدون هیچ تکرار، تمرین، دشواری انجام می‌‌پذیرفت<ref>ر.ک: مظاهری، حسین، دانش اخلاق اسلامی، ج۳، ص ۳۷۱. </ref>.  
#ملکۀ تقوا: این ملکه بر اثر ممارست و تلاش در مرحلۀ اول تقوا یعنی تقوای مقدماتی ایجاد می‌‌شود. مثلاً گاهی شخص در انجام [[اعمال عبادی]] مثل [[نماز خواندن]] [[متوسل]] به تکرار و تمرین و دشواری می‌‌شود، به نحوی که اگر این ابزارها برای [[فرد]] مهیا نباشد [[اعمال عبادی]] وی دچار خلل می‌‌شود، چنین فردی قطعاً [[انسان]] [[متقی]] است اما عمل وی بر اثر ملکۀ تقوا صورت نگرفته است چراکه اگر [[اعمال]] وی بر اثر ملکۀ تقوا شکل می‌‌گرفت نباید [[متوسل]] به تکرار و تمرین دشواری می‌‌شد، بلکه باید اعمالش به صورت خودکار و بدون هیچ تکرار، تمرین، دشواری انجام می‌‌پذیرفت<ref>ر.ک: [[حسین مظاهری|مظاهری، حسین]]، [[دانش اخلاق اسلامی ج۱ (کتاب)|دانش اخلاق اسلامی ج۱]] و [[دانش اخلاق اسلامی ج۳ (کتاب)|دانش اخلاق اسلامی]]، ص ۳۷۱. </ref>.  
#تقوای گزینشی: تقوا گزینشی یعنی اینکه [[فرد]] برخی [[اعمال]] مانند [[نماز خواندن]] و [[زکات]] دادن را انجام می‌‌دهد، اما  نسبت به بعضی از [[اعمال]] که باید در آن تقوا رعایت شود [[سستی]] کرده و رعایت نمی‌کند، در واقع [[فرد]] نسبت به تمام امور تقوا را رعایت نمی‌کند به این نوع تقوا، تقوای گزینشی می‌‌گویند<ref>ر.ک: مظاهری، حسین، دانش اخلاق اسلامی، ج۳، ص ۳۶۸. </ref>.  
#تقوای گزینشی: تقوا گزینشی یعنی اینکه [[فرد]] برخی [[اعمال]] مانند [[نماز خواندن]] و [[زکات]] دادن را انجام می‌‌دهد، اما  نسبت به بعضی از [[اعمال]] که باید در آن تقوا رعایت شود [[سستی]] کرده و رعایت نمی‌کند، در واقع [[فرد]] نسبت به تمام امور تقوا را رعایت نمی‌کند به این نوع تقوا، تقوای گزینشی می‌‌گویند<ref>ر.ک: [[حسین مظاهری|مظاهری، حسین]]، [[دانش اخلاق اسلامی ج۱ (کتاب)|دانش اخلاق اسلامی ج۱]] و [[دانش اخلاق اسلامی ج۳ (کتاب)|دانش اخلاق اسلامی]]، ص ۳۶۸. </ref>.  
==مصادیق تقوا از نگاه [[قرآن]] و [[روایات]]==
==مصادیق تقوا از نگاه [[قرآن]] و [[روایات]]==
*نکته ای که نباید از آن [[غفلت]] کرد این است که مفهوم تقوا در [[قلب]] [[متقین]] شکل می‌‌گیرد، در واقع ریش، تقوا امری [[قلبی]] است چنانکه در روایتی [[پیامبر اکرم]]{{صل}} فرمودند: «هر چیزی معدنی دارد و معدن تقوا [[قلوب]] عاقلان است»<ref>{{متن حدیث|لِکُلِّ شَیْ‏ءٍ مَعْدِنٌ وَ مَعْدِنُ التُّقَی قُلُوبُ الْعَاقِلِین}}؛‏ روضة الواعظین، ج۱، ص ۴. </ref>. در [[آیات قرآن]] هم می‌‌توان [[اثبات]] کرد، تقوا امری مربوط به [[قلب]] است چنانکه در آیۀ {{متن قرآن|إِنَّ الَّذِينَ يَغُضُّونَ أَصْوَاتَهُمْ عِنْدَ رَسُولِ اللَّهِ أُولَئِكَ الَّذِينَ امْتَحَنَ اللَّهُ قُلُوبَهُمْ لِلتَّقْوَى لَهُمْ مَغْفِرَةٌ وَأَجْرٌ عَظِيمٌ}}<ref>«بی‌گمان خداوند دل‌های کسانی که صدایشان را نزد فرستاده خداوند فرو می‌دارند، برای پرهیزگاری آزموده است؛ آنان آمرزش و پاداشی سترگ خواهند داشت» سوره حجرات، آیه ۳.</ref> این مطلب به چشم می‌‌خورد. همچنین  [[امیرالمؤمنین]]{{ع}} تقوا را امر [[روحی]] و [[قلبی]] می‌‌داند: «شما را به [[تقوای الهی]] سفارش می‌کنم... که تقوا داروی درد قلب‌ها، رفع کننده کوردلی و دل‌مردگی، زداینده [[فساد]] [[قلبی]]، پاک‌کننده زنگار [[روانی]]، برطرف سازنده تیرگی دیده‌ها، امنیت‌بخش اضطراب‌ها و فروغ تاریکی‌های شماست»<ref>نهج البلاغه، خطبه ۱۸۹ </ref>.  
