ابوطلحه انصاری: تفاوت میان نسخه‌ها

(صفحه‌ای تازه حاوی «{{ویرایش غیرنهایی}} {{امامت}} <div style="padding: 0.0em 0em 0.0em;"> : <div style="background-color: rgb(252, 252, 233)...» ایجاد کرد)
 
خط ۵۷: خط ۵۷:
[[ابوطلحه]] با آن سابقه [[جهاد]] و [[عبادت]] چندان در جلب [[رضایت]] [[علی]]{{ع}} موفق نبود و [[امام]]{{ع}} بعضی از اوقات از او ناراضی بود. در زمان تشکیل [[شورای شش نفره]] وقتی [[امام علی]]{{ع}} متوجه حضور [[ابوطلحه انصاری]] در جلسه شد از حضور او اظهار [[نارضایتی]] کرد و وقتی [[ابوطلحه]] این حالت [[نارضایتی]] [[امام]] را دید گفت:
[[ابوطلحه]] با آن سابقه [[جهاد]] و [[عبادت]] چندان در جلب [[رضایت]] [[علی]]{{ع}} موفق نبود و [[امام]]{{ع}} بعضی از اوقات از او ناراضی بود. در زمان تشکیل [[شورای شش نفره]] وقتی [[امام علی]]{{ع}} متوجه حضور [[ابوطلحه انصاری]] در جلسه شد از حضور او اظهار [[نارضایتی]] کرد و وقتی [[ابوطلحه]] این حالت [[نارضایتی]] [[امام]] را دید گفت:
“ای [[ابوالحسن]]! تو هرگز بیمناک نبوده‌ای”<ref>تاریخ الطبری، طبری، ج۳، ص۲۹۵.</ref>.
“ای [[ابوالحسن]]! تو هرگز بیمناک نبوده‌ای”<ref>تاریخ الطبری، طبری، ج۳، ص۲۹۵.</ref>.
ماجرا این گونه بود که [[عمر]] شش نفر از [[اصحاب رسول خدا]]{{صل}} را برای [[تعیین خلیفه]] مشخص کرد: [[علی بن ابیطالب]]، [[عثمان]]، [[عبدالرحمان بن عوف]]، [[زبیر بن عوام]]، [[طلحة بن عبیدالله]] و [[سعدبن ابی وقاص]]، و به [[صهیب]] گفت با [[مردم]] [[نماز]] بخواند تا هنگامی که از شش نفر یک نفر به [[خلافت]] [[انتخاب]] شود<ref>تاریخ الیعقوبی، یعقوبی (ترجمه: آیتی)، ج۲، ص۵۰.</ref>. بعد از آن [[ابوطلحه]] انصار۰ی را نزد خود‌طلبید و گفت: “هنگامی که مرا [[دفن]] کردید بلافاصله این شش نفر را در اطاقی جمع کنید و پنجاه نفر از [[انصار]] را به حال آماده باش، در آنجا حاضر کنید و [[منتظر]] باشید تا آنها کار خود را انجام دهند. اگر پنج نفر از آنها درباره یک نفر موافقت کردند و یکی از آنها [[مخالفت]] کرد، گردن او را بزنید و اگر چهار نفر با [[انتخاب]] یک نفر موافقت نمودند و دو نفر [[مخالفت]] کردند، گردن آن دو نفر را بزنید و اگر سه نفر با [[انتخاب]] یک نفر موافق بودند و سه نفر [[مخالف]]، بنگرید و در هر طرف که [[عبدالرحمان بن عوف]] حاضر بود، [[فرد]] [[انتخاب]] شده آن گروه را برگزینید و اگر سه نفر [[مخالف]] بر نظر خود [[اصرار]] کردند، گردن آن سه نفر را بزنید<ref>تاریخ الطبری، طبری، ج۳، ص۲۹۴؛ التنبیه و الاشراف، مسعودی (ترجمه: پاینده) ۲۶۸۰۱.</ref> و اگر سه روز گذشت و درباره کسی توافق حاصل نشد، همه ایشان را گردن بزنید”<ref>تاریخ الیعقوبی، یعقوبی، ج۲، ص۱۶۰؛ الطرائف، سید بن طاووس، ص۴۸۰.</ref>.
