←منابع
جز (جایگزینی متن - ']]{{متن قرآن' به ']]: {{متن قرآن') |
(←منابع) |
||
| خط ۲۷: | خط ۲۷: | ||
*[[نزول]] [[عذاب الهی]]: {{متن قرآن|وَلَقَدْ أَتَوْا عَلَى الْقَرْيَةِ الَّتِي أُمْطِرَتْ مَطَرَ السَّوْءِ أَفَلَمْ يَكُونُوا يَرَوْنَهَا بَلْ كَانُوا لَا يَرْجُونَ نُشُورًا}} <ref>«و بیگمان به شهری در آمدهاند که باران عذاب بر آن بارانده بودند پس آیا آن را نمیدیدند؟ بلکه به زنده شدنی (در رستخیز) امید نداشتند» سوره فرقان، آیه ۴۰</ref>؛ {{متن قرآن|قُلْ لِلَّذِينَ آمَنُوا يَغْفِرُوا لِلَّذِينَ لَا يَرْجُونَ أَيَّامَ اللَّهِ لِيَجْزِيَ قَوْمًا بِمَا كَانُوا يَكْسِبُونَ}} <ref>«به مؤمنان بگو، از کسانی که به «روزهای خداوند» امیدی ندارند درگذرند تا (خداوند، هر) قومی را برابر با کارهایی که میکردهاند کیفر دهد» سوره جاثیه، آیه ۱۴.</ref> است<ref>[[محمد هادی ذبیحزاده|ذبیحزاده، محمد هادی]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۴ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج۴، ص ۴۰۷.</ref>. | *[[نزول]] [[عذاب الهی]]: {{متن قرآن|وَلَقَدْ أَتَوْا عَلَى الْقَرْيَةِ الَّتِي أُمْطِرَتْ مَطَرَ السَّوْءِ أَفَلَمْ يَكُونُوا يَرَوْنَهَا بَلْ كَانُوا لَا يَرْجُونَ نُشُورًا}} <ref>«و بیگمان به شهری در آمدهاند که باران عذاب بر آن بارانده بودند پس آیا آن را نمیدیدند؟ بلکه به زنده شدنی (در رستخیز) امید نداشتند» سوره فرقان، آیه ۴۰</ref>؛ {{متن قرآن|قُلْ لِلَّذِينَ آمَنُوا يَغْفِرُوا لِلَّذِينَ لَا يَرْجُونَ أَيَّامَ اللَّهِ لِيَجْزِيَ قَوْمًا بِمَا كَانُوا يَكْسِبُونَ}} <ref>«به مؤمنان بگو، از کسانی که به «روزهای خداوند» امیدی ندارند درگذرند تا (خداوند، هر) قومی را برابر با کارهایی که میکردهاند کیفر دهد» سوره جاثیه، آیه ۱۴.</ref> است<ref>[[محمد هادی ذبیحزاده|ذبیحزاده، محمد هادی]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۴ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج۴، ص ۴۰۷.</ref>. | ||
==یأس در فرهنگنامه پیامبر در قرآن کریم ج۲== | |||
کلمه “یؤس” و “قنوط” هر دو به معنای [[قطع]] شدن [[امید]] است. [[یأس]] دو مفهوم دارد، یکی جنبه [[اخلاقی]] به این معنا که شخص از رَوح [[خدا]] نا [[امید]] شود. امیدی به [[رحمت الهی]] نداشته باشد که در [[حقیقت]] نوعی محدود کردن [[قدرت]] او است. و این معنا [[کفر]] به احاطه و سعه [[رحمت]] اوست، همچنان که در آنجا که گفتار [[یعقوب]]{{ع}} را حکایت میکند میفرماید: {{متن قرآن|إِنَّهُ لَا يَيْأَسُ مِنْ رَوْحِ اللَّهِ إِلَّا الْقَوْمُ الْكَافِرُونَ}}<ref>«و از رحمت خداوند نومید نگردید که جز گروه کافران (کسی) از رحمت خداوند نومید نمیگردد» سوره یوسف، آیه ۸۷.</ref> و در آنجا که [[کلام]] [[ابراهیم]]{{ع}} را حکایت میکند از قول او میفرماید: {{متن قرآن|وَمَنْ يَقْنَطُ مِنْ رَحْمَةِ رَبِّهِ إِلَّا الضَّالُّونَ}}<ref>«گفت: و جز گمراهان چه کسی از بخشایش پروردگار خویش ناامید میگردد؟» سوره حجر، آیه ۵۶.</ref> به این معنا که [[انسان]] [[مؤمن]]، از [[طلب]] خیر خسته نمیشود، هر چه را که برای زندگیاش [[نافع]] ببیند در طلبش برمیخیزد، و اگر شری به او برسد بیش از اندازه دچار [[نومیدی]] و یاس میگردد، چون میبیند اسبابی را که به آنها تکیه داشت همه از کار افتاده است. در اینجاست که [[دستور]] [[اخلاقی]] رسیده که از [[رحمت خدا]] [[مأیوس]] نمیشوند مگر مردمی که کافرند، و به این معنا [[ایمان]] ندارند که [[خداوند]] توانا است تا هر غمی را زایل و هر بلایی را رفع کند. | |||
