ابرار در قرآن: تفاوت میان نسخهها
جز
جایگزینی متن - ']]{{متن قرآن' به ']]: {{متن قرآن'
جز (جایگزینی متن - ']]{{متن قرآن' به ']]: {{متن قرآن') |
|||
| خط ۶۶: | خط ۶۶: | ||
*از آنجا که [[بِرّ]] درجاتی دارد، [[ابرار]] نیز مراتب گوناگونی دارند. برخی در دامنه، و برخی بر قلّه بلند [[بِرّ]] و [[نیکی]] مستقرّند؛ بر این اساس، فضایلی که در [[قرآن]] برای [[ابرار]] شمرده شده، گرچه [[شأن نزول]] برخی آیاتش، مانند [[آیات]] [[سوره انسان]] خاص است، دایره شمول آن به گروه خاصّی از [[ابرار]] محدود نیست<ref>[[علی اسلامی|اسلامی، علی]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج۱، ص۴۵۶ - ۴۷۷.</ref>. | *از آنجا که [[بِرّ]] درجاتی دارد، [[ابرار]] نیز مراتب گوناگونی دارند. برخی در دامنه، و برخی بر قلّه بلند [[بِرّ]] و [[نیکی]] مستقرّند؛ بر این اساس، فضایلی که در [[قرآن]] برای [[ابرار]] شمرده شده، گرچه [[شأن نزول]] برخی آیاتش، مانند [[آیات]] [[سوره انسان]] خاص است، دایره شمول آن به گروه خاصّی از [[ابرار]] محدود نیست<ref>[[علی اسلامی|اسلامی، علی]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج۱، ص۴۵۶ - ۴۷۷.</ref>. | ||
* [[سید شرفالدین عاملی]] میگوید: [[سبب نزول]] [[آیات]] [[سوره انسان]]، [[معصومان]]{{عم}}بودند؛ امّا الفاظ آن عام و شامل همه کسانی است که به این اوصاف متّصف شوند؛ پس ستایشها و بشارتهای این [[سوره]] نیز اوّلا و بالذّات [[اهل بیت]]{{عم}} و ثانیاً بالعَرَض هر کس را که به صفات آنان متّصف شود، در بر میگیرد<ref>الفصول المهمة، ص۲۳۲.</ref>. [[برترین]] [[ابرار]] کسانیاند که [[آیات]] [[سوره انسان]] در [[شأن]] آنان نازل شده و پاداشهای آنان، به صورتی قطعی و بدون تعلیق بر شرط خاصّی بیان شده است: {{متن قرآن|إِنَّ هَذَا كَانَ لَكُمْ جَزَاء وَكَانَ سَعْيُكُم مَّشْكُورًا }}<ref> بیگمان این پاداش شماست و تلاشتان را سپاس مینهند؛ سوره انسان، آیه:۲۲.</ref> ابرارِ مخاطب در این [[آیات]]، کارشان به طور مطلق، [[مرضی]] و مقبول [[خداوند]] بود؛ زیرا آنان هرگز کار فاسدی را [[اراده]] نکردند و در کارهای [[شایسته]] خود نیز جز [[رضایت]] [[خدا]] چیزی را نخواستند؛ پس همه [[کارها]] و ارادههایشان زیر [[پوشش]] [[رضایت]] [[خدا]] بود<ref>البصائر، ج۵۱، ص۱۲۹.</ref><ref>[[علی اسلامی|اسلامی، علی]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج۱، ص۴۵۶ - ۴۷۷.