شجاعت در قرآن: تفاوت میان نسخهها
←پرسشهای وابسته
بدون خلاصۀ ویرایش |
|||
| خط ۵۲: | خط ۵۲: | ||
===[[شجاعت]] در عمل به [[دین]]=== | ===[[شجاعت]] در عمل به [[دین]]=== | ||
*عمل به [[وظایف دینی]] در جامعهای که بیشتر افراد آن با انجام دادن [[امور دینی]] مخالفاند و در جهت زوال [[دین]] و [[ظواهر دینی]] و نیز انزوای متدینان میکوشند، اقدامی شجاعانه است، از این رو [[قرآن]] متدینانی را ستوده که به [[وظایف دینی]] خویش عمل میکنند و آنان را که در جهت بقای [[دین]] خود میکوشند و در اینباره از ملامت هیچ ملامت کنندهای نمیهراسند ستوده و آن را [[تفضل]] [[الهی]] در باره آنان دانسته است: {{متن قرآن|يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا مَنْ يَرْتَدَّ مِنْكُمْ عَنْ دِينِهِ فَسَوْفَ يَأْتِي اللَّهُ بِقَوْمٍ يُحِبُّهُمْ وَيُحِبُّونَهُ أَذِلَّةٍ عَلَى الْمُؤْمِنِينَ أَعِزَّةٍ عَلَى الْكَافِرِينَ يُجَاهِدُونَ فِي سَبِيلِ اللَّهِ وَلَا يَخَافُونَ لَوْمَةَ لَائِمٍ ذَلِكَ فَضْلُ اللَّهِ يُؤْتِيهِ مَنْ يَشَاءُ وَاللَّهُ وَاسِعٌ عَلِيمٌ}}<ref>«ای مؤمنان! هر کس از دینش برگردد خداوند به زودی گروهی را میآورد که دوستشان میدارد و دوستش میدارند؛ در برابر مؤمنان خاکسار و در برابر کافران دشوارند، در راه خداوند جهاد میکنند و از سرزنش سرزنشگری نمیهراسند؛ این بخشش خداوند است که به هر کس بخواهد ارزانی میدارد و خداوند نعمتگستری داناست» سوره مائده، آیه ۵۴.</ref> و در [[آیه]] {{متن قرآن|إِنَّمَا ذَلِكُمُ الشَّيْطَانُ يُخَوِّفُ أَوْلِيَاءَهُ فَلَا تَخَافُوهُمْ وَخَافُونِ إِنْ كُنْتُمْ مُؤْمِنِينَ}}<ref>«جز این نیست که آن شیطان است که دوستانش را میترساند؛ از آنان نترسید و اگر مؤمنید از من بترسید» سوره آل عمران، آیه ۱۷۵.</ref> به مؤمنان [[یادآوری]] میکند که [[شیطان]] اولیای خود را میترساند و از [[مؤمنان]] میخواهد که از آنان نترسیده و تنها از [[خدا]] [[بیم]] داشته باشند. بنا بر این برخورد [[پیامبر اکرم]]{{صل}} با کارهای [[قریش]]: {{متن قرآن|وَيَا قَوْمِ اعْمَلُوا عَلَى مَكَانَتِكُمْ إِنِّي عَامِلٌ سَوْفَ تَعْلَمُونَ مَنْ يَأْتِيهِ عَذَابٌ يُخْزِيهِ وَمَنْ هُوَ كَاذِبٌ وَارْتَقِبُوا إِنِّي مَعَكُمْ رَقِيبٌ}}<ref>«و ای قوم من! هر چه از دستتان برمیآید انجام دهید، من نیز انجام میدهم، زودا که بدانید بر سر چه کس عذابی که او را خوار سازد خواهد آمد و چه کسی دروغ میگوید. و شما چشم به راه باشید من نیز با شما چشم به راه خواهم بود» سوره هود، آیه ۹۳.</ref>؛ از موارد شجاعت در [[عمل به وظیفه]] شرعیاند؛ مانند اینکه [[زینب]] را که اشرافزاده بود به [[عقد]] بندهای درآورد و نیز ازدواجش با [[زینب]] [[همسر]] مطلّقه فرزند خوانده خود {{متن قرآن|وَإِذْ تَقُولُ لِلَّذِي أَنْعَمَ اللَّهُ عَلَيْهِ وَأَنْعَمْتَ عَلَيْهِ أَمْسِكْ عَلَيْكَ زَوْجَكَ وَاتَّقِ اللَّهَ وَتُخْفِي فِي نَفْسِكَ مَا اللَّهُ مُبْدِيهِ وَتَخْشَى النَّاسَ وَاللَّهُ أَحَقُّ أَنْ تَخْشَاهُ فَلَمَّا قَضَى زَيْدٌ مِنْهَا وَطَرًا زَوَّجْنَاكَهَا لِكَيْ لَا يَكُونَ عَلَى الْمُؤْمِنِينَ حَرَجٌ فِي أَزْوَاجِ أَدْعِيَائِهِمْ إِذَا قَضَوْا مِنْهُنَّ وَطَرًا وَكَانَ أَمْرُ اللَّهِ مَفْعُولًا}}<ref>«و (یاد کن) آنگاه را که به کسی که خداوند و خود تو بدو نعمت رسانده بودید گفتی که: همسرت را برای خویش نگه دار (و طلاق مده) و از خداوند پروا کن و چیزی را که خداوند آشکار کننده آن بود در دل نگه میداشتی و از مردم میترسیدی در حالی که خداوند سزاوارتر بود که از او بترسی و چون زید نیازی از او برآورد او را به همسری تو درآوردیم تا مؤمنان را در ازدواج با همسران (طلاق داده) پسرخواندگانشان چون نیازی را از آنان برآورده باشند تنگنایی نباشد و فرمان خداوند انجامیافتنی است» سوره احزاب، آیه ۳۷.</ref> که میتوانست واکنش [[مسلمانان]] را در پی داشته باشد<ref>مجمع البیان، ج۸، ص۵۶۴؛ البرهان، ج۴، ص۴۷۲ - ۴۷۳.</ref><ref>[[حسین علی یوسفزاده|یوسفزاده، حسین علی]]،[[شجاعت ۲ (مقاله)|شجاعت]]،[[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۶|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج۱۶.