←حقیقت تسبیح و تفاوت آن با تقدیس
| خط ۳۵: | خط ۳۵: | ||
*در قرآن [[کریم]] ۶ [[سوره جمعه]]؛ تغابن؛ صفّ؛ [[حدید]]؛ [[حشر]] و اعلی با {{متن قرآن|يُسَبِّحُ}} یا {{متن قرآن|سَبَّحَ}} آغاز میشود که آنها را "مُسَبَحّات سِتّ" یعنی ۶ [[سوره]] آغاز شده با [[تسبیح]] میگویند<ref>عونالمعبود، ج۴، ص۱۹۳؛ السننالکبری، ج۶، ص۱۷۹؛ تفسیر موضوعی، ج۹، ص۶۴.</ref> و [[رسول خدا]]{{صل}} هر [[شب]] آنها را [[تلاوت]] میکردند<ref>بحارالانوار، ج۸۹، ص۳۱۲.</ref>. برخی [[سوره اسراء]] را نیز که با [[تسبیح]] شروع و در بسیاری از بخشهای آن [[تسبیح]] [[حق ذکر]] شده<ref>المیزان، ج۱۳، ص۵؛ شرح اصول کافی، ج۱۱، ص۵۸.</ref>، از سور مسبحّات دانستهاند<ref>البیان فی عدّ آی القرآن، ص۱۳۳؛ تحفة الاحوذی، ج۸، ص۱۹۲.</ref><ref>[[سید رضا اسحاقنیا تربتی|اسحاقنیا تربتی، سید رضا]]، [[تسبیح (مقاله)|مقاله «تسبیح»]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۷ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج۷، ص۵۱۱- ۵۲۰.</ref>. | *در قرآن [[کریم]] ۶ [[سوره جمعه]]؛ تغابن؛ صفّ؛ [[حدید]]؛ [[حشر]] و اعلی با {{متن قرآن|يُسَبِّحُ}} یا {{متن قرآن|سَبَّحَ}} آغاز میشود که آنها را "مُسَبَحّات سِتّ" یعنی ۶ [[سوره]] آغاز شده با [[تسبیح]] میگویند<ref>عونالمعبود، ج۴، ص۱۹۳؛ السننالکبری، ج۶، ص۱۷۹؛ تفسیر موضوعی، ج۹، ص۶۴.</ref> و [[رسول خدا]]{{صل}} هر [[شب]] آنها را [[تلاوت]] میکردند<ref>بحارالانوار، ج۸۹، ص۳۱۲.</ref>. برخی [[سوره اسراء]] را نیز که با [[تسبیح]] شروع و در بسیاری از بخشهای آن [[تسبیح]] [[حق ذکر]] شده<ref>المیزان، ج۱۳، ص۵؛ شرح اصول کافی، ج۱۱، ص۵۸.</ref>، از سور مسبحّات دانستهاند<ref>البیان فی عدّ آی القرآن، ص۱۳۳؛ تحفة الاحوذی، ج۸، ص۱۹۲.</ref><ref>[[سید رضا اسحاقنیا تربتی|اسحاقنیا تربتی، سید رضا]]، [[تسبیح (مقاله)|مقاله «تسبیح»]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۷ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج۷، ص۵۱۱- ۵۲۰.</ref>. | ||
==حقیقت [[تسبیح]] و تفاوت آن با [[تقدیس]]== | ==[[حقیقت]] [[تسبیح]] و تفاوت آن با [[تقدیس]]== | ||
*[[تسبیح]] و تقدیس هر دو به یک معنا و آن دور دانستن خدا از هرگونه بدی است و از همین رو تقدیس به تسبیح تفسیر شده است<ref>تفسیر صدر المتألهین، ج۲، ص۳۱۴؛ الکشاف، ج۱، ص۱۲۵؛ فتح القدیر، ج۱، ص۶۴.</ref>؛ ولی برخی بین آن دو چنین فرق گذاردهاند که تسبیح تنزیه از | * [[تسبیح]] و [[تقدیس]] هر دو به یک معنا و آن دور دانستن [[خدا]] از هرگونه [[بدی]] است و از همین رو [[تقدیس]] به [[تسبیح]] [[تفسیر]] شده است<ref>تفسیر صدر المتألهین، ج۲، ص۳۱۴؛ الکشاف، ج۱، ص۱۲۵؛ فتح القدیر، ج۱، ص۶۴.</ref>؛ ولی برخی بین آن دو چنین فرق گذاردهاند که [[تسبیح]] [[تنزیه]] از [[شرک]]، عجز و [[نقص]]، و [[تقدیس]] [[تنزیه]] از آنها و نیز از تعلق به [[جسم]]، قبول [[انفعال]]، شوائب امکان و قوّه، و تعدد "تکثر" در ذات و صفات است، بنابراین [[تقدیس]] از [[تسبیح]] اعم است<ref>الفروق اللغویة، ص۱۲۴.</ref>. در نظری دیگر [[تسبیح]] منزه دانستن [[خدا]] از نقایص امکانی و [[تقدیس]] منزه دانستن وی از [[نقص]] یا کمال نسبی محدود دانسته شده و بر این اساس [[تقدیس]] از [[تسبیح]] اخص است<ref>الکشاف، ج۱، ص۱۲۵؛ شرح فصوص الحکم، ص۳۶۸، ۵۴۱.