حصر حاکمیت در حدیث: تفاوت میان نسخه‌ها

هیچ تغییری در اندازه به وجود نیامده‌ است. ،  ‏۲۶ ژوئیهٔ ۲۰۲۰
(صفحه‌ای تازه حاوی «{{ویرایش غیرنهایی}} {{امامت}} <div style="padding: 0.0em 0em 0.0em;"> : <div style="background-color: rgb(252, 252, 233)...» ایجاد کرد)
 
خط ۱۰: خط ۱۰:


== [[روایات]] واژه "[[مُلک]]" و مشتقات آن==
== [[روایات]] واژه "[[مُلک]]" و مشتقات آن==
*۱. [[کلینی]] به [[سند صحیح]]<ref>رجال سند همگی ثقات‌اند، در میان آنان علی بن ابی حمزه بطائنی محل اشکال است لکن به‌دلیل روایت مشایخ ثلاثه ثقات و نیز به‌دلیل روایت علی بن ابراهیم در تفسیر و به دلیل توثیق شیخ در عده، ثقه است و قدحی که درباره او آمده مربوط به عقیده باطل اوست که ضرری به وثاقت در روایت وارد نمی کند.</ref> از [[ابی بصیر]] [[روایت]] می‌کند: "شخصی نزد [[امام باقر]]{{ع}} آمد و به ایشان گفت: خبر بده که پروردگارت چه زمانی موجود شد؟ [[حضرت]] در پاسخ فرمود: وای بر تو، این سئوال درباره موجودی گفته می‌شود که نبوده و سپس به وجود آمده، [[پروردگار]] بزرگ و ستوده من همیشه بوده و در هر زمان زنده کیفیت ناپذیر بوده و هیچ‌گاه برای او بودن گذشته‌ای یا بودن پدید آمده‌ای نبوده است - تا آنجا که می‌فرماید: - پیش از آنکه چیزی بیافریند از تنهایی‌اش [[وحشت]] نداشته، و به هیچ چیز شباهت ندارد، و هیچ‌گاه از [[پادشاهی]] پیش از [[آفرینش]] اشیاء تهی نبوده است و پس از نابودی اشیاء نیز از [[پادشاهی]] تهی نخواهد گشت، همچنان زنده‌ای است نه به زندگانی زندگان دیگر و [[پادشاه]] قادری است پیش از آنکه چیزی بیافریند و [[پادشاه]] عالی‌ قدرتی است پس از [[آفرینش]] هستی، پس برای هستی او کیف و مکانی نیست - تا آنجا که می‌فرماید: - زنده بود نه به زندگانی پدید آمده، و نه به هستی قابل توصیف، و نه با چگونگی محدود، و نه با مکانی تعیّن یافته، و نه در مکانی با چیزی مجاورت داشته است، بلکه زنده‌ای شناخته شده، و [[پادشاهی]] جاودان [[قدرت]] و جاودان [[سلطنت]] است، آنچه را آفرید، آنگاه که آفرید با [[مشیّت]] خویش آفرید، برای او حدّی نمی‌توان پنداشت، و نه بخشی می‌توان انگاشت فناپذیر نیست، اوّلی بوده بدون کیفیت و آخری است بدون مکان، همه اشیاء نابود خواهند شد مگر جلوه ذات او، [[آفرینش]] تنها برای اوست، و [[فرمان]] تنها از آنِ اوست، بزرگ است خدای [[پروردگار]] جهانیان. وای بر تو ای پرسشگر، خدای من