بدون خلاصۀ ویرایش
جز (جایگزینی متن - 'وسیله' به 'وسیله') |
بدون خلاصۀ ویرایش |
||
| خط ۱: | خط ۱: | ||
{{ویرایش غیرنهایی}} | {{ویرایش غیرنهایی}} | ||
{{ | {{سیره معصوم}} | ||
<div style="padding: 0.0em 0em 0.0em;"> | <div style="padding: 0.0em 0em 0.0em;"> | ||
: <div style="background-color: rgb(252, 252, 233); text-align:center; font-size: 85%; font-weight: normal;">این مدخل از زیرشاخههای بحث '''[[تسلیم]]''' است. "'''[[تسلیم]]'''" از چند منظر متفاوت، بررسی میشود:</div> | : <div style="background-color: rgb(252, 252, 233); text-align:center; font-size: 85%; font-weight: normal;">این مدخل از زیرشاخههای بحث '''[[تسلیم]]''' است. "'''[[تسلیم]]'''" از چند منظر متفاوت، بررسی میشود:</div> | ||
| خط ۹: | خط ۹: | ||
<div style="padding: 0.4em 0em 0.0em;"> | <div style="padding: 0.4em 0em 0.0em;"> | ||
'''[[تسلیم]] | '''[[تسلیم]]''' به معنای [[سلام]] کردن، اعطای چیزی به کسی، [[گردن نهادن]]، [[راضی شدن]] به چیزی، [[اطاعت]] و [[انقیاد]] و [[فرمانبرداری]] و [[سرسپردگی]] است<ref>لغتنامه دهخدا، ج۴، ص۵۸۹۱، «تسلیم».</ref>. در این مدخل، معنای اول و دوم مورد بحث نیست و از واژه «[[سلم]]»، «[[طاعة]]»، «[[حنیف]]» و مشتقّات آنها و هر آنچه معنای [[تسلیم]] را برساند، استفاده شده است<ref>[[فرهنگ قرآن (کتاب)|فرهنگ قرآن]]، واژه «تسلیم».</ref>. | ||
==واژهشناسی لغوی== | ==واژهشناسی لغوی== | ||
*[[تسلیم]] مصدر باب تفعیل از ماده "س ـ ل ـ م" به معنای [[گردن نهادن]]، پذیرفتن، [[سرسپردن]] به دیگری و رام بودن در برابر اوست<ref>لسانالعرب، ج۶، ص۳۴۶؛ التحقیق، ج۵، ص۲۱۸ ـ ۲۲۰، «سلم».</ref>. این واژه در [[علم]] [[فقه]]، [[منطق]]، [[اخلاق]] و [[عرفان]]، برای معانی خاصی مصطلح است. مقاله حاضر به اصطلاح [[اخلاقی]] [[تسلیم]] از منظر قرآن [[کریم]] میپردازد. | *[[تسلیم]] مصدر باب تفعیل از ماده "س ـ ل ـ م" به معنای [[گردن نهادن]]، پذیرفتن، [[سرسپردن]] به دیگری و رام بودن در برابر اوست<ref>لسانالعرب، ج۶، ص۳۴۶؛ التحقیق، ج۵، ص۲۱۸ ـ ۲۲۰، «سلم».</ref>. این واژه در [[علم]] [[فقه]]، [[منطق]]، [[اخلاق]] و [[عرفان]]، برای معانی خاصی مصطلح است. مقاله حاضر به اصطلاح [[اخلاقی]] [[تسلیم]] از منظر قرآن [[کریم]] میپردازد. | ||
* [[تسلیم]] استواری دربرابر ناگواریها بدون اعتراض، بر اساس ادراک وابستگی به خدا با قلبی گشاده به استقبال قضای الهی رفتن. | |||
*در اصطلاح [[علم اخلاق]]، [[تسلیم]] بدان معناست که [[انسان]] در برابر کار [[خداوند]] و نیز کسانی که [[فرمان]] و خواست آنان به [[خداوند]] بازمیگردد، حتی در [[ناملایمات]] و [[بلاها]] [[استوار]] مانده و بدون [[اعتراض]] یا تغییری در ظاهر و [[باطن]]، با [[قلبی]] گشاده به استقبال [[قضای الهی]] برود<ref>اخلاق ناصری، ص۱۱۶؛ التعریفات، ص۸۰.</ref>. [[تسلیم]] به این معنا از انواع مندرج تحت جنس [[عدالت]] است<ref>دایرةالمعارف تشیع، ج۴، ص۲۵۷؛ دانشنامه جهان اسلام، ج۷، ص۳۱۸.</ref> برخی این [[تسلیم]] را مرتبهای فوق [[ایمان]]<ref>مفردات، ص۴۲۳، «سلم».