←مقدمه
(←مقدمه) |
|||
| خط ۱۲: | خط ۱۲: | ||
==مقدمه== | ==مقدمه== | ||
*اصل این واژه "أوَیَة" میباشد و نسبت آن "أوَویّ" است. برخی نیز چون [[سیبویه]] اصل آن را "أیَیَة" بر وزن "فَعَلَة" میدانند، اما کسانی میگوید اصل و صورت کامل آن آیِیة بر وزن فاعِلة میباشد که حرف دوم یا آخر آن به [[تخفیف]] حذف شده است. برخی هم گفتهاند اصل آن "آیة" بوده که یاء ساکن آن به الف بدل گشته و نسبت آن هم: اَییُّ، أئیُّ و آویُّ است. جمع آن را نیز أیّ، آیایُ و [[آیات]] گفتهاند. علاوه بر اینها، شکل "آیاء" نیز یک بار در [[شعر]] آمده که عدهای آن را جمع الجمیع پنداشته و به شاذ بودن آن اشاره کردهاند. | |||
[[آیه]] در [[کتاب خدا]] عبارت است از گروهی حروف و کلمات که در کنار یکدیگر گرد آمدهاند، و [[آیه قرآن]] را آن به سبب [[آیه]] گفتهاند، که علامتی است برای [[انقطاع]] سخنی از سخن دیگر. نیز به معنی [[جماعت]] است، چنان که گفتهاند: {{عربی|خرج القوم بآياتهم يعني بجماعتهم}} و منظور این است که همگی خارج شدند و کسی را جا نگذاشتند. همچنین به معانی: [[عبرت]]، علامت و امر عجیب و شگفتآور: {{عربی|فلانٌ آية | *[[آیه]] در [[کتاب خدا]] عبارت است از گروهی حروف و کلمات که در کنار یکدیگر گرد آمدهاند، و [[آیه قرآن]] را آن به سبب [[آیه]] گفتهاند، که علامتی است برای [[انقطاع]] سخنی از سخن دیگر. نیز به معنی [[جماعت]] است، چنان که گفتهاند: {{عربی|خرج القوم بآياتهم يعني بجماعتهم}} و منظور این است که همگی خارج شدند و کسی را جا نگذاشتند. همچنین به معانی: [[عبرت]]، علامت و امر عجیب و شگفتآور: {{عربی|"فلانٌ آية في كذا"}} و نیز به معنی خود شخص: {{عربی|"آية الرجل"}} "خود آن مرد" به کار رفته است<ref>النهایه فی غریب الحدیث، ج۱، ص۸۷؛ روض الجنان، ج۱، ص۱۱؛ لسان العرب، ج۱۴، ص۶۲.</ref>. | ||
در اصطلاح [[قرآن کریم]]، [[آیه]]، بخشی از [[کلام]] [[معجز]] [[الهی]] است، برخوردار از مَطلع و مقطع که در [[سورههای قرآن]] مندرج است. برخی گفتهاند یکی از معانی اصطلاحی | *[[عبدالباقی]] "[[آیه]]" را از ریشه "أوی" دانسته و بر اساس شمارههایی که برای صورت مفرد، مثنی (آیتین) و جمع ([[آیات]]) ذکر نموده نشان میدهد که این واژه ۳۸۲ بار در [[قرآن]] به کار رفته است<ref>المعجم المفهرس (۱۸۹۲- ۱۹۵۹ م).</ref>. | ||
از جمله مسائل مورد [[اختلاف]] و مناقشه برانگیز میان [[قاریان]] مشهور [[اسلام]]، عدد [[آیات قرآن]] بوده است. مکتبهای گوناگون [[کوفی]]، | *بحث دیگر این است که آیا این کلمه اصلاً [[عربی]] است، یا جزء لغات [[بیگانه]] وارد شده است؟ [[آرتور جفری]] این واژه را جزء لغات [[بیگانه]] دخیل در [[قرآن]] به حساب آورده و میکوشد ثابت کند که این کلمه از طریق [[مسیحیان]] [[سریانی]] به [[عربی]] [[راه]] یافته است<ref>واژههای دخیل، ص۷۲-۷۳.</ref>. به هرحال، این واژه در کتب معرَّبات [[قرآن]] ضبط نشده است. | ||
چند مطلب دیگر در مورد [[آیات قرآن]]: | *در اصطلاح [[قرآن کریم]]، [[آیه]]، بخشی از [[کلام]] [[معجز]] [[الهی]] است، برخوردار از مَطلع و مقطع که در [[سورههای قرآن]] مندرج است. برخی گفتهاند یکی از معانی اصطلاحی "[[آیه]]" (که آن هم ناشی از معنای نشان و علامت است) کلمات، عبارات و یا جملاتی از [[قرآن]] است که [[سوره]] از آنها تشکیل میگردد و تعداد آنها در هر سورهای معین و توقیفی است. هرکدام از این بخشها، یک علامت است که همانند علائم طبیعی به [[خدای سبحان]] و یا بخشی از [[معارف]] [[اعتقادی]]، [[احکام عملی]] و یا [[اصول اخلاقی]] که منظور [[خداوند]] است، دلالت میکند<ref>المیزان، ج۱۸، ص۱۵۹.</ref>. | ||