ماجرا این گونه بود که [[عمر]] شش نفر از [[اصحاب رسول خدا]]{{صل}} را برای [[تعیین خلیفه]] مشخص کرد: [[علی بن ابیطالب]]، [[عثمان]]، [[عبدالرحمان بن عوف]]، [[زبیر بن عوام]]، [[طلحة بن عبیدالله]] و [[سعد بن ابی وقاص]]، و به [[صهیب]] گفت با [[مردم]] [[نماز]] بخواند تا هنگامی که از شش نفر یک نفر به [[خلافت]] [[انتخاب]] شود<ref>تاریخ الیعقوبی، یعقوبی (ترجمه: آیتی)، ج۲، ص۵۰.</ref>. بعد از آن [[ابوطلحه]] انصار۰ی را نزد خود‌طلبید و گفت: “هنگامی که مرا [[دفن]] کردید بلافاصله این شش نفر را در اطاقی جمع کنید و پنجاه نفر از [[انصار]] را به حال آماده باش، در آنجا حاضر کنید و [[منتظر]] باشید تا آنها کار خود را انجام دهند. اگر پنج نفر از آنها درباره یک نفر موافقت کردند و یکی از آنها [[مخالفت]] کرد، گردن او را بزنید و اگر چهار نفر با [[انتخاب]] یک نفر موافقت نمودند و دو نفر [[مخالفت]] کردند، گردن آن دو نفر را بزنید و اگر سه نفر با [[انتخاب]] یک نفر موافق بودند و سه نفر [[مخالف]]، بنگرید و در هر طرف که [[عبدالرحمان بن عوف]] حاضر بود، [[فرد]] [[انتخاب]] شده آن گروه را برگزینید و اگر سه نفر [[مخالف]] بر نظر خود [[اصرار]] کردند، گردن آن سه نفر را بزنید<ref>تاریخ الطبری، طبری، ج۳، ص۲۹۴؛ التنبیه و الاشراف، مسعودی (ترجمه: پاینده) ۲۶۸۰۱.</ref> و اگر سه روز گذشت و درباره کسی توافق حاصل نشد، همه ایشان را گردن بزنید”<ref>تاریخ الیعقوبی، یعقوبی، ج۲، ص۱۶۰؛ الطرائف، سید بن طاووس، ص۴۸۰.</ref>.
هنگام جلسه [[ابوطلحه]] به افراد [[شورا]] می‌گفت: شتاب کنید، شتاب کنید که زمان کار به پایان رسید<ref>تاریخ الیعقوبی، یعقوبی، ج۲، ص۱۶۰.</ref>. پس [[ابوطلحه]] از کسانی است که [[مأموریت]] داشته بر شورائی که [[عمر]] [[تعیین]] کرده بود تا [[خلیفه]] بعد از او را برگزینند، [[نظارت]] داشته باشد و در صورت توافق نداشتن آنها درباره یک نفر، ایشان را گردن بزند<ref>تاریخ الطبری، طبری، ج۳، ص۲۹۵.</ref>. و او همان کسی است که به اعضای [[شورا]] می‌گفت: قسم به آن خدایی که [[جان]] [[عمر]] را گرفت، بیشتر از سه روزی که برای شما [[تعیین]] شده است به شما [[فرصت]] نمی‌دهم؛ پس آن‌چه به نظرتان می‌رسد را عملی کنید<ref>شرح نهج البلاغه، ابن ابی الحدید، ج۱، ص۱۹۲.</ref><ref>[[محمد تقی افشار|افشار، محمد تقی]]، [[دایرة المعارف صحابه پیامبر اعظم ج۳ (کتاب)|دایرة المعارف صحابه پیامبر اعظم]]، ص ۱۵۵.</ref>.
هنگام جلسه [[ابوطلحه]] به افراد [[شورا]] می‌گفت: شتاب کنید، شتاب کنید که زمان کار به پایان رسید<ref>تاریخ الیعقوبی، یعقوبی، ج۲، ص۱۶۰.</ref>. پس [[ابوطلحه]] از کسانی است که [[مأموریت]] داشته بر شورائی که [[عمر]] [[تعیین]] کرده بود تا [[خلیفه]] بعد از او را برگزینند، [[نظارت]] داشته باشد و در صورت توافق نداشتن آنها درباره یک نفر، ایشان را گردن بزند<ref>تاریخ الطبری، طبری، ج۳، ص۲۹۵.</ref>. و او همان کسی است که به اعضای [[شورا]] می‌گفت: قسم به آن خدایی که [[جان]] [[عمر]] را گرفت، بیشتر از سه روزی که برای شما [[تعیین]] شده است به شما [[فرصت]] نمی‌دهم؛ پس آن‌چه به نظرتان می‌رسد را عملی کنید<ref>شرح نهج البلاغه، ابن ابی الحدید، ج۱، ص۱۹۲.</ref><ref>[[محمد تقی افشار|افشار، محمد تقی]]، [[دایرة المعارف صحابه پیامبر اعظم ج۳ (کتاب)|دایرة المعارف صحابه پیامبر اعظم]]، ص ۱۵۵.</ref>.
