←مالکیّت امام بر جهان
| خط ۴۲: | خط ۴۲: | ||
==[[مالکیت امام بر تمام اشیای عالم== | ==[[مالکیت امام بر تمام اشیای عالم== | ||
با نگاهی جامعتر به [[روایت]] صحیح اخیر، میتوان حقیقتی فراتر از آن چیزی که تاکنون از [[روایات]] فهمیده میشد، به [[دست]] آورد. توضیح آنکه محتوای [[روایات]] [[نقل]] شده در این باب را تاکنون در دو محور کلی قرار دادهایم: | *با نگاهی جامعتر به [[روایت]] صحیح اخیر، میتوان حقیقتی فراتر از آن چیزی که تاکنون از [[روایات]] فهمیده میشد، به [[دست]] آورد. توضیح آنکه محتوای [[روایات]] [[نقل]] شده در این باب را تاکنون در دو محور کلی قرار دادهایم: | ||
# [[امامان]] خازنان خدایند؛ | # [[امامان]] خازنان خدایند؛ | ||
# [[امامان]] [[خازنان علم]] خدایند. | # [[امامان]] [[خازنان علم]] خدایند. | ||
*[[روایت]] صحیح اخیر بیانگر آن است که [[امیر المؤمنین]]{{ع}} [[خازن تمام امور و اشیا]]، نه تنها [[علم خدا]]، در [[آسمان]] و [[زمین]] است. مؤید این مدعا و همسوی با این [[روایت]]، هشت روایتی است که مرحوم [[کلینی]] در [[کتاب شریف الکافی]] تحت عنوان {{عربی|بَابُ أَنَّ الْأَرْضَ كُلَّهَا لِلْإِمَامِ{{ع}}}} گردآوری کرده است<ref>محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۱، ص۴۰۷-۴۱۰.</ref>. بر اساس این [[روایات]]، [[خداوند متعال]] [[زمین]] را [[ملک]] [[امامان]]{{عم}} قرار داده است. به دیگر سخن، مفهوم [[خزان الله]] از [[وظیفه]] خزانهداری و نگهبانی [[امامان]]{{عم}} بر تمام اشیای عالم خبر میدهد. [[روایات]] هشت گانهای که مرحوم [[کلینی]] [[نقل]] کرده، از این مفهوم نیز فراتر رفته است و نه تنها از نگهبانی از عالم، بلکه از [[حق]] [[مالکیت]] [[امامان]]{{عم}} بر بخشی از امور و اشیای عالم، یعنی [[زمین]]، نیز سخن به میان آورده است<ref>شایان ذکر است نگارنده خود واقف است که مالکیت بر اشیای عالم حقیقتی نیست که مستند به مفهوم خزان الله باشد. آوردن این عنوان و مطالب ذیل آن، به جهت ارتباطی است که میتواند با مسئله چیستی منصب امامت و منحصر نبودن ویژگیهای امام درعناوین مطرح شده، داشته باشد.</ref>. توضیح آنکه، ممکن است کسی خزانهدار چیزی باشد، اما خود [[حق]] و ملکیتی بر آن نداشته باشد. گاهی نیز ممکن است کسی که صاحب [[اختیار]] در [[مال]] یا هر چیزی دیگر است، آن را به کسی دیگر تملیک کند. [[روایات]] هشت گانه یاد شده ناظر به بخش دوم است. در این باره، روایتی صحیح از [[امام باقر]]{{ع}} [[نقل]] شده است که به [[ابو خالد کابلی]] فرمودند: “در [[کتاب علی]]{{ع}} یافتیم که [راجع به [[آیه]]] {{متن قرآن|إِنَّ الْأَرْضَ لِلَّهِ يُورِثُهَا مَنْ يَشَاءُ مِنْ عِبَادِهِ وَالْعَاقِبَةُ لِلْمُتَّقِينَ}}<ref>«بیگمان زمین از آن خداوند است، به هر کس از بندگان خویش که بخواهد به میراث میدهد و سرانجام (نیکو) از آن پرهیزگاران است» سوره اعراف، آیه ۱۲۸.