۱. بلندترین و کوتاهترین [[آیه]]: بلندترین [[آیه قرآن]] | *از جمله مسائل مورد [[اختلاف]] و مناقشه برانگیز میان [[قاریان]] مشهور [[اسلام]]، عدد [[آیات قرآن]] بوده است. مکتبهای گوناگون [[کوفی]]، [[مکی]]، [[مدنی]]، [[بصری]] و شامی هر یک عددی را برگزیدهاند که مطابق [[روایات]] و اخباری بوده که از نظر آنان بر دیگر [[اخبار]] رجحان و مزیتی داشته است. امروزه تعداد [[آیات قرآن]] با نظر [[کوفیان]] انطباق بیشتری دارد تا [[قاریان]] دیگر [[شهرها]]. [[قاریان]] [[مدینه]] دو رقم ۶۰۰۰ و ۶۲۱۴ را به دست دادهاند، [[قاریان]] [[مکه]] شماره [[آیات]] را ۶۲۱۹/۶۲۲۰ به [[روایت]] [[ابن عباس]] از [[اُبی بن کعب]]، [[قاریان]] [[شام]] عدد ۶۲۲۵، [[قاریان]] [[بصره]] ۶۲۰۴/۶۲۰۵ [[آیه]] به [[نقل]] از [[عاصم]]، و [[قاریان]] [[کوفه]] تعداد [[آیات]] را ۶۲۳۶ ذکر کردهاند<ref>الاتقان، ج۱، ص۲۳۲؛ البیان، ج۱، ص۱۱؛ البرهان فی علوم القرآن، ج۱، ص۲۵۱.</ref>. | ||
*[[طبرسی]] میگوید: صحیحترین اعداد [[آیات قرآن]] که از لحاظ اسناد از دیگر [[روایات]] عالیتر است عدد [[کوفی]] است، زیرا این عدد از [[امیر مؤمنان علی]]{{ع}} مأخوذ است<ref>الاتقان، ج۱، ص۲۳۲.</ref>. اما [[زرکشی]] تعداد [[آیات]] را از قول [[علی]]{{ع}} ۶۲۱۸ [[آیه]] گزارش کرده است<ref>الاتقان، ج۱، ص۲۳۲.</ref>. بیشترین شمارهای که در این باره ذکر کردهاند قول [[میبدی]] است که مینویسد: "و بر قول جمهور [[اهل]] [[علم]] شش هزار و ششصد و شصت آیت است"<ref>کشف الاسرار، ج۱۰، ص۶۸۲.</ref>. که بدون تردید این عدد بیشتر از نظر سرراستی [[انتخاب]] شده تا واقعیت موجود! شایان توجه است که این [[اختلاف]] در شماره [[آیات قرآن]] نباید در [[ذهن]] [[پژوهشگران]] این شائبه را تقویت نماید که در [[قرآن کریم]] [[تحریف]] رخ داده است! بلکه این [[اختلافها]] ناشی از تفاوت در تقسیمبندی همین حجم موجود (بدون کم و کاست) به تعداد مختلف و شمارههای متفاوت است. | |||
*چند مطلب دیگر در مورد [[آیات قرآن]]: | |||
*'''۱. بلندترین و کوتاهترین [[آیه]]:''' بلندترین [[آیه قرآن]] "آیه دَین" است {{متن قرآن|يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِذَا تَدَايَنْتُمْ بِدَيْنٍ إِلَى أَجَلٍ مُسَمًّى فَاكْتُبُوهُ وَلْيَكْتُبْ بَيْنَكُمْ كَاتِبٌ بِالْعَدْلِ وَلَا يَأْبَ كَاتِبٌ أَنْ يَكْتُبَ كَمَا عَلَّمَهُ اللَّهُ فَلْيَكْتُبْ وَلْيُمْلِلِ الَّذِي عَلَيْهِ الْحَقُّ وَلْيَتَّقِ اللَّهَ رَبَّهُ وَلَا يَبْخَسْ مِنْهُ شَيْئًا فَإِنْ كَانَ الَّذِي عَلَيْهِ الْحَقُّ سَفِيهًا أَوْ ضَعِيفًا أَوْ لَا يَسْتَطِيعُ أَنْ يُمِلَّ هُوَ فَلْيُمْلِلْ وَلِيُّهُ بِالْعَدْلِ وَاسْتَشْهِدُوا شَهِيدَيْنِ مِنْ رِجَالِكُمْ فَإِنْ لَمْ يَكُونَا رَجُلَيْنِ فَرَجُلٌ وَامْرَأَتَانِ مِمَّنْ تَرْضَوْنَ مِنَ الشُّهَدَاءِ أَنْ تَضِلَّ إِحْدَاهُمَا فَتُذَكِّرَ إِحْدَاهُمَا الْأُخْرَى وَلَا يَأْبَ الشُّهَدَاءُ إِذَا مَا دُعُوا وَلَا تَسْأَمُوا أَنْ تَكْتُبُوهُ صَغِيرًا أَوْ كَبِيرًا إِلَى أَجَلِهِ ذَلِكُمْ أَقْسَطُ عِنْدَ اللَّهِ وَأَقْوَمُ لِلشَّهَادَةِ وَأَدْنَى أَلَّا تَرْتَابُوا إِلَّا أَنْ تَكُونَ تِجَارَةً حَاضِرَةً تُدِيرُونَهَا بَيْنَكُمْ فَلَيْسَ عَلَيْكُمْ جُنَاحٌ أَلَّا تَكْتُبُوهَا وَأَشْهِدُوا إِذَا تَبَايَعْتُمْ وَلَا يُضَارَّ كَاتِبٌ وَلَا شَهِيدٌ وَإِنْ تَفْعَلُوا فَإِنَّهُ فُسُوقٌ بِكُمْ وَاتَّقُوا اللَّهَ وَيُعَلِّمُكُمُ اللَّهُ وَاللَّهُ بِكُلِّ شَيْءٍ عَلِيمٌ}}<ref>«ای مؤمنان! چون وامی تا سرآمدی معیّن میان شما برقرار شد، آن را به نوشته آورید و باید نویسندهای میان شما دادگرانه بنویسد و هیچ نویسندهای نباید از نوشتن به گونهای که خداوند بدو آموخته است سر، باز زند پس باید بنویسد و آنکه وامدار است باید املا کند و از خداوند، پروردگار خویش، پروا بدارد و چیزی از آن کم ننهد و امّا اگر وامدار، کم خرد یا ناتوان باشد یا نتواند املا کند باید سرپرست او دادگرانه املا کند و دو تن از مردانتان را نیز گواه بگیرید و اگر دو مرد نباشند یک مرد و