</ref>. | *عمل به [[وظایف دینی]] در جامعهای که بیشتر افراد آن با انجام دادن [[امور دینی]] مخالفاند و در جهت زوال [[دین]] و [[ظواهر دینی]] و نیز انزوای متدینان میکوشند، اقدامی شجاعانه است، از این رو [[قرآن]] متدینانی را ستوده که به [[وظایف دینی]] خویش عمل میکنند و آنان را که در جهت بقای [[دین]] خود میکوشند و در اینباره از ملامت هیچ ملامت کنندهای نمیهراسند ستوده و آن را [[تفضل]] [[الهی]] در باره آنان دانسته است: {{متن قرآن|يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا مَنْ يَرْتَدَّ مِنْكُمْ عَنْ دِينِهِ فَسَوْفَ يَأْتِي اللَّهُ بِقَوْمٍ يُحِبُّهُمْ وَيُحِبُّونَهُ أَذِلَّةٍ عَلَى الْمُؤْمِنِينَ أَعِزَّةٍ عَلَى الْكَافِرِينَ يُجَاهِدُونَ فِي سَبِيلِ اللَّهِ وَلَا يَخَافُونَ لَوْمَةَ لَائِمٍ ذَلِكَ فَضْلُ اللَّهِ يُؤْتِيهِ مَنْ يَشَاءُ وَاللَّهُ وَاسِعٌ عَلِيمٌ}}<ref>«ای مؤمنان! هر کس از دینش برگردد خداوند به زودی گروهی را میآورد که دوستشان میدارد و دوستش میدارند؛ در برابر مؤمنان خاکسار و در برابر کافران دشوارند، در راه خداوند جهاد میکنند و از سرزنش سرزنشگری نمیهراسند؛ این بخشش خداوند است که به هر کس بخواهد ارزانی میدارد و خداوند نعمتگستری داناست» سوره مائده، آیه ۵۴.</ref> و در [[آیه]] {{متن قرآن|إِنَّمَا ذَلِكُمُ الشَّيْطَانُ يُخَوِّفُ أَوْلِيَاءَهُ فَلَا تَخَافُوهُمْ وَخَافُونِ إِنْ كُنْتُمْ مُؤْمِنِينَ}}<ref>«جز این نیست که آن شیطان است که دوستانش را میترساند؛ از آنان نترسید و اگر مؤمنید از من بترسید» سوره آل عمران، آیه ۱۷۵.</ref> به مؤمنان [[یادآوری]] میکند که [[شیطان]] اولیای خود را میترساند و از [[مؤمنان]] میخواهد که از آنان نترسیده و تنها از [[خدا]] [[بیم]] داشته باشند. بنا بر این برخورد [[پیامبر اکرم]]{{صل}} با کارهای [[قریش]]: {{متن قرآن|وَيَا قَوْمِ اعْمَلُوا عَلَى مَكَانَتِكُمْ إِنِّي عَامِلٌ سَوْفَ تَعْلَمُونَ مَنْ يَأْتِيهِ عَذَابٌ يُخْزِيهِ وَمَنْ هُوَ كَاذِبٌ وَارْتَقِبُوا إِنِّي مَعَكُمْ رَقِيبٌ}}<ref>«و ای قوم من! هر چه از دستتان برمیآید انجام دهید، من نیز انجام میدهم، زودا که بدانید بر سر چه کس عذابی که او را خوار سازد خواهد آمد و چه کسی دروغ میگوید. و شما چشم به راه باشید من نیز با شما چشم به راه خواهم بود» سوره هود، آیه ۹۳.</ref>؛ از موارد شجاعت در [[عمل به وظیفه]] شرعیاند؛ مانند اینکه [[زینب]] را که اشرافزاده بود به [[عقد]] بندهای درآورد و نیز ازدواجش با [[زینب]] [[همسر]] مطلّقه فرزند خوانده خود {{متن قرآن|وَإِذْ تَقُولُ لِلَّذِي أَنْعَمَ اللَّهُ عَلَيْهِ وَأَنْعَمْتَ عَلَيْهِ أَمْسِكْ عَلَيْكَ زَوْجَكَ وَاتَّقِ اللَّهَ وَتُخْفِي فِي نَفْسِكَ مَا اللَّهُ مُبْدِيهِ وَتَخْشَى النَّاسَ وَاللَّهُ أَحَقُّ أَنْ تَخْشَاهُ فَلَمَّا قَضَى زَيْدٌ مِنْهَا وَطَرًا زَوَّجْنَاكَهَا لِكَيْ لَا يَكُونَ عَلَى الْمُؤْمِنِينَ حَرَجٌ فِي أَزْوَاجِ أَدْعِيَائِهِمْ إِذَا قَضَوْا مِنْهُنَّ وَطَرًا وَكَانَ أَمْرُ اللَّهِ مَفْعُولًا}}<ref>«و (یاد کن) آنگاه را که به کسی که خداوند و خود تو بدو نعمت رسانده بودید گفتی که: همسرت را برای خویش نگه دار (و طلاق مده) و از خداوند پروا کن و چیزی را که خداوند آشکار کننده آن بود در دل نگه میداشتی و از مردم میترسیدی در حالی که خداوند سزاوارتر بود که از او بترسی و چون زید نیازی از او برآورد او را به همسری تو درآوردیم تا مؤمنان را در ازدواج با همسران (طلاق داده) پسرخواندگانشان چون نیازی را از آنان برآورده باشند تنگنایی نباشد و فرمان خداوند انجامیافتنی است» سوره احزاب، آیه ۳۷.</ref> که میتوانست واکنش [[مسلمانان]] را در پی داشته باشد<ref>مجمع البیان، ج۸، ص۵۶۴؛ البرهان، ج۴، ص۴۷۲ - ۴۷۳.</ref><ref>[[حسین علی یوسفزاده|یوسفزاده، حسین علی]]،[[شجاعت ۲ (مقاله)|شجاعت]]،[[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۶|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج۱۶.</ref>. | ||