*نکته ای که نباید از آن [[غفلت]] کرد این است که مفهوم تقوا در [[قلب]] [[متقین]] شکل می‌‌گیرد، در واقع ریش، تقوا امری [[قلبی]] است چنانکه در روایتی [[پیامبر اکرم]]{{صل}} فرمودند: «هر چیزی معدنی دارد و معدن تقوا [[قلوب]] عاقلان است»<ref>{{متن حدیث|لِکُلِّ شَیْ‏ءٍ مَعْدِنٌ وَ مَعْدِنُ التُّقَی قُلُوبُ الْعَاقِلِین}}؛‏ روضة الواعظین، ج۱، ص ۴. </ref>. در [[آیات قرآن]] هم می‌‌توان [[اثبات]] کرد، تقوا امری مربوط به [[قلب]] است چنانکه در آیۀ {{متن قرآن|إِنَّ الَّذِينَ يَغُضُّونَ أَصْوَاتَهُمْ عِنْدَ رَسُولِ اللَّهِ أُولَئِكَ الَّذِينَ امْتَحَنَ اللَّهُ قُلُوبَهُمْ لِلتَّقْوَى لَهُمْ مَغْفِرَةٌ وَأَجْرٌ عَظِيمٌ}}<ref>«بی‌گمان خداوند دل‌های کسانی که صدایشان را نزد فرستاده خداوند فرو می‌دارند، برای پرهیزگاری آزموده است؛ آنان آمرزش و پاداشی سترگ خواهند داشت» سوره حجرات، آیه ۳.</ref> این مطلب به چشم می‌‌خورد. همچنین  [[امیرالمؤمنین]]{{ع}} تقوا را امر [[روحی]] و [[قلبی]] می‌‌داند: «شما را به [[تقوای الهی]] سفارش می‌کنم... که تقوا داروی درد قلب‌ها، رفع کننده کوردلی و دل‌مردگی، زداینده [[فساد]] [[قلبی]]، پاک‌کننده زنگار [[روانی]]، برطرف سازنده تیرگی دیده‌ها، امنیت‌بخش اضطراب‌ها و فروغ تاریکی‌های شماست»<ref>نهج البلاغه، خطبه ۱۸۹ </ref>.  
خط ۳۸: خط ۳۸:
#اجتناب از [[استهزا]]، [[عیب‌جویی]]، [[لقب]] [[زشت]] دادن، [[گمان]] بد، تجسّس، [[غیبت]] و [[بدگویی]]: {{متن قرآن|يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لَا يَسْخَرْ قَوْمٌ مِنْ قَوْمٍ عَسَى أَنْ يَكُونُوا خَيْرًا مِنْهُمْ وَلَا نِسَاءٌ مِنْ نِسَاءٍ عَسَى أَنْ يَكُنَّ خَيْرًا مِنْهُنَّ وَلَا تَلْمِزُوا أَنْفُسَكُمْ وَلَا تَنَابَزُوا بِالْأَلْقَابِ بِئْسَ الِاسْمُ الْفُسُوقُ بَعْدَ الْإِيمَانِ وَمَنْ لَمْ يَتُبْ فَأُولَئِكَ هُمُ الظَّالِمُونَ يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اجْتَنِبُوا كَثِيرًا مِنَ الظَّنِّ إِنَّ بَعْضَ الظَّنِّ إِثْمٌ وَلَا تَجَسَّسُوا وَلَا يَغْتَبْ بَعْضُكُمْ بَعْضًا أَيُحِبُّ أَحَدُكُمْ أَنْ يَأْكُلَ لَحْمَ أَخِيهِ مَيْتًا فَكَرِهْتُمُوهُ وَاتَّقُوا اللَّهَ إِنَّ اللَّهَ تَوَّابٌ رَحِيمٌ يَا أَيُّهَا النَّاسُ إِنَّا خَلَقْنَاكُمْ مِنْ ذَكَرٍ وَأُنْثَى وَجَعَلْنَاكُمْ شُعُوبًا وَقَبَائِلَ لِتَعَارَفُوا إِنَّ أَكْرَمَكُمْ عِنْدَ اللَّهِ أَتْقَاكُمْ إِنَّ اللَّهَ عَلِيمٌ خَبِيرٌ}}<ref>«اى كسانى كه ايمان آورده ‏ايد، نبايد قومى قوم ديگر را ريشخند كند، شايد آنها از اينها بهتر باشند، و نبايد زنانى زنانِ [ديگر] را [ريشخند كنند]، شايد آنها از اينها بهتر باشند، و از يكديگر عيب مگيريد، و به همديگر لقب هاى زشت مدهيد چه ناپسنديده است نام زشت پس از ايمان. و هر كه توبه نكرد آنان خود ستمكارند ای مؤمنان! از بسیاری از گمان‌ها دوری کنید که برخی از گمان‌ها گناه است و (در کار مردم) کاوش نکنید و از یکدیگر غیبت نکنید؛ آیا هیچ یک از شما دوست می‌دارد که گوشت برادر مرده خود را بخورد؟ پس آن را ناپسند می‌دارید و از خداوند پروا کنید که خداوند توبه‌پذیر است. ای مردم! ما شما را از مردی و زنی آفریدیم و شما را گروه‌ها و قبیله‌ها کردیم تا یکدیگر را باز شناسید، بی‌گمان گرامی‌ترین شما نزد خداوند پرهیزگارترین شماست، به راستی خداوند دانایی آگاه است» سوره حجرات، آیه ۱۱ ـ ۱۳</ref>.
