حصر حاکمیت در حدیث: تفاوت میان نسخه‌ها

جز
جایگزینی متن - 'وسیله' به 'وسیله'
جز (جایگزینی متن - 'نداری' به 'نداری')
جز (جایگزینی متن - 'وسیله' به 'وسیله')
خط ۲۵: خط ۲۵:
*۹. مسلم به سندش از [[ابن المسیب]] [[روایت]] می کند: "[[ابو هریره]] می‌گفت: [[رسول خدا]]{{صل}} فرمود: [[خداوند]] [[روز قیامت]] [[زمین]] را در قبضه [[قدرت]] خویش قرار می‌دهد و [[آسمان]] را با دست [[قدرت]] خود درهم می‌پیچد و سپس می‌گوید: [[پادشاه]] منم [[پادشاهان]] ادّعایی [[زمین]] کجایند؟"<ref>{{متن حدیث|ان ابا هريره كان يقول: قال رسول الله{{صل}}: "يقبض [[الله]] تبارك و تعالی الأرض يوم القيامة و يطوي السماء بيمينه. ثم يقول: انا الملك، أين ملوك الأرض}}؛ مسلم بن الحجاج نیشابوری، الجامع الصحیح، ج۸، ص۱۲۶.</ref>.
*۹. مسلم به سندش از [[ابن المسیب]] [[روایت]] می کند: "[[ابو هریره]] می‌گفت: [[رسول خدا]]{{صل}} فرمود: [[خداوند]] [[روز قیامت]] [[زمین]] را در قبضه [[قدرت]] خویش قرار می‌دهد و [[آسمان]] را با دست [[قدرت]] خود درهم می‌پیچد و سپس می‌گوید: [[پادشاه]] منم [[پادشاهان]] ادّعایی [[زمین]] کجایند؟"<ref>{{متن حدیث|ان ابا هريره كان يقول: قال رسول الله{{صل}}: "يقبض [[الله]] تبارك و تعالی الأرض يوم القيامة و يطوي السماء بيمينه. ثم يقول: انا الملك، أين ملوك الأرض}}؛ مسلم بن الحجاج نیشابوری، الجامع الصحیح، ج۸، ص۱۲۶.</ref>.
*۱۰. مسلم به سندش از [[عبدالله بن عمر]] [[روایت]] می کند:[[رسول خدا]]{{صل}} فرمود: "[[خدای تبارک و تعالی]] [[آسمان‌ها]] را در هم می‌پیچد و در دست [[قدرت]] خود قرار می‌دهد و سپس می‌گوید: [[پادشاه]] منم، کجایند [[جباران]] [[متکبر]]؟ سپس زمین‌ها را در دست [[قدرت]] دیگر خود قرار داده و سپس می‌گوید: [[پادشاه]] منم کجایند [[جباران]]، کجایند [[متکبران]]؟"<ref>{{متن حدیث|قال: قال رسول الله{{صل}} "يطوي الله عزّوجل السماوات يوم القيامة ثم يأخذهنّ بيده اليمنی. ثم يقول: أنا الملك أين الجبارون المتكبّرون، ثم يطوي الأرضين بشماله. ثم يقول: انا الملك أين الجبارون؟ أين المتكبرّون؟}}مسلم بن الحجاج نیشابوری، الجامع الصحیح، ج۸، ص۱۲۶.</ref>.
*۱۰. مسلم به سندش از [[عبدالله بن عمر]] [[روایت]] می کند:[[رسول خدا]]{{صل}} فرمود: "[[خدای تبارک و تعالی]] [[آسمان‌ها]] را در هم می‌پیچد و در دست [[قدرت]] خود قرار می‌دهد و سپس می‌گوید: [[پادشاه]] منم، کجایند [[جباران]] [[متکبر]]؟ سپس زمین‌ها را در دست [[قدرت]] دیگر خود قرار داده و سپس می‌گوید: [[پادشاه]] منم کجایند [[جباران]]، کجایند [[متکبران]]؟"<ref>{{متن حدیث|قال: قال رسول الله{{صل}} "يطوي الله عزّوجل السماوات يوم القيامة ثم يأخذهنّ بيده اليمنی. ثم يقول: أنا الملك أين الجبارون المتكبّرون، ثم يطوي الأرضين بشماله. ثم يقول: انا الملك أين الجبارون؟ أين المتكبرّون؟}}مسلم بن الحجاج نیشابوری، الجامع الصحیح، ج۸، ص۱۲۶.</ref>.
*روشن است که مقصود از [[یمین]] و شمال [[خداوند]] در [[روایت]] اخیر کنایه از تجلّی فعل مقتدرانه [[خداوند]] است و اینکه خطاب [[الهی]] {{متن حدیث|أنا الملك}} در هر دو [[روایت]] به معنای [[حصر]] [[سلطنت]] و [[ملک]] [[حق]] در [[ذات اقدس خداوند]] است و نسبت [[مُلک]] به [[ملوک]] [[ارض]]، حکایت ادّعای [[مُلک]] [[باطل]] به [[وسیله]] آنان است و اینکه مقصود از خطاب {{متن حدیث|انا الملك، اين ملوك الارض؟ اين الجبّارون؟ اين المتكبرون؟}} اعلام انحصار [[مُلک]] و [[سلطنت]] [[مشروع]] و [[حق]]، در ذات باری‌تعالی است و اینکه [[سلطنت]] و [[ملک]] [[سلاطین]] و [[ملوک]] [[جبّار]] و متکبّری که به ناحق و بدون [[اذن خداوند]] ادّعای [[سلطنت]] و [[مُلک]] بر [[زمین]] کرده اند، [[سلطنت]] و مُلکی زائل و ناحق و [[باطل]] است.
*روشن است که مقصود از [[یمین]] و شمال [[خداوند]] در [[روایت]] اخیر کنایه از تجلّی فعل مقتدرانه [[خداوند]] است و اینکه خطاب [[الهی]] {{متن حدیث|أنا الملك}} در هر دو [[روایت]] به معنای [[حصر]] [[سلطنت]] و [[ملک]] [[حق]] در [[ذات اقدس خداوند]] است و نسبت [[مُلک]] به [[ملوک]] [[ارض]]، حکایت ادّعای [[مُلک]] [[باطل]] به وسیله آنان است و اینکه مقصود از خطاب {{متن حدیث|انا الملك، اين ملوك الارض؟ اين الجبّارون؟ اين المتكبرون؟}} اعلام انحصار [[مُلک]] و [[سلطنت]] [[مشروع]] و [[حق]]، در ذات باری‌تعالی است و اینکه [[سلطنت]] و [[ملک]] [[سلاطین]] و [[ملوک]] [[جبّار]] و متکبّری که به ناحق و بدون [[اذن خداوند]] ادّعای [[سلطنت]] و [[مُلک]] بر [[زمین]] کرده اند، [[سلطنت]] و مُلکی زائل و ناحق و [[باطل]] است.
*۱۱. [[بخاری]] نیز در کتاب خود از [[رسول خدا]]{{صل}} [[روایت]] می کند:هیچ [[پادشاهی]] و سلطنتی جز از آنِ [[خدا]] وجود ندارد<ref>{{متن حدیث|لا ملك الّا لله}}؛ صحیح البخاری، ج۷، کتاب الأدب، ص۱۱۵.</ref>. که صریح در [[حصر]] [[مُلک]] در ذات [[اقدس]] حقتعالی است<ref>[[محسن اراکی|اراکی، محسن]]، [[فقه نظام سیاسی اسلام ج۱ (کتاب)|فقه نظام سیاسی اسلام]]، ج۱، ص:۲۱۰-۲۱۷.</ref>.