اما [[یأس]] دیگر [[ناامیدی]] [[پیامبر]] از [[ایمان]] [[مشرکان]] است. در این مدخل قاعدتاً منظور [[یأس]] به جنبههای مختلف [[پیامبر]] باشد، مثل [[یأس]] [[پیامبر]] از [[ایمان]] [[کافران]] [[مشرک]] پیشه [[مکه]]، یا [[تعیین]] راه پس از [[پیامبر]] که تداوم آن راه، زمینه [[یأس]] [[کفار]] فراهم میشود. یا آنکه باید [[پیامبر]] [[امیدوار]] به [[ایمان]] این گروه نداشته باشد و خیلی خود را به زحمت نیاندازد. مثل این که در جایی دیگر میفرماید: {{متن قرآن|لَعَلَّكَ بَاخِعٌ نَفْسَكَ أَلَّا يَكُونُوا مُؤْمِنِينَ}}<ref>«مبادا خود را از اینکه (مشرکان) ایمان نمیآورند به هلاکت افکنی» سوره شعراء، آیه ۳.</ref>. | |||
#{{متن قرآن|...الْيَوْمَ يَئِسَ الَّذِينَ كَفَرُوا مِنْ دِينِكُمْ فَلَا تَخْشَوْهُمْ وَاخْشَوْنِ الْيَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دِينَكُمْ وَأَتْمَمْتُ عَلَيْكُمْ نِعْمَتِي وَرَضِيتُ لَكُمُ الْإِسْلَامَ دِينًا فَمَنِ اضْطُرَّ فِي مَخْمَصَةٍ غَيْرَ مُتَجَانِفٍ لِإِثْمٍ فَإِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَحِيمٌ}}<ref>«...امروز کافران از دین شما نومید شدند پس، از ایشان مهراسید و از من بهراسید! امروز دینتان را کامل و نعمتم را بر شما تمام کردم و اسلام را (به عنوان) آیین شما پسندیدم پس، هر که در قحطی و گرسنگی ناگزیر (از خوردن گوشت حرام) شود بیآنکه گراینده به گناه باشد بیگمان خداوند آمرزندهای بخشاینده است» سوره مائده، آیه ۳.</ref>. | |||
#{{متن قرآن|وَلَئِنْ أَذَقْنَا الْإِنْسَانَ مِنَّا رَحْمَةً ثُمَّ نَزَعْنَاهَا مِنْهُ إِنَّهُ لَيَئُوسٌ كَفُورٌ}}<ref>«و اگر به انسان بخشایشی از خویش بچشانیم سپس آن را از وی باز گیریم بیگمان نومید و ناسپاس خواهد شد» سوره هود، آیه ۹.</ref>. '''نکته''': {{متن قرآن|وَلَئِنْ أَذَقْنَا الْإِنْسَانَ مِنَّا رَحْمَةً ثُمَّ نَزَعْنَاهَا مِنْهُ إِنَّهُ لَيَئُوسٌ كَفُورٌ}} در [[مجمع البیان]] میگوید: کلمه “ذوق” - که فعل {{متن قرآن|أَذَقْنَا}} از آن گرفته شده - به معنای آن است که چیزی را برای اینکه بفهمی چه طعمی دارد در دهان بگذاری. و اگر [[خدای سبحان]] در این [[آیه]] [[حلال]] کردن لذات را برای [[انسانها]] اذاقه و چشاندن خوانده برای این است که بفهماند لذات [[دنیا]] مانند طعم غذاها ناپایدار است و به سرعت از بین میرود، نظیر تعبیرهای زیر که درباره لذات [[دنیا]] کردهاند، یکی گفته: “ظلی است زائل” یعنی سایهای است زودگذر، دیگری گفته: رؤیاهای شیرینی است که پس از [[بیداری]] اثری از آن نمییابی. و کلمه “نزع” که فعل “نزعنا” از آن گرفته شده به معنای کندن چیزی از جایی است - که در آن استقرار یافته - و کلمه “یؤس” بر وزن فعول، صیغه [[مبالغه]] از ماده “یاس: نومیدی” است، و [[یأس]] عبارت از حالتی است که [[یقین]] کنی آن چیزی که [[امید]] و انتظارش را داری تحقق نخواهد یافت، و نقیض این حالت را “رجاء: امید” گویند<ref>مجمع البیان، ج۵، ص۱۴۵.