==عوامل و زمینههای [[شجاعت]]== | |||
* [[شجاعت]] زمینهها و عواملی دارد که به برخی از آنها اشاره میشود<ref>[[حسین علی یوسفزاده|یوسفزاده، حسین علی]]،[[شجاعت ۲ (مقاله)|شجاعت]]،[[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۶|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج۱۶.</ref>: | |||
=== [[ایمان به خدا]]=== | |||
*[[قرآن کریم]] [[شجاعت]] [[مجاهدان]] را با ایمانشان مرتبط ساخته و آن را شناسه انسانهای [[مؤمن]] دانسته <ref>نک: روح البیان، ج۹، ص۹۵ - ۹۶؛ التفسیر الکاشف، ج ۴، ص۴۴۵.</ref> {{متن قرآن|إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ الَّذِينَ آمَنُوا بِاللَّهِ وَرَسُولِهِ ثُمَّ لَمْ يَرْتَابُوا وَجَاهَدُوا بِأَمْوَالِهِمْ وَأَنْفُسِهِمْ فِي سَبِيلِ اللَّهِ أُولَئِكَ هُمُ الصَّادِقُونَ}}<ref>«تنها مؤمنانند که به خداوند و پیامبرش ایمان آوردهاند سپس تردید نورزیدهاند و با داراییها و جانهایشان در راه خداوند جهاد کردهاند، آنانند که راستگویند» سوره حجرات، آیه ۱۵.</ref> و کسانی را که با [[شجاعت]] در برابر [[دشمن]] [[ایستاده]] و با [[جان]] و [[مال]] خویش به [[جهاد]] در [[راه خدا]] میپردازند، [[برتر]] از کسانی دانسته است که صرفاً [[ایمان]] آورده و بر اثر [[ترس]] از [[دشمن]]<ref>نک: بیان المعانی، ج۵، ص۵۹۷ - ۵۹۸؛ تفسیر المظهری، ج۲، ق۲، ص۱۶۶.</ref> در [[خانه]] نشسته و به [[جنگ]] با [[دشمن]] نمیپردازند. نیز {{متن قرآن|لَا يَسْتَوِي الْقَاعِدُونَ مِنَ الْمُؤْمِنِينَ غَيْرُ أُولِي الضَّرَرِ وَالْمُجَاهِدُونَ فِي سَبِيلِ اللَّهِ بِأَمْوَالِهِمْ وَأَنْفُسِهِمْ فَضَّلَ اللَّهُ الْمُجَاهِدِينَ بِأَمْوَالِهِمْ وَأَنْفُسِهِمْ عَلَى الْقَاعِدِينَ دَرَجَةً وَكُلًّا وَعَدَ اللَّهُ الْحُسْنَى وَفَضَّلَ اللَّهُ الْمُجَاهِدِينَ عَلَى الْقَاعِدِينَ أَجْرًا عَظِيمًا}}<ref>«مؤمنان جهادگریز که آسیب دیده نباشند با جهادگران در راه خداوند به جان و مال، برابر نیستند، خداوند جهادگران به جان و مال را بر جهادگریزان به پایگاهی (والا) برتری بخشیده و به همگان وعده نیکو داده است و خداوند جهادگران را بر جهادگریزان به پاداشی سترگ، برتری بخشیده است » سوره نساء، آیه ۹۵.</ref> و در [[آیه]]{{متن قرآن|وَلَا تَهِنُوا وَلَا تَحْزَنُوا وَأَنْتُمُ الْأَعْلَوْنَ إِنْ كُنْتُمْ مُؤْمِنِينَ}}<ref>«و سستی نورزید و اندوهگین مباشید که اگر مؤمن باشید شما برترید» سوره آل عمران، آیه ۱۳۹.</ref> با [[نهی]] [[مؤمنان]] از [[سستی]] کردن در [[جنگ]]، آنان را به [[شجاعت]] [[ترغیب]] کرده<ref> نک: التحریر و التنویر، ج۳، ص۲۲۷ - ۲۲۸؛ روح المعانی، ج۲، ص۲۸۱.</ref> و [[پیروزی]] آنان را در گرو ایمانشان دانسته است<ref>نک: زاد المسیر، ج۱، ص۴۶۵.</ref>. {{متن قرآن|وَلَا تَهِنُوا فِي ابْتِغَاءِ الْقَوْمِ إِنْ تَكُونُوا تَأْلَمُونَ فَإِنَّهُمْ يَأْلَمُونَ كَمَا تَأْلَمُونَ وَتَرْجُونَ مِنَ اللَّهِ مَا لَا يَرْجُونَ وَكَانَ اللَّهُ عَلِيمًا حَكِيمًا}}<ref>«و در پیجویی گروه (مشرکان) سست نشوید، اگر شما (در پیکار با آنها) به رنج افتادهاید آنان نیز چون شما به رنج افتادهاند و شما به خداوند امیدی دارید که آنان ندارند و خداوند دانایی فرزانه است» سوره نساء، آیه ۱۰۴.</ref> به گفته [[مفسران]]، {{متن قرآن|وَلَا تَهِنُوا}} در این [[آیات]] به معنای [[سستی]] نکردن در [[جنگ]] و در [[حقیقت]] [[نهی]] از کارهای غیر شجاعانه است که خصیصه انسانهای ترسوست<ref>التحریر و التنویر، ج۳، ص۲۲۷ - ۲۲۸؛ تیسیر الکریم الرحمن، ص۱۵۳.</ref>، چنانکه برخی در [[تفسیر آیه]] {{متن قرآن|ِ وَلْيَجِدُوا فِيكُمْ غِلْظَةً}}<ref>«باید در شما صلابت بیابند» سوره توبه، آیه ۱۲۳.</ref>. نیز بر این معنا تأکید کردهاند<ref>روح المعانی، ج۲، ص۲۷۸.</ref>. بر اساس [[شأن]] نزولی که در باره [[آیه]] {{متن قرآن|وَلَا تَهِنُوا فِي ابْتِغَاءِ الْقَوْمِ إِنْ تَكُونُوا تَأْلَمُونَ فَإِنَّهُمْ يَأْلَمُونَ كَمَا تَأْلَمُونَ وَتَرْجُونَ مِنَ اللَّهِ مَا لَا يَرْجُونَ وَكَانَ اللَّهُ عَلِيمًا حَكِيمًا}}<ref>«و در پیجویی گروه (مشرکان) سست نشوید، اگر شما (در پیکار با آنها) به رنج افتادهاید آنان نیز چون شما به رنج افتادهاند و شما به خداوند امیدی دارید که آنان ندارند و خداوند دانایی فرزانه است» سوره نساء، آیه ۱۰۴.