دو زن از گواهان مورد پسند خود (گواه بگیرید) تا اگر یکی از آن دو زن از یاد برد دیگری به یاد او آورد و چون گواهان (برای گواهی) فرا خوانده شوند نباید سر، باز زنند و تن نزنید از اینکه آن (وام) را چه خرد و چه کلان به سر رسید آن بنویسید، این نزد خداوند دادگرانهتر و برای گواهگیری، استوارتر و به اینکه دچار تردید نگردید، نزدیکتر است؛ مگر داد و ستدی نقد باشد که (دست به دست) میان خود میگردانید پس گناهی بر شما نیست که آن را ننویسید و چون داد و ستد میکنید گواه بگیرید؛ و نویسنده و گواه نباید زیان بینند و اگر چنین کنید (نشان) نافرمانی شماست و از خداوند پروا کنید؛ و خداوند به شما آموزش میدهد؛ و خداوند به هر چیزی داناست» سوره بقره، آیه ۲۸۲.</ref> که ۲۲۸ کلمه و ۵۴۰ حرف است؛ کوتاهترین [[آیه]] را میتوان: {{متن قرآن|الرَّحْمَنِ}}<ref>«خداوند بخشنده » سوره الرحمن، آیه ۱.</ref> یا {{متن قرآن|مُدْهَامَّتَانِ}}<ref>«دو سبز سیر» سوره الرحمن، آیه ۶۴.</ref> شمرد و نیز آیاتی چون: {{متن قرآن|وَالْعَصْرِ}}<ref>«سوگند به روزگار،» سوره عصر، آیه ۱.</ref>، {{متن قرآن|وَالْفَجْرِ}}<ref>«سوگند به سپیدهدم» سوره فجر، آیه ۱.</ref> یا برخی [[حروف مقطعه]] ابتدای [[سورهها]] که به عنوان آیهای مستقل و دارای شماره هستند مانند: {{متن قرآن|يس}}<ref> سوره يس، آیه ۱.</ref>، {{متن قرآن|حم}}<ref> سوره دخان، آیه ۱.</ref> در ۷ [[سوره]]، {{متن قرآن|طه}}<ref> سوره طه، آیه ۱.</ref>، {{متن قرآن|الم}}<ref> سوره بقره، آیه ۱.</ref>، {{متن قرآن|طسم}}<ref>«طا، سین، میم» سوره شعراء، آیه ۱.</ref> و... <ref>البرهان فی علوم القرآن، ج۱، ص۲۵۱.</ref>. | |||
*'''٢. اولین و آخرین [[آیات]] نازل شده:''' رایجترین و صحیحترین نظر در این باره، نظر آن دسته از [[دانشمندان]] است که میگویند [[نخستین آیات]] نازل شده بر [[رسول خدا]]{{صل}} پنج [[آیه]] ابتدای [[سوره علق]] است: {{متن قرآن|اقْرَأْ بِاسْمِ رَبِّكَ الَّذِي خَلَقَ * خَلَقَ الْإِنْسَانَ مِنْ عَلَقٍ * اقْرَأْ وَرَبُّكَ الْأَكْرَمُ * الَّذِي عَلَّمَ بِالْقَلَمِ * عَلَّمَ الْإِنْسَانَ مَا لَمْ يَعْلَمْ}}<ref>«بخوان به نام پروردگار خویش که آفرید * آدمی را از خونپارهای فروبسته آفرید * بخوان و (بدان که) پروردگار تو گرامیترین است * همان که با قلم آموزش داد * به انسان آنچه نمیدانست آموخت» سوره علق، آیه ۱-۵.</ref>؛ ولی در مورد آخرین [[آیه]] یا [[آیات]]، [[اختلاف]] نظر بسیار است. برخی، از جمله [[براء بن عازب]] آخرین [[آیه]] را {{متن قرآن|يَسْتَفْتُونَكَ قُلِ اللَّهُ يُفْتِيكُمْ فِي الْكَلَالَةِ}}<ref>«از تو نظر میخواهند بگو: خداوند برای شما درباره کلاله نظر میدهد» سوره نساء، آیه ۱۷۶.</ref> میدانند؛ [[ابن عباس]] و [[عُمر]] میگویند [[آیه ربا]] {{متن قرآن|يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ وَذَرُوا مَا بَقِيَ مِنَ الرِّبَا إِنْ كُنْتُمْ مُؤْمِنِينَ}}<ref>«ای مؤمنان! از خداوند پروا کنید و اگر مؤمنید آنچه از ربا که باز مانده است رها کنید» سوره بقره، آیه ۲۷۸.</ref> آخرین [[آیه]] نازل شده است. از [[اُبی بن کعب]] گزارش شده که گفته است: آخرین آیهای که نازل گشت {{متن قرآن|لَقَدْ جَاءَكُمْ رَسُولٌ مِنْ أَنْفُسِكُمْ...}}<ref>«بیگمان پیامبری از (میان) خودتان نزد شما آمده است» سوره توبه، آیه ۱۲۸.</ref> میباشد. | |||
*از [[ام سلمه|اُمّ سلمه]] هم [[روایت]] شده که گفته است: آخرین آیهای که نازل شد این [[آیه]] بود: {{متن قرآن|فَاسْتَجَابَ لَهُمْ رَبُّهُمْ أَنِّي لَا أُضِيعُ عَمَلَ عَامِلٍ...}}<ref>«آنگاه پروردگارشان به آنان پاسخ داد که: من پاداش انجام دهنده هیچ کاری را از شما چه مرد و چه زن- که همانند یکدیگرید- تباه نمیگردانم» سوره آل عمران، آیه ۱۹۵.</ref>. قویترین گفتهها در این باره که همگی منقول از [[ابن عباس]] هستند، آخرین [[آیه]] را: {{متن قرآن|وَاتَّقُوا يَوْمًا تُرْجَعُونَ فِيهِ إِلَى اللَّهِ ثُمَّ تُوَفَّى كُلُّ نَفْسٍ مَا كَسَبَتْ وَهُمْ لَا يُظْلَمُونَ}}<ref>«و از روزی پروا کنید که در آن به سوی خداوند بازگردانده میشوید آنگاه به هر کس پاداش آنچه انجام داده است تمام خواهند داد و به آنان ستم نخواهد رفت» سوره بقره، آیه ۲۸۱.</ref> گزارش میکنند<ref>ترجمه الاتقان، ج۱، ص۱۰۶.</ref>. | |||