</ref>، [فرمود] من و [[اهل]] بیتم کسانی هستیم که [[خداوند]] [[زمین]] را برای ما قرار داد و ما متقینیم و تمام [[زمین]] برای ماست”<ref>{{متن حدیث|وَجَدْنَا فِي كِتَابِ عَلِيٍّ{{ع}} إِنَّ الْأَرْضَ لِلَّهِ يُورِثُها مَنْ يَشاءُ مِنْ عِبادِهِ وَ الْعاقِبَةُ لِلْمُتَّقِينَ أَنَا وَ أَهْلُ بَيْتِيَ الَّذِينَ أَوْرَثَنَا اللَّهُ الْأَرْضَ وَ نَحْنُ الْمُتَّقُونَ وَ الْأَرْضُ كُلُّهَا لَنَا}}. محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۱، ص۴۰۷؛ محمد بن حسن طوسی، تهذیب الاحکام، ج۷، ص۱۵۲؛ الاستبصار، ج۳، ص۱۰۸؛ محمد بن مسعود عیاشی، تفسیر العیاشی، ج۲، ص۲۵.</ref>. | |||
[[روایت]] صحیح اخیر بیانگر آن است که [[امیر المؤمنین]]{{ع}} [[خازن تمام امور و اشیا]]، نه تنها [[علم خدا]]، در [[آسمان]] و [[زمین]] است. مؤید این مدعا و همسوی با این [[روایت]]، هشت روایتی است که مرحوم [[کلینی]] در [[کتاب شریف الکافی]] تحت عنوان {{عربی|بَابُ أَنَّ الْأَرْضَ كُلَّهَا لِلْإِمَامِ{{ع}}}} گردآوری کرده است<ref>محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۱، ص۴۰۷-۴۱۰.</ref>. بر اساس این [[روایات]]، [[خداوند متعال]] [[زمین]] را [[ملک]] [[امامان]]{{عم}} قرار داده است. به دیگر سخن، مفهوم [[خزان الله]] از [[وظیفه]] خزانهداری و نگهبانی [[امامان]]{{عم}} بر تمام اشیای عالم خبر میدهد. [[روایات]] هشت گانهای که مرحوم [[کلینی]] [[نقل]] کرده، از این مفهوم نیز فراتر رفته است و نه تنها از نگهبانی از عالم، بلکه از [[حق]] [[مالکیت]] [[امامان]]{{عم}} بر بخشی از امور و اشیای عالم، یعنی [[زمین]]، نیز سخن به میان آورده است<ref>شایان ذکر است نگارنده خود واقف است که مالکیت بر اشیای عالم حقیقتی نیست که مستند به مفهوم خزان الله باشد. آوردن این عنوان و مطالب ذیل آن، به جهت ارتباطی است که میتواند با مسئله چیستی منصب امامت و منحصر نبودن ویژگیهای امام درعناوین مطرح شده، داشته باشد.</ref>. توضیح آنکه، ممکن است کسی خزانهدار چیزی باشد، اما خود [[حق]] و ملکیتی بر آن نداشته باشد. گاهی نیز ممکن است کسی که صاحب [[اختیار]] در [[مال]] یا هر چیزی دیگر است، آن را به کسی دیگر تملیک کند. [[روایات]] هشت گانه یاد شده ناظر به بخش دوم است. در این باره، روایتی صحیح از [[امام باقر]]{{ع}} [[نقل]] شده است که به [[ابو خالد کابلی]] فرمودند: “در [[کتاب علی]]{{ع}} یافتیم که [راجع به [[آیه]]] {{متن قرآن|إِنَّ الْأَرْضَ لِلَّهِ يُورِثُهَا مَنْ يَشَاءُ مِنْ عِبَادِهِ وَالْعَاقِبَةُ لِلْمُتَّقِينَ}}<ref>«بیگمان زمین از آن خداوند است، به هر کس از بندگان خویش که بخواهد به میراث میدهد و سرانجام (نیکو) از آن پرهیزگاران است» سوره اعراف، آیه ۱۲۸.