#اجتناب از [[استهزا]]، [[عیب‌جویی]]، [[لقب]] [[زشت]] دادن، [[گمان]] بد، تجسّس، [[غیبت]] و [[بدگویی]]: {{متن قرآن|يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لَا يَسْخَرْ قَوْمٌ مِنْ قَوْمٍ عَسَى أَنْ يَكُونُوا خَيْرًا مِنْهُمْ وَلَا نِسَاءٌ مِنْ نِسَاءٍ عَسَى أَنْ يَكُنَّ خَيْرًا مِنْهُنَّ وَلَا تَلْمِزُوا أَنْفُسَكُمْ وَلَا تَنَابَزُوا بِالْأَلْقَابِ بِئْسَ الِاسْمُ الْفُسُوقُ بَعْدَ الْإِيمَانِ وَمَنْ لَمْ يَتُبْ فَأُولَئِكَ هُمُ الظَّالِمُونَ يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اجْتَنِبُوا كَثِيرًا مِنَ الظَّنِّ إِنَّ بَعْضَ الظَّنِّ إِثْمٌ وَلَا تَجَسَّسُوا وَلَا يَغْتَبْ بَعْضُكُمْ بَعْضًا أَيُحِبُّ أَحَدُكُمْ أَنْ يَأْكُلَ لَحْمَ أَخِيهِ مَيْتًا فَكَرِهْتُمُوهُ وَاتَّقُوا اللَّهَ إِنَّ اللَّهَ تَوَّابٌ رَحِيمٌ يَا أَيُّهَا النَّاسُ إِنَّا خَلَقْنَاكُمْ مِنْ ذَكَرٍ وَأُنْثَى وَجَعَلْنَاكُمْ شُعُوبًا وَقَبَائِلَ لِتَعَارَفُوا إِنَّ أَكْرَمَكُمْ عِنْدَ اللَّهِ أَتْقَاكُمْ إِنَّ اللَّهَ عَلِيمٌ خَبِيرٌ}}<ref>«اى كسانى كه ايمان آورده ‏ايد، نبايد قومى قوم ديگر را ريشخند كند، شايد آنها از اينها بهتر باشند، و نبايد زنانى زنانِ [ديگر] را [ريشخند كنند]، شايد آنها از اينها بهتر باشند، و از يكديگر عيب مگيريد، و به همديگر لقب هاى زشت مدهيد چه ناپسنديده است نام زشت پس از ايمان. و هر كه توبه نكرد آنان خود ستمكارند ای مؤمنان! از بسیاری از گمان‌ها دوری کنید که برخی از گمان‌ها گناه است و (در کار مردم) کاوش نکنید و از یکدیگر غیبت نکنید؛ آیا هیچ یک از شما دوست می‌دارد که گوشت برادر مرده خود را بخورد؟ پس آن را ناپسند می‌دارید و از خداوند پروا کنید که خداوند توبه‌پذیر است. ای مردم! ما شما را از مردی و زنی آفریدیم و شما را گروه‌ها و قبیله‌ها کردیم تا یکدیگر را باز شناسید، بی‌گمان گرامی‌ترین شما نزد خداوند پرهیزگارترین شماست، به راستی خداوند دانایی آگاه است» سوره حجرات، آیه ۱۱ ـ ۱۳</ref>.
#امر به [[نماز خواندن]]: {{متن قرآن|وَأْمُرْ أَهْلَكَ بِالصَّلَاةِ وَاصْطَبِرْ عَلَيْهَا لَا نَسْأَلُكَ رِزْقًا نَحْنُ نَرْزُقُكَ وَالْعَاقِبَةُ لِلتَّقْوَى}}<ref>«و خانواده‌ات را به نماز فرمان ده و بر آن شکیب کن، ما از تو روزی نمی‌خواهیم که خود، تو را روزی می‌دهیم و سرانجام (نیک) برای پرهیزگاری است» سوره طه، آیه ۱۳۲.</ref>.<ref>ر.ک: خراسانی، محمد مهدی، دائره المعارف قرآن کریم، ج۸، ص۴۴۵ -۴۵۸.</ref>
#امر به [[نماز خواندن]]: {{متن قرآن|وَأْمُرْ أَهْلَكَ بِالصَّلَاةِ وَاصْطَبِرْ عَلَيْهَا لَا نَسْأَلُكَ رِزْقًا نَحْنُ نَرْزُقُكَ وَالْعَاقِبَةُ لِلتَّقْوَى}}<ref>«و خانواده‌ات را به نماز فرمان ده و بر آن شکیب کن، ما از تو روزی نمی‌خواهیم که خود، تو را روزی می‌دهیم و سرانجام (نیک) برای پرهیزگاری است» سوره طه، آیه ۱۳۲.</ref>.<ref>ر.ک: خراسانی، محمد مهدی، دائره المعارف قرآن کریم، ج۸، ص۴۴۵ -۴۵۸.</ref>
*همچنین [[امیرالمؤمنین]]{{ع}} [[نماز خواندن]] و [[تلاوت قرآن]] را مصداق دیگری از تقوا می‌‌داند چنانکه یکی از اوصاف [[متقین]] را اینچنین بیان می‌‌کند: «[[شب]] هنگام به [[نماز]] می‌ایستند و [[آیات]] [[نورانی]] [[قرآن]] را با همه وجود [[تلاوت]] می‌کنند»<ref>دانشنامه نهج البلاغه، ج۱، ص ۲۰۸. </ref>.
*همچنین [[امیرالمؤمنین]]{{ع}} [[نماز خواندن]] و [[تلاوت قرآن]] را مصداق دیگری از تقوا می‌‌داند چنانکه یکی از اوصاف [[متقین]] را اینچنین بیان می‌‌کند: «[[شب]] هنگام به [[نماز]] می‌ایستند و [[آیات]] [[نورانی]] [[قرآن]] را با همه وجود [[تلاوت]] می‌کنند»<ref>[[دانشنامه نهج البلاغه ج۱ (کتاب)|دانشنامه نهج البلاغه]]، ص ۲۰۸. </ref>.