*'''۳. [[آیات]] صاحب عنوان:''' تعداد بسیاری از [[آیات قرآن]] در سورههای مختلف از نامهای ویژهای برخوردار شدهاند که درباره [[خواندن]]، [[حفظ]] کردن، [[نوشتن]] و همراه خود داشتن برخی از آنها [[احادیث]] و سخنانی در میان [[مردم]] رایج است که البته برخی مستند و برخی غیر مستند هستند؛ بعضی از این [[آیات]] که نامی ویژه دارند عبارتند از: | |||
۲. | :*[[آیه اخوت]]: {{متن قرآن|إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ إِخْوَةٌ فَأَصْلِحُوا بَيْنَ أَخَوَيْكُمْ وَاتَّقُوا اللَّهَ لَعَلَّكُمْ تُرْحَمُونَ}}<ref>«جز این نیست که مؤمنان برادرند، پس میان برادرانتان را آشتی دهید و از خداوند پروا کنید باشد که بر شما بخشایش آورند» سوره حجرات، آیه ۱۰.</ref>، | ||
:*[[آیه]] إفک: {{متن قرآن|إِنَّ الَّذِينَ جَاءُوا بِالْإِفْكِ عُصْبَةٌ مِنْكُمْ لَا تَحْسَبُوهُ شَرًّا لَكُمْ بَلْ هُوَ خَيْرٌ لَكُمْ لِكُلِّ امْرِئٍ مِنْهُمْ مَا اكْتَسَبَ مِنَ الْإِثْمِ وَالَّذِي تَوَلَّى كِبْرَهُ مِنْهُمْ لَهُ عَذَابٌ عَظِيمٌ}}<ref>«کسانی که [به یکی از همسران پیامبر] آن دروغ را (وارد) آوردند دستهای از شمایند؛ آن را شرّی برای خود مپندارید بلکه آن برای شما خیر است؛ هر مردی از آنان را گناهی است که انجام داده است و آنکه بخش بزرگ آن را به گردن گرفته است عذابی سترگ خواهد داشت» سوره نور، آیه ۱۱.</ref> تا چند [[آیه]] بعد، | |||
:*[[آیه امانت]]: {{متن قرآن|إِنَّا عَرَضْنَا الْأَمَانَةَ عَلَى السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَالْجِبَالِ فَأَبَيْنَ أَنْ يَحْمِلْنَهَا وَأَشْفَقْنَ مِنْهَا وَحَمَلَهَا الْإِنْسَانُ إِنَّهُ كَانَ ظَلُومًا جَهُولًا}}<ref>«ما امانت را بر آسمانها و زمین و کوهها عرضه کردیم، از برداشتن آن سر برتافتند و از آن هراسیدند و آدمی آن را برداشت؛ بیگمان او ستمکارهای نادان است» سوره احزاب، آیه ۷۲.</ref>، | |||
:*[[آیه تبلیغ]]: {{متن قرآن|يَا أَيُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ مَا أُنْزِلَ إِلَيْكَ مِنْ رَبِّكَ وَإِنْ لَمْ تَفْعَلْ فَمَا بَلَّغْتَ رِسَالَتَهُ وَاللَّهُ يَعْصِمُكَ مِنَ النَّاسِ إِنَّ اللَّهَ لَا يَهْدِي الْقَوْمَ الْكَافِرِينَ}}<ref>«ای پیامبر! آنچه را از پروردگارت به سوی تو فرو فرستاده شده است برسان و اگر نکنی پیام او را نرساندهای؛ و خداوند تو را از (گزند) مردم در پناه میگیرد، خداوند گروه کافران را راهنمایی نمیکند» سوره مائده، آیه ۶۷.</ref>، | |||
:*[[آیه تطهیر]]: {{متن قرآن|وَقَرْنَ فِي بُيُوتِكُنَّ وَلَا تَبَرَّجْنَ تَبَرُّجَ الْجَاهِلِيَّةِ الْأُولَى وَأَقِمْنَ الصَّلَاةَ وَآتِينَ الزَّكَاةَ وَأَطِعْنَ اللَّهَ وَرَسُولَهُ إِنَّمَا يُرِيدُ اللَّهُ لِيُذْهِبَ عَنْكُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَيْتِ وَيُطَهِّرَكُمْ تَطْهِيرًا}}<ref>«و در خانههایتان آرام گیرید و چون خویشآرایی دوره جاهلیت نخستین خویشآرایی مکنید و نماز بپا دارید و زکات بپردازید و از خداوند و فرستاده او فرمانبرداری کنید؛ جز این نیست که خداوند میخواهد از شما اهل بیت هر پلیدی را بزداید و شما را به شایستگی پاک گردان» سوره احزاب، آیه ۳۳.</ref>، | |||
:*[[آیه حفظ]]: {{متن قرآن|إِنَّا نَحْنُ نَزَّلْنَا الذِّكْرَ وَإِنَّا لَهُ لَحَافِظُونَ}}<ref>«بیگمان ما خود قرآن را فرو فرستادهایم و به یقین ما نگهبان آن خواهیم بود» سوره حجر، آیه ۹.</ref>، | |||