</ref> آمده است، [[پیامبر]]{{صل}} به کسانی که در [[غزوه احد]] از [[دشمن]] [[شکست]] خورده بودند [[فرمان]] داد به تعقیب [[دشمن]] بپردازند. [[مسلمانان]] از آسیبهایی به [[پیامبر]]{{صل}} [[شکایت]] بردند که در روز گذشته از [[دشمن]] دیده بودند که با [[نزول]] [[آیه]]، [[شجاعت]] خویش را باز یافته و به تعقیب [[دشمن]] پرداختند<ref>زاد المسیر، ج۱، ص۴۶۵.</ref>. | |||
*[[شجاعت]] از مهمترین ویژگیهای [[مجاهد]] [[مؤمن]]، شرط کمال [[ایمان]] و موجب [[توانمندی]] در برابر [[دشمن]] میشود، چنانکه در [[آیات]] {{متن قرآن|قُلْ هَلْ تَرَبَّصُونَ بِنَا إِلَّا إِحْدَى الْحُسْنَيَيْنِ وَنَحْنُ نَتَرَبَّصُ بِكُمْ أَنْ يُصِيبَكُمُ اللَّهُ بِعَذَابٍ مِنْ عِنْدِهِ أَوْ بِأَيْدِينَا فَتَرَبَّصُوا إِنَّا مَعَكُمْ مُتَرَبِّصُونَ}}<ref>«بگو آیا برای ما جز یکی از دو نکویی را انتظار دارید؟ و ما برای شما انتظار داریم که خداوند شما را از سوی خویش یا به دست ما به عذابی دچار فرماید پس چشم به راه باشید که ما نیز با شما چشم به راهیم» سوره توبه، آیه ۵۲.</ref>، {{متن قرآن|وَمَا مَنَعَهُمْ أَنْ تُقْبَلَ مِنْهُمْ نَفَقَاتُهُمْ إِلَّا أَنَّهُمْ كَفَرُوا بِاللَّهِ وَبِرَسُولِهِ وَلَا يَأْتُونَ الصَّلَاةَ إِلَّا وَهُمْ كُسَالَى وَلَا يُنْفِقُونَ إِلَّا وَهُمْ كَارِهُونَ}}<ref>«هیچچیز آنان را از پذیرفته شدن بخششهایشان باز نداشت جز اینکه آنان به خداوند و پیامبرش انکار ورزیدند و جز با کسالت نماز نمیگزارند و جز با ناخشنودی بخشش نمیکنند» سوره توبه، آیه ۵۴.</ref> از این معنا سخن به میان آمده است. به گفته برخی، [[شجاعت]] از [[منطق]] [[ایمان]] [[مجاهدان]] سرچشمه گرفته و آنان خود را در میدان [[نبرد]] بر سر دوراهی [[شهادت]] و [[پیروزی]] بر [[دشمنان]] میبینند که هر دو سرانجامی [[نیکو]] بوده و به [[خشنودی خدا]] میانجامد و کسی که چنین نگاهی داشته باشد، [[ترس]] و [[سستی]] به خود راه نداده و از [[رذیله]] [[اخلاقی]] "[[جبن]]" به دور خواهد بود. | |||
*بر این اساس، میتوان عامل اصلی [[پیروزی]] [[مسلمانان]] در [[جنگها]] را [[شجاعت]] برآمده از [[منطق]] یاد شده دانست<ref>نک: اخلاق در قرآن، ج۲، ص۲۳۸.</ref>. به احتمال، بر همین اساس است که برخی، [[آمادگی]] نفسی و [[فکری]] را شرط اساسی [[شجاعت]] و آن را منشعب از [[ایمان]] دانسته و [[مؤمنان]] را [[برترین]] شجاعان به شمار آورده و سرآمد همه آنها را در این خصیصه، [[انسان کامل]] دانستهاند <ref>نک: البطوله فیالقرآن الکریم، ص۱۱۷.</ref>. [[خدا]] در [[آیه]] {{متن قرآن|يَا أَيُّهَا النَّبِيُّ حَرِّضِ الْمُؤْمِنِينَ عَلَى الْقِتَالِ إِنْ يَكُنْ مِنْكُمْ عِشْرُونَ صَابِرُونَ يَغْلِبُواْ مِئَتَيْنِ وَإِن يَكُن مِّنكُم مِّائَةٌ يَغْلِبُواْ أَلْفًا مِّنَ الَّذِينَ كَفَرُواْ بِأَنَّهُمْ قَوْمٌ لاَّ يَفْقَهُونَ}}<ref>«ای پیامبر! مؤمنان را به کارزار برانگیز، اگر از شما بیست تن شکیبا باشند بر دویست تن پیروز میگردند و اگر از شما صد تن باشند بر هزار تن از کافران پیروز میشوند زیرا آنان گروهی هستند که درنمییابند» سوره انفال، آیه ۶۵.</ref> به [[پیامبر]] [[فرمان]] میدهد تا [[مؤمنان]] را به [[جنگ]] با [[دشمن]] [[ترغیب]] کرده و [[اطمینان]] دهد که هر یک نفر [[مؤمن]] [[توانایی]] [[پیکار]] با ۱۰ نفر از [[کافران]] را دارد<ref>نک: الکشاف، ج۲، ص۳۸۳.</ref>. بر اساس بیان [[قرآن]]، ۲۰ نفر [[مؤمن]] با ۲۰۰ نفر و ۱۰۰ نفر [[مؤمن]] با ۱۰۰۰ نفر [[کافر]] میتوانند بجنگند و [[پیروز]] شوند. به گفته [[مفسران]]، مراد از {{متن قرآن|لاَّ يَفْقَهُونَ}} در [[آیه]]، [[ناآگاهی]] در [[فنون]] نظامی نیست، بلکه [[نادانی]] آنها در [[فهم]] [[حقیقت]] [[ایمان]] است که سبب شده به جای تکیه بر خدای [[قادر]]، بر [[قدرت]] خویش تکیه کنند؛ اما [[مؤمنان]] از اینرو که میدانند در [[جهاد]] با [[کافران]]، یا بر [[دشمن]] [[پیروز]] میشوند یا به [[شهادت]] و [[سعادت ابدی]] میرسند، بر [[شهامت]] و شجاعتشان افزوده میشود<ref>نک: التفسیر الکبیر، ج۱۵، ص۵۰۵؛ المیزان، ج۹، ص ۱۲۲.</ref>. | |||