</ref>. برخی [[تسبیح]] را منزه دانستن [[خدا]] در مرتبه جمع و [[تقدیس]] را منزه دانستن وی در مرتبه جمع و تفصیل<ref>المصطلحات الکلامیه، ص۷۸.</ref> و بعضی [[تسبیح]] را [[تنزیه]] ذات و [[تقدیس]] را [[تنزیه]] [[صفات]]<ref>ممد الهمم، ص۲۶.</ref> یا [[تسبیح]] را [[تنزیه]] [[حق]] به اعتبار [[مقام]] واحدیت و [[تقدیس]] را [[تنزیه]] وی به اعتبار [[مقام]] احدیت دانستهاند<ref>بیان السعاده، ج۱، ص۷۴.</ref>. برخی دیگر [[تسبیح]] را منزه دانستن [[خداوند]] از [[تشبیه]]، و [[تقدیس]] را منزه دانستن او از [[تشبیه]] و [[تنزیه]] معرفی کردهاند<ref>شرح فصوص الحکم، ص۳۶۸، ۵۴۱.</ref>. تفاوتهای دیگری نیز بین آن دو ذکر شده است؛ مانند اینکه [[تسبیح]] [[نفی]] امور ناسازگار با خدایی، و [[تقدیس]] [[اثبات]] اوصاف مناسب خداست<ref>المصطلحات الکلامیه، ص۷۸.</ref> یا اینکه [[تقدیس]] ویژه [[خداوند سبحان]] نیست و درباره [[انسانها]] و حتی غیر [[انسانها]]{{متن قرآن|يَا قَوْمِ ادْخُلُوا الأَرْضَ المُقَدَّسَةَ الَّتِي كَتَبَ اللَّهُ لَكُمْ وَلاَ تَرْتَدُّوا عَلَى أَدْبَارِكُمْ فَتَنقَلِبُوا خَاسِرِينَ}}<ref> ای قوم من! به سرزمین مقدّسی که خداوند برای شما مقرّر فرموده است وارد شوید و واپس مگرایید که زیانکار گردید؛ سوره مائده، آیه:۲۱.</ref> نیز به کار میرود؛ ولی [[تسبیح]] به [[خداوند]] اختصاص دارد<ref>الفروق اللغویه، ص۱۲۵.</ref><ref>[[سید رضا اسحاقنیا تربتی|اسحاقنیا تربتی، سید رضا]]، [[تسبیح (مقاله)|مقاله «تسبیح»]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۷ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج۷، ص۵۱۱- ۵۲۰.</ref>. | ||
*در برخی آیات تسبیح همراه با حمد آمده؛ مانند {{متن قرآن|نَحْنُ نُسَبِّحُ بِحَمْدِكَ }}<ref> ما تو را با سپاس، به پاکی میستاییم؛ سوره بقره، آیه:۳۰.</ref> و نیز {{متن قرآن|وَيُسَبِّحُ الرَّعْدُ بِحَمْدِهِ وَالْمَلائِكَةُ مِنْ خِيفَتِهِ وَيُرْسِلُ الصَّوَاعِقَ فَيُصِيبُ بِهَا مَن يَشَاء وَهُمْ يُجَادِلُونَ فِي اللَّهِ وَهُوَ شَدِيدُ الْمِحَالِ}}<ref> و تندر به سپاس او، او را پاک میخواند و فرشتگان نیز از بیم وی (او را پاک میخوانند) و آذرخشها را میفرستد که آنها را به هر که میخواهد میرساند و آنان درباره خداوند چالش میورزند و او سخت کیفر است؛ سوره رعد، آیه: ۱۳.</ref> قرین شدن تسبیح به حمد برای جبران نقص حمد حامدان است؛ زیرا شناخت | *در برخی [[آیات]] [[تسبیح]] همراه با [[حمد]] آمده؛ مانند {{متن قرآن|نَحْنُ نُسَبِّحُ بِحَمْدِكَ }}<ref> ما تو را با سپاس، به پاکی میستاییم؛ سوره بقره، آیه:۳۰.</ref> و نیز {{متن قرآن|وَيُسَبِّحُ الرَّعْدُ بِحَمْدِهِ وَالْمَلائِكَةُ مِنْ خِيفَتِهِ وَيُرْسِلُ الصَّوَاعِقَ فَيُصِيبُ بِهَا مَن يَشَاء وَهُمْ يُجَادِلُونَ فِي اللَّهِ وَهُوَ شَدِيدُ الْمِحَالِ}}<ref> و تندر به سپاس او، او را پاک میخواند و فرشتگان نیز از بیم وی (او را پاک میخوانند) و آذرخشها را میفرستد که آنها را به هر که میخواهد میرساند و آنان درباره خداوند چالش میورزند و او سخت کیفر است؛ سوره رعد، آیه: ۱۳.</ref> قرین شدن [[تسبیح]] به [[حمد]] برای جبران [[نقص]] [[حمد]] حامدان است؛ زیرا [[شناخت]] [[انسانها]] از کنه اسما و [[صفات خدا]] ناقص است، از این رو [[حمد]] آنان نیز ناقص خواهد بود<ref>المیزان، ج۱، ص۲۰.</ref><ref>[[سید رضا اسحاقنیا تربتی|اسحاقنیا تربتی، سید رضا]]، [[تسبیح (مقاله)|مقاله «تسبیح»]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۷ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج۷، ص۵۱۱- ۵۲۰.</ref>. | ||
*به گفته برخی [[تسبیح]] با | *به گفته برخی [[تسبیح]] با [[تحمید]]، [[تهلیل]] و [[تکبیر]] گرچه [[اختلاف]] مفهومی دارد؛ ولی از [[وحدت]] مصداقی برخوردار است، زیرا [[حمد]] تنها در برابر [[منعم]] بودن [[خدا]] نیست، بلکه همه اسما و صفات و کلمات [[تکوینی]] و تدوینی او را نیز شامل میشود؛ خواه اثر و مقتضای آن اوصاف به غیر برسد یا نرسد و بازگشت این مطلب به آن است که [[حمد]] تنها در برابر [[جمال]] [[خدا]] نیست، بلکه شامل جلال او نیز میشود، از این رو در [[قرآنکریم]] میفرماید: [[ستایش]] از آن خدایی است که از [[فرزند]]، [[شریک]] و مددکار منزه و مبرّاست: {{متن قرآن|وَقُلِ الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِي لَمْ يَتَّخِذْ وَلَدًا وَلَم يَكُن لَّهُ شَرِيكٌ فِي الْمُلْكِ وَلَمْ يَكُن لَّهُ وَلِيٌّ مِّنَ الذُّلَّ وَكَبِّرْهُ تَكْبِيرًا}}<ref> و بگو سپاس خداوند را که نه فرزندی گزیده است و نه او را در فرمانروایی انبازی و نه او را از سر زبونی، سرپرستی است و او را چنان که باید بزرگ میدار!؛ سوره اسراء، آیه:۱۱۱.</ref>؛ به بیان دیگر افزون بر آنکه کمال و [[جمال]] [[خدای سبحان]] قابل [[ستایش]] است، [[مقدس]] و منزه بودن او نیز جای [[حمد]] دارد. [[تحمید]] نه تنها از چنین گسترهای برخوردار است، بلکه همه مصادیق [[تسبیح]]، [[تهلیل]]، و [[تکبیر]] را نیز شامل میشود، پس [[تسبیح]]، [[تهلیل]] و [[تکبیر]] [[خدای سبحان]] همه از مصادیق [[تحمید]] و [[ستایش]] اوست، چنان که در مقابل، [[تحمید]]، [[تهلیل]] و [[تکبیر]] همه از مصادیق [[تسبیح]] [[ذات اقدس خداوند]] است. یکی از شواهد [[وحدت]] مصداقی آن است که به مجموع اینها در [[اذکار]] [[نماز]] "تسبیحات اربعه" گویند. [[شاهد]] دیگر اقتران [[حمد]] و [[تسبیح]] در [[قرآنکریم]] است: {{متن قرآن|تُسَبِّحُ لَهُ السَّمَاوَاتُ السَّبْعُ وَالأَرْضُ وَمَن فِيهِنَّ وَإِن مِّن شَيْءٍ إِلاَّ يُسَبِّحُ بِحَمْدِهِ وَلَكِن لاَّ تَفْقَهُونَ تَسْبِيحَهُمْ إِنَّهُ كَانَ حَلِيمًا غَفُورًا }}<ref> آسمانهای هفتگانه و زمین و آنچه در آنهاست او را به پاکی میستایند و هیچ چیز نیست مگر اینکه او را به پاکی میستاید اما شما ستایش آنان را در نمییابید؛ بیگمان او بردباری آمرزنده است؛ سوره اسراء، آیه:۴۴.</ref> و سومین [[شاهد]] روایاتی است که در [[تبیین]] {{متن حدیث|اللَّهُ أَكْبَرُ}} آن را به [[تسبیح]] باز گرداندهاند<ref>تسنیم، ج۱، ص۳۳۸ ـ ۳۳۹.</ref> در برخی [[جوامع روایی]] نیز بابی به [[فضل]] [[تهلیل]] و [[تسبیح]] و [[دعا]] اختصاص داده شدهاست<ref>صحیح مسلم، ج۹، ص۹۲.</ref><ref>[[سید رضا اسحاقنیا تربتی|اسحاقنیا تربتی، سید رضا]]، [[تسبیح (مقاله)|مقاله «تسبیح»]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۷ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج۷، ص۵۱۱- ۵۲۰.</ref>. | ||
==صور گوناگون [[تسبیح]] و [[تسبیح]]کنندگان== | ==صور گوناگون [[تسبیح]] و [[تسبیح]]کنندگان== | ||