:*[[آیه خمس]]: {{متن قرآن|إِذْ أَنْتُمْ بِالْعُدْوَةِ الدُّنْيَا وَهُمْ بِالْعُدْوَةِ الْقُصْوَى وَالرَّكْبُ أَسْفَلَ مِنْكُمْ وَلَوْ تَوَاعَدْتُمْ لَاخْتَلَفْتُمْ فِي الْمِيعَادِ وَلَكِنْ لِيَقْضِيَ اللَّهُ أَمْرًا كَانَ مَفْعُولًا لِيَهْلِكَ مَنْ هَلَكَ عَنْ بَيِّنَةٍ وَيَحْيَى مَنْ حَيَّ عَنْ بَيِّنَةٍ وَإِنَّ اللَّهَ لَسَمِيعٌ عَلِيمٌ}}<ref>«(یاد کن) آنگاه را که شما بر کناره نزدیکتر (مدینه) بودید و آنان بر کناره دورتر و آن کاروان (تجاری قریش) پایینتر از شما بودند و اگر با هم وعده (ی کارزار) میگذاشتید در آن خلاف میکردید امّا خداوند بر آن بود تا کار انجام یافتنی را به پایان رساند تا هر کس که نابود میشود از روی برهانی باشد و هر کس زنده میماند (نیز) با برهانی؛ و بیگمان خداوند شنوایی داناست» سوره انفال، آیه ۴۲.</ref>، | |||
:*[[آیه سیف]] / [[قتال]]: {{متن قرآن|فَإِذَا انْسَلَخَ الْأَشْهُرُ الْحُرُمُ فَاقْتُلُوا الْمُشْرِكِينَ حَيْثُ وَجَدْتُمُوهُمْ وَخُذُوهُمْ وَاحْصُرُوهُمْ وَاقْعُدُوا لَهُمْ كُلَّ مَرْصَدٍ فَإِنْ تَابُوا وَأَقَامُوا الصَّلَاةَ وَآتَوُا الزَّكَاةَ فَخَلُّوا سَبِيلَهُمْ إِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَحِيمٌ}}<ref>«و چون ماههای حرام به پایان رسید مشرکان را هر جا یافتید بکشید و دستگیرشان کنید و به محاصره درآورید و در هر کمینگاهی به کمین آنان بنشینید؛ و اگر توبه کردند و نماز برپا داشتند و زکات دادند آزادشان بگذارید که بیگمان خداوند آمرزندهای بخشاینده است» سوره توبه، آیه ۵.</ref>، | |||
:*[[آیه ظهار]]: {{متن قرآن|الَّذِينَ يُظَاهِرُونَ مِنْكُمْ مِنْ نِسَائِهِمْ مَا هُنَّ أُمَّهَاتِهِمْ إِنْ أُمَّهَاتُهُمْ إِلَّا اللَّائِي وَلَدْنَهُمْ وَإِنَّهُمْ لَيَقُولُونَ مُنْكَرًا مِنَ الْقَوْلِ وَزُورًا وَإِنَّ اللَّهَ لَعَفُوٌّ غَفُورٌ}}<ref>«کسانی از شما که زنان خود را ظهار میکنند، آن زنان، مادران آنان نیستند، مادرانشان جز کسانی که آنان را زادهاند نمیباشند و اینان بیگمان سخنی ناپسند و نادرست میگویند و باری، خداوند به یقین در گذرندهای آمرزنده است» سوره مجادله، آیه ۲.</ref>، | |||
:*[[آیه]] [[قصاص]]: {{متن قرآن|وَلَكُمْ فِي الْقِصَاصِ حَيَاةٌ يَا أُولِي الْأَلْبَابِ لَعَلَّكُمْ تَتَّقُونَ}}<ref>«و شما را ای خردمندان در قصاص، زندگانی (نهفته) است؛ باشد که شما پرهیزگاری ورزید» سوره بقره، آیه ۱۷۹.</ref>، | |||
[[ | :*[[آیة الکرسی]]: {{متن قرآن|اللَّهُ لَا إِلَهَ إِلَّا هُوَ الْحَيُّ الْقَيُّومُ لَا تَأْخُذُهُ سِنَةٌ وَلَا نَوْمٌ لَهُ مَا فِي السَّمَاوَاتِ وَمَا فِي الْأَرْضِ مَنْ ذَا الَّذِي يَشْفَعُ عِنْدَهُ إِلَّا بِإِذْنِهِ يَعْلَمُ مَا بَيْنَ أَيْدِيهِمْ وَمَا خَلْفَهُمْ وَلَا يُحِيطُونَ بِشَيْءٍ مِنْ عِلْمِهِ إِلَّا بِمَا شَاءَ وَسِعَ كُرْسِيُّهُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضَ وَلَا يَئُودُهُ حِفْظُهُمَا وَهُوَ الْعَلِيُّ الْعَظِيمُ}}<ref>«خداوند است که هیچ خدایی جز آن زنده پایدار نیست که او را چرت و خواب فرا نمیگیرد، همه آنچه در آسمانها و زمین است از آن اوست، کیست که جز به اذن وی نزد او شفاعت آورد؛ به آشکار و پنهان آنان داناست و آنان بر چیزی از دانش وی جز آنچه او بخواهد چیرگی ندارند؛ اریکه او گستره آسمانها و زمین است و نگاهداشت آنها بر وی دشوار نیست و او فرازمند سترگ است.» سوره بقره، آیه ۲۵۵.</ref>، | ||
:*[[آیه لیلة المبیت]]: {{متن قرآن|وَمِنَ النَّاسِ مَنْ يَشْرِي نَفْسَهُ ابْتِغَاءَ مَرْضَاتِ اللَّهِ وَاللَّهُ رَءُوفٌ بِالْعِبَادِ}}<ref>«و از مردم کسی است که در به دست آوردن خشنودی خداوند از جان میگذرد و خداوند به بندگان مهربان است» سوره بقره، آیه ۲۰۷.</ref>، | |||