*بر اساس [[شأن]] نزولی که برای [[آیات]] {{متن قرآن|يَا أَيُّهَا النَّبِيُّ حَرِّضِ الْمُؤْمِنِينَ عَلَى الْقِتَالِ إِنْ يَكُنْ مِنْكُمْ عِشْرُونَ صَابِرُونَ يَغْلِبُواْ مِئَتَيْنِ وَإِن يَكُن مِّنكُم مِّائَةٌ يَغْلِبُواْ أَلْفًا مِّنَ الَّذِينَ كَفَرُواْ بِأَنَّهُمْ قَوْمٌ لاَّ يَفْقَهُونَ الْآنَ خَفَّفَ اللَّهُ عَنْكُمْ وَعَلِمَ أَنَّ فِيكُمْ ضَعْفًا فَإِنْ يَكُنْ مِنْكُمْ مِّائَةٌ صَابِرَةٌ يَغْلِبُواْ مِئَتَيْنِ وَإِن يَكُن مِّنكُمْ أَلْفٌ يَغْلِبُواْ أَلْفَيْنِ بِإِذْنِ اللَّهِ وَاللَّهُ مَعَ الصَّابِرِينَ مَا كَانَ لِنَبِيٍّ أَنْ يَكُونَ لَهُ أَسْرَى حَتَّى يُثْخِنَ فِي الْأَرْضِ تُرِيدُونَ عَرَضَ الدُّنْيَا وَاللَّهُ يُرِيدُ الْآخِرَةَ وَاللَّهُ عَزِيزٌ حَكِيمٌ}}<ref>«ای پیامبر! مؤمنان را به کارزار برانگیز، اگر از شما بیست تن شکیبا باشند بر دویست تن پیروز میگردند و اگر از شما صد تن باشند بر هزار تن از کافران پیروز میشوند زیرا آنان گروهی هستند که درنمییابند اکنون خداوند بر شما آسان گرفت و معلوم داشت که در شما ناتوانی هست؛ اگر از شما صد تن شکیبا باشند بر دویست تن پیروز میگردند و اگر از شما هزار تن باشند بر دو هزار تن به اذن خداوند پیروز میشوند و خداوند با شکیبایان است بر هیچ پیامبری روا نیست که اسیرانی داشته باشد تا (آنگاه که) در (سر) زمین (خویش دشمن را) از توان بیندازد؛ (شما از گرفتن اسیر) کالای ناپایدار این جهان را میخواهید و خداوند جهان واپسین را (برای شما) میخواهد و خداوند پیروزمندی فرزانه است» سوره انفال، آیه ۶۵-۶۷.</ref>. گفته شده، [[ابوسفیان]] پس از [[جنگ احد]]، [[پیامبر اکرم]]{{صل}}را به [[جنگ]] در سال بعد [[تهدید]] کرد و وقتی در سال بعد با لشکری از [[قریش]] برای [[جنگ]] با [[مسلمانان]] حرکت کرد و به وادی "مَجَنَّه" <ref>(نام منطقهای نزدیک [[مکه]] قدیم که حوالی [[مسجدالحرام]] بوده است که [[جن]] دارد)؛ نک: بحار الانوار، ج۸۰، ص۳۲۷؛ ج۶۰، ص۱۱۸ - ۱۱۹؛ جواهر التاریخ، ج۱، ص۴۰۶.</ref> رسید، [[خداوند]] [[رعب]] و [[وحشت]] از [[مسلمانان]] را در [[دل]] او افکند و از این رو [[تصمیم]] به بازگشت داشت که [[نعیم بن مسعود]] اشجعی را دید و از او خواست در برابر گرفتن ۱۰ نفر شتر، [[مسلمانان]] را از [[جنگ]] با او بهراساند تا او [[پیروز]] میدان باشد. این [[حیله]] ابتدا کارگر افتاد و [[مسلمانان]] خوش نداشتند به چنین [[جنگی]] [[اقدام]] کنند؛ اما وقتی دیدند [[پیامبر]]{{صل}} مصمم است و شمار جنگجویان برای او اهمیتی ندارد، عدهای (۷۰ نفر)<ref>نک: التفسیر الکبیر، ج۹، ص۴۳۳؛ البحر المحیط، ج۳، ص۷۳۰.</ref> که در این [[روایت]] از آنان به "[[مؤمنان]] [[شجاع]]" یاد شده است، حاضر به شرکت در این [[غزوه]] شدند و ترسوها که [[اکثریت]] را تشکیل میدادند از [[همراهی با پیامبر]] سر باز زدند<ref>تفسیر ثعلبی، ج۳، ص۲۰۸ - ۲۱۰؛ مجمع البیان، ج۲، ص۸۸۶.</ref>. | |||
*بر اساس [[آیات]] {{متن قرآن|الَّذِينَ قَالَ لَهُمُ النَّاسُ إِنَّ النَّاسَ قَدْ جَمَعُواْ لَكُمْ فَاخْشَوْهُمْ فَزَادَهُمْ إِيمَانًا وَقَالُواْ حَسْبُنَا اللَّهُ وَنِعْمَ الْوَكِيلُ فَانقَلَبُواْ بِنِعْمَةٍ مِّنَ اللَّهِ وَفَضْلٍ لَّمْ يَمْسَسْهُمْ سُوءٌ وَاتَّبَعُواْ رِضْوَانَ اللَّهِ وَاللَّهُ ذُو فَضْلٍ عَظِيمٍ}}<ref>«کسانی که مردم به آنان گفتند: مردم در برابر شما همداستان شدهاند، از آنها پروا کنید! اما بر ایمانشان افزود و گفتند: خداوند ما را بس و او کارسازی نیکوست پس با نعمت و بخششی از خداوند بازگشتند؛ (هیچ) بدی به آنان نرسید و در پی خشنودی خداوند بودند و خداوند دارای بخششی سترگ است» سوره آل عمران، آیه ۱۷۳-۱۷۴.</ref> این شجاعان با [[توکل بر خدا]] به [[جنگ]] با [[دشمن]] پرداختند و در حالی از این [[غزوه]] بازگشتند که نه تنها هیچ گزندی از [[دشمن]] به آنان نرسیده بود، از تجارتی که در منطقه [[بدر]] کردند نیز سود فراوانی بردند<ref>تفسیر ثعلبی، ج۳، ص۲۱۴؛ التفسیر الوسیط، ج۱، ص۲۶۲ - ۲۶۳.</ref>. | |||