</ref>. | * [[سید شرفالدین عاملی]] میگوید: [[سبب نزول]] [[آیات]] [[سوره انسان]]، [[معصومان]]{{عم}}بودند؛ امّا الفاظ آن عام و شامل همه کسانی است که به این اوصاف متّصف شوند؛ پس ستایشها و بشارتهای این [[سوره]] نیز اوّلا و بالذّات [[اهل بیت]]{{عم}} و ثانیاً بالعَرَض هر کس را که به صفات آنان متّصف شود، در بر میگیرد<ref>الفصول المهمة، ص۲۳۲.</ref>. [[برترین]] [[ابرار]] کسانیاند که [[آیات]] [[سوره انسان]] در [[شأن]] آنان نازل شده و پاداشهای آنان، به صورتی قطعی و بدون تعلیق بر شرط خاصّی بیان شده است: {{متن قرآن|إِنَّ هَذَا كَانَ لَكُمْ جَزَاء وَكَانَ سَعْيُكُم مَّشْكُورًا }}<ref> بیگمان این پاداش شماست و تلاشتان را سپاس مینهند؛ سوره انسان، آیه:۲۲.</ref> ابرارِ مخاطب در این [[آیات]]، کارشان به طور مطلق، [[مرضی]] و مقبول [[خداوند]] بود؛ زیرا آنان هرگز کار فاسدی را [[اراده]] نکردند و در کارهای [[شایسته]] خود نیز جز [[رضایت]] [[خدا]] چیزی را نخواستند؛ پس همه [[کارها]] و ارادههایشان زیر [[پوشش]] [[رضایت]] [[خدا]] بود<ref>البصائر، ج۵۱، ص۱۲۹.</ref><ref>[[علی اسلامی|اسلامی، علی]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج۱، ص۴۵۶ - ۴۷۷.</ref>. | ||
* [[علامه طباطبایی]] با ردّ نظریه زجّاج و فرّاء که [[آیه]] ۱۷۷ [[سوره بقره]]{{متن قرآن|لَّيْسَ الْبِرَّ}} را ویژه [[پیامبران]] دانستهاند میگوید: این سخن از عدم [[تدبّر]] در مفاد [[آیات]] و خلط میان [[مقامات معنوی]] ناشی میشود. [[آیات]] [[سوره انسان]] درباره [[اهل بیت]] [[رسول]]{{صل}} نازل شده و آنان را [[ابرار]] نامیده است؛ در حالی که [[پیامبر]] نبودند<ref>المیزان، ج۱، ص۴۳۱.</ref><ref>[[علی اسلامی|اسلامی، علی]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج۱، ص۴۵۶ - ۴۷۷.</ref>. | * [[علامه طباطبایی]] با ردّ نظریه زجّاج و فرّاء که [[آیه]] ۱۷۷ [[سوره بقره]]: {{متن قرآن|لَّيْسَ الْبِرَّ}} را ویژه [[پیامبران]] دانستهاند میگوید: این سخن از عدم [[تدبّر]] در مفاد [[آیات]] و خلط میان [[مقامات معنوی]] ناشی میشود. [[آیات]] [[سوره انسان]] درباره [[اهل بیت]] [[رسول]]{{صل}} نازل شده و آنان را [[ابرار]] نامیده است؛ در حالی که [[پیامبر]] نبودند<ref>المیزان، ج۱، ص۴۳۱.</ref><ref>[[علی اسلامی|اسلامی، علی]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج۱، ص۴۵۶ - ۴۷۷.</ref>. | ||
==[[نیک فرجامی]] [[ابرار]]== | ==[[نیک فرجامی]] [[ابرار]]== | ||
| خط ۹۱: | خط ۹۱: | ||