:*[[آیه مباهله]]: {{متن قرآن|فَمَنْ حَاجَّكَ فِيهِ مِنْ بَعْدِ مَا جَاءَكَ مِنَ الْعِلْمِ فَقُلْ تَعَالَوْا نَدْعُ أَبْنَاءَنَا وَأَبْنَاءَكُمْ وَنِسَاءَنَا وَنِسَاءَكُمْ وَأَنْفُسَنَا وَأَنْفُسَكُمْ ثُمَّ نَبْتَهِلْ فَنَجْعَلْ لَعْنَتَ اللَّهِ عَلَى الْكَاذِبِينَ}}<ref>«بنابراین، پس از دست یافتن تو به دانش، به هر کس که با تو به چالش برخیزد؛ بگو: بیایید تا فرزندان خود و فرزندان شما و زنان خود و زنان شما و خودیهای خویش و خودیهای شما را فرا خوانیم آنگاه (به درگاه خداوند) زاری کنیم تا لعنت خداوند را بر دروغگویان نهیم» سوره آل عمران، آیه ۶۱.</ref>، | |||
:*[[آیه]] [[مواریث]] [[ارث]] / [[میراث]]: {{متن قرآن|يُوصِيكُمُ اللَّهُ فِي أَوْلَادِكُمْ لِلذَّكَرِ مِثْلُ حَظِّ الْأُنْثَيَيْنِ فَإِنْ كُنَّ نِسَاءً فَوْقَ اثْنَتَيْنِ فَلَهُنَّ ثُلُثَا مَا تَرَكَ وَإِنْ كَانَتْ وَاحِدَةً فَلَهَا النِّصْفُ وَلِأَبَوَيْهِ لِكُلِّ وَاحِدٍ مِنْهُمَا السُّدُسُ مِمَّا تَرَكَ إِنْ كَانَ لَهُ وَلَدٌ فَإِنْ لَمْ يَكُنْ لَهُ وَلَدٌ وَوَرِثَهُ أَبَوَاهُ فَلِأُمِّهِ الثُّلُثُ فَإِنْ كَانَ لَهُ إِخْوَةٌ فَلِأُمِّهِ السُّدُسُ مِنْ بَعْدِ وَصِيَّةٍ يُوصِي بِهَا أَوْ دَيْنٍ آبَاؤُكُمْ وَأَبْنَاؤُكُمْ لَا تَدْرُونَ أَيُّهُمْ أَقْرَبُ لَكُمْ نَفْعًا فَرِيضَةً مِنَ اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ كَانَ عَلِيمًا حَكِيمًا}}<ref>«خداوند درباره (ارث) فرزندانتان به شما سفارش میکند که بهره پسر برابر با بهره دو دختر است و اگر (همه وارثان)، دختر و بیش از دو تن باشند تنها دو سوم آنچه بر جای نهاده، از آن ایشان است و اگر (تنها) یک دختر باشد، نصف از آن اوست. و برای هر یک از پدر و مادر شخص در گذشته اگر فرزند داشته باشد، یک ششم از آنچه بر جای نهاده، خواهد بود و اگر فرزندی نداشته باشد و پدر و مادرش ارثبر اویند، مادرش یک سوم خواهد برد؛ اگر برادرانی (یا خواهرانی یا برادران و خواهرانی) داشته باشد، برای مادرش یک ششم است. (این تقسیمها) پس از (انجام) آن وصیّتی است که میکند یا (پرداختن) وامی (که دارد)؛ شما در نمییابید کدامیک از پدرانتان و فرزندانتان برای شما سودمندترند؛ (این احکام) فریضهای است از سوی خداوند بیگمان خداوند دانایی حکیم است» سوره نساء، آیه ۱۱.</ref>، | |||
:*[[آیه مودت]] / [[ذوی القربی]]: {{متن قرآن|إِنْ يَشَأْ يُسْكِنِ الرِّيحَ فَيَظْلَلْنَ رَوَاكِدَ عَلَى ظَهْرِهِ إِنَّ فِي ذَلِكَ لَآيَاتٍ لِكُلِّ صَبَّارٍ شَكُورٍ}}<ref>«اگر بخواهد باد را از وزیدن باز میدارد و (کشتیها) بر آن (دریا) بیجنبش میمانند، بیگمان در این برای هر پرشکیب سپاسگزاری نشانههاست» سوره شوری، آیه ۳۳.</ref>، | |||
علاوه بر اینها خصوصیات دیگری نیز برای تشخیص [[آیات]] مکی از [[آیات]] [[مدنی]] برشمردهاند: | :*[[آیه نجوی]]: {{متن قرآن|يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِذَا نَاجَيْتُمُ الرَّسُولَ فَقَدِّمُوا بَيْنَ يَدَيْ نَجْوَاكُمْ صَدَقَةً ذَلِكَ خَيْرٌ لَكُمْ وَأَطْهَرُ فَإِنْ لَمْ تَجِدُوا فَإِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَحِيمٌ}}<ref>«ای مؤمنان! چون میخواهید با پیامبر رازگویی کنید پیش از رازگوییتان صدقهای بپردازید، این برای شما بهتر و پاکیزهتر است ولی اگر (چیزی) نیابید بیگمان خداوند آمرزندهای بخشاینده است» سوره مجادله، آیه ۱۲.</ref>، | ||
:*[[آیه نسخ]]: {{متن قرآن|مَا نَنْسَخْ مِنْ آيَةٍ أَوْ نُنْسِهَا نَأْتِ بِخَيْرٍ مِنْهَا أَوْ مِثْلِهَا أَلَمْ تَعْلَمْ أَنَّ اللَّهَ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ}}<ref>«اگر آیهای را نسخ کنیم یا (حکم) آن را واپس افکنیم به از آن یا همگون آن را میآوریم؛ آیا ندانستهای که خداوند بر هر کاری تواناست؟» سوره بقره، آیه ۱۰۶.</ref>، | |||