</ref>. و در این [[آیه]] [[رحمت]] به جای [[نعمت]] به کار رفته، با اینکه [[نعمت]] چشیدنی است نه [[رحمت]]، و جا داشت بفرماید: {{عربی|وَلَئِنْ أَذَقْنَا الْإِنْسَانَ مِنَّا نَعْمَةً}}، و اگر اینطور نفرمود، برای این است که اشاره کند به اینکه هر نعمتی که [[خدای تعالی]] به [[انسان]] میدهد مصداقی از [[رحمت خدا]] است، زیرا حاجتی از [[انسان]] را برطرف میسازد، در حالی که خود [[انسان]] [[استحقاق]] آن را ندارد و طلبکار از [[خدای تعالی]] نیست. و معنای [[آیه]] این است: اگر ما به [[انسان]] چیزی از نعمتهایی که [[انسان]]، متنعم به آن است بدهیم و سپس از او نزع کنیم و بگیریم، دچار [[یأس]] شده به شدت [[نومید]] میگردد، تا این حد که گویی بازگشت [[مجدد]] آن [[نعمت]] را غیر ممکن میداند، آن گاه به [[کفران نعمت]] ما میپردازد، تو گویی خود را طلبکار ما در آن [[نعمت]] میدانسته و آن را [[حق]] ثابت خود میپنداشته که ما محکوم به دادن آن هستیم، و گویا اصلاً ما را مالک آن [[نعمت]] نمیدانسته، پس [[انسان]] طبعاً بهگونهای است که هنگامی چیزی از او گرفته میشود [[مأیوس]] میگردد و [[کفران]] میورزد [[آفریده]] شده است. نکته دیگری که در این [[آیه]] هست این است که با اینکه موضوع مورد بحث، [[کفار]] بودند، از [[سرشت انسان]] [[سخن]] رانده، برای اینکه بفهماند صفتی که ما برای [[انسان]] ذکر کردیم خاص [[کفار]] نیست، بلکه صفت نوع [[بشر]] است<ref>ترجمه تفسیر المیزان، ج۱۰، ص۲۳۳.</ref>. | |||
#{{متن قرآن|وَإِذَا أَنْعَمْنَا عَلَى الْإِنْسَانِ أَعْرَضَ وَنَأَى بِجَانِبِهِ وَإِذَا مَسَّهُ الشَّرُّ كَانَ يَئُوسًا}}<ref>«و چون به آدمی نعمت دهیم روی برمیتابد و با تکبّر کناره میجوید و چون بدی بدو رسد ناامید میگردد» سوره اسراء، آیه ۸۳.</ref>. '''نکته''': [[خداوند]] به یکی از ریشهدارترین [[بیماریهای اخلاقی]] - انسانهای [[تربیت]] نایافته - اشاره کرده، میگوید: و هنگامی که به این [[انسان]] [[نعمت]] میبخشیم {{متن قرآن|وَإِذَا أَنْعَمْنَا عَلَى الْإِنْسَانِ}} -[[غرور]] و [[استکبار]] به او دست میدهد - به [[پروردگار]] خود پشت میکند و با حالت [[تکبر]]، دور میشود {{متن قرآن|أَعْرَضَ وَنَأَى بِجَانِبِهِ}} اما هنگامی که [[نعمت]] را از او [[سلب]] کنیم، و حتی مختصر [[ناراحتی]] به او برسد [[یأس]] و [[نومیدی]] سر تا پای او را فرا میگیرد {{متن قرآن|وَإِذَا مَسَّهُ الشَّرُّ كَانَ يَئُوسًا}} [[علامه طباطبایی]] مینویسد: {{متن قرآن|وَإِذَا مَسَّهُ الشَّرُّ كَانَ يَئُوسًا}} معنایش این است که وقتی اندکی با [[شر]] و [[مصیبت]] برخورد کند آن وقت [[مأیوس]] و نامید از خیر و [[نعمت]] میشود، در اینجا [[شر]] را به [[خدای تعالی]] نسبت نمیدهد آنطور که نازل کردن [[نعمت]] را به او نسبت میداد، برای اینکه بفهماند [[خدا]] منزه از آن است که شری را به او نسبت دهند. و نیز برای اینکه وجود [[شر]] امری نسبی است نه امر نفسی، یعنی