#'''آمیزه [[کافور]]:''' {{متن قرآن|إِنَّ الأَبْرَارَ يَشْرَبُونَ مِن كَأْسٍ كَانَ مِزَاجُهَا كَافُورًا عَيْنًا يَشْرَبُ بِهَا عِبَادُ اللَّهِ يُفَجِّرُونَهَا تَفْجِيرًا}}<ref> نیکان از پیالهای مینوشند که آمیخته به بوی خوش است از چشمهای که بندگان خداوند از آن میآشامند آن را به خواست خود روان میسازند؛ سوره انسان، آیه: ۵ - ۶.</ref> {{متن قرآن|مِزَاجُهَا كَافُورًا}} بیانی تمثیلی از خنکی و خوشبویی شراب [[ابرار]] است<ref>المیزان، ج ۲۰، ص ۱۲۴.</ref> بر پایه روایتی از [[امام باقر]]{{ع}} [[کافور]] نام چشمهای در [[بهشت]] است که از [[خانه]] [[پیامبر]]{{صل}} میجوشد و از آنجا به [[خانه]] سایر [[پیامبران]] و [[مؤمنان]] جاری میشود<ref>نورالثقلین، ج۵، ص۴۷۷.</ref> برخی مفسّران گفتهاند: این نوشیدنی با کافوری سرد، سپید و خوشبو آمیخته است تا رایحه و طعم آن کامل و گوارا شود<ref>المنیر، ج۲۹، ص۲۸۸.</ref> برخی نیز گفتهاند: [[عرب جاهلی]] دو نوع شراب داشته: یکی محرّک و نشاطآور که با زنجبیل میآمیخته و دیگری سستکننده و آرامبخش که با [[کافور]] میآمیخته، وچون حقایق فراطبیعی در واژههای این جهانی نمیگنجد، ناگزیر این الفاظ با معانی گستردهتر و والاتری برای آن حقایق بزرگ استخدام شده است<ref>نمونه، ج۲۵، ص۳۶۷.</ref>. نوشیدنی آمیزه با [[کافور]] فقط برای [[ابرار]] و فقط در [[آیه]] ۵ [[سوره انسان]] آمده است. برخی مفسّران [[آیات]] ۵ و ۶ [[سوره انسان]] را بر اساس مسلک تجسّمِ [[اعمال]]، بیانگر [[حقیقت]] [[عمل صالح]] [[ابرار]] "[[وفا]] به [[نذر]] و [[اطعام]] خالصانه" دانسته، میگویند: کارهای مزبور، باطنش [[نوشیدن]] شراب کافوری از چشمهای است که باکارهای صالحشان پیوسته آن را میشکافند و جاری میکنند و [[حقیقت]] آن در [[بهشت]] [[آشکار]] میشود؛ گرچه در [[دنیا]] به صورت اَعمال بوده است. مؤید این معنا، ظاهر جمله {{متن قرآن|يَشْرَبُونَ}} و {{متن قرآن|يَشْرَبُ بِهَا}} است که میفهماند [[ابرار]] در [[دنیا]] شراب مزبور را مینوشند و گرنه میفرمود: "سیشربون" و "سیشرب بها"؛ افزون بر این که [[نوشیدن]]، [[وفاکردن]]، [[اطعام]] و [[ترسیدن]] "یشربون، یوفون، یطعمون، یخافون" همه را در یک سیاق آورده است. ذکر "يُفَجِّرُونَهَا" نیز مؤید دیگری است؛ زیرا از این تعبیر برمیآید که شکافتن چشمه با اسباب آن "[[وفا]]، [[اطعام]] و [[خوف]]" انجام میگیرد؛ پس [[حقیقت]] این [[کارها]] همان جوشاندن چشمه است<ref>المیزان، ج۲۰، ص۱۲۵.</ref><ref>[[علی اسلامی|اسلامی، علی]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج۱، ص۴۵۶ - ۴۷۷.</ref>. | #'''آمیزه [[کافور]]:''' {{متن قرآن|إِنَّ الأَبْرَارَ يَشْرَبُونَ مِن كَأْسٍ كَانَ مِزَاجُهَا كَافُورًا عَيْنًا يَشْرَبُ بِهَا عِبَادُ اللَّهِ يُفَجِّرُونَهَا تَفْجِيرًا}}<ref> نیکان از پیالهای مینوشند که آمیخته به بوی خوش است از چشمهای که بندگان خداوند از آن میآشامند آن را به خواست خود روان میسازند؛ سوره انسان، آیه: ۵ - ۶.