*۱۱. [[بخاری]] نیز در کتاب خود از [[رسول خدا]]{{صل}} [[روایت]] می کند:هیچ [[پادشاهی]] و سلطنتی جز از آنِ [[خدا]] وجود ندارد<ref>{{متن حدیث|لا ملك الّا لله}}؛ صحیح البخاری، ج۷، کتاب الأدب، ص۱۱۵.</ref>. که صریح در [[حصر]] [[مُلک]] در ذات [[اقدس]] حقتعالی است<ref>[[محسن اراکی|اراکی، محسن]]، [[فقه نظام سیاسی اسلام ج۱ (کتاب)|فقه نظام سیاسی اسلام]]، ج۱، ص:۲۱۰-۲۱۷.</ref>.


خط ۳۱: خط ۳۱:
*۱. [[کلینی]] به سندش از [[مرازم بن حکیم]] [[نقل]] می کند: "هیچ [[پیامبری]] به [[پیامبری]] نرسید مگر آنکه برای [[خداوند]] به پنج مطلب [[اقرار]] و اعتراف کند: ۱) [[بداء]]؛ ۲) [[مشیّت]]؛ ۳) [[سجود]]؛ ۴) [[پرستش]]؛ ۵) [[طاعت]]"<ref>{{متن حدیث|قَالَ: سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ{{ع}} يَقُولُ: مَا تَنَبَّأَ نَبِيٌّ قَطُّ حَتَّى يُقِرَّ لِلَّهِ بِخَمْسِ خِصَالٍ بِالْبَدَاءِ وَ الْمَشِيئَةِ وَ السُّجُودِ وَ الْعُبُودِيَّةِ وَ الطَّاعَةِ}}؛ اصول کافی، ج۱، ص۱۴۸.</ref>.
*۱. [[کلینی]] به سندش از [[مرازم بن حکیم]] [[نقل]] می کند: "هیچ [[پیامبری]] به [[پیامبری]] نرسید مگر آنکه برای [[خداوند]] به پنج مطلب [[اقرار]] و اعتراف کند: ۱) [[بداء]]؛ ۲) [[مشیّت]]؛ ۳) [[سجود]]؛ ۴) [[پرستش]]؛ ۵) [[طاعت]]"<ref>{{متن حدیث|قَالَ: سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ{{ع}} يَقُولُ: مَا تَنَبَّأَ نَبِيٌّ قَطُّ حَتَّى يُقِرَّ لِلَّهِ بِخَمْسِ خِصَالٍ بِالْبَدَاءِ وَ الْمَشِيئَةِ وَ السُّجُودِ وَ الْعُبُودِيَّةِ وَ الطَّاعَةِ}}؛ اصول کافی، ج۱، ص۱۴۸.</ref>.
*مقصود از [[بداء]] تغییری است که در قَدَر [[الهی]] به اسباب و [[اراده الهی]] صورت می گیرد. عواملی نظیر: [[دعا]] و [[اعمال]] [[خیر]] و [[توبه]] [[بندگان]] و امثال آنها بنابر [[حکمت الهی]] موجب [[تغییر]] مقدراتی می شود که در برنامه ابتدایی [[خداوند]] برای [[مدیریت]] [[جهان هستی]] و [[شئون]] [[جامعه انسانی]] پیش بینی شده است؛ اگرچه این [[تغییر]] در مرحله قضای حتمی [[الهی]] که مرحله [[مشیت]] و مرحله ای بالاتر از مرحله قَدَر است، منظور و مکتوب گردیده است.
*مقصود از [[بداء]] تغییری است که در قَدَر [[الهی]] به اسباب و [[اراده الهی]] صورت می گیرد. عواملی نظیر: [[دعا]] و [[اعمال]] [[خیر]] و [[توبه]] [[بندگان]] و امثال آنها بنابر [[حکمت الهی]] موجب [[تغییر]] مقدراتی می شود که در برنامه ابتدایی [[خداوند]] برای [[مدیریت]] [[جهان هستی]] و [[شئون]] [[جامعه انسانی]] پیش بینی شده است؛ اگرچه این [[تغییر]] در مرحله قضای حتمی [[الهی]] که مرحله [[مشیت]] و مرحله ای بالاتر از مرحله قَدَر است، منظور و مکتوب گردیده است.
*منظور از [[مشیت]]، [[اراده]] ای است که [[خداوند]] به [[وسیله]] آن طرح و برنامه نهایی خود را در [[عالم هستی]] [[اجرا]] می کند که مرحله ای فراتر از مرحله قَدَر [[الهی]] است که [[بداء]] در آن راه دارد و [[تغییر]] و تحولپذیر است.
*منظور از [[مشیت]]، [[اراده]] ای است که [[خداوند]] به وسیله آن طرح و برنامه نهایی خود را در [[عالم هستی]] [[اجرا]] می کند که مرحله ای فراتر از مرحله قَدَر [[الهی]] است که [[بداء]] در آن راه دارد و [[تغییر]] و تحولپذیر است.
*بنابراین، [[اقرار]] به [[بداء]] و [[مشیت]]، به معنای [[اقرار]] به [[مدیریت]] مستدام و فعال [[خداوند]] نسبت به همه امور [[جهان هستی]] است.
*بنابراین، [[اقرار]] به [[بداء]] و [[مشیت]]، به معنای [[اقرار]] به [[مدیریت]] مستدام و فعال [[خداوند]] نسبت به همه امور [[جهان هستی]] است.
*[[سجود]] و [[عبودیت]] و [[طاعت]]، اشاره ای به مراتب [[خضوع]] برای حق تعالی است که از [[سجود]] آغاز گردیده و در [[عبودیت]] [[خداوند]] تداوم و [[رشد]] یافته و به مرحله [[طاعت]] کامل که مرحله [[انقیاد]] و فنای در [[اراده الهی]] است، به مرتبه کمال می‌رسد.
*[[سجود]] و [[عبودیت]] و [[طاعت]]، اشاره ای به مراتب [[خضوع]] برای حق تعالی است که از [[سجود]] آغاز گردیده و در [[عبودیت]] [[خداوند]] تداوم و [[رشد]] یافته و به مرحله [[طاعت]] کامل که مرحله [[انقیاد]] و فنای در [[اراده الهی]] است، به مرتبه کمال می‌رسد.