هر شری که در عالم [[تصور]] کنیم از قبیل [[مرگ]] و [[فقر]] و [[نقص]] ثمرات و امثال آن نسبت به مورد خودش [[شر]] است، و اما نسبت به غیر موردش مخصوصاً نسبت به [[نظام]] جمعی و عمومی که در عالم جریان دارد خیر است، آن هم خیری که هیچ چیز جای آن را نمیگیرد. پس هر چه خیر است معنای خیر بودنش این است که [[خداوند]] عنایتی به عین موردش داشته، و آن مورد منظور بالذات بوده، و هر چه [[شر]] است [[شر]] بودنش این است که [[خداوند]] [[خیر]] غیر موردش را خواسته و [[عنایت الهی]] اولاً و بالذات متوجه غیر مورد شده، و قهراً نسبت به مورد باعث نقصان و یا [[مرگ]] و امثال آن شده است<ref>ترجمه تفسیر المیزان، ج۱۳، ص۲۵۶.</ref>. | |||
#{{متن قرآن|وَالَّذِينَ كَفَرُوا بِآيَاتِ اللَّهِ وَلِقَائِهِ أُولَئِكَ يَئِسُوا مِنْ رَحْمَتِي وَأُولَئِكَ لَهُمْ عَذَابٌ أَلِيمٌ}}<ref>«و کسانی که به آیات خداوند و لقای او کفر ورزیدهاند از بخشایش من ناامیدند و آنان را عذابی دردناک خواهد بود» سوره عنکبوت، آیه ۲۳.</ref>. | |||
#{{متن قرآن|لَا يَسْأَمُ الْإِنْسَانُ مِنْ دُعَاءِ الْخَيْرِ وَإِنْ مَسَّهُ الشَّرُّ فَيَئُوسٌ قَنُوطٌ}}<ref>«آدمی هرگز از خواستن نیکی خسته نمیگردد اما چون گزندی بدو رسد نومید و بیانگیزه میشود» سوره فصلت، آیه ۴۹.</ref>. | |||
#{{متن قرآن|يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لَا تَتَوَلَّوْا قَوْمًا غَضِبَ اللَّهُ عَلَيْهِمْ قَدْ يَئِسُوا مِنَ الْآخِرَةِ كَمَا يَئِسَ الْكُفَّارُ مِنْ أَصْحَابِ الْقُبُورِ}}<ref>«ای مؤمنان! گروهی را که خداوند بر آنان خشم گرفته است دوست مگیرید که آنان همان گونه از جهان واپسین ناامیدند که کافران از (بازگشت) در گور خفتگان» سوره ممتحنه، آیه ۱۳.</ref>. | |||
'''نتیجه''': در [[آیات]] فوق این موضوعات مطرح گردیده است. | |||
# [[خداوند]] میفرماید: {{متن قرآن|الْيَوْمَ}} - امروز - با [[تعیین]] راه پس از [[پیامبر]] و تداوم آن راه، زمینه [[یأس]] [[کفار]] فراهم شد و منظور از {{متن قرآن|الْيَوْمَ}} - امروز - که در [[آیه]] ۳ [[سوره مائده]] دوبار تکرار شده {{متن قرآن|...الْيَوْمَ يَئِسَ الَّذِينَ كَفَرُوا مِنْ دِينِكُمْ … الْيَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دِينَكُمْ}} آنگونه که [[مفسران شیعه]] آن را در کتب خود آوردهاند و [[روایات]] متعددی از طرق معروف [[اهل تسنن]] و [[شیعه]] آن را [[تأیید]] میکند و با محتویات [[آیه]] کاملاً سازگار است این که: منظور [[روز غدیر]] [[خم]] است، روزی که [[پیامبر]]{{صل}} [[امیر مؤمنان علی]]{{ع}} را رسماً برای [[جانشینی]] خود [[تعیین]] کرد، آن روز بود که [[آیین اسلام]] به [[تکامل]] نهایی خود رسید و [[کفار]] در میان امواج [[یأس]] فرو رفتند، زیرا [[انتظار]] داشتند که [[آیین اسلام]] [[قائم]] به شخص باشد، و با از میان رفتن [[پیامبر]] اوضاع به حال سابق برگردد، و [[اسلام]] تدریجاً برچیده شود، اما هنگامی که [[مشاهده]] کردند مردی که از نظر [[علم]] و [[تقوا]] و [[قدرت]] و [[عدالت]] بعد از [[پیامبر]] در میان [[مسلمانان]] بینظیر بود به عنوان [[جانشینی پیامبر]] [[انتخاب]] و از [[مردم]] برای او [[بیعت]] گرفته شد، [[یأس]] و [[نومیدی]] نسبت به [[آینده]] [[اسلام]] آنها را فرا گرفت و فهمیدند که آیینی است ریشهدار و پایدار؛ | |||
# [[خداوند]] میفرماید برخی انسانها کمظرفیتاند. و در اثر از دست دادن برخی نعمتهای خداوندی [[ناسپاس]] و نامید میشوند {{متن قرآن|وَلَئِنْ أَذَقْنَا الْإِنْسَانَ مِنَّا رَحْمَةً ثُمَّ نَزَعْنَاهَا مِنْهُ إِنَّهُ لَيَئُوسٌ كَفُورٌ}}؛ | |||
#{{متن قرآن|وَالَّذِينَ كَفَرُوا بِآيَاتِ اللَّهِ وَلِقَائِهِ أُولَئِكَ يَئِسُوا مِنْ رَحْمَتِي وَأُولَئِكَ لَهُمْ عَذَابٌ أَلِيمٌ}} خطاب در این جمله متوجه [[رسول خدا]]{{صل}} است، و جزء آن مطالبی نیست که [[رسول خدا]]{{صل}} [[مأمور]] بود تا به [[مشرکین]] بگوید، بلکه منظور این است که: به خود [[پیامبر]] بگوید که [[حق]] را در باره آنهایی که [[شقی]] هستند، و [[روز قیامت]] دچار [[عذاب]] دردناک میشوند. و منظور تقویت [[پیامبر]]، و اشاره به این [[حقیقت]] میباشد، که همه [[مردم]] قابلیت و صلاحیت [[ایمان آوردن]] ندارند؛ | |||
# [[انسان]] هرگز از تقاضای [[نیکی]] و [[نعمت]] خسته نمیشود {{متن قرآن|لَا يَسْأَمُ الْإِنْسَانُ مِنْ دُعَاءِ الْخَيْرِ}} هرگز تنور [[حرص]] او از گرمی نمیافتد، هر چه بیشتر پیدا میکند باز بیشتر میخواهد، و هر چه به او بدهند باز [[سیر]] نمیشود. اما اگر [[دنیا]] به او پشت کند، نعمتهای او زائل گردد، و [[شر]] و [[بدی]] به او رسد بسیار [[مأیوس]] و [[نومید]] میشود {{متن قرآن|وَإِنْ مَسَّهُ الشَّرُّ فَيَئُوسٌ قَنُوطٌ}}؛ | |||
# [[خداوند]] میفرماید: با کسانی که مورد [[خشم]] الهیاند [[دوستی]] نکنید {{متن قرآن|يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لَا تَتَوَلَّوْا قَوْمًا غَضِبَ اللَّهُ عَلَيْهِمْ}} شما نباید آنها را به [[دوستی]] برگزینید و [[اسرار]] خود را در [[اختیار]] آنها بگذارید. که مورد [[خشم]] قرار میگیرید و با افرادی که از [[آخرت]] نا امیدند [[دوستی]] نکنید که به شما ضربه میزنند آنان از - [[نجات]] - در [[آخرت]] مأیوسند همانگونه که [[کافران]] مدفون در قبرها [[مأیوس]] میباشند {{متن قرآن|قَدْ يَئِسُوا مِنَ الْآخِرَةِ كَمَا يَئِسَ الْكُفَّارُ مِنْ أَصْحَابِ الْقُبُورِ}} زیرا [[مردگان]] [[کفار]] در [[جهان برزخ]] نتائج کار خود را میبینند و راه بازگشت برای جبران ندارند لذا به کلی مأیوسند، این گروه از زندگان نیز به قدری [[آلوده]] گناهند که هرگز امیدی به [[نجات]] خویش ندارند، درست همانند [[مردگان]] از [[کفار]]<ref>[[محمد جعفر سعیدیانفر|سعیدیانفر]] و [[سید محمد علی ایازی|ایازی]]، [[فرهنگنامه پیامبر در قرآن کریم ج۲ (کتاب)|فرهنگنامه پیامبر در قرآن کریم]]، ج۲، ص ۹۷۸.</ref>. | |||
==منابع== | ==منابع== | ||
# [[پرونده:000052.jpg|22px]] [[سید محمود دشتی|دشتی، سید محمود]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]''' | |||
# [[پرونده:55210091.jpg|22px]] [[محمد جعفر سعیدیانفر|سعیدیانفر]] و [[سید محمد علی ایازی|ایازی]]، [[فرهنگنامه پیامبر در قرآن کریم ج۲ (کتاب)|'''فرهنگنامه پیامبر در قرآن کریم''']] | |||
==پانویس== | ==پانویس== | ||