</ref> {{متن قرآن|مِزَاجُهَا كَافُورًا}} بیانی تمثیلی از خنکی و خوشبویی شراب [[ابرار]] است<ref>المیزان، ج ۲۰، ص ۱۲۴.</ref> بر پایه روایتی از [[امام باقر]]{{ع}} [[کافور]] نام چشمهای در [[بهشت]] است که از [[خانه]] [[پیامبر]]{{صل}} میجوشد و از آنجا به [[خانه]] سایر [[پیامبران]] و [[مؤمنان]] جاری میشود<ref>نورالثقلین، ج۵، ص۴۷۷.</ref> برخی مفسّران گفتهاند: این نوشیدنی با کافوری سرد، سپید و خوشبو آمیخته است تا رایحه و طعم آن کامل و گوارا شود<ref>المنیر، ج۲۹، ص۲۸۸.</ref> برخی نیز گفتهاند: [[عرب جاهلی]] دو نوع شراب داشته: یکی محرّک و نشاطآور که با زنجبیل میآمیخته و دیگری سستکننده و آرامبخش که با [[کافور]] میآمیخته، وچون حقایق فراطبیعی در واژههای این جهانی نمیگنجد، ناگزیر این الفاظ با معانی گستردهتر و والاتری برای آن حقایق بزرگ استخدام شده است<ref>نمونه، ج۲۵، ص۳۶۷.</ref>. نوشیدنی آمیزه با [[کافور]] فقط برای [[ابرار]] و فقط در [[آیه]] ۵ [[سوره انسان]] آمده است. برخی مفسّران [[آیات]] ۵ و ۶ [[سوره انسان]] را بر اساس مسلک تجسّمِ [[اعمال]]، بیانگر [[حقیقت]] [[عمل صالح]] [[ابرار]] "[[وفا]] به [[نذر]] و [[اطعام]] خالصانه" دانسته، میگویند: کارهای مزبور، باطنش [[نوشیدن]] شراب کافوری از چشمهای است که باکارهای صالحشان پیوسته آن را میشکافند و جاری میکنند و [[حقیقت]] آن در [[بهشت]] [[آشکار]] میشود؛ گرچه در [[دنیا]] به صورت اَعمال بوده است. مؤید این معنا، ظاهر جمله {{متن قرآن|يَشْرَبُونَ}} و {{متن قرآن|يَشْرَبُ بِهَا}} است که میفهماند [[ابرار]] در [[دنیا]] شراب مزبور را مینوشند و گرنه میفرمود: "سیشربون" و "سیشرب بها"؛ افزون بر این که [[نوشیدن]]، [[وفاکردن]]، [[اطعام]] و [[ترسیدن]] "یشربون، یوفون، یطعمون، یخافون" همه را در یک سیاق آورده است. ذکر "يُفَجِّرُونَهَا" نیز مؤید دیگری است؛ زیرا از این تعبیر برمیآید که شکافتن چشمه با اسباب آن "[[وفا]]، [[اطعام]] و [[خوف]]" انجام میگیرد؛ پس [[حقیقت]] این [[کارها]] همان جوشاندن چشمه است<ref>المیزان، ج۲۰، ص۱۲۵.</ref><ref>[[علی اسلامی|اسلامی، علی]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج۱، ص۴۵۶ - ۴۷۷.</ref>. | ||