</ref> و برخی دیگر آن را از لوازم مرتبه سوم [[اسلام]]<ref>المیزان، ج۱، ص۳۰۲.</ref> و از گرانبهاترین آثار [[بندگی]] [[خداوند متعال]] دانستهاند<ref>المیزان، ج۱۲، ص۳۴۴.</ref><ref>[[محمد صالحیمنش|صالحیمنش، محمد]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۷ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج ۷، ص ۵۲۷ - ۵۳۳]</ref>. | *در اصطلاح [[علم اخلاق]]، [[تسلیم]] بدان معناست که [[انسان]] در برابر کار [[خداوند]] و نیز کسانی که [[فرمان]] و خواست آنان به [[خداوند]] بازمیگردد، حتی در [[ناملایمات]] و [[بلاها]] [[استوار]] مانده و بدون [[اعتراض]] یا تغییری در ظاهر و [[باطن]]، با [[قلبی]] گشاده به استقبال [[قضای الهی]] برود<ref>اخلاق ناصری، ص۱۱۶؛ التعریفات، ص۸۰.</ref>. [[تسلیم]] به این معنا از انواع مندرج تحت جنس [[عدالت]] است<ref>دایرةالمعارف تشیع، ج۴، ص۲۵۷؛ دانشنامه جهان اسلام، ج۷، ص۳۱۸.</ref> برخی این [[تسلیم]] را مرتبهای فوق [[ایمان]]<ref>مفردات، ص۴۲۳، «سلم».</ref> و برخی دیگر آن را از لوازم مرتبه سوم [[اسلام]]<ref>المیزان، ج۱، ص۳۰۲.</ref> و از گرانبهاترین آثار [[بندگی]] [[خداوند متعال]] دانستهاند<ref>المیزان، ج۱۲، ص۳۴۴.</ref><ref>[[محمد صالحیمنش|صالحیمنش، محمد]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۷ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج ۷، ص ۵۲۷ - ۵۳۳]</ref>. | ||
*[[مقام]] [[تسلیم]] آنگاه دست یافتنی است که [[انسان]] خود را به تمام و کمال و در همه ابعاد تحت [[ولایت]] [[خداوند سبحان]] بداند و دریابد که در همه ابعاد ذات و صفات و [[افعال]] خود به [[خداوند]] [[قائم]] است و از خود هیچ استقلالی ندارد، بنابراین [[اعتقاد]] به [[ولایت]] [[خداوند]] میطلبد که شخص خود را هیچ کاره دانسته و هیچگونه استقلالی برای خود نبیند و خود را [[زمامدار]] سود و زیان و [[مرگ]] و [[زندگی]] خویش نداند<ref>المیزان، ج۱۱، ص۲۴۹.</ref> و ذات و صفات و [[افعال]] خود را به مالک قدیم آنها، یعنی [[خداوند]]، باز گرداند<ref>شرح منظومه، ص۳۵۸.</ref><ref>[[محمد صالحیمنش|صالحیمنش، محمد]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۷ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج ۷، ص ۵۲۷ - ۵۳۳]</ref>. | *[[مقام]] [[تسلیم]] آنگاه دست یافتنی است که [[انسان]] خود را به تمام و کمال و در همه ابعاد تحت [[ولایت]] [[خداوند سبحان]] بداند و دریابد که در همه ابعاد ذات و صفات و [[افعال]] خود به [[خداوند]] [[قائم]] است و از خود هیچ استقلالی ندارد، بنابراین [[اعتقاد]] به [[ولایت]] [[خداوند]] میطلبد که شخص خود را هیچ کاره دانسته و هیچگونه استقلالی برای خود نبیند و خود را [[زمامدار]] سود و زیان و [[مرگ]] و [[زندگی]] خویش نداند<ref>المیزان، ج۱۱، ص۲۴۹.</ref> و ذات و صفات و [[افعال]] خود را به مالک قدیم آنها، یعنی [[خداوند]]، باز گرداند<ref>شرح منظومه، ص۳۵۸.</ref><ref>[[محمد صالحیمنش|صالحیمنش، محمد]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۷ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج ۷، ص ۵۲۷ - ۵۳۳]</ref>. | ||