خط ۴۰: خط ۴۰:
*این [[روایت]]، [[تفسیر]] و تبیینی است از آنچه در [[قرآن کریم]] در زمینه [[پیمان]] و میثاقی که [[خداوند]] از [[بندگان]] گرفته، آمده است؛ نظیر: {{متن قرآن|وَإِذْ أَخَذَ رَبُّكَ مِنْ بَنِي آدَمَ مِنْ ظُهُورِهِمْ ذُرِّيَّتَهُمْ وَأَشْهَدَهُمْ عَلَى أَنْفُسِهِمْ أَلَسْتُ بِرَبِّكُمْ قَالُوا بَلَى}}<ref>«و (به خاطر بیاور) زمانى را که پروردگارت از صلب فرزندان آدم، ذریّه آنها را برگرفت؛ و آنها را بر خودشان گواه ساخت؛ (و فرمود:) آیا من پروردگار شما نیستم؟ گفتند: آرى» سوره اعراف، آیه ۱۷۲.</ref>. همچنین: {{متن قرآن|وَاذْكُرُوا نِعْمَةَ اللَّهِ عَلَيْكُمْ وَمِيثَاقَهُ الَّذِي وَاثَقَكُمْ بِهِ إِذْ قُلْتُمْ سَمِعْنَا وَأَطَعْنَا}}<ref>«و به یاد آورید نعمت خدا را بر شما، و پیمانى را که با تأکید از شما گرفت، آن زمان که گفتید: "شنیدیم و اطاعت کردیم"» سوره مائده، آیه ۷.</ref>.
*این [[روایت]]، [[تفسیر]] و تبیینی است از آنچه در [[قرآن کریم]] در زمینه [[پیمان]] و میثاقی که [[خداوند]] از [[بندگان]] گرفته، آمده است؛ نظیر: {{متن قرآن|وَإِذْ أَخَذَ رَبُّكَ مِنْ بَنِي آدَمَ مِنْ ظُهُورِهِمْ ذُرِّيَّتَهُمْ وَأَشْهَدَهُمْ عَلَى أَنْفُسِهِمْ أَلَسْتُ بِرَبِّكُمْ قَالُوا بَلَى}}<ref>«و (به خاطر بیاور) زمانى را که پروردگارت از صلب فرزندان آدم، ذریّه آنها را برگرفت؛ و آنها را بر خودشان گواه ساخت؛ (و فرمود:) آیا من پروردگار شما نیستم؟ گفتند: آرى» سوره اعراف، آیه ۱۷۲.</ref>. همچنین: {{متن قرآن|وَاذْكُرُوا نِعْمَةَ اللَّهِ عَلَيْكُمْ وَمِيثَاقَهُ الَّذِي وَاثَقَكُمْ بِهِ إِذْ قُلْتُمْ سَمِعْنَا وَأَطَعْنَا}}<ref>«و به یاد آورید نعمت خدا را بر شما، و پیمانى را که با تأکید از شما گرفت، آن زمان که گفتید: "شنیدیم و اطاعت کردیم"» سوره مائده، آیه ۷.</ref>.
*در این [[آیه]] اشاره به این [[حقیقت]] مهم شده که [[پیمان]] [[اطاعت]] و [[فرمانبری]] از [[خداوند]]، [[پیمان]] مؤکدی است که نه تنها در عالم ذرّ و از آغاز [[خلقت]] و در عالم [[تکوین]] در نهاد [[آدمیان]] نهفته است، بلکه در عالم [[تشریع]] و [[اختیار]] نیز [[پیمان]] [[مجدد]] بر همان [[اطاعت]] و [[فرمانبری]] [[الهی]] بسته شده است؛ این [[پیمان]] اختیاری، [[پیمان]] [[ایمان]] است؛ زیرا [[ایمان به خدا]] و [[رسول]]، [[پیمان]] [[اطاعت]] و [[فرمانبری]] از [[حکومت]] و [[فرمانروایی خداوند]] است.
*در این [[آیه]] اشاره به این [[حقیقت]] مهم شده که [[پیمان]] [[اطاعت]] و [[فرمانبری]] از [[خداوند]]، [[پیمان]] مؤکدی است که نه تنها در عالم ذرّ و از آغاز [[خلقت]] و در عالم [[تکوین]] در نهاد [[آدمیان]] نهفته است، بلکه در عالم [[تشریع]] و [[اختیار]] نیز [[پیمان]] [[مجدد]] بر همان [[اطاعت]] و [[فرمانبری]] [[الهی]] بسته شده است؛ این [[پیمان]] اختیاری، [[پیمان]] [[ایمان]] است؛ زیرا [[ایمان به خدا]] و [[رسول]]، [[پیمان]] [[اطاعت]] و [[فرمانبری]] از [[حکومت]] و [[فرمانروایی خداوند]] است.
*عبارت {{متن قرآن|وَاثَقَكُمْ بِهِ}} اشاره به این است که این [[پیمان تکوینی]] به [[وسیله]] [[پیمان]] اختیاری [[تشریعی]] مورد تأکید و [[اقرار]] و ابرام قرار گرفته است.
*عبارت {{متن قرآن|وَاثَقَكُمْ بِهِ}} اشاره به این است که این [[پیمان تکوینی]] به وسیله [[پیمان]] اختیاری [[تشریعی]] مورد تأکید و [[اقرار]] و ابرام قرار گرفته است.
*۳. [[کلینی]] [[روایت]] کرده است: "سلّام جعفی گفت: از [[امام صادق]]{{ع}} درباره [[ایمان]] پرسیدم، فرمود: [[ایمان]] این است که [[خداوند]] [[اطاعت]] شود و [[معصیت]] نشود"<ref>{{متن حدیث|عَنْ سَلَّامٍ الْجُعْفِيِّ قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ{{ع}} عَنِ الْإِيمَانِ فَقَالَ: الْإِيمَانُ أَنْ يُطَاعَ اللَّهُ فَلَا يُعْصَى}}؛ اصول کافی، ج۲، ص۳۳.</ref>.
*۳. [[کلینی]] [[روایت]] کرده است: "سلّام جعفی گفت: از [[امام صادق]]{{ع}} درباره [[ایمان]] پرسیدم، فرمود: [[ایمان]] این است که [[خداوند]] [[اطاعت]] شود و [[معصیت]] نشود"<ref>{{متن حدیث|عَنْ سَلَّامٍ الْجُعْفِيِّ قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ{{ع}} عَنِ الْإِيمَانِ فَقَالَ: الْإِيمَانُ أَنْ يُطَاعَ اللَّهُ فَلَا يُعْصَى}}؛ اصول کافی، ج۲، ص۳۳.</ref>.
*[[تفسیر]] [[ایمان]] به [[اطاعت]] و [[فرمانبری]] از [[فرمان خداوند]]، در [[آیات]] بسیاری از [[قرآن کریم]] آمده است؛ نظیر: {{متن قرآن|آمَنَ الرَّسُولُ بِمَا أُنْزِلَ إِلَيْهِ مِنْ رَبِّهِ وَالْمُؤْمِنُونَ كُلٌّ آمَنَ بِاللَّهِ وَمَلَائِكَتِهِ وَكُتُبِهِ وَرُسُلِهِ لَا نُفَرِّقُ بَيْنَ أَحَدٍ مِنْ رُسُلِهِ وَقَالُوا سَمِعْنَا وَأَطَعْنَا}}<ref>«پیامبر، به آنچه از سوى پروردگارش بر او نازل شده، ایمان آورده است؛ و همه مؤمنان (نیز)، به خدا و فرشتگانش و کتاب‌هاى او و فرستادگانش، ایمان آورده‌اند؛ (و گفتند:) "ما در میان هیچ یک از پیامبران او، فرق نمى‌گذاریم (و به همه ایمان داریم)". و گفتند: شنیدیم و اطاعت کردیم» سوره بقره، آیه ۲۸۵.</ref>.  