</ref>، [فرمود] من و [[اهل]] بیتم کسانی هستیم که [[خداوند]] [[زمین]] را برای ما قرار داد و ما متقینیم و تمام [[زمین]] برای ماست”<ref>{{متن حدیث|وَجَدْنَا فِي كِتَابِ عَلِيٍّ{{ع}} إِنَّ الْأَرْضَ لِلَّهِ يُورِثُها مَنْ يَشاءُ مِنْ عِبادِهِ وَ الْعاقِبَةُ لِلْمُتَّقِينَ أَنَا وَ أَهْلُ بَيْتِيَ الَّذِينَ أَوْرَثَنَا اللَّهُ الْأَرْضَ وَ نَحْنُ الْمُتَّقُونَ وَ الْأَرْضُ كُلُّهَا لَنَا}}. محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۱، ص۴۰۷؛ محمد بن حسن طوسی، تهذیب الاحکام، ج۷، ص۱۵۲؛ الاستبصار، ج۳، ص۱۰۸؛ محمد بن مسعود عیاشی، تفسیر العیاشی، ج۲، ص۲۵.</ref>. | *ممکن است برای برخی [[شیعیان]] در آن دوران یا امروزه، این [[پرسش]] بوده و باشد که آیا مقصود از این بیانات همان تعلق [[خمس]] یا [[زکات]] به [[امام]] است یا آنکه به [[راستی]] تمام [[زمین]] برای اوست؟ اگرچه [[روایت]] پیش گفته به صراحت مؤید گزینه دوم است، بیانات روشنتری نیز در این باره وجود دارد؛ چنانکه [[عمر]] بن [[یزید]] در ضمن روایتی صحیح [[نقل]] میکند که مِسْمَع، یکی از [[شیعیان]] [[امام صادق]]{{ع}}، هنگامی که برای تقدیم [[وجوه شرعی]] نزد [[امام]]{{ع}} رفت، به ایشان عرض کرد: “غواصی دریای [[بحرین]] به من واگذار شده و من چهارصد هزار [[درهم]] استفاده کردهام و [[خمس]] آن را که هشتاد هزار [[درهم]] است، برای شما آوردهام. من نخواستم این وجه را که [[حق]] شماست و [[خدای تبارک و تعالی]] در [[اموال]] ما قرار داده، از شما باز دارم و خود [[تصرف]] کنم”. | ||
*[[حضرت]] فرمود: “مگر ما از [[زمین]] و آنچه [[خدا]] از آن برآورد، حقی جز [[خمس]] نداریم؟! ای اباسیار! همه [[زمین]] از آن ماست، پس آنچه [[خدا]] از آن برآورد، متعلق به ماست”<ref>{{متن حدیث|... فَقَالَ أَ وَ مَا لَنَا مِنَ الْأَرْضِ وَ مَا أَخْرَجَ اللَّهُ مِنْهَا إِلَّا الْخُمُسُ يَا أَبَا سَيَّارٍ إِنَّ الْأَرْضَ كُلَّهَا لَنَا فَمَا أَخْرَجَ اللَّهُ مِنْهَا مِنْ شَيْءٍ فَهُوَ لَنَا}}. محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۱، ص۴۰۸؛ محمد بن حسن طوسی، تهذیب الاحکام، ج۴، ص۱۴۴.</ref>. | |||
ممکن است برای برخی [[شیعیان]] در آن دوران یا امروزه، این [[پرسش]] بوده و باشد که آیا مقصود از این بیانات همان تعلق [[خمس]] یا [[زکات]] به [[امام]] است یا آنکه به [[راستی]] تمام [[زمین]] برای اوست؟ اگرچه [[روایت]] پیش گفته به صراحت مؤید گزینه دوم است، بیانات روشنتری نیز در این باره وجود دارد؛ چنانکه [[عمر]] بن [[یزید]] در ضمن روایتی صحیح [[نقل]] میکند که مِسْمَع، یکی از [[شیعیان]] [[امام صادق]]{{ع}}، هنگامی که برای تقدیم [[وجوه شرعی]] نزد [[امام]]{{ع}} رفت، به ایشان عرض کرد: “غواصی دریای [[بحرین]] به من واگذار شده و من چهارصد هزار [[درهم]] استفاده کردهام و [[خمس]] آن را که هشتاد هزار [[درهم]] است، برای شما آوردهام. من نخواستم