|
|
| خط ۵۸: |
خط ۵۸: |
| افزون بر آن، [[خداوند متعال]] در آیهای دیگر به صراحت بر این آموزه تأکید کرده است: {{متن قرآن|اللَّهُ يَصْطَفِي مِنَ الْمَلَائِكَةِ رُسُلًا وَمِنَ النَّاسِ إِنَّ اللَّهَ سَمِيعٌ بَصِيرٌ}}<ref>«خداوند از فرشتگان و از مردم فرستادگانی برمیگزیند؛ به راستی خداوند شنوایی بیناست» سوره حج، آیه ۷۵.</ref>. | | افزون بر آن، [[خداوند متعال]] در آیهای دیگر به صراحت بر این آموزه تأکید کرده است: {{متن قرآن|اللَّهُ يَصْطَفِي مِنَ الْمَلَائِكَةِ رُسُلًا وَمِنَ النَّاسِ إِنَّ اللَّهَ سَمِيعٌ بَصِيرٌ}}<ref>«خداوند از فرشتگان و از مردم فرستادگانی برمیگزیند؛ به راستی خداوند شنوایی بیناست» سوره حج، آیه ۷۵.</ref>. |
| با توجه به آنچه [[گذشت]]، روشن میشود که [[هادی]]، آنگاه که بر [[پیامبر]] اطلاق میشود، کسی است که از سوی [[خداوند]] به [[هدایت مردم]] [[مأمور]] است؛ [[مأموریت]] او بر [[انذار]] و [[تبشیر]] مشتمل است؛ ضمن آنکه وی برخوردار از [[علم]] و [[عصمت الهی]]، و [[منصوص]] از جانب [[خداوند]] است<ref>[[محمد حسین فاریاب|فاریاب، محمد حسین]]، [[معنا و چیستی امامت در قرآن سنت و آثار متکلمان (کتاب)|معنا و چیستی امامت در قرآن سنت و آثار متکلمان]]، ص ۲۴۹.</ref> | | با توجه به آنچه [[گذشت]]، روشن میشود که [[هادی]]، آنگاه که بر [[پیامبر]] اطلاق میشود، کسی است که از سوی [[خداوند]] به [[هدایت مردم]] [[مأمور]] است؛ [[مأموریت]] او بر [[انذار]] و [[تبشیر]] مشتمل است؛ ضمن آنکه وی برخوردار از [[علم]] و [[عصمت الهی]]، و [[منصوص]] از جانب [[خداوند]] است<ref>[[محمد حسین فاریاب|فاریاب، محمد حسین]]، [[معنا و چیستی امامت در قرآن سنت و آثار متکلمان (کتاب)|معنا و چیستی امامت در قرآن سنت و آثار متکلمان]]، ص ۲۴۹.</ref> |
|
| |
| ==رابطه میان [[هدایت]] و [[امامت در قرآن کریم]]==
| |
| روشن شد که [[پیامبران الهی]]، [[هادیان]] انسانهایند. اینک بایسته است که به این [[پرسش]] پاسخ داده شود که آیا میتوان چنین [[وصف]] قرآنیای را برای [[امامان]] نیز به کار برد و آنها را نیز [[هادی]] با مؤلفههای [[قرآنی]] آن نامید؟ با نگاهی به [[ضرورت بعثت پیامبران]]، میتوان گفت: [[هدایت تشریعی]] [[پیامبران الهی]] مقارن با آغاز [[آفرینش انسان]] بوده است و چنین [[هدایتی]] باید تا آن هنگام که [[بشر]] وجود دارد، ادامه داشته باشد؛ چرا که [[خداوند متعال]] [[انسان]] را برای [[رسیدن به کمال]] و [[سعادت دنیوی]] و [[اخروی]] [[آفریده]] است و با توجه به ناکافی بودن ابزار [[معرفتی]] [[انسان]]، یعنی [[حس]] و [[عقل]]، برای [[شناخت]] [[راه کمال]] و [[سعادت]]، [[لزوم]] وجود مسیر دیگری برای [[شناخت کامل]] طریق کمال و [[سعادت]]، [[ثابت]] میشود. این [[راه]]، [[وحی]] نامیده میشود و [[پیامبران]] آوردندگان معرفتهای [[وحیانی]] برای بشرند<ref>ابوالصلاح حلبی، تقریب المعارف، ص۱۴۶-۱۴۸؛ محمد بن حسن شیخ طوسی، الاقتصاد، ص۱۵۲-۱۵۳؛ میثم بن علی بن میثم بحرانی، قواعد المرام فی علم الکلام، ص۱۲۳-۱۲۴؛ امام خمینی، شرح چهل حدیث، ص۲۰۰؛ سید محمد حسین طباطبایی، شیعه در اسلام، ص۱۱۹-۱۲۰؛ مرتضی مطهری، مجموعه آثار، ج۲، ص۱۵۵؛ محمد تقی مصباح یزدی، آموزش عقاید، درس بیست و دوم، ج۲، ص۹-۱۰؛ جعفر سبحانی، منشور عقاید امامیه، ص۹۷-۹۸.</ref>. از آنجا که تمام [[انسانها]] برای [[هدف]] یاد شده [[آفریده]] شدهاند و نقصان ابزار [[معرفتی]] آنها، امری عمومی است، بنابراین آنها تا [[قیامت]] به هادیانی نیاز دارند که ایشان را با [[راه]] [[رسیدن به کمال]] و [[سعادت]] آشنا سازند. [[قرآن کریم]] با تأکید بر چنین آموزهای، میفرماید: {{متن قرآن|إِنَّمَا أَنْتَ مُنْذِرٌ وَلِكُلِّ قَوْمٍ هَادٍ}}<ref>«تو، تنها بیمدهندهای و هر گروهی رهنمونی دارد» سوره رعد، آیه ۷.</ref>.
| |
|
| |
| همچنین در آیهای دیگر، از لوازم [[هادی]] بودن [[پیامبر]]، یعنی [[بشیر]] و نذیر بودن، [[سخن]] به میان میآورد و میفرماید: {{متن قرآن|إِنَّا أَرْسَلْنَاكَ بِالْحَقِّ بَشِيرًا وَنَذِيرًا وَإِنْ مِنْ أُمَّةٍ إِلَّا خَلَا فِيهَا نَذِيرٌ}}<ref>«ما تو را به حق، نویدبخش و بیمدهنده فرستادهایم و هیچ امتی نیست مگر میان آنان بیمدهندهای بوده است» سوره فاطر، آیه ۲۴.</ref>.
| |
| در آیهای دیگر پرده از سرّ این ماجرا برمیدارد: {{متن قرآن|رُسُلًا مُبَشِّرِينَ وَمُنْذِرِينَ لِئَلَّا يَكُونَ لِلنَّاسِ عَلَى اللَّهِ حُجَّةٌ بَعْدَ الرُّسُلِ وَكَانَ اللَّهُ عَزِيزًا حَكِيمًا}}<ref>«پیامبرانی نویدبخش و هشدار دهنده تا پس از این پیامبران برای مردم بر خداوند حجتی نباشد و خداوند پیروزمندی فرزانه است» سوره نساء، آیه ۱۶۵.</ref>.
| |
| در [[حقیقت]]، با وجود پیامبرانی که به [[درستی]] پیامهای را [[خداوند]] را به [[مردم]] میرسانند، [[حجت]] بر [[انسانها]] تمام میشود؛ از اینرو، لازم است که میان هر امّتی، [[هدایتگری]] وجود داشته باشد.