*[[تفسیر]] [[ایمان]] به [[اطاعت]] و [[فرمانبری]] از [[فرمان خداوند]]، در [[آیات]] بسیاری از [[قرآن کریم]] آمده است؛ نظیر: {{متن قرآن|آمَنَ الرَّسُولُ بِمَا أُنْزِلَ إِلَيْهِ مِنْ رَبِّهِ وَالْمُؤْمِنُونَ كُلٌّ آمَنَ بِاللَّهِ وَمَلَائِكَتِهِ وَكُتُبِهِ وَرُسُلِهِ لَا نُفَرِّقُ بَيْنَ أَحَدٍ مِنْ رُسُلِهِ وَقَالُوا سَمِعْنَا وَأَطَعْنَا}}<ref>«پیامبر، به آنچه از سوى پروردگارش بر او نازل شده، ایمان آورده است؛ و همه مؤمنان (نیز)، به خدا و فرشتگانش و کتاب‌هاى او و فرستادگانش، ایمان آورده‌اند؛ (و گفتند:) "ما در میان هیچ یک از پیامبران او، فرق نمى‌گذاریم (و به همه ایمان داریم)". و گفتند: شنیدیم و اطاعت کردیم» سوره بقره، آیه ۲۸۵.</ref>.  
*همچنین: {{متن قرآن|وَيَقُولُونَ آمَنَّا بِاللَّهِ وَبِالرَّسُولِ وَأَطَعْنَا ثُمَّ يَتَوَلَّى فَرِيقٌ مِنْهُمْ مِنْ بَعْدِ ذَلِكَ وَمَا أُولَئِكَ بِالْمُؤْمِنِينَ}}<ref>«آنها مى‌گویند: "به خدا و پیامبر ایمان آورده‌ایم و اطاعت کرده‌ایم" ولى بعد از این (ادعا)، گروهى از آنان روی‌گردان مى‌شوند؛ آنها (در حقیقت) مؤمن نیستند» سوره نور، آیه ۴۷.</ref>.
*همچنین: {{متن قرآن|وَيَقُولُونَ آمَنَّا بِاللَّهِ وَبِالرَّسُولِ وَأَطَعْنَا ثُمَّ يَتَوَلَّى فَرِيقٌ مِنْهُمْ مِنْ بَعْدِ ذَلِكَ وَمَا أُولَئِكَ بِالْمُؤْمِنِينَ}}<ref>«آنها مى‌گویند: "به خدا و پیامبر ایمان آورده‌ایم و اطاعت کرده‌ایم" ولى بعد از این (ادعا)، گروهى از آنان روی‌گردان مى‌شوند؛ آنها (در حقیقت) مؤمن نیستند» سوره نور، آیه ۴۷.</ref>.
*[[تفسیر]] حال [[مؤمنان]] به {{متن قرآن|وَقَالُوا سَمِعْنَا وَأَطَعْنَا}} در [[آیه]] پیشین و [[نفی]] صفت [[ایمان]] از کسانی که از [[اطاعت خدا]] و [[رسول]] [[سرپیچی]] می کنند، [[نصّ]] در [[تفسیر]] [[ایمان]] به [[اطاعت]] است.
*[[تفسیر]] حال [[مؤمنان]] به {{متن قرآن|وَقَالُوا سَمِعْنَا وَأَطَعْنَا}} در [[آیه]] پیشین و [[نفی]] صفت [[ایمان]] از کسانی که از [[اطاعت خدا]] و [[رسول]] [[سرپیچی]] می کنند، [[نصّ]] در [[تفسیر]] [[ایمان]] به [[اطاعت]] است.
*۴. [[کلینی]] [[روایت]] می کند: [[ابواسحاق سبیعی]] از [[حارث]] أعور [[روایت]] می‌کند گفت: [[امیرالمؤمنین]]{{ع}} خطبه‌ای پس از عصر ایراد فرمود که [[مردم]] را به شگفتی درآورد [[حسن]] توصیف او، و آنچه درباره [[تعظیم]] [[خداوند]] بیان فرمود. [[ابواسحاق]] گفت: به [[حارث]] گفتم آیا [[خطبه]] را [[حفظ]] کردی؟ گفت: آن را نوشتم، پس آن را از کتابی که نوشته بود بر ما املاء کرد: [[ستایش]] از آنِ خداوندی که نمی‌میرد و شگفتی‌های او پایان نمی‌پذیرند زیرا در هر روزی شأنی از پدیدآوری بدیعی که نبوده است دارد. آنکه زاده‌ای ندارد تا در [[عزت]] شریکی داشته باشد، و نه خود زاده دیگری است تا فناپذیر باشد و کسی او را [[وارث]] باشد - تا آنجا که فرمود: - آنکه [[انبیاء]] را درباره او پرسیدند و آنان او را به جزء یا به حدّی توصیف نکردند، بلکه او را به کارهای او [[وصف]] کردند و به [[وسیله]] آیاتش بر او دلالت کردند، خِرَدِ اندیشه‌ورزان از [[انکار]] او [[ناتوان]] است؛ زیرا آنکه [[آسمان‌ها]] و [[زمین]] و آنچه در آنها و در میان آنهاست همه [[آفریده]] اوست و او سازنده آنهاست لذا کسی را یارای دفع [[قدرت]] او نیست، آنکه از آفریدگان آنچنان جداست که چیزی همانند او نیست خدایی که [[خلق]] را برای [[پرستش]] خویش آفرید و آنان را بر [[فرمانبری]] خویش توانا ساخت به [[وسیله]] آنچه در آنان قرار داد - تا آنجا که می فرماید: - هر آن کس جز او که قدرت‌نمایی کند [[ذلیل]] است، و هرآنکس جز او که بزرگی فروشد حقیر و ناچیز است، همه اشیاء در برابر عظمتش سرافکنده‌اند و در برابر [[سلطنت]] و عزتش سرسپرده‌اند - تا آنجا که فرمود: - آنچه را که خواست از نیستی آفرید و آنچه را خواست پدید آورد به همان نحو که [[اراده]] فرمود از [[ثقلین]] [[جن]] و [[انس]]، تا بدینوسیله با [[ربوبیت]] او آشنا گردند، و [[فرمانبری]] او در میان آن ریشه دواند - تا آنجا که فرمود: - آنکس که از [[خدا]] و رسولش [[فرمانبری]] کند به [[پیروزی]] بزرگی دست می‌یابد و [[پاداش]] فراوانی دریافت خواهد کرد و آنکس که [[خدا]] و رسولش را [[نافرمانی]] کند زیان آشکاری خواهد دید، و [[شایسته]] [[کیفر]] [[سختی]] خواهد شد پس بهره برید از آنچه برشماست از شنیدن و [[فرمان]] بردن و [[نصیحت]] خالصانه، و [[یاوری]] خوب و [[شایسته]]<ref>{{متن حدیث|عَنْ أَبِي إِسْحَاقَ السَّبِيعِيِّ عَنِ الْحَارِثِ الْأَعْوَرِ قَالَ: خَطَبَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ{{ع}} خُطْبَةً بَعْدَ الْعَصْرِ فَعَجِبَ النَّاسُ مِنْ حُسْنِ صِفَتِهِ وَ مَا ذَكَرَهُ مِنْ تَعْظِيمِ اللَّهِ جَلَّ جَلَالُهُ قَالَ أَبُو إِسْحَاقَ فَقُلْتُ لِلْحَارِثِ: أَ وَ مَا حَفِظْتَهَا؟ قَالَ: قَدْ كَتَبْتُهَا فَأَمْلَاهَا عَلَيْنَا مِنْ كِتَابِهِ: الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِي لَا يَمُوتُ وَ لَا تَنْقَضِي عَجَائِبُهُ لِأَنَّهُ كُلَّ يَوْمٍ فِي شَأْنٍ مِنْ إِحْدَاثِ بَدِيعٍ لَمْ يَكُنِ الَّذِي لَمْ يَلِدْ فَيَكُونَ فِي الْعِزِّ مُشَارَكاً وَ لَمْ يُولَدْ فَيَكُونَ مَوْرُوثاً هَالِكاً... الَّذِي سُئِلَتِ الْأَنْبِيَاءُ عَنْهُ فَلَمْ تَصِفْهُ بِحَدٍّ وَ لَا بِبَعْضٍ بَلْ وَصَفَتْهُ بِفِعَالِهِ وَ دَلَّتْ عَلَيْهِ بِآيَاتِهِ لَا تَسْتَطِيعُ عُقُولُ الْمُتَفَكِّرِينَ جَحْدَهُ لِأَنَّ مَنْ كَانَتِ السَّمَاوَاتُ وَ الْأَرْضُ فِطْرَتَهُ وَ مَا فِيهِنَّ وَ مَا بَيْنَهُنَّ وَ هُوَ الصَّانِعُ لَهُنَّ فَلَا مَدْفَعَ لِقُدْرَتِهِ الَّذِي نَأَى مِنَ الْخَلْقِ فَلَا شَيْءَ كَمِثْلِهِ الَّذِي خَلَقَ خَلْقَهُ لِعِبَادَتِهِ وَ أَقْدَرَهُمْ عَلَى طَاعَتِهِ بِمَا جَعَلَ فِيهِمْ...ذَلَّ مَنْ تَجَبَّرَ غَيْرَهُ وَ صَغُرَ مَنْ تَكَبَّرَ دُونَهُ وَ تَوَاضَعَتِ الْأَشْيَاءُ لِعَظَمَتِهِ وَ انْقَادَتْ لِسُلْطَانِهِ وَ عِزَّتِهِ...ابْتَدَأَ مَا أَرَادَ ابْتِدَاءَهُ وَ أَنْشَأَ مَا أَرَادَ إِنْشَاءَهُ عَلَى مَا أَرَادَ مِنَ الثَّقَلَيْنِ الْجِنِّ وَ الْإِنْسِ لِيَعْرِفُوا بِذَلِكَ رُبُوبِيَّتَهُ وَ تَمَكَّنَ فِيهِمْ طَاعَتُهُ...مَنْ يُطِعِ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ فَقَدْ فازَ فَوْزاً عَظِيماً وَ نَالَ ثَوَاباً جَزِيلًا وَ مَنْ يَعْصِ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ فَقَدْ خَسِرَ خُسْراناً مُبِيناً وَ اسْتَحَقَّ عَذَاباً أَلِيماً فَأَنْجِعُوا بِمَا يَحِقُّ عَلَيْكُمْ مِنَ السَّمْعِ وَ الطَّاعَةِ وَ إِخْلَاصِ النَّصِيحَةِ وَ حُسْنِ الْمُؤَازَرَةِ...}}اصول کافی، ج۱، ص۱۴۱-۱۴۲.</ref>.
*۴. [[کلینی]] [[روایت]] می کند: [[ابواسحاق سبیعی]] از [[حارث]] أعور [[روایت]] می‌کند گفت: [[امیرالمؤمنین]]{{ع}} خطبه‌ای پس از عصر ایراد فرمود که [[مردم]] را به شگفتی درآورد [[حسن]] توصیف او، و آنچه درباره [[تعظیم]] [[خداوند]] بیان فرمود. [[ابواسحاق]] گفت: به [[حارث]] گفتم آیا [[خطبه]] را [[حفظ]] کردی؟ گفت: آن را نوشتم، پس آن را از کتابی که نوشته بود بر ما املاء کرد: [[ستایش]] از آنِ خداوندی که نمی‌میرد و شگفتی‌های او پایان نمی‌پذیرند زیرا در هر روزی شأنی از پدیدآوری بدیعی که نبوده است دارد. آنکه زاده‌ای ندارد تا در [[عزت]] شریکی داشته باشد، و نه خود زاده دیگری است تا فناپذیر باشد و کسی او را [[وارث]] باشد - تا آنجا که فرمود: - آنکه [[انبیاء]] را درباره او پرسیدند و آنان او را به جزء یا به حدّی توصیف نکردند، بلکه او را به کارهای او [[وصف]] کردند و به وسیله آیاتش بر او دلالت کردند، خِرَدِ اندیشه‌ورزان از [[انکار]] او [[ناتوان]] است؛ زیرا آنکه [[آسمان‌ها]] و [[زمین]] و آنچه در آنها و در میان آنهاست همه [[آفریده]] اوست و او سازنده آنهاست لذا کسی را یارای دفع [[قدرت]] او نیست، آنکه از آفریدگان آنچنان جداست که چیزی همانند او نیست خدایی که [[خلق]] را برای [[پرستش]] خویش آفرید و آنان را بر [[فرمانبری]] خویش توانا ساخت به وسیله آنچه در آنان قرار داد - تا آنجا که می فرماید: - هر آن کس جز او که قدرت‌نمایی کند [[ذلیل]] است، و هرآنکس جز او که بزرگی فروشد حقیر و ناچیز است، همه اشیاء در برابر عظمتش سرافکنده‌اند و در برابر [[سلطنت]] و عزتش سرسپرده‌اند - تا آنجا که فرمود: - آنچه را که خواست از نیستی آفرید و آنچه را خواست پدید آورد به همان نحو که [[اراده]] فرمود از [[ثقلین]] [[جن]] و [[انس]]، تا بدینوسیله با [[ربوبیت]] او آشنا گردند، و [[فرمانبری]] او در میان آن ریشه دواند - تا آنجا که فرمود: - آنکس که از [[خدا]] و رسولش [[فرمانبری]] کند به [[پیروزی]] بزرگی دست می‌یابد و [[پاداش]] فراوانی دریافت خواهد کرد و آنکس که [[خدا]] و رسولش را [[نافرمانی]] کند زیان آشکاری خواهد دید، و [[شایسته]] [[کیفر]] [[سختی]] خواهد شد پس بهره برید از آنچه برشماست از شنیدن و [[فرمان]] بردن و [[نصیحت]] خالصانه، و [[یاوری]] خوب و [[شایسته]]<ref>{{متن حدیث|عَنْ أَبِي إِسْحَاقَ السَّبِيعِيِّ عَنِ الْحَارِثِ الْأَعْوَرِ قَالَ: خَطَبَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ{{ع}} خُطْبَةً بَعْدَ الْعَصْرِ فَعَجِبَ النَّاسُ مِنْ حُسْنِ صِفَتِهِ وَ مَا ذَكَرَهُ مِنْ تَعْظِيمِ اللَّهِ جَلَّ جَلَالُهُ قَالَ أَبُو إِسْحَاقَ فَقُلْتُ لِلْحَارِثِ: أَ وَ مَا حَفِظْتَهَا؟ قَالَ: قَدْ كَتَبْتُهَا فَأَمْلَاهَا عَلَيْنَا مِنْ كِتَابِهِ: الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِي لَا يَمُوتُ وَ لَا تَنْقَضِي عَجَائِبُهُ لِأَنَّهُ كُلَّ يَوْمٍ فِي شَأْنٍ مِنْ إِحْدَاثِ بَدِيعٍ لَمْ يَكُنِ الَّذِي لَمْ يَلِدْ فَيَكُونَ فِي الْعِزِّ مُشَارَكاً وَ لَمْ يُولَدْ فَيَكُونَ مَوْرُوثاً هَالِكاً... الَّذِي سُئِلَتِ الْأَنْبِيَاءُ عَنْهُ فَلَمْ تَصِفْهُ بِحَدٍّ وَ لَا بِبَعْضٍ بَلْ وَصَفَتْهُ بِفِعَالِهِ وَ دَلَّتْ عَلَيْهِ بِآيَاتِهِ لَا تَسْتَطِيعُ عُقُولُ الْمُتَفَكِّرِينَ جَحْدَهُ لِأَنَّ مَنْ كَانَتِ السَّمَاوَاتُ وَ الْأَرْضُ فِطْرَتَهُ وَ مَا فِيهِنَّ وَ مَا بَيْنَهُنَّ وَ هُوَ الصَّانِعُ لَهُنَّ فَلَا مَدْفَعَ لِقُدْرَتِهِ الَّذِي نَأَى مِنَ الْخَلْقِ فَلَا شَيْءَ كَمِثْلِهِ الَّذِي خَلَقَ خَلْقَهُ لِعِبَادَتِهِ وَ أَقْدَرَهُمْ عَلَى طَاعَتِهِ بِمَا جَعَلَ فِيهِمْ...ذَلَّ مَنْ تَجَبَّرَ غَيْرَهُ وَ صَغُرَ مَنْ تَكَبَّرَ دُونَهُ وَ تَوَاضَعَتِ الْأَشْيَاءُ لِعَظَمَتِهِ وَ انْقَادَتْ لِسُلْطَانِهِ وَ عِزَّتِهِ...ابْتَدَأَ مَا أَرَادَ ابْتِدَاءَهُ وَ أَنْشَأَ مَا أَرَادَ إِنْشَاءَهُ عَلَى مَا أَرَادَ مِنَ الثَّقَلَيْنِ الْجِنِّ وَ الْإِنْسِ لِيَعْرِفُوا بِذَلِكَ رُبُوبِيَّتَهُ وَ تَمَكَّنَ فِيهِمْ طَاعَتُهُ...مَنْ يُطِعِ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ فَقَدْ فازَ فَوْزاً عَظِيماً وَ نَالَ ثَوَاباً جَزِيلًا وَ مَنْ يَعْصِ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ فَقَدْ خَسِرَ خُسْراناً مُبِيناً وَ اسْتَحَقَّ عَذَاباً أَلِيماً فَأَنْجِعُوا بِمَا يَحِقُّ عَلَيْكُمْ مِنَ السَّمْعِ وَ الطَّاعَةِ وَ إِخْلَاصِ النَّصِيحَةِ وَ حُسْنِ الْمُؤَازَرَةِ...}}اصول کافی، ج۱، ص۱۴۱-۱۴۲.</ref>.
*[[دلالت روایت]] بر [[وجوب]] [[طاعت]] [[خداوند]] و [[حرمت]] [[معصیت]] او روشن است؛ بهویژه آنجا که [[اطاعت]] [[فرمان خدا]] را به عنوان [[غایت]] و [[هدف]] [[جهان آفرینش]] معرفی کرده است: {{متن حدیث|لِيَعْرِفُوا بِذَلِكَ رُبُوبِيَّتَهُ وَ تَمَكَّنَ فِيهِمْ طَاعَتُهُ}}.
*[[دلالت روایت]] بر [[وجوب]] [[طاعت]] [[خداوند]] و [[حرمت]] [[معصیت]] او روشن است؛ بهویژه آنجا که [[اطاعت]] [[فرمان خدا]] را به عنوان [[غایت]] و [[هدف]] [[جهان آفرینش]] معرفی کرده است: {{متن حدیث|لِيَعْرِفُوا بِذَلِكَ رُبُوبِيَّتَهُ وَ تَمَكَّنَ فِيهِمْ طَاعَتُهُ}}.
*و نیز آنجا که [[اطاعت]] مطلق و بی قید [[خداوند]] را منشأ [[فوز عظیم]] و معصیتش را به طور مطلق موجب زیان [[آشکار]] و [[عقاب]] دردناک دانسته است.
*و نیز آنجا که [[اطاعت]] مطلق و بی قید [[خداوند]] را منشأ [[فوز عظیم]] و معصیتش را به طور مطلق موجب زیان [[آشکار]] و [[عقاب]] دردناک دانسته است.
خط ۵۱: خط ۵۱:
*۵. [[کلینی]] به سندش از [[امام صادق]]{{ع}} [[روایت]] می کند - که در ضمن روایتی فرمود -: پس آن کس که تقوای [[خدا]] را در آنچه امر فرموده پیشه کند، [[خدا]] را درحالی [[ملاقات]] خواهد کرد که به آنچه [[محمد]]{{صل}} آورده [[مؤمن]] است. هیهات هیهات، قومی از [[دنیا]] رفتند پیش از آنکه [[هدایت]] شوند و [[گمان]] بردند که مؤمن‌اند درحالی‌که [[مشرک]] بودند و خود نمی‌دانستند. کسی که [[خانه‌ها]] را از درب آنها وارد شود [[هدایت]] شده و آن کس به درب [[خانه]] روی نیاورد راه [[هلاکت]] را پیموده است. [[خداوند]] [[طاعت]] [[ولیّ]] امرش را به [[طاعت]] رسولش پیوند زده و [[طاعت]] رسولش را به [[طاعت]] خود پیوند زده، پس هرکس [[طاعت]] اولیای امر را رها کند، [[خدا]] و رسولش را [[اطاعت]] نکرده است و [[اقرار]] به آنچه از سوی [[خدا]] نازل شده نکرده است<ref>{{متن حدیث|فَمَنِ اتَّقَى اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ فِيمَا أَمَرَهُ لَقِيَ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ مُؤْمِناً بِمَا جَاءَ بِهِ مُحَمَّدٌ{{صل}} هَيْهَاتَ هَيْهَاتَ فَاتَ قَوْمٌ وَ مَاتُوا قَبْلَ أَنْ يَهْتَدُوا وَ ظَنُّوا أَنَّهُمْ آمَنُوا وَ أَشْرَكُوا مِنْ حَيْثُ لَا يَعْلَمُونَ. إِنَّهُ مَنْ أَتَى الْبُيُوتَ مِنْ أَبْوابِها اهْتَدَى وَ مَنْ أَخَذَ فِي غَيْرِهَا سَلَكَ طَرِيقَ الرَّدَى وَصَلَ اللَّهُ طَاعَةَ وَلِيِّ أَمْرِهِ بِطَاعَةِ رَسُولِهِ{{صل}} وَ طَاعَةَ رَسُولِهِ بِطَاعَتِهِ فَمَنْ تَرَكَ طَاعَةَ وُلَاةِ الْأَمْرِ لَمْ يُطِعِ اللَّهَ وَ لَا رَسُولَهُ وَ هُوَ الْإِقْرَارُ بِمَا نَزَلَ مِنْ عِنْدِ اللَّهِ}} الی آخر الحدیث؛ اصول کافی، ج۲، ص۴۷-۴۸.</ref>.