این وجه را که [[حق]] شماست و [[خدای تبارک و تعالی]] در [[اموال]] ما قرار داده، از شما باز دارم و خود [[تصرف]] کنم”. | *روایتی با [[سند صحیح]] وجود دارد که [[محمد بن ریان]] در نامهای به [[امام حسن عسکری]]{{ع}} نوشت: “جانم به فدایت! برای ما [[روایت]] شده که برای [[رسول خدا]]{{صل}} در این [[دنیا]] جز [[خمس]] چیزی نیست”. [[امام]]{{ع}} جواب فرمودند: “همانا [[دنیا]] و آنچه بر آن است، برای [[رسول الله]]{{صل}} است”<ref>محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۱، ص۴۰۶.</ref>. از این [[روایت]] به روشنی میتوان فهمید که [[امام]]{{ع}} نیز از این باب که [[جانشین رسول خدا]]{{صل}} است، مالک تمام دنیاست؛ چنانکه [[امام باقر]]{{ع}} در روایتی به این مطلب اشاره کردهاند<ref>{{متن حدیث|فَمَا كَانَ لآِدَمَ{{ع}} فَلِرَسُولِ اللَّهِ{{صل}} وَ مَا كَانَ لِرَسُولِ اللَّهِ فَهُوَ لِلْأَئِمَّةِ مِنْ آلِ مُحَمَّدٍ{{صل}}}}. محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۱، ص۴۰۶.</ref>. از سوی دیگر، به نظر میرسد این مسئله برای [[اصحاب امامان]]، دستِ کم برخی از آنها، نیز روشن بوده است؛ چنانکه از گفت و گوی میان ابن ابی عمیر و [[ابو مالک]] حضرمی، روشن میشود که ابن ابی عمیر تمام [[دنیا]] را [[ملک]] [[امام]] میداند و [[ابو مالک]] تنها [[خمس]] و فیء و... را متعلق به [[امام]] میداند<ref>محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۱، ص۴۰۹-۴۱۰.</ref>. | ||
*اگر مدعا و برداشت یاد شده فهمیده و پذیرفته شود، از حقایقی شگرف در باب چیستی [[مقام امامت]] پرده برمیدارد و پرسشهای متعددی را پیش رو میگذارد و پاسخ میدهد؛ برای نمونه، اگر [[امام]]، به امر [[خداوند متعال]]، مالک [[دنیا]] و [[خازن]] آن است، آیا میتوان [[تصور]] کرد که کسی جز او [[سرپرستی]] [[جامعه]] را بر عهده گیرد و [[زمامدار]] [[جامعه]] شود؟ اگر [[دنیا]] اعم از جانداران و غیر جانداران در نظر گرفته شود، آیا [[امام]] مالک [[انسان]] نیز به شمار میآید؟ اگر چنین است، آیا این [[منصب]]، [[اولویت]] [[امام]] نسبت به [[جان]] [[مؤمنان]] را، چنانکه [[خداوند]] راجع به پیامبرش فرمود: [[پیامبر اکرم]] {{متن قرآن|أَوْلَى بِالْمُؤْمِنِينَ مِنْ أَنْفُسِهِمْ}}<ref>«پیامبر بر مؤمنان از خودشان سزاوارتر است» سوره احزاب، آیه ۶.</ref>، [[ثابت]] نمیکند؟ آیا [[خداوند متعال]] [[شایسته]] است که این [[منصب]] را به [[فرد]] [[مفضول]] واگذار نماید؟ آیا استفاده از [[اموال]] [[دنیا]]، بدون اجازه مالک آن امکانپذیر است؟ آیا این [[منصب]]، مؤید [[اعتقاد]] به [[ولایت تکوینی]] [[امام]] نیست؟ آیا مفهوم خزّان [[الله]] را نمیتوان یکی از ابعاد مفهوم [[خلیفة الله]] به شمار آورد؟ به نظر میرسد بر اساس این مفهوم، [[امام]] است که باید [[زمامدار]] [[جامعه]] باشد؛ او [[برترین]] [[انسانها]] و دارای [[ولایت تکوینی]] است و [[خلیفه خدا]] در امر نگهداری [[دنیا]] نیز به شمار میرود. همچنین، [[منصوص بودن]] این [[منصب]]، امری [[بدیهی]] و [[انکار]] نشدنی است. | |||