#'''آمیزه زنجبیل:''' {{متن قرآن|وَيُسْقَوْنَ فِيهَا كَأْسًا كَانَ مِزَاجُهَا زَنجَبِيلا عَيْنًا فِيهَا تُسَمَّى سَلْسَبِيلا }}<ref> و در آنجا به آنان پیالهای مینوشانند که آمیخته آن زنجبیل است.از چشمهای که آنجاست به نام سلسبیل؛ سوره انسان، آیه: ۱۷- ۱۸.</ref> [[عرب جاهلی]] از شراب آمیخته با زنجبیل "ریشه معطری که در ادویه مخصوص [[غذا]] و نوشیدنیها به کار میرود و [[تندی]] خاصّی به شراب میدهد"<ref>نمونه، ج۲۵، ص۳۶۶ و ۳۶۷.</ref> لذّت میبُرد؛ لذا به آن [[وعده]] داده شدند. برخی، سلسبیل را به معنای گوارا، لذّت بخش و سهلالتّناول دانستهاند<ref>مفردات، ص۴۱۸، «سل».</ref>. به گفته برخی مفسّران، سلسبیل، چشمهای جاری از زیر [[عرش الهی]] است<ref>مجمعالبیان، ج۱۰، ص۶۲۲.</ref><ref>[[علی اسلامی|اسلامی، علی]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج۱، ص۴۵۶ - ۴۷۷.</ref>. | #'''آمیزه زنجبیل:''' {{متن قرآن|وَيُسْقَوْنَ فِيهَا كَأْسًا كَانَ مِزَاجُهَا زَنجَبِيلا عَيْنًا فِيهَا تُسَمَّى سَلْسَبِيلا }}<ref> و در آنجا به آنان پیالهای مینوشانند که آمیخته آن زنجبیل است.از چشمهای که آنجاست به نام سلسبیل؛ سوره انسان، آیه: ۱۷- ۱۸.</ref> [[عرب جاهلی]] از شراب آمیخته با زنجبیل "ریشه معطری که در ادویه مخصوص [[غذا]] و نوشیدنیها به کار میرود و [[تندی]] خاصّی به شراب میدهد"<ref>نمونه، ج۲۵، ص۳۶۶ و ۳۶۷.</ref> لذّت میبُرد؛ لذا به آن [[وعده]] داده شدند. برخی، سلسبیل را به معنای گوارا، لذّت بخش و سهلالتّناول دانستهاند<ref>مفردات، ص۴۱۸، «سل».</ref>. به گفته برخی مفسّران، سلسبیل، چشمهای جاری از زیر [[عرش الهی]] است<ref>مجمعالبیان، ج۱۰، ص۶۲۲.</ref><ref>[[علی اسلامی|اسلامی، علی]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج۱، ص۴۵۶ - ۴۷۷.</ref>. | ||
#'''شراب طهور:''' {{متن قرآن|عَالِيَهُمْ ثِيَابُ سُندُسٍ خُضْرٌ وَإِسْتَبْرَقٌ وَحُلُّوا أَسَاوِرَ مِن فِضَّةٍ وَسَقَاهُمْ رَبُّهُمْ شَرَابًا طَهُورًا}}<ref> بر تن آنان جامههایی سبز از دیبای نازک و دیبای ستبر است و به دستبندهایی سیمین آراستهاند و پروردگارشان به آنان شرابی پاک مینوشاند؛ سوره انسان، آیه:۲۱.</ref> طهور به معنای [[پاک]] و پاککننده است. نقش این شراب در [[تطهیر]]، بهگونهای است که هیچ قذارتی "[[پلیدی]]" را باقی نگذاشته، همه را زایل میکند و چون یکی از قذارتها [[غفلت]] از [[خدای سبحان]] و احتجاب از توجّه به او است، [[ابرار]] با [[نوشیدن]] آن، همه حجابهای [[غفلت]] را دریده، با حضوری دائم در جوار [[الهی]]، [[غرق]] در [[جمال]] و جلال اویند؛ از اینرو در [[بهشت]]، [[خدا]] را میستایند. [[امام صادق]]{{ع}}درباره این شراب فرمود: آنان [[ابرار]] را از همه چیز جز [[خداوند]] [[پاک]] میکند:{{عربی|" يطهّرهم عن كلّ شيء سوى اللَّه"}}<ref>مجمعالبیان، ص۶۲۳؛ منهجالصادقین، ج۱۰، ص۱۱۰.