:*[[آیه نفر]] - کوچ: {{متن قرآن|وَمَا كَانَ الْمُؤْمِنُونَ لِيَنْفِرُوا كَافَّةً فَلَوْلَا نَفَرَ مِنْ كُلِّ فِرْقَةٍ مِنْهُمْ طَائِفَةٌ لِيَتَفَقَّهُوا فِي الدِّينِ وَلِيُنْذِرُوا قَوْمَهُمْ إِذَا رَجَعُوا إِلَيْهِمْ لَعَلَّهُمْ يَحْذَرُونَ}}<ref>«و مؤمنان نباید همگی رهسپار (جهاد یا آموختن دانش) شوند؛ اما چرا از هر گروه ایشان دستهای رهسپار نمیگردند تا دین آگاه شوند و چون نزد قوم خود باز آمدند آنها را بیم دهند باشد که بپرهیزند» سوره توبه، آیه ۱۲۲.</ref>، | |||
:*[[آیه نور]]: {{متن قرآن|اللَّهُ نُورُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ مَثَلُ نُورِهِ كَمِشْكَاةٍ فِيهَا مِصْبَاحٌ الْمِصْبَاحُ فِي زُجَاجَةٍ الزُّجَاجَةُ كَأَنَّهَا كَوْكَبٌ دُرِّيٌّ يُوقَدُ مِنْ شَجَرَةٍ مُبَارَكَةٍ زَيْتُونَةٍ لَا شَرْقِيَّةٍ وَلَا غَرْبِيَّةٍ يَكَادُ زَيْتُهَا يُضِيءُ وَلَوْ لَمْ تَمْسَسْهُ نَارٌ نُورٌ عَلَى نُورٍ يَهْدِي اللَّهُ لِنُورِهِ مَنْ يَشَاءُ وَيَضْرِبُ اللَّهُ الْأَمْثَالَ لِلنَّاسِ وَاللَّهُ بِكُلِّ شَيْءٍ عَلِيمٌ}}<ref>«خداوند، نور آسمانها و زمین است، مثل نور او چون چراغدانی است در آن چراغی، آن چراغ در شیشهای، آن شیشه گویی ستارهای درخشان است کز درخت خجسته زیتونی میفروزد که نه خاوری است و نه باختری، نزدیک است روغن آن هر چند آتشی بدان نرسیده برفروزد، نوری است فرا نوری، خداوند هر که را بخواهد به نور خویش رهنمون میگردد و خداوند این مثلها را برای مردم میزند و خداوند به هر چیزی داناست» سوره نور، آیه ۳۵.</ref>، | |||
:*[[آیه]] {{متن قرآن|وَإِنْ يَكَادُ}}: {{متن قرآن|وَإِنْ يَكَادُ الَّذِينَ كَفَرُوا لَيُزْلِقُونَكَ بِأَبْصَارِهِمْ لَمَّا سَمِعُوا الذِّكْرَ وَيَقُولُونَ إِنَّهُ لَمَجْنُونٌ}}<ref>«و به راستی نزدیک است کافران هنگامی که این یادکرد را میشنوند با چشمانشان به تو آسیب رسانند و میگویند بیگمان او دیوانه است» سوره قلم، آیه ۵۱.</ref>، | |||
:*[[آیه وصیت]]: {{متن قرآن|يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا شَهَادَةُ بَيْنِكُمْ إِذَا حَضَرَ أَحَدَكُمُ الْمَوْتُ حِينَ الْوَصِيَّةِ اثْنَانِ ذَوَا عَدْلٍ مِنْكُمْ أَوْ آخَرَانِ مِنْ غَيْرِكُمْ إِنْ أَنْتُمْ ضَرَبْتُمْ فِي الْأَرْضِ فَأَصَابَتْكُمْ مُصِيبَةُ الْمَوْتِ تَحْبِسُونَهُمَا مِنْ بَعْدِ الصَّلَاةِ فَيُقْسِمَانِ بِاللَّهِ إِنِ ارْتَبْتُمْ لَا نَشْتَرِي بِهِ ثَمَنًا وَلَوْ كَانَ ذَا قُرْبَى وَلَا نَكْتُمُ شَهَادَةَ اللَّهِ إِنَّا إِذًا لَمِنَ الْآثِمِينَ}}<ref>«ای مؤمنان! چون مرگ یکی از شما در رسد گواه گرفتن میان شما هنگام وصیت، (گواهی) دو (مرد) دادگر از شما (مسلمانان) است و اگر سفر کردید و مصیبت مرگ گریبان شما را گرفت (و گواه مسلمان نیافتید) دو گواه دیگر از غیر شما (مسلمانان) است و اگر (به آنها) شک دارید آنان را تا پس از نماز باز دارید آنگاه سوگند به خداوند خورند که: ما آن (گواهی خود) را به هیچ بهایی نمیفروشیم هرچند (درباره) خویشاوندان (ما) باشد و گواهی (در پیشگاه) خداوند را پنهان نمیداریم که اگر بداریم از گناهکاران خواهیم بود» سوره مائده، آیه ۱۰۶.</ref>، | |||
:*[[آیه ولایت]]: {{متن قرآن|إِنَّمَا وَلِيُّكُمُ اللَّهُ وَرَسُولُهُ وَالَّذِينَ آمَنُوا الَّذِينَ يُقِيمُونَ الصَّلَاةَ وَيُؤْتُونَ الزَّكَاةَ وَهُمْ رَاكِعُونَ}}<ref>«سرور شما تنها خداوند است و پیامبر او و (نیز) آنانند که ایمان آوردهاند، همان کسان که نماز برپا میدارند و در حال رکوع زکات میدهند» سوره مائده، آیه ۵۵.</ref> و...؛ | |||