[[حضرت]] فرمود: “مگر ما از [[زمین]] و آنچه [[خدا]] از آن برآورد، حقی جز [[خمس]] نداریم؟! ای اباسیار! همه [[زمین]] از آن ماست، پس آنچه [[خدا]] از آن برآورد، متعلق به ماست”<ref>{{متن حدیث|... فَقَالَ أَ وَ مَا لَنَا مِنَ الْأَرْضِ وَ مَا أَخْرَجَ اللَّهُ مِنْهَا إِلَّا الْخُمُسُ يَا أَبَا سَيَّارٍ إِنَّ الْأَرْضَ كُلَّهَا لَنَا فَمَا أَخْرَجَ اللَّهُ مِنْهَا مِنْ شَيْءٍ فَهُوَ لَنَا}}. محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۱، ص۴۰۸؛ محمد بن حسن طوسی، تهذیب الاحکام، ج۴، ص۱۴۴.</ref>. | *بخشی از این صفات و مقامامت در صحیحه [[علی بن جعفر]] بازتاب یافته است. وی در روایتی از [[امام کاظم]]{{ع}} و ایشان از [[امام صادق]]{{ع}} [[نقل]] میکند که فرمودند: {{متن حدیث|إِنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ... جَعَلَنَا خِزَانَةً فِي سَمَائِهِ وَ أَرْضِهِ وَ لَنَا نَطَقَتِ الشَّجَرَةُ}}<ref>محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۱، ص۱۹۳.</ref>؛ “همانا [[خداوند]] (عزّ و جل).... ما را خازنان خود در [[آسمان]] و [[زمین]] قرار داد و درخت برای ما به سخن درمیآید”. | ||
روایتی با [[سند صحیح]] وجود دارد که [[محمد بن ریان]] در نامهای به [[امام حسن عسکری]]{{ع}} نوشت: “جانم به فدایت! برای ما [[روایت]] شده که برای [[رسول خدا]]{{صل}} در این [[دنیا]] جز [[خمس]] چیزی نیست”. [[امام]]{{ع}} جواب فرمودند: “همانا [[دنیا]] و آنچه بر آن است، برای [[رسول الله]]{{صل}} است”<ref>محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۱، ص۴۰۶.</ref>. از این [[روایت]] به روشنی میتوان فهمید که [[امام]]{{ع}} نیز از این باب که [[جانشین رسول خدا]]{{صل}} است، مالک تمام دنیاست؛ چنانکه [[امام باقر]]{{ع}} در روایتی به این مطلب اشاره کردهاند<ref>{{متن حدیث|فَمَا كَانَ لآِدَمَ{{ع}} فَلِرَسُولِ اللَّهِ{{صل}} وَ مَا كَانَ لِرَسُولِ اللَّهِ فَهُوَ لِلْأَئِمَّةِ مِنْ آلِ مُحَمَّدٍ{{صل}}}}. محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۱، ص۴۰۶.</ref>. از سوی دیگر، به نظر میرسد این مسئله برای [[اصحاب امامان]]، دستِ کم برخی از آنها، نیز روشن بوده است؛ چنانکه از گفت و گوی میان ابن ابی عمیر و [[ابو مالک]] حضرمی، روشن میشود که ابن ابی عمیر تمام [[دنیا]] را [[ملک]] [[امام]] میداند و [[ابو مالک]] تنها [[خمس]] و فیء و... را متعلق به [[امام]] میداند<ref>محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۱، ص۴۰۹-۴۱۰.</ref>. | |||