</ref> و ساقی چنین شرابی، بدون واسطه، خود [[ذات اقدس الهی]] است و این، [[برترین]] [[موهبت]] بهشتی و شاید مصداق واژه "مزید" در [[آیه]]{{متن قرآن|لَهُم مَّا يَشَاؤُونَ فِيهَا وَلَدَيْنَا مَزِيدٌ }}<ref> در آن است آنچه بخواهند و نزد ما، بیشتر (نیز) هست؛ سوره ق، آیه:۳۵.</ref> باشد<ref>المیزان، ج۲۰، ص۱۳۱.</ref>. گروهی از مفسّران نیز گفتهاند: شرابِ طهور، نوعی نوشیدنی است که [[بهشتیان]]، پس از غذاهای بهشتی میآشامند. این شراب، همه فضولات درونی را [[پاک]] و فقط عرقی معطر از پوست تن آنان تراوش میکند<ref>التفسیر الکبیر، ج۳۰، ص۲۵۴.</ref><ref>[[علی اسلامی|اسلامی، علی]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج۱، ص۴۵۶ - ۴۷۷.</ref>. | #'''شراب طهور:''' {{متن قرآن|عَالِيَهُمْ ثِيَابُ سُندُسٍ خُضْرٌ وَإِسْتَبْرَقٌ وَحُلُّوا أَسَاوِرَ مِن فِضَّةٍ وَسَقَاهُمْ رَبُّهُمْ شَرَابًا طَهُورًا}}<ref> بر تن آنان جامههایی سبز از دیبای نازک و دیبای ستبر است و به دستبندهایی سیمین آراستهاند و پروردگارشان به آنان شرابی پاک مینوشاند؛ سوره انسان، آیه:۲۱.</ref> طهور به معنای [[پاک]] و پاککننده است. نقش این شراب در [[تطهیر]]، بهگونهای است که هیچ قذارتی "[[پلیدی]]" را باقی نگذاشته، همه را زایل میکند و چون یکی از قذارتها [[غفلت]] از [[خدای سبحان]] و احتجاب از توجّه به او است، [[ابرار]] با [[نوشیدن]] آن، همه حجابهای [[غفلت]] را دریده، با حضوری دائم در جوار [[الهی]]، [[غرق]] در [[جمال]] و جلال اویند؛ از اینرو در [[بهشت]]، [[خدا]] را میستایند. [[امام صادق]]{{ع}}درباره این شراب فرمود: آنان [[ابرار]] را از همه چیز جز [[خداوند]] [[پاک]] میکند:{{عربی|" يطهّرهم عن كلّ شيء سوى اللَّه"}}<ref>مجمعالبیان، ص۶۲۳؛ منهجالصادقین، ج۱۰، ص۱۱۰.</ref> و ساقی چنین شرابی، بدون واسطه، خود [[ذات اقدس الهی]] است و این، [[برترین]] [[موهبت]] بهشتی و شاید مصداق واژه "مزید" در [[آیه]]: {{متن قرآن|لَهُم مَّا يَشَاؤُونَ فِيهَا وَلَدَيْنَا مَزِيدٌ }}<ref> در آن است آنچه بخواهند و نزد ما، بیشتر (نیز) هست؛ سوره ق، آیه:۳۵.</ref> باشد<ref>المیزان، ج۲۰، ص۱۳۱.</ref>. گروهی از مفسّران نیز گفتهاند: شرابِ طهور، نوعی نوشیدنی است که [[بهشتیان]]، پس از غذاهای بهشتی میآشامند. این شراب، همه فضولات درونی را [[پاک]] و فقط عرقی معطر از پوست تن آنان تراوش میکند<ref>التفسیر الکبیر، ج۳۰، ص۲۵۴.</ref><ref>[[علی اسلامی|اسلامی، علی]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج۱، ص۴۵۶ - ۴۷۷.</ref>. | ||
==جامهای سیمین بلورین== | ==جامهای سیمین بلورین== | ||