| |
|
| |
| از سوی دیگر، [[ختم نبوت]] آموزهای است که تمام [[مسلمانان]] آن را پذیرفتهاند<ref>از باب نمونه، ر.ک: طبری، محمد بن جریر، جامع البیان فی تفسیر القرآن، ج۲۲، ص۱۳؛ محمد بن حسن طوسی، التبیان فی تفسیر القرآن، ج۸، ص۳۴۶؛ فضل بن حسن طبرسی، مجمع البیان فی تفسیر القرآن، ج۸، ص۵۶۷؛ محمد بن عمر فخر رازی، مفاتیح الغیب، ج۲۵، ص۱۷۱؛ ابو الفتوح رازی، روض الجنان و روح الجنان، ج۱۵، ص۴۳۱؛ رشید الدین میبدی، کشف الاسرار، ج۸، ص۶۲؛ محمود زمخشری، الکشاف عن حقائق غوامض التنزیل، ج۳، ص۵۴۴؛ دمشقی، اسماعیل بن عمرو بن کثیر، تفسیر القرآن العظیم، ج۶، ص۳۸۱؛ عبدالله بن عمر بیضاوی، انوار التنزیل و اسرار التأویل، ج۴، ص۲۳۳؛ سید بن قطب شاذلی، فی ظلال القرآن، ج۵، ص۲۸۷۰؛ ملامحسن فیض کاشانی، تفسیر الصافی، ج۴، ص۱۹۳؛ محمد بن علی شریفی لاهیجی، تفسیر شریف لاهیجی، ج۳، ص۶۴۱؛ امام خمینی، آداب الصلاة، ص۲۹۰-۲۹۱؛ ناصر مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، ج۱۷، ص۳۳۷.</ref> و [[قرآن کریم]] نیز این [[حقیقت]] را به صراحت اعلام کرده است: {{متن قرآن|مَا كَانَ مُحَمَّدٌ أَبَا أَحَدٍ مِنْ رِجَالِكُمْ وَلَكِنْ رَسُولَ اللَّهِ وَخَاتَمَ النَّبِيِّينَ وَكَانَ اللَّهُ بِكُلِّ شَيْءٍ عَلِيمًا}}<ref>«محمّد، پدر هیچ یک از مردان شما نیست اما فرستاده خداوند و واپسین پیامبران است و خداوند به هر چیزی داناست» سوره احزاب، آیه ۴۰.</ref>.
| |
|
| |
| از آنچه گفته شد، سه نتیجه حاصل میشود:
| |
| # [[انسانها]] تا [[قیامت]] به [[هادی]] نیاز دارند؛
| |
| #هر قومی هدایتکنندهای دارد؛
| |
| #سلسه نوبت به پایان رسیده است و دیگر [[پیامبر]] و شریعتی نخواهد آمد.
| |
|
| |
| اکنون این [[پرسش]] مطرح میشود که پس از ختم [[سلسله]] [[نبوت]]، [[هادیان]] [[انسانها]] چه کسانیاند؟ در پاسخ به این [[پرسش]]، با نتیجهای که از سه گزاره یادشده میتواند گرفت، باید گفت که اگرچه [[سلسله]] [[نبوت]] به پایان رسیده است، [[نهضت]] [[هادیان]]، با همان ویژگیهای یادشده، همچنان ادامه دارد. تنها مقامی که [[پیامبران]] از آن برخوردارند، ولی هادیانِ پس از [[ختم نبوت]] از آن بیبهرهاند، همان [[شأن]] [[نبوت]]، یعنی برخورداری از [[وحی تشریعی]] است<ref>گفتنی است، سخن در ماهیت وحی و تفاوت آن با الهام و دیگر گونههای سخن گفتن خدا با بشر، فراوان است، اما آنچه در این مجال مهم است، توجه به این نکته است که وحی تشریعی از اختصاصات پیامبران بوده و پس از آنها، احدی از مردم از آن برخوردار نبوده است. شیخ مفید این مسئله را اجماعی میان مسلمانان دانسته است: {{عربی|وعندنا أن الله تعالى يسمع الحجج بعد نبيه{{صل}} كلاما يلقيه إليهم في علم ما يكون، لكنه لا يطلق عليه اسم الوحي لما قدمناه من إجماع المسلمين على أنه لا وحي [إلى أحد] بعد نبينا{{صل}}، وأنه لا يقال في شئ مما ذكرناه أنه وحى إلى أحد}}. محمد بن محمد بن نعمان (شیخ مفید)، تصحیح الاعتقاد، ص۱۲۱-۱۲۲.</ref>.
| |
|
| |
| اینکه تأکید کردیم [[هادیان]] پس از ختم [[سلسله]] [[نبوت]]، لازم است تمام [[ویژگیهای پیامبران]] جز [[دریافت وحی]] را داشته باشند، به این [[دلیل]] است که اساساً وجود همان ویژگیهاست که موجب تمام شدن [[حجّت]] بر [[مردم]] میشود.