==[[ابوطلحه]] و [[عقد اخوت]]==
==[[ابوطلحه]] و [[عقد اخوت]]==
[[پیامبر اکرم]]{{صل}} براساس [[سنت]] خویش بعد از [[مهاجرت]] به [[مدینه]] بین هر یک از [[مسلمان‌ها]] به تناسب حال آنها [[عقد اخوت]] برقرار می‌کرد و بر این اساس، عده‌ای گفته‌اند چون [[پیامبر]]{{صل}} و [[مسلمان‌ها]] به [[مدینه]] [[مهاجرت]] کردند [[پیامبر]]{{صل}} بین [[ابوطلحه]] و [[ارقم]] بن [[ارقم]] مخزومی [[عقد اخوت]] برقرار کرد<ref>الطبقات الکبری، ابن سعد (ترجمه: مهدوی دامغانی)، ج۴، ص۴۲۴.</ref>. و جمعی دیگر، گفته‌اند که [[عقد اخوت]] بین او و [[ابوعبیده جراح]] برقرار شد<ref>الاستیعاب، ابن عبدالبر، ج۴، ص۱۶۹۹؛ اسد الغابة، ابن اثیر، ج۱، ص۱۲۰۲.</ref>. به هرحال [[شیخ طوسی]] [[ابوطلحه]] را در [[علم رجال]] جزء [[اصحاب رسول خدا]]{{صل}} شمار آورده و او را شخص خوبی دانسته است ولی مرحوم شوشتری می‌گوید: چگونه او شخص خوبی بوده و حال آن‌که او کسی است که به قول جزری، [[پیامبر]]{{صل}} بین او و [[ابوعبیدة جراح]] [[عقد اخوت]] بر قرار کرد، پس او باید از نظر [[روحی]] همانند [[ابوعبیده جراح]] بوده باشد و این [[ابوعبیده]] همان کسی است که شرایط را برای [[ابوبکر]] و [[عمر]] در روز [[سقیفه]] آماده کرد و وقتی [[ابوبکر]] به اعضای [[شورا]] گفت که با یکی از این دو نفر، [[عمر]] یا [[ابو عبیده]] [[بیعت]] کنید، آن دو گفتند: نمی‌توان از تو جلو افتاد، چرا که تو در [[غار]] [[رفیق پیامبر]] بوده‌ای”<ref>قاموس الرجال، شوشتری، ج۴، ص۵۵۲-۵۵۳؛ ج۱۱، ص۳۸۳.</ref><ref>[[محمد تقی افشار|افشار، محمد تقی]]، [[دایرة المعارف صحابه پیامبر اعظم ج۳ (کتاب)|دایرة المعارف صحابه پیامبر اعظم]]، ص ۱۵۶.</ref>.
[[پیامبر اکرم]]{{صل}} براساس [[سنت]] خویش بعد از [[مهاجرت]] به [[مدینه]] بین هر یک از [[مسلمان‌ها]] به تناسب حال آنها [[عقد اخوت]] برقرار می‌کرد و بر این اساس، عده‌ای گفته‌اند چون [[پیامبر]]{{صل}} و [[مسلمان‌ها]] به [[مدینه]] [[مهاجرت]] کردند [[پیامبر]]{{صل}} بین [[ابوطلحه]] و [[ارقم]] بن [[ارقم]] مخزومی [[عقد اخوت]] برقرار کرد<ref>الطبقات الکبری، ابن سعد (ترجمه: مهدوی دامغانی)، ج۴، ص۴۲۴.</ref>. و جمعی دیگر، گفته‌اند که [[عقد اخوت]] بین او و [[ابوعبیده جراح]] برقرار شد<ref>الاستیعاب، ابن عبدالبر، ج۴، ص۱۶۹۹؛ اسد الغابة، ابن اثیر، ج۱، ص۱۲۰۲.</ref>. به هرحال [[شیخ طوسی]] [[ابوطلحه]] را در [[علم رجال]] جزء [[اصحاب رسول خدا]]{{صل}} شمار آورده و او را شخص خوبی دانسته است ولی مرحوم شوشتری می‌گوید: چگونه او شخص خوبی بوده و حال آن‌که او کسی است که به قول جزری، [[پیامبر]]{{صل}} بین او و [[ابوعبیدة جراح]] [[عقد اخوت]] بر قرار کرد، پس او باید از نظر [[روحی]] همانند [[ابوعبیده جراح]] بوده باشد و این [[ابوعبیده]] همان کسی است که شرایط را برای [[ابوبکر]] و [[عمر]] در روز [[سقیفه]] آماده کرد و وقتی [[ابوبکر]] به اعضای [[شورا]] گفت که با یکی از این دو نفر، [[عمر]] یا [[ابو عبیده]] [[بیعت]] کنید، آن دو گفتند: نمی‌توان از تو جلو افتاد، چرا که تو در [[غار]] [[رفیق پیامبر]] بوده‌ای”<ref>قاموس الرجال، شوشتری، ج۴، ص۵۵۲-۵۵۳؛ ج۱۱، ص۳۸۳.</ref><ref>[[محمد تقی افشار|افشار، محمد تقی]]، [[دایرة المعارف صحابه پیامبر اعظم ج۳ (کتاب)|دایرة المعارف صحابه پیامبر اعظم]]، ص ۱۵۶.</ref>.
۲۲۴٬۹۰۳

ویرایش