در دسترس اوهام نیست، و [[جایگاه]] ورود [[شبهه]] و [[شک]] نیست. دچار تردید و [[حیرت]] نمی‌شود. و هیچ‌ چیز فراتر از او نیست و هیچ حادثه و اتفاقی برای او رخ نمی‌دهد و درباره هیچ چیزی مورد پرس‌وجو قرار نمی‌گیرد و از هیچ کاری پشیمان نمی‌شود. [[خواب]] و [[خواب]] [[آلودگی]] بر او عارض نمی‌گردد؛ آنچه در [[آسمان‌ها]] و [[زمین]] و در میان آن دو و آنچه زیر [[زمین]] است، از آنِ اوست. بیانی که در این [[روایت]] [[نورانی]] در [[تفسیر]] صفات ذات باری ‌تعالی و به ویژه [[تفسیر]] [[وصف]] [[مُلک]] و [[فرمانروایی]] ذات باری ‌تعالی آمده است، نیازی به شرح و توضیح ندارد. در این [[روایت]] ازلیت و [[جاودانگی]] [[مُلک]] [[خدای متعال]] و احاطه و [[عظمت]] آن به خوبی [[تبیین]] و تشریح شده است. چنین مُلکی که طبیعتاً منحصر در ذات اوست، اقتضا دارد هیچ [[مُلک]] و سلطنتی [[مشروعیت]] نداشته باشد، مگر آنکه شعبه ای از این [[سلطنت]] و [[مُلک]] باشد و هیچ [[حاکم]] و سلطانی [[حق]] ادعای [[مُلک]] و [[سلطنت]] ندارد، مگر آنکه از سوی [[خداوند متعال]] که صاحب ذاتی و اصلی [[ملک]] و [[سلطنت]] است، برای [[حاکمیت]] [[منصوب]] و معین شده باشد
*۱. [[کلینی]] به [[سند صحیح]]<ref>رجال سند همگی ثقات‌اند، در میان آنان علی بن ابی حمزه بطائنی محل اشکال است لکن به‌دلیل روایت مشایخ ثلاثه ثقات و نیز به‌دلیل روایت علی بن ابراهیم در تفسیر و به دلیل توثیق شیخ در عده، ثقه است و قدحی که درباره او آمده مربوط به عقیده باطل اوست که ضرری به وثاقت در روایت وارد نمی کند.</ref> از [[ابی بصیر]] [[روایت]] می‌کند: "شخصی نزد [[امام باقر]]{{ع}} آمد و به ایشان گفت: خبر بده که پروردگارت چه زمانی موجود شد؟ [[حضرت]] در پاسخ فرمود: وای بر تو، این سئوال درباره موجودی گفته می‌شود که نبوده و سپس به وجود آمده، [[پروردگار]] بزرگ و ستوده من همیشه بوده و در هر زمان زنده کیفیت ناپذیر بوده و هیچ‌گاه برای او بودن گذشته‌ای یا بودن پدید آمده‌ای نبوده است - تا آنجا که می‌فرماید: - پیش از آنکه چیزی بیافریند از تنهایی‌اش [[وحشت]] نداشته، و به هیچ چیز شباهت ندارد، و هیچ‌گاه از [[پادشاهی]] پیش از [[آفرینش]] اشیاء تهی نبوده است و پس از نابودی اشیاء نیز از [[پادشاهی]] تهی نخواهد گشت، همچنان زنده‌ای است نه به زندگانی زندگان دیگر و [[پادشاه]] قادری است پیش از آنکه چیزی بیافریند و [[پادشاه]] عالی‌ قدرتی