| |
| ممکن است کسی بگوید، اینکه پس از [[ختم نبوت]]، لازم است هادیانی میان [[امت]] وجود داشته باشند، [[سخن]] [[درستی]] است، اما به چه [[دلیل]] تنها و تنها برخورداری از [[وحی تشریعی]] را فارق میان او و [[پیامبر]] قرار دادهاید؟ به دیگر بیان، چه مانعی دارد که، پس از [[ختم نبوت]]، [[مردم]] [[هادیان]] را [[انتخاب]] کنند؛ یا آنکه [[هادیان]] فاقد [[وصف]] [[عصمت]] باشند و با وجود این، به [[هدایت]] [[امت]] نیز مشغول باشند؟
| |
| پاسخ این سخن از آنچه تا کنون بیان شد، روشن میشود؛ بدین بیان که [[هادی]] در [[اصلاح]] [[قرآنی]]، خود دارای ویژگیهای مخصوصی است که [[علم]]، [[عصمت الهی]] و [[برگزیده شدن]] از جانب [[خداوند]]، از جمله آنهاست. در [[عصر حضور]] [[پیامبران]]، این اصطلاح، با مؤلفههای [[قرآنی]] آن، بر [[پیامبران]] اطلاقپذیر است. اگر چه ممکن است در همان دوران نیز برخی علمای [[امت]] با رهیافت از [[تعالیم]] [[پیامبران]] به [[هدایت]] [[انسانها]] پرداخته باشند و به حسب معنای لغوی بتوان آنها را [[هادی]] نامید. از آنجا ایشان فاقد مؤلفههای [[قرآنی]] هستند، نمیتوان آنها را [[هادی]] به معنای [[قرآنی]] آن، نامید. پس از ختم [[سلسله]] [[نبوت]] نیز [[هادیان]] بسیاری، به حسب معنای لغوی، وجود داشتهاند که برخی از [[صحابه]] [[جلیل]] القدر [[پیامبر اکرم]]{{صل}}، از جمله آنهایند. اصولاً بر اساس معنای لغوی، تمام معلمان بشری و حتی والدینِ [[فرزندان]]، آنگاه که در [[مقام]] [[راهنمایی]] هستند، به نوعی هادیاند؛ با وجود این، نمیتوان آنها را [[هادی]] به معنای [[قرآنی]] آن نامید. وجود اینان موجب [[تمام شدن حجت]] بر [[مردم]] نمیشود؛ بلکه وجود هادیانی که دارای [[ویژگیهای پیامبران]] باشند، [[حجت]] را بر [[مردم]] تمام خواهد کرد.
| |
|
| |
| آری، [[هادی]] در اصطلاح [[قرآنی]]، بر کسی اطلاق میشود که همچون [[پیامبران]] از جانب [[خداوند]] [[برگزیده]] شده باشد؛ دارای [[علم]] و [[عصمت الهی]] باشد؛ به [[انذار]] و [[تبشیر]] [[مردم]] بپردازد و [[راه]] [[رسیدن به کمال]] و [[سعادت]] را به رهجویان نشان دهد؛ اما از آنجا که [[سلسله]] [[نبوت]] به پایان رسیده است، وی از [[شأن]] [[نبوت]] برخوردار نیست.
| |
|
| |
| بنابراین، پس از [[ختم نبوت]]، هادیانی در این [[امت]] وجود دارند که اولاً، از طرف [[خداوند]] [[منصوص]] و [[مأمور]] به [[هدایت]] مردماند، ثانیاً، از [[علم]] و [[عصمت الهی]] برخوردارند.
| |
| با مراجعه به مسئله [[شئون]] و [[صفات امام]] در [[مذهب امامیه]]، میتوان بدین نتیجه رسید که [[امام]] نیز کسی است که [[مرجع]] [[دینی]] و [[هدایتی]] [[مردم]] و دارای [[علم]] و [[عصمت الهی]] است و در [[حقیقت]]، او تنها کسی است که شرایط [[هادی]] در اصطلاح [[قرآنی]] را داراست.