==عوامل ایجاد تقوا==
==عوامل ایجاد تقوا==
خط ۴۹: خط ۴۹:
*ثمرات تقوا در دو حوزۀ فردی و [[اجتماعی]] خلاصه می‌‌شود:
*ثمرات تقوا در دو حوزۀ فردی و [[اجتماعی]] خلاصه می‌‌شود:
#اثرات تقوا در حوزه فردی:
#اثرات تقوا در حوزه فردی:
##اثرات مادی تقوا: تقوا فقط امری ورای [[زندگی]] و در راستای پیشرفت‌های [[معنوی]] نیست، بلکه در مسیر عادی و مادی [[زندگی]] عنصر بسیار موثر برای کمک رسانی به [[متقین]] است، چنانکه [[امیرالمؤمنین]]{{ع}} فرمودند: «[[بندگان خدا]]، بدانید که [[متقین]]، هم از نعمت‌های [[دنیا]] بهرمند می‌‌شوند و هم از پاداش‌های [[آخرت]]. بنابراین آنان با [[اهل]] [[دنیا]] در نعمت‌های دنیاشان شریکند، اما [[اهل]] [[دنیا]] در [[آخرت]] آنان سهمی ندارند. آنان در [[دنیا]] به [[بهترین]] وجه [[زندگی]] می‌‌کنند و از [[بهترین]] چیزی که بهترین‌ها از آن بهره‌مند می‌شوند، بهره مند خواهند شد»<ref>{{متن حدیث|وَ اعْلَمُوا عِبَادَ اللَّهِ أَنَّ الْمُتَّقِینَ ذَهَبُوا بِعَاجِلِ الدُّنْیَا وَ آجِلِ الْآخِرَةِ، فَشَارَکُوا أَهْلَ الدُّنْیَا فِی دُنْیَاهُمْ وَ لَمْ [یُشَارِکْهُمْ أَهْلُ] یُشَارِکُوا أَهْلَ الدُّنْیَا فِی آخِرَتِهِمْ؛ سَکَنُوا الدُّنْیَا بِأَفْضَلِ مَا سُکِنَتْ وَ أَکَلُوهَا بِأَفْضَلِ مَا أُکِلَتْ، فَحَظُوا مِنَ الدُّنْیَا بِمَا حَظِیَ بِهِ الْمُتْرَفُونَ وَ أَخَذُوا مِنْهَا مَا أَخَذَهُ الْجَبَابِرَةُ الْمُتَکَبِّرُونَ}}؛ نهج البلاغه، نامه ۲۷.</ref>.<ref>دانشنامه نهج البلاغه، ج۱، ص ۲۰۵-۲۰۶. </ref> چنانکه در [[قرآن]] هم به این موضوع اشاره شده است، به این بیان که [[متقین]] سرانجام [[زمین]] را به [[ارث]] می‌‌برند: {{متن قرآن|إِنَّ الْأَرْضَ لِلَّهِ يُورِثُهَا مَنْ يَشَاءُ مِنْ عِبَادِهِ وَالْعَاقِبَةُ لِلْمُتَّقِينَ}}<ref>«بی‌گمان زمین از آن خداوند است، به هر کس از بندگان خویش که بخواهد به میراث می‌دهد و سرانجام (نیکو) از آن پرهیزگاران است» سوره اعراف، آیه ۱۲۸.</ref>. همان‌گونه که مالک [[بهشت]] هم خواهند شد:{{متن قرآن|أُولَئِكَ هُمُ الْوَارِثُونَ الَّذِينَ يَرِثُونَ الْفِرْدَوْسَ هُمْ فِيهَا خَالِدُونَ}}<ref>«آنانند که میراث برند همانان که بهشت را به میراث می‌برند؛ آنان در آن جاودانند» سوره مؤمنون، آیه ۱۰ ـ ۱۱</ref>.<ref>ر.ک: مظاهری، حسین، دانش اخلاق اسلامی، ج۳، ص ۳۵۸. </ref>  
##اثرات مادی تقوا: تقوا فقط امری ورای [[زندگی]] و در راستای پیشرفت‌های [[معنوی]] نیست، بلکه در مسیر عادی و مادی [[زندگی]] عنصر بسیار موثر برای کمک رسانی به [[متقین]] است، چنانکه [[امیرالمؤمنین]]{{ع}} فرمودند: «[[بندگان خدا]]، بدانید که [[متقین]]، هم از نعمت‌های [[دنیا]] بهرمند می‌‌شوند و هم از پاداش‌های [[آخرت]]. بنابراین آنان با [[اهل]] [[دنیا]] در نعمت‌های دنیاشان شریکند، اما [[اهل]] [[دنیا]] در [[آخرت]] آنان سهمی ندارند. آنان در [[دنیا]] به [[بهترین]] وجه [[زندگی]] می‌‌کنند و از [[بهترین]] چیزی که بهترین‌ها از آن بهره‌مند می‌شوند، بهره مند خواهند شد»<ref>{{متن حدیث|وَ اعْلَمُوا عِبَادَ اللَّهِ أَنَّ الْمُتَّقِینَ ذَهَبُوا بِعَاجِلِ الدُّنْیَا وَ آجِلِ الْآخِرَةِ، فَشَارَکُوا أَهْلَ الدُّنْیَا فِی دُنْیَاهُمْ وَ لَمْ [یُشَارِکْهُمْ أَهْلُ] یُشَارِکُوا أَهْلَ الدُّنْیَا فِی آخِرَتِهِمْ؛ سَکَنُوا الدُّنْیَا بِأَفْضَلِ مَا سُکِنَتْ وَ أَکَلُوهَا بِأَفْضَلِ مَا أُکِلَتْ، فَحَظُوا مِنَ الدُّنْیَا بِمَا حَظِیَ بِهِ الْمُتْرَفُونَ وَ أَخَذُوا مِنْهَا مَا أَخَذَهُ الْجَبَابِرَةُ الْمُتَکَبِّرُونَ}}؛ نهج البلاغه، نامه ۲۷.</ref>.