است پس از [[آفرینش]] هستی، پس برای هستی او کیف و مکانی نیست - تا آنجا که می‌فرماید: - زنده بود نه به زندگانی پدید آمده، و نه به هستی قابل توصیف، و نه با چگونگی محدود، و نه با مکانی تعیّن یافته، و نه در مکانی با چیزی مجاورت داشته است، بلکه زنده‌ای شناخته شده، و [[پادشاهی]] جاودان [[قدرت]] و جاودان [[سلطنت]] است، آنچه را آفرید، آنگاه که آفرید با [[مشیّت]] خویش آفرید، برای او حدّی نمی‌توان پنداشت، و نه بخشی می‌توان انگاشت فناپذیر نیست، اوّلی بوده بدون کیفیت و آخری است بدون مکان، همه اشیاء نابود خواهند شد مگر جلوه ذات او، [[آفرینش]] تنها برای اوست، و [[فرمان]] تنها از آنِ اوست، بزرگ است خدای [[پروردگار]] جهانیان. وای بر تو ای پرسشگر، خدای من در دسترس اوهام نیست، و [[جایگاه]] ورود [[شبهه]] و [[شک]] نیست. دچار تردید و [[حیرت]] نمی‌شود. و هیچ‌ چیز فراتر از او نیست و هیچ حادثه و اتفاقی برای او رخ نمی‌دهد و درباره هیچ چیزی مورد پرس‌وجو قرار نمی‌گیرد و از هیچ کاری پشیمان نمی‌شود. [[خواب]] و [[خواب]] [[آلودگی]] بر او عارض نمی‌گردد؛ آنچه در [[آسمان‌ها]] و [[زمین]] و در میان آن دو و آنچه زیر [[زمین]] است، از آنِ اوست. بیانی که در این [[روایت]] [[نورانی]] در [[تفسیر]] صفات ذات باری ‌تعالی و به ویژه [[تفسیر]] [[وصف]] [[مُلک]] و [[فرمانروایی]] ذات باری ‌تعالی آمده است، نیازی به شرح و توضیح ندارد. در این [[روایت]] ازلیت و [[جاودانگی]] [[مُلک]] [[خدای متعال]] و احاطه و [[عظمت]] آن به خوبی [[تبیین]] و تشریح شده است. چنین مُلکی که طبیعتاً منحصر در ذات اوست، اقتضا دارد هیچ [[مُلک]] و سلطنتی [[مشروعیت]] نداشته باشد، مگر آنکه شعبه ای از این [[سلطنت]] و [[مُلک]] باشد و هیچ [[حاکم]] و سلطانی [[حق]] ادعای [[مُلک]] و [[سلطنت]] ندارد، مگر آنکه از سوی [[خداوند متعال]] که صاحب ذاتی و اصلی [[ملک]] و [[سلطنت]] است، برای [[حاکمیت]] [[منصوب]] و معین شده باشد <ref>{{متن حدیث|قَالَ: جَاءَ رَجُلٌ إِلَى أَبِي جَعْفَرٍ{{ع}} فَقَالَ لَهُ: أَخْبِرْنِي عَنْ رَبِّكَ مَتَى كَانَ؟ فَقَالَ وَيْلَكَ إِنَّمَا يُقَالُ لِشَيْءٍ لَمْ يَكُنْ: مَتَى كَانَ؟ إِنَّ رَبِّي تَبَارَكَ وَ تَعَالَى كَانَ وَ لَمْ يَزَلْ حَيّاً بِلَا كَيْفٍ وَ لَمْ يَكُنْ لَهُ كَانَ وَ لَا كَانَ لِكَوْنِهِ كَوْنُ... وَ لَا كَانَ مُسْتَوْحِشاً قَبْلَ أَنْ يَبْتَدِعَ شَيْئاً وَ لَا يُشْبِهُ شَيْئاً مَذْكُوراً، وَ لَا كَانَ خِلْواً مِنْ الْمُلْكِ قَبْلَ إِنْشَائِهِ وَ لَا يَكُونُ مِنْهُ خِلْواً بَعْدَ ذَهَابِهِ لَمْ يَزَلْ حَيّاً بِلَا حَيَاةٍ وَ مَلِكاً قَادِراً قَبْلَ أَنْ يُنْشِئَ شَيْئاً وَ مَلِكاً جَبَّاراً بَعْدَ إِنْشَائِهِ لِلْكَوْنِ فَلَيْسَ لِكَوْنِهِ كَيْفٌ وَ لَا لَهُ أَيْنٌ... كَانَ حَيّاً بِلَا حَيَاةٍ حَادِثَةٍ وَ لَا كَوْنٍ مَوْصُوفٍ وَ لَا كَيْفٍ مَحْدُودٍ وَ لَا أَيْنٍ مَوْقُوفٍ عَلَيْهِ وَ لَا مَكَانٍ جَاوَرَ شَيْئاً بَلْ حَيٌّ يُعْرَفُ وَ مَلِكٌ لَمْ يَزَلْ لَهُ الْقُدْرَةُ وَ الْمُلْكُ أَنْشَأَ مَا شَاءَ حِينَ شَاءَ بِمَشِيئَتِهِ لَا يُحَدُّ وَ لَا يُبَعَّضُ وَ لَا يَفْنَى كَانَ أَوَّلًا بِلَا كَيْفٍ وَ يَكُونُ آخِراً بِلَا أَيْنٍ وَ {{متن قرآن|كُلُّ شَيْءٍ هَالِكٌ إِلَّا وَجْهَهُ}} {{متن قرآن|لَهُ الْخَلْقُ وَالْأَمْرُ تَبَارَكَ اللَّهُ رَبُّ الْعَالَمِينَ}} وَيْلَكَ أَيُّهَا السَّائِلُ! إِنَّ رَبِّي لَا تَغْشَاهُ الْأَوْهَامُ وَ لَا تَنْزِلُ بِهِ الشُّبُهَاتُ، وَ لَا يَحَارُ وَ لَا يُجَاوِزُهُ شَيْءٌ وَ لَا تَنْزِلُ بِهِ الْأَحْدَاثُ وَ لَا يُسْأَلُ عَنْ شَيْءٍ وَ لَا يَنْدَمُ عَلَى شَيْءٍ وَ {{متن قرآن|لَا تَأْخُذُهُ سِنَةٌ وَلَا نَوْمٌ}} {{متن قرآن|لَهُ مَا فِي السَّمَاوَاتِ وَمَا فِي الْأَرْضِ وَمَا بَيْنَهُمَا وَمَا تَحْتَ الثَّرَى}}}}اصول کافی، ج۱، ص۸۸-۸۹.</ref>.
<ref>{{متن حدیث|قَالَ: جَاءَ رَجُلٌ إِلَى أَبِي جَعْفَرٍ{{ع}} فَقَالَ لَهُ: أَخْبِرْنِي عَنْ رَبِّكَ مَتَى كَانَ؟ فَقَالَ وَيْلَكَ إِنَّمَا يُقَالُ لِشَيْءٍ لَمْ يَكُنْ: مَتَى كَانَ؟ إِنَّ رَبِّي تَبَارَكَ وَ تَعَالَى كَانَ وَ لَمْ يَزَلْ حَيّاً بِلَا كَيْفٍ وَ لَمْ يَكُنْ لَهُ كَانَ وَ لَا كَانَ لِكَوْنِهِ كَوْنُ... وَ لَا كَانَ مُسْتَوْحِشاً قَبْلَ أَنْ يَبْتَدِعَ شَيْئاً وَ لَا يُشْبِهُ شَيْئاً مَذْكُوراً، وَ لَا كَانَ خِلْواً مِنْ الْمُلْكِ قَبْلَ إِنْشَائِهِ وَ لَا يَكُونُ مِنْهُ خِلْواً بَعْدَ ذَهَابِهِ لَمْ يَزَلْ حَيّاً بِلَا حَيَاةٍ وَ مَلِكاً قَادِراً قَبْلَ أَنْ يُنْشِئَ شَيْئاً وَ مَلِكاً جَبَّاراً بَعْدَ إِنْشَائِهِ لِلْكَوْنِ فَلَيْسَ لِكَوْنِهِ كَيْفٌ وَ لَا لَهُ أَيْنٌ... كَانَ حَيّاً بِلَا حَيَاةٍ حَادِثَةٍ وَ لَا كَوْنٍ مَوْصُوفٍ وَ لَا كَيْفٍ مَحْدُودٍ وَ لَا أَيْنٍ مَوْقُوفٍ عَلَيْهِ وَ لَا مَكَانٍ جَاوَرَ شَيْئاً بَلْ حَيٌّ يُعْرَفُ وَ مَلِكٌ لَمْ يَزَلْ لَهُ الْقُدْرَةُ وَ الْمُلْكُ أَنْشَأَ مَا شَاءَ حِينَ شَاءَ بِمَشِيئَتِهِ لَا يُحَدُّ وَ لَا يُبَعَّضُ وَ لَا يَفْنَى كَانَ أَوَّلًا بِلَا كَيْفٍ وَ يَكُونُ آخِراً بِلَا أَيْنٍ وَ {{متن قرآن|كُلُّ شَيْءٍ هَالِكٌ إِلَّا وَجْهَهُ}} {{متن قرآن|لَهُ الْخَلْقُ وَالْأَمْرُ تَبَارَكَ اللَّهُ رَبُّ الْعَالَمِينَ}} وَيْلَكَ أَيُّهَا السَّائِلُ! إِنَّ رَبِّي لَا تَغْشَاهُ الْأَوْهَامُ وَ لَا تَنْزِلُ بِهِ الشُّبُهَاتُ، وَ لَا يَحَارُ وَ لَا يُجَاوِزُهُ شَيْءٌ وَ لَا تَنْزِلُ بِهِ الْأَحْدَاثُ وَ لَا يُسْأَلُ عَنْ شَيْءٍ وَ لَا يَنْدَمُ عَلَى شَيْءٍ وَ {{متن قرآن|لَا تَأْخُذُهُ سِنَةٌ وَلَا نَوْمٌ}} {{متن قرآن|لَهُ مَا فِي السَّمَاوَاتِ وَمَا فِي الْأَرْضِ وَمَا بَيْنَهُمَا وَمَا تَحْتَ الثَّرَى}}}}اصول کافی، ج۱، ص۸۸-۸۹.</ref>.
*۲. [[کلینی]] از [[امام صادق]]{{ع}} [[روایت]] می کند: "[[امیرالمؤمنین]]{{ع}} [[مردم]] را برای [[جنگ]] با [[معاویه]] برانگیخت در مرتبه دوم پس آنگاه که [[مردم]] گرد آمدند خطابه‌ای ایراد فرمود، در ضمن [[خطابه]] چنین فرمود: [[سپاس]] خدای یگانه یکتای [[استوار]] بی‌همتایی که از چیزی پدید نیامده، و نه آنچه را آفرید از چیزی پیش از آن آفرید، قدرتی است که با همین [[قدرت]] بی‌نظیر از همه اشیاء جداست و همه اشیاء نیز از او جدایند - تا آنجا که فرمود: - پس برای او از آنچه آفرید ضدّی نیست و نه در آنچه [[سلطنت]] بر آن دارد همتا و نظیری وجود دارد، هیچ موجودی در [[سلطنت]] و ملکش [[شریک]] او نیست یگانه یکتای پایدار نابود‌کننده جاودان...."<ref>{{متن حدیث|أَنَّ أَمِيرَ الْمُؤْمِنِينَ{{ع}} اسْتَنْهَضَ النَّاسَ فِي حَرْبِ مُعَاوِيَةَ فِي الْمَرَّةِ الثَّانِيَةِ فَلَمَّا حَشَدَ النَّاسُ قَامَ خَطِيباً فَقَالَ الْحَمْدُ لِلَّهِ الْوَاحِدِ الْأَحَدِ الصَّمَدِ الْمُتَفَرِّدِ الَّذِي لَا مِنْ شَيْءٍ كَانَ وَ لَا مِنْ شَيْءٍ خَلَقَ مَا كَانَ قُدْرَةٌ بَانَ بِهَا مِنَ الْأَشْيَاءِ وَ بَانَتِ الْأَشْيَاءُ مِنْهُ... فَلَيْسَ لَهُ فِيمَا خَلَقَ ضِدٌّ وَ لَا لَهُ فِيمَا مَلَكَ نِدٌّ وَ لَمْ يَشْرَكْهُ فِي مُلْكِهِ أَحَدٌ الْوَاحِدُ الْأَحَدُ الصَّمَدُ الْمُبِيدُ لِلْأَبَدِ [الی آخر کلامه صلوات الله علیه]}}؛ اصول کافی، ج۱، ص۱۳۴- ۱۳۶.</ref>.