*[[قرآن]] نیز نمونههایی از [[شجاعت]] [[مؤمنان]] را بازگو کرده است؛ از جمله در [[جنگ احزاب]]، [[مؤمنان]] با [[مشاهده]] [[لشکر]] [[دشمن]] که ترکیبی از گروههای مختلف بود، نه تنها از آنان نهراسیدند، بلکه [[ایمان]] آنان افزوده شد و در برابر [[حق]] [[تسلیم]] شدند. {{متن قرآن|وَلَمَّا رَأَى الْمُؤْمِنُونَ الْأَحْزَابَ قَالُوا هَذَا مَا وَعَدَنَا اللَّهُ وَرَسُولُهُ وَصَدَقَ اللَّهُ وَرَسُولُهُ وَمَا زَادَهُمْ إِلَّا إِيمَانًا وَتَسْلِيمًا}}<ref>«و چون مؤمنان دستهها (ی مشرک) را دیدند گفتند: این همان است که خداوند و فرستاده او به ما وعده دادهاند و خداوند و فرستاده او راست گفتند و جز بر ایمان و فرمانبرداری آنان نیفزود» سوره احزاب، آیه ۲۲.</ref> برخی، جمله {{متن قرآن|صَدَقُوا مَا عَاهَدُوا اللَّهَ}} در [[آیه]] بعد:{{متن قرآن|مِنَ الْمُؤْمِنِينَ رِجَالٌ صَدَقُوا مَا عَاهَدُوا اللَّهَ عَلَيْهِ فَمِنْهُمْ مَنْ قَضَى نَحْبَهُ وَمِنْهُمْ مَنْ يَنْتَظِرُ وَمَا بَدَّلُوا تَبْدِيلًا}}<ref>«از مؤمنان، کسانی هستند که به پیمانی که با خداوند بستند وفا کردند؛ برخی از آنان پیمان خویش را به جای آوردند و برخی چشم به راه دارند و به هیچ روی (پیمان خود را) دگرگون نکردند» سوره احزاب، آیه ۲۳.</ref> را به [[شهامت]] [[جنگی]] آنان [[تفسیر]] کرده و بر این باورند که مؤمنانِ [[وصف]] شده در این [[آیه]] وقتی در [[جنگی]] با [[پیامبر]] [[شرکت]] میکردند بر عهدی که با [[پیامبر]] بسته بودند "نگریختن از میدان [[جنگ]]"<ref>مجمع البیان، ج۸، ص۵۴۹.</ref>، پایدار میماندند و میجنگیدند تا کشته میشدند<ref>جوامع الجامع، ج۳، ص۵۷.</ref><ref>[[حسین علی یوسفزاده|یوسفزاده، حسین علی]]،[[شجاعت ۲ (مقاله)|شجاعت]]،[[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۶|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج۱۶.</ref> | |||
===[[خوف از خدا]]=== | |||
*[[ترس از خدا]] شجاعت آفرین و خنثا کننده [[هراس]] از [[دشمن]] و [[مردم]] است، چنانکه [[ترس]] از [[مردم]] سبب [[تغییر]] در [[احکام الهی]] میشود<ref>نک: البحر المحیط، ج۴، ص۲۶۹.</ref>، از این رو [[خدا]] [[ترس]] از [[مردم]] را [[نهی]] و به [[ترس]] از خویش [[فرمان]] داده است: {{متن قرآن|فَلَا تَخْشَوُا النَّاسَ وَاخْشَوْنِ وَلَا تَشْتَرُوا بِآيَاتِي ثَمَنًا قَلِيلًا }}<ref>« از مردم نهراسید و از من بهراسید و آیات مرا ارزان مفروشید» سوره مائده، آیه ۴۴.</ref> به [[باور]] برخی، [[ترس از خدا]]، موجب فرمانپذیری و [[ترس]] از غیر [[خدا]]، موجب فرمانگریزی است و [[مؤمن]] واقعی از غیر [[خدا]] نمیهراسد و میداند که [[ایمان]] از [[شجاعت]] جدا نیست<ref>تفسیر نور، ج۲، ص۲۰۳.</ref><ref>[[حسین علی یوسفزاده|یوسفزاده، حسین علی]]،[[شجاعت ۲ (مقاله)|شجاعت]]،[[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۶|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج۱۶.</ref> | |||
===[[عقیده]] به [[معاد]]=== | |||
*[[تصور]] نابودی موجب [[رعب]] و [[وحشت]] [[انسان]] میشود، از این رو اگر [[انسان]] [[مرگ]] را نابودی بداند، از [[اقدام]] به هر کار خطرآفرین میپرهیزد؛ اما [[انسان]] [[معتقد]] به [[قیامت]] پس از بررسی دقیق کاری که در پیش دارد، چنانچه شرعاً و عقلاً مانعی نداشته باشد، به آن [[اقدام]] میکند<ref>در این باره نک: البحر المحیط، ج ۴، ص ۵۵.</ref>. این نکته همان چیزی است که [[قرآن]] در [[غزوه حمراء الاسد]] و هنگام [[ترغیب]] جنگجویان [[مسلمان]] به [[جنگ]]، به آنها گوشزد کرده و [[ایمان]] به [[قیامت]] و [[حسابرسی]] آن و دریافت [[پاداش الهی]] در آن را سبب [[شجاعت]] [[مسلمانان]] در برابر [[کافران]] دانسته است: {{متن قرآن|فَإِنَّهُمْ يَأْلَمُونَ كَمَا تَأْلَمُونَ وَتَرْجُونَ مِنَ اللَّهِ مَا لَا يَرْجُونَ }}<ref>« آنان نیز چون شما به رنج افتادهاند و شما به خداوند امیدی دارید که آنان ندارند» سوره نساء، آیه ۱۰۴.</ref> به [[باور]] برخی، چون [[مؤمنان]] خودشان را در جنگ با [[دشمن]] میان دنیای فناپذیر و [[آخرت]] پایدار میبینند، در میدان [[نبرد]] از خود [[شجاعت]] بیشتری بروز میدهند <ref>الصحیح من سیرة النبی، ج۹، ص۳۳۷.</ref><ref>[[حسین علی یوسفزاده|یوسفزاده، حسین علی]]،[[شجاعت ۲ (مقاله)|شجاعت]]،[[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۶|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج۱۶.</ref> | |||