'''۴. [[آیات مکی و مدنی]] و کیفیت [[شناخت]] آنها:''' [[شناخت]] [[آیات]] و سور [[مکی و مدنی]] در [[تاریخ قرآن]]، خالی از اهمیت و فایده نیست. به این سبب زمینه عدهای از [[دانشمندان]] [[مسلمان]] کتابهای مستقل و جداگانهای در این زمینه به [[نگارش]] در آوردهاند که [[سیوطی]] از دو نفر ایشان به نامهای مکی و عزالدینی یاد میکند. از جمله فوایدی که از [[شناخت]] [[آیات مکی و مدنی]] برای شخص حاصل میگردد این است که یک محقق به گامهایی که [[اسلام]] در [[دعوت]] عام خود برداشته - و این گامها با حوادث و شرایطء همزمان و هماهنگ بوده - و نیز به هماهنگی این [[دعوت]] با محیط [[عربی]]، اعم از [[مکه]] و [[مدینه]] و [[شهر]] و بیابان، [[آگاهی]] مییابد. | |||
*یکی از فواید اینگونه [[شناخت]] این است که پژوهشگر از تقدم و تأخر زمانی در [[نزول]] [[آیات]] واقف میگردد و در نتیجه [[آیات]] [[ناسخ]] و مُخَصِّص را خواهد [[شناخت]]<ref>ترجمه الاتقان، ج۱، ص۴۵.</ref>. وی سپس به [[نقل]] از [[ابوالقاسم حسن بن حبیب نیشابوری]] در کتاب "التنبیه علی فضل علوم القرآن" میگوید: "شریفترین [[علوم قرآن]]، [[علوم]] و معارفی است که ذیلاً یاد میشود..." و بیست و پنج وجه را ذکر میکند از جمله: | |||
#دانستن آن قسمت از [[قرآن]] که در [[مکه]] نازل شده و قاعدتاً باید مکی باشد. | |||
#آن بخش از [[قرآن]] که در [[مدینه]] نازل گشته و قاعدتاً [[مدنی]] است. | |||
#آیاتی که در [[مکه]]، ولی درباره [[اهل]] [[مدینه]] نازل شده است. | |||
#آیاتی که در [[مدینه]]، ولی درباره [[اهل مکه]] نازل شده است. | |||
#آیاتی که شبیه [[نزول]] مکی است در [[آیات]] [[مدنی]]. | |||
#آیاتی که شبیه [[نزول]] مکی است در [[آیات]] [[مدنی]]. | |||
#آیاتی که در حُدیبیه نازل شده. | |||
#[[آیات]] مکی در سورههای [[مدنی]]. | |||
#[[آیات]] [[مدنی]] در سورههای مکی. | |||
#آیاتی که به طور مجمل نازل گردیده است. | |||
*در پایان چنین میافزاید: این بیست و پنج وجه در مورد [[نزول قرآن]] به چشم میخورد، اگر کسی به این وجوه آشنایی نداشته باشد و آنها را از یکدیگر تشخیص ندهد روا نیست که درباره [[کتاب خدا]] [[سخن]] بگوید. | |||
*[[اندیشمندان]] [[علوم قرآنی]] برای [[شناخت]] [[آیات]] و سور [[مکی و مدنی]] از یکدیگر چند ملاک را ذکر کردهاند که عبارتند از: | |||
#آیاتی که پیش از [[هجرت]] نازل شده مکی و آیاتی که پس از [[هجرت]] نازل گردیده [[مدنی]] نامیده میشود، چه در [[شهر]] [[مکه]] نازل شده باشد و چه در [[مدینه]]. | |||
#آنچه در [[مکه]] نازل شده و آنچه در [[راه]] [[مدینه]] به هنگام [[هجرت]] فرود آمده، مکی شمرده میشود، اما آیاتی که در سفرها بر [[پیامبر اکرم]]{{صل}} نازل گردیده - پس از آنکه به [[مدینه]] [[هجرت]] فرمود - [[مدنی]] است. | |||
#آیاتی که در [[مکه]] نازل شده - گرچه بعد از [[هجرت]] باشد- مکی است و آیاتی که در [[مدینه]] نازل گشته [[مدنی]] میباشد. | |||
#آیاتی را مکی میگویند که خطاب به [[اهل مکه]] باشد و آیاتی را [[مدنی]] نامند که خطاب به [[اهل]] [[مدینه]] باشد<ref>ترجمه الاتقان، ج۱، ص۴۷.</ref>. | |||
*علاوه بر اینها خصوصیات دیگری نیز برای تشخیص [[آیات]] مکی از [[آیات]] [[مدنی]] برشمردهاند: | |||
#هر آیهای که حاوی عبارت {{متن قرآن|يَا أَيُّهَا النَّاسُ}} بود مکی و هر آیهای که شامل عبارت {{متن قرآن|يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا}} بود [[مدنی]] است. | |||
#آیاتی که در سورههایی قرار دارند و آن [[سورهها]] با [[حروف مقطعه]] آغاز میگردند، مکی هستند مگر در دو [[سوره بقره]] و [[آل عمران]]. | |||
#آیاتی که دارای [[سجده]] و یا لفظ (کلّا) و [[سوگند]] میباشند، مکی هستند. | |||
#آیاتی که حاوی [[فرمان]] [[جهاد]]، [[احکام]]، حدود و فرائضاند، [[مدنی]] به شمار میآیند. | |||
#آیاتی که شامل موضوع [[مجادله]] با [[اهل کتاب]] بوده و یا از [[منافقین]] یاد میکنند - جز در [[سوره عنکبوت]] ۔ [[مدنی]] محسوب میگردند<ref>تاریخ قرآن کریم، ص۷۸-۷۶.</ref>. | |||
==مفهوم [[آیه]]== | ==مفهوم [[آیه]]== | ||