اگر مدعا و برداشت یاد شده فهمیده و پذیرفته شود، از حقایقی شگرف در باب چیستی [[مقام امامت]] پرده برمیدارد و پرسشهای متعددی را پیش رو میگذارد و پاسخ میدهد؛ برای نمونه، اگر [[امام]]، به امر [[خداوند متعال]]، مالک [[دنیا]] و [[خازن]] آن است، آیا میتوان [[تصور]] کرد که کسی جز او [[سرپرستی]] [[جامعه]] را بر عهده گیرد و [[زمامدار]] [[جامعه]] شود؟ اگر [[دنیا]] اعم از جانداران و غیر جانداران در نظر گرفته شود، آیا [[امام]] مالک [[انسان]] نیز به شمار میآید؟ اگر چنین است، آیا این [[منصب]]، [[اولویت]] [[امام]] نسبت به [[جان]] [[مؤمنان]] را، چنانکه [[خداوند]] راجع به پیامبرش فرمود: [[پیامبر اکرم]] {{متن قرآن|أَوْلَى بِالْمُؤْمِنِينَ مِنْ أَنْفُسِهِمْ}}<ref>«پیامبر بر مؤمنان از خودشان سزاوارتر است» سوره احزاب، آیه ۶.</ref>، [[ثابت]] نمیکند؟ آیا [[خداوند متعال]] [[شایسته]] است که این [[منصب]] را به [[فرد]] [[مفضول]] واگذار نماید؟ آیا استفاده از [[اموال]] [[دنیا]]، بدون اجازه مالک آن امکانپذیر است؟ آیا این [[منصب]]، مؤید [[اعتقاد]] به [[ولایت تکوینی]] [[امام]] نیست؟ آیا مفهوم خزّان [[الله]] را نمیتوان یکی از ابعاد مفهوم [[خلیفة الله]] به شمار آورد؟ به نظر میرسد بر اساس این مفهوم، [[امام]] است که باید [[زمامدار]] [[جامعه]] باشد؛ او [[برترین]] [[انسانها]] و دارای [[ولایت تکوینی]] است و [[خلیفه خدا]] در امر نگهداری [[دنیا]] نیز به شمار میرود. همچنین، [[منصوص بودن]] این [[منصب]]، امری [[بدیهی]] و [[انکار]] نشدنی است. | |||
بخشی از این صفات و مقامامت در صحیحه [[علی بن جعفر]] بازتاب یافته است. وی در روایتی از [[امام کاظم]]{{ع}} و ایشان از [[امام صادق]]{{ع}} [[نقل]] میکند که فرمودند: {{متن حدیث|إِنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ... جَعَلَنَا خِزَانَةً فِي سَمَائِهِ وَ أَرْضِهِ وَ لَنَا نَطَقَتِ الشَّجَرَةُ}}<ref>محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۱، ص۱۹۳.</ref>؛ “همانا [[خداوند]] (عزّ و جل).... ما را خازنان خود در [[آسمان]] و [[زمین]] قرار داد و درخت برای ما به سخن درمیآید”. | |||
بر اساس این [[روایت]]، [[امام]] که [[خازن]] [[خداوند]] در [[آسمان]] و [[زمین]] است، [[منصوب]] و [[منصوص]] از جانب [[خداوند]] و دارای [[ولایت تکوینی]] است<ref>[[محمد حسین فاریاب|فاریاب، محمد حسین]]، [[معنا و چیستی امامت در قرآن سنت و آثار متکلمان (کتاب)|معنا و چیستی امامت در قرآن سنت و آثار متکلمان]]، ص ۳۲۵.</ref> | بر اساس این [[روایت]]، [[امام]] که [[خازن]] [[خداوند]] در [[آسمان]] و [[زمین]] است، [[منصوب]] و [[منصوص]] از جانب [[خداوند]] و دارای [[ولایت تکوینی]] است<ref>[[محمد حسین فاریاب|فاریاب، محمد حسین]]، [[معنا و چیستی امامت در قرآن سنت و آثار متکلمان (کتاب)|معنا و چیستی امامت در قرآن سنت و آثار متکلمان]]، ص ۳۲۵.</ref> | ||