===[[توکل بر خدا]]=== | |||
*[[توکل]] بر [[خداوند]] عالم و [[قادر]] مطلق به [[انسان]] [[شجاعت]] میبخشد و [[تحمل]] او را در برابر ناگواریها بالا میبرد<ref>نک: اطیب البیان، ج۸، ص۳۳۳ - ۳۳۴.</ref>، از این رو [[نوح]] در برابر تهدیدهای [[دشمن]] از [[توکل بر خدا]] [[سخن]] گفته و از آنها نمیهراسد و از آنان میخواهد هر توطئهای که میتوانند در مقابل او انجام دهند و او را مهلت ندهند: {{متن قرآن|وَاتْلُ عَلَيْهِمْ نَبَأَ نُوحٍ إِذْ قَالَ لِقَوْمِهِ يَا قَوْمِ إِنْ كَانَ كَبُرَ عَلَيْكُمْ مَقَامِي وَتَذْكِيرِي بِآيَاتِ اللَّهِ فَعَلَى اللَّهِ تَوَكَّلْتُ فَأَجْمِعُوا أَمْرَكُمْ وَشُرَكَاءَكُمْ ثُمَّ لَا يَكُنْ أَمْرُكُمْ عَلَيْكُمْ غُمَّةً ثُمَّ اقْضُوا إِلَيَّ وَلَا تُنْظِرُونِ}}<ref>«و داستان نوح را برای آنان بخوان آنگاه که به قوم خود گفت: ای قوم من! اگر ماندن من و پند دادنم با آیات خداوند بر شما گران است، باری، بر خداوند توکل کردهام بنابراین با شریکهایتان همداستان شوید به گونهای که کارتان بر شما پوشیده نباشد سپس کار مرا تمام کنید و مهلتم ندهید» سوره یونس، آیه ۷۱.</ref>؛ نیز [[هود]]{{ع}} به [[قوم]] مشرکش میفرماید شما و خدایانتان [[توطئه]] کنید و در این باره هیچ مهلت ندهید، زیرا من بر خدای خود و شما [[توکل]] کردهام و او مرا از [[شر]] شما ایمن خواهد داشت. {{متن قرآن|قَالُواْ يَا هُودُ مَا جِئْتَنَا بِبَيِّنَةٍ وَمَا نَحْنُ بِتَارِكِي آلِهَتِنَا عَن قَوْلِكَ وَمَا نَحْنُ لَكَ بِمُؤْمِنِينَ إِن نَّقُولُ إِلاَّ اعْتَرَاكَ بَعْضُ آلِهَتِنَا بِسُوءٍ قَالَ إِنِّي أُشْهِدُ اللَّهِ وَاشْهَدُواْ أَنِّي بَرِيءٌ مِّمَّا تُشْرِكُونَ مِن دُونِهِ فَكِيدُونِي جَمِيعًا ثُمَّ لاَ تُنظِرُونِ إِنِّي تَوَكَّلْتُ عَلَى اللَّهِ رَبِّي وَرَبِّكُم مَّا مِن دَابَّةٍ إِلاَّ هُوَ آخِذٌ بِنَاصِيَتِهَا إِنَّ رَبِّي عَلَى صِرَاطٍ مُّسْتَقِيمٍ فَإِن تَوَلَّوْا فَقَدْ أَبْلَغْتُكُم مَّا أُرْسِلْتُ بِهِ إِلَيْكُمْ وَيَسْتَخْلِفُ رَبِّي قَوْمًا غَيْرَكُمْ وَلاَ تَضُرُّونَهُ شَيْئًا إِنَّ رَبِّي عَلَىَ كُلِّ شَيْءٍ حَفِيظٌ وَلَمَّا جَاءَ أَمْرُنَا نَجَّيْنَا هُودًا وَالَّذِينَ آمَنُواْ مَعَهُ بِرَحْمَةٍ مِّنَّا وَنَجَّيْنَاهُم مِّنْ عَذَابٍ غَلِيظٍ}}<ref>«گفتند: ای هود! برهانی برای ما نیاوردهای و ما با سخن تو از خدایانمان دست نمیکشیم و ما به تو ایمان نمیآوریم. ما جز این نمیگوییم که یکی از خدایان ما به تو آسیبی رسانده است؛ گفت: من خداوند را گواه میگیرم و (شما نیز) گواه باشید که من از شرکی که در برابر او میورزید، بیزارم ... از این روی همه هر نیرنگی دارید در برابر من بهکار برید و به من مهلت ندهید. من به خداوند- پروردگار خویش و پروردگار شما- توکل کردهام؛ هیچ جنبندهای نیست مگر که او بر هستیش چیرگی دارد؛ به راستی پروردگار من بر راهی راست است. پس اگر (هم) رو بگردانید من آنچه را که برای آن به سوی شما فرستاده شدهام به شما رساندهام و خداوند قوم دیگری جز شما را جانشین خواهد کرد و به او هیچ زیانی نمیرسانید، بیگمان پروردگار من نگاهبان همه چیز است. و چون «امر» ما در رسید هود و مؤمنان همراه او را به بخشایشی از خویش رهاندیم و آنان را از عذابی سخت رهایی بخشیدیم» سوره هود، آیه ۵۳ - ۵۸.