*۵. [[کلینی]] به سندش از [[امام صادق]]{{ع}} [[روایت]] می کند - که در ضمن روایتی فرمود -: پس آن کس که تقوای [[خدا]] را در آنچه امر فرموده پیشه کند، [[خدا]] را درحالی [[ملاقات]] خواهد کرد که به آنچه [[محمد]]{{صل}} آورده [[مؤمن]] است. هیهات هیهات، قومی از [[دنیا]] رفتند پیش از آنکه [[هدایت]] شوند و [[گمان]] بردند که مؤمن‌اند درحالی‌که [[مشرک]] بودند و خود نمی‌دانستند. کسی که [[خانه‌ها]] را از درب آنها وارد شود [[هدایت]] شده و آن کس به درب [[خانه]] روی نیاورد راه [[هلاکت]] را پیموده است. [[خداوند]] [[طاعت]] [[ولیّ]] امرش را به [[طاعت]] رسولش پیوند زده و [[طاعت]] رسولش را به [[طاعت]] خود پیوند زده، پس هرکس [[طاعت]] اولیای امر را رها کند، [[خدا]] و رسولش را [[اطاعت]] نکرده است و [[اقرار]] به آنچه از سوی [[خدا]] نازل شده نکرده است<ref>{{متن حدیث|فَمَنِ اتَّقَى اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ فِيمَا أَمَرَهُ لَقِيَ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ مُؤْمِناً بِمَا جَاءَ بِهِ مُحَمَّدٌ{{صل}} هَيْهَاتَ هَيْهَاتَ فَاتَ قَوْمٌ وَ مَاتُوا قَبْلَ أَنْ يَهْتَدُوا وَ ظَنُّوا أَنَّهُمْ آمَنُوا وَ أَشْرَكُوا مِنْ حَيْثُ لَا يَعْلَمُونَ. إِنَّهُ مَنْ أَتَى الْبُيُوتَ مِنْ أَبْوابِها اهْتَدَى وَ مَنْ أَخَذَ فِي غَيْرِهَا سَلَكَ طَرِيقَ الرَّدَى وَصَلَ اللَّهُ طَاعَةَ وَلِيِّ أَمْرِهِ بِطَاعَةِ رَسُولِهِ{{صل}} وَ طَاعَةَ رَسُولِهِ بِطَاعَتِهِ فَمَنْ تَرَكَ طَاعَةَ وُلَاةِ الْأَمْرِ لَمْ يُطِعِ اللَّهَ وَ لَا رَسُولَهُ وَ هُوَ الْإِقْرَارُ بِمَا نَزَلَ مِنْ عِنْدِ اللَّهِ}} الی آخر الحدیث؛ اصول کافی، ج۲، ص۴۷-۴۸.</ref>.
*این [[روایت]]، همانگونه که از بیان آن [[آشکار]] است، [[نصّ صریح]] بر [[حصر حاکمیت]] در ذات [[اقدس]] حق تعالی و [[وجوب اطاعت خدا]] و [[تسلیم]] در برابر [[فرمانروایی]] او و ممنوعیت [[تسلیم]] در برابر [[فرمان]] هر [[فرمانروایی]] جز او است، بلکه [[خضوع]] در برابر فرمانی به جز [[فرمان خدا]] را [[شرک]] دانسته است.
*این [[روایت]]، همانگونه که از بیان آن [[آشکار]] است، [[نصّ صریح]] بر [[حصر حاکمیت]] در ذات [[اقدس]] حق تعالی و [[وجوب اطاعت خدا]] و [[تسلیم]] در برابر [[فرمانروایی]] او و ممنوعیت [[تسلیم]] در برابر [[فرمان]] هر [[فرمانروایی]] جز او است، بلکه [[خضوع]] در برابر فرمانی به جز [[فرمان خدا]] را [[شرک]] دانسته است.
*۶. [[کلینی]] به سندش از [[امام صادق]]{{ع}} [[روایت]] می کند:درباره [[آیه]] {{متن قرآن|وَلَقَدْ أُوحِيَ إِلَيْكَ وَإِلَى الَّذِينَ مِنْ قَبْلِكَ لَئِنْ أَشْرَكْتَ لَيَحْبَطَنَّ عَمَلُكَ}}<ref>«خدا به تو و به پیشینیان تو وحی فرمود هرآینه چنانچه شرک بورزی عمل تو تباه خواهد شد» سوره زمر، آیه ۶۵.</ref> فرمود: یعنی: اگر در [[ولایت]] جز [[خدا]] را [[شریک]] کردی {{متن قرآن|بَلِ اللَّهَ فَاعْبُدْ وَكُنْ مِنَ الشَّاكِرِينَ}}<ref>«بلکه خدا را پرستش نما و از سپاسگزاران باش» سوره زمر، آیه ۶۶.</ref>؛ یعنی: بلکه [[خدا]] را [[پرستش]] نما به [[وسیله]] [[طاعت]] و از سپاسگزاران باش که تو را به [[وسیله]] [[برادر]] و پسرعمت [[یاری]] کردم<ref>{{متن حدیث|فِي قَوْلِهِ تَعَالَى: {{متن قرآن|وَلَقَدْ أُوحِيَ إِلَيْكَ وَإِلَى الَّذِينَ مِنْ قَبْلِكَ لَئِنْ أَشْرَكْتَ لَيَحْبَطَنَّ عَمَلُكَ}} قَالَ: يَعْنِي إِنْ أَشْرَكْتَ فِي الْوَلَايَةِ غَيْرَهُ {{متن قرآن|بَلِ اللَّهَ فَاعْبُدْ وَكُنْ مِنَ الشَّاكِرِينَ}} يَعْنِي بَلِ اللَّهَ فَاعْبُدْ بِالطَّاعَةِ وَ كُنْ مِنَ الشَّاكِرِينَ أَنْ عَضَدْتُكَ بِأَخِيكَ وَ ابْنِ عَمِّكَ}}اصول کافی، ج۱، ص۴۲۷.</ref>.
*۶. [[کلینی]] به سندش از [[امام صادق]]{{ع}} [[روایت]] می کند:درباره [[آیه]] {{متن قرآن|وَلَقَدْ أُوحِيَ إِلَيْكَ وَإِلَى الَّذِينَ مِنْ قَبْلِكَ لَئِنْ أَشْرَكْتَ لَيَحْبَطَنَّ عَمَلُكَ}}<ref>«خدا به تو و به پیشینیان تو وحی فرمود هرآینه چنانچه شرک بورزی عمل تو تباه خواهد شد» سوره زمر، آیه ۶۵.</ref> فرمود: یعنی: اگر در [[ولایت]] جز [[خدا]] را [[شریک]] کردی {{متن قرآن|بَلِ اللَّهَ فَاعْبُدْ وَكُنْ مِنَ الشَّاكِرِينَ}}<ref>«بلکه خدا را پرستش نما و از سپاسگزاران باش» سوره زمر، آیه ۶۶.</ref>؛ یعنی: بلکه [[خدا]] را [[پرستش]] نما به وسیله [[طاعت]] و از سپاسگزاران باش که تو را به وسیله [[برادر]] و پسرعمت [[یاری]] کردم<ref>{{متن حدیث|فِي قَوْلِهِ تَعَالَى: {{متن قرآن|وَلَقَدْ أُوحِيَ إِلَيْكَ وَإِلَى الَّذِينَ مِنْ قَبْلِكَ لَئِنْ أَشْرَكْتَ لَيَحْبَطَنَّ عَمَلُكَ}} قَالَ: يَعْنِي إِنْ أَشْرَكْتَ فِي الْوَلَايَةِ غَيْرَهُ {{متن قرآن|بَلِ اللَّهَ فَاعْبُدْ وَكُنْ مِنَ الشَّاكِرِينَ}} يَعْنِي بَلِ اللَّهَ فَاعْبُدْ بِالطَّاعَةِ وَ كُنْ مِنَ الشَّاكِرِينَ أَنْ عَضَدْتُكَ بِأَخِيكَ وَ ابْنِ عَمِّكَ}}اصول کافی، ج۱، ص۴۲۷.</ref>.