*۲. [[کلینی]] از [[امام صادق]]{{ع}} [[روایت]] می کند: "[[امیرالمؤمنین]]{{ع}} [[مردم]] را برای [[جنگ]] با [[معاویه]] برانگیخت در مرتبه دوم پس آنگاه که [[مردم]] گرد آمدند خطابه‌ای ایراد فرمود، در ضمن [[خطابه]] چنین فرمود: [[سپاس]] خدای یگانه یکتای [[استوار]] بی‌همتایی که از چیزی پدید نیامده، و نه آنچه را آفرید از چیزی پیش از آن آفرید، قدرتی است که با همین [[قدرت]] بی‌نظیر از همه اشیاء جداست و همه اشیاء نیز از او جدایند - تا آنجا که فرمود: - پس برای او از آنچه آفرید ضدّی نیست و نه در آنچه [[سلطنت]] بر آن دارد همتا و نظیری وجود دارد، هیچ موجودی در [[سلطنت]] و ملکش [[شریک]] او نیست یگانه یکتای پایدار نابود‌کننده جاودان...."<ref>{{متن حدیث|أَنَّ أَمِيرَ الْمُؤْمِنِينَ{{ع}} اسْتَنْهَضَ النَّاسَ فِي حَرْبِ مُعَاوِيَةَ فِي الْمَرَّةِ الثَّانِيَةِ فَلَمَّا حَشَدَ النَّاسُ قَامَ خَطِيباً فَقَالَ الْحَمْدُ لِلَّهِ الْوَاحِدِ الْأَحَدِ الصَّمَدِ الْمُتَفَرِّدِ الَّذِي لَا مِنْ شَيْءٍ كَانَ وَ لَا مِنْ شَيْءٍ خَلَقَ مَا كَانَ قُدْرَةٌ بَانَ بِهَا مِنَ الْأَشْيَاءِ وَ بَانَتِ الْأَشْيَاءُ مِنْهُ... فَلَيْسَ لَهُ فِيمَا خَلَقَ ضِدٌّ وَ لَا لَهُ فِيمَا مَلَكَ نِدٌّ وَ لَمْ يَشْرَكْهُ فِي مُلْكِهِ أَحَدٌ الْوَاحِدُ الْأَحَدُ الصَّمَدُ الْمُبِيدُ لِلْأَبَدِ [الی آخر کلامه صلوات الله علیه]}}؛ اصول کافی، ج۱، ص۱۳۴- ۱۳۶.</ref>.
*[[دلالت روایت]] بر حصر [[حاکمیت]] در [[خداوند متعال]] به ویژه با دو جمله {{متن حدیث|وَ لَا لَهُ فِيمَا مَلَكَ نِدٌّ وَ لَمْ يَشْرَكْهُ فِي مُلْكِهِ أَحَدٌ}} روشن است و نیازی به توضیح ندارد.
*[[دلالت روایت]] بر حصر [[حاکمیت]] در [[خداوند متعال]] به ویژه با دو جمله {{متن حدیث|وَ لَا لَهُ فِيمَا مَلَكَ نِدٌّ وَ لَمْ يَشْرَكْهُ فِي مُلْكِهِ أَحَدٌ}} روشن است و نیازی به توضیح ندارد.
۱۱۵٬۳۵۳

ویرایش