| |
|
| |
| در [[روایات]] فراوانی که از طریق [[شیعه]] و [[اهل سنت]] [[نقل]] شده است، [[وصف]] [[هادی]] در [[آیه]] {{متن قرآن|إِنَّمَا أَنْتَ مُنْذِرٌ وَلِكُلِّ قَوْمٍ هَادٍ}}، بر [[امام علی]]{{ع}} [[تطبیق]] داده شده است<ref>.ر.ک: محمد بن ابراهیم نعمانی، الغیبة، ص۱۱۱؛ محمد بن حسن صفار، بصائر الدرجات، ص۴۹-۵۰؛ محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۱، ص۱۹۲؛ شیخ صدوق، الامالی، ص۲۷۶؛ شیخ صدوق، کمال الدین و تمام النعمة، ج۲، ص۶۶۷؛ محمد بن محمد حاکم نیسابوری، المستدرک، ج۳، ص۱۳۰؛ علی المتقی بن حسامالدین الهندی، کنز العمال، ج۲، ص۴۴۱.</ref>. همچنین در بسیاری از روایاتی که ذیل [[آیه]] مزبور صادر شده نیز تأکید گردیده است که هر امامی از [[امامان]] [[پاک]]{{عم}} [[هادی]] [[مردم]] در عصری است که در آن [[زندگی]] میکند؛ چنانکه [[امام صادق]]{{ع}} در روایتی معتبر در [[تفسیر آیه]] یاد شده فرمودند: {{متن حدیث|كُلُّ إِمَامٍ هَادٍ لِلْقَرْنِ الَّذِي هُوَ فِيهِمْ}}<ref>محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۱، ص۱۹۱؛ محمد بن معسود عیاشی، تفسیر العیاشی، ج۲، ص۲۰۴؛ محمد بن ابراهیم نعمانی، الغیبة، ص۱۱۰.</ref>؛ “هر امامِ [[هادی]] برای دورانی است که در آن است”. [[امام باقر]]{{ع}} نیز در روایتی صحیح، در [[تفسیر آیه]] {{متن قرآن|إِنَّمَا أَنْتَ مُنْذِرٌ وَلِكُلِّ قَوْمٍ هَادٍ}}، فرمودند: {{متن حدیث|رَسُولُ اللَّهِ{{صل}} الْمُنْذِرُ وَ لِكُلِّ زَمَانٍ مِنَّا هَادٍ يَهْدِيهِمْ إِلَى مَا جَاءَ بِهِ نَبِيُّ اللَّهِ{{صل}} ثُمَّ الْهُدَاةُ مِنْ بَعْدِهِ عَلِيٌّ ثُمَّ الْأَوْصِيَاءُ وَاحِدٌ بَعْدَ وَاحِدٍ}}<ref>محمد بن حسن صفار، بصائر الدرجات، ص۴۹ و ۵۰؛ محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۱، ص۱۹۱-۱۹۲؛ علی بن حسین بن بابویه قمی، الامامة و التبصرة، ص۱۳۲.</ref>؛ “رسول [[الله]]{{صل}} [[منذر]] است و در هر زمانی، از میان ما هادیای وجود دارد که [[مردم]] را [[هدایت]] میکند به آنچه که [[نبی]] [[خدا]]{{صل}} آورده است؛ پس [[هادیان]] پس از او، [[علی]]{{ع}} سپس [[اوصیاء]]، یکی پس از دیگری است”. بنابراین از [[تطبیق]] [[آیه]] یادشده بر [[امامان]] [[پاک]]{{عم}} نیز میتوان نتیجه گرفت که [[امامان]] به [[وصف]] [[هادی]] در اصطلاح [[قرآنی]]، متصفند<ref>در فصل سوم، روایات موجود درباره واژه «هادی» را، به تفصیل بررسی خواهیم کرد.</ref><ref>[[محمد حسین فاریاب|فاریاب، محمد حسین]]، [[معنا و چیستی امامت در قرآن سنت و آثار متکلمان (کتاب)|معنا و چیستی امامت در قرآن سنت و آثار متکلمان]]، ص ۲۵۱.</ref>
| |
|
| |
|
| ==نتیجهگیری== | | ==نتیجهگیری== |