</ref>. [[قرآن]] همچنین داستان دو تن از [[یاران]] [[موسی]]{{ع}} را بازگو کرده که وقتی [[بنیاسرائیل]] از [[ناتوانی]] خود در برابر [[دشمن]] سخن گفتند، آن دو [[توکل بر خدا]] را عامل [[پیروزی]] دانسته و از آنان میخواهند از [[دشمن]] نهراسند و شجاعانه با [[دشمن]] بجنگند {{متن قرآن|قَالَ رَجُلَانِ مِنَ الَّذِينَ يَخَافُونَ أَنْعَمَ اللَّهُ عَلَيْهِمَا ادْخُلُوا عَلَيْهِمُ الْبَابَ فَإِذَا دَخَلْتُمُوهُ فَإِنَّكُمْ غَالِبُونَ وَعَلَى اللَّهِ فَتَوَكَّلُوا إِنْ كُنْتُمْ مُؤْمِنِينَ}}<ref>«دو مرد از کسانی که (از خداوند) میترسیدند (و) خداوند بر آنان نعمت بخشیده بود گفتند: از در (این شهر) بر آنان وارد شوید و هنگامی که در آن درآیید شما پیروزید و اگر مؤمنید تنها بر خداوند توکل کنید» سوره مائده، آیه ۲۳.</ref><ref>زاد المسیر، ج۱، ص۵۳۳ - ۵۳۴؛ کشف الاسرار، ج۳، ص۷۷؛ مراح لبید، ج۱، ص۲۶۱.</ref><ref>[[حسین علی یوسفزاده|یوسفزاده، حسین علی]]،[[شجاعت ۲ (مقاله)|شجاعت]]،[[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۶|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج۱۶.</ref> | |||
=== [[امدادهای الهی]]=== | |||
*[[امدادهای الهی]] سبب محکم شدن [[دل]] و [[نهراسیدن]] از انبوه [[دشمن]] است. [[خداوند]] در [[قرآن]] کارهای شجاعانه بسیاری از [[بندگان]] [[مخلص]] خود را [[نقل]] کرده و همه آنها را به [[عنایت الهی]] دانسته که با محکم ساختن [[دل]] آنان با [[امدادهای غیبی]] [[الهی]] صورت گرفته است. {{متن قرآن|وَأَصْبَحَ فُؤَادُ أُمِّ مُوسَى فَارِغًا إِنْ كَادَتْ لَتُبْدِي بِهِ لَوْلَا أَنْ رَبَطْنَا عَلَى قَلْبِهَا لِتَكُونَ مِنَ الْمُؤْمِنِينَ}}<ref>«و دل مادر موسی خالی شد (چندان که) اگر دلش را استوار نمیداشتیم تا از باورکنندگان باشد به راستی نزدیک بود که آن (راز) را فاش کند» سوره قصص، آیه ۱۰.</ref>؛ {{متن قرآن|وَرَبَطْنَا عَلَى قُلُوبِهِمْ إِذْ قَامُوا فَقَالُوا رَبُّنَا رَبُّ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ لَنْ نَدْعُوَ مِنْ دُونِهِ إِلَهًا لَقَدْ قُلْنَا إِذًا شَطَطًا}}<ref>«و دلهایشان را استوار داشتیم، هنگامی که برخاستند و گفتند: پروردگار ما پروردگار آسمانها و زمین است؛ جز او خدایی را (به پرستش) نمیخوانیم که در آن صورت بیگمان سخنی نادرست گفتهایم» سوره کهف، آیه ۱۴.</ref> البته بر اساس برخی [[آیات قرآن]]، [[امدادهای الهی]] تنها [[اطمینانبخش]] به [[قلوب]] [[مؤمنان]] مجاهدند و آنگاه شامل حال [[مجاهدان]] میشوند که در [[جهاد]] [[صبر]] و [[پایداری]] کنند. {{متن قرآن|بَلَى إِنْ تَصْبِرُوا وَتَتَّقُوا وَيَأْتُوكُمْ مِنْ فَوْرِهِمْ هَذَا يُمْدِدْكُمْ رَبُّكُمْ بِخَمْسَةِ آلَافٍ مِنَ الْمَلَائِكَةِ مُسَوِّمِينَ وَمَا جَعَلَهُ اللَّهُ إِلَّا بُشْرَى لَكُمْ وَلِتَطْمَئِنَّ قُلُوبُكُمْ بِهِ وَمَا النَّصْرُ إِلَّا مِنْ عِنْدِ اللَّهِ الْعَزِيزِ الْحَكِيمِ}}<ref>«چرا؛ (بیگمان بسنده است و) اگر شکیبایی کنید و پرهیزگاری ورزید و آنان چنین شتابان به سوی شما آیند خداوند شما را با پنج هزار فرشته نشانگذار یاری خواهد رساند و خداوند آن را جز مژدهای برای شما قرار نداد و (آنان را فرستاد) تا دلهاتان بدان آرام یابد و یاری جز از سوی خداوند پیروزمند فرزانه نیست» سوره آل عمران، آیه ۱۲۵-۱۲۶.</ref> در همین باره [[خدا]] در [[آیه]] {{متن قرآن|هُوَ الَّذِي أَنْزَلَ السَّكِينَةَ فِي قُلُوبِ الْمُؤْمِنِينَ لِيَزْدَادُوا إِيمَانًا مَعَ إِيمَانِهِمْ وَلِلَّهِ جُنُودُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَكَانَ اللَّهُ عَلِيمًا حَكِيمًا}}<ref>«اوست که آرامش را در دل مؤمنان فرو فرستاد تا ایمانی بر ایمانشان بیفزایند و سپاهیان آسمانها و زمین از آن خداوند است و خداوند دانایی فرزانه است» سوره فتح، آیه ۴.</ref> سبب این کمکها را ازدیاد [[ایمان]] [[مؤمنان]] دانسته و از داشتن لشکرهای زمینی و آسمانی خبر داده است. برخی، مراد از {{متن قرآن|أَنْزَلَ السَّكِينَةَ}} را الطافی دانستهاند که [[شجاعت]] آنان را سبب میشود<ref>تفسیر اثناعشری، ج۱۲، ص۱۵۷.</ref><ref>[[حسین علی یوسفزاده|یوسفزاده، حسین علی]]،[[شجاعت ۲ (مقاله)|شجاعت]]،[[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۶|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج۱۶.</ref> | |||
== پرسشهای وابسته == | == پرسشهای وابسته == | ||