<ref>[[دانشنامه نهج البلاغه ج۱ (کتاب)|دانشنامه نهج البلاغه]]، ص ۲۰۵-۲۰۶. </ref> چنانکه در [[قرآن]] هم به این موضوع اشاره شده است، به این بیان که [[متقین]] سرانجام [[زمین]] را به [[ارث]] می‌‌برند: {{متن قرآن|إِنَّ الْأَرْضَ لِلَّهِ يُورِثُهَا مَنْ يَشَاءُ مِنْ عِبَادِهِ وَالْعَاقِبَةُ لِلْمُتَّقِينَ}}<ref>«بی‌گمان زمین از آن خداوند است، به هر کس از بندگان خویش که بخواهد به میراث می‌دهد و سرانجام (نیکو) از آن پرهیزگاران است» سوره اعراف، آیه ۱۲۸.</ref>. همان‌گونه که مالک [[بهشت]] هم خواهند شد:{{متن قرآن|أُولَئِكَ هُمُ الْوَارِثُونَ الَّذِينَ يَرِثُونَ الْفِرْدَوْسَ هُمْ فِيهَا خَالِدُونَ}}<ref>«آنانند که میراث برند همانان که بهشت را به میراث می‌برند؛ آنان در آن جاودانند» سوره مؤمنون، آیه ۱۰ ـ ۱۱</ref>.<ref>ر.ک: [[حسین مظاهری|مظاهری، حسین]]، [[دانش اخلاق اسلامی ج۱ (کتاب)|دانش اخلاق اسلامی ج۱]] و [[دانش اخلاق اسلامی ج۳ (کتاب)|دانش اخلاق اسلامی]]، ص ۳۵۸. </ref>  
## [[ایمان به غیب]]: تقوا سبب پیدا شدن [[ایمان به غیب]] برای [[متقین]] می‌‌شود: {{متن قرآن|يُؤْمِنُونَ بِالْغَيْبِ}}<ref>«همان کسانی که «غیب» را باور و نماز را برپا می‌دارند و از آنچه به آنان روزی داده‌ایم می‌بخشند» سوره بقره، آیه ۳.</ref> نکته ای که در این صفت [[مقدس]] وجود دارد این است، [[ایمان به غیب]] با [[علم به غیب]] متفاوت است در واقع [[ایمان به غیب]] مرحله ای بالاتر از [[علم به غیب]] است به این بیان که [[ایمان به غیب]] یعنی [[تصدیق قلبی]] به [[امور معنوی]] در حالی که [[علم به غیب]] فقط [[شناخت عقلی]] به این امور است<ref>ر.ک: مظاهری، حسین، دانش اخلاق اسلامی، ج۳، ص ۳۶۲. </ref>.  
## [[ایمان به غیب]]: تقوا سبب پیدا شدن [[ایمان به غیب]] برای [[متقین]] می‌‌شود: {{متن قرآن|يُؤْمِنُونَ بِالْغَيْبِ}}<ref>«همان کسانی که «غیب» را باور و نماز را برپا می‌دارند و از آنچه به آنان روزی داده‌ایم می‌بخشند» سوره بقره، آیه ۳.</ref> نکته ای که در این صفت [[مقدس]] وجود دارد این است، [[ایمان به غیب]] با [[علم به غیب]] متفاوت است در واقع [[ایمان به غیب]] مرحله ای بالاتر از [[علم به غیب]] است به این بیان که [[ایمان به غیب]] یعنی [[تصدیق قلبی]] به [[امور معنوی]] در حالی که [[علم به غیب]] فقط [[شناخت عقلی]] به این امور است<ref>ر.ک: [[حسین مظاهری|مظاهری، حسین]]، [[دانش اخلاق اسلامی ج۱ (کتاب)|دانش اخلاق اسلامی ج۱]] و [[دانش اخلاق اسلامی ج۳ (کتاب)|دانش اخلاق اسلامی]]، ص ۳۶۲. </ref>.  
## تقوا سبب تشخیص [[حق]] از [[باطل]] برای [[متقین]] خواهد شد: {{متن قرآن|يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِنْ تَتَّقُوا اللَّهَ يَجْعَلْ لَكُمْ فُرْقَانًا وَيُكَفِّرْ عَنْكُمْ سَيِّئَاتِكُمْ وَيَغْفِرْ لَكُمْ وَاللَّهُ ذُو الْفَضْلِ الْعَظِيمِ}}<ref>«ای مؤمنان! اگر از خداوند پروا کنید در شما نیروی شناخت درستی از نادرستی می‌نهد  و از گناهانتان چشم می‌پوشد و شما را می‌آمرزد و خداوند دارای بخشش سترگ است» سوره انفال، آیه ۲۹.</ref>.
## تقوا سبب تشخیص [[حق]] از [[باطل]] برای [[متقین]] خواهد شد: {{متن قرآن|يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِنْ تَتَّقُوا اللَّهَ يَجْعَلْ لَكُمْ فُرْقَانًا وَيُكَفِّرْ عَنْكُمْ سَيِّئَاتِكُمْ وَيَغْفِرْ لَكُمْ وَاللَّهُ ذُو الْفَضْلِ الْعَظِيمِ}}<ref>«ای مؤمنان! اگر از خداوند پروا کنید در شما نیروی شناخت درستی از نادرستی می‌نهد  و از گناهانتان چشم می‌پوشد و شما را می‌آمرزد و خداوند دارای بخشش سترگ است» سوره انفال، آیه ۲۹.</ref>.