*این [[روایت]] نیز در [[حصر]] [[ولایت]] و [[طاعت]] در [[ذات اقدس خدای متعال]] صراحت دارد و مؤید مطلبی است که در گذشته در رابطه با معنای [[عبادت]] در کاربری های [[قرآنی]] گفتیم که [[عبادت]] به معنای [[اطاعت]] است و [[توحید]] [[عبادت]] تنها از طریق [[توحید]] در [[پذیرش]] [[فرمانروایی خداوند]] و [[نفی]] [[فرمانروایی]] غیر [[خدا]] تحقق پذیر است.
*این [[روایت]] نیز در [[حصر]] [[ولایت]] و [[طاعت]] در [[ذات اقدس خدای متعال]] صراحت دارد و مؤید مطلبی است که در گذشته در رابطه با معنای [[عبادت]] در کاربری های [[قرآنی]] گفتیم که [[عبادت]] به معنای [[اطاعت]] است و [[توحید]] [[عبادت]] تنها از طریق [[توحید]] در [[پذیرش]] [[فرمانروایی خداوند]] و [[نفی]] [[فرمانروایی]] غیر [[خدا]] تحقق پذیر است.
*۷. [[کلینی]] به [[سند صحیح]] از [[امام صادق]]{{ع}} [[روایت]] می کند: درباره فرموده [[خدای عزوجل]]: {{متن قرآن|وَمَا يُؤْمِنُ أَكْثَرُهُمْ بِاللَّهِ إِلَّا وَهُمْ مُشْرِكُونَ}}<ref>«بیشتر آنان ایمان نمی‌آورند مگر آنکه مشرکند» سوره یوسف، آیه ۱۰۶.</ref> فرمود: [[شرک]] در اینجا، [[شرک طاعت]] است نه [[شرک عبادت]]. و درباره فرموده [[خدا]] {{متن قرآن|وَمِنَ النَّاسِ مَنْ يَعْبُدُ اللَّهَ عَلَى حَرْفٍ}}<ref>«و از مردم کسانی هستند که خدا را بر روی لبه راه می‌پرستند» سوره حج، آیه ۱۱.</ref> فرمود: [[آیه]] درباره شخص معینی نازل می‌شود سپس بر [[پیروان]] او نیز [[صدق]] می‌کند. پس گفتم: آنکس که جز شما را به عنوان [[رهبر]] بپذیرد از کسانی است که [[خدا]] را بر روی لبه پرستیده است؟ فرمود: آری و گاه می‌شود به کلی از راه بیرون می‌رود<ref>{{متن حدیث|فِي قَوْلِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ: {{متن قرآن|وَمَا يُؤْمِنُ أَكْثَرُهُمْ بِاللَّهِ إِلَّا وَهُمْ مُشْرِكُونَ}}، قَالَ: شِرْكُ طَاعَةٍ وَ لَيْسَ شِرْكَ عِبَادَةٍ وَ عَنْ قَوْلِهِ عَزَّ وَ جَلَّ: {{متن قرآن|وَمِنَ النَّاسِ مَنْ يَعْبُدُ اللَّهَ عَلَى حَرْفٍ}} قَالَ: إِنَّ الْآيَةَ تَنْزِلُ فِي الرَّجُلِ ثُمَّ تَكُونُ فِي أَتْبَاعِهِ. ثُمَّ قُلْتُ: كُلُّ مَنْ نَصَبَ دُونَكُمْ شَيْئاً فَهُوَ مِمَّنْ {{متن قرآن|يَعْبُدُ اللَّهَ عَلَى حَرْفٍ}}؟ فَقَالَ: نَعَمْ وَ قَدْ يَكُونُ مَحْضاً}}؛ اصول کافی، ج۲، ص۳۹۷-۳۹۸.</ref>.
*۷. [[کلینی]] به [[سند صحیح]] از [[امام صادق]]{{ع}} [[روایت]] می کند: درباره فرموده [[خدای عزوجل]]: {{متن قرآن|وَمَا يُؤْمِنُ أَكْثَرُهُمْ بِاللَّهِ إِلَّا وَهُمْ مُشْرِكُونَ}}<ref>«بیشتر آنان ایمان نمی‌آورند مگر آنکه مشرکند» سوره یوسف، آیه ۱۰۶.</ref> فرمود: [[شرک]] در اینجا، [[شرک طاعت]] است نه [[شرک عبادت]]. و درباره فرموده [[خدا]] {{متن قرآن|وَمِنَ النَّاسِ مَنْ يَعْبُدُ اللَّهَ عَلَى حَرْفٍ}}<ref>«و از مردم کسانی هستند که خدا را بر روی لبه راه می‌پرستند» سوره حج، آیه ۱۱.</ref> فرمود: [[آیه]] درباره شخص معینی نازل می‌شود سپس بر [[پیروان]] او نیز [[صدق]] می‌کند. پس گفتم: آنکس که جز شما را به عنوان [[رهبر]] بپذیرد از کسانی است که [[خدا]] را بر روی لبه پرستیده است؟ فرمود: آری و گاه می‌شود به کلی از راه بیرون می‌رود<ref>{{متن حدیث|فِي قَوْلِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ: {{متن قرآن|وَمَا يُؤْمِنُ أَكْثَرُهُمْ بِاللَّهِ إِلَّا وَهُمْ مُشْرِكُونَ}}، قَالَ: شِرْكُ طَاعَةٍ وَ لَيْسَ شِرْكَ عِبَادَةٍ وَ عَنْ قَوْلِهِ عَزَّ وَ جَلَّ: {{متن قرآن|وَمِنَ النَّاسِ مَنْ يَعْبُدُ اللَّهَ عَلَى حَرْفٍ}} قَالَ: إِنَّ الْآيَةَ تَنْزِلُ فِي الرَّجُلِ ثُمَّ تَكُونُ فِي أَتْبَاعِهِ. ثُمَّ قُلْتُ: كُلُّ مَنْ نَصَبَ دُونَكُمْ شَيْئاً فَهُوَ مِمَّنْ {{متن قرآن|يَعْبُدُ اللَّهَ عَلَى حَرْفٍ}}؟ فَقَالَ: نَعَمْ وَ قَدْ يَكُونُ مَحْضاً}}؛ اصول کافی، ج۲، ص۳۹۷-۳۹۸.</ref>.
۲۲۴٬۹۹۹

ویرایش