## تقوا عاملی موثر برای جلب [[دوستی]] [[پروردگار]] برای [[متقین]] می‌‌شود: {{متن قرآن|بَلَى مَنْ أَوْفَى بِعَهْدِهِ وَاتَّقَى فَإِنَّ اللَّهَ يُحِبُّ الْمُتَّقِينَ}}<ref>«چرا، (بازخواست خواهند شد ولی) آن کس که به پیمان خود وفا کند و پرهیزگاری ورزد (بداند) بی‌گمان خداوند پرهیزگاران را دوست می‌دارد» سوره آل عمران، آیه ۷۶.</ref>، فایدۀ چنین [[دوستی]] به معنای دریافت تمام [[نیکی]] و خیر توسط تقواست، چنانکه [[امیرالمؤمنین]]{{ع}} در نامه‌ای که به وسیلۀ [[محمّد بن ابی بکر]] برای [[مردم مصر]] نوشتند، این عبارت را نیز آوردند: «[[تقوای الهی]] را پیشه کنید، چرا که تنها تقواست که تمامی [[نیکی‌ها]] را به‌همراه دارد»<ref>{{متن حدیث|فِیمَا کَتَبَ أَمِیرُ الْمُؤْمِنِینَ{{ع}} إِلَی أَهْلِ مِصْرَ مَعَ مُحَمَّدِ بْنِ أَبِی بَکْرٍ: عَلَیْکُمْ بِتَقْوَی اللَّهِ فَإِنَّهَا تَجْمَعُ الْخَیْرَ وَ لَا خَیْرَ غَیْرُهَا وَ یُدْرَکُ بِهَا مِنَ الْخَیْرِ مَا لَا یُدْرَکُ بِغَیْرِهَا مِنْ خَیْرِ الدُّنْیَا وَ الْآخِرَةِ قَالَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ: وَقِیلَ لِلَّذِینَ اتَّقَوْا مَاذَا أَنْزَلَ رَبُّکُمْ قَالُوا خَیْرًا لِلَّذِینَ أَحْسَنُوا فِی هَذِهِ الدُّنْیَا حَسَنَةٌ وَلَدَارُ الْآخِرَةِ خَیْرٌ وَلَنِعْمَ دَارُ الْمُتَّقِینَ}}؛ بحار الأنوار، ج ۷۰ ص ۶۶. </ref>.
## تقوا عاملی موثر برای جلب [[دوستی]] [[پروردگار]] برای [[متقین]] می‌‌شود: {{متن قرآن|بَلَى مَنْ أَوْفَى بِعَهْدِهِ وَاتَّقَى فَإِنَّ اللَّهَ يُحِبُّ الْمُتَّقِينَ}}<ref>«چرا، (بازخواست خواهند شد ولی) آن کس که به پیمان خود وفا کند و پرهیزگاری ورزد (بداند) بی‌گمان خداوند پرهیزگاران را دوست می‌دارد» سوره آل عمران، آیه ۷۶.</ref>، فایدۀ چنین [[دوستی]] به معنای دریافت تمام [[نیکی]] و خیر توسط تقواست، چنانکه [[امیرالمؤمنین]]{{ع}} در نامه‌ای که به وسیلۀ [[محمّد بن ابی بکر]] برای [[مردم مصر]] نوشتند، این عبارت را نیز آوردند: «[[تقوای الهی]] را پیشه کنید، چرا که تنها تقواست که تمامی [[نیکی‌ها]] را به‌همراه دارد»<ref>{{متن حدیث|فِیمَا کَتَبَ أَمِیرُ الْمُؤْمِنِینَ{{ع}} إِلَی أَهْلِ مِصْرَ مَعَ مُحَمَّدِ بْنِ أَبِی بَکْرٍ: عَلَیْکُمْ بِتَقْوَی اللَّهِ فَإِنَّهَا تَجْمَعُ الْخَیْرَ وَ لَا خَیْرَ غَیْرُهَا وَ یُدْرَکُ بِهَا مِنَ الْخَیْرِ مَا لَا یُدْرَکُ بِغَیْرِهَا مِنْ خَیْرِ الدُّنْیَا وَ الْآخِرَةِ قَالَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ: وَقِیلَ لِلَّذِینَ اتَّقَوْا مَاذَا أَنْزَلَ رَبُّکُمْ قَالُوا خَیْرًا لِلَّذِینَ أَحْسَنُوا فِی هَذِهِ الدُّنْیَا حَسَنَةٌ وَلَدَارُ الْآخِرَةِ خَیْرٌ وَلَنِعْمَ دَارُ الْمُتَّقِینَ}}؛ بحار الأنوار، ج ۷۰ ص ۶۶. </ref>.
خط ۶۴: خط ۶۴:
*در [[آیات]] و [[روایات]] ویژگی‌هایی برای [[متقین]] بیان شده است مانند:
*در [[آیات]] و [[روایات]] ویژگی‌هایی برای [[متقین]] بیان شده است مانند:
# [[ترس از خدا]]: [[ترس از خدا]] و [[نگرانی]] دربارۀ [[قیامت]] یکی از ویژگی‌های بارز [[متقین]] است: {{متن قرآن|وَلَقَدْ آتَيْنَا مُوسَى وَهَارُونَ الْفُرْقَانَ وَضِيَاءً وَذِكْرًا لِلْمُتَّقِينَ الَّذِينَ يَخْشَوْنَ رَبَّهُمْ بِالْغَيْبِ وَهُمْ مِنَ السَّاعَةِ مُشْفِقُونَ}}<ref>«و به راستی به موسی و هارون فرقان و روشنایی و یادکردی  برای پرهیزگاران دادیم؛ آنان که از پروردگارشان در نهان می‌هراسند و از رستاخیز می‌ترسند» سوره انبیاء، آیه ۴۸ ـ ۴۹</ref>.
# [[ترس از خدا]]: [[ترس از خدا]] و [[نگرانی]] دربارۀ [[قیامت]] یکی از ویژگی‌های بارز [[متقین]] است: {{متن قرآن|وَلَقَدْ آتَيْنَا مُوسَى وَهَارُونَ الْفُرْقَانَ وَضِيَاءً وَذِكْرًا لِلْمُتَّقِينَ الَّذِينَ يَخْشَوْنَ رَبَّهُمْ بِالْغَيْبِ وَهُمْ مِنَ السَّاعَةِ مُشْفِقُونَ}}<ref>«و به راستی به موسی و هارون فرقان و روشنایی و یادکردی  برای پرهیزگاران دادیم؛ آنان که از پروردگارشان در نهان می‌هراسند و از رستاخیز می‌ترسند» سوره انبیاء، آیه ۴۸ ـ ۴۹</ref>.
# [[حفظ]] [[آبرو]]: [[امیرالمؤمنین]]{{ع}} فرمودند: «[[متقین]] در هنگام [[تنگ‌دستی]] و [[سختی]]، آبروی خود را [[حفظ]] می‌کنند و با [[حفظ]] [[شخصیت]] خویش با [[صبر]] و [[پایداری]] و [[تدبیر]] و [[قناعت]] بر [[مشکلات]] فائق می‌آیند»<ref>دانشنامه نهج البلاغه، ج۱، ص ۲۰۷. </ref>.
# [[حفظ]] [[آبرو]]: [[امیرالمؤمنین]]{{ع}} فرمودند: «[[متقین]] در هنگام [[تنگ‌دستی]] و [[سختی]]، آبروی خود را [[حفظ]] می‌کنند و با [[حفظ]] [[شخصیت]] خویش با [[صبر]] و [[پایداری]] و [[تدبیر]] و [[قناعت]] بر [[مشکلات]] فائق می‌آیند»<ref>[[دانشنامه نهج البلاغه ج۱ (کتاب)|دانشنامه نهج البلاغه]]، ص ۲۰۷. </ref>.
# [[پاکی]]، [[احسان]]، فرونشاندن [[خشم]] و [[گذشت]] از [[لغزش‌ها]] از جمله ویژگی‌های [[متقین]] است: {{متن قرآن|جَنَّاتُ عَدْنٍ يَدْخُلُونَهَا تَجْرِي مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهَارُ لَهُمْ فِيهَا مَا يَشَاءُونَ كَذَلِكَ يَجْزِي اللَّهُ الْمُتَّقِينَ الَّذِينَ تَتَوَفَّاهُمُ الْمَلَائِكَةُ طَيِّبِينَ يَقُولُونَ سَلَامٌ عَلَيْكُمُ ادْخُلُوا الْجَنَّةَ بِمَا كُنْتُمْ تَعْمَلُونَ}}<ref>«بهشت‌هایی جاودان که در آن درمی‌آیند، از بن آنها جویبارها روان است، هر چه بخواهند در آن دارند، بدین‌گونه خداوند پرهیزگاران را پاداش می‌دهد. همان کسانی که در حال پاکی، فرشتگان جانشان را می‌گیرند؛ (و به آنان) می‌گویند: داخل بهشت شوید به خاطر کارهایی که کرده اید» سوره نحل، آیه ۳۱ ـ ۳۲</ref>. همچنین [[امیرالمؤمنین]]{{ع}} می‌‌فرماید: «[[متقین]] [[خشم]] خود را فرو می‌برند و [[اسیر]] [[غضب]] نمی‌شوند، زیرا نزد [[امام]] جرعه‌ای خوش‌تر از [[فروخوردن خشم]] نیست»<ref>{{متن حدیث|وَ تَجَرَّعِ الْغَیْظَ فَإِنِّی لَمْ أَرَ جُرْعَةً أَحْلَی مِنْهَا عَاقِبَةً وَ لَا أَلَذَّ مَغَبَّةً}}؛ نهج البلاغه، نامه ۶۹.</ref>. ایشان نسبت به [[عفو و گذشت]] [[متقین]] می‌‌فرماید: «[[عفو و گذشت]]، [[خصلت]] [[متقین]] است، زیرا همان‌گونه که آنان توقع دارند [[خداوند]] برخورد کریمانه ای با آنان داشته باشد، خودشان نیز به برخورد کریمانه با [[خلق]] [[خدا]] موظف هستند»<ref>دانشنامه نهج البلاغه، ج۱، ص ۲۰۹. </ref>.
# [[پاکی]]، [[احسان]]، فرونشاندن [[خشم]] و [[گذشت]] از [[لغزش‌ها]] از جمله ویژگی‌های [[متقین]] است: {{متن قرآن|جَنَّاتُ عَدْنٍ يَدْخُلُونَهَا تَجْرِي مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهَارُ لَهُمْ فِيهَا مَا يَشَاءُونَ كَذَلِكَ يَجْزِي اللَّهُ الْمُتَّقِينَ الَّذِينَ تَتَوَفَّاهُمُ الْمَلَائِكَةُ طَيِّبِينَ يَقُولُونَ سَلَامٌ عَلَيْكُمُ ادْخُلُوا الْجَنَّةَ بِمَا كُنْتُمْ تَعْمَلُونَ}}<ref>«بهشت‌هایی جاودان که در آن درمی‌آیند، از بن آنها جویبارها روان است، هر چه بخواهند در آن دارند، بدین‌گونه خداوند پرهیزگاران را پاداش می‌دهد. همان کسانی که در حال پاکی، فرشتگان جانشان را می‌گیرند؛ (و به آنان) می‌گویند: داخل بهشت شوید به خاطر کارهایی که کرده اید» سوره نحل، آیه ۳۱ ـ ۳۲</ref>. همچنین [[امیرالمؤمنین]]{{ع}} می‌‌فرماید: «[[متقین]] [[خشم]] خود را فرو می‌برند و [[اسیر]] [[غضب]] نمی‌شوند، زیرا نزد [[امام]] جرعه‌ای خوش‌تر از [[فروخوردن خشم]] نیست»<ref>{{متن حدیث|وَ تَجَرَّعِ الْغَیْظَ فَإِنِّی لَمْ أَرَ جُرْعَةً أَحْلَی مِنْهَا عَاقِبَةً وَ لَا أَلَذَّ مَغَبَّةً}}؛ نهج البلاغه، نامه ۶۹.</ref>. ایشان نسبت به [[عفو و گذشت]] [[متقین]] می‌‌فرماید: «[[عفو و گذشت]]، [[خصلت]] [[متقین]] است، زیرا همان‌گونه که آنان توقع دارند [[خداوند]] برخورد کریمانه ای با آنان داشته باشد، خودشان نیز به برخورد کریمانه با [[خلق]] [[خدا]] موظف هستند»<ref>[[دانشنامه نهج البلاغه ج۱ (کتاب)|دانشنامه نهج البلاغه]]، ص ۲۰۹. </ref>.
# [[امیرالمؤمنین]] ویژگی‌های دیگر [[متقین]] را اینچنین عنوان می‌‌کند: در [[فراگیری دانش]] حریص‌اند و [[دانش]] را با [[حلم]] و [[بردباری]] آمیخته‌اند، در [[زندگی]] و [[امور اقتصادی]] و [[مالی]] [[مراقبت]] ویژه دارند و از [[اسراف]] و [[تبذیر]]، [[پرهیز]] دارند، هنگام تلاش برای [[زندگی]] و تنظیم [[معیشت]] از [[عبادت]] و [[راز و نیاز]] با [[خدا]] نمی‌کاهند، همواره درصدد تحصیل [[مال]] از راه حلال‌اند، در مسیر [[زندگی]]، از بزرگ‌ترین خطر [[مالی]] و [[اقتصادی]] و [[اخلاقی]] که همان طمع‌ورزی است به‌شدت [[پرهیز]] می‌کنند، در [[پوشش]] و لباسشان اصل [[اعتدال]] و [[میانه‌روی]] را رعایت می‌کنند.
# [[امیرالمؤمنین]] ویژگی‌های دیگر [[متقین]] را اینچنین عنوان می‌‌کند: در [[فراگیری دانش]] حریص‌اند و [[دانش]] را با [[حلم]] و [[بردباری]] آمیخته‌اند، در [[زندگی]] و [[امور اقتصادی]] و [[مالی]] [[مراقبت]] ویژه دارند و از [[اسراف]] و [[تبذیر]]، [[پرهیز]] دارند، هنگام تلاش برای [[زندگی]] و تنظیم [[معیشت]] از [[عبادت]] و [[راز و نیاز]] با [[خدا]] نمی‌کاهند، همواره درصدد تحصیل [[مال]] از راه حلال‌اند، در مسیر [[زندگی]]، از بزرگ‌ترین خطر [[مالی]] و [[اقتصادی]] و [[اخلاقی]] که همان طمع‌ورزی است به‌شدت [[پرهیز]] می‌کنند، در [[پوشش]] و لباسشان اصل [[اعتدال]] و [[میانه‌روی]] را رعایت می‌کنند.
*در مجموع می‌‌توان گفت [[متقین]] [[مطیع]] کامل [[اوامر الهی]] هستند، چنانکه [[امام باقر]]{{ع}} فرمودند: «در [[شناخت]] [[شیعیان]] ما این سوی و آن سوی نشوید، به [[خدا]] قسم شیعۀ ما کسی نیست جز آن کس که [[خداوند]] را کامل [[اطاعت]] نماید»<ref>{{متن حدیث|عَنْ أَبِی جَعْفَرٍ{{ع}} قَالَ: لَا تَذْهَبْ بِکُمُ الْمَذَاهِبُ فَوَ اللَّهِ مَا شِیعَتُنَا إِلَّا مَنْ أَطَاعَ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ}}؛ اصول کافی، ج۲، ص۷۳ </ref>.<ref>ر.ک: خراسانی، محمد مهدی، دائره المعارف قرآن کریم، ج۸، ص۴۴۵ -۴۵۸. </ref>
*در مجموع می‌‌توان گفت [[متقین]] [[مطیع]] کامل [[اوامر الهی]] هستند، چنانکه [[امام باقر]]{{ع}} فرمودند: «در [[شناخت]] [[شیعیان]] ما این سوی و آن سوی نشوید، به [[خدا]] قسم شیعۀ ما کسی نیست جز آن کس که [[خداوند]] را کامل [[اطاعت]] نماید»<ref>{{متن حدیث|عَنْ أَبِی جَعْفَرٍ{{ع}} قَالَ: لَا تَذْهَبْ بِکُمُ الْمَذَاهِبُ فَوَ اللَّهِ مَا شِیعَتُنَا إِلَّا مَنْ أَطَاعَ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ}}؛ اصول کافی، ج۲، ص۷۳ </ref>.<ref>ر.ک: خراسانی، محمد مهدی، دائره المعارف قرآن کریم، ج۸، ص۴۴۵ -۴۵۸. </